زد و خورد مسلحانه تروریست‌های سازمان مجاهدین با ماموران در کوی طلاب مشهد ۴ امرداد ماه ۱۳۵۴

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سازمان مجاهدین خلق سازمان مجاهدین خلق

سازمان‌های تروریستی برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی در ایران

سازمان چریک‌های فدایی خلق


TerroristsMojahedinKhorasanArrested4Amordad1354.jpg
MojahedinTerroristColonelsTurnerShaffer1354m1.jpg
TerroristMojahedinAmordad1354.jpg
TerroristMojahedinAmordad1354a.jpg
TerroristMojahedinAmordad1354d.jpg

۴ امرداد ماه ۱۳۵۴ در مشهد، تروریست‌های مجاهد خلق به هنگام محاصره با نارنجک و گلوله به مأموران حمله کردند.[۱] از سوی مقامات مسئول اعلام گردید در ۴ امرداد ماه مقامات انتظامی توانستند یک شبکه تروریستی مجاهدین را که در خراسان به چند اقدام تخریبی دست زده بودند کشف کنند. آدم کشان این شبکه در سه ماه گذشته در چند نقطه شهر مشهد از جمله در انجمن ایران و آمریکا و انجمن ایران و انگلیس آن شهرستان با کار گذاردن مواد منفجره انفجارهایی بوجود آورده بودند. مأمورین انتظامی شنبه شب ۴ امرداد ماه هنگامی که به منظور دستگیری چهار نفر اعضای این شبکه خرابکاری محل سکونت آن‌ها را -واقع در کوی طلاب مشهد - محاصره کرده بودند، خرابکاران که سه نفر آن‌ها مرد و یک نفر زن بود، مبادرت به مقاومت مسلحانه در مقابل مأمورین نموده و با تیراندازی و پرتاب نارنجک به طرف مأموران تلاش کرده‌اند که از محاصره خارج شده و فرار کنند، ولی دو نفر از آن‌ها به نام‌های علی اصغر دورس و سید کاظم مدنی در اثر تیراندازی متقابل مأمورین به قتل رسیدند و دو نفر دیگر به نام‌های عبداله امینی و بتول فقیه دزفولی مورد اصابت گلوله واقع و برای معالجه به بیمارستان منتقل شدند. در جریان این دستگیری اهالی محل، به ویژه سرنشینان یک اتومبیل پیکان (که عبداله امینی یکی از افراد مجاهدین تروریست قصد داشت با اتومبیل نامبرده از محل حادثه فرار کند) با مأمورین همکاری صمیمانه نموده و مانع از متواری شدن خرابکار از چنگ عدالت شدند. در این زد و خورد یکی از افراد پلیس مورد اصابت دو گلوله عبداله امینی قرار گرفت ولی وضع مزاجی پاسبان مذکور رضایت‌بخش است. از خرابکاران چهار قبضه سلاح کمری، تعدادی نارنجک و مواد منفجره و مقادیری اعلامیه و نشریات مضرّه به دست آمده است.


۷ امرداد ماه ۱۳۵۴ مقامات انتظامی اعلام کردند یکی دیگر از تروریست‌هایی که در قتل سرتیپ شهید زندی پور شرکت داشته، دستگیر شد و با دو تروریست دیگری که روز دوشنبه ۶ امرداد ماه به همین اتهام و همچنین شرکت در قتل دو افسر آمریکایی و مترجم ایران کنسولگری آمریکا دستگیر شده بودند، اینک شمار تروریست‌های دستگیر شده به ۳ نفر رسید. تروریستی که دستگیر شد، «مرتضی صمدیه لباف» نام دارد و در اولین بازجویی‌های خود اعتراف کرد که در قتل سرتیپ شهید زندی پور و راننده‌اش شرکت داشته، ولی در قتل دو سرهنگ آمریکایی و مترجم ایرانی کنسولگری آمریکا شرکت نداشته است. تحقیقات مأموران مربوطه نیز این موضوع را تأیید می‌کند. در قتل دو سرهنگ آمریکای و مترجم ایرانی کنسولگری آمریکا، دو تروریست دیگر، وحید (رحمن) افراخته و محسن خاموشی که روز دوشنبه دستگیر شدند، شرکت داشته‌اند.


به دنبال اطلاعاتی که در روزهای ۷ و ۸ مرداد ماه جاری در مورد دستگیری سه نفر از تروریست‌های شرکت کننده در ترور سرتیپ شهید زندی پور، دو نفر مستشار آمریکایی و مترجم ایرانی کنسولگری آمریکا در تهران منتشر گردید، امروز مقامات مسئول اطلاعات مهم و تازه‌ای پیرامون دستگیری بقیه تروریست‌هایی که در این حوادث دخالت داشته‌اند در اختیار نمایندگان مطبوعات قرار دادند. سه نفر دستگیر شده قبلی به اسامی وحید افراخته، سید محسن خاموشی و مرتضی صمدیه لباف که در تحقیقات معموله به علت وجود مدارک مستند، دخالت خود را در قتل‌های مذکور اعتراف نموده بودند، در ادامه تحقیقات اطلاعات جدیدی درباره رخدادهای نامبرده در اختیار گذاردند.

