خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری | بر مشتریت پردهی دیبای ششتری | |
| لعلت نگین خاتم خوبی وصف زده | بر گرد روی خوب تو هم دیو و هم پری | |
| در ساحری اگر ز جهان بر سر آمدست | گاویست پیش آهویت این لحظه سامری | |
| چون چشم چشم بند تو در خاطرم فتاد | بنمود طبع من ید بیضا بساحری | |
| گر ننگری بچشم عنایت بسوی من | بینی تنم ز مهر هلالی چو بنگری | |
| آن دل که من بملک دو عالم ندادمی | بردی به دلبری ز من آیا چه دلبری | |
| تا شد درست روی من دلشکسته زر | پیدا شدست رونق بازار زرگری | |
| خواجو چو وصف لعل گهرپرور تو کرد | بشکست قدر شعر چو للی جوهری |