حافظ (غزلیات)/هاتفی از گوشه میخانه دوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (هاتفی از گوشه میخانه دوش) از حافظ |
' |
| هاتفی از گوشه میخانه دوش | گفت ببخشند گنه می بنوش | |
| لطف الهی بکند کار خویش | مژده رحمت برساند سروش | |
| این خرد خام به میخانه بر | تا می لعل آوردش خون به جوش | |
| گر چه وصالش نه به کوشش دهند | هر قدر ای دل که توانی بکوش | |
| لطف خدا بیشتر از جرم ماست | نکته سربسته چه دانی خموش | |
| گوش من و حلقه گیسوی یار | روی من و خاک در می فروش | |
| رندی حافظ نه گناهیست صعب | با کرم پادشه عیب پوش | |
| داور دین شاه شجاع آن که کرد | روح قدس حلقه امرش به گوش | |
| ای ملک العرش مرادش بده | و از خطر چشم بدش دار گوش |