دیوان شمس/دست من گیر ای پسر خوش نیستم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (دست من گیر ای پسر خوش نیستم) از مولوی |
' |
| دست من گیر ای پسر خوش نیستم | ای قد تو چون شجر خوش نیستم | |
| نی بهل دستم که رنجم از دل است | درد دل را گلشکر خوش نیستم | |
| تا تو رفتی قوت و صبرم برفت | تا تو رفتی من دگر خوش نیستم | |
| دستها را چون کمر کن گرد من | هین که من بیاین کمر خوش نیستم | |
| ناتوانم رفتم از دست ای حکیم | دست بر من نه مگر خوش نیستم | |
| ای گرفته آتشت زیر و زبر | این چنین زیر و زبر خوش نیستم | |
| چه خبر پرسی که بیجام لبت | باخبر یا بیخبر خوش نیستم | |
| سر همیپیچم به هر سو همچنین | چیست یعنی من ز سر خوش نیستم | |
| چشم می بندم به هر دم تا به دیر | زانک بیتو با نظر خوش نیستم |