انوری (غزلیات)/پای بر جای نیست همنفسم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (پای بر جای نیست همنفسم) از انوری |
' |
| پای بر جای نیست همنفسم | چه کنم اوست دستگیر و کسم | |
| در پی گرد کاروان غمش | از رسیلان نالهی جرسم | |
| بر سر کوی او شبی گذرم | که حمایت کند سگ و عسسم | |
| محرم پستهی لبت نشدم | تا نگفتم طفیلی و مگسم | |
| گفتمش دل وصال میطلبد | راستی من هم اندرین هوسم | |
| گفت با دل بگو که حالی نیست | ماحضر جز به هجر دست رسم | |
| دل مرا گفت هم به از هیچت | رایگان هجر یافتم نه بسم | |
| گویدم انوری در این پیوند | پای در پیش و پای بازپسم | |
| گویم اینک از اینت میگویم | پای بر جای نیست همنفسم |