خاقانی (غزلیات)/ز بدخوئی دمی خو وانکردی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ز بدخوئی دمی خو وانکردی) از خاقانی |
' |
| ز بدخوئی دمی خو وانکردی | مراعاتی بجای ما نکردی | |
| بر آن خوی نخستینی که بودی | از آن یکذره کمتر وانکردی | |
| بجای من که بر عهد تو ماندم | ز بدعهدی چه ماندت تا نکردی | |
| مگر لطفی که از تو چشم دارم | در آن عالم کنی، کاینجا نکردی | |
| کجا یک وعدهام دادی که در پی | هزار امروز را فردا نکردی | |
| پی یک بوسه گرد پایهی حوض | بسی گشتم، تو دل دریا نکردی | |
| شنیدی حال خاقانی که چون است | ولی بر خویشتن پیدا نکردی |