انوری (مقطعات)/این مجلس خواجهی جهانست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (این مجلس خواجهی جهانست) از انوری |
' |
| این مجلس خواجهی جهانست | یا شکل بهشت جاودانست | |
| یا منشاء ملک و نشو دین است | یا موقف عرض انس و جانست | |
| اوجش فلکیست کز بلندی | معیار عیار آسمانست | |
| صحنش حرمی که در حریمش | از سایه و آفتاب امانست | |
| راز دل زهره و عطارد | در زخمهی مطربش نهانست | |
| سقفش به صدا پس از دو هفته | بیهیچ مدد نشید خوانست | |
| خورشید مروق ار ندیدی | در ساغر ساقیانش آنست | |
| تا قبهی آسمان گردان | گرد کرهی زمین روانست | |
| این قبله نشانهی زمین باد | چونانکه نشانهی جهانست | |
| خرم ز نشستن وزیری | کز مرتبه پادشا نشانست | |
| به خدایی که بذل جان او را | پایهی اولین احسانست | |
| کمترین پایه لطف و صنعش را | باد نوروز و ابر نیسانست | |
| که مرا در فراق خدمت تو | زندگانی و مرگ یکسانست | |
| از هر آسانیی که بیتو بود | خاطر و طبع من هراسانست | |
| میکشم در فراق سختیها | هجر یاران به گفتن آسانست | |
| دل و جان تا مقیم خوارزمند | وای بر تن که در خراسانست | |
| خوشدلی در جهان طمع کردن | هم ز سودای طبع انسانست |