دیوان شمس/به شکرخنده ببردی دل من
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (به شکرخنده ببردی دل من) از مولوی |
' |
| به شکرخنده ببردی دل من | بشکن شکر دل را مشکن | |
| دل ما را که ز جا برکندی | به تو آمد پر و بالش بمکن | |
| بنگر تا به چه لطفش بردی | رحم کن هر نفسش زخم مزن | |
| جانم اندر پی دل میآید | چه کند بیتو در این قالب تن | |
| بیتو دل را نبود برگ جهان | بیتو گل را نبود برگ چمن | |
| هین چرا بند شکستی خاموش | یا مگر نیست تو را بند دهن |