سعدی (غزلیات)/زلف او بر رخ چو جولان میکند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (زلف او بر رخ چو جولان میکند) از سعدی |
' |
| زلف او بر رخ چو جولان میکند | مشک را در شهر ارزان میکند | |
| جوهری عقل در بازار حسن | قیمت لعلش به صد جان میکند | |
| آفتاب حسن او تا شعله زد | ماه رخ در پرده پنهان میکند | |
| من همه قصد وصالش میکنم | وان ستمگر عزم هجران میکند | |
| گر نمکدان پرشکر خواهی مترس | تلخیی کان شکرستان میکند | |
| تیر مژگان و کمان ابروش | عاشقان را عید قربان میکند | |
| از وفاها هر چه بتوان میکنم | وز جفاها هر چه نتوان میکند |