خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی | شرطست که دست از من دیوانه بشوئی | |
| بر روی نکو این همه آشفته نگردند | سریست در اوصاف تو بیرون ز نکوئی | |
| طوبی نشنیدیم بدین سرو خرامی | خورشید ندیدیم بدین سلسله موئی | |
| ای باد بهاری مگر از گلشن یاری | وی نفحهی مشکین مگر از طره اوئی | |
| انفاس بهشتی که چنین روح فزایی | یا نکهت اوئی که چنین غالیه بوئی | |
| گر بار دگر سوی عراقت گذر افتد | زنهار که با آن مه بیمهر بگوئی | |
| کای جان و دلم سوخته از آتش مهرت | آگاه نی از من دلسوخته گوئی | |
| بوی جگر سوخته آید بمشامت | هر ذره ز خاک من مسکین که ببوئی | |
| در نامه اگر شرح دهم قصه شوقت | کلکم دو زبانی کند و نامه دو روئی | |
| در خاک سر کوی تو گمشد دل خواجو | فریاد گر آن گمشده را باز نجوئی |