انوری (غزلیات)/درمان دل خود از که جویم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (درمان دل خود از که جویم) از انوری |
' |
| درمان دل خود از که جویم | افسانهی خویش با که گویم | |
| تخمی که نروید آن چه کارم | چیزی که نیابم آن چه جویم | |
| آورد فراق زردرویی | دور از رخت ای صنم برویم | |
| ای یوسف عصر بیرخ تو | بیتالاحزان شدست کویم | |
| اندر ره حرص با دو همراه | چون بیم و امید چند پویم | |
| من تشنه بر آن لبم وگر چند | بر چهره همی رود دو جویم | |
| بیسنگ شدم ز فرقت آری | وقتست اگرنه سنگ و رویم |