خواجوی کرمانی (غزلیات)/گل بستان خرد لفظ دلارای منست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (گل بستان خرد لفظ دلارای منست) از خواجوی کرمانی |
' |
| گل بستان خرد لفظ دلارای منست | بلبل باغ سخن منطق گویای منست | |
| منم آن طوطی خوش نغمه که هنگام سخن | طوطیانرا شکر از لفظ شکر خای منست | |
| بلبل آوای گلستان فلک را همه شب | گوش بر زمزمهی نغمه و آوای منست | |
| پیش طبعم که ازو لل لالا خیزد | نام لل نتوان برد که لالای منست | |
| سخنم زادهی جانست و گهر زادهی کان | بلکه دریا خجل از طبع گهر زای منست | |
| الف قامتم ارزانکه بصورت نونست | کاف و نون نکته ئی از حرف معمای منست | |
| سخنم سحر حلالست ولی گاه سخن | خجلت بابلیان از ید بیضای منست | |
| گر چه در عالم خاکست مقامم لیکن | برتر از چرخ برین منزل و ماوای منست | |
| چشمهی آب حیاتی که خضر تشنهی اوست | کمترین قطرهئی از طبع چو دریای منست | |
| گر چه آن ترک ختا هندوی خویشم خواند | ترک مه روی فلک هندوی کرای منست | |
| دولت صدر جهان باد که از دولت او | برتر از صدرنشینان جهان جای منست | |
| چکنم ساغر صهبا که چو خواجو بصبوح | قدح دیدهی من ساغر صهبای منست |