سنایی غزنوی (غزلیات)/صنما تا بزیم بندهی دیدار توام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (صنما تا بزیم بندهی دیدار توام) از سنایی غزنوی |
' |
| صنما تا بزیم بندهی دیدار توام | بتن و جان و دل دیده خریدار توام | |
| تو مه و سال کمر بسته به آزار منی | من شب و روز جگر خسته ز آزار توام | |
| گر چه از جور تو سیر آمدهام تا بزیم | بکشم جور تو زیرا که گرفتار توام | |
| زان نکردی تو همی ساخت بر من که ترا | آگهی نیست که من سوختهی زار توام | |
| گر چه آرایش خوبان جهانی به جمال | به سر تو که من آرایش بازار توام | |
| نه عجب گر بکشم تلخی گفتار ترا | زان که من شیفتهی خوبی دیدار توام | |
| دزد شبرو منم ای دلبر اندر غم تو | چون سنایی ز پی وصل تو عیار توام | |
| گر چه عشاق دل آسودهی گفتار منند | من همه ساله دل آزردهی گفتار توام |