هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی) از مولوی |
' |
| عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی | از جهت خسته دلان جان و نگهبان منی | |
| همچو علی در صف خود سر نبری از کف خود | بولهب وسوسه را تا نکنی راه زنی | |
| راه زنان را بزنی تا که حقت نام نهد | غازی من حاجی من گر چه به تن در وطنی | |
| ساقی جام ازلی مایه قند و عسلی | بارگه جان و دلی گنجگه بوالحسنی | |
| جنبش پر ملکی مطلع بام فلکی | جمع صفا را نمکی شمع خدا را لگنی | |
| باده دهی مست کنی جمله حریفان مرا | عربده شان یاد دهی یا منشان درفکنی | |
| از یک سوراخ تو را مار دوباره نگزد | گر نری و پاکدلی ممنی و متمنی | |
| خامش باش ای دل من نام مرا هیچ مگو | نام کسی گو که از او چون گل تر خوش دهنی |