دیوان شمس/جانا نخست ما را مرد مدام گردان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (جانا نخست ما را مرد مدام گردان) از مولوی |
' |
| جانا نخست ما را مرد مدام گردان | وآنگه مدام درده ما را مدام گردان | |
| از ما و خدمت ما چیزی نیاید ای جان | هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان | |
| دارالسلام ما را دارالملام کردی | دارالملام ما را دارالسلام گردان | |
| این راه بینهایت گر دور و گر دراز است | از فضل بینهایت بر ما دو گام گردان | |
| ما را اسیر کردی اماره را امیری | ما را امیر گردان او را غلام گردان | |
| انعام عام خود را کردی نصیب خاصان | انعام خاص خود را امروز عام گردان | |
| هر ذره را ز فضلت خورشیدییی دگر ده | خورشید فضل خود را بر جمله رام گردان | |
| در کام ما دعا را چون شهد و شیر خوش کن | و آن را که گوید آمین هم دوستکام گردان |