دیوان شمس/شب شد و هنگام خلوتگاه شد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (شب شد و هنگام خلوتگاه شد) از مولوی |
' |
| شب شد و هنگام خلوتگاه شد | قبله عشاق روی ماه شد | |
| مه پرستان ماه خندیدن گرفت | شب روان خیزید وقت راه شد | |
| خواب آمد ما و منها لا شدند | وقت آن بیخواب الاالله شد | |
| مغزها آمیخته با کاه تن | تن بخفت و دانهها بیکاه شد | |
| هندوان خرگاه تن را روفتند | ترک خلوت دید و در خرگاه شد | |
| گفت و گوهای جهان را آب برد | وقت گفتن های شاهنشاه شد | |
| شمس تبریزی چو آمد در میان | اهل معنی را سخن کوتاه شد |