خاقانی (غزلیات)/کار عشق از وصل و هجران درگذشت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (کار عشق از وصل و هجران درگذشت) از خاقانی |
' |
| کار عشق از وصل و هجران درگذشت | درد ما از دست درمان درگذشت | |
| کار، صعب آمد به همت برفزود | گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت | |
| در زمانه کار کار عشق توست | از سر این کار نتواند درگذشت | |
| کی رسم در تو که رخش وصل تو | از زمانه بیست میدان درگذشت | |
| فتنهی عشق تو پردازد جهان | خاصه میداند که سلطان درگذشت | |
| جوی خون دامان خاقانی گرفت | دامنش چه، کز گریبان درگذشت |