خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای لبت خنده بر شراب زده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای لبت خنده بر شراب زده) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای لبت خنده بر شراب زده | چشم من بر رهت گلاب زده | |
| شب مه پوش و ماه شب پوشت | طعنه بر ابر و آفتاب زده | |
| هر شبی جادوان بابل را | چشم مست تو راه خراب زده | |
| خط سبز تو از سیه کاری | باز نقشی دگر بر آب زده | |
| هر دمم آن عقیق شورانگیز | نمکی بر دل کباب زده | |
| گنج لطفی و چون توئی حیفست | خیمه بر این دل خراب زده | |
| لعل ساقی نگر بوقت صبوح | آب برآتش شراب زده | |
| مطرب نغمه ساز پردهسرای | چنگ در پردهی رباب زده | |
| جان خواجو به آتش بار | شعله در آبگون حجاب زده |