انوری (مقطعات)/تو مرا گر پیادهام منکوه
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (تو مرا گر پیادهام منکوه) از انوری |
' |
| تو مرا گر پیادهام منکوه | که مرا از پیادگی گله نیست | |
| جنبش آسمان به نفس خودست | پایبند طویله و گله نیست | |
| در سواری تو لاف فخر مزن | که ترا جای لاف و مشغله نیست | |
| تو چو کوهی و در مفاصل کوه | حرکت جز به سعی زلزله نیست | |
| نیست یک تن در همه روی زمین | کو به نوعی از جهان فرسوده نیست | |
| نیست بیغصه به گیتی هیچ کار | در زمانه هیچ شخص آسوده نیست | |
| رنده میباید چنانک آید ز پیش | کار گیتی بر کسی پیموده نیست |