خواجوی کرمانی (غزلیات)/از صومعه پیری بخرابات درآمد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (از صومعه پیری بخرابات درآمد) از خواجوی کرمانی |
' |
| از صومعه پیری بخرابات درآمد | با باده پرستان بمناجات درآمد | |
| تجدید وضو کرد بجام می و سرمست | در دیر مغان رفت و بطاعات درآمد | |
| هر کس که ز اسرار خرابات خبرداشت | از نفی برون رفت و باثبات درآمد | |
| این طرفه که هر کو بگذشت از سر درمان | درد دلش از راه مداوات درآمد | |
| ایدل چو در بتکده در کعبهگشودند | بشتاب که هنگام عبادات درآمد | |
| فارغ بنشست از طلب چشمهی حیوان | همچو خضر آنکس که بظلمات درآمد | |
| مطرب چو خروس سحری نغمه برآورد | با مرغ صراحی بمقالات درآمد | |
| دل در غم عشقش بخرافات درافتاد | جان با لب لعلش بمراعات درآمد | |
| مستان خرابش بدر دیر کشیدند | در حال که خواجو بخرابات درآمد |