خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز زلفش نافهی تاتار تاریست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ز زلفش نافهی تاتار تاریست) از خواجوی کرمانی |
' |
| ز زلفش نافهی تاتار تاریست | که هر تار از سر زلفش تتاریست | |
| ز شامش صد شکن بر زنگبارست | ولی هر چین ز شامش زنگباریست | |
| از آن دردانه تا من بر کنارم | کنارم روز و شب دریا کناریست | |
| مروساقی که بی آن لعل میگون | قدح نوشیدنم امشب خماریست | |
| کسی کز خاک کوی دوست ببرید | برو زو در گذر کو خاکساریست | |
| رسن بازی کنم با سنبلت لیک | پریشانم که بس آشفته کاریست | |
| قوی جعدت پریشانست و درتاب | ز ریحان خطت گوئی غباریست | |
| هرآنکو برک گلبرک تو دارد | به چشمش هر گلی مانند خاریست | |
| گهی کز خاک خواجو بردمد خار | یقین میدان که بازش خار خاریست |