دیوان شمس/ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی) از مولوی |
' |
| ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی | تا به پیش عاشقان بند و فسون برداشتی | |
| گه مثال و رمز گویی گه صریح و آشکار | تخم را اندر زمین ریگ ما چون کاشتی | |
| ای زمین ریگ شرمت نیست از انبار تخم | فارغی چون تخمها را تو عدم انگاشتی | |
| ای زمین تخم گیر آخر تویی هم اصل تخم | کز نتیجه خویش شاخ سنبلی افراشتی | |
| چونک هر جزوی به غیر اصل خود پیوند نیست | تو چرا طیره شدی و پند و جنگ آغاشتی | |
| ریش خندی میکند بر پند تاب عاشقی | کی شود سرد آتشی از پند و جنگ و آشتی | |
| ماهتاب ار چه جهان گیرد تو در تبریز باش | در شعاع شمس دین زیرا که مرغ چاشتی |