دستگیری ۴ نفر- به استفاده از این اطلاعات و تحقیقات معموله، عملیات گسترده‌ای توسط مأمورین انجام گرفت و در نتیجه چهار نفر دیگر از قاتلین و عوامل اصلی ترورهای مزبور دستگیر شدند. این افراد که محسن بطحائی، منیژه اشرف‌زاده کرمانی، محمد طاهر رحیمی و مهدی غیوران نام دارند، هنگام دستگیری در صدد استفاده از اسلحه و نارنجک برآمدند، لیکن مأموران با خلع سلاح آن‌ها هر چهار نفر را دستگیر نمودند. در کنار این افراد، اشخاص دیگری نیز در امر تدارک وسائل ترور با قاتلین همکاری داشته‌اند که آن‌ها نیز شناخته و دستگیر شدند.

در تدارک روزهای دیگر- در مخفی‌گاه‌های تروریست‌ها مقادیر قابل توجهی اسلحه، مهمات، مواد منفجره، اسناد و مدارک به دست مأمورین افتاده که نشان می‌دهد افراد مزبور در تدارک ترورهای دیگر و انجام اقدامات خرابکارانه در تهران و برخی دیگر از شهرهای کشور بوده‌اند. از جمله وسائلی که از خرابکارن کشف شده، ۱۰ قبضه سلاح کمری، ۷۰۰ تیر فشنگ، ۲۵ عدد نارنجک دستی، ۵ دستگاه بمب، ده‌ها کیلو گرم مواد منفجره و آتش‌زا و مقادیر زیادی نشریات گمراه کننده و وسایل پلی کپی و نشر ارواق و اعلامیه‌های مضره بوده است. برخی از این تروریست‌ها در خانه‌هایی زندگی می‌کرده‌اند که وسائل لوکس و گران‌قیمتی داشته است. در نتیجه تحقیقات مأمورین روشن شده است که در سه فقره قتل‌های انجام شده توسط این عناصر، نقش هر یک از افراد دستگیر به شرح زیر بوده است: ترور سرتیپ زندی پور. کسانی که سرتیپ شهید زندگی پور و راننده‌اش را در تاریخ ۲۶ اسفند ماه سال گذشته به شهادت رسانده‌اند به شرح زیر می‌باشند:

  • ۱- مرتضی صمدیه لباف عامل ترور سرتیپ زندی پور
  • ۲- وحید افراخته عامل ترور راننده
  • ۳- محمد طاهر رحیمی راننده اتومبیل فرار
  • ۴- سید محسن خاموشی مسئول راه‌بندان و پشتیبان افراد تیرانداز
  • ۵- منیژه اشرف‌زاده کرمانی مسئول مراقبت و علامت دهنده شروع عملیات
  • ۶- مهدی غیوران مسئول تعویض خودرو هنگام فرار تروریست‌ها.


ترور دو نفر افسر آمریکایی- اشخاصی که در ترور دو نفر افسر آمریکایی شرکت داشته‌اند عبارتند از:

  • ۱- وحید افراخته مسئول عملیات و تسلیم کننده راننده مستشاران
  • ۲- محمد طاهر رحیمی عامل ترور
  • ۳- سید محسن خاموشی عامل ترور
  • ۴- محسن بطحائی مسئول راه‌بندان
  • ۵- منیژه اشرف‌زاده کرمانی مسئول مراقبت و علامت دهنده شروع عملیات.

ترور مترجم کنسولگری آمریکا- در قتل حسن حسنان مترجم ایرانی کنسولگری آمریکا در تهران که تنها پسر پدر و مادر پیرش بوده، ترتیب شرکت قاتلین عبارت بوده از:

  • ۱- محسن بطحائی مسئول راه‌بندان
  • ۲- سید محسن خاموشی عامل ترور
  • ۳- محسن بطحایی مسئول راه‌بندان.

مقامات مسئول افزوده اند که در جریان تحقیقات انجام شده از قاتلین مورد بحث پرده از راز دو جنایت دیگر که بوسیله این افراد انجام گرفته نیز برداشته شده است که جریان این جنایات از این قرار است:

