هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/هر روز پری زادی از سوی سراپرده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هر روز پری زادی از سوی سراپرده) از مولوی |
' |
| هر روز پری زادی از سوی سراپرده | ما را و حریفان را در چرخ درآورده | |
| صوفی ز هوای او پشمینه شکافیده | عالم ز بلای او دستار کشان کرده | |
| سالوس نتان کردن مستور نتان بودن | از دست چنین رندی سغراق رضا خورده | |
| دی رفت سوی گوری در مرده زد او شوری | معذورم آخر من کمتر نیم از مرده | |
| هر روز برون آید ساغر به کف و گوید | والله که بنگذارم در شهر یک افسرده | |
| ای مونس و ای جانم چندانت بپیچانم | تا شهد و شکر گردی ای سرکه پرورده | |
| خستم جگرت را من بستان جگری دیگر | همچون جگر شیران ای گربه پژمرده | |
| همرنگ دل من شو زیرا که نمیشاید | من سرخ و سپید ای جان تو زرد و سیه چرده | |
| خامش کن و خامش کن دررو به حریم دل | کاندر حرمین دل نبود دل آزرده | |
| شمس الحق تبریزی بادا دل بدخواهت | بر گرد جهان گردان در طمع یکی گرده |