حافظ (غزلیات)/بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش) از حافظ |
' |
| بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش | وین سوخته را محرم اسرار نهان باش | |
| زان باده که در میکده عشق فروشند | ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش | |
| در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک | جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش | |
| دلدار که گفتا به توام دل نگران است | گو میرسم اینک به سلامت نگرانباش | |
| خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش | ای درج محبت به همان مهر و نشان باش | |
| تا بر دلش از غصه غباری ننشیند | ای سیل سرشک از عقب نامه روانباش | |
| حافظ که هوس میکندش جام جهان بین | گو در نظر آصف جمشید مکان باش |