خواجوی کرمانی (غزلیات)/خود پرستی مکن ار زانکه خدا میطلبی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (خود پرستی مکن ار زانکه خدا میطلبی) از خواجوی کرمانی |
' |
| خود پرستی مکن ار زانکه خدا میطلبی | در فنا محو شو ار ملک بقا میطلبی | |
| خبر از درد نداری و دوا میجوئی | اثر از رنج ندیدی و شفا میطلبی | |
| ساکن دیری و از کعبه نشان میپرسی | در خرابات مغانی و خدا میطلبی | |
| کارت از چین سر زلف بتان در گرهست | وین عجبتر که از آن مشک ختا میطلبی | |
| اگر از سرو قدان مهر طمع میداری | از بن زهر گیا مهر گیاه میطلبی | |
| خبر از انده یعقوب نداری و مقیم | بوی پیراهن یوسف ز صبا میطلبی | |
| کی دل مردهات از باد صبا زنده شود | نفس عیسوی از باد هوا میطلبی | |
| دردی درد کش ار زانکه دوا میخواهی | باده صاف خور ار زانکه صفا میطلبی | |
| خیز خواجو که در این گوشه نوا نتوان یافت | بسپاهان رو اگر زانکه نوا میطلبی |