اوحدی مراغهای (غزلیات)/قاصرات الطرف فی حجب الخیام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (قاصرات الطرف فی حجب الخیام) از اوحدی مراغهای |
' |
| قاصرات الطرف فی حجب الخیام | حال ترکانست گویی والسلام | |
| عکس کین و مهر ایشان کفر و دین | رنگ روی و زلف ایشان صبح و شام | |
| هم به معنی زهره را نایب مناب | هم به صورت ماه را قایم مقام | |
| همچو دولت، گاه دشمن، گاه دوست | همچو گردون، گاه تند و گاه رام | |
| بر ثوابت جزع ایشان را ستم | از کواکب اسب ایشان را ستام | |
| کوچ ایشان رحلت صیف و شتا | خوی ایشان جنبش شمس و غمام | |
| روز نرمی همچو سوسن خوش نسیم | وقت تندی همچو توسن بد لگام | |
| تنگ چشمانند، لیکن دوربین | خوبرویانند، لیکن خویش کام | |
| صحن لشکر گاهشان چرخ و نجوم | هیات خرگاهشان رکن و مقام | |
| روی ایشان در کله خورشید و ماه | چشم ایشان در قبا ماهی و دام | |
| رونق بعظاق رنگ آمیز شان | جلوهی طاوس را ماند مدام | |
| میل ترکان کن، که یابی برقرار | نزد ترکان رو، که بینی بر دوام | |
| ساقیان بربری از پیش و پس | بادهای کوثری از کاس و جام | |
| دلبران کاسه گیر بوسه ده | دلبران عشقبار نیک نام | |
| گر مرادی هست اینست، ای پسر | ور بهشتی هست اینست،ای غلام | |
| اوحدی را با چنین قوم اوفتاد | راه سلطانیه و دارالسلام |