دیوان شمس/امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن) از مولوی |
' |
| امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن | آورد بار دیگر یک یک ببسته گردن | |
| رو رو تو در گلستان بنگر به گل پرستان | یک لحظه سجده کردن یک لحظه باده خوردن | |
| نگذارد آن شکرخو بر ما ز ما یکی مو | چون صوفیان جان را این است سر ستردن | |
| دندان تو چو شد سست بر جاش دیگری رست | میدانک همچنین است بر مرد جان سپردن | |
| ای خصم شمس تبریز ای دزد راه و منکر | میباش در شکنجه از خویش و درفشردن |