دیوان شمس/ایا خورشید بر گردون سواره
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ایا خورشید بر گردون سواره) از مولوی |
' |
| ایا خورشید بر گردون سواره | به حیله کرده خود را چون ستاره | |
| گهی باشی چو دل اندر میانه | گهی آیی نشینی بر کناره | |
| گهی از دور دور استاده باشی | که من مرد غریبم در نظاره | |
| گهی چون چاره غمها را بسوزی | گهی گویی که این غم را چه چاره | |
| تو پاره میکنی و هم بدوزی | که دل آن به که باشد پاره پاره | |
| گهی دل را بگریانم چو طفلان | مرا گویی بجنبان گاهواره | |
| گهی بر گیریم چون دایگان تو | گهی بر من نشینی چون سواره | |
| گهی پیری نمایی گاه دومو | زمانی کودک و گه شیرخواره | |
| زبونم یا زبونم تو گرفتی | زهی عیار و چست و حیله باره |