هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
حافظ (غزلیات)/درد عشقی کشیدهام که مپرس
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) از حافظ |
' |
| درد عشقی کشیدهام که مپرس | زهر هجری چشیدهام که مپرس | |
| گشتهام در جهان و آخر کار | دلبری برگزیدهام که مپرس | |
| آن چنان در هوای خاک درش | میرود آب دیدهام که مپرس | |
| من به گوش خود از دهانش دوش | سخنانی شنیدهام که مپرس | |
| سوی من لب چه میگزی که مگوی | لب لعلی گزیدهام که مپرس | |
| بی تو در کلبه گدایی خویش | رنجهایی کشیدهام که مپرس | |
| همچو حافظ غریب در ره عشق | به مقامی رسیدهام که مپرس |