سعدی (غزلیات)/سروقدی میان انجمنی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (سروقدی میان انجمنی) از سعدی |
' |
| سروقدی میان انجمنی | به که هفتاد سرو در چمنی | |
| جهل باشد فراق صحبت دوست | به تماشای لاله و سمنی | |
| ای که هرگز ندیدهای به جمال | جز در آیینه مثل خویشتنی | |
| تو که همتای خویشتن بینی | لاجرم ننگری به مثل منی | |
| در دهانت سخن نمیگویم | که نگنجد در آن دهن سخنی | |
| بدنت در میان پیرهنت | همچو روحیست رفته در بدنی | |
| وان که بیند برهنه اندامت | گوید این پرگلست پیرهنی | |
| با وجودت خطا بود که نظر | به ختایی کنند یا ختنی | |
| باد اگر بر من اوفتد ببرد | که نماندست زیر جامه تنی | |
| چاره بیچارگی بود سعدی | چون ندانند چارهای و فنی |