خاقانی (قطعات)/من که خاقانیم به منت شاه
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قطعات) (من که خاقانیم به منت شاه) از خاقانی |
' |
| من که خاقانیم به منت شاه | پشت خم کردهام ز بار عطا | |
| شاخ را پشت خم کند میوه | هم ز فیض سحاب و بر صبا | |
| شکر دارم که فیض انعامش | داد نان پاره و آبروی مرا | |
| مرغ کابی خورد به کشور شاه | کند از بهر شکر سر بالا | |
| من که نان ملک خورم به سجود | سر به زیر آرم از برای دعا | |
| همه کس ز آسمان کند قبله | پشت گرداند از رکوع دوتا | |
| و آسمان بر درش سجود آورد | گفت سبحان ربی الاعلی | |
| جود شاه ارچه رزق را سبب است | لیکن آن را مسبب است خدا | |
| حسب رزق از خدای دارم و بس | حسبنا الله وحده ابدا | |
| شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم | کز باغ خلد نوبر نعما رسد مرا | |
| دارای دار ملکت او شاه مشرق است | کانواع نعمت از در دارا رسد مرا | |
| دریاست شاه و من چو گیا تشنهی امید | کز دست شاه تحفهی دریا رسد مرا | |
| شروان به فر اوست شرفوان و خیروان | من شکر گوی خیر و شرف تا رسد مرا | |
| امسال پنجم است کز آنجا بیامدم | هر روز روزی نو از آنجا رسد مرا |