دیوان شمس/ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی) از مولوی |
' |
| ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی | حور را از دست داده از پی کمپیرکی | |
| من گریبان میدرانم حیف میآید مرا | غمزه کمپیرکی زد بر جوانی تیرکی | |
| پیرکی گنده دهانی بسته صد چنگ و جلب | سر فروکرده ز بامی تا درافتد زیرکی | |
| کیست کمپیرک یکی سالوسک بیچاشنی | تو به تو همچون پیاز و گنده همچون سیرکی | |
| میرکی گشته اسیر او گرو کرده کمر | او به پنهانی همیخندد که ابله میرکی | |
| نی به بستان جمال او شکوفه تازهای | نی به پستان وفای آن سلیطه شیرکی | |
| خود ببینی چونک بگشاید اجل چشمت ورا | رو چو پشت سوسمار و تن سیه چون قیرکی | |
| نی خمش کن پند کم ده بند خواجه بس قوی است | میکشد زنجیر مهرش بیمدد زنجیرکی |