دیوان شمس/یک قوصره پر دارم ز سخن

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات) (یک قوصره پر دارم ز سخن)
از مولوی
'


یک قوصره پر دارم ز سخن جان می‌شنود تو گوش مکن
دربند خودی زین سیر شدی گیری سر خود ای بی‌سر و بن
چون مستمعان جمله بروند گویم غم نو با یار کهن
کی سیر شود ماهی ز تری یا تشنه حق از علم لدن
گر سیر شدند این مستمعان جان می‌شنود از قرط اذن