حافظ (غزلیات)/دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد) از حافظ |
' |
| دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد | کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد | |
| خاک وجود ما را از آب دیده گل کن | ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد | |
| این شرح بینهایت کز زلف یار گفتند | حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد | |
| عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود | کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد | |
| امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان | کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد | |
| بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است | همت نگر که موری با آن حقارت آمد | |
| از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار | کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد | |
| آلودهای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه | کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد | |
| دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب | هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد |