دیوان شمس/باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا) از مولوی |
' |
| باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا | باز گل لعل پوش میبدراند قبا | |
| بازرسیدند شاد زان سوی عالم چو باد | مست و خرامان و خوش سبزقبایان ما | |
| سرو علمدار رفت سوخت خزان را به تفت | وز سر که رخ نمود لاله شیرین لقا | |
| سنبله با یاسمین گفت سلام علیک | گفت علیک السلام در چمن آی ای فتا | |
| یافته معروفیی هر طرفی صوفیی | دست زنان چون چنار رقص کنان چون صبا | |
| غنچه چو مستوریان کرده رخ خود نهان | باد کشد چادرش کای سره رو برگشا | |
| یار در این کوی ما آب در این جوی ما | زینت نیلوفری تشنه و زردی چرا | |
| رفت دی روترش کشته شد آن عیش کش | عمر تو بادا دراز ای سمن تیزپا | |
| نرگس در ماجرا چشمک زد سبزه را | سبزه سخن فهم کرد گفت که فرمان تو را | |
| گفت قرنفل به بید من ز تو دارم امید | گفت عزبخانهام خلوت توست الصلا | |
| سیب بگفت ای ترنج از چه تو رنجیدهای | گفت من از چشم بد مینشوم خودنما | |
| فاخته با کو و کو آمد کان یار کو | کردش اشارت به گل بلبل شیرین نوا | |
| غیر بهار جهان هست بهاری نهان | ماه رخ و خوش دهان باده بده ساقیا | |
| یا قمرا طالعا فی الظلمات الدجی | نور مصابیحه یغلب شمس الضحی | |
| چند سخن ماند لیک بیگه و دیرست نیک | هر چه به شب فوت شد آرم فردا قضا |