انوری (مقطعات)/به خشک ریش گری در هری ندیدستی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (به خشک ریش گری در هری ندیدستی) از انوری |
' |
| به خشک ریش گری در هری ندیدستی | ز هجو روی سیاهی که نوبتی بیند | |
| کنون به خیمه زدن دانهای پراکندی | که مرغ ذکر تو تا جاودان از آن چیند | |
| در آن دو لفظ سخن چاردست و پای شتر | چنان نشنید کان شیوه عقل بگزیند | |
| مکن به عذر و تلطف دل مرا دریاب | که چوب خیمه در آن نیز نیک بنشیند |