ماجرای قتل و سوزاندن جسد- مجید شریف واقفی دانشجوی سابق دانشگاه صنعتی آریامهر از جمله کسانی بوده که با اعتقادات مذهبی، تحت تبلیغ وحید افراخته واقع شده است. وحید افراخته تعداد دیگری را نیز در پوشش مذهب فریب داده و به فعالیت‎‌های خرابکارانه کشانیده است. مجید شریف واقفی که در زمره همین فریب خوردگان بوده، پس از مدتی فعالیت و همکاری با خرابکاران، مشاهده می‌کند که گردانندگان این فعالیت‌ها، نه تنها به اصول اخلاقی و مذهبی توجهی ندارند، بلکه درست در جهت عکس تعالیم عالیه اسلام گام برداشته و حتی بظاهر نیز به اصول مذهبی احترام نمی‌گذارند و با آنکه وانمود می‌کنند که دارای افکار مارکسیستی می‌باشند، در عمل از ایدئولوژی مشخصی تبعیت نکرده و بسوی اعمال و اقدامات آنارشیستی سوق داده شده‌اند. انتقادات شریف واقفی از بقایای گروه گاه بگاه و به مناسبت‌های گوناگون به طرق مختلف عنوان می‌شده تا اینکه ماجرایی در شب ۲۸ مرداد سال گذشته جنبه ضد اخلاقی و خلاف اصول اقدامات خرابکاران را آشکارتر می‌نماید. در ساعات آخر روز ۲۷ مرداد ماه ۵۳ هنگامی که سه نفر خرابکار در یکی از خانه‌های مخفی در خیابان آشیخ هادی تهران بمب‌هایی آماده کرده و مشغول انتقال بمب‌ها برای نصب در چند نقطه بوده‌اند، بر اثر انفجار بمب مجروح شده و هر سه نفر از خانه خارج می‌شوند. یکی از آن‌ها زنی به نام سیمین صالحی بوده که از یکی از افراد متواری گروه حامله شده بوده است. این زن که در اثر انفجار یک چشم خود را از دست داده و نقاط دیگری از بدن او مجروح بوده، هنگام خروج از منزل مسلح بوده و به سوی مردم که برای دستگیری او تلاش می‌کرده‌اند تیراندازی کرده و با وجودی که یکی از اهالی محل در اثر اصابت گلوله او از ناحیه پا مجروح شده، سرانجام مردم وی را دستگیر و تحویل مقامات صالحه نموده‌اند. سیمین صالحی هنگام دستگیری حامله بوده و در بیمارستان زندان با مراقبت کامل پزشکی ضمن حصول بهبودی از جراحات وارده، فرزند دختری نیز به دنیا آورده که این نوزاد پس از تولد به پدر سیمین صالحی تحویل شده است. پس از این ماجرا و افشای این مطلب که افراد گروه از نظر اخلاقی نیز بکلی از مسیر اصول و تعالیم اسلامی خارج و با دخترانی که با گروه همکاری دارند، روابط نامشروع در حد حامله شدن آن‌ها برقرار می‌کنند.

مجید شریف واقفی و سایر کسانی که با او همفکر بوده‌اند اعتراضات خود را تشدید می‌کنند و به تدریج چند نفر دیگر از بقایای گروه نیز از ماجرای حامله شدن سیمین صالحی آگاه و متوجه کشیده شدن بعضی از همفکران فعال خود به فساد اخلاقی می‌شوند. و لذا دامنه اعتراضات وسعت می‌گیرد. در اوائل سال جاری مجید شریف واقفی و شخص دیگری به نام خلیل فقیه دزفولی تصمیم به خروج از گروه گرفته و در تلاش همراه کردن دیگران با خود بر می‌آیند. خلیل فقیه دزفولی تلاش خود را زودتر آغاز کرده و متوجه می‌شود که دوستانش در صدد کشتن او هستند لذا از چنگ آن‌ها گریخته و خود را به مقامات مسئول معرفی می‌کند.

مجید شریف واقفی به کوشش‌های خود ادامه می‌داده تا اینکه در تاریخ ۱۶/۲/۵۴ دو نفر از فعالین گروه به اسامی وحید افراخته و سید محسن خاموشی او را در خیابان ادیب‌الممالک تهران به قتل رسانیده و جسد او را از محل خارج و به بیابان‌های اطراف تهران می‌برند. قاتلین در آن‌جا با دریدن شکم مقتول و قراردادن مقدار زیادی مواد آتش‌زا در شکم او با بنزین جسدش را می‌سوزانند تا آثار جنایت خود را در مورد یک همفکر سابق و منتقد کنونی از میان ببرند. تروریست‌ها با این اقدام در عین حال به دوستان دیگرشان توجه می‌دهند که در صورت ابراز مخالفت، سرنوشتی مانند مجید شریف واقفی خواهند داشت.

آدم‌کشی در مسجد- مرتضی صمدیه لباف که در تاریخ ۷/۴/۵۳ برای یک تماس گروهی در پوشش نماز خواندن به مسجد هاشمی تهران رفته بود، در مسجد با یک نفر استوار ژاندارمری به نام سید حمزه موسوی پور که لباس نظامی به تن داشته مواجه و به تصور اینکه این استوار به هویتش پی برده، استوار مذکور را با اسلحه در محل نمازخانه مسجد شهید نموده و فوراً از محل متواری می‌گردد. قاتل که هم اکنون دستگیر شده و تحت بازجویی قرار دارد، درباره انگیزه خود از آدم‌کشی در مسجد و کشتن یک فرد بی‌گناه، به مأمورین تحقیق اظهار نموده که «با مشاهده این فرد احساس کردم که به من ظنین شده و بر این مبنا و از ترس اینکه مرا دستگیر کند، پیشدستی کرده و او را کشتم. برای من نجاتم مطرح بوده و مسجد و محل نماز نمی‌توانست قابل توجه و حائز اهمیت باشد.»