سنایی غزنوی (غزلیات)/راحتی جان را به گفتار ای پسر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (راحتی جان را به گفتار ای پسر) از سنایی غزنوی |
' |
| راحتی جان را به گفتار ای پسر | آفتی دل را به کردار ای پسر | |
| هر چه باید داری از خوبی ولیک | نیست کردارت چو گفتار ای پسر | |
| مهر و ماهی گر بدندی مهر و ماه | سرو قد و لاله رخسار ای پسر | |
| بشکنی بازار خوبان جهان | چون فرود آیی به بازار ای پسر | |
| خلقی از کار تو سرگردان شدند | تا کجا خواهد شدن کار ای پسر | |
| همچو یعقوبند گریان زان که تو | یوسف عصری به دیدار ای پسر | |
| عشق تو چون پای بند خلق شد | دست را آهسته بردار ای پسر | |
| عاشقست اکنون سنایی بر تو زار | رحم کن بر عاشق زار ای پسر |