حافظ (غزلیات)/ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (ز دلبرم که رساند نوازش قلمی) از حافظ |
' |
| ز دلبرم که رساند نوازش قلمی | کجاست پیک صبا گر همیکند کرمی | |
| قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق | چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی | |
| بیا که خرقه من گر چه رهن میکدههاست | ز مال وقف نبینی به نام من درمی | |
| حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل | پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی | |
| طبیب راه نشین درد عشق نشناسد | برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی | |
| دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم | به آن که بر در میخانه برکشم علمی | |
| بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند | به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی | |
| دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است | اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی | |
| نمیکنم گلهای لیک ابر رحمت دوست | به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی | |
| چرا به یک نی قندش نمیخرند آن کس | که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی | |
| سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست | جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی |