<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://mashruteh.org/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Pedram.salehpoor</id>
	<title>مشروطه - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://mashruteh.org/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Pedram.salehpoor"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Pedram.salehpoor"/>
	<updated>2026-04-17T15:00:28Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.17</generator>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C_%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1&amp;diff=24311</id>
		<title>آخرین اراده اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C_%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1&amp;diff=24311"/>
		<updated>2012-01-06T08:39:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «آخرین اراده محمدرضا شاه پهلوی» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=sysop] (بی‌پایان))&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه داستان&lt;br /&gt;
 | عنوان = آخرین اراده محمدرضا شاه پهلوی&lt;br /&gt;
 | قسمت =&lt;br /&gt;
 | قبلی = &lt;br /&gt;
 | بعدی = &lt;br /&gt;
 | میانبر =&lt;br /&gt;
 | یادداشت = با صدای فرح پهلوی در قاهره امرداد ماه ۱۳۵۹ خوانده شد &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهنشاه آریامهر در آخرین هفته‌های حیات، در بستر بیماری و در شرایطی غم‌انگیز و در اوج تلاش مبارزه با بیماری هولناک خود، با مزاجی رنجور، ولی با عظمت روحی ستایش‌آمیز در ساعات متناوب، سخنانی ایراد و رهنمون‌هایی فرمودند که مجموعه این تقریرات به صورت پیام زیر تدوین می‌گردد؛ باشد که این نوشته، ترجمان مکنونات درونی و گواه ایران‌پرستی ابر مرد تاریخ شاهنشاهی ایران که افتخار همسری او را داشته‌ام بر صحیفه روزگار نقش بندد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:در این هنگام که دور از خاک وطنم در چنگال این بیماری جانکاه آخرین روزهای زندگی خود را سپری می‌کنم، به عنوان پادشاه ایران زمین این پیام را به ملتم که در شوم ترین دوران تاریخی وطنش روزگار تیره‌ای را می‌گذراند می‌فرستم. همانند هر مسلمان معتقدی که در آستانه مرگ از وجدان پاک و صفای کامل روح برخوردار است خداوند بزرگ را به شهادت می‌طلبم، از آن وقت که صرفا به خاطر جلوگیری از خونریزی هموطنانم ناچار خاک ایران را ترک کردم آنی از فکر سیه روزی تدریجی ملتم، و مخصوصا اندوه رقت بار شهادت وطن پرستان با نام و گمنامی که سینه‌های فراخ خود را در مقابل جوخه‌های آتش جلادان قرار داده‌اند فارغ نبوده و با تار و پود وجودم این رنجهای روز افزون را احساس کردم و در این رهگذر از تقدیر خود رضایت دارم، که در این دوران آوارگی ضربات تازیانه سرنوشت، این رنج ملی را بر روح و جسم رنجور من نیز کوفته‌است... شگفت اتفاقیست، در همان لحظاتی که قلب من از حرکت می‌ایستد، قلوب افسران دلاور ارتش من نیز که در تکاپوی نجات وطن بوده‌اند، پیاپی آماج گلوله‌های دشمنان ایران قرار می‌گیرند، من این تقارن را به پیوند معنوی ناگسستنی که بین خودم و این ارتش که ناجوانمردانه در بستر یک دسیسه ضد ملی و میهنی قرار گرفت، وجود دارد، تعبیر می‌کنم. و برای اینکه چنین پیوندی جاودان ماند، توصیه می‌کنم که بعد از نجات کشورم، کالبدم در گورستان این شهیدان جانباخته وطن، مدفون گردد... من در این دقایق واپسین شیرینی خاطرات افق ایران عزیز را که به آن عشق می‌ورزم، در برابر تلخی زهراگین مرض جانسوز قرار داده‌ام. خاطره شالیزارهای کرانه‌های دریای خزر، و مرغزارهای دیلم، خاطره قله‌های پربرف سبلان و سهند آذربایجان، خاطره کوهستانهای سبز و خرم زاگرس کردستان، و هامونهای عریان بلوچستان، خاطره اروندرود خوزستان و هیرمند سیستان، خاطره دشت ارژن فارس، خاطره حاشیه‌های کویر سوزان خراسان و کرمان، خاطره شهرکها و دهستانهای ساحلی خلیج فارس، خاطره کوچ عشایر دلیر و فداکار و بطور کلی با اندیشه همه گوشه و کنار آن سرزمین مقدس و مردم  پرتلاش و  پرتوان آن، چشم از جهان... فرو می‌بندم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:به یاد داشته باشیم که صفحات تاریخ وطن ما، فراز و نشیب‌های فراوانی را در خود حفظ کرده‌است؛ ولی همچنان که حمله اسکندر، هجوم مغول، فتنه افغان و اشغال متعدد بیگانگان، قادر نشدند مشعل فرهنگ و تمدن باستانی ایران را خاموش کنند؛ مطمئن هستم شعله‌های فروزان این تمدن و فرهنگ در پرتو انوار خیره کننده خود بر این سیاهی اندوهبار چیره خواهد شد، و یک رستاخیز ملی افتخارات نسل حاضر را در تاریخ درخشان ایران ثبت خواهد کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:من سرنوشت کشور را به قانون اساسی می‌سپارم. این قانون اساسی ودیعه گرانبهایی است که انقلاب مشروطیت به ملت ایران ارزانی داشته‌است، و به همین جهت صیانت و احترام به اصول آن که بنیان تمامیت ارضی و استقلال میهن ماست و همچنین شالوده حاکمیت ملی، متکی بر قومیت تاریخی و مبانی اعتقادات مذهبی مردم این سرزمین بر اساس آن استوار است، بر همه آحاد کشور از واجبات ملی است و پاسداری از آن را به پسرم تاکید می‌کنم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:امیدوارم او که اینک در عنفوان جوانی است و جوهر وجودش مانند هر جوان ایرانی دیگر سرشار از غرور ملی است، با درک حقایق این تجربه تلخ تاریخی که ملت ایران به بهای گرانی اندوخته‌است، پند زمانه را بیاموزد و فقط به اتکای احدیت متعال و پشتیبانی نیروی مردم و همگامی با آن، پرچم مقدس سه رنگ ایران زمین را در اهتزاز و سرافراز نگه دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ولیعهد جوان را به ایزد توانا و ملت بزرگ ایران می‌سپارم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:این آخرین اراده من است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::محمد رضا پهلوی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[http://www.farahpahlavi.org/akharin-eradeh.wma  آخرین اراده پادشاه ایران محمدرضا پهلوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
[http://www.farahpahlavi.org/  سایت فرح پهلوی]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AF&amp;diff=17030</id>
		<title>الگو:خوشامدید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AF&amp;diff=17030"/>
		<updated>2012-01-06T08:37:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «الگو:خوشامدید» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed] (بی‌پایان))&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خوش آمدید ==&lt;br /&gt;
[[پرونده: Nymphaea_tetragona.jpg|thumb|left]]&lt;br /&gt;
به ویکی‌نبشته خوش‌آمدید!&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
ویکی‌‌نبشته یکی از پروژه‌های بنیاد ویکی‌مدیا است که به گردآوری متن‌ها و نوشتار پدیدآورندگان می‌پردازد. درستی این نوشتارها می باید در ویکی‌نبشته برای خوانندگان آشکار باشد بدین معنا که اسکن  و یا ارجاع به سند اصلی بر اساس قوانین ویکی‌نبشته همراه نوشتار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیدوارم خرسندی در همکاری با ویکی‌نبشته در نوشتن تاریخ، چکامه، زندگی‌نامه‌ها و دیگر متن‌هایی که پروانه ورود به ویکی‌نبشته را دارند به شما انگیزه بیشتر در گسترش این وبگاه دهد تا بازدیدکنندگان و خوانندگان ویکی‌نبشته دسترسی به کارهای پدیدار شده در درازای زمان بدون کژی و کاستی بیابند.&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوندهای زیر می‌توانند به شما آگاهی‌های مورد نیاز درباره ویکی‌نبشته، ساختار آن و چگونگی همکاری با آن را بدهند:&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;[[ویکی‌نبشته:درونمایه ویکی‌نبشته|درونمایه ویکی‌نبشته]]&#039;&#039;&#039; برای آگاهی بیشتر درباره استانداردها و سیاست‌های نوشتاری &lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;[[ویکی‌نبشته:راهنما|راهنما]]&#039;&#039;&#039; برای یاری در پرسش‌های گوناگون &lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;[[ویکی‌نبشته:دفتر مشق |دفتر مشق]]&#039;&#039;&#039; برای تمرین چگونگی ویرایش &lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;[[ویکی‌نبشته:دفترخانه|دفترخانه]]&#039;&#039;&#039; برای گفتگو دربارهٔ مسائل سردبیری&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواهش می‌کنم که در صفحات گفتگو نام خود را با چهار علامت مدک امضا کنید، (~&amp;amp;#126;~~)، با این کار همانند امضای شما با نام و تاریخ است. اگر پرسشی داشتید به صفحه [[ویکی‌نبشته:دفترخانه|دفترخانه]] بروید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;noinclude&amp;gt;[[رده:الگوهای ویکی‌نبشته]]&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%DB%B2%DB%B9_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA_%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B2_%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA_%DB%B7%DB%B8&amp;diff=18930</id>
		<title>مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۳۲ نشست ۷۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%DB%B2%DB%B9_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA_%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B2_%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA_%DB%B7%DB%B8&amp;diff=18930"/>
		<updated>2012-01-06T08:36:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۳۲ نشست ۷۸» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirme&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[مذاکرات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم]]&lt;br /&gt;
| قسمت = &lt;br /&gt;
| قبلی = [[مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری هفدهم]]&lt;br /&gt;
| بعدی = [[رای اعتماد به نخست‌وزیران مصوب مجلس شورای ملی|رای اعتماد به نخست وزیران]]&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mozakerat 17 S78.pdf|thumb|left|مذاکرات مجلس شورای ملی دوره ۱۷ نشست ۷۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شامل کلیه قوانین مصوبه و مقررات - گزارش کمیسیون‌ها - صورت مشروح مذاکرات مجلسین - اخبار مجلس - انتصابات - آگهی‌های رسمی و قانونی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شماره   ۲۴۱۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ شنبه ۷ خرداد ماه ۱۳۳۲  - سال نهم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شماره مسلسل ۷۸&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوره هفدهم مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مذاکرات مجلس شورای ملی - جلسه ۷۸&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;صورت مشروح مذاكرات مجلس  روز سه شنبه بیستم و نهم اردیبهشت ماه ۱۳۳۲&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهرست مطالب:&lt;br /&gt;
:۱ - طرح صورت مجلس جلسات ۱۹ اسفند ۳۱ و ۲۰ اردیبهشت ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
:۲ - بیانات قبل ازدستور آقایان: قنات‌آبادی - حائری‌زاده - دکتر بقایی&lt;br /&gt;
:۳ - قرائت استعفانامه آقای دکتر بقایی از نمایندگی طهران&lt;br /&gt;
:۴ - تقدیم ۲۸ فقره لایحه قانونی بوسیله آقای معاون نخست وزیر و چهار فقره لایحه از طرف وزارت دارایی بوسیله ایشان&lt;br /&gt;
:۵ - تقدیم گزارش دادگستری دائربه تقاضای سلب مصونیت ازآقای دکتر بقایی بوسیله آقای معاون نخست وزیر&lt;br /&gt;
:۶ - تقدیم دوفقره لایحه بوسیله آقای معاون وزارت دادگستری&lt;br /&gt;
:۷ - تقدیم هفت فقره لایحه برقراری یاتمدیدفرمانداری نظامی درنقاط مختلفه کشور&lt;br /&gt;
:۸ - قرائت گزارش شعبه پنجم راجع به آقای علی روحی&lt;br /&gt;
:۹ - تعیین موقع و دستورجلسه بعد- ختم جلسه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ساعت ۹ و چهل و پنج دقیقه صبح بریاست آقای محمد ذوالفقاری (نایب رئیس) تشکیل گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - طرح صورت مجلس جلسات ۱۹ اسفند ۳۱ و ۲۰ اردیبهشت ۱۳۳۲ ==&lt;br /&gt;
۱- طرح صورت مجلس جلسات ۱۹ اسفند ۳۱ و ۲۰ اردیبهشت ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - جلسه رسمی است صورت غائبین جلسه گذشته قرائت می‌شود (بشرح زیربوسیله آقای ناظرزاده خوانده شد) &lt;br /&gt;
غائبین بااجازه - آقایان: اورنگ. کریمی. عبدالرحمن فرامرزی. عامری. غائبین بی اجازه - آقایان: مشار. دکتر شایگان. صراف‌زاده. دکتر امامی. راشد. دکتر مصباح‌زاده. امیرافشار &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه اعتراضی نیست؟ آقای مکی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکی - می‌خواستم عرض کنم که آقای مشاروآقای دکتر شایگان هردومریضندوآنهاراغائب بدون اجازه نوشته‌اند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - کمیسیون محاسبات رسیدگی خواهد کردواصلاح خواهدشد. نسبت به صورت جلسه اعتراض دیگری نیست؟ آقای جلیلی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلیلی - آقای دکتر شایگان تقاضای مرخصی کرده‌اند درکمیسیون محاسبات هم تصویب شده‌است استدعا می‌کنم دستوربفرمایید اصلاح بشود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - اصلاح می‌شود نسبت به صورت جلسه اعتراضی نیست؟ (اظهاری نشد) چون اکثریت برای رای نیست اعلام تصویب ان را موکول می‌کنم به بعد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - بیانات قبل ازدستور آقایان: قنات‌آبادی - حائری‌زاده - دکتر بقایی ==&lt;br /&gt;
۲- بیانات قبل ازدستور آقایان: قنات‌آبادی - حائری‌زاده - دکتر بقایی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - عده‌ای ازآقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند آقای میراشرافی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میراشرافی - آقای قنات‌آبادی صحبت می‌فرمایند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای قنات‌آبادی. اجازه می‌فرمایید قبل از این که سرکار شروع بفرمایید به بیاناتتان دو ماده از آئین نامه قرائت بشود (مواد۲۰۴ و ۲۰۶ آئین نامه بشرح زیرخوانده شد):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ماده ۲۰۴- مخبرین جراید و تماشاچیان باداشتن بلیط مخصوص همان جلسه که با مهر اداره کارپردازی و امضای یکی از کارپردازان صادرشده باشد و نیزمامورین انتظامی به دستوررئیس مجلس در محلهای مخصوص حق حضورخواهندداشت و بایددرتمام مدت جلسه ساکت باشند و ازهرگونه تظاهر خودداری کنند وگرنه بامررئیس ازمجلس اخراج می‌شوند. &lt;br /&gt;
:ماده ۲۰۶- هریک ازتماشاچیان و نمایندگان جراید که باعث اغتشاش یااختلال نظم مجلس شود و یانسبت به رئیس یانمایندگان مجلس و یا وزرا و معاونین و سایرافراد توهین و یاتهدید نمایدبامررئیس مجلس ازتالارمجلس اخراج و توقیف می‌شود و درصورتی که عمل امومستوجب تعقیبات کیفری باشد درظرف ۲۴ ساعت به مراجع صالحه تسلیم خواهدشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای قنات‌آبادی بفرمایید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - ماازهمانجاشروع می‌کنیم که همیشه دولت شروع می‌کند و همان مطلبی را اینجا تذکرمی‌دهیم که یکعده‌ای البته دراین روزهایی که نان و آب داردتذکرمی‌دهند و آن این است که اگردولت واقعاهمانطوری که ادعا می‌کرد متکی به افکار عمومی بودهیچ مانعی و رادعی برای اونداشت که مثل دوره شانزدهم اجازه دهدجریان مذاکرات مجلس بوسیله رادیو درسرتاسرکشور پخش شود بدیهی است هیچ جای دنیا این عمل را اسمش را عدالت نمی‌گذارند که یک دسته‌ای که آن دسته اسمش دولت هم باشد راس قوه و قدرت قرارگرفته باشد ارتش و شهربانی و ژاندارمری و تمام وسایل قدرت و پول دراختیارش باشد زندانهادراختیارش باشد رادیودراختیارش باشد آنوقت هر چه می‌خواهد بگویدوبهر شخص و مقامی بهرشکل و رنگی که می‌خواهد حمله کند تهمت بزند دشنام بگوید فحش بدهد امااجازه ندهد آن کسانی که مورداین همه حملات قرارگرفته‌اند درمقابل این همه تهمت و افتراها ازخوددفاع کنندوحقایق را به آن ملتی که آن ملت قاضی هستندو آنها باید قضاوت بکنند برساندالبته بنده لازم نمی‌دانم ازجریانات اخیر راجع به تقاضای فراکسیون آزادی و فراکسیون نجات نهضت بوسیله مقام معظم ریاست مجلس ازرئیس محترم دولت برای پخش مذاکرات مجلس ازرادیوتذکری بدهم آقایان می‌دانندجوابش راهم شینده‌اند ولی نمی‌دانم که چوری درباره این مطلب قضاوت کرده‌اند هیچ اشکالی نداشت همانطوریکه الان برنامه رادیواغلب اوقاتش وقف کارهای بیهوده یک کارهای بیمصرف بدون فایده می‌شود اجازه می‌دادند مذاکرات مجلس هم بوسیله رادیومنتشر میشداسم این عمل را عدالت نمی‌گذارند اسم این عمل را واقعااتکا بافکارعمومی نمی‌گذارند این را بهش می‌گویند زورویک طرفه عملکردن ولاغیر همه آقایان بالخصوص ملت ایران این مطلب را خوب می‌داندکه قریب ۵ و شش سال است درکشر مایک نهضت مقدس ضداستعماری بوجودآمده و البته این مطلب راهم اقایان محترم تصدیق دارند که روزهای اول این نهضت یعنی آن روزهایی که مبارزه علیه هرگونه استعمار و مبارزه با شرکت باق نفط و مبارزه با استعمار سیاه انگلستان درایران دراین کشور دربدری حبس کتک خوردن بیچارگی و ازهستی ساقط شدن لازم داشت آنروزمدعیان نهضت و مدعیان مبارزه علیه استعمار خارجی و بالخصوص استعمارانگلستان خیلی کم بودند غالبادراستراحتگاه تشریف داشتند غالباازسایه راه می‌رفتند غالبا مبارزات را تخطئه می‌کردندو اگر خیلی شجاعت بخرج می‌دادند خیلی می‌خواستندرشادتی بخرج بدهند ازیک گوشه‌ای یک مقاله‌ای بعنوان مبارزه و تحت مطالب کلی منتشرمی فرمودند امااین مبارزه آهسته آهسته وسعت پیدا کردجنس ملت زیادتر شد جنبش ملت دراثراستقامت آن عده معدودی که حاضرشدند بهرذلت و بدبختی بهردربدری و مصائبی تن بدهندو در مقابل انگلستان تسلیم نشوند سبب یک گرمی و یک غلیانی در افکارعمومی مردم ایران شد در طهران و شهرستان‌ها مردم آهسته آهسته به هیجان آمدند البته درخلال همه این مبارزات یکدسته‌ای کارشکنی خودرا ازدست نداده بود یک دسته‌ای صف شکنی خودرا ازدست نداده بودند آن دسته همان کسانی هستند که امروزبسیاربسیار از بانیان نهضت ملی ایران بیشترسنگ نهضت رابسینه می‌زنند اگرمی‌خواهیدآن دسته را من بشماارائه کنم خواهش می‌کنم به روزنامه‌های بلشویکی امروزکه صبح و عصر منتشر می‌شود مراجعه بفرمایید و  در اوان نهضت یعنی آن روزهایی که بنابود در این کشور مهره‌های سیاست استعمری رزم آرا هژیرها ساعدهای کوبیده بشود و پایه‌های اولیه ملی شدن صنعت نفط درسرتاسرکشور گذارده شودآنروزهم به روزنامه‌ها  و نوشته‌های این آقایان مراجعه بفرمایید آنوقت خواهیددید که این آقایان آنروزها کارشکنیهایی که می‌کردند چه بوده‌است و امروزخودراوارث نهضت مقدس ملی می‌دانند (میراشرافی - بروزهای زمان پیشه وری هم مراجعه بکنید) (زنگ رئیس) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - بین الاثنین صحبت نکنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - من تمنا می‌کنم از آقایان که اجازه بفرمایند آن مقداری که قدرت دارم عرایضم را عرض کنم از این  دستهکه کعبه و قلبشان کرملین بوده آن روزهایی که سیاست استعماری سابق یعنی استعمارسرخ ازمانفط می‌خواست و می‌گفت بایدمنابع نفتی شمال را بمابدهید  آنها درهیمن خیابانهای تهران بنده نمی‌گویم درخیابان‌های زنگبار نمی‌گویم درخیابانهای حبشه درهمین خیابانهای طهران این آقایان حرکت کردندوگفتندکه باید نفظ شمال را بروس‌ها دادوباید شمال را حریم امنیت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی قرارداد و با کمال وقاحت و بیشرمی سربازهای ارتش بیگانه در همین پایتخت تهران از آنها حمایت کردنداینهایکدسته بودندیکدسته هم آن کسانی بودند که خودشان پدرانشان فامیلهایشان زندگیشان همه چیزشان دربست در اختیار سیاست انگلستان بود و اینهااز شاگردان بسیار بسیارخوب و تربیت شده مکتب استعماری انگلستان بودند و اینهاخود و افکارشان بهمه آقایان محترم و ملت ایران معروف و مشهود است اینهاهم در مبارزات مقدس ملی ما درنهضت پر افتخار ما حداکثر کارشکنی اخلال وصف شکنی را کردند اماچون اگریک ملتی ازروزی تفکروتعمق اراده بکنداگریک ملتی مطلبی را درک کندخداازآن ملت حمایت می‌کند ملت ایران هم چون درک کرده بود که یگانه راه نجات و پاره کردن زنجیرهای استعمار ملی کردن صنایع نفط است قیام کردخدا هم ملت را تایید کرد و این مطلب درمملکت ماعملی شد و به صورت ظاهر عمال سیاستهای بیگانه درشمال و جنوب شکست خوردند آنهایی که می‌گفتند قرارداد۱۹۳۳ را باید باطل کنیم یعنی می‌خواستند کارشکنی بکنند و آن کسانی که اصلاعقیده داشتند مگر می‌شود باانگلستان جنگ کردهردوی این دسته‌ها شکست خوردند و در نتیجه ملت پیروزشدبعد از این  پیروزی قطعی بعدازاین موفقیت درخشان من می‌خواهم اینجابه ملت ایران صریحاعرض کنم که این دوسته رویه خودرا در مبارزه با بنیان گذاران نهضت عوض کرده‌اند یعنی همانطوریکه درقیام مشروطیت و درمبارزه برای بدست آوردن آزادی و حریت در صدر مشروطیت تربیت شدگان مکتب عین الدوله از آزادیخواهان شکست خوردند و بعد به مقتضای روز ماسک را عوض کردند رنگ خودشان را عوض کردند و آمدن خودشان را بین آزادیخواهان و مردان حق و  مبارزه و قهرمان صدر مشروطیت جازدند و با نزدیک کردن خودبه منابع قدرت آزادی خواهان و قهرمانان ایران را طردکردند این دودسته هم بعدازنهضت مقدس ملی ایران همین عمل را انجام دادند آمدندخودشان قاطی نهضت شدند آمدندخودشان را داخل در صف این جهاداکبر کردند آمدند خودشان را دمساز بامبارزین بینان گذاران این نهضت کردند خوب چون اینها اشخاص عاریه‌ای بودند چون اینها می‌خواستندخودشان را جاکنندوچون اینهامی خواستندبیایند و مقاماتی راغصب کنند هیچ برای آنها مانع و رادعی نداشت که برویه دیرین خودشان به رویه همیشگی خودشان یعنی به چاپلوسی و عبودیت و بندگی متوسل بشوند اینهابتمام این فنون متوسل شدند و اینک آهسته آهسته دور آقای دکتر محمد مصدقالسلطنه را محاصره کردند یک دسته مردم سراز خواب بلند کردند دیدند مطلب خیلی صحیح و سالم و قشنگ از آب درآمده آنهایی که در راه نهضت ملی و پایه گذاری این جهاد بزرگ ضد استعماری حبس رفتند تبعید شدند دربدر شدند خون بدل شدند خود و عائله شان چهار سال در این مملکت در بدر بودند اینها دشمن ملت شدندویک عده‌ای ازمارک دارها و یک عده‌ای از سرسپرده‌های اجانب و یکعده از کسانی که توی این خیابانهای تهران پرچم بدوش گرفتندوگفتند شمال و جنوب مال جنوبی‌ها باشد باشد اینهاملی از آب در آمدند دکتر مظفر بقایی آیت الله کاشانی آن کسی که ممالک اسلامی فخربوجودش می‌کنندآن کسی که تفنگ بدوش گرفته و درسنگرهای مجاهدین عراق دوش به دوش رخ برخ با انگلستان جنگیده‌است آن کسی که انگلستان شب و روز ازوجودش خواب و راحتی ندارد آن کسی که نوکران سرسپرده انگلستان نیمه شب بخانه اش می‌ریزند و اورا به خاک و خون می‌کشند و ازکشورش دورمی‌کنند آن کسی که با یکتا قبا ازتاریخ مشروطیت ایران بااستعمارجنگیده‌است این جاسوس انگلستان شداین خارجی شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای قنات‌آبادی وقت جنابعالی تمام شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - بنده وقت می‌خواهم صحبت کنم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - بسته به نظرمجلس است چقدروقت می‌خواهید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - یک ساعت وقت می‌خواهم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - اکثریت نیست برای رای &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - کسی هم مخالف نیست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - بایدرای گرفته شود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر معظمی - آئین نامه باید اجرا بشود اخگر - آئین نامه را اجرابفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میراشرافی - آنوقتی که مابیش از۱۵ دقیقه اینجانشستیم آئین نامه اجرا نشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر معظمی - آقای قنات‌آبادی نفردوم وقتش را بشمابدهد صحبت کنید بعد که عده کافی شد رای بگیرد (باورود چندنفرعده برای رای کافی شد) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - چقدروقت می‌خواهید؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - یکساعت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامی اهری - بانیمساعت موافقت بفرمایید فعلا &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقایانی که موافقندنیم ساعت آقای قنات‌آبادی صحبتشان را ادامه بدهندقیام بفرمایید (عده‌ای برخاستند) (ناظرزاده و معتمددماوندی (منشی) ۲۹ نفر است یکنفرکم است) با رای خودبنده سی نفرمی‌شود تصویب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - بنده خیلی خوشحال و مشعوفم که آقایان اعضای فراکسیون نهضت ملی به بنده رای برای صحبت کردن ندادند (حائری‌زاده - دراقلیت بودند) بله آقایان محترم ملت ایران بایدروی این مطلب توجه کند که یک عنصری که پنجاه سال به استعمارضربت زده و ضربت خورده این عنصررا یک روزنامه‌ای که منتسب به شخص رئیس دولت است می‌نویسدکه این جاسوس است من مخصوصا این مطلب را پشت این تریبون تکرارمی‌کنم تاملت ایران آن نقشه‌هایی که انگلستان در صدر مشروطیت برای بیرون کردن مجاهدین حقیقی ازصف ملت عمل کرده بود دوباره به عینه ببینند دومرتبه درک بکنندکه واردعمل می‌کندببینند کار مملکت بکجارسیده آقای رئیس دولت مرقوم فرموده بودندبه دستگاه انتظامی مملکت یادستگاه دادگستری اگر روزنامه‌ای به شخص من بدگفت بااوکاری نداشته باشید امااگربه کس دیگر و برخلاف قانون مطبوعات عمل کرد قانون را درباره اش اجرا کنید من خواهش می‌کنم ازآقایان نمایندگان محترم و مخصوصا خواهش می‌کنم ازآقایان که طرفدار دولت هستند بروند در زندان و ببینند این روزنامه نگارانی راکه دولت توقیف کرده‌است فقط کسانی هستندکه ازدولت دکتر مصدق انتقاد کرده‌اند فقط چون از اعمال و رفتار دولت انتقادکرده‌اند آنهاراگرفته‌اند به زندان انداخته‌اند بدون محاکمه و اما آن روزنامه‌هایی که برمی‌دارند و به بزرگترین شخصیتهای مملکت رکیک ترین فحش‌ها رامی‌دهند که تریبون مجلس شورای ملی رامن نمی‌خواهم باین حرفهایی که آنها زده‌اند آلوده کنم آنهاکاملا آزادند آقایان می‌دانند آنهاچه جوری روزنامه‌هایشان را بفروش میرسانند؟ اگربرنخورده‌اند خواهش می‌کنم روزشنبه تشریف ببرید میدان توپخانه یک بچه روزنامه فروش باده بیست تاازاین روزنامه‌ها یک مامور شهربانی یک مامور حکومت نظامی و چند تا مامور کارآگاهی ایستاده‌اند این بچه روزنامه فروش روزنامه‌ها بدستش است توی میدان توپخانه این عوامل و مامورین دولتی هم اوراحمایت می‌کنندواوداد می‌زند و فریادمی‌زند کاشانی جاسوس بقایی قاتل مکی فلان حائری‌زاده فلان همینطور می‌گوید و اگر کسی هم برودباین بچه روزنامه فروش‌ها سخنی بگوید مامورین شهربانی متعرض اومی‌شوندیک حسابی است یک مطلبی است که آقای دکتر مصدق السلطنه حسابش را نفرمودند و آن این است که خیال می‌کنند که همه افراد و اشخاص روی حساب سیاسی و روی حساب مقامی و روی حساب منفعتی مبارزه می‌کنند یک مطلبی را ایشان درک نکرده‌اند و آن این است که درتاریخ بشریت بودند اشخاصی که فقط برای حق و حقیقت جنگ کردند برای نجات فضیلت و نجات انسانیت مبارزه کرده‌اند و اینهاولواینکه قلیل هم بودند ولواینکه معدود هم بودندغلبه و فتح با اینهابوده یک قضیه تاریخی من می‌خواهم برای آقایان محترم نقل کنم الحمدالله همه آقایان مسلمان و پیروآئین مقدس اسلام هستید و همه اطلاع ازتاریخ احکام و آیات کلام الله دارید و این قضیه راهم می‌دانیدمن می‌خواهم به مناسبت تطبیقش باوضع روزتذکر بدهم و آن این است که تبلیغات موسی بن عمران پیغمبر وقتی وسعت پیداکرد وقتی دزدهاوغارتگرهای اجتماع دیدند کارموسی دارد نضج می‌گیرد وقتی قارون مسلکهای آن زمان دیدند که این رویه‌ای که موسی اتخاذکرده‌است منتهی به پیروزی است گفتندماتصمیم می‌گیریم و موسی بن عمران پیغمبررامالجن مال می‌کنیم این بود که  قارون رفت و یک زن هرجایی را پیداکردوباوگفت: تومی‌روی موقعی که موسی خطابه می‌کند اورامتهم می‌کنی به زنا و قصدقارون این بود که  موسی را درمعرض افکارعمومی لجن مال بکند ان زن هم آمد وقتی موسی داشت وعظ می‌کرد و خطابه و تبلیغ می‌کرد گفت ای موسی این حرفهایی که تومی‌زنی صحیح است؟ گفت بله گفت پس چراخودت مرتکب عمل زشت شدی؟ گفت باکی؟ گفت بامن معنای تکرارتاریخ همین است قارون‌های زمان ماهم هرجایی‌ها رااجیرمی‌کنند بهرجاییهاماهی هزارتومان پول می‌دهند تابه برگزیدگان اجتماع دشنام بدهند فحش بدهند تهمت جاسوسی و افترا بزنندازروزاول تاحالااین رویه بوده صف طرفداران فضیلت و حقیقت رویه خاصی داشتندودشمنان انسانیت و فضیلت درهرلباسی که بودندرویه خاصی داشتندآن روز قارون به آن هرجایی پول می‌داد و امروزقارونهای زمان بهرجاییهای دیگری پول می‌دهند که برجستگان فحش بدهند. و اماراجع به قضیه افشارطوس اولا بنده عقیده‌ام را بعرض مجلس و ملت ایران برسانم که بنده شخصا بااین نوع کشتاروترورمخالفم و برخلاف دینم می‌دانم (صحیح است) دین من مذهب من اجازه این نوع اعمال رانمی‌دهد و هرکس این عمل ازش سربزند و سبب این کارباشد ولواینکه نزدیکترین کسان من باشد من با اومبارزه می‌کنم (پورسرتیپ - احسنت) من اولابه آقایان عرض کنم که اگر روزی ثابت شد نه بوسیله بوق و کرنا و رادیو بلکه حقیقتا ثابت شد که دکتر بقایی دراین عمل دخالت داشته من بااومی جنگم اماامروز که من خودم می‌بینم دولت و تمام عوامل وامانده استعمار انگلستان ازتمام قدرهایی که در دست دارند استفاده کرده و همه برعلیه این مردی که درتاریخ نهضت ملی ایران سهم بسیاربسیار زیادی داردقیام کرده‌اند و می‌خواهند نابودش کنند باتکای خدای بزرگ دنبال اووازاوحمایت کرده و مبارزه می‌کنم مگراینکه بمن ثابت شود که من اشتباه کرده‌ام آنوقت این حرف را من پس می‌گیرم این بوق و کرنایی که دولت راه انداخته اولا راجع به موضوع شکنجه بنده یک مطلبی عرض کنم روزی که این آقایان راگرفتندجناب آقای دکتر بقایی به من تلفن کرد که من شنیده‌ام خطیبی (که منهم نمی‌شناسمش) اورادرزندان شکنجه کرده‌اند بیایدباهم برویم دادگستری و ازقانون و ازنماینده قانون بخواهیم که باینکار رسیدگی بکند بنده عرض کردم چشم رفتم درخدمتشان در دادگستری جناب آقای دکتر معظمی توجه بفرمایید ایشان اعلام جرم کردند که  چون یک همچوخبری بمارسیده ماخواهش می‌کنیم مراجع قانونی به وظیفه قانونیشان عمل کنندجنابعالی بهترازبنده می‌دانیداستادید دانشمندیدمی‌دانید که بازپرس و نماینده دادسرامی‌رود این زندانی را ببیند اگر شکنجه شده صورت مجلس کند که شکنجه شده و اگر نشده بنویسدشکنجه نشده و آقای دکتر  بقایی دروغ گفته‌است غیرازاین است؟ مارفتیم تمام مراحل طی شد بازپرس و نماینده دادستان حرکت کرد وقتی به رئیس شهربانی بانماینده قانون مراجعه شد اینکه می‌گوید میخواسته ملاقات کندملاقات ممنوع است این خدعه‌است این دروغ است مثل همه دروغهای دیگر نه آقای دکتر بقایی نه بنده هیچکدام نمی‌خواستیم کسی را ملاقات کنیم نماینده قانون بوده که برای اجرای یک دستوریک عمل قانونی حرکت کرده بودبرود ببیند و صورت مجلس کند رئیس شهربانی به مجرداینکه این دسته بازپرس و نماینده دادسرا را دید باور بفرمایید که خودش را باخت حالاممکن است بگویدمن تکذیب می‌کنم من این موضوع تکذیب می‌کنم من این موضوع تکذیب می‌کنم را یک روز پشت این تریبون پنبه اش را زده‌ام گفتند که  اینجانیست به فرماندارنظامی مراجعه کردیم اتفاقا قبل از این که ازپیش رئیس شهربانی حرکت کنیم آقای دکتر بقایی گفت ما می‌دانیم این زندانی کجااست و می‌دانیم هم که فرماندارنظامی را هم پیدا نخواهیم کرد ولی معذلک می‌رویم رفتیم انجا فرماندارنظامی نبود افسرنگهبان هم ازخودش سلب مسئولیت کرد یک صورت مجلس دردژبان و یکصورت مجلس درفرمانداری نظامی بوجودآمد بازپرس و نماینده دادسرانوشتند که ماآمدیم بمازندانی را ارائه نکردند و رفتیم این عملی بود که  آن روزصورت گرفت من آنروزقطع کردم که همان عناصری که هنوزدراین دستگاه‌ها رسوخ دارند برای برباددادن حیثیت ایران این شکنجه‌ها راکرده‌اند والاهیچ منع قانونی نداشت و هیچ مشکل هم نبود که اجازه بدهند آخراین خیلی خنده آوراست که دستگاه هیئت حاکمه به نمایندگان قانون که منتسب به خودش است اعتمادنداشته باشد این خیلی خنده آوراست که دستگاه عدالت مملکت به دستگاه شهربانی مملکت به دستگاه آدم کشی مملکت نامحرم باشد و اجازه ندهند که نماینده دادستان مطابق قانون به نص قانون برودویک عمل قانونی انجام بدهد آنوقت هی فریاد قانون هم می‌زنند دادقانون هم می‌زنند این رامن می‌خواستم مقدمتاباطلاع آقایان نمایندگان محترم برسانم چون همان شبش روزنامه گرامی باخترامروز که متعلق به آقای دکتر حسین فاطمی است ایشان نوشتند که امروزازصبح تاغروب دونفرنماینده مجلس بتمام مقامات مختلف مملکت برای نجات حسین خطیبی مراجعه کردند و این مقامات مختلفه مملکت که ایشان نوشتند حلال‌زاده‌ها هم نمی‌دانندکجااست و ننوشتند که این ۲ نماینده مجلس بکدام مراجع قانونی مراجعه کردند اینهاواقعا ننگ است رویشان نمی‌شود بنویسند بازپرس و نماینده دادستان آمدند بروند قانون را اجرا کنندمامورحکومت نظامی حکومت نظامی غیرقانونی البته (میراشرافی - صحیح است غیرقانونی است) گفت که نمی‌شود این مقدمه مطلب بود و اماراجع باصل موضوع خوب دقت کنید آقایان من خواهش می‌کنم ازصمیم وجدان به این مطلب توجه کنیدیک رئیس شهربانی کشته شده یکدولتی هم سرکاراست یک عده‌ای هم مخالف دارد مخالفهای پروپاقرص که تاپای مرگ ایستاده‌اند (بهادری - صحیح است) و ازاعمال خلاف رویه دولت انتقاد می‌کننددولت می‌خواهد از این  صحنه استفاده کند پرونده را که برای من و شمانمی سازند پرونده را یک جوری می‌سازند که آن بقال سرگذرهم قبول کند آن مرد عادی هم قبول کند آن وقت آمده‌اند خواستندپرونده را آن جوربسازند که افکارعمومی قبول کند آمدنداینطورکردند گفتند که  دکتر بقایی میخواسته‌است کودتا کندرئیس دولت بشودمملکت را قبضه کندنقشه کشیده‌اند و گفته‌اند افشار طوس را ازبین می‌بریم و مملکت راقبضه می‌کنیم ببینیددرهمین جمله و همین عبارات چندتا نقض و خلاف وجوددارد البته شمامی‌دانیدباکشتن رئیس شهربانی کسی نمی‌تواند رئیس الوزرا بشودفقط یک اتفاق افتاد توی این مملکت که رزم آرا کشته شد و حکومت دست لیدرجبهه ملی آمد و بس و آنهم یک موقع خاصی بود یک زمان خاصی بود یک شرایط خاصی بوداماهمه می‌دانند حتی همان بقال سرگذر هم که این داستانهارا برای آنهامی سازند آنهامی‌دانند که باکشتن رئیس شهربانی کسی رئیس الوزرا نمی‌شودبعلاوه چطور شده رئیس ستاد ارتش آقای سرتیپ ریاحی عضوحزب ناسیونالیست و مامورخریداسلحه ازخارج (میراشرافی - و ژنرال نجیب آینده) اجازه بدهید البته آقایان اطلاع دارید که درزمان دیکتاتوری دوره گذشته یک کمیسیونی بود باسم کمیسیون خریداسلحه اینهاخیلی قلدر بودند خیلی زورشان زیادبود حتی دیکتاتوروقت هم حق اینکه بانها امرونهی بکند و به آنهابگوید بالای چشمتان ابرو است نداشت آقای سرلشگر شفایی و یک عده‌ای دیگرعضو این کمیسیون بودند یک عده‌ای هم بعدا عضوشدند که همین آقای سرتیپ ریاحی یکی ازآنهااست من خواهش می‌کنم از رئیس دولت که خیلی می‌خواهد از رئیس ستادش دفاع کند پرونده خرید و پرونده باصطلاح بعدازجنگ که ایشان رفته به انگلستان که تسویه حساب بکنداین پرونده را درمعرض افکارعمومی بگذارندتاآقایان بداننداین آقایی که امروز شده‌است رئیس ستاد چقدرپاک و پاکیزه و منزه‌است این مطلبی است که بعرض مجلس شورای ملی میرسانم یک مطلبی نیست که من استنباط کرده‌ام یکی ازافسران شرافتمند این مملکت که خودش هم ازموسسین حزب ناسیونالیست درارتش بوده‌است برای یک شخصیت بزرگ این مملکت جریان راپیغام داده و اگر لایحه سلب مصونیت دکتر بقایی تصویب شد و به کمیسیون دادگستری رفت آنجابنده اگراجازه بدهندشرفیاب خواهم شد و جریان را بطورتفصیل خواهم گفت و آن افسر شرافتمندهم هیچ باکی ندارد که  این حقایق را بگویداین افسر شرافتمند گفته‌است که تمام این بازیهایی را که  درآورده‌اند برای گم کردن اصل مطلب است این مطالب را روشن خواهدکرد آقایان من این را بشمابگویم و دلیل هم دارم خودقاتلین افشارطوس مامورتعقیب پرونده قتل افشارطوس هستند خودآن کسانی که وجود افشارطوس برای آنهامانع شده بود و یک رقیب خطرناکی شده بودخودآنها آمدند و نقشه کشیدند افشارطوس راازبین بردند مسخره این نیست که بگویند دکتر  بقایی و چهار تا سرتیپ یکدانه آشپز و دو تا دهاتی بیابان گرد می‌خواستندکودتا بکننددراین مملکت و حکومت بدست بیاورند اما رئیس ستادارتش که باهمدیگر رقابت داشتند آن را بیگناه کنار بگذارند و خود او مامور تعقیب پرونده افشارطوس بشود این جریانات آقادر مملکت ما تازگی ندارد منتهی حساب هیات حاکمه این شده‌است که تاآنجایی که زورشان می‌رسدمی‌گویند تاآنجا که  قدرت دارندعمل می‌کنند امابایدمااین حساب را در این مملکت بهم بزنیم و آن حساب این است که هر جازور باشد حق هم همانجاست و ما ب اخداعهدکردیم که این حساب را بهم بزنیم بگوییم هرجاحق هست قدرت هم باید دراستخدام حق قرار بگیرد لذا ما می بینیم توی این مملکت هرکی زورنداردهرکاری می‌کندمی‌گویند بداست تازورندارد از بدیهاانتقادمی‌کند همچو که زوربدستش می‌آیدهمه بدیهارا مرتکب می‌شود همه راهم می‌گویدخوب است و همه راهم شمابایدبگویید &#039;&#039;&#039;خوبست آقای دکتر مصدق آن روزی که زورنداشتند قدرت نداشتند سرنیزه دراختیارشان نبود توپ و تانک نداشتند شهربانی پرونده ساز نداشتند مقابل زندان غش می‌کردند حکومت نظامی را تعطیل عملی مشروطیت می‌دانستند یک روزنامه ایشان را بنده اینجا پشت تریبون قرائت کردم و روزنامه‌ها نوشتند و متاسفانه مخبررادیو طهران این نامه را نگرفت که به رادیو طهران بدهد و او منتشرکند نامه همین آقای دکتر مصدق است ایشان آنوقت که زور نداشتند حکومت نظامی را تعطیل عملی مشروطیت می‌دانستندالان هفت یاهشت ماه است که قاچاقی توی این مملکت حکومت نظامی است و هیچ تعطیل مشروطیت هم نیست برای اینکه مطابق قانون نه آن پیشترهم که یک وقتی آوردند مجلس تصویب کردند بعدازآن هرچه حکومت نظامی بوده بنده بنام قانون عرض می‌کنم که قاچاقی بوده (میراشرافی - خود دولتش هم قاچاقی است رئیس الوزرایی که به مجلس نمی‌آیدقاچاق است)(زنگ رئیس) قانون حکومت نظامی این طوراست دولت می‌تواند اعلام کند و بلافاصله درظرف یکهفته به مجلس می‌آید و مجلس هم درظرف یکفته تکلیف قانون حکومت نظامی را معلوم می‌کند اگرمجلس این قانون را تصویب نکرد نمی‌تواند قانونیت داشته باشد مگراینکه خود جناب آقای دکتر مصدق باستناد قانون اختیارات که جبرا گرفته‌اند این قانون راهم امضا کنند برای جناب آقای دکتر مصدق آن وقتی که زورنداشتند این کارهابدبود اماحالا که  الحمدلله زورپیداکردند خیلی چیزهاخوب شده متاسفانه خیلی کارهاایشان آنوقتهامی‌کردند که حالا که  زورپیداکرده‌اند بدشان می‌آید بنده یادم می‌آید انتخابات دوره ۱۵ بودایشان دومرتبه رفتندبه دربار متحصن شدند یکعده آقایانی که واقعا مصلحت...&#039;&#039;&#039; (دراین موقع مجلس ازاکثریت افتاد) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای قنات‌آبادی اکثریت نیست تامل بفرمایید (پس ازچندلحظه باورودچندنفراکثریت حاصل شد) بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - روزه آقایان رابرده بله یک عده ازکسانی که واقعاطرفدار این بودند که  مقام سلطنت نباید درکارها مداخله بکندبایشان اعتراض می‌کردند که  خوب آقای دکتر مصدق شاه یک مقام غیر مسئولی است بچه مناسبت به دربار متحصن شده‌ای ازشاه چه می‌خواهی شاه درچه امری مداخله بکند؟... این کارها که  خلاف قانون است ایشان برای خودشان دخالت کردن را بی اشکال دیدنداما برای دیگران اشکال می‌دانند دخالت کردن را مامعتقدیم که دخالت کردن شاه مملکت درامورات کشوربرای هرکسی غلط است این عقیده ماست (صحیح است) اماجناب آقای دکتر مصدق دخالت کردن به نفع خودشان را خوب می‌دانستند و به نفع عمروزید و بکروخالدرابدمی‌دانند این را بهش می‌گویندیک بام و دوهوا یک مطلب دیگری که بنده می‌خواهم اینجاعرض کنم ازنظروظیفه‌ای که دارم این است که لابد آقایان محترم اطلاع دارند که قریب چهاریاپنج ماه قبل یک فاجعه بسیاربدی برای هموطنان شمارخ داد و دریک گوشه محنت زده کشورشما بنام طرود یک زلزله‌ای اتفاق افتاد که قریب ۹۰ درصد مردم اینجازیرآوار رفتند و کشته شدند زندگی و سرمایه آنهاازبین رفت اقداماتی ازطرف دستجات مختلف برای اعانه باین زلزله زدگان شروع شد من آنروزها باوجودی که می‌دانستم دولت لطفی من ندارد دیدم روی موضوع طرود خوب تبلیغ می‌کنند گفتم خوب الحمدالله دولت اینجاملاحظه شخص را نکرده باوجوداینکه من ارادتی بدولت ندارم و اوهم لطفی بمن ندارد امابحمدالله چون آنجا هموطنان ما هستند خوب تبلیغ می‌کند و مشغول اخذاعانه‌است و درصدداست که یک کاری صورت بدهداکنون آقایان نمایندگان محترم قریب پنج ماه از آن تاریخ می‌گذرد و ازآن روزی که بنده اینجا درمجلس شورای ملی بعرض آقایان نمایندگان محترم رساندم که اجسادآنهازیرآواراست و نزدیک است فضای آنجارا مسموم بکند و ایجادمرض بکندوتقاضاکردم ازدولت و مردم خیر که هرعملی که می‌توانند بکنندزودتر اقدام بکنند تااین محیط آلوده به مرض نشود و همانروزیکه این عرض را اینجاکردم درهمان روزقریب پانصد ششصد هزار تومان مردم خیر ایران و سایر کشورهابرای ترمیم وضع بدوخراب مردم طرودپول داده بودند پول نقدداده بودند بنده این مدت هرچه سوال کردم که آقای دولت برای مردم چه کرده‌اید؟ چیزی بدست نیاوردم آن نقطه الان آلوده به مرض شده تمام اجساد یکه زیرآواررفته بوسیله خلل و فرجهایی که دران منطقه هست اینهاهمه ورم کرده گندزده کثیف شده و تمام آن فضاراتبدیل به یک منطقه مرض وحشتناک کرده البته می‌دانید درطرود که عمال انگلیس نبودند در طرود که چترباز خارجی نبوده آنجا که قیام علیه امنیت مملکت نشده آنجاکسی نمانده که قیامی علیه مملکت بکند یاچتربازخارجی بیاید هیچ این حرفهانبوده جزاینکه این دولت اصلانمی‌تواندکاربکند این دولت حرف خیلی خوب می‌تواند بزند تبلیغ خیلی خوب می‌تواندبکندفحش خیلی خوب می‌تواندبدهد دشنام خیلی خوب می‌تواندبدهد اماکارنمی‌تواندبکند بعلت اینکه روزبروزارگانهای دولت و بلندگوی دولت دشنام و فحش شان بدسته انتقادکنندگان زیادترمی‌شود فقط می‌خواهند با فحش و تهمت و افترا جبران این را که نتوانسته‌اند کاربکنندبکنند ازهرچه بگذری سخن دوست خوشتراست مطلبی که لازم می‌دانم درخاتمه عرایضم... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - دودقیقه بیشتروقت ندارید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - شاید دو سه دقیقه یابیشتر طول بکشد باطلاع آقایان نمایندگان محترم مجلس شورای ملی میرسانم موضوع فروش نفت است همه تان شنیده‌اید و دولت هم هرروز ابلاغ می‌کند و اعلام می‌کند متخصصین دولت علیه هم صحه می‌گذارند که دولت موفق شده زنجیرهای محاصره راپاره کرده نفت را بدنیای خارج داده بازارهارادارد تصرف می‌کند باچه قیمتی؟ صدی پنجاه تخفیف صدی بیست و پنج هم برای غرامت کنارمی‌گذارند صد۲۵ هم برای ایران می‌ماند البته اینجا بر متخصصین فنی مملکت برآنهاست که آنها بفرماینداین صدی بیست و پنج که می‌ماند آیابهمین میزان خرج تصفیه و استخراج نفت می‌شودیانمی‌شود این یک مطلب یکی دیگرهم آقایانی که مامور تحویل اشیاء هستند درقبال این صدی ۲۵ آنها بیایندبگویند که این چیزهایی که بمامی‌دهند و این صدی بیست و پنج رامی‌گیرنداینها تفاوت قیمتش چه می‌شود امامن باین تفاوت کارندارم دوچیزمی‌خواهم بفهمم یکی اینکه آن آقایانی که دارند اینطور می‌کنند و ثروت ملی ما را دور می‌ریزند آیاتضمین می‌کنند که این عمل آنهاسبب بدست آوردن بازاربرای آنهامی‌شوددولت آقای دکتر مصدق که این بذل و بخشش رامی‌کندبه ملت ایران ضمانت می‌دهد که این بذل و بخشش و حیف و میل سبب بدست آوردن بازار دنیا می‌شود و ما می‌توانیم بازار جهانی را بدست بیاوریم این را بمابدهند ماعرضی نداریم یکی این مطلب و یکی یک نکته‌ای هست که من می‌خواهم بااجازه آقایان نمایندگان محترم این حرفهارابه مردم عادی مملکت بزنم و آن این است که مردم ایران باید این را بدانند که من به لسان آنهامی‌گویم چون مطلبی که می‌خواهم بگویم می‌خواهم مردم عادی مملکت درک کنند تمام نفت فروشهای دنیا باهمدیگرشریکند می‌خواهداین نفت فروش انگلیسی باشد می‌خواهد آمریکایی باشد می‌خواهد ایطالیایی باشد می‌خواهد ژاپنی باشد یعنی نفت دنیا در انحصار کارتلهایی است که این کارتلها با همدیگرشریکند که دستشان توی دست یکدیگراست این نفتهایی که از منابع نفتی ما خارج می‌شود اگربه ژاپنی بفروشند می‌رود بحساب همان شرکا اگربه آمریکا بفروشند می‌رود بحساب بحساب همان شرکا و اگر به آفریقایی هم بفروشند بازمی‌رود بحساب همان شرکا یعنی نتیجه اش این می‌شود که مانفت را ملی کرده‌ایم تابااین تخفیفهای عجیب و غریب دومرتبه به آنها بفروشیم یعنی مازحمت می‌کشیم و قیام می‌کنیم پدر صاحب ملت درمی آید درمقابل شکننده ترین ضربات اقتصادی جان می‌کند و نفت را مجانی تقدیم انگلیسهامی‌کنیم و  اگر غیرازاین است بیایندباطلاع ملت ایران برسانند (میراشرافی - این ۵۰ درصد تخفیف مقدمه معامله باشرکت سابق است این همان چیزی است که رزم آرا توی جیبش داشت)(زنگ رئیس) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای حائری‌زاده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حائری‌زاده - من سعی دارم که حتی الامکان کمتروقت آقایان و رفقارا درنطق قبل ازدستور مشغول کنم ولی حوادث و اوضاع و سم پاشی‌هایی که شده‌است من را مجبورکرد که وقت آقایان را بگیرم درمجلس سه موضوع من را من باید توضیح بدهم هرقسمتی که شد امروز صحبت می‌کنم و اگر نشد آقایان اجازه می‌دهند بعدها صحبت می‌کنم یک موضوع چون خیلی ازمن پرسیده می‌شود که چراسلب اعتماد از دولت آقای دکتر مصدق نموده‌ای این یک موضوع است که باید در اطراف این من یکقدری توضیحات بدهم که دکتر مصدق ارتباطی که ما با هم در سیاست پیداکردیم روی چه اصولی بودچه شد که آمد؟ اشتباهات او در سیاست چه بود؟ موافقت یاسکوت من روی چه بود؟ و مخالفت شدید من اخیرا روی چه موضوعی است این باید در اطرافش قدری صحبت شود یک موضوع دیگر هم برای این است که چرا در۲۷  فروردین ما مهاجرت کردیم و موجبات تعطیل موقت مجلس را فراهم کردیم یکی اینکه چرا دو مرتبه آمدیم و مشغول شدیم برای انجام وظیفه این سه چیز است که باید در اطرافش صحبت شود من خیلی نمی‌خواهم سیرقهقرایی بکنم و سوابق قبل از ۹۹  جناب دکتر مصدق را صحبت کنم چون بدیهی است که جناب دکتر  مصدق از یک فامیل خیلی قدیمی هستند مادرشان از قاجار پدرشان هم از مستوفیهای مملکت و در دربار مظفرالدین شاه ایشان آنجا تربیت شده‌اند و بزرگ شده‌اند و بعد هم وارد خدمت استیفاء شد حالا فرامینی که صحبتها هست در اطرافش من مدارکی موجود ندارم و پرونده‌هایش را هم مسلما دولت در اختیار ما نمی‌گذارد و راجع به آن فرامین که راست یا دروغ می‌گفتند ساخته شده وارد آن موضوع نمی‌شوم آنها مشمول مرورزمان شده من وارد آنها نمی‌شوم چیزی که خود من وارد این جریان شدم موقع جنگ بین المللی اول چون من بچه بودم ولی یک آدم تسلیم و مطیع و راحتی نبودم (رفیع - مثل حالا) (خنده نمایندگان) بدتر از حالا بودم در آن موقع قوای انگلستان که برای جنگ آمده بود بایران و مهاجرت پیش آمد کرد و مجلس ایران درنتیجه مهاجرت تعطیل شد بودن من را درجنوب به صلاح قوای انگلیس تشخیص ندادند حالا اسمش را تبعید می‌گذارید اسمش را احضار می‌گذارید آمدم در طهران و درتهران هم سرگردان و بلاتکلیف تا موقعی که انقلاب روسیه پیش آمد و اوضاع صورت دیگری پیداکرد من توانستم دو مرتبه برگردم به یزد با اینکه من رئیس طایفه و ایل و عشیره‌ای نبودم که بگویند ایل قشقایی اردو کشیده - من بودم و زبانم مطالبی را که می‌فهمیدم محافظه کاری نمی‌کردم و با مردم می‌گفتم این به مصلحت انگلیسها نبود من تبعیدی دربدر در تهران سرگردان بودم پرونده وزارت کشورشاهد این مدعاست آقای عدل الملک دادگر در آن موقع معاون وزارت کشوربودند من را احضارکردند و من آنجا گفتم که آخر من را چرا احضارکرده‌اید؟ چه فرمایشی دارید فرمودند که بله حوادث ایران که در داخله اتفاق می‌افتد ممکن است در خارج برای خارجیها زحمت درست کند برای اینکه چنین مزاحمتی ایجاد نشود ما مصلحت دیدیم که بیایید تهران - و در همان موقع که ما سرگردان بودیم جناب دکتر مصدق وارد ایران شد به فارس که رسیدند استاندار فارس شدند بنده تعبید و سرگردان ولی ایشان طرف اعتماد حکومت و دولتی که آن روز فرمانفرمای جهان بود و انگلستان بود بودند و استاندار فارس شدند کودتا پیش آمد کرد کودتا را قرار بود دایی‌زاده ایشان نصرت الدوله بکنند حوادث در این میانه بازی کرد آقا سیدضیاء الدین کرد جناب قنسول انگلیس تلگراف کرد بدولت وقت که جناب دکتر مصدق خیلی خوب رفتارکردند در فارس خوب است که دولت مرکزی بایشان اطمینان بدهد که نگران نباشند این را که عرض می‌کنم در این مجلس چون تلگرافش راخوانده بودند من عرض می‌کنم و اسنادش هست در پرونده‌های مجلس ایشان از حکومت مرکزی اطمینان پیدا نکردند تشریف بردندب ختیاری منزل سردارمحتشم بختیاری حکومت سید یک چندروزی بیشتر دوام پیدا نکرد و سقوط کرد آن روز سیاستی غیر از سیاست انگلستان در ایران نبود تمام انتخابات تمام بگیر و ببندها تمام ماموریت‌ها در سایه تقویت آن مقام غیرصالح  بود دولتی که تشکیل شد در طهران جناب دکتر در بختیاری تشریف داشتند ولی طرف اعتماد کامل بودند در غیاب ایشان ایشان را بعنوان وزارت دارایی تعیین کردند و دعوتشان کردند به تهران اینهاعدله ایست که سوابق ایشان و وضعیت ایشان نسبت به سیاست اجنبی از چه قراربوده ولی یک نوکراجنبی دیگری پیداشد که همه را کوبید آن رئیس قزاق بود که آمد و تهران را قبضه کرد و همه را کوبید چه نوکرهای ارباب خودش را چه مخالفین آنها را جناب دکتر مصدق در دوره رضاخانی مطرود واقع شدند ولی البته خدای ایران خدای ایشان خدای رضاخان سلامتی ایشان را تامین کرد و تا بحال این ذخیره برای ما ماند و من مطمئن شدم که این مملکتی که مثل سایرممالک شرقی اجنبی‌ها درآنجا فرمانفرما بودند اشخاصی که از سیاست شوم اجنبی صدمه دیده‌اند حس انتقامی در آنها تولید شده و برای مبارزه با اجنبی ساعد و جاهی هستند و می‌توان به آنها صد در صد اعتمادکرد حقیقتا جناب دکتر مصدق برای اینکه اقلیت تخریبی در مجلس باشد وجودش بسیارمفید بود و من در انتخابات و من در انتخابات فعالیت بسیارکردم مردم تهران کوشش کردند خود ایشان کنفرانسها دادند تا موفق شدیم آمدیم باین مجلس حمایتها و علاقه مندی من نسبت به جناب دکتر  مصدق از نظر نمایندگی اقلیت و انتقاد از دستگاه حکومت بوده و حالا هم هست اگر سنشان مقتضی باشد حالا هم معتقدم که یک وکیل انتقادی تخریبی خوبی هستند در مجلس این را حالا هم درباره ایشان معتقدم اما موضوع نفت من وارد آن کشمکشهای سی سال پیش نمی‌شوم که در مجلس نطق من هست کشمکشهایی که با کمپانی دارسی داشتیم منتهی قدرت انگلستان مافوق این حرفها بود ما یک چیزی می‌گفتیم خنده می‌کردند و مسخره می‌کردند در دوره چهاردهم مجلس بنده در مجلس نبودم در خارج که روزنامه‌ها را می‌خواندم یک طرحی جناب دکتر به مجلس داده بودند که در امتیاز بخارجی هیچ دولتی حق ندارد وارد مذاکره بشود بعقیده من آن طرح را اگر آقایان مطالعه بفرمایند که صورت قانون بخودش گرفته ازجنبه انشاء املاء و معنی خیلی ساده نیست آن چیزی راه قوام السلطنه در آخر آن قانونی که از مجلس گذشت موافقت کرد که حساب کمپانی هم رسیدگی شود در این چیزیکه مفهم این معنی باشد نبوده و فقط برای جلوگرفتن روسها مفید بوده حالا چه اشخاصی ذینفع بودند و در کجا تنظیم شده یک اخباری بمن رسیده که چون مدرکی در دست ندارم در اطراف آن نمی‌خواهم صحبت بکنم که مذاکره کرده‌اند که این طرح آقا سیدضیاء الدین بدهد به مجلس یا جناب دکتر مصدق مصلحت دانستند که آقای دکتر مصدق بدهد طرزانشا و عبارت آن طرح ترجمه یک طرح خارجی است و کسانی که اطلاع دارند می‌دانند که ترجمه‌است. انشانیست این طرح در مجلس مطرح می‌شود رحیمیان نامی در مجلس بود که وکیل قوچان بوده و یکی از وکلایی بود که در دوره ۱۵ همکار ما بود او طرحی حاضرمی‌کند و در همان موقعی که ایشان این طرح را می‌دهند برای الغای قرارداد انگلیسها. ایشان گویا می‌گویند قرارداد است ولی توافق طرفین قابل الغاء نیست این موضوع مسکوت می‌ماند و دوره پانزده جناب دکتر  در مجلس تشریف نداشتند کسانی که در مجلس بودند بعضی معنا کمک کردند بعضی علنا مبارزه کردند در کار نفت جناب دکتر دراین صف نبودند ایشان بیرون تشریف داشتند آقای مکی بود این آقای دکتر بقایی بود عبدالقدیرآزاد بود یک عده‌ای بودند و آن ساعات خطرناک  و آن روزهایی که خداوند برای هیچ ایرانی وجود نیاورد که ما امید بهیچ چیز نداشتیم غیر از فضل خداوندی و آن مبارزه با کمپانی شروع شد دوستان خیلی نزدیک ما بما با نظرترحم نگاه می‌کردند که شماخودتان با پای خودتان به مسلخ می‌روید با این عملی که انجام می‌دهید اراده خداوندی همت ملت ایران مخصوصا مردم تهران موجب شد که آن عملی که در آن چند روز آخر مجلس راجع به مبارزه نفت و انگلستان در مجلس شروع شد و آن روز انگلستان نقشه اش شکست خورد عملی نشد و همینطور راکد ماند حوادث دنیا هم به ملت ایران کمک کرد و اوضاع رابرای انگلستان تیره و تار کرد پس از این که ما را حبس کردند و انتخابات صندوقش را عوض کردند دو مرتبه تجدید کردند انتخابات را جناب دکتر  در آن جریانها هیچ وارد نبود بقول آقای شمس قنات‌آبادی کسانی که آن روز همه را اجنبی و اجنبی پرست و دشمن ایران می‌دانستند همانها خودشان مسبب این اصلاحات هستند افتخارشان این بود که نطقهایی را که در مجلس ماها کرده بودیم چاپ و منتشرکنند امروزهم ماها جزو نامحرمها هستیم و کسانیکه بعقیده من جناج چپ انگلستان هستند ماشین را دارند می‌چرخانند این عقیده من است و خدا کند اشتباه کرده باشم موقعی که ما با جناب دکتر  مصدق در مجلس شروع به همکاری کردیم اختلاف سلیقه از قدیم باایشان بود لازم هم نیست دونفر درتمام مسائل باهمدیگر توافق داشته باشند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - وقت جنابعالی تمام شده‌است آقای حائری‌زاده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حائری‌زاده - من خیلی مطلب دارم اگر آقایان اجازه می‌دهند حالا صحبت می‌کنم اجازه نمی‌دهند یک وقت دیگر صحبت می‌کنم من این حرفها را پشت این تریبون اگر زنده ماندم باید بگویم تا ملت ایران و دنیا روشن بشوند که این آتش از کجا شعله گرفته آن شیاطین و مخربین مملکت چه اشخاصی هستند اینها را باید بشناسند من وظیفه‌ام را باید انجام بدهم اگر حالا اجازه می‌دهند حالاعرض می‌کنم والا بعد... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - چقدروقت می‌خواهید؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حائری‌زاده - من نیمساعت می‌خواهم اگراجازه بدهند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقایانی که موافقند تا نیمساعت آقای حائری‌زاده ادامه بدهند به صحبت قیام بفرمایند(اکثربرخاستند) تصویب شد. بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حائری‌زاده - عرض کنم در موضوع نفت ما جلسات زیادی تشکیل دادیم آن جلسات مرتب بود از افرادی که در مجلس بعنوان نمایندگی آمده بودند یا رفقایی که بنام جبهه ملی در خارج بودند و در مجلس وارد نشده بودند. آن مجلسهای ما صورت مجالسی نداشت ولی خوشبختانه همه شان حی و حاضرند و شاهد واقعه هستند. در آنجاهم اختلاف سلیقه خیلی بود برای طرز کوتاه کردن دست انگلستان جناب دکتر معتقد بودند که قرارداد۱۹۳۳  که باکره و اجبار تهیه و تنظیم شده بود برفرض ما موفق بشویم و آنرا ملغی کنیم قرارداد ۱۹۰۱  دارسی بقوت خودش باقی است و  ۶۰تا ۶۰ سال یعنی ۱۹۶۱ این استثمار و بهره برداری را انگلستان خواهد داشت استدلالی که من علیه ایشان می‌کردم این بود که یک قراردادی با توافق طرفین لغوشده طرفین توافق کرده‌اند موضوعی دیگر برای این قرارداد باقی نمانده ما وقتی بدنیا اعلام کردیم که قرارداد ۱۹۳۳ باکره و اجبار و فشار و حکومت قلدری رضاخانی بوده موضوعی دیگر برای قرارداد باقی نخواهد ماند باید حساب کمپانی از ۱۹۰۱  تا ۱۹۳۳  طبق قرارداد دارسی تصفیه شود و از ۱۹۳۳ به بعد باید یک حق العملی برای مباشرینی که نفط ایران را استخراج و تصفیه می‌کردند در دنیا می‌فروختند ما قائل شویم بیشتربه آنها نمی‌توانیم حقی بدهیم و اگر وارد این حساب بشویم میلیاردها ما طلب داریم از انگلستان حقوق ایران را غصب کرده برده ما طلب داریم باید بگیریم این بحث خیلی طول کشید تا وقتیکه مذاکره شد که باید اصل دیگری را که خود دولت انگلستان دولت کارگری در مملکت خودش عمل کرده‌است ما این اصل را اتخاذ بکنیم تا از پیچ و تاب محاکم بین المللی و اصول حقوقی نجات پیداکنیم و آن اصل ملی شدن نفط است و می‌گوییم گذشته هرچه بوده صحیح یا غلط می‌گوییم امروز احتیاجات ملی ایران بما اجازه می‌دهد که اکتشاف و استخراج نفط را بطور ملی خودمان اداره کنیم سر فرمهایی که به چه فرم بیرون بیاید بحث و انتقاد شد من نظرم هست اولین مجلسی که این مطالب بروی کاغذ آمد در منزل آقای نریمان بود با حضور حضرت آیت الله کاشانی و سایر رفقایی که در آن موقع با ما رفیق بودنددراین موضوع طرح ملی شدن مطرح شد و روی کاغذ آمد جناب دکتر این را محتاج مطالعه دانستند که موافقت کنند و بعد از چندی ایشان هم موافق شدند ولی در آن جلسه موافقت نکردند این هم برای طرز ملی شدن تهیه شد یکی از فرمها فرمی بود که باید اسمش را گذاشت فرمی که من تهیه کرده بودم البته من تنها که تهیه نکرده‌ام با رفقا مشورت می‌کردم و حسن و قبحش را می‌سنجیدیم ولی عبارتش را من تهیه کرده بودم (مهندس حسیبی – با کی مشاوره می‌کردید؟) با کسی که بعد پشیمان شد و گفت عجالتا مسکوت می‌گذاریم این طرح تهیه شد برای این طرح دو سه موضوع در نظر ما بود یکی کوتاه کردن دست انگلستان بود از ایران که قدم اول فکرما بود دوم این است که ملت ایران از منابع نفتی بهره مند بشود نه این که در دروازه نفت را ببندیم بگوییم ما نفت نداریم نظر ما این بود مردم ایران از این  منابع ثروت استفاده بکنند و دست انگلستان هم کوتاه بشود و یک موضوع دیگری که طرف توجه من بود این بود که نفت را در ایران فقط جنبه اقتصادیش مورد توجه ما باشد جنبه سیاسیش را در ایران بکشیم که ایران بواسطه نفت ملعبه سیاست‌های خارجی نباشد تا هر روز یک مشتی به مغز این ایرانی ضعیف از طرف دولت قوی کوبیده شود حفظ بیطرفی ملت ایران شده باشد یکی دیگر فکر من این بود که ما تمام ملل روی زمین را که مشتری نفت ما هستند به آنها از این نمد کلاهی بدهیم که آنها با ما کمک باشند نه کمک انگلستان بدیهی است یک ضعیف و قوی وقتی باهم کشمکش می‌کنندعدالت دنیا هنوزبه آن درجه‌ای نرسیده‌است که درست قوی و ضعیف را در یک کپه ترازو بسنجد آن قوی وسایل دارد استدلال می‌کند تهیه اسباب می‌کند هو و جنجال می‌کند رادیو دستش است تبلیغات می‌کند همه جور وسیله دارد ممالک قوی را هم سهیم بکنیم تا از دست انگلستان نجات پیداکنیم این طرح من مشعراین معنی بود (بعدعبارتش را برای آقایان قرائت می‌کنم) که ما اکتشاف و استخراج نفت را به طریق ملی اداره بکنیم حق ندهیم به کمپانیهای اجنبی که در کوهها و دشت و بیابان و شهرهای ما بعنوان اکتشاف یله و رها باشند و باسم نفت هزار جور جنایت و جاسوسی را انجام بدهند ما دست اینها را ببندیم و همچنین استخراج نفت یک موقعی در دنیا حوادثی پیش آمد می‌کند که مصلحت ایران نیست نفتش را بفروشد بتوانیم این شیرنفت را ببندیم اکتشاف و استخراجش تحت اختیار دولت که نماینده ملت ایران است باشد سایرعملیات نفتی از قبیل تصفیه و حمل و نقل خرید و فروش تمام کارها صد رشته کار دارد کمپانیهای مختلفی برای این کارها تشکیل بشود که نصف سهامش مال ایران باشد و نصف سهامش را هم همه ملل روی زمین حق داشته باشند خریداری بکنند سهامش هم البته با اسم باشد غیرقابل انتقال باشد و هیچ ملت و مملکتی بیش از عشر از سهام را حق نداشته باشند مالک بشود ملیت آن ممالکی هم که سهام را می‌خرند مجلس ایران تصدیق بکند نه اینکه پنج حکومتی که توی شکم حکومت انگلستان است یا مللی که توی شکم حکومت اتحاد جماهیر شوروی است باسامی مختلف این سهام را بخرند و مابهمان دردی که در مسئله شیلات گرفتار بودیم گرفتاربشویم این پیش بینیها را من در موقع تنظیم آن طرح کرده بودم این طرح عبارتست از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: ۱- مجلس شورای ملی دولت رامکلف می‌سازد کلیه عملیات اکتشاف و استخراج نفت را در تمام ایران خودعهده دارشده به طریق صنعت ملی اداره نماید.&lt;br /&gt;
: ۲- در اجرای ماده ۱ دولت مکلف است به عملیات متکی به قراردادهای غیرقانونی ۱۹۰۱ و ۱۹۳۳ کلا خاتمه دهد.&lt;br /&gt;
: ۳- دولت اجازه دارد برای حمل و نقل و لوله کشی و تصفیه و سایر عملیات فنی و تجاری و غیره اعم از بری و بحری و هوایی داخلی و خارجی شرکتهایی تشکیل دهد که اقلانصف سهام بااسم آن متعلق به دولت ایران بوده و بقیه سهام با اسم را سایر ممالک خریدار  نفت می‌توانند مالک شوند مشروط براینکه هیچیک از ممالک و اتباع آنها رویهمرفته حق مالکیت بیش از عشر سهام را نداشته باشند و مجلس شورای ملی قبلا موافقت با واگذاری سهام بهریک ازممالک خریدار و اتباع آنها نموده باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرح را بنده تقدیم کردم جناب دکتر مصدق امضایشان پای این طرح هست. دکتر شایگان. آزاد. اللهیار صالح. دکتر بقایی کرمانی. دکتر بقایی تاریخ هم گذاشته‌است ۳۰-۹-۲۹  که این معلوم می‌کند این طرح قبل از کشته شدن رزم آرا تهیه شده‌است و این طرح را ما نتوانستیم به ۱۵ امضا درمجلس برسانیم زیرا مجلس آنروزهم شبیه مجلس امروز مرعوب از حکومت وقت بود و ما نتوانستیم این کار را انجام بدهیم این ماند این طرح و بعضی از آقایان رفقا هم  که اول در تنظیم این طرح با آنهامشورت شد موافقت فرمودند بعد یکی از آقایان گفت که شما دست انگلستان را میل دارید کوتاه کنید و ممالک دیگر را وارد ایران کنید آنهم پشیمان شد و حرفش را مسکوت گذاشت در صورتی که من معتقدم ایران نمی‌تواند مثل چین قدیم حصار دور خودش بکشد ما باید با تمام ممالک روی زمین روابط حسنه داشته باشیم روابط اقتصادی داشته باشیم روابط فرهنگی داشته باشیم ما باید با دنیای امروز با هم همکاری بکنیم و ملعبه هیچ یک از این  دول و ممالک نباید باشیم با هیچیک از این  دول و ممالک هم ستیزنباید بکنیم ما باید وضعیت ایران رایک وضعیت بیطرف که مقید باشد  وجود ایران آبادی ایران برای تمام ملل روی زمین درست کنیم (نریمان - مداخله هم نباید بهشان بدهیم) ما دخالت بهیچ دولت و مملکتی نباید بدهیم ولی دروازه را بروی هیچ دولتی نباید ببندیم ما وقتی اجازه دادیم که روسها اینجا مریضخانه داشته باشند اجازه دادیم انگلستان در اینجا مریض خانه داشته باشد اگر افغانستان و هندوستان هم اجازه خواستند مریضخانه داشته باشند بایدبهشان اجازه بدهیم ما باید همه ممالک را بچشم واحد ببینیم سیاست بیطرفی را همیشه در نظرداشته باشیم و کاملا رعایت کنیم حیات ایران روی سیاست بیطرفی است ما جنبه اقتصادی نفت را باید شکلی تامین کنیم که ملت ایران منتفع بشود نه اینکه وعده‌های دروغی به مردم ایران بدهیم که اگر یک روز دیرتراین طرح بگذرد روزی سیصدهزارلیره ضرراست دوسال گذشته‌است غیر از دردسر کاری عاید ما نشده برای اینکه با یک سلیقه خوب نبوده با یک ایادی فاسد مرموزی به لباس دوستی وارد مغز مصدق شدند و پا را از آن خط سیری که درپیش گرفته بودیم که وحدت ملت ایران و ایجاد اختلاف بین کمپانیهای نفتی و نفت جنوب بود از آن محور ما را منحرف کردند امروزه در ایران رویه‌ای حکومت اتخاذکرده که برادر با برادر پدر با پسر زارع با مالک مالک و مستاجر تمام طبقات را هم با یکدیگر خونی کرده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وحدتی را که ما ایجادکرده بودیم یعنی خود ملت ایران هوش و فراست و استعدادش فهمیده بود که در سایه وحدت می‌تواند در مقابل اجانب ایستادگی بکند آن روزهایی که ما در محبس تهران بودیم دسته دسته مردم را میاوردند در محبس آنجا این شکنجه‌هایی که من امروز می‌شنوم نبود و امروز نشنیده بودم در مجلس ولی امروزمی شنوم وقتی مرخصشان می‌کردند که بروند من فراموش نمی‌کنم من آنجا توی مریضخانه خوابیده بودم آنها پشت پنجره گریه می‌کردند که ما شما را اینجا گذاشته‌ایم کجا برویم من می‌گفتم موقع مبارزه انتخاباتی است باید بروید جهادکنید ما که دستمان نمی‌رسد اینجا خوابیده‌ایم شما بروید مبارزه خودتان را ادامه بدهید مردم با یک ایمانی با یک وحدتی از تمام طبقات برای مبارزه با اجنبی کنفس الواحد قیام کردن کوشش کردند حالا ممکن است ما اشتباه کرده بودیم دکتر مصدق را با آن سوابقی که داشت گفتیم که فشار دوره دیکتاتوری را دیده‌است نطقها و بیاناتی را که در مجلس دارد پیرمرد مجربی است از وجود او بنفع مملکت می‌شود استفاده کرد مع الوصف ما هیچوقت او را کاندید نخست وزیری نکردیم از خود او بپرسید از رفقا بپرسید هیچوقت در صحبت ما درجبهه ملی درآن فراکسیونی که داشتیم اسم اینکه آقای دکتر مصدق کاندید نخست وزیری است برده نشده‌است اگر برده میشده همه با آن مخالفت می‌کردیم چون اسباب حکومت نداریم حزب و تشکیلات و اسباب و ابزار که بتوانیم تحولی در مملکت ایجاد بکنیم و مملکت را از دستگاه هزار فامیل نجات بدهیم نداریم ما معایب را می‌توانیم تذکر بدهیم سنگ بگذاریم لای چرخ دولت که بطرف سقوط نرود نگاهش داریم تا این محیط رجالی تربیت کند آدمهایی رشد و نموکنند چون در دوره بیست ساله هرچه رجال بود ازبین بردند و یک مشت پیر و پاتال ماندند مثل بنده که یک مشت نمی‌ارزیدند و یک مشت هم نوکر تربیت کردند آقا و آقا منشی که مملکت را مال خودشان بدانند و با تمام دنیا مبارزه کنند تربیت کردند این مرورمی خواهد زمان می‌خواهد که آدم تربیت بشود و یک مشت جوان‌های ما را هم فرستادند برای تحصیل به خارج و افرادی که در مملکت برای دفاع از اجتماع بایستند و مبارزه کنند نبود این یک چیزی نیست که شما بروید در دکان عطاری بگیرید رجال را در دوره ۲۰ ساله دوره شاه سابق تخمش را برانداختند در این مملکت رجالی که بایستند برای دفاع از حقوق ملت و مملکت خودشان امروز نیست خیلی کم شده‌اند و عاجز و ناتوان در کنارها افتاده‌اند کسانی هم هستند که حسابگر هستند که امروزه سیاست بین المللی چطوراست روس و انگلیس و امریکا چه می‌گویند پول کجامی‌دهند و همه اش پایه اش روی قدرت‌های دیگران است می‌خواهند زندگی کنند و همه اش با مال مردم می‌خواهند زندگی کنند و همه اش با مال مردم می‌خواهند آقایی کنند هیچ ملت و دولتی تا خودش فداکاری نکند نمی‌تواند در دنیا آقایی بکند ملل و ممالکی که باتکای ملل و ممالک دیگر استقلال دارند وزن شعر است این حرفها دروغ است باید هر ملتی خودش برای آقایی خودش فداکاری بکند جانبازی بکند هر خطری را تحمل بکند تا بسرمنزل مقصود برسد حالا جناب دکتر ضعف روحی دارند یا سوابق زندگیشان طوری بوده‌است هر چه هست آن خط سیری را که ما داشتیم از آن خط ایشان منحرف شدند نگاه کنیداین دستگاه نفت این مکی رفت آنجا فداکاری کرد زحمت کشید امروز مطرود دستگاه است کسانی که در دوره پانزدهم چشم از حیاتشان پوشیدند و مبارزه کرده‌اند امروز برایشان پرونده می‌سازند آزاد بیچاره و بدبخت گرسنگی می‌خورد توی کوچه‌ها این وضعیت زندگانی آنهایی است که برای نفت مبارزه کردند ولی آن کسانیکه نشان وفاداری انگلستان را دارند آنها ازشان دفاع می‌شود کسانی که قرارداد  ۱۹۳۳     را در مجلس گذراندند و رای دادند و نایب رئیس بودند اینها زمام نفت را بدست می‌گیرند بحلوا حلوا گفتن دهنمان شیرین نمی‌شود باید رفت روی عمل من هیچوقت در زندگی رویه مرید و مراد نداشته‌ام که وقتی به آقای امامی اهری ارادت داشته باشم هرچه ایشان بگویند چشم بسته بگویم صحیح است مسلما من همچو ارادتی به هیچکس نداشته‌ام ارادت بایشان دارم و مطلبشان را هم گوش می‌دهم فرمایشاتشان را استماع می‌کنم آن نکته اش که با ترازوی عقل من و منطق عقل من سنجش دارد تبعیت می‌کنم جناب دکتر مصدق را من در ترازوی فکر خودم سنجیده‌ام گفتم خوب راست است این سوابق را دکتر مصدق دارد این فامیل مخلوق انگلستان هستند اینها از صد فامیلی هستند که انگلستان آباء و اجدادشان را نشان داده فرمان داده لقب داده همه چیزداده ولی این آدم کسی است  که ۲۰ سال تو سری نوکر انگلستان را خورده چه می‌خواهد آخرعمری ثروت و اندوخته و ذخیره که ازسابق بهر اسم و رسمی که هست دارد نمی‌توانیم وارد رسیدگی به سیاست گذشته او بشویم که اینهارا از کجا آورده زندگی شخصیش که تامین است از حیث حیثیت حیثیت و آبرو که ملت ایران امروز او را روی شانه خودش می‌گذارد و احترام می‌گذارد مگر چند هزار سال می‌خواهد عمربکند در دنیا عمرش هم چهار پنج دهسال دیگر بیشتر نیست این را هم برای افتخار خودش برای مبارزه ملت خودش صرف خواهدکرد این حساب من این ترازوی من این حکم را کرد  &#039;&#039;&#039; در موقعی که ایشان داوطلب نخست وزیری شدند و رئیس الوزرا شدند من مخالفت با ایشان نکردم گفتم خوب این بدتر از رزم آرا و بدتر از هژیر و بدتراز ساعد نیست خوب یک شخصی است که آمده در یک قسمتهایی که اختلاف سلیقه داشتم من اختلاف سلیقه خودم را اظهار کردم بنده موضوع نفت را معتقدبودم که اگر این روش و این خط مشی را دکتر مصدق تعقیب کرده بود امروز نه دستگاه نفت معطل بود و نه انگلستان در ایران نفوذ داشت سطح زندگانی مردم بالا آمده بود شما در کوچه که می‌ایستید یک لشگر گدا هوچی و جاسوس دورتان را نمی‌گرفت مردم همه دنبال کشت و کارشان بودند این یا مال اشتباهی است که ایشان در سیاست کرده‌اند یا آنچه من در اطراف و شواهد قضیه مطالعه می‌کنم ایشان ملعبه یک ایادی شده‌اند که آن ایادی مسلم از طرف دستگاه تخریبی انگلستان موظفند که ایران را به طرف فناببرند و دارند می‌برند من وقتی این رویه را دیدم یواش یواش قسمتهای مختلفی پیش آمد کرد گفتیم که شاید اشتباه کرده باشیم تا در ضمن عمل به جریان انتخابات رسیدیم من فکر کردم که دکتر  با این حالت مزاج علیلی که دارد که از روی تختخوابش بلند نمی‌شود اختیار قانونگذاری را بگیرد دخالت کردن قوه مجریه در کار قوه مقننه این هیچ مصلحت مملکت نیست یک سابقه بدی می‌شود &#039;&#039;&#039;  برای بعدها رضاخان اینکارها را نکرد داور آمد اختیاری برای کمیسیونهایی گرفت موقتا و بعد هم آن قوانین در مجلس تعیین تکلیف شد و برای شخص هم اختیاری داده نشد اختیار تشکیل کمیسیونهایی باو داده شد و آنهم غلط بود من آنروز اظهارات خودم را کردم من دیدم که سنگرنفت یک سنگرعجیبی شده ناندانی برای جماعتی شده‌است دریا بخیال خویش موجی دارد خس پندارد که این کشاکش از اوست. جریان ایران نفت ایران سیاست ایران اوضاع بین المللی یک خط سیری دارد ما اینجا بریش و سبیل خودمان بسته‌ایم که ما در موضوع نفت چه کرده‌ایم این حرفها را قبول بکنیم؟ من بسهم خودم غیر از انجام وظیفه کاری نکرده‌ام یک فردی هستم که هیچ کاری از من ساخته نبود و حالا هم ساخته نیست یک فردی هستم که این اندازه به خودم تحمیل می‌کنم که مصالح امور را فدای مصالح شخص خودم نکنم من وقتی وکالت را قبول کردم باید بوظیفه نمایندگی خودم عمل کنم اگر می‌خواستم مصالح عمومی را زیر پا بگذارم برای این که چهار تا بر طرفداران خودم بیفزایم که دوره بعد هم انتخاب شوم می‌توانستم ولی مادامیکه هستم باید به وظیفه نمایندگی خودم عمل کنم اینجا موضوع اختلاف پیدا شد بین بنده و ایشان در بعضی انتخاباتشان هم نرفتم خدمت ایشان ماشاءالله ایشان حسن انتخاب داشتند می‌گشتند می‌گشتند اشخاصی را که هیچ تناسبی برای این مقامات نداشتند انتخاب می‌کردند من هیچوقت بایشان نگفته‌ام که این شخصی که من صحبتش را می‌کنم خیلی خوبست شما شغلی باو بدهید هیچ من کاری نداشتم و هیچوقت هم همچو حرفی نزده‌ام چرا یک تقاضایی از ایشان کردم در فاصله بین مجلس شانزدهم و هفدهم که از امریکا ایشان مراجعت کردند و من خدمتشان رسیدم و گفتم که من پنج دوره وکیل بودم که بیشترش راهم در اقلیت بودم و جریان کارانتخاباتی  را که شما شروع کردید من نمیبنیم یک حزب و دسته منظمی که روش اصلاحی داشته باشد و یک تحولی در این مملکت ایجادبکند در مجلس پیدابکنیم و من باز بایستی بروم در صف اقلیت و انتقادکردن در اینکه اقلیت باشم و انتقادکنم وحشتی ندارم ولی بنیه‌ام خوب نیست و مزاجم مقتضی نیست در این مملکت پنج دوره نمایندگی مجلس داشته‌ام برای من کفایت می‌کند که من یک شغلی داشته باشم کارمند دولت که هستم در دیوان کشور دیگر حوصله و حواس مطالعه دوسیه‌های مفصل و اظهار نظرکردن برای من مقتضی نیست یکی از مشاغلی که در فاصله بین دوره  ۱۵ و  ۱۶   بعنوان تبعید بمن رجوع کرده بودند بمن داده بشود که بروم خارج از مملکت این تقاضا را از ایشان کرده بودم که ایشان نپذیرفتند. این تقاضای شخص من بود که از کاربروم کنار این مختصر فهرستی بود از این که چرا سلب اعتماد از دکتر مصدق نمودم و اگر خواسته باشم در اطراف این زیاد صحبت بکنم وقت مجلس زیاد تضییع می‌شود این‌ها را باید رفت و تاریخ نوشت وقت مجلس را برای کارهای مهمتری ذخیره کرد در این مجلس وقتی آمدیم نمی‌دانم بچه علتی ۵۵ کرسی انتخاباتش را معوق گذاشتند و این هفتاد هشتاد کرسی که نمایندگان آن انتخاب شده‌است اگرحساب کنیم بیشتر از۱۶  دوره که وکیل انتخاب شده‌است تلفات وارد شده که وکیل انتخاب شده مردم بهم ریختند زدند و کشتند تا یک کسی انتخاب شده و یک مجلس نیم بندی تشکیل شد مجلسی که با مهاجرت ۱۰ و  ۱۲ نفر از اثر و قدرت می‌افتد حالا اگر نظر سوء ظنی داشته باشیم ممکن است بگوییم عمدا این کارشده که هروقت دولت مجلس را مخل اجرای مقاصد خودش تشخیص داد ۱۰-۱۲ نفر رفقایی که در مجلس دارد باینها یک شغل و مقام و ماموریتی می‌دهد مجلس منحل می‌شود کار باستیضاح نمی‌رسد کار بودجه کشور نمی‌رسد ممکن است اگر سوء ظن داشته باشیم بگوییم فلسفه اش این بوده اگر سوء ظنی نداشته باشیم هم باید بگوییم دولت خیلی ضعیف و ناتوان است نتوانسته‌است انتخابات را بجریان بیندازد دولتی که در تهران هست هر روز مردم دارند توی سرهم می‌زنند و سرهم را می‌شکنند در دهات و قصبات که دولت قدرتی ندارد و یا نمی‌خواهد قدرتی اعمال بشود چرا این قدرت برای کوبیدن اشخاصی که با آنها یک نظرهای خصوصی هست خیلی خوب اعمال می‌شود دوسیه‌های جزایی در هیچ جای دنیا در مرحله تحقیق علنی نیست خوب آقای امامی اهری در دادگستری بودند خیلی از رفقاهستند که از قضاتند و از علمای حقوق پرونده‌های جزایی در مراحل اولیه در مراحل تحقیقاتی مسائل جزائی در مرحله تحقیقات که هنوز به نتیجه مثبت یا منفی نرسیده هیچ جای دنیا معمول نیست که اینها را توی روزنامه‌ها منتشرکنند... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - وقت جنابعالی آقای حائری‌زاده تمام شده‌است &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حائری‌زاده - من مطلب خیلی دارم چرا مهاجرت کردیم چرا آمدیم این‌ها خیلی مطالب است (مهندس حسیبی - در تاریخ بایدنوشته شود) اینها را می‌گذارم در جلسات بعد از وقت استفاده کرده بعرض مجلس میرسانم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس -آقای پورسرتیپ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پورسرتیپ - آقای دکتر بقایی از نوبت بنده استفاده کرده و صحبت خواهند کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای دکتر بقایی بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - من خیلی متشکرم ازآقایان نمایندگان محترم مجلس که بالاخره موافقت فرمودند باینکه جلسه تشکیل بشود و بنده هم لااقل یک قسمت از عرایض خودم را بسمع ملت ایران برسانم و از مقام ریاست معظم هم تقاضا می‌کنم دستوربفرمایند که نماینده دولت در همین جلسه حاضربشود و بعد از خاتمه عرایض بنده لایحه سلب مصونیت بنده را رسما به مجلس تقدیم کند که زودتر به جریان بیفتد. مطالبی که بنده می‌خواهم امروز بعرض آقایان نمایندگان محترم برسانم رویهمرفته در دو قسمت است یک قسمتش جنبه خصوصی تری داردبرای بنده و یک قسمتش جنبه عمومی تر و باین جهت موضوع عمومی تررابدوا عرض می‌کنم و برای توضیح آن هم مجبورهستم یک بدیهیات پیش پا افتاده‌ای راتکرارکنم باین جهت ازحوصله و لطفی که آقایان دراستماع عرایض بنده ابرازخواهندفرمود قبلا تشکرمی‌کنم بعضی مطالب هست که آنقدر بدیهی و پیش پا افتاده‌است که انسان معمولا آنها را فراموش می‌کند با وجود اینکه خودش هم معمولا به آنهاعمل می‌کندیکی از این  مطالب موضوع قانون انتخابات است همه آقایان محترمی که در اینجا تشریف دارند طبق یک قانون قدیمی که باسم قانون انتخابات موسوم است انتخاب شده‌اید و به مجلس آمده‌اید آقایان البته بخاطر دارید یک انجمن نظارتی طبق یک قانون تشکیل می‌شود اینها یک تشریفاتی را باید انجام بدهند بعد از این که آن تشریفات را انجام دادند در شهر یا ده یا هر جا شروع به اخذ رای می‌کنند بعد از این که این آراء خوانده شد معلوم می‌شود چه اشخاصی رای بیشترداشتند و چه اشخاصی رای کمترداشتند و باز طبق همین قانون انتخابات وقتیکه معلوم شد یک فردی دارای آرا بیشتری بوده انجمن نظار می‌نویسد به فرمانداری محل که مثلا جناب آقای امامی اهری با فلانقدر رای حائز اکثریت شدند فرمانداری محل هم این موضوع را می‌نویسد به وزارت کشور وزارت کشوراگر جناب آقای امامی اهری در تهران باشند بوسیله نامه و اگر دریکی از شهرهای دیگر باشند بوسیله تلگراف از ایشان استعلام می‌کند می‌پرسد که طبق اطلاع واصله شما حایز اکثریت شدید آیا قبول نمایندگی مردم این شهررا می‌فرمایید یا خیر؟ وقتی که ایشان نوشتند که بنده افتخار دارم که قبول نمایندگی مردم را بکنم این را می‌گویند ایشان سمت نمایندگی را قبول کردند یک عمل دیگری هم انجمن نظارت انجام می‌دهد و آن این است که یک ورقه چاپی هست که خدمت همه آقایان رسیده امیدوارم که همیشه و هر دوره نصیبتان بشود (پورسرتیپ - خیلی‌ها هم نداشته‌اند) آنهایی که نداشتند هیچ بهر صورت باین ورقه می‌گویند اعتبارنامه  توی این ورقه هم نوشته شده جناب آقای دکتر عبدالله معظمی فرزند مرحوم معظم السلطان گلپایگانی از گلپایگان با فلانقدر رای انتخاب شدند و حائز اکثریت شدند و بسمت نماینده مجلس انتخاب شدند پای این ورقه را هم اعضای انجمن نظارت و فرماندار شهر امضا می‌کنند می‌دهند بدست آن شخص این عمل را می‌گویند قبول اعتبارنامه بعد آن کسی که وکیل شد اگر قبول نمایندگی کرد می‌آید به مجلس آن ورقه قبول اعتبارنامه رامی برد خدمت آقای حمیدی ایشان آن ورقه را می‌گیرند و یک رونوشت مصدق چاپی بهش می‌دهند که خود این عمل دلیل قبول نمایندگی است و بعد آنورقه را همانطور که مرسوم است باضافه پرونده می‌فرستند بیکی از شعبات همانطورکه می‌دانیم تقسیم می‌شود بین شعبات آنجا رسیدگی می‌کنند بوضع انتخابات می‌بینند صحیح بوده یا نبوده حالا هر کاری می‌کنند کاری نداریم موضوع داخلی است بعد شعبه یک گزارش می‌دهد که فلان آقا از فلان محل به نمایندگی انتخاب شد اعتبارنامه و پرونده اش در شعبه رسیدگی شد چون صحیح به نظررسید باین جهت خبرش را بساحت مقدس مجلس شورای ملی عرض می‌کنیم بعد می‌دانید که این خبرخوانده می‌شود بوسیله مخبر و رئیس می‌پرسند مخالفی هست اگر کسی مخالفت نکرد می‌گوید تصویب شد و اگر کسی مخالفت کرد می‌رود بیک کمیسیونی باسم کمیسیون تحقیق در آنجامجددا باین پرونده رسیدگی می‌شود آن کسی که مخالفت کرده می‌آید دلایل مخالفت خودش را بیان می‌کند بعد او می‌رود صاحب اعتبارنامه می‌آید البته کمیسیون تحقیق هم همانطوری که یکمرتبه عرض کردم مرتکب یک عمل تفتین می‌شود می‌گوید آقای ناظرزاده پشت سر شما این حرفها را زده شما چه می‌گویید؟ بعدآقای ناظرزاده را می‌خواهند می‌گویند فلانی این حرفها را زده خلاصه رسیدگی می‌کنند بعد تشخیص می‌دهند که این اعتبارنامه صحیح بوده و این مخالفتی که شده صحیح نبوده باین ترتیب خبرش را می‌آورند به مجلس باز همینطور خبرچاپ می‌شود مثل گزارشهای کمیسیون و می‌آید به مجلس در مجلس هم مثل هرچیزی که می‌آید به مجلس بمورد رای گذاشته می‌شود یا مجلس این را تصویب می‌کند یا رد و باین ترتیب اگر تصویب شد نماینده مجلس هست و اگر رد شد نیست در این قانون انتخابات یک پیش بینی‌هایی دیگری هم کرده این پیش بینی‌ها این است که اگر یک کسی آمد انتخاب شد و نخواست وکیل باشد قبول نکرد یا گرفتاراست یا مریض است یا معترض است بهردلیل اعتبارنامه نگرفت این شخص با اینکه وقتیکه وزارت کشور از او استعلام کرد گفت نخیرآقا من متشکرم از مرحمتی که اهالی این شهربمن کردند و این افتخار را بمن دادند ولی قبول نمی‌کنم یا اگرچنین چیزی پیش نیامد و اگر این شخص بعد از اینکه زحماتی کشیده یا تلاشی که کرده برای اینکه وکیل شود پیش از این که اعتبارنامه اش رابگیرد و وکیل شود و پیش از این که وزارت کشور از او استعلام قبولی بکند اگر چنین شخصی لبیک حق را اجابت کرد و از دنیا رفت البته ناکام از دنیا رفته در اینصورت قانون یک پیش بینی‌هایی کرده آن پیش بینی این است که نفر بعد که دارای آرائی هست وکیل می‌شود به مجلس می‌آید یعنی اعتبارنامه را انجمن نظار باسم آن نفربعدی صادرمی‌کند و می‌گوید تو وکیل هستی این ماده  ۵۱  قانون انتخابات می‌گوید مادام که منتخبین اعتبار نامه نمایندگی نگرفته‌اند هرگاه یکی از ایشان فوت شود یعنی از دنیا برود و یا قبول نمایندگی ننماید یعنی در جواب وزارت کشور بنویسد من معذرت می‌خواهم نمی‌خواهم وکیل باشم در این صورت از بقیه منتخبین کسیکه نسبتا حائز اکثریت است یعنی آن نفر بعدی به نمایندگی معین می‌شود ولی پس از دریافت اعتبارنامه باید مطابق ماده ۵۲ همین قانون عمل شود یعنی اگر کسی اعتبارنامه اش را گرفت چه بمیرد چه استعفا بدهد باید طبق ماده ۵۲ قانون عمل شود این را می‌خوانم تفسیرنمی‌کنم عین ماده را بعرض آقایان میرسانم که می‌گوید هرگاه یکی از اعضای مجلس شورای ملی استعفا دهد یا فوت شود اگر بیش از سه ماه بآخر دوره تقنینیه باقی باشد اهل محل بجای او انتخاب خواهندکرد این صریح ماده‌است که اگر کسی اعتبارنامه اش را گرفت یا اعلام قبول نمایندگی را کرد اگر این شخص استعفا داد مجددا اهل محل بجای آن انتخاب می‌کنند یعنی پس از این که اعتبارنامه گرفت یا قبول نمایندگی هر چه بسرش بیاید دیگر نفر بعدی نمی‌تواند انتخاب بشود و آن کسی که حائز اکثریت بوده راه به مجلس ندارد این صریح قانون انتخابات است (میراشرافی - مثل مرحوم دهقان وقتی مرد تجدید کردند) و خیلی نظایر دیگری دارد تا اینجا گمان می‌کنم که هیچ حرفی نباشد راجع به قانون انتخابات باید عرض کنم در انتخابات دوره هفدهم بطوریکه آقایان نمایندگان محترم اطلاع دارند بنده افتخارنمایندگی دو محل را پیداکردم و به دلایلی که توضیحش وقت را زیاد می‌گیرد و سابقا هم شاید گفته شده و نوشته شده‌است از ذکر آن خودداری می‌کنم بدلایلی بنده هر دو محل را قبول کردم یعنی از هر دو محل اعتبارنامه گرفته‌ام و راجع به هر دو محل وزارت کشور از من استعلام کرد من صبرکردم که استعلام وزارت کشور نسبت بهر دو برسد و در یک روز و یکساعت و یکدقیقه جواب دادم که افتخار نمایندگی هر دو محل را قبول می‌کنم (رفیع - این نمی‌شود) (امامی اهری - نمی‌شوداین صحیح نیست) اجازه بفرمایید عرض کنم هیچ ماده قانونی منع چنین چیزی رانکرده عرض کنم هر دو محل را بنده قبول کردم هر دو اعتبارنامه را آوردم به مجلس دادم و رونوشت رسمی رابرای هردومحل گرفتم اعتبارنامه هریک از این  دومحل بیکی ازشعب مراجعه شد درشعبه صحت نمایندگی بنده از ۲ محل تصویب شد خبر هر دو به مجلس آمد با هر دو مخالفت کردندهر دو اعتبارنامه باضافه هر دو پرونده به کمیسیون تحقیق رفت کمیسیون تحقیق رسیدگی کرد (دکتر معظمی - کسی مخالفت نکرد با شما) چرا جناب آقای میراشرافی و جناب آقای عامری مخالفت کردند کمیسیون تحقیق هر دو نمایندگی بنده را برسمیت شناخت درموقعی که بنده درتهران نبودم و به لاهه رفته بودم این موضوع مطرح شد نمایندگی بنده از تهران به تصویب رسید راجع به کرمان هم این جا صحبتهای زیاد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای دکتر بقایی وقت جنابعالی تمام شده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی – استدعا می‌کنم آقایان اجازه بدهند صحبت کنم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر سنجابی - اجازه می‌فرمایید؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر سنجابی – در فراکسیون تصمیم اتخاذشد که نظربه موقعیت مخصوصی که برای همکار محترم ما آقای دکتر بقایی هست با تجدید وقتی که ایشان تقاضا می‌کنند از مجلس فراکسیون رای بدهد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نادعلی کریمی - برای اینکه مجلس رای می‌داد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - اگرفراکسیون هم رای نمی‌داد مجلس رای می‌داد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - خیلی متشکرم این صحبت را هم خواهش می‌کنم حضرتعالی نفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - چقدروقت می‌خواهید آقای دکتر بقایی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی – فعلا ۳ ربع &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقایانی که با سه ربع ساعت تقاضای آقای دکتر بقایی موافقند که ایشان بیاناتشان را ادامه بدهند قیام بفرمایند (اکثربرخاستند) تصویب شد بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - عرض کنم موقعی که بنده در لاهه بودم این خبرها از کمیسیون تحقیق به مجلس عرضه شد باعتبارنامه بنده از طهران رای گرفته شد و تصویب گردید راجع به کرمان تولید یک اشکالی شده بود برای اینکه هیچ ماده قانونی بنده را منع نمی‌کرد بنده هم وکالت هر دو محل را بهمان دلایلی که عرض کردم پذیرفته بودم برای اینکه رفع اشکال بشود بعد از تذکرات بسیار در مجلس که یک جلسه ماند برای جلسه بعد آنهم لازم نمی‌دانم وارد جزئیاتش بشوم که ممکن است یک خاطره‌های بعدی بیاد آقایان بیاورد مجلس راجع بانتخاب بنده از کرمان اظهار نظر نکرد یعنی این موضوع را گذاشت مسکوت بماند زیر خبر کمیسیون تحقیق هم که برای دفعه دوم البته مطرح شد راجع به انتخاب بنده از کرمان نوشته شده‌است چون اعتبارنامه نمایندگی ایشان از طهران تصویب شده این گزارش مسکوت ماند. این موضوع توی پرونده هست اما علت اینکه بنده از کرمان نمی‌توانستم استعفا بدهم لازم است عرض کنم برخلاف آن عرض اولم در موقع انتخابات دوره شانزدهم در کرمان یکدسته بندیهایی شده بود یک اختلافاتی داشت ایجاد می‌شد که برای جلوگیری از ایجاد تشنج و اختلافات ریش سفیدهای محل که لطف و مرحمتی نسبت بما داشتند از جناب آقای مهندس رضوی و بنده دعوت کردند که برویم کرمان و از آنجا انتخاب بشویم البته بطوریکه آقایان استحضار دارند انتخاب بنده از طهران محرزبود و هیچ احتیاجی نداشتم که بروم در کرمان و از آنجا هم وکیل بشوم ولی چون در نتیجه مطالعه‌ای که کردم دیدم اگر بنده نروم به کرمان برای انتخاب نفر دوم ممکن است یک تشنجات فوق العاده‌ای رخ دهد و بالاخره شاید منجر بعدم توفیق مردم کرمان در انتخابات بشود باین جهت بنده پذیرفتم رفتم کرمان و به مردم هم گفتم که دعوت شما را پذیرفتم و افتخارهم دارم از آنجا انتخاب بشوم و آن کسانی که می‌خواستندآب را گل آلود بکنند و ماهی بگیرند شروع کردند در شهرشهرت دادند که دکتر بقایی از طهران انتخاب می‌شود و از کرمان استعفا می‌دهد و بطور غافلگیر یکنفری را که دلشان می‌خواهدبعنوان نفرسوم می‌برند به مجلس البته یک عده‌ای هم که دلشان می‌خواست وکیل بشوند داوطلب شوند که نفرسوم بشوند البته کرمان دو تا وکیل بیشترندارد اماچون بفکراینکه من از کرمان استعفا خواهم داد یک عده زیادی شروع کردند به هجوم آوردن و انتریک کردن برای اینکه نفرسوم بشوند ما دیدیم که همان اشکال نفر سوم در صورت نرفتن بنده ایجاد شده بود همان اشکال ایجاد شده یعنی زد و خوردی درگرفته یک وضع عجیبی پیش آمده برای نفرسوم روی این اصل یکروزدر مسجد جامع کرمان یک دعوتی کردم از همشهریان خودم و اتفاقا دیدم که عکس آن جلسه را در روزنامه اتحاد ملی چند وقت پیش چاپ کرده بودند با یک شرح بسیارجالب توجهی رفتم آنجا صحبت کردم و به مردم گفتم که آقایان اگرما آمدیم و قبول کردیم برای این نبود که شما را گول بزنیم و غافلگیرکنیم و یکنفر سومی بیاید انتخاب بشوند اینجا بنده تعهدمی‌کنم که بهیچوچه از وکالت کرمان استعفا ندهم و هیچوقت هم پای نفرسومی بمیان نیاید البته پیش از این که بنده صحبت کنم جناب آقای مهندس رضوی صحبت کردند باین شکلی که بنده عرض می‌کنم در حضور چهار هزار نفر از اهالی کرمان گفتم؟ (مهندس رضوی - صحیح است) و بنده هم البته همین موضوع را تعهد کردم که اجراکنم یکی اینکه بنده دکتر بقایی بهیچوجه و بهیچ عنوان از وکالت کرمان کناره گیری نکنم. استعفاندهم و یکی هم آنکه بهیچ عنوان و بهیچ کلاه شرعی نفرسوم از کرمان به مجلس نیاید این را صریح گفتم برای اینکه خاتمه بدهم باین تشنجات این صحبت بود البته وقتی بنده از لاهه برگشتم دیدم موضوع تهران تصویب شده‌است و موضوع کرمان را مسکوت گذاشتند چون منظور حاصل بود ما هم قضیه را مسکوت گذاشتیم عرض کنم یازده ماه گذشت این موضوع همچنان مسکوت بودهیچ کسی هم دنبالش نبود بعد از یازده ماه یک مرتبه دیدیم که یک روز عصری توی روزنامه‌ها نوشتند که شعبه ۵ آمده دکتر بقایی را مستعفی شناخته و نفرسوم را تصویب نموده که او وکیل کرمان باشد اولا اینجا مجبورم یک حاشیه‌ای را عرض کنم چون این جریان بی اندازه برای بنده دردناک و تاثرآوراست و حتی می‌توانم بگویم که تاثر من از این  جریان که پیش آمدکرده پیش از تاثریست از آن جریانی که بعداعرض خواهم کرد چون شخص آقای روحی را که متاسفانه پایش را کشیدند به میان یک مرد شرافتمندیست یکی از کارمندان باسابقه و درستکار دولت است یکی از دوستان صمیمی پدر بنده بوده‌است و بنده خودم هم بایشان ارادت دارم ولی متاسفانه جریان طوری شده‌است که جزاین راهی که رفتم نمی‌توانم راهی دیگر بروم و اینست که ملاحظه فرموده‌اید آدم وقتی در مدرسه‌است وقتی تاریخ می‌خواند این تاریخ را یک چیزخارج  و دور و جدا از خودش می‌داند یک عملی هست در حافظه آدم و باید زحمت کشید آنرا حفظ کرد چندسالی می‌گذرد یکروز آدم چشمش را بازمی‌کند می‌بیند در متن تاریخ دارد زندگی می‌کند آن تاریخی که چندین سال پیش یک چیز عجیبی به نظرش آمده بود مثل بعضی از رمانها یا قصه‌ها یا تراژدیها است که انسان وقتی آنها را می‌خواند یا روی صحنه می‌بیند یک چیز بچه گانه به نظرش می‌رسد ولی بعضی وقتها انسان می‌بیند خودش در متن یک تراژدی واقع شده یا در متن یک نمایشنامه غم انگیز و الان یکی از این موارد است برای اینکه همانطورکه عرض کردم نسبت باینکه پای آقای روحی در این جریان کشیده شده‌است بنده بی اندازه متاثرهستم و ما هیچ راهی هم نداریم علت اینکه راهی نداریم این است که بنده صراحتا به مردم یک شهری که شهرخودم هست و همولایتهای خودم هستند در خانه خدا یک تعهدی سپردم که بهرترتیبی شده بنده نمی‌توانم آن تعهد را ملغی شده بدانم و یا سکوت بکنم همان طوریکه عرض کردم در شرایطی که ما با مردم کردیم گفتیم در تحت هیچ بهانه و هیچ کلاه شرعی نخواهیم گذاشت این کار بشود یعنی استعفای بنده و انتخاب نفر سوم البته بنده نمی‌خواستم بگویم که گرفتاربودم کارهای دیگر و کارهای تهران هم بود این را درست کردند این را نمی‌توانستم بگویم و یک تاسف دیگری هم بنده از این جریان دارم و آن این است که یک عده از آقایان نمایندگان شریف مجلس بدون اینکه بدانند چکار می‌کنند بدون اینکه بدانند نقشه حقیقی چیست روی یک استدلالهای پوچ ظاهری فریب این جریان را خوردند و آن آقایان اعضای محترم شعبه ۵ هستند که من خیلی تاسف از این دارم که مجبورم اینجا بهشان بگویم که فریب خورده‌اند چون این استدلاتی که کرده‌اند برای آوردن آقای روحی همه پوچ بوده شما تحقیق کنید ببنید چرا این استدلالها را در یکماه پیش نکردند دو ماه پیش نکردند چهار ماه پیش نکردند ده ما پیش نکردند یازده ماه پیش نکردند چطورشد که این استدلال فقط در این موقع بایستی بشودکه آقایان را قانع کند باینکه آقای روحی بیایند توی مجلس حالامن علت را می‌گویم که چطور شدعلتش این بودکه دکتر بقایی می‌بایست ازمجلس طرد شود و این علتش مال حالا نبود البته اگر خدا عنایتی بفرماید و وضعیتی پیش بیاید که در یک محکمه‌ای بتوانم آنچه که می‌خواهم بگویم آنوقت به ملت ایران نشان می‌دهم که این توطئه‌ها از کی شروع شده و چرا شروع شده ولی الان جای گفتنش نیست و مخصوصا بنده خجالت می‌کشم و از حوصله آقایان دارم سوء استفاده می‌کنم بهرحال این توطئه مال امروز و دیروز مال هشت اردیبهشت نبود این مال خیلی جلوتر بود آن کسانی که این نقشه را می‌کشیدند بنده را خوب می‌شناسند منهم آنها را خوب می‌شناسم و آنهاهم مرا خوب می‌شناسند می‌دانند که رویه‌ام درزندگی چه جوریست من از دوره پانزده وارد سیاست این مملکت هستم گمان نمی‌کنم جز یکمرتبه هیچکس بتواند بمن بگوید تو فلان تعهد را کردی و از زیرش دررفتی و یا کلاه شرعی گذاشتی این رویه من است فقط یک دفعه زیر تعهد خودم زدم آن هم در پشت این تریبون بود آنهم برای استیفای حقوق ملت ایران در دوره پانزدهم در موقع استیضاح بود یک همچوسابقه‌ای از من هست آن کسانیکه این نقشه را برای من کشیدند می‌دانند همین قدر که پای وکالت مردم کرمان بمیان آمد دکتر بقایی از وکالت تهران استعفا خواهدداد اینرا بطور مسلم می‌دانند که من این عکس العمل را نشان خواهم داد و شاید بسیاری از همکاران محترم که اینجا تشریف دارند و عده بیشتری از دوستان بنده بمن مراجعه کردند و گفتندکه این چه حماقتی است که تو می‌کنی حالا گور پدر انتخابات کرمان تو که وکیل تهران هستی مسلم است در یک چنین موقعی که در مبارزه افتاد ای چرا از وکالت تهران استعفا می‌دهی گفتم بلی استفعا می‌دهم که قول خودم راحفظ کنم برای اینکه اگرمجلس خواست من را بدون سلب مصونیت طردکند راه داشته باشد چون برای سلب مصونیت باید این پرونده درست می‌شد این پرونده مبتذلی که ساخته شده باید رسیدگی بشود و این چیز باین آسانی نیست ولی آوردن نفرسوم با پیش بینی اینکه دکتر بقایی مسلما از وکالت تهران استعفا خواهد داد این یک نقشه خیلی ساده ایست ما می‌آییم نفر سوم را درست می‌کنیم می‌آوریم توی مجلس دکتر بقایی از وکالت تهران استعفامی‌دهد بعد موضوع وکالت کرمان می‌آید روی دنده و کشمکش بعد هم واگذرمی‌شود برای مجلس و مجلس هم رای می‌دهد و دکتر بقایی بدون اینکه سلب مصونیت ازش بود خود بخود از مجلس می‌آید بیرون نقشه اینکه شعبه ۵ در ۸ اردیبهشت ماه یادش آمد که یک پرونده انتخابات کرمان هست و یکنفری را که هیچ حق نداشته شعبه باو نمایندگی داد این بود که دلیل اینکه شعبه این عمل را کرد حالا البته آقایان مختارهستند اگر طبق سنن و سوابق مجلس بخواهد رفتار کنند اگربخواهند قانون انتخابات و قانون اساسی را زیر پا بگذارند فقط یک کار کنند بنده عرض کردم اینجا و خواهش هم می‌کنم بعد از صحبت بنده این طورکه تقاضا کردم و خودم رسما تقاضا می‌کنم از مقام نمایندگی تهران استعفا داده‌ام از مقام ریاست هم استدعامی‌کنم که استعفانامه بنده را بخوانند و آنوقت بوظیفه مجلسی خودشان عمل بکنند شما یک مطلبی راببینید و توجه کنید که شعبه پنجم یکدفعه چه طورشده شب خوابیده بودندهمه یکمرتبه بهشان الهام شد من از آقایان شعبه پنجم سوال می‌کنم الهام شده که پاشویم برویم شعبه را تشکیل بدهیم شعبه که یک چیزی نیست مثل کمیسیون بودجه که هرروزتشکیل بشود کاردیگری هم که نبود برای اینکارمی بایستی با یکعده‌ای صحبت بشود و می‌بایستی مخصوصا باین عده سفارش شودکه این موضوع محرمانه‌است آخر شما را بخدا آقایان بعضی ده دوره دوازده دوره بعضیها دوره بعضیها ۲   دوره بعضیها تازه آمده‌اید در این مجلس برای شما معقول هست که در یکی از شعبات مجلس یک موضوعی مطرح بشود مربوط بیکی از نمایندگان حاضر آن وقت او خبرنشود این معقول هست آنهم یک همچو موضوعی که در زمان خودش آن قدر کمکش کرده آنقدرسر و صدا کرده آنهمه صحبت شده‌است آنوقت یکعده‌ای از اعضای شعبه پنج توی خانه شان بخوابند (البته یکعده شان) و صبح پاشوند بگویند شعبه را تشکیل بدهیم و پرونده کرمان را برداریم و آنرا تصویب بکنیم و بعد هم آقای روحی را به مجلس بیاوریم قاچاقی شما این توطئه عمل شعبه پنجم را مطالعه کنید بقیه اش را می‌فهمید چیست عرض کردم کمیسیون تحقیق یک گزارشی داده‌است روزی گزارشی که سابقا شعبه پنجم داده بوده و نمایندگی بنده را تصدیق کرده بود گزارش شماره ۴ شعبه ۵ راجع بانتخاب جناب آقای مهندس رضوی است گزارش شماره ۵ بتاریخ ۱۷ اردیبهشت ماه پارسال است که می‌نویسد پیروگزارش شماره ۴ راجع بانتخابات کرمان و نمایندگی آقای مهندس سید احمد رضوی آقای دکتر مظفربقایی کرمانی باکثریت ۱۹۸۴۹ از مجموع ۲۴۲۲۰ رای ماخوذه در درجه دوم بنمایندگی شهرستان مزبور انتخاب و شعبه پنجم صحت نمایندگی ایشان را تایید و اینک گزارش آنرا تقدیم مجلس شورای ملی می‌نماید وقتی شعبه ۵ صحت نمایندگی بنده را تاییدکرده یعنی من اعتبارنامه دارم و یعنی من نمایندگی کرمان را قبول کرده‌ام حالا با چه حقی می‌شود این ماده را زیر پا گذاشت ماده ۵۱ می‌گوید درصورتیکه اعتبارنامه نگرفته باشد یا قبول نمایندگی نکرده باشد نفر بعد انتخاب می‌شود والا طبق ماده ۵۲ عمل می‌شود این صریح قانون است طبق ماده ۵۲ اگر هر اتفاقی افتاد که به آن علت آن شخص نتوانست انجام وظیفه نمایندگی بکند باید این انتخابات تجدیدبشود حالا بنده یک مطلب دیگری عرض می‌کنم بنده ازتهران استعفاداده‌ام بنده مثل یک نفروکیل هستم که دراین یکسال نیامده‌ام مجلس فرنگ بوده‌ام رفته بودم پولهایم را آنجاخرج کنم حالا آمدم و می‌گویم شعبه صحت نمایندگی من را تصدیق کرد با نمایندگی من مخالفت شده به کمیسیون تحقیق ارجاع شده کمیسیون رسیدگی نموده صحت نمایندگی من را تصدیق کرده اینهم خبرکمیسیون پرونده انتخابات که به مخالفت آقایان میراشرافی و عامری به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگی قرارگرفت جریان کلی انتخابات کرمان بشرح گزارش شماره۵ ازشعبه ۵ باستحضار آقایان نمایندگان رسیده‌است اینجا توضیحات داده راجع بشکایت و جواب و بالاخره می‌نویسد سپس آقای دکتر بقایی منتخب مورد اعتراض در کمیسیون حضور یافتند و پس از استحضار از اعتراضات آقای میراشرافی گفتند موادی که مورد استناد معترض برای عدم انتخاب یکنفر از دو محل بود موید اعتراض ایشان نیست بلکه این مواد نمایندگی اینجانب را از دومحل تایید می‌نماید و در مورد جریان کلی انتخابات کرمان هم مجلس صحت جریان انتخابات کرمان را تصویب نموده کمیسیون باتوجه باعتراضات معترض و مدافعات منتخب و توجه باستناد پرونده گزارش شماره ۵ از شعبه ۵ رای به نمایندگی آقای دکتر بقایی از کرمان را تایید و اتخاذ تصمیم را در مورد انتخاب ایشان از دو محل به مجلس شورای ملی واگذارمی‌کند این یک خبری است از یک کمیسیون مجلس که تمام مراحل خودش را طی کرده‌است آمده به مجلس خبر که به مجلس می‌آید ۱۶ دوره سابقه دارد که این خبر یا دفن می‌شود می‌رود آن یک مطلب دیگریست ولی چیزی که آمد باید رویش رای گرفته شود بنده یک وکیلی هستم نماینده کرمان یک نماینده‌ای بودم که یکسال نبودم رفته بودم لیره‌هایم را در انگلستان خرج کنم و یا دلارهایم را در امریکا خرج کنم حالامی گویم این خبرشعبه‌است و اما مجلس چه می‌گوید شعبه چه کار عجیبی کرده نظرش را داده در مجلس و تمام شده‌است و رفته کی به شعبه ارجاع کرد که تازه موضوع کرمان را رسیدگی نموده مگر این شعبه الی‌الابد باید کارهای کرمان را رسیدگی کند مگر کارهایی که بشعبه مراجعه می‌شود روی یک سنت معین قدیم به نوبت تقسیم نمی‌شود بین شعبات چطور شده شعبه پنجم یک موضوع را اظهارنظرکرده و تمام شده دو مرتبه پرونده را کشید بیرون چطورشده خودش هم بدایت بوده هم استیناف و چطورشده بعد از اینکه شعبه ۵ خودش رای داده‌است بصحت نمایندگی من از کرمان یکنفر دیگر را وکیل شناخته‌است مگر طبق این قانون انتخابات قبل از قبول نمایندگی مرده بودم یا نمایندگی کرمان را قبول نکرده بودم که شعبه نفربعد را برسمیت شناخته البته اگر این یک موضوع کوچک و عادی بود هیچ مهم نبود اگر ۸ ماه پیش این قضیه اتفاق افتاده بود شاید می‌توانستیم با بعضی از اهالی محل صحبت کنیم یک طوری بشود یک توافقی حاصل بشود ولی بنده در این ایام مبارزه نشان داده‌ام که هیچوقت از جلو خطر در نمی‌روم و همیشه می‌آیم جلو آن موقعی که باید سلب مصونیت بنده بشود در مجلس آشکار بشود چون اگر پرونده سازی نمی‌کرد احتیاجی به شکنجه نداشتند گمان نمی‌کنم یک فرد با وجدان توی این مجلس باشد که معتقد باشد آنها را شکنجه نکرده‌اند (میراشرافی - صحیح است سرتیپ مزینی مرد دیروز مرد اطلاع ندادند) خواهش می‌کنم اگر یک فرد باوجدان توی این مجلس است که معتقد است دولت دکتر  مصدق مرتکب پست ترین و رذلترین شکنجه‌ها در زندان بگوید یادداشت کنید سکوت کامل یکنفر منکرنیست همه شان اعتراف دارند (حاج سیدجوادی – ما خبرنداریم اعتراف نیست) (نریمان – ما خبرنداریم) خبرندارید ولی می‌دانید خوب آقای نریمان می‌دانند چرا جلوی اعلام جرم من را گرفته‌اند در یک مملکت مشروطه چطور جلوی تامین دلیل بازپرس را می‌گیرند کجا دیده‌اید یک چنین چیزی را خودتان را گول نزنید بگویید که نمی‌دانیم ولی فکرکنید که می‌دانید اگر شکنجه نکرده بودند بازپرس قانونی چه مانعی داشت برود آنجا کدام نقطه‌ای از دنیاهست در کدام قانون حقوق یکجایی را استثناء کرده باشند که بازپرس در این نقطه حق ندارد برود در اطاق خواب شاه در خزانه بانک ملی در اطاق رئیس جمهور شما یک جای دیگر را نشان بدهید یک ماده از  قانون خودمان را نمی‌خواهید اجراکنید از جاهای دیگربگویید که بتوانند جلوی عمل بازپرس را بگیرند این مفتضح است آقایان این عدلیه‌ای که اسمش را گذاشتید دادگستری اصلاح شده اولین اظهار وجودی که خواست بکند زدند توی دهنش گفتند بازپرس غلط می‌کند که بیاید زندانی را ببیند (خلخالی - نسبت به تمام تامین دلیل شده یا فقط نسبت به یکنفر؟) نسبت به یکنفر بقیه را هم شکنجه داده‌اند که شرم دارم بگویم شکنجه‌هایی که در دوره پهلوی نمی‌دادند حالا می‌دهند بلی وقتیکه دولت برای ادامه بقای خودش با کمونیستها ائتلاف بکند باید از شکنجه‌های کمونیستی هم استفاده کند بهرحال معذرت می‌خواهم از موضوع خارج شدم موضوع سر این بود که دکتر بقایی را با یک کار آسان و ساده‌ای از مجلس دک بکنند بدون اینکه مجبورباشند تشریفات سلب مصونیت را اجراکنند این راه بسیار آسان بود چون عکس العمل بنده گمان می‌کنم احتیاجی به عرض این موضوع نباشد و یقین هم دارم که آقایان همکاران محترم این عرض بنده را حمل بر خودستایی نمی‌کنندعکس العمل بنده وقتی که یک تعهد شرافتی جلوی همشهریان خودم دارم وقتی که یک موضوع نفر سوم به میان می‌آید جز این نمی‌تواند باشد که فورا از وکالت تهران استعفا بدهم هرخطری می‌خواهد باشد من همین کارراهم کردم خیلی از دوستان به من مراجعه کردندوگفتند آقااین دیوانگی است که تومی‌کنی موقعی که می‌خواهند از تو سلب مصونیت بکنند گفتم باشد برای اینکه مردم بدانند تاآنجایی که من توانسته‌ام برای انجام تعهد خودم پافشاری کردم البته خیلی هم متاسفم اشخاص دیگری هم که ممکن بود یک چنین تعهداتی داشته باشندفراموش کردند خیلی متاسفم ولی اینها گذران است تاریخ از این  چیزهازیاددارد نه دنیاباین دوره ختم می‌شود نه انتخابات نه چیزهای دیگر دنیا از این  چیزها زیاد دیده‌است ولی بنده همینطور که عرض کردم ازنمایندگی تهران استعفا دادم و حالابعنوان نماینده تازه رسیده کرمان آمده‌ام به مجلس اینهم خبرکمیسیون تحقیق که زیرش هم نوشته شده چون اعتبارنامه نمایندگی ایشان از تهران تصویب شد این گزارش مسکوت ماند و حالازیرش باید نوشته شودچون ازنمایندگی تهران استعفا داده الزاما این گزارش بایددرمجلس مطرح شود از دو حال خارج نیست یکی اینکه یا آقایان اظهارلطف می‌فرمایندورای می‌دهند به نمایندگی بنده ازکرمان بنده هم تشکرمی‌کنم یا اینکه فکر می‌کنند این مخمصه و دردسرو کشمکش و لایحه سلب مصونیت و کمیسیون دادگستری این بدبختی را چرابرای مجلس درست کنیم یواشکی هم بهش رای نمی‌دهیم و هم سلب مصونیت بخودی خودازش شده دراینصورت هم بنده باز متشکرم و هم افتخارمی‌کنم که باداشتن دوتا کرسی نمایندگی باین مجلس واردشدم و باین ترتیب هم ازمجلس رفم برای من هم فرق نمی‌کند بهتان قول می‌دهم که هرکدام از آقایان هرجوری که رای بدهید کوچکترین اظهاری بنده جزتشکرنخواهم کرد اما حالا از تمام اینها گذشته بچه استناد آقایان اعضای شعبه پنجم آمدن نفربعدی را وکیل شناختند حالا وکیلی بدون اعتبارنامه آمده باشد به مجلس چیزی نیست مانعی ندارد ولی چرا پای آقای روحی را آوردندبه میان که اسباب تاثربنده بشود می‌خواستید یک وکیل دیگررا بیاورید برای اینکه همان حقی که برای آقای روحی باقی مانده بود برای سایرین هم باقی بودممکن بود آقای دکتر امیر نیرومند را بجای آقای روحی می‌آوردند بعنوان نفرسوم کرمان چون این پرونده طبق نص مواد قانون انتخابات خاتمه یافته وقتیکه وکلای یک محلی اعتبارنامه گرفتند نمایندگیشان را هم قبول کردند دیگرحقی باقی نمانده برای کسی و ساقط شده بهرحال این عرایضی راکه بنده می‌کنم باستناد قانون انتخابات بعنوان نماینده کرمان است تا وقتی که مجلس بنده را طرد کند و بگوید که تو نماینده کرمان نیستی اگربا این مواد می‌توانید یک همچوچیزی بگویید سمعا و طاعتا بنده مرخص می‌شوم و بهمین جهت از مقام ریاست خواهش می‌کنم دستور بفرمایند گزارش شماره ۶ مورخ اول خرداد ۱۳۳۱ کمیسیون تحقیق مجلس شورای ملی در دستورگذاشته شود و مطرح گردد چون بنده با این استعفایی که دادم بطوریکه آقایان می‌دانند از تاریخ استعفا یا طرد حقوق ندارم تا تکلیفم معلوم بشوداشکالی ندارد اما مطلب دیگری که عرض کردم از لحاظ بنده جنبه خصوصی تری دارد (رفیع – تا تایید نشود درمجلس حقوق شما باید پرداخته بشود) تایید ندارد خواهش می‌کنم تعبیرنفرمایید استعفا باید دراولین جلسه علنی مجلس قرائت بشود (رفیع - هنوزکه نخوانده‌اند) و چنانچه استعفا دهنده تا ۱۵ روز پس نگرفت تاییداست مجلس نباید تاییدکند اینجا تخم لق حضرتعالی شایسته نیست. بنده استعفاداده‌ام و بهیچوجه و بهیچ عنوان از استعفای خودم منصرف نخواهم شد ولو اینکه برای بنده صد در صد هم مسلم بشود که آن توطئه انجام بگیرد و بنده بدون لایحه سلب مصونیت از مجلس طردبشوم با تمام این تفاصیل بنده از نمایندگی تهران به دلایلی که عرض کردم استعفا دادم و تمام کوشش خودم را خواهم کرد برای اینکه تعهدی راکه ما ۲نفردرجلوی ۴ هزارنفرمردم کرمان درخانه خدا در مسجد جامع کرده بودیم که این تعهد انجام بگیرد(رفیع - گفتم سلب حقوق نمی‌شود) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - حقوق خودتان را تا۱۵   روز دیگر می‌توانید بگیرد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میراشرافی - اصلا خوانده نشده‌است &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - طبق قانون باید خوانده بشود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - می‌خوانیم آقا بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی – اما موضوع دیگر که عرض کردم موضوع این جنایتی است که درتهران صورت گرفت البته هیچکس نمی‌تواند منکراین باشد که یک جنایتی که صورت گرفت باید تعقیب بشود و کسانی که مرتکب جنایت شده‌اند یا همدست جنایتکاران بوده‌اند یا معاونت کرده‌اند یا بهرعنوانی دخالت داشته‌اند در این جنایت باید مطابق قوانین تعقیب بشوند این یک مطلبی است که گمان نمی‌کنم هیچکس منکرش باشد البته دراین جریان یعنی جریانی که اسمش را تعقیب گذاشته‌اند یک عملیاتی صورت گرفته‌است که اینها جنبه قانونی نداشته‌است مثلاهمین مطلبی که بنده الان عرض کردم راجع به شکنجه زندانیان من خیلی متاسف هستم از این  که می‌بینم بعضی از آقایان همکاران ما توجه باصل موضوع ندارند یعنی باصل شکنجه بعضی‌ها با کمال خونسردی می‌گویند خوب این شکنجه‌ها که شد منجربه کشف جرم شد و اقرارکردند و وقتیکه من این را ازبعضی ازآقایان شنیدم باورکنید وحشت کردم که چقدرممکن است بعضی اشخاص ازمرحله دنیای امروزپرت باشند این موضوع شکنجه آقایان یک چیزی نیست که بگوییم در یک مورد صحیح است و دریک مورد صحیح نیست در یک مورد قانون اجازه بدهد و دریک مورد اجازه ندهد این یکی ازوحشیانه ترین کارهایی است که بشر مرتکب می‌شد و قرنها برای ازبین بردن آن مبارزه شد خونهاریخته شد جنگ شد برای اینکه شکنجه ازبین برود برای اینکه شکنجه دیگر وجود نداشته باشد من حالا کاری ندارم که بعضی از ممالک متمدن هستند که حتی توقیف متهم رایک نوع شکنجه تلقی می‌کنند و اجازه نمی‌دهند کسی توقیف بشود مگر اینکه جرمش ثابت شده باشد همینطور هست آقای دکتر معظمی؟ (دکتر معظمی - نمی‌دانم) در انگلستان این طرز هست تا وقتیکه دلائل جرم را کاملا بدست نیاوردند قطعی ندانند حتی توقیف نمی‌کنند ولی بالاخره یک چیزی هست و آن این است که دنیای متمدن امروز غیر از بهشت کرملین و اقماری که دور کرملین می‌چرخند همه شکنجه را محکوم کرده‌اند نه تنها قانون مجازات عمومی ما شکنجه و شکنجه دهنده و آمرشکنجه و کسی که سمت نظارت داشته باشد و اطلاع پیدابکند و جلوگیری نکند تمام اینها را محکوم کرده قانون حقوق بشر اعلامیه جدید حقوق بشر این موضوع را ممنوع کرده و بطوریکه آقایان می‌دانند این اعلامیه به تصویب مجلس شورای ملی ایران هم رسیده‌است ولی معذلک ما اطلاع پیداکردیم که زندانیان را شکنجه داده‌اند و شکنجه‌های مختلف اگر جنابعالی آقای نریمان خیلی میل دارید که این را بدانید الان سواراتومبیل بشوید تشریف ببرید جمشیدیه آنجا یک سالنی است ممکن است برچینند ولی اگر الان تشریف ببرید برچیده نیست عرض کنم یک سالنی است در آنجاجناب آقای نریمان که انواع و اقسام چیزها ازقبیل شلاق تنقیه آب جوش چراغ پریموس هست برای داغ کردم آب لوله مخصوص و اشکلک و از این قبیل چیزها در آنجاهست ولی یک چیز دیگر هم هست که این رامن دردوره پهلوی هم ندیده بودم و بطوریکه یکی از دوستان مبارز ما را که چندروزی گرفتارشده بود برده بودند آنجا ولی نرسیده بودندکه شکنجه بدهندوبایک مختصرکتکی مرخصش کردند آقای دیوشلی که عضوهیات اجراییه حزب زحمتکشان ملت ایران است این موضوعی که درانجادید بودوتعریف می‌کرد و بعداهم تاییدشد موضوع این صندلی است که مسلماازاختراعات جدیداست چون سابقا ماهیچ جانشنیده بودیم این یک صندلی است که ازآهن یافولا لوله‌ای است البته تمامش سیاه رنگ هم هست بلاتشبیه مثل صندلیهای مجلس هم هست فقط بااین تفاوت که نشیمنگاه صندلی بجای اینکه یک تخته باشد فقط چند تا نوار آهنی است و بقیه اش خالی است متهم را می‌نشانند روی این تسمه‌هایی دارد که کرم رنگ است و نو هم هست متهم را می‌نشانند روی این صندلی تسمه‌ها را می‌بندند زانو و کمر و ران و شکمش را می‌بندند سینه اش را می‌بندند دستهایش در توی یک حلقه‌هایی قرارمی‌گیرد و فقط یک مقداری جا دارد که می‌تواند چیز بنویسد و می‌نشیند یک تخته آهن هست که از این  دسته صندلی برمی‌گردد تا اینجا اشکالی ندارد که همین طوراست که آقایان نشسته‌اید آزادی زیادی برای حرکت ندارید و می‌توانید چیزبنویسید ولی درآن صندلی زیراین نوارهای آهنی صفحه آهنی است و تویش چند تا شمع است و زیراین صفحه آهنی پیچ دارد پیچ را می‌چرخانند می‌آیدیک مقداری بالا یک مقداری که آمد بالا بعد به متهم می‌گوینداقرارکن آقای دکتر مصدق آزادیخواه دستورداده که اینهاراشکنجه بکنند. دستور داده برای اینکه هیچ ماموری پیدا نمی‌شودبعدازآن مجازاتی که به مامورین زمان پهلوی داده شده جرات بکند ازپیش خودش این کار را بکند دستورداده اقرار بگیرند این مردی آزادی خواه (میراشرافی - آزادیخواه بودحالا دیگر نیست) این صفحه رامی آورندبالا و بعدشمع‌ها هم روشن است حالا ببینید آن کسی که روی آن صندلی نشسته‌است چه حالی دارد اگرشماراروی آن صندلی بنشانند اقرار نخواهید کرد؟ با این ترتیب پرونده تشکیل شد ولی با این پرونده خودشان هم می‌دانند که نمی‌توانند آنجوری که دلشان می‌خواهد عمل بکنند باین جهت برای اینکه این پرونده کشیده بشود دست بدست بگردد و مردم نفهمند که توی این پرونده چیست برای اینکه مطرح نشود راهی پیدا می‌کنند برای اینکه دکتر بقایی را بدون لایحه سلب مصونیت از مجلس بیرونش کنند آنراهم بهمان ترتیبی که عرض کردم عمل می‌کنند در هر صورت بنده امروز هیچ در نظرندارم که راجع باین جریاناتی که هست از خودم دفاعی بکنم و مطلبی بگویم برای اینکه منتظر هستم پرونده به یک مرجع صلاحیتداری رجوع بشود یک مرجعی که دیگر نتواننداوراق پرونده را عوض بکنند چون الان دست خودشان است و اگر  دیدندیکجایی هست که اقرار اشتباهی گرفته‌اند این ورق را در می‌آورند و عوضش می‌کنند نظیر کاریکه راجع به آقای زهری کردند که لابد بعضی از آقایان استحضار دارند توی یک از این  اقرارهایی که گرفته‌اند یکی ازمتهمین گفته‌است یک جلسه‌ای بوده‌است که در آن جلسه افشارطوس ربوده شده‌است و درآن جلسه عده‌ای حضورداشته‌اند که علاوه بربنده آقای زهری هم بوده‌اند البته همه اقرار کرده‌اند و پای اقرار امضا کرده‌اند اگر شما جای اینها باشید اقرار نمی‌کنید آقای ناظرزاده روی آن صندلی؟ (ناظرزاده – چرا قربان) اقرارکرده‌اند بعد بنا بود روز یکشنبه‌ای ساعت یک بعد از ظهر یک کمیسیون عالی که جناب آقای نخست وزیرتعیین کرده بودند اعلامیه بدهد راجع باین جریانات روزنامه‌ها هم هست اینهاچاپ شده‌است صحبت هوایی نیست ساعت ۹ صبح آن کمیسیون عالی تشکیل شد برای اینکه ساعت یک بعدازظهراعلامیه بدهدالبته این نکته راهم بنده باید تصریح بکنم تمام کسانیکه جزآن کمیسیون عالی بودند تمام پرونده ساز نیستند و تمامشان اشخاص بیشرفی نیستند کما اینکه در شعبه پنجم هم همینطور است اعضای محترم شعبه ۵ رو دست خوردند به آنها گفته‌اند آقا بیایید یک وکیلی می‌آید چنین و چنان در حد نصاب تاثیردارد بالاخره رو دست خوردند و این کار را کردند در آن کمیسیون عالی هم یک عده‌ای هستند که رو دست می‌خورند عرض کنم آن کمیسیون عالی بشهادت مندرجات روزنامه‌ها می‌بایست ساعت یک بعد از ظهر گزارش بدهد اعلامیه بدهد برای اینکه در رادیوخوانده بشود مخبرین روزنامه‌ها رفته بودند بهشان گفته بودند یک و نیم حاضرنیست دو و نیم بیایید دو و نیم رفتند گفتند حاضر نیست پنج بیایید ۵ رفتند گفتند ساعت ۹ بعد از ظهر بیایید و آن اعلامیه به امضای کمیسیون عالی نه تنها آن یکشنبه صادرنشد حالا هم که چند روز گذشته هنوزصادرنشده و صادرهم نخواهدشد برای اینکه چند نفری از اشخاص شرافتمندی که در آن کمیسیون عالی بودند  فهمیدند قضیه از چه قراراست گزارش ماشین شده را که باید به امضای آقایان اعضای کمیسیون عالی برسد آورده بودند یکی از اشخاصیکه خیلی دقیق است پیش از این که امضا بشود خواسته بود ببیند چیست؟ شروع کرده بود به خواندن گزارش در ضمن خواندن متوجه یک نکته شده بود یک نکته کوچک که سایرین توجه نکرده بودند یعنی آن مجرمینی که اقرارکرده بودند توجه نکرده بودند و آنهایی هم که اقرار کرده بودند توجه نکرده بودند و آن این بودکه آن شبی که افشارطوس ربوده شد آقای زهری تهران نبوده آقای زهری در دزفول بوده البته نمی‌شد بگویند که هم آقای زهری در تهران بوده و هم در دزفول &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای دکتر بقایی وقت شماهم تمام شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - بیست دقیقه دیگر وقت بدهید که این مطلب تمام بشود بقیه بماند برای بعد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گنجه - می‌خواهید رای بگیرید؟ بماند برای جلسه بعد آقای دکتر بقایی خواهش می‌کنم بگذارید برای جلسه دیگر چون مطابق تصمیمی که داشتیم ما دوساعت و نیم رای دادیم یک جلسه فوق العاده بخواهیدماحاضریم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس – دو ساعت و نیم هم بیشترشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - اجازه بفرمایید از این  حرفم نتیجه بگیرم ۱۵ دقیقه بیشتراستفاده نمی‌کنم ۱۵ دقیقه هم استفاده نمی‌کنم فقط می‌خواهم نتیجه بگیرم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهندس حسیبی - تمام بکنندهر چه می‌خواهند رای می‌دهیم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقایانی که موافقند ده دقیقه دیگر آقای دکتر بقایی صحبت بکنند قیام فرمایند (اکثربرخاستند) تصویب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - عرض کنم در آن دفعه آخر آن شخص دقیق متوجه شد که آقای زهری در آنشب قضیه در تهران نبوده و در دزفول بوده چون در روزنامه‌ها نوشته بودند و آقای زهری نمی‌توانست هم در تهران باشد هم در دزفول این بود که فکر کردند چه کار کنند دیدند که این گزارش باید تغییر پیداکند ساعت یک را گفتند دو و نیم و بعد دیدند اگراسم زهری را حذف کنند پرونده را چکارکنند خلاصه داستان مفصل است نتیجه این شد که آن کمیسیون عالی دیگراعلامیه‌ای صادر نکرد هرچه اعلامیه صادرشد بامضای شهربانی و فرمانداری نظامی است و دیگر از طرف کمیسیون عالی اعلامیه صادرنشد بهرحال این عرض بنده شاهدی بوده برای اینکه بگویم الان پرونده در دستگاهی هست که همه جور آزادی عمل برای تغییر اوراق پرونده دارد یک مطلبی راهم ما اطلاع پیداکردیم که در روزنامه هم نوشتیم حالاممکن است تایید یا تکذیب بشود دو پوشه از این  پرونده دو هزارصفحه‌ای دو پوشه مهمش مفقودشده مفقودشده باین معنی که تویش یک چیزهای خلافی درآمده بود دیدند نمی‌توانند که چیزی جایش بگذارند و هنوز هم فرصت پیدا نکرده‌اند و این اصراری که دارند که هرشب درروزنامه‌ها بنویسند در گاوصندوق می‌گذارند و لاک می‌شود و حمل می‌شود و ۱۵ تا سرباز مامورحفاظت آن است فقط دو نفرحق دیدن را دارند برای این است و  اگر جناب آقای معاون وزارت دادگستری و یا جناب آقای معاون وزارت دفاع ملی علاقه داشته باشند که این موضوع را ببینند البته اگربهشان اجازه بدهند بروند ببینند چون عمل متوجه هر دو آقایان می‌شود دو تا پوشه از آن نیست و جایش را هم هنوزفرصت نکرده‌اند که درست بکنند بهرحال غرض بنده این بود که بنده انتظاردارم این پرونده به یک مرجع صلاحیتداری رجوع شود که دیگر در اوراقش نتوانند دستبردی بزنند تا دفاع‌های خودم را در آن موقع بتوانم بکنم ولی خیلی امیدواری دارم به کمیسیون دادگستری مجلس و مطمئن هستم در این کاردقت خواهد کرد مخصوصا از جناب آقای میلانی برای مصاحبه‌ای که کرده بودند و راجع باین جریان وعده دادند که بیطرفانه رسیدگی بشود صمیمانه نه از لحاظ خودم تشکرمی‌کنم بلکه از لحاظ اینکه یک حقیقتی روشن خواهدشد و یک عده‌ای روسیاه خواهندشد و بنده بحول و قوه خداوند متعال ایمان دارم که از این  جریان روسیاه بیرون نخواهم آمد ولی یک کسانی روسیاه خواهندشد که مقدمات روسیاهیشان از همین حالا فراهم شده بهرحال مطلبی که می‌خواستم عرض کنم این است که دولت به جای اینکه در برابراین جنایتی که اتفاق افتاده شروع بکند با کمال شدت و دقت برسیدگی و تعقیب و دستگیری مجرمین شروع کرده به هوچی گری آقایان در کجای دنیا اعترافات متهمین را پیش از این  که پرونده بسته شود پیش از این که بیک محکمه‌ای ارجاع بشود توی رادیو می‌خوانند در کجای دنیا آقای دکتر معظمی شما یک چنین چیزی سراغ دارید؟ شما جز مشاورین دولت هستید استاد دانشکده حقوق هستید و رئیس دانشکده حقوق هم بوده‌اید یک عده دکتر حقوق هم اینجا نشسته‌اند در کجای دنیا یک همچو چیزی سابقه دارد؟ در کجای دنیا سابقه دارد روی اقرارصحیح یا غلطی که گرفته شده بنده مجرم پیش از این که محکمه رای داده باشد رادیویی که از ارگان رسمی دولت است اشخاص را جانی و قاتل بخواند؟ آیا اینهاغیر از هوچی بازی غیر از تهیه کردن زمینه غیر از تهیه کردن پرونده برای محکومیت من معنای دیگری دارد؟ مگر این اولین جرم و جنایتی است که در این مملکت اتفاق افتاده؟ چرا برای یک جنایت دیگری این کاررا نمی‌کنند؟ رادیویی که فرصت ندارد طبق مقررات بین المللی صحبت نمایندگان را پخش بکند فرصت ندارد برای اینکه این صحبت‌ها بگوش مردم ولایات می‌رسد افتضاح بیشتر می‌شود باین جهت فرصت ندارد این رادیویی که فرصت ندارد مذاکرات مجلس را منتشرکند آنوقت ساعتها اقاریر آشپز و نمیدام کی را تو رادیو می‌گوید اینها برای چیست؟ کدام جرم تا بحالا اینجور تعقیب شده بود این اولین دفعه‌ای بود که یک چنین جرمی دراین مملکت اتفاق افتاده؟ یا تازه امروز رادیو پیدا کرده‌ایم؟ یا یک قوانین جدیدی برای دادگستری اصلاح شده به تصویب آقای دکتر مصدق رسیده؟ این هوچی بازیها مگر غیر از این است که می‌خواهند زمینه برعلیه من فراهم بکنند؟ غیر از این است که اگر بفرض محال من در دادگاه هم تبرئه حاصل کردم همینطور آلوده بمانم برای اینکه آلوده کردن دکتر بقایی کار آسانی نیست آلوده کردن دکتر بقایی کار سهل و ساده‌ای نیست این را زرم آرا و ساعد در دوره ۱۵ خیلی امتحان کردند در دوره ۱۶ هم امتحان کردند بعد از آنهم شد ولی خیلی تبریک عرض می‌کنم بتمام حقوق دانهایی که با آقای دکتر مصدق همکاری می‌کنند بسیار بسیار راه خوبی پیداکردند بسیار راه خوبی است در هرصورت بنده میل دارم که باز هم این صفحاتی را که پرکرده‌اند که بعضی‌هایش با صدای غیر صدای متهم طرف ادعاست باز هم میل دارم که اینها گذاشته بشود خوب دولت یک لایحه سلب مصونیت آورده‌است اولا بنده از روز اولی که این جریان پیش آمد و معلوم شد که این شتر باید در خانه من بخوابد گفتم تقاضامی‌کنم که سلب مصونیت من را بیاورند و گفتم که اگر لایحه را هم آوردند و مجلس معطل کرد من استعفا می‌دهم ولی بعضی‌ها که وارد جریانات پارلمانی نیستند می‌گویند تو چرا از اول استعفا ندادی این یک مطلب دقیقی است بنده می‌خواهم این پرونده را از دست آن جانیهای پرونده ساز بکشم بیرون و بیک دستهایی برسد که مطمئن بشوم که آنها دیگر پرونده سازی نخواهند کرد ممکن است رای له یاعلیه من بدهند ولی یک اشخاصی که مطمئن باشند دیگر حاضر نیستند وجدان خودشان را بفروشند یک ورق از لای پرونده در بیاورند و یک ورقه دیگربگذارند جایش مقصود من از این که تقاضاکردم لایحه سلب مصونیت بیاورند برای این است که پرونده بیاید در کمیسیون دادگستری مجلس ولی من از فرد فرد آقایان اعضای کمیسیون دادگستری یک تقاضایی دارم چون این یک موضوع کوچکی نیست موضوع دکتر بقایی هم نیست یک موضوع خیلی مهمی است بنده خواهش می‌کنم آقایان درست چشمهای خودشان را باز بکنند مثل آقایان اعضای شعبه پنجم رودست نخورند چون اینجا رودست خیلی می‌زنند می‌گویند مجلس اینجوراست و دارد از اکثریت می‌افتد و دولت هم اینطوراست و بله یکنفراست اینجا پهلوی دست خودمان هست یکنفر به فراکسیون خودمان اضافه می‌شود و از این حرفها آنها هم فکرمی‌کنند تصویبش بکنند چه مانعی دارد یک نفرهم به اعضای فراکسیون اضافه می‌شود آدم خوبی هم هست واقعا آدم خوبی هم هست حقیقتا شایستگی وکالت دارد من خودم هم بهش رای می‌دهم ولی آوردنش با این حقه بازی با این پنهانکاری با این توطئه مطلب دیگری است و من یقین دارم که الان یکعده از آقایان اعضای شعبه پنجم پیش وجدان خودشان شرمنده هستند که چرا نیامدند ازمن یک کلمه بپرسند این جریان چه بوده که رای داده‌اند حالاخواهش می‌کنم اعضای کمیسیون دادگستری که هنوز هم فرصت نکرده‌ام اسامیشان را بخوانم که ببینم کی‌ها هستند خواهش می‌کنم چشمهایشان را خوب بازکنند رودست نخورند و مخصوصاتوجه داشته باشندبسوکمیسیون نیندازند این قضیه را چون سوکمیسیون خیلی کارها را آسان می‌کند در همان کمیسیون هر رسیدگی که بخواهند بکنند این تنها استدعای بنده‌است ضمن تشکری که ازجناب آقای میلانی برای مصاحبه‌ای که کرده بودند کردم در هر صورت دولت بجای اینکه موضوع را تعقیب بکند تبلیغات علیه متهمین که یکیش بنده هستم می‌کند برای چه؟ برای اینکه دولت منظورش بهیچوجه کشف حقیقت نیست یک پرونده سیاسی ساخته شده می‌خواهند این را به آخربرسانند برای این می‌خواهند یک عده‌ای که بنده هم جز آنهاهستم یا بودم یا برخوردم یا خوراندم بهر حال هرچه بگویید آسان است اینها را پیش از این که جلوی یک دادگاه صالحی فرستاده شوند و محاکمه بشوند قبلا زمینه را در اذهان حاضر بکنند و با این تبلیغات خودش همه را و حتی قضات دادگاه را تحت تاثیر قراربدهد والا گمان نمی‌کنم برای دولت و آنهم با این رادیویی که اینقدر اشکالات فنی دارد که نمی‌تواند مذاکرات مجلس را پخش بکند دلیل دیگربتوانیم اقامه کنیم که روزها وقت رادیو صرف پخش اقاریر بشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - وقت شما تمام شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی – در خاتمه بنده یک تقاضایی از هیات محترم رئیسه مجلس دارم که چون یک مقدار اسنادی هست که ممکن است اینها در این محاکمه بدرد من بخورد و یک مقداراسنادی هم هست که تسجیل اینکه این اسناد در این تاریخ یک جایی گذاشته شده خیلی اهمیت دارد چون یک سندی است که برای بنده خیلی اهمیت داردولی اینکه خواسته بشود یک سندی امروز توی پاکتی گذاشته شده لاک و مهربشود این ممکن است دارای یک ارزشی باشد که اگر ۶ ماه بعد این سند را ارائه بدهند آن ارزش را نداشته باشد مگر اینکه دانسته شود که این کاغذ شش ماه پیش در پاکتی گذاشته شده مثل آن سندی که آن دوست غایب ما آقای دکتر شایگان که آن سند را گفتند رای بدهید باختیارات سندش ممکن است بعد افشاء بشودطبق آن سند رای داده شد و هنوز از سندش خبری نیست در هرصورت می‌خواهم تسجیل بشودکه در این تاریخ این سند در پاکت گذاشته شده و لاک و مهر شده استدعا می‌کنم برای امروز بعد از ظهر یابرای فردا صبح یک وقتی را هیات محترم رئیسه تعیین بفرمایند که بنده حاضربشوم اینجا و با لاک و مهر خود آقایان آن اسناد را درپاکت بگذاریم و در صندوق مجلس حفظ بشود این تنها تقاضایی است که بنده از آقایان دارم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میراشرافی - دست سرهنگ نادری بسپارید بهتراست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - قرائت استعفانامه آقای دکتر بقایی از نمایندگی طهران ==&lt;br /&gt;
۳- قرائت استعفانامه آقای دکتر بقایی از نمایندگی طهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - بااجازه آقایان وارددستورمی‌شویم استعفانامه آقای دکتر بقایی قرائت می‌شود (بشرح زیرقرائت شد) &lt;br /&gt;
:مقام ریاست معظم مجلس شورای ملی. بطوریکه باستحضار خاطرعالی رسیده‌است درانتخابات دوره هفدهم تقنینیه اینجانب بسمت نمایندگی ازطرف مردم کرمان و تهران انتخاب شدم. نظرباینکه قبول کاندیدشدن ازکرمان بنابه تقاضای همشهریان خودم صرفا به منظورجلوگیری ازاختلاف و تشتتی بود که پیش بینی می‌شد بهمین جهت با اینکه افتخار نمایندگی تهران هم برایم محرزبود ناگزیراز پذیرفتن افتخار نمایندگی مردم کرمان شدم نظر باینکه برای جلوگیری از هر گونه تشنج و اختلاف قبل ازشروع انتخابات کرمان درحضور عده زیادی ازموکلین که درمسجدجامع آن شهرمجتمع بودند قول صریح دادم که بهیچوجه و بهیچ عنوان دردوره هفدهم دست ازنمایندگی کرمان برندارم و نظرباینکه اخیرا جریاناتی صورت گرفته‌است که ممکن است موهم این معنی باشد که اینجانب ازنمایندگی کرمان منصرف شده‌ام لذا برای اینکه هیچگونه سوء تفاهمی دراین خصوص ایجادنشود استعفای خودرا ازنمایندگی طهران تقدیم مجلس شورای ملی نموده و ازاین پس فقط باعنوان نمایندگی کرمان به خدمتگذاری (چنانچه ازدستم برآید) ادامه خواهم دادخواهشمنداست مقررفرماییدطبق قانون و مقررات استعفای اینجانب ازنمایندگی تهران اعلام بشود باتقدیم احترامات فائقه. نماینده کرمان. دکتر مظفر بقایی کرمانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - تقدیم ۲۸ فقره لایحه قانونی بوسیله آقای معاون نخست وزیر و چهار فقره لایحه از طرف وزارت دارایی بوسیله ایشان ==&lt;br /&gt;
۴- تقدیم ۲۸ فقره لایحه قانونی بوسیله آقای معاون نخست وزیر و چهار فقره لایحه از طرف وزارت دارایی بوسیله ایشان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - آقای معاون نخست وزیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر ملک اسمعیلی (معاون نخست وزیر)- بااجازه آقایان محترم ۲۸ فقره لایحه قانونی که برطبق قانون تمدید مدت اختیارات بموقع اجرا گذاشته شده و بایستی بعدازسه ماه به مجلس شورای ملی تقدیم بشودبشرح زیرتقدیم می‌کنم:&lt;br /&gt;
:- لایحه سازمان صنایع کشورومتمم آن. &lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی متمم لایحه قانونی اصلاح اصول تشکیلات اداری وزارت دادگستری.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی مطبوعات. &lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی مجازات اعتصاب کارمندان دولت.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی متمم قانون لایحه قانونی طرزتعقیب مامورین دولتی درمحل خدمت.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی استقلال قانون وکلای دادگستری.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی اساسنامه بانک توسعه صادرات.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی معافیت شرکت سهامی تلفن ایران ازپرداخت حقوق و هزینه گمرکی.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی انحصار صیدماهی غضروفی و خاویاربه شرکت سهامی شیلات ایران.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی مجازات تخریب وسایل نقلیه مامورین تعقیب.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی اصلاح قانون ثبت اسناد و املاک.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی دادرسی و کیفر ارتش و لوایح قانونی متمم آن.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی ساختمان سدسفیدرود.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی متمم قانون سازمانی قضایی کشور.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی متمم لایحه قانونی تاسیس بانک ساختمانی و اساسنامه آن.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی اعتبار تنخواه گردان خزانه داری کل.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی راجع به ادامه عمل کمیسیونهای حل اختلاف مالیاتی.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی تمدیدقانون بودجه ۱۳۲۸. لایحه قانونی تمدید بخشودگی جرائم مالیات مستغلات.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی مجازات پاسخهای خلاف واقع.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی راجع به مرورزمان مالیاتی. لوایح متمم قانونی تسویه و وصول مطالبات غیرمالیاتی دولت.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی اصلاح و الغای مواد  ۱۶و ۱۷ قانون استخدام کشوری و قانون کمک.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی پرداخت حقوق و کمک و سایرمخارج کشوربابت فروردین ماه ۱۳۳۲.&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی متمم لایحه قانون بازنشستگی کارمندان شهرداری تهران&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی اصلاح و تکمیل قانون راجع به آموزش و پرورش عمومی&lt;br /&gt;
:- لایحه قانونی دادگاه نظامی برای رسیدگی به جرائم اشرار مسلح. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمنا چهارفقره لایحه‌است که ازطرف وزارت دارایی تقدیم می‌شود&lt;br /&gt;
:یکی راجع باستخدام چهار نفرمتخصص دخانیات&lt;br /&gt;
: ۲- راجع باستخدام دونفرمهندس&lt;br /&gt;
: ۳- لایحه استخدام دونفرازمهندسین اتباع کشورهای بیگانه&lt;br /&gt;
: ۴- لایحه واگذاری عرصه و اعیان کشتارگاههایی که متعلق بدولت بود و بایستی به شهرداری تحویل شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - تقدیم گزارش دادگستری دائربه تقاضای سلب مصونیت ازآقای دکتر بقایی بوسیله آقای معاون نخست وزیر ==&lt;br /&gt;
۵- تقدیم گزارش دادگستری دائربه تقاضای سلب مصونیت ازآقای دکتر بقایی بوسیله آقای معاون نخست وزیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معاون نخست وزیر- ضمناآقای وزیردادگستری گزارشی تقدیم داشته‌اند که تقاضامی شود طبق ماده ۱۸۲ آئین نامه اقدام فرمایند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - به کمیسیونهای مربوطه ارجاع خواهدشد فقط سلب مصونیت ازآقای دکتر بقایی قرائت می‌شود (بشرح زیرقرائت شد) &lt;br /&gt;
: مطابق گزارش وزارت دفاع ملی و دلایل و مدارک پیوست آن جناب آقای دکتر مظفربقایی کرمانی نماینده مجلس شورای ملی متهم است به معاونت درقتل تیمسارسرلشگر افشارطوس و چون تحقیقات ازنامبرده بامصونیت پارلمانی میسورنیست برطبق ماده ۱۸۲ آئین نامه داخلی مجلس شورایملی که مقررداشته‌است هرگاه نماینده‌ای بارتکاب جنحه یاجنایتی متهم شوداعم از این که تاریخ عمل منشا اتهام زمان نمایندگی یا قبل از آن باشد وزیردادگستری بایدگزارشی مشتمل بر موضوع اتهام و دلایل و مدارک قانونی آن به مجلس شورای ملی تقدیم نماید گزارش مزبوردراولین جلسه علنی مجلس قرائت و بدون تاخیر به کمیسیون قوانین دادگستری ارجاع خواهدشد. تقاضادارد مقررفرمایند هرچه زودترجلسه علنی مجلس شورای ملی تشکیل شده و مفاد ماده ۱۸۲ آئین نامه رادرباره مشارالیه بموقع اجر گذارند. وزیردادگستری. لطفی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - تقدیم دوفقره لایحه بوسیله آقای معاون وزارت دادگستری ==&lt;br /&gt;
۶- تقدیم دوفقره لایحه بوسیله آقای معاون وزارت دادگستری &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - به کمیسیون دادگستری ارجاع می‌شود آقای معاون وزارت دادگستری بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معاون وزارت دادگستری (مصطفوی)- بطوریکه آقایان محترم استحضاردارند درتاریخ ۱۹ بهمن ۳۱ قانونی راجع به منع تهیه و فروش و مصرف نوشابه‌های الکلی و همینطور منع استعمال تریاک به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و بموجب آن قانون مقرر شده بودکه وزارت دادگستری لایحه مجازات را تهیه کند این لایحه در تاریخ ۱۲ فروردین تهیه و برای تقدیم به مجلس آماده شد و چون مجلس تشکیل شد تقدیم نشد فعلا این لایحه را در دو نسخه تقدیم می‌کند یکی لایحه راجع به منع خرید و فروش و تهیه نوشابه‌های الکلی و یکی هم لایحه مجازات متخلفین تهیه و خرید و فروش تریاک &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - تقدیم هفت فقره لایحه برقراری یاتمدیدفرمانداری نظامی درنقاط مختلفه کشور ==&lt;br /&gt;
۷- تقدیم هفت فقره لایحه برقراری یاتمدیدفرمانداری نظامی درنقاط مختلفه کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - به کمیسیونهای مربوطه ارجاع می‌شود آقای معاون وزارت دفاع ملی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معاون وزارت دفاع ملی - هفت فقره لوایح مربوط به تمدیدیابرقراری فرمانداری نظامی دربعضی نقاط برای تصویب به مجلس شورای ملی تقدیم می‌کنم (مهندس رضوی - نقاطش را بفرمایید) عرض می‌کنم آقایان البته استحضاردارند درخلال مدتی که جلسات علنی مجلس شورای ملی تعطیل بوده ضرورت ایجاب می‌نموده‌است که در بعضی نقاط فرمانداری نظامی برقرارشود و در بعضی نقاط دیگر که فرمانداری بوده تمدید بشود و این هفت فقره ازلوایح مربوط به نقاطی است که عرض می‌کنم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:در چهارمحال و بختیاری ازساعت هشت صبح ۱۰-۱-۳۲ برای مدت سه ماه بخش شادگان ازساعت ۸ صبح روز۸-۲-۳۲ برای مدت یکماه &lt;br /&gt;
:شهرستان شیراز ازساعت ۱۲ روز ۲۷-۱- ۳۲ برای مدت ۳۷ روز. &lt;br /&gt;
:شهر کرمانشاه از ساعت ۲۰ شب سه شنبه اول اردیبهشت ۳۲ برای مدت دوماه و هفت روز. &lt;br /&gt;
:شهرستان دزفول ازساعت ۱۲ روز ۲۸-۱-۳۲ برای مدت سه ماه و ۷ روز و همچنین &lt;br /&gt;
:درهشت نقطه استان ششم (آبادان - آغاجاری - بندرمعشور - خرمشهر - گچساران - لالی - مسجدسلیمان - هفتگل) ازساعت ۵ صبح روز ۲۶-۳۲ برای مدت سه ماه &lt;br /&gt;
:شهرستان تهران برای مدت سه ماه از تاریخ انقضا (ساعت ۵ صبح روز ۲۹ - ۲ - ۱۳۳۲) برای مدت سه ماه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و البته چون جلسات مجلس تعطیل بود تقدیم لوایح به تاخیرافتاد تا اولین جلسه رسمی مجلس &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - به کمیسیونهای مربوطه ارجاع می‌شود (دکتر معظمی - کمیسیون ندارد) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - قرائت گزارش شعبه پنجم راجع به آقای علی روحی ==&lt;br /&gt;
۸- قرائت گزارش شعبه پنجم راجع به آقای علی روحی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - گزارشی ازشعبه پنجم رسیده که قرائت می‌شود آقای دادور بفرمایید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی -جناب آقای رئیس خواندن این گزارش برخلاف قانون است &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - گزارش کمیسیون تحقیق مقدم است (آقای دادور منشی شعبه پنجم گزارش شعبه مبنی برانتخاب آقای علی روحی راازکرمان به قرارذیل قرائت نمودند) گزارش ازشعبه پنجم به مجلس شورای ملی پیروگزارش شماره ۴ راجع به جریان انتخاب کرمان درهفدهمین دوره تقنینیه که انجمن مرکزی درتاریخ بیست و یکم اسفندماه ۱۳۳۰ اعتبارنامه بنام آقایان مهندس رضوی و  دکتر  مظفربقایی صادروانحلال خودرا اعلام داشته‌اند اشعارمی‌دارد نظرباینکه آقای دکتر مظفربقایی ازدوحوزه انتخابیه تهران و کرمان انتخاب شده بودند و باتصویب گزارش شعبه چهارم مشعربه نمایندگی ایشان ازطهران موضوع وکالت کرمان منتفی گرددیدوآقای علی روحی منتخب سوم درتاریخ دوم تیرماه ۱۳۳۱ کتباازمجلس شورای ملی تقاضای رسیدگی به پرونده انتخاب خودازکرمان راداشته و هیات محترم رئیسه مجلس شورای ملی رسیدگی امر رابه شعبه پنجم ارجاع نموده بودند(قنات‌آبادی - هیات رئیسه را نکرده این کارراآقای مهندس رضوی کرده) (مهندس رضوی - مودب باشید) (قنات‌آبادی - جنابعالی هیات رئیسه نیستید این خلاف قانون است) ولی بعلت عدم تشکیل شعبه رسیدگی به موضوع تاخیرافتاد اینک آقای علی روحی طی نامه مورخه ۵-۲-۳۲ تجدیدتقاضانموده‌اند و رسیدگی امرمجددا به شعبه پنجم احاله گردید شعبه درتاریخ هفتم اردیبهشت ماه ۱۳۳۲ تشکیل و پس از مطالعه پرونده مربوطه و صورت مذاکرات مجلس شورای ملی درموقع طرح و تصویب گزارش شعبه چهارم راجع به نمایندگی آقای دکتر مظفربقایی ازتهران که موید نظرشعبه‌است و یک نفر نمی‌تواند سمت نمایندگی دوحوزه انتخابیه را دارا باشد لذاشعبه پنجم نمایندگی آقای علی روحی راازکرمان که دارای ۲۳۶۵ رای و در درجه دوم حائز اکثریت می‌باشند تصویب نموده گزارش آنرابه مجلس شورای ملی تقدیم می‌دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات‌آبادی - این خلاف قانون است جناب آقای رئیس جنابعالی مامورید آئین نامه را اجرا کنید (آقایان دکتر بقایی و زهری و قنات‌آبادی و میراشرافی اظهارمخالفت نمودند) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - بامخالفت آقایان دکتر بقایی و زهری و قنات‌آبادی و میراشرافی به کمیسیون تحقیق فرستاده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر بقایی - بنده اصلا این را بی اساس می‌دانم مخالفت نمی‌کنم این گزارش اساسا قابل طرح درمجلس نیست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - اجازه بفرمایید با مخالفت آقایان قنات‌آبادی و زهری و میراشرافی به کمیسیون تحقیق مراجعه می‌شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== - تعیین موقع و دستورجلسه بعد- ختم جلسه ==&lt;br /&gt;
۹- تعیین موقع و دستورجلسه بعد- ختم جلسه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس - بااجازه آقایان جلسه راختم می‌کنیم. جلسه آینده بساعت ۹ صبح روز پنجشنبه موکول می‌شود دستور هم لوایح موجوده. (مجلس یکساعت و ربع بعدازظهرختم شد) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس مجلس شورای ملی. - محمد ذوالفقاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری هفدهم - ۷ اردیبهشت ۱۳۳۱ تا ۲۸ آبان ۱۳۳۲]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2%E2%80%8C_%D8%B1%D8%A7%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%B1%E2%80%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%A8%D8%AF_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7%E2%80%8C_%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1&amp;diff=23452</id>
		<title>تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسار‌ارتشبد غلامرضا‌ ازهاری نخست‌وزیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2%E2%80%8C_%D8%B1%D8%A7%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%B1%E2%80%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%A8%D8%AF_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7%E2%80%8C_%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1&amp;diff=23452"/>
		<updated>2012-01-06T08:36:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسار‌ارتشبد غلامرضا‌ ازهاری نخست‌وزیر» را تغییر داد: درخواست کار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[رای اعتماد به نخست‌وزیران مصوب مجلس شورای ملی|رای اعتماد به نخست‌وزیران]] &lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای جعفر شریف‌امامی نخست‌وزیر]]&lt;br /&gt;
| بعدی =[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور ‌بختیار نخست‌وزیر]]&lt;br /&gt;
| یادداشت = [[مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Azhari.jpg|thumb|left‎|ارتشبد غلامرضا ازهاری]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تصمیم قانونی دایر به ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسار ارتشبد غلامرضا‌ ازهاری نخست‌وزیر&#039;&#039;&#039; - مصوب    ۱۳۵۷۰۹۰۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مجلس شورای ملی در جلسه روز چهارشنبه اول آذر ماه ۱۳۵۷ پس از طرح برنامه دولت و استماع بیانات جناب تیمسار ارتشبد غلامرضا ازهاری‌ نخست‌وزیر و موافقت با اجرای متن برنامه به اکثریت ۱۹۰ رأی از ۲۲۹ نفر عده حاضر به دولت جناب تیمسار ارتشبد غلامرضا ازهاری ابراز اعتماد‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌تصمیم قانونی فوق در جلسه روز چهارشنبه اول آذر ماه یک هزار و سیصد و پنجاه و هفت شمسی از طرف مجلس شورای ملی اتخاذ گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌رییس مجلس شورای ملی - دکتر جواد سعید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه دولت جناب تیمسار ارتشبد غلامرضا‌ ازهاری نخست‌وزیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌برنامه دولت جناب تیمسار ارتشبد غلامرضا ازهاری نخست‌وزیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:۱ - حفظ استقلال و تمامیت کشور.&lt;br /&gt;
:۲ - اعاده امنیت و آرامش و ایجاد نظم در سراسر کشور.&lt;br /&gt;
:۳ - مبارزه قاطع و عملی و سریع با فساد.&lt;br /&gt;
:۴ - تدارک و تأمین نیازهای اساسی زندگی مانند سوخت، آذوقه، آب و برق.&lt;br /&gt;
:۵ - به راه انداختن چرخ‌های امور بازرگانی و صنعتی و کشاورزی و آموزشی و رفاهی و اجتماعی و خدماتی مملکت.&lt;br /&gt;
:۶ - سیاست خارجی دولت اجرای اصول سیاست مستقل ملی است که از جمله اصول مزبور حفظ و تشیید صلح بین‌المللی طبق اصول منشور ملل‌متحد و مصوبات آن و همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری بر مبنای منافع متقابل با کلیه کشورها خاصه کشورهای همجوار و هم کیش قطع نظر از نظام‌اجتماعی و سیاسی و اقتصادی آنها می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کابینه نخست وزیر ارتشبد ازهاری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌نخست وزیر ارتشبد ازهاری &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌وزیر امور خارجه جناب آقای امیرخسرو افشار&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر راه و ترابری جناب آقای حسن شالچیان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر جنگ تیمسار ارتشبد عظیمی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر پست و تلگراف و تلفن جناب آقای کریم معتمدی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر صنایع و معادن جناب آقای محمدرضا امین&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر کشور تیمسار ارتشبد قره‌باغی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه جناب آقای مرتضی صالحی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر کشاورزی و عمران روستایی جناب آقای امیرحسین امیرپرویز&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر امور اقتصادی و دارایی جناب آقای حسنعلی مهران&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر آموزش و پرورش جناب دکتر محمدرضا عاملی تهرانی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر دادگستری جناب آقای حسین نجفی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر فرهنگ و هنر جناب آقای محسن فروغی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر بهداری و بهزیستی جناب آقای دکتر مرشد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر مشاور در امور اجرایی جناب آقای مصطفی پایدار&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر اطلاعات و جهانگردی تیمسار سپهبد ابوالحسن سعادتمند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر نیرو تیمسار سپهبد ایرج‌مقدم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر مشاور جناب آقای عزت‌الله همایونفر&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر بازرگانی جناب آقای معمارزاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر کار و امور اجتماعی تیمسار سپهبد باقر کاتوزیان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر علوم و آموزش عالی جناب آقای دکتر شمس‌الدین مفیدی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر مسکن و شهرسازی جناب آقای منوچهر بهرون&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر مشاور و سرپرست سازمان اوقاف جناب آقای محسن شریعتمدار&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌وزیر مشاور در امور پارلمانی جناب آقای احمد ناظمی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌برنامه فوق منضم به تصمیم قانونی دایر به ابراز رأی اعتماد به دولت جناب تیمسار ارتشبد غلامرضا ازهاری نخست وزیر می‌باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
‌رییس مجلس شورای ملی - دکتر جواد سعید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[http://tarh.majlis.ir/?ShowRule&amp;amp;Rid=397e6bbe-9a70-4a38-9a63-988c4a93ab3a&amp;amp;Word=%d8%aa%d8%b5%d9%85%d9%8a%d9%85&amp;amp;Word=%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%d9%8a تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسار‌ارتشبد غلامرضا‌ازهاری نخست‌وزیر]&lt;br /&gt;
[[رده:رای اعتماد]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجلس شورای ملی قوانین دوره قانونگذاری بیست و چهارم - ۱۷ شهریور ۱۳۵۴ تا ۲۱ بهمن ۲۵۳۷ شاهنشاهی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2%E2%80%8C_%D8%B1%D8%A7%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8_%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1_%E2%80%8C%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1&amp;diff=23451</id>
		<title>تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور ‌بختیار نخست‌وزیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2%E2%80%8C_%D8%B1%D8%A7%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8_%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1_%E2%80%8C%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1&amp;diff=23451"/>
		<updated>2012-01-06T08:36:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور ‌بختیار نخست‌وزیر» را تغییر داد: درخواست کاربران برای وی�&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و چهارم]]&lt;br /&gt;
| قبلی = [[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسار‌ارتشبد غلامرضا‌ازهاری نخست‌وزیر]]&lt;br /&gt;
|بعدی = [[رای اعتماد به نخست‌وزیران مصوب مجلس شورای ملی|رای اعتماد به نخست‌وزیران]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shapourbakhtiar.gif|thumb|left‎|دکتر شاهپور بختیار]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تصمیم قانونی دایر به ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور بختیار نخست وزیر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در جلسه روز سه شنبه بیست و هفتم دی ماه ۱۳۵۷ پس از طرح برنامه دولت و استماع بیانات آقای نخست وزیر و موافقت بااجرای متن برنامه به اکثریت ۱۴۸ رأی از ۲۰۵ نفر عده حاضر، به دولت آقای شاپور بختیار ابراز رأی اعتماد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصمیم قانونی فوق در جلسه روز سه شنبه بیست و هفتم دی ماه ۱۳۵۷ از طرف مجلس شورای ملی اتخاذ گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رییس مجلس شورای ملی - دکتر جواد سعید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه دولت جناب آقای شاپوربختیار نخست وزیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برنامه دولت جناب آقای شاپور بختیار (‌نخست‌وزیر)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوندا مرا یاری ده که در این لحظات حساس کشورم و در این مکان مقدس که فضای آن طنین‌انداز صدای رادمردانی از جان گذشته بوده جز خیر وصلاح مردم و جز راستی و صداقت کلمه‌ای نگویم.&lt;br /&gt;
ریاست محترم مجلس شورای ملی، خانمها و آقایان در تاریخ پر نشیب و فراز کشور کهنسال ما ایام تاریکی وجود داشته که اگر به دیده تحقیقی بنگریم‌اغلب دست‌آورد غلبه اجانب در ایام تسلط موقت آنها بوده‌است خطر کنونی که موجودیت و وحدت کشور را تهدید می‌کند اگر به ظاهر از درون کشورو معلول فساد و عدم لیاقت دولت‌های ۲۵ ساله اخیر بوده روز به روز روشن‌تر می‌شود که یک توطئه بین‌المللی عظیمی برای تضعیف و خدای‌نخواسته تجاوز به موجودیت و حاکمیت ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از حضور در این مکان مقدس به همگان اعلام نمودم که اگر نخست وزیر این کشور بشوم یک نخست وزیر مسئول خواهم بود و کلیه سنن پارلمانی‌و آزادیهای فردی و اجتماعی را در مد نظر خواهم داشت. در صورتی که نمایندگان محترم که به اکثریت آراء بنده را کاندیدای نخست‌وزیری نمودید به‌دولت من رأی اعتماد بدهید می‌توانید اطمینان داشته باشید که روح و کلام قانون اساسی که پیوند ناگسستنی با مذهب اسلام دارد همواره محترم شمرده‌خواهد شد. و همانطور که بارها به طور غیر مستقیم حضور نمایندگان محترم عرض شد این جانب خود را متعهد و ملزم می‌دانم که هر دسیسه و هر فردیا تشکیلاتی که برای تجاوز به وحدت و یگانگی ملت ایران تحمیل شود با تمام قوا برای خنثی کردن آن مرا با نیروی لایزال ایمان و پشتیبانی ملت وقدرت ارتش که یکی از ارکان مهم ثبات و استقلال کشور است روبرو خواهد دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت اینجانب نتیجه مسلم انقلابی است که از دو سال پیش برای رفع تجاوزات مستمر و فجایع غیر قابل توصیف که در کشور متداول گردیده است‌می‌باشد. دولت اینجانب به اصول اهداف جبهه ملی ایران همواره چشم دوخته و در راه تحقق آنها کوشش خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این موقع که خزانه دولت خالی و اکثر کارخانه‌های کشور تعطیل می‌باشند من از شما افراد کشور و نمایندگان محترم تقاضا دارم که از بذل توجه درمورد به کار انداختن چرخهای اقتصادی کشور که ضامن استقلال و رفاه ملت است کوتاهی نفرمایند، باید به دولتی که در شرایط بسیار دشوار کنونی و باکمال حسن نیت و با نهایت صمیمیت می‌خواهد بر طبق اصول و تعالیم عالیه اسلام و قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر کشور را به سوی یک‌رژیم مترقی و خالی از فساد و تباهی سوق دهد حداقل فرصت را داد. اکنون با نهایت توقیر برنامه کوتاه مدت دولت را به حضور نمایندگان محترم تقدیم‌می‌نمایم و برای اجتناب از اطاله کلام برنامه تفصیلی و درازمدت را نیز تکثیر نموده و در اختیار آقایان محترم خواهم گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رئوس برنامه‌های فوری دولت ==&lt;br /&gt;
رئوس برنامه‌های فوری دولت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:۱ - انحلال سازمان اطلاعات و امنیت کشور و جایگزین نمودن آن با یک دستگاه اطلاعاتی در خدمت استقلال و امنیت کشور و ملت.&lt;br /&gt;
:۲ - محاکمه سریع غارتگران و متجاوزان به حقوق ملت یا از طریق دادگاه‌های موجود و یا از طریق تدوین و ارائه قوانین مورد نیاز به مجلسین جهت‌ایجاد دادگاه‌های ملی با اختیارات خاص.&lt;br /&gt;
:۳ - انتصاب یک کمیسیون بی‌نظر جهت رسیدگی به کارهای گذشته و سوابق خدمتی مأمورین ساواک و تحویل خلافکاران به مقامات قضایی برای‌محاکمه و مجازات عمل.&lt;br /&gt;
:۴ - آزادی کلیه زندانیان سیاسی - کلیه کسانی که بر خلاف اصول قانون اساسی مربوط به حقوق ملت ایران در محاکمی که استقرار آنها مشروعیت‌قانونی نداشته محکوم شده‌اند بایستی آزاد گردند.&lt;br /&gt;
در این مورد بسیار مسرورم که به اطلاع برسانم امروز صبح ۶۷ نفر از زندانیان محکوم به حبس ابد آزاد شدند.&lt;br /&gt;
:۵ - اعاده حیثیت کلیه زندانیان سیاسی که بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا کنون گرفتار شده‌اند.&lt;br /&gt;
:۶ - پرداخت غرامت معقول از طرف دولت به کلیه کسانی که به جرم سیاسی برای مدتی بیش از یک سال متوالی در زندان به سر برده‌اند و یا این که به‌جرم سیاسی مورد آزار قرار گرفته و نقص عضو پیدا نموده‌اند (‌از سال ۱۳۳۲ تا کنون)&lt;br /&gt;
:۷ - پرداخت غرامت متناسب از طرف دولت به بازمانده‌های صغیر و یا تحت کفالت کلیه کسانی که در زندانهای به اصطلاح امنیتی جان خود را از دست‌داده‌اند (‌از سال ۱۳۳۲ تا کنون).&lt;br /&gt;
:۸ - لغو تدریجی حکومت نظامی ضمن جلب همکاری مراجع محترم تقلید در شهرهایی که حکومت نظامی در آنها برقرار است. ضمناً به اطلاع نمایندگان محترم می‌رسانم که حکومت نظامی در شیراز ملغی شده و انشاء‌الله در هفته آینده در یکی از استانهای بزرگ کشور این اقدام‌تکرار خواهد شد.&lt;br /&gt;
:۹ - اعلام رسمی کشته‌شدگان سیاسی اخیر به عنوان &amp;quot;‌شهدا&amp;quot; از طریق گذاردن قانون از مجلسین.&lt;br /&gt;
:۱۰ - پرداخت غرامت از طرف دولت به خانواده &amp;quot;‌شهدا&amp;quot; و به آنهایی که در مبارزات اخیر دچار نقص عضو شده‌اند.&lt;br /&gt;
:۱۱ - پایان دادن به اعتصابات با همکاری مراجع محترم تقلید، روشنفکران صاحب رسالت، کارگران و صنعتگران.&lt;br /&gt;
:۱۲ - ایجاد یک زمینه نزدیک همکاری بین دولت و عالم روحانیت به طوری که آیات عظام ناظر بر اجرای درست امور باشند.&lt;br /&gt;
:۱۳ - ترمیم خرابیهای اخیر و به جریان انداختن امور روزمره کشور.&lt;br /&gt;
:۱۴ - به جریان انداختن امور تولیدی کشور و بهبود وضع اقتصادی.&lt;br /&gt;
:۱۵ - برنامه‌ریزی برای ایجاد یک انتخابات آزاد در سطوح مختلف (‌از انجمن روستا تا انجمن شهر) و انتخابات آزاد شهرداریها و بالاخره انتخابات‌مجلسین شورا و سنا.&lt;br /&gt;
:۱۶ - اخراج کلیه کارمندان خارجی زائد و کارگران خارجی غیر مجاز از کشور.&lt;br /&gt;
در اینجا به اطلاع می‌رسانم که در &#039;&#039;&#039;اغتشاشات اخیر بازار تهران ۱۹۰ نفر افغانی دستگیر شده‌اند که همه آنها کم و بیش مسلح بودند.&#039;&#039;&#039; دستور دادم آنها را به‌مرز باز نگردانند چون بایستی در ایران و در دادگاههای ایرانی محاکمه و مجازات شوند.&lt;br /&gt;
:۱۷ - ایجاد امنیت اجتماعی در پناه قانون.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سیاست خارجی دولت ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاست خارجی این دولت مبتنی بر شناخت صحیح واقعیات داخلی و خارجی صداقت در روابط بین‌المللی و صراحت از هر جهت خواهد بود. براساس این سه اصل است که دولت تصمیم قاطع دارد حقوق و منافع ملت ایران را که متضمن تمامیت ارضی، وحدت، حاکمیت و امنیت ملی است‌حفظ کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطوط کلی سیاست خارجی دولت که بر اصول فوق استوار خواهد بود عبارت است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱) تقویت و توسعه روابط سیاسی - اقتصادی و فرهنگی با کشورهای اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲) حفظ و توسعه روابط با کلیه دول جهان به خصوص همسایگان بر اساس احترام متقابل عدم مداخله در امور یکدیگر و همزیستی مسالمت‌آمیز باتوجه کامل به منافع عالی ملت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳) با توجه به وجوه مشترک و بستگیهای ملت ایران با ملل در حال رشد، دولت ایران به توسعه روابط با این کشورها کوشا خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴) از آنجا که پیشرفت برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی و مالاً تحقق آرمانهای ملت ایران با وجود صلح و آرامش در روابط بین‌المللی ملازمه دارددولت ایران از هر گونه تلاش و کوششی که در جهت رفع تشنجات بین‌المللی صورت پذیرد - پشتیبانی خواهد کرد. به عبارت دیگر دولت در اختلافات‌و کشمکشهای بین‌المللی به طور نسنجیده و به گونه‌ای ناپخته طرف یکی را در دعوی علیه دیگری نخواهد گرفت. بلوط از آتش بیرون نخواهد آورد ودر برابر مسائل و معضلات خارجی موضعی را که منطبق با منافع واقعی ملت ایران و سازگار با اصول اعلام شده سیاست ملی ایران است اتخاذ خواهدنمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵) سیاست دولت ایران پشتیبانی بدون قید و شرط از اصول منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های مربوط می‌باشد و در راه اجرای‌این هدف در حفظ و حمایت از حقوق بشر و کمک به تحقق خواسته‌های مشروع مللی که در رهایی از قید و هر گونه استعمار یا آثار آن تلاش می‌کننداهتمام خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶) در زمینه رفع تبعیض نژادی و مبارزه با آپارتاید که مجمع عمومی ملل متحد رویه رژیم‌های نژادپرست جنوب آفریقا را به کرات محکوم کرده‌است،دولت ایران بدون توجه به ملاحظات خاص اقدامات جدی به عمل خواهد آورد و به این جهت تصمیم دارد که بر اساس قطعنامه‌های مصوب مجمع‌عمومی و در جهت رفع ایرادات منطقی به سیاست گذشته در روابط خود با آفریقای جنوبی تجدید نظر بنیادی به عمل آورد و منجمله، فروش نفت را به‌آفریقای جنوبی قطع خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷) در مورد مسئله خاورمیانه دولت ایران کمال همبستگی را با برادران عرب خود ابراز داشته و از آنها به خصوص ملت فلسطین در راه تحصیل حقوق‌حقه خود پشتیبانی کامل به عمل خواهد آورد و نظیر آفریقای جنوبی فروش نفت را به اسراییل موقوف خواهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اجرای اصول مذکور در فوق دولت باید سازمان دیپلماسی خود را که در واقع پیاده‌کننده و مجری سیاست خارجی است مورد تجدید نظر کامل وقطعی قرار دهد تا عوامل منفی و موانعی را که در گذشته وجود داشته مانند قانون‌شکنی، تبعیض، بی بند و باری، حیف و میل اعتبارات دولت و تسلط‌روابط بر ضوابط از میان برداشته شود. دولت من تصمیم قطعی دارد که دستگاه دیپلماسی مملکت را به طور اساسی اصلاح و برای اجرای سیاست‌خارجی که اصول آن به عرض رسید پاکسازی و با استفاده از تمام امکانات که تفصیل آن از حوصله این مختصر خارج است تجهیز نماید. دولت من‌متعهد می‌شود که در وزارت امور خارجه به قانون‌شکنی و عدم رعایت مقررات اساسنامه قانونی این سازمان خاتمه دهد و لوایح دیگری هم برای‌تکمیل اساسنامه مذکور همانطور که در خود اساسنامه پیش‌بینی شده در اسرع وقت برای تصویب قوه مقننه تقدیم نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رئوس سیاست داخلی دولت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأمین آزادی فردی و اجتماعی یعنی آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی قلم در چهارچوب قانون اساسی کشور.&lt;br /&gt;
:- اعاده حیثیت قوه قضایی و تأمین استقلال آن.&lt;br /&gt;
:- عدم دخالت دولت در امور تجارت مگر به عنوان برنامه‌ریزی، ارشاد و کنترل.&lt;br /&gt;
:- عدم دخالت دولت در امور صنعت مگر صنایع نفت و گاز و مواد رادیواکتیو و نقش دولت در صنایع به منظور برنامه‌ریزی، ارشاد، کنترل و حمایت‌موجه.&lt;br /&gt;
:- عدم تمرکز در کلیه امور کشوری و تجدید سازمان استانداریها به منظور آمادگی و جوابگویی مؤثر به این برنامه.&lt;br /&gt;
:- تأمین رفاه کارمندان دولت از طریق متناسب ساختن حقوق نسبت به حداقل معیشت و ایجاد امکانات رفاهی جنبی ضمن کوشش در بالا بردن بازده‌کاری کارمندان.&lt;br /&gt;
:- مبارزه پی‌گیر با فساد چه در دستگاه‌های دولتی و چه در بخش خصوصی.&lt;br /&gt;
:- برنامه‌ریزی، زمان‌بندی و اجراء در جهت خودکفایی کشاورزی و دامپروری کشور.&lt;br /&gt;
:- مبارزه شدید و همه جانبه با تورم.&lt;br /&gt;
:- اجرای مؤثر برنامه تأمین اجتماعی و محدود کردن آن به برنامه‌های واقعی دولت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از ارائه جزییات برنامه کار وزارتخانه‌ها در دولت اینجانب نظر نمایندگان محترم را به دو تغییر اساسی زیر در وزارتخانه جلب می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - به منظور جلوگیری از هر گونه دخالت ناروای دولت در امور دانشگاه‌ها و استقلال واقعی آنها در دولت اینجانب وزارت علوم و آموزش عالی منحل‌و به جای آن اداره‌ای در نخست‌وزیری به منظور برنامه‌ریزی و هماهنگی دانشگاه‌ها و مدارس عالی و تأمین بودجه آنها با توجه به نیازهای آموزش عالی‌کشور تشکیل خواهد شد (‌در این مورد لایحه‌ای با نظر اساتید محترم دانشگاه‌ها تنظیم و تقدیم مجلسین خواهد شد).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - به منظور جلوگیری از هر گونه دوباره‌کاری و ضمناً لوث شدن مسئولیتها سازمان برنامه و بودجه مورد تجدید نظر و تقلیل سازمان قرار گرفته تا آنجاکه بتواند جوابگوی نیازهای کشور در بودجه‌بندی، گزارشدهی و کنترل اجراء باشد نه بیشتر و نه کمتر (‌در این مورد نیز لایحه‌ای با همکاری کارشناسان‌برنامه‌ریزی تهیه و تقدیم مجلسین خواهد شد).&lt;br /&gt;
برنامه کار سایر وزارتخانه‌ها تهیه گردیده که به ساحت مقدس مجلس جهت اطلاع، بررسی و اعلام نظر تقدیم می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بود سخنانی که به طور کلی عرض کردم اما آنچه که نمی‌بایستی از آن غافل بود شرایط واقعاً اسفناک مملکت است من وارث این اوضاعی شده‌ام که‌به هیچ وجه دخالتی در آن ندارم من وارث یک مملکت پر آشوب و یک سازمان بهم‌ریخته‌ای شده‌ام که در این مدت بیست و پنج سال جز زندان و جزتبعید و جز خانه‌نشینی هیچ نقش در آن نداشته‌ام و اگر اوضاع مسلماً مثل چند سال قبل بود دعوتی از من برای نخست وزیری نمی‌شد در این صورت وبا کمال خضوع در برابر نمایندگان محترم مجلس شورای ملی تقاضای همکاری صمیمانه می‌کنم نه برای دولت من، نه برای شخص من و نه برای‌همکاران من، بلکه برای نجات مملکت از خطر نابودی من راهی را که در ۲۵ سال گذشته رفته‌ام ادامه خواهم داد و به قانون اساسی احترام خواهم گذاردولی برای من قانون اساسی این قانون اساسی نیست که در این چند سال مورد عمل قرار گرفته‌است می‌بایستی استقلال قوه‌های قضاییه و مقننه ومجریه را در عین پاکیزگی اعاده کنیم تا بتوانیم جوابگوی معضلات اقتصادی و مشکلات گوناگون کنونی کشور باشیم من می‌خواهم برای آخرین بار این‌مطلب بسیار مهم را عرض کنم در این شرایط بحرانی هر کس اعم از قوای انتظامی کشور، ارتش شاهنشاهی یا هر قدرتی که برای ایجاد نظم دولتی با این‌برنامه جلوی نمایندگان محترم می‌آید آن دولت نمی‌تواند دولت اختناق و ارتجاع نامیده شود من با این برنامه آمده‌ام ولی ما امروز احتیاج به قوای ارتش‌و ژاندارمری داریم و توجهتان را به وضع بسیار اسفناک پلیس جلب می‌کنم و انشاء‌الله با همکاری آقایان و تمام ملت ایران با صبر و پشتکار و جسارت‌یکی بعد از دیگری تمام مشکلات را بر طرف خواهیم کرد در این عمل از پشتیبانی شما و از دعای آیات عظام و از مرحمت مراجع تقلید استمدادمی‌طلبم و امیدوارم که در این راه همه دوستان و آشنایان که هیچ چیز جز صلاح کشور و مملکت را نمی‌خواهند مد نظر داشته باشند، مرا یاری دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کابینه دولت بختیار ==&lt;br /&gt;
درخاتمه با اجازه نمایندگان محترم وزرای کابینه را به شرح ذیل حضورتان معرفی می‌کنم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:۱ - خود بنده تا تعیین تکلیف شهربانی و ژاندارمری و پیدا کردن‌یک نفر واجد شرایط، وزارت کشور را هم قبول کرده‌ام.&lt;br /&gt;
:۲ - وزیر کار و امور اجتماعی: منوچهر آریانا&lt;br /&gt;
:۳ - وزیر مشاور و سرپرست وزارت اطلاعات و جهانگردی: سیروس آموزگار&lt;br /&gt;
:۴ - وزیر صنایع و معادن: دکتر عباسقلی بختیار&lt;br /&gt;
:۵ - وزیر امور اقتصادی و دارایی: دکتر رستم پیراسته&lt;br /&gt;
:۶ - وزیر جنگ: تیمسار ارتشبد جعفر شفقت&lt;br /&gt;
:۷ - وزیر بهداری و بهزیستی: دکتر منوچهر رزم‌آرا&lt;br /&gt;
:۸ - وزیر مسکن و شهرسازی: مهندس جواد خادم احمدآبادی&lt;br /&gt;
:۹ - وزیر آموزش و پرورش: دکتر محمدامین ریاحی&lt;br /&gt;
:۱۰ - وزیر پست و تلگراف و تلفن: مهندس لطفعلی صمیمی&lt;br /&gt;
:۱۱ - وزیر کشاورزی و عمران روستایی: منوچهر کاظمی&lt;br /&gt;
:۱۲ - وزیر دادگستری: یحیی صادق‌وزیری&lt;br /&gt;
:۱۳ - وزیر امور خارجه: احمد میرفندرسکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خاتمه با کمال خوشوقتی عرض می‌کنم که در این لیست وزرایی که خدمت خانمها و آقایان ارائه شد هیچ کدام از این آقایان در مدت این ۲۵ سال‌سمت وزارت نداشته‌اند و اگر در کابینه‌ای شرکت می‌کردند چون دارای مسئولیت مشترک بودند ممکن بود مورد ایراد قرار بگیرند البته اگر ایرادی هست‌در مورد مسائل دیگر بنده جوابگو خواهم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه بلندمدت دولت جناب آقای دکتر شاپور بختیار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اقتصاد و دارایی ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در امور اقتصادی و دارایی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:۱ - به گردش درآوردن چرخهای اقتصادی کشور به نحوی که از بیکار شدن یک و نیم میلیون نفر کارگر صنعتی و عاطل ماندن نزدیک به ده میلیون نفربرای نیروی فعال ملی جلوگیری شود زیرا که در صورت بروز چنین فاجعه‌ای همه افراد کشور با مصیبت بیکارگی، فقر، گرسنگی و قحطی روبرو خواهندشد.&lt;br /&gt;
:۲ - بازگرداندن شرایط لازم متناسب برای حصول اشتغال کامل در کشور به نحوی که کلیه منابع انسانی و ثروت ملی به صورتی معقول و منطقی به کارگرفته شود.&lt;br /&gt;
:۳ - تعدیل سیر نامتعادل قیمتها که متأسفانه در نتیجه سیاستهای بی‌رویه و غلط و مقررات نامتناسب و فساد در گذشته، و نیز بحرانهای اخیر به کلی ازحیطه کنترل خارج شده‌است.&lt;br /&gt;
:۴ - ایجاد امکانات لازم برای بهره‌برداری مطلوب از منابع ملی در جهت حفظ منابع جامعه ایرانی و پایان دادن به هر نوع بهره‌کشی غیر عادلانه واستثماری از منابع ثروت ملی.&lt;br /&gt;
:۵ - تجدید نظر در نقش دولت در فعالیتهای اقتصادی با رعایت و تأکید این نکته که در هر حال مصالح ملی بر منافع فردی رجحان دارد، لیکن این‌رجحان به معنی مداخله ناروای دولت در اموری که مردم می‌توانند و می‌باید انجام دهند نخواهد بود.&lt;br /&gt;
:۶ - لغو انحصارها و شبه انحصارهای غیر ضروری دولتی و ایجاد زمینه‌های مناسب جهت تأمین رقابت سالم.&lt;br /&gt;
:۷ - دادن اولویت و به کار گرفتن منابع ملی برای سازندگی امور زیربنایی و آبادانی کشور و افزایش تولید کالاها و خدمات مورد نیاز عمومی.&lt;br /&gt;
:۸ - برقراری بخشودگی و تخفیف مالیاتی با توجه به وضع گروه‌های اجتماعی و ابعاد خانواده‌ها و تأمین حداقل یک زندگی متعارف.&lt;br /&gt;
:۹ - تجدید نظر در تأمین رسیدگی به اختلافات مالیاتی به نحوی که متضمن مصالح و منافع متقابل دولت و مؤدی باشد.&lt;br /&gt;
:۱۰ - ایجاد ضوابط مشخص و منجز برای تشخیص مالیات و اعمال اصل صحت به نفع مؤدی بر اساس ضوابط مذکور.&lt;br /&gt;
:۱۱ - واگذاری امر رسیدگی نهایی در مورد اختلافهای مالیاتی بر اساس اصل عمومی صلاحیت دادگستری و مراجع صالحه قضایی به نحوی که نقش‌کمیسیونهای مالیاتی به عنوان تنها مرجع رسیدگی به دعاوی مالیاتی تعدیل گردد.&lt;br /&gt;
:۱۲ - بخشیدن وزن معقول به درآمدهای مالیاتی در کل مجموع درآمدهای عمومی کشور و ایجاد تعادل در دخل و خرج کشور.&lt;br /&gt;
:۱۳ - مبارزه منطقی و اصولی با همه جنبه‌های زندگی تجملی از طریق حداکثر صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی و تشویق مردم به ادامه این روش درزندگی روزمره.&lt;br /&gt;
:۱۴ - تعدیل هزینه‌های نظامی با توجه به رعایت تناسب میان این هزینه‌ها و قدرت اقتصادی و نیازهای دفاعی کشور.&lt;br /&gt;
:۱۵ - نظارت دقیق و یکنواخت و سراسری بر کلیه هزینه‌های جاری و عمرانی دولت در تمام سازمانها اعم از لشکری و کشوری از طریق مراجع صالح‌مانند دیوان محاسبات.&lt;br /&gt;
:۱۶ - انتشار مرتب گزارشهای آماری در زمینه دخل و خرج کشور و گذاشتن مردم در جریان کلیه امور مربوطه.&lt;br /&gt;
:۱۷ - تلاش برای افزایش درآمدهای ارزی کشور از طریق بالا بردن حجم صادرات کالاها با ارزش افزوده بیشتر و نیز توسعه صادرات خدمات.&lt;br /&gt;
:۱۸ - تنظیم برنامه سیاست ملی به منظور حفاظت نفت و گاز در رعایت مصالح نسل کنونی و نسلهای آینده جامعه ایرانی و نگهداشتن سطح صادرات‌نفتی کشور در حد لزوم و رعایت سیاست قیمت‌گذاری اوپک.&lt;br /&gt;
:۱۹ - توزیع منطقی و اصولی اعتبارات بانکی با توجه به نیازهای واقعی کشور و با تأکید و اولویت بخشهای کشاورزی و دامپروری، صنایع و مسکن واتخاذ تدابیر لازم برای پایان دادن به نابسامانیهای حاصل از اوضاع کنونی در سیستم مبادلات اسناد تجاری.&lt;br /&gt;
:۲۰ - تجدید نظر اساسی در نظام برنامه‌ریزی و بودجه دولت در جهت تعیین اولویت اقتصادی و اجتماعی و ایجاد توازن در هزینه‌ها و درآمدهای دولت‌و تعیین نقش مطلوب بخش خصوصی و تعمیم اثرات اجرای برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی به تمام مناطق و افراد کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازرگانی ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در امور بازرگانی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - ادامه تدارک و ذخیره کالاهای اساسی و ضروری نظیر غله و قند و شکر و چای و روغن نباتی به منظور رفع نیازهای عمومی و در نتیجه جلوگیری‌از افزایش بی‌رویه قیمت این اقلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - ایجاد تسهیلات لازم برای بخش خصوصی به منظور افزایش تولید و تأمین احتیاجات کشور خصوصاً در مورد کالاهای مورد نیاز مردم و توزیع آنهادر بازارهای داخلی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - ایجاد تسهیلات لازم جهت تشویق بخش خصوصی در امر واردات کالاهای مورد نیاز و توزیع صحیح آنها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - تشویق تولید محصولات کشاورزی از طریق تضمین خرید به قیمت تعیین شده قبلی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - کمک به توزیع بعضی از اقلام کالاهای اساسی از طریق عرضه مستقیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - ایجاد و ادامه روابط بازرگانی با کشورهای خارجی جهت تأمین مقادیر کافی و به موقع کالاهای اساسی مصرفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - تجدید نظر در خط مشی بازرگانی خارجی و تقلیل محدودیت‌های وارداتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - کوشش در امر نظارت در مبادلات و خدمات بازرگانی به منظور حفظ تعادل عرضه و تقاضا و جلوگیری از تورم نامعقول.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ - تجدید نظر کلی در امر ارائه خدمات بازرگانی و تأسیسات ذخیره‌سازی به وسیله دولت و کوشش در واگذاری آنها به بخش خصوصی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ - تجدید نظر کلی در بررسی و نظام تعیین قیمتها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ - کوشش در تشویق صادرات کالاهای سنتی و صنعتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کشاورزی و عمران روستایی ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در امور کشاورزی و عمران روستایی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - تجدید سازمان وزارت کشاورزی و عمران روستایی بر اصل عدم تمرکز و منطقه‌ای نمودن برنامه‌ریزی و اجراء.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - برنامه‌ریزی تولید محصولات کشاورزی و دامپروری با توجه به نیاز غذایی کشور از یک طرف و شرایط اقلیمی و زمین کشاورزی و آب موجود درهر منطقه از طرف دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - استاندارد نمودن محصولات کشاورزی و دامپروری و تثبیت عادلانه بهای کلیه محصولات کشاورزی و دامپروری و تضمین خرید آنها به منظورحمایت دولت از کشاورزان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - برنامه‌ریزی در جهت بسته‌بندی و عرضه محصولات کشاورزی و دامپروری خریداری شده توسط دولت به بازار مصرف ضمن تثبیت یک سودعادلانه برای فروشندگان و حمایت مصرف‌کننده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - حمایت از صنایع غذایی در جوار تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و دامپروری به منظور تقلیل ضایعات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - استفاده از کشاورزی سنتی به موازات کشاورزی علمی و مکانیزه در جهت ایجاد یک سیستم بنیادی برای کشاورزی علمی با توجه به مسائل‌ناحیه‌ای.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===  صنایع و معادن ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در امور صنایع و معادن:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - تجدید سازمان در جهت عدم دخالت دولت در امور تولیدی و صنایع و معادن مگر در مورد ارشاد و هماهنگی آنها و راهنمایی سرمایه‌گذاران درصنایع مورد نیاز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - بر طرف کردن انحصارات در صنایع و معادن در جهت کمک به سرمایه‌گذاران در بخش خصوصی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - جلوگیری از ایجاد صنایع سرمایه‌گرا با تکنولوژی پیچیده تا جایی که ممکن باشد به منظور ایجاد اشتغال صنعتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - کمک در ایجاد صنایع کوچک روستایی و صنایع دستی در روستاها به منظور بهره‌برداری از اوقات بیکاری روستاییان و بالا بردن سطح درآمد آنها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - تشویق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در اکتشاف و بهره‌برداری معادن به غیر از فولاد، نفت و گاز و موارد رادیواکتیو که همچنان در انحصار دولت‌خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - جلوگیری از ادامه صنایعی که صرفاً جنبه مونتاژ دارد و تشویق آنها در جهت سرمایه‌گذاری در جهت ساخت قطعات مورد نیاز به منظور خودکفایی‌کشور تا سر حد امکان در آن صنایع به خصوص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - تجدید نظر در اصول گسترش مالکیت واحدهای تولیدی در جهت بهبود رابطه کارگر و کارفرما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - سرمایه‌گذاری دولت در تحقیقات صنعتی (‌و کمک در ایجاد مراکز تحقیقات صنعتی در بخش خصوصی) و اختصاص کمک مالی در تحقیقات‌صنعتی برنامه‌ریزی شده مورد نیاز به دانشگاههای کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دادگستری ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در دادگستری:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجایی که محتوای انقلاب همه جانبه ملت ایران استقرار حکومت واقعی قانون است و این خواسته ناشی از این حقیقت می‌باشد که در مدت بیش ازربع قرن بنیان حکومت قانون متزلزل و در پناه این وضع چه بسیار تجاوزاتی که به حقوق اساسی و ملت و اساس حکومت ملی صورت گرفته و استقرارحکومت قانون مورد درخواست مردم هدف اصلی دولت در دادگستری می‌باشد.&lt;br /&gt;
رئوس این برنامه‌های عبارتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - تجدید سازمان دادگستری در جهت استحکام و استقلال قوه قضایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - لغو قوانینی که مخالف اصول قانون اساسی تصویب و به مورد اجراء گذارده شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - تنقیح قوانین متضاد و متباین جزایی که موجب اجرای نامطلوب عدالت می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - اعاده صلاحیت محاکم دادگستری و انحلال محاکم اختصاصی -‌به جز شرایط خاص، مانند لزوم وجود اداره دادرسی ارتش به منظور رسیدگی به‌جرایم دیسیپلین ارتشی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - ارجاع به خدمت کلیه قضات پاکدامن که زودتر از موقع به علت محیط نامناسب بازنشسته شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - ایجاد امکانات رفاهی برای کادر قضایی در جهت تأمین زندگی شایسته حیثیت آنها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وزارت کار و اموراجتماعی ===&lt;br /&gt;
رئوس هدف‌های برنامه وزارت کار و امور اجتماعی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وزارت کار و امور اجتماعی در شرایطی برنامه خود را ارائه می‌کند که مملکت در یک بحران شدید اقتصادی قرار گرفته و عواقب سالها حکومتهای ضدملی، کشور را به آستانه توقف و ورشکستگی کشانیده‌است. نبودن برنامه‌های جامع و واقع‌بینانه برای صنعتی کردن مملکت توام با بی‌تدبیریها، سوء‌سیاستها و سودجوییهایی که همواره خصیصه حکومتها در سالهای گذشته بوده‌است، مضافاً نبودن آزادیهای دموکراتیک به منظور امکان‌پذیر ساختن‌نظارت جامعه در کارهای دولت و فعالیتهای بخش خصوصی، این امکان را به وجود آورد که گروهی دلال وابسته، غارتگر و فرصت طلب بدون هیچ‌گونه دلبستگی به مصالح ملی و سرنوشت مملکت در محیط مناسبی، رشد و آزادی عمل یافته و با مشارکت سرمایه و حمایت نیروهای و عوامل‌خارجی و با اتکاء قدرتهای داخلی، دستگاه حکومت را تحت نفوذ و سلطه خود قرار دهند این عناصر ضد ملی با برخورداری از حداکثر تسهیلات وامتیازات قانونی و مالی که خود در فراهم آوردن آن دخالت داشتند و بدون نگرانی از هر گونه حساب و کتاب و بازخواستی در راه نیل به مقاصد شوم‌خود که عبارت بود از ایجاد یک محیط بلامعارض برای تحصیل حداکثر سود با کمترین سرمایه و زحمت، در کوتاهترین زمان، از هیچ عملی دریغ‌نکردند و این خود موجب دلسردی و کناره‌گیری صاحبان صنایع واقعی و اصیل کشور از صحنه فعالیتهای تولیدی و اقتصادی گردید و ما اکنون مهمترین‌محصول کار این گروه غارتگر را به صورت صنایع بیمار و متزلزلی مشاهده می‌کنیم که همه سرمایه‌ها، نیروها، امکانات و فرصتهای مملکت را به هدرداده و سر انجام امید به استقرار صنعت اصیل ملی را به یأس مبدل کرده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به مراتب معروض نخستین برنامه وزارت کار و امور اجتماعی در چهارچوب سیاست کلی دولت، اولاً اعاده امنیت اقتصادی و صنعتی است که‌طی سالهای اخیر در کشور ما عمداً یا در نتیجه ندانم‌کاریها به شدت متزلزل شده و عواقب زیان بخش آن به صورت فرار سرمایه خودداری از فعالیتهای‌تولیدی و از میان رفتن اعتماد و شوق برای سرمایه‌گذاری جدید و حتی نوسازی و حفظ صنایع موجود، وضع اقتصادی و پیشرفت صنعتی کشور را به‌شدت مختل نموده‌است. و در ثانی به حرکت در آوردن چرخهای صنایع که در نتیجه نداشتن مواد اولیه، سوخت و سرمایه در گردش، سوء مدیریت، کم‌کاری‌ها، به فروش نرفتن تولیدات، تعطیل بانکها و گمرکات، عدم دسترسی مستمر به منابع انرژی، تعطیلات پی در پی بازارها و بسیاری از موانع و علل‌دیگر، کند و یا متوقف شده و در نتیجه، بیکاری گروه کثیری از کارگران را موجب گردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این مسائل که جنبه فوری و ضربتی را حائز است مسائل دیگری مطمح نظر هدفهای برنامه وزارت کار و امور اجتماعی می‌باشد که فهرست‌وارو به عنوان نمونه عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش بهره‌وری، بهبود وضع زندگی کارگران، تشکیل سازمانهای اصیل و دموکراتیک کارگری بدون دخالتهای ناروا و غیر لازم مأمورین و مقامات‌دولتی، رفع نیاز جامعه به کارگران ماهر، جلوگیری از بیکاری و ایجاد اشتغال مولد و تام، ایجاد تفاهم و حسن رابطه بین دو تولید یعنی کار و سرمایه ومشارکت و همکاری این دو نیرو در راه پیشرفت و توسعه اقتصادی و صنعتی کشور، شرکت دادن سازمانهای کارگری در انجمن‌های دموکراتیک شهری‌و منطقه‌ای، تهیه و تنظیم لایحه مربوط به اشتغال مولد به عنوان یک وظیفه ملی و تقدیم آن به قوه مقننه - مبارزه‌ای اصولی با گرانفروشی و تعدیل‌اثرات تورمی ناشی از افزایش تدریجی مزدها با پیروی از اصل اقتصاد تعاونی کارگری به کارگیری و آموزش مهارت‌های فنی به جوانان کشور، در دوره‌خدمت سربازی و تهیه و تنظیم لایحه مربوطه به این امر و تقدیم آن به قوه مقننه - بررسی کامل در متن لایحه جدید قانون کار و همچنین بررسی مجدددر لایحه بیمه بیکاری و تطبیق آن با سیاست اجتماعی دولت، مطالعه و بررسی تشکیلات وزارت کار و امور اجتماعی به منظور انطباق آن با سیاست وبرنامه‌های جدید وزارت کار و امور اجتماعی، مطالعه و بررسی در زمینه ارتباط نظام تأمین اجتماعی با وظایف وزارت کار و امور اجتماعی، با توجه به‌رابطه نزدیک بین سیاست مزد و تأمین اجتماعی، تنظیم برنامه‌های مؤثر و عملی در زمینه بالا بردن سطح دانش اجتماعی و سیاسی کارگران به منظورتقویت وجدان کار و تأمین به تحقق مشارکت فعال و سازنده آنان در امور کشور تجدید نظر در ضوابط و مقررات مربوط به اشتغال اتباع خارجی به‌منظور حداکثر استفاده از نیروی کار کارگران ایرانی، گشودن مدار بسته اشتغال در کلیه سازمانها و پیشنهاد لغو بعضی قواعد و نظامات مزاحم استخدامی‌و کارگری به منظور امکان جابجایی افراد کاردان و جلوگیری از هدر رفتن و بلااستفاده ماندن نیروی کار و با تجربه و کارآمد کشور تحت عناوین مختلف‌از قبیل بازنشستگی، اخراج و یا از طریق بازخرید خدمت، تشکیل کمیته ملی بهره‌وری و یا اتاق کار به منظور بهره‌برداری کامل از ترکیب سرمایه و کار وهم چنین جلوگیری از اقدامات و تصمیمات و مقررات ضد و نقیض در مسائلی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با کار و سرمایه ارتباط پیدا می‌کندمشارکت در امر برنامه‌ریزیهای آموزشی کشور در کلیه سطوح بخصوص هماهنگ نمودن برنامه‌های مؤسسات آموزش حرفه‌ای کشور و نظارت مستمردر اجرای برنامه‌های مذکور، به عل&lt;br /&gt;
اوه تمرکز کلیه اقداماتی که در زمینه آموزش حرفه‌ای کوتاه مدت انجام می‌گیرد، در وزارت کار و امور اجتماعی به‌منظور پی‌بردن به تخصص‌ها و مهارتهای مورد احتیاج کشور، بالا بردن بازده خدمات آموزشی، صرفه‌جویی و احتراز از دوباره‌کاری‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش درآمد کارگران از طریق انعقاد قراردادهای بهره‌وری و اتخاذ تدابیری به منظور حفظ قدرت خرید کارگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از منابع اعتباری دولت به منظور پرداخت مزد کارگرانی که کارگاههای صنعتی آنها در نتیجه حوادث اخیر متوقف گردیده و دارای هیچ گونه‌فعالیتی نیست ولی کارفرمایان ملزم هستند، با توجه به شرایط و اوضاع و احوال، حقوق و مزایا آنها را بپردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایجاد انگیزه‌های لازم به منظور علاقه‌مند ساختن صاحبان صنایع به سرمایه‌گذاری در امور تولیدی و صنایع مورد نیاز کشور و همچنین استفاده ازسرمایه‌های کوچک مردم در صنایع، به منظور جذب گروههای زیادی از کارگران بیکار کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوق فعالیت‌های وزارت کار و امور اجتماعی در جهتی که این نهاد به صورت یک داور و مشاور بی طرف در روابط کار درآید و هدف آن تنظیم اقتصادکار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پست و تلگراف و تلفن ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برنامه دولت در امور پست و تلگراف و تلفن:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - بررسی در جهت بهره‌برداری مؤثرتر از سرمایه‌گذاریهای انجام شده در برنامه‌های مخابراتی و پست کشور و بهبود سرویس‌دهی به مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - تجدید سازمان در وزارت پست و تلگراف و تلفن و شرکت مخابرات به منظور بالا بردن بازدهی کاری کارکنان ضمن ایجاد امکانات رفاهی برای‌آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - سعی در پیشبرد برنامه مکانیزه کردن پست در جهت جوابگویی مؤثر به نیازهای روز افزون پستی کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - توسعه خدمات پستی مؤثر در روستاهای کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - توسعه تلفن در جهت تأمین حداقل نیاز مردم کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - توسعه ارتباطات تلکس و تله‌تایپ به منظور جوابگویی به نیازهای مبرم صاحبان صنایع و تجار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - بررسی همه جانبه در جهت امکان ایجاد صنایع مخابراتی به منظور خودکفایی کشور تا سر حد امکان از واردات این وسایل و جلوگیری از صدورمبالغ هنگفت اعتبارات ارزی برای خرید وسایل مخابراتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آموزش و پرورش ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در امور آموزش و پرورش:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - به منظور حصول اطمینان از تربیت اخلاقی و معنوی و دینی فرزندان کشور، کلیه امور آموزشی زیر نظر وزارت آموزش و پرورش قرار خواهدگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - کمیته ملی پیکار با بیسوادی جزو وزارت آموزش و پرورش قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - به منظور بررسی و نظارت برنامه‌های آموزشی کشور و تطبیق آنها با خواستها و منافع ملت ایران و دین مبین اسلام در سازمان شورای عالی آموزش‌و پرورش تجدید نظر خواهد شد و شورا مرکب خواهد بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمایندگان علمای اعلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمایندگان آموزگاران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمایندگان دبیران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمایندگان استادان دانشگاهها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - نظر به اینکه فرهنگ ملی ما که بر مبنای دین مبین اسلام است در گذشته مورد مسامحه قرار گرفته برای جبران آن اقدامات لازم به عمل خواهد آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - نظر به اهمیت نقش معلم در آموزش کشور و تقویت مبانی ملی توجه مخصوص به برنامه تربیت معلم معطوف خواهد گردید و به امور رفاهی‌معلمان توجه خاص مبذول خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - با توجه به این که برنامه‌ها و نیز شاخه‌های تحصیلی متوسطه در سالهای اخیر با بررسی دقیق صورت نگرفته و با عجله تنظیم شده‌است برای رفع‌مشکلات حاصله با استفاده از همکاری و نظارت انجمنهای معلمان بررسی و تجدید نظر به عمل خواهد آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - به منظور رفع نقائص کتابهای درسی و متناسب ساختن آنها از نظر کمی و کیفی با استعداد و فرصت یادگیری دانش‌آموزان، با همکاری انجمنهای‌دبیران برای تجدید نظر در آنها و تألیف کتابهای جدید اقدام خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - برنامه‌ریزی و اجرای آموزش فنی و حرفه‌ای در سطوح مختلف در کلیه تخصصهای مورد نیاز صنعت و کشاورزی در سطح کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===  اطلاعات و جهانگردی ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در وزارت اطلاعات و جهانگردی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - تجدید سازمان در جهت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:الف - سرویس دهی به مطبوعات و دستگاههای ارتباط جمعی.&lt;br /&gt;
:ب - احیاء و تقویت صنعت جهانگردی در ایران با توجه کامل به واقعیتها و دور از هر گونه تظاهر و تجمل پرستی.&lt;br /&gt;
:ج - تأمین استقلال دستگاه رادیو و تلویزیون به طوری که بتواند منعکس‌کننده نظریات و خواستهای مردم باشد.&lt;br /&gt;
:د - ایجاد تریبون آزاد در رادیو و تلویزیون با حق استفاده برای دولت و گروهها و احزاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بهداری و بهزیستی ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در امور بهداری و بهزیستی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایجاد نظام مطلوب برای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به کلیه گروههای اجتماعی در سطح کشور و نیز تأمین خدمات رفاهی برای گروههای کم‌درآمد و نیازمند و گسترش فعالیتهای تأمین اجتماعی در چهارچوب امکانات اجرایی به شرح زیر:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف - در زمینه بهداشت.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای واگیر از طریق توجه خاص به برنامه‌های ایمن‌سازی و بهسازی محیط و آموزش بهداشت در کلیه نقاط کشور و تأمین‌آب مشروب و تأسیسات بهداشتی در مناطق روستایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - ارائه خدمات بهداشتی و تغذیه‌ای مورد نیاز مادران و کودکان به نحو مطلوب و با استفاده از کلیه واحدهای بهداشتی و درمانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - اجرای برنامه‌های بهداشتی ویژه در مورد بیماری‌های غیر واگیر و بهداشت دهان و دندان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب - در زمینه درمان و دارو.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - ارائه کلیه خدمات درمانی مورد نیاز بیمه‌شدگان با استفاده از مراکز پزشکی عمومی و خصوصی و کوشش در فراهم آوردن آزادی حق انتخاب‌پزشک به وسیله بیمار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - ایجاد تسهیلات لازم به منظور درمان بیماران بیمه نشده و کم درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - تمرکز تمام اعتبارات درمانی دولتی در وزارت بهداری و بهزیستی و اجرای سیاست هماهنگ و متحدالشکل به منظور حداکثر استفاده از امکانات‌موجود و افزایش ظرفیت پذیرش مؤسسات درمانی با توجه به توزیع عادلانه در سطح کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - کنترل کیفیت نوع داروها با توجه به استانداردهای مورد قبول.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - نظارت و کنترل مواد غذایی و آرایشی مورد مصرف عموم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج - در زمینه خدمات بهزیستی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - کمک به تأمین حداقل زندگی برای گروههای نیازمند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - حمایت و بازسازی گروههای خاص اجتماعی نظیر کودکان، خانواده‌ها و سالمندان بی سرپرست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - فراهم کردن وسایل آموزشی و بازسازی و اشتغال گروههای مختلف معلولین جسمی و روانی و بهبود شرایط زیستی معلولین اجتماعی نظیرنوجوانان بزهکار و زندانیان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - ایجاد هماهنگی در خدمات رفاهی و نظارت بر کار مؤسسات بخش خصوصی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - انجام پژوهش‌های لازم و آموزش نیروی انسانی مورد نیاز در زمینه‌های امور مربوط به بهداری و بهزیستی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د - در زمینه تأمین اجتماعی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - تغییر قانون تأمین اجتماعی و انجام اصلاحات لازم در قانون مذکور با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات کنونی و نیازهای جامعه ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - فراهم نمودن امکانات ضروری برای اجرای تعهدات تأمین اجتماعی در مورد بیمه‌شدگان فعلی تأمین اجتماعی و خودداری از تعمیم بیمه‌های‌درمانی قبل از تأمین امکانات و مقدورات لازم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - رسیدگی به عملیات مالی چهار سال اخیر صندوق تأمین اجتماعی و همچنین بانک رفاه کارگران و شرکت خانه‌سازی که سرمایه آنها متعلق به‌صندوق تأمین اجتماعی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - انتزاع صندوق تأمین اجتماعی، بانک رفاه کارگران، شرکت سهامی خاص خانه‌سازی ایران و سایر مؤسسات و فعالیت‌هایی که با طبیعت کاربهداشت پیشگیری و درمان و خدمات رفاهی ارتباط ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وزارت کشور ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در وزارت کشور:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:۱ - تجدید سازمان در وزارت کشور و استانداریها و فرمانداریها به منظور جوابگویی به اصل عدم تمرکز در اجراء برنامه‌ها و جوابگویی به نیازهای مردم‌در محل و تمرکز برنامه‌ریزی و تخصیص اعتبارات استانها، ارشاد، گزارشگری، و کنترل کار انجام شده و حسابرسی اعتبارات مصرف شده.&lt;br /&gt;
:۲ - برنامه‌ریزی در جهت واگذاری کار مردم به مردم از طریق انجام انتخابات آزاد انجمن ده، بخش، شهر، شهرستان، استان و انتخابات شهرداریها وتجدید نظر در اختیارات و مسئولیتهای این انجمنها به منظور کنترل بیشتر مردم بر اداره امور.&lt;br /&gt;
:۳ - برنامه‌ریزی در جهت ایجاد انجمنهای نظارت بر فرمانداریها و استانداریها با همکاری آیات عظام، معتمدین محل، پیشه‌وران، صنعتگران و غیره وبرقراری یک سیستم گزارش‌دهی به منظور کنترل.&lt;br /&gt;
:۴ - تجدید سازمان ثبت احوال و ادغام آن با مرکز آمار (‌فعلاً وابسته به سازمان برنامه و بودجه) به منظور انجام مطالعات برنامه‌ای &amp;quot;‌دمولوژیک&amp;quot; کشور.&lt;br /&gt;
:۵ - تجدید نظر در ضوابط و مقررات انتخابات مجلسین به منظور تضمین و اطمینان از دخالت ناروای صاحبان نفوذ محلی و مرکزی در انجام آن وایجاد یک سیستم کنترل مؤثر در اجراء انتخابات.&lt;br /&gt;
:۶ - تجدید سازمان شهربانی در جهت سرویس‌دهی مؤثر به مردم در سطح کشور.&lt;br /&gt;
:۷ - تدوین آیین‌نامه‌های بازرسیهای ضربتی و موعدی گسترده در سطح کشور به منظور کنترل طرز کار مسئولین دولتی و انجمن‌های شهر و روستا وانجمن نظارت شهرداریها و شهربانیها، نظرخواهی و ارشاد در جهت تحقق دموکراسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسکن و شهرسازی ===&lt;br /&gt;
برنامه دولت در وزارت مسکن و شهرسازی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:۱ - تجدید سازمان در جهت تقلیل دخالت دولت در امر خانه‌سازی و تقویت بخش خصوصی در سرویس دهی.&lt;br /&gt;
:۲ - تهیه استانداردهای ساختمانی با توجه به خصوصیات اقلیمی و زلزله‌خیزی مناطق مختلف کشور از یک طرف و اصول ایمنی از طرف دیگر.&lt;br /&gt;
:۳ - اولویت بیشتر به عمران و مسکن در روستاهای کشور.&lt;br /&gt;
:۴ - رفع مشکلات مربوط به طرحهای جامعه شهری و تجدید نظر در مقررات دست و پاگیر ساختمان‌سازی در محدوده خدمات شهری.&lt;br /&gt;
:۵ - تجدید نظر در قوانین و مقررات دولتی که مزاحم فعالیتهای خانه‌سازی ارزان و متوسط قیمت می‌باشد.&lt;br /&gt;
:۶ - تقویت شرکتهای تعاونی مسکن از طریق پرداخت وام طویل‌المدت و اعمال نظارت دقیق بر حسن اجرای کارها و قیمت تمام شده با توجه به‌ضوابط.&lt;br /&gt;
:۷ - اقدام در زمینه واگذاری اراضی دولتی و منابع ملی برای احداث واحدهای مسکونی طبق مقررات و ضوابط مربوطه به مردم (‌برابر آمار موجوددولت در حال حاضر متجاوز از ۱۰۰ میلیون متر مربع زمین آماده ساختمان در داخل محدوده شهرها در اختیار دارد).&lt;br /&gt;
:۸ - تمرکز امور ساختمانها و مسکن سازمانهای دولتی در وزارت مسکن و شهرسازی به منظور ایجاد هماهنگی و نظارت دقیق‌تر و حذف سازمانهای‌متعدد با فعالیت مشابه.&lt;br /&gt;
:۹ - پرداخت وام مسکن به کارکنان دولت به ترتیب سابقه خدمت با توجه به امکانات مالی دولت نیز یکی از اقدامات دولت در جهت رفاه کارکنان‌خواهد بود.&lt;br /&gt;
:۱۰ - دولت در نظر دارد که ظرف مدت حداکثر سه سال برای افراد پلیس به خصوص پاسبانها که در سطح پایین اشل حقوقی قرار دارند خانه‌های‌سازمانی تهیه نموده و در اختیار آنها بگذارد.&lt;br /&gt;
برنامه کار وزارت فرهنگ، وزارت نیرو و وزارت فرهنگ و هنر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظر به این که برنامه کار این وزارتخانه‌ها می‌بایستی با نظر وزیر مربوطه تهیه و تنظیم گردد بعد از تعیین وزراء این سه وزارتخانه، برنامه کار آنها ضمن‌معرفی آنها به ساحت مقدس مجلس تقدیم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برنامه فوق منضم به تصمیم قانونی دایر به ابراز رأی اعتماد به دولت جناب آقای شاپور بختیار نخست وزیر می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رییس مجلس شورای ملی - دکتر جواد سعید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;‎&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://rc.majlis.ir/fa/law/show/97726 تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور ‌بختیار نخست‌وزیر]&lt;br /&gt;
[[رده:رای اعتماد]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجلس شورای ملی قوانین دوره قانونگذاری بیست و چهارم - ۱۷ شهریور ۱۳۵۴ تا ۲۱ بهمن ۲۵۳۷ شاهنشاهی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C&amp;diff=18256</id>
		<title>رای اعتماد به نخست‌وزیران مصوب مجلس شورای ملی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C&amp;diff=18256"/>
		<updated>2012-01-06T08:36:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «رای اعتماد به نخست‌وزیران مصوب مجلس شورای ملی» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed]&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;‌{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[قوانین بودجه مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی = [[آیین‌نامه‌های مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| بعدی = [[اساسنامه‌های مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست‌وزیران محمد رضا شاه پهلوی ==&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور ‌بختیار نخست‌وزیر]] - مصوب ۲۷ دی ۲۵۳۷ شاهنشاهی - مجلس شورای ملی دوره بیست و چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسار‌ارتشبد غلامرضا‌ازهاری نخست‌وزیر]] - مصوب ۱  ۲۵۳۷ شاهنشاهی- مجلس شورای ملی دوره بیست و چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد به دولت جناب آقای جعفر شریف‌امامی نخست وزیر آبان ۲۵۳۷ شاهنشاهی]] - مصوب ۹ آبان ۲۵۳۷ شاهنشاهی مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای جعفر شریف‌امامی نخست‌وزیر]] - مصوب  ۲۵ شهریور ۲۵۳۷ شاهنشاهی - مجلس شورای ملی دوره بیست و چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای جمشید آموزگار نخست‌وزیر]] - مصوب ۳ شهریور ۲۵۳۶ شاهنشاهی- مجلس شورای ملی دوره بیست و چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای امیرعباس هویدا نخست‌وزیر ۱۳۵۴]] - مصوب ۳ مهر ۱۳۵۴ - مجلس شورای ملی دوره بیست و چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای امیرعباس هویدا نخست‌وزیر ۱۳۵۰]] - مصوب ۱ مهر ۱۳۵۰ - مجلس شورای ملی دوره بیست و سوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد به دولت جناب آقای امیرعباس هویدا نخست وزیر ۱۳۴۹]] – مصوب ۱ اردیبهشت ۱۳۴۹ - مجلس شورای ملی دوره بیست و دوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای امیرعباس هویدا نخست‌وزیر ۱۳۴۶]] - مصوب ۱ آبان ۱۳۴۶ - مجلس شورای ملی دوره بیست و دوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای امیرعباس هویدا نخست‌وزیر ۱۳۴۳]] - مصوب ۱۱ بهمن ۱۳۴۳ - مجلس شورای ملی دوره بیست و یکم قانونگذاری   &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای حسنعلی‌منصور نخست‌وزیر]] - مصوب  ۱۹ اسفند ۱۳۴۲ - مجلس شورای ملی دوره بیست و یکم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای اسدالله علم نخست‌وزیر]] - مصوب  ۵ آبان ۱۳۴۲ - مجلس شورای ملی دوره بیست و یکم قانونگذاری&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد به دولت جناب آقای دکتر علی امینی نخست وزیر ۱۳۴۰ - مصوب ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۰ - مجلس شورای ملی دوره بیست و یکم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای مهندس شریف‌امامی نخست‌وزیر]] - مصوب ۲۳ اسفند ۱۳۳۹ - مجلس شورای ملی دوره بیستم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت آقای دکتر منوچهر اقبال نخست‌وزیر دی ۱۳۳۶]] (درمورد استیضاح آقای دکتر پیرنیا) - مصوب ۱۲ دی ۱۳۳۶ - مجلس شورای ملی دوره نوزدهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت آقای دکتر منوچهر اقبال نخست‌وزیر فروردین ۱۳۳۶]] - مصوب ۲۵ فروردین ۱۳۳۶ - مجلس شورای ملی دوره نوزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت آقای حسین علاء نخست‌وزیر ۱۳۳۵]] - مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۳۵ - مجلس شورای ملی دوره نوزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای حسین علاء نخست‌وزیر امرداد ۱۳۳۴]]- مصوب ۸ امرداد ۱۳۳۴ - مجلس شورای ملی دوره هجدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای حسین علاء نخست‌وزیر فروردین ۱۳۳۴]]- مصوب ۲۷ فروردین ۱۳۳۴  - مجلس شورای ملی دوره هجدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسارسپهبد فضل‌الله زاهدی نخست‌وزیر]] - مصوب ۷ ارديبهشت  ۱۳۳۳ - مجلس شورای ملی دوره هجدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر دی ۱۳۳۱]] - مصوب ۱۶ دی ۱۳۳۱ - مجلس شورای ملی دوره هفدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌اعلام ‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق در تعقیب جریان مذاکرات جلسه چهارم آذر ماه ۱۳۳۱]] - مصوب ۱۶ آذر ۱۳۳۱ مجلس شورای ملی دوره هفدهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر شهریور ۱۳۳۱]] - مصوب ۲۵ شهریور ۱۳۳۱ - مجلس شورای ملی دوره هفدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر امرداد ۱۳۳۱]] - مصوب ۷ امرداد ۱۳۳۱ - مجلس شورای ملی دوره هفدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای احمد قوام نخست‌وزیر ۱۳۳۱ - مصوب ۲۵ تیر ۱۳۳۱ - مجلس شورای ملی دوره هفدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر آذر ۱۳۳۰]] - مصوب ۳ آذر ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری شانزدهم&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر امرداد ۱۳۳۰]] - مصوب ۳۰ امرداد  ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی - مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری  &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر خرداد ۱۳۳۰]] - مصوب ۳۰ خرداد ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی - مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر اردیبهشت ۱۳۳۰]] - مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰ - مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای حسین علاء نخست‌وزیر ۱۳۳۰]] - مصوب ۲۷ فروردین ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای علی رزم‌آرا نخست وزیر بهمن ۱۳۲۹]] - مصوب ۵ بهمن ۱۳۲۹ مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ ابراز رای‌ اعتماد به دولت جناب آقای علی رزم‌آرا نخست وزیر (موضوع استیضاح آقای مکی)]] - مصوب ۱۶ مهر ۱۳۲۹ مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای علی رزم‌آرا نخست وزیر]] - مصوب ۱۳ ‌تير ۱۳۲۹ مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت آقای علی منصور نخست‌وزیر]] - مصوب ۲۴ فروردین ۱۳۲۹ مجلس شورای ملی و ۲۶ فروردین ۱۳۲۹ مجلس سنا. مجلس شورای ملی دوره شانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای ساعد نخست وزیر اردیبهشت ۱۳۲۸]] - مصوب ۱۰ اردیبهشت ۱۳۲۸ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای ساعد نخست وزیر بهمن ۱۳۲۷]] - مصوب ۱۷ بهمن ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای ساعد نخست وزیر ۱۳۲۷]] - مصوب ۱۷ آذر ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای عبدالحسین هژیر نخست‌وزیر آبان ۱۳۲۷]] - مصوب ۱۳ آبان ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای عبدالحسین هژیر نخست‌وزیر مهر ۱۳۲۷]] - مصوب ۲۵ مهر ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای عبدالحسین هژیر نخست‌وزیر شهریور ۱۳۲۷]] - مصوب ۱ شهریور ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای عبدالحسین هژیر نخست‌وزیر]] - مصوب ۸ تیر ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای ابراهیم حکیمی نخست‌وزیر خرداد ۱۳۲۷]]- مصوب ۱۸ خرداد ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای ابراهیم حکیمی نخست‌وزیر اردیبهشت ۱۳۲۷]]- مصوب ۶ اردیبهشت ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای ابراهیم حکیمی نخست‌وزیر اسفند ۱۳۲۶]]- مصوب ۶ اسفند ۱۳۲۶ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای ابراهیم حکیمی نخست‌وزیر ۱۳۲۶]]- مصوب ۱۶ دی ۱۳۲۶ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخست‌وزیر آذر ۱۳۲۶]] - مصوب ۱۸ آذر ۱۳۲۶ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخست‌وزیر ۱۳۲۶]] - مصوب ۱۲ مهر ۱۳۲۶ مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای ابراهیم حکیمی نخست‌وزیر ۱۳۲۴]] - مصوب ۱۵ آبان ۱۳۲۴ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد به کابینه آقای محسن صدر نخست وزیر]] - مصوب ۵ مهر ۱۳۲۴  - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی راجع به کابینه آقای ابراهیم حکیمی نخست‌وزیر ۱۳۲۴]] - مصوب ۱۳ خرداد ۱۳۲۴ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی راجع به تقاضای رای اعتماد به آقای بیات نخست وزیر ۱۳۲۴]] - مصوب ۲۸ فروردین ۱۳۲۴ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد به کابینه آقای بیات نخست‌وزیر (موضوع اعلام جنگ به ژاپن)]] - مصوب ۱۰ اسفند ۱۳۲۳  - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد نسبت به کابینه آقای مرتضی بیات نخست وزیر (موضوع استیضاح آقای پوررضا)]] - مصوب ۲۳ آذر ۱۳۲۳ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای مرتضی بیات نخست‌وزیر]] - مصوب ۱۳ آذر ۱۳۲۳ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای محمد ساعد نخست‌وزیر ۱۳۲۳]] - مصوب ۲۶ شهریور ۱۳۲۳ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد نسبت به کابینه آقای محمد ساعد نخست‌وزیر ۱۳۲۳]] (موضوع استیضاح آقای مهندس فریور) - مصوب ۲۸ اردیبهشت ۱۳۲۳ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای محمد ساعد نخست‌وزیر ۱۳۲۳]] - مصوب ۲۷ فروردین ۱۳۲۳ - مجلس شورای ملی دوره چهاردهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد نسبت به کابینه آقای علی سهیلی نخست‌وزیر آبان ۱۳۲۲]] (موضوع اعلام جنگ به آلمان) - مصوب ۸ آبان ۱۳۲۲ - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[‌تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد نسبت به کابینه آقای علی سهیلی نخست‌وزیر شهریور ۱۳۲۲]] - مصوب ۱۷ شهریور ۱۳۲۲  - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[‌تصمیم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد به کابینه آقای سهیلی نخست‌وزیر اردیبهشت ۱۳۲۲]] - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۲۲  - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[‌تصميم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به كابينه آقای سهيلی نخست‌وزير]] - مصوب ۲ اسفند ۱۳۲۱ - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخست‌وزیر ۱۳۲۱]] - مصوب ۲۲ امرداد ۱۳۲۱ - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[‌تصميم قانونی دایر به‌ تصویب برنامه كابينه آقای سهيلی نخست‌وزير ۱۳۲۰]] - مصوب ۲۱ اسفند ۱۳۲۰ - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای نخست‌وزیر محمدعلی فروغی]] - مصوب ۱۱ اسفند ۱۳۲۰ - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به تصویب برنامه کابینه آقای محمدعلی فروغی نخست‌وزیر]] - مصوب ۲۳ آذر ۱۳۲۰ - مجلس شورای ملی دوره سیزدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[‌تصميم قانونی دایر بر تصويب برنامه كابينه آقای محمدعلی فروغی نخست‌وزير]] - مصوب ۱ مهر ۱۳۲۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیران رضا شاه پهلوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[‌تصميم قانونی دایر به ابراز رای اعتماد به كابينه آقای فروغی]] - مصوب ۶ شهریور ۱۳۲۰ - مجلس شورای ملی دوره دوازدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
**[[تصمیم قانونی دایر بر تصویب برنامه کابینه آقای محمدعلی فروغی نخست‌وزیر]] - مصوب ۶ شهریور ۱۳۲۰ - مجلس شورای ملی دوره دوازدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
**[[برنامه كابينه آقای فروغی نخست‌وزير ۱۳۲۰]] - مصوب ۶ شهریور ۱۳۲۰ - مجلس شورای ملی دوره دوازدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[‌تصميم مجلس شورای ملی دایر به ابراز رای اعتماد به کابینه آقای علی منصور نخست‌وزیر ۱۳۱۹]] - مصوب ۹ تیر ۱۳۱۹ - مجلس شورای ملی دوره دوازدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم مجلس شورای ملی دایر به ابراز رای اعتماد به کابینه آقای دکتر متین‌دفتری]] - مصوب ۲۰ آبان ۱۳۱۸ - مجلس شورای ملی دوره دوازدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[‌تصميم مجلس شورای ملی دایر به ابراز رای اعتماد به کابینه آقای جم ۱۳۱۶]] - مصوب ۱ مهر ۱۳۱۶ - مجلس شورای ملی دوره یازدهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم مجلس شورای ملی دایر به ابراز رای اعتماد نسبت به کابینه آقای جم ۱۳۱۴]] - ۱۳ آذر ۱۳۱۴ - مجلس شورای ملی دوره دهم قانونگذاری &lt;br /&gt;
*[[تصمیم مجلس شورای ملی دایر به ابراز اعتماد نسبت به کابینه آقای فروغی ۱۳۱۴]] - مصوب ۲۷ خرداد ۱۳۱۴ - مجلس شورای ملی دوره دهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم جلسه ۲۶ شهریور ماه ۱۳۱۲ راجع به کابینه آقای فروغی]] - مصوب ۲۶ شهریور ۱۳۱۲ - مجلس شورای ملی دوره نهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم جلسه ۳۰ فروردین ماه ۱۳۱۲ راجع به کابینه آقای هدایت]] - مصوب ۳۰ فروردین ۱۳۱۲ - مجلس شورای ملی دوره نهم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم جلسه چهارم بهمن ماه ۱۳۰۹ راجع به کابینه آقای هدایت]] - مصوب ۴ بهمن ۱۳۰۹ - مجلس شورای ملی دوره هشتم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم جلسه اول آذر ماه ۱۳۰۷ راجع به کابینه آقای هدایت]] - مصوب ۱ آذر ۱۳۰۷ - مجلس شورای ملی دوره هفتم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصمیم جلسه ۱۶ خردادماه ۱۳۰۶ راجع به کابینه آقای هدایت]] - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۰۶ - مجلس شورای ملی دوره ششم قانونگذاری  &lt;br /&gt;
*[[تصمیم راجع به جلسه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۰۵ راجع به کابینه آقای مستوفی]] - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۰۵ - مجلس شورای ملی دوره ششم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[پروگرام مشی کابینه آقای میرزا حسن‌خان مستوفی]] - مصوب ۵ مهر ۱۳۰۵ - مجلس شورای ملی دوره - مجلس شورای ملی دوره ششم قانونگذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیران احمد شاه قاجار ==&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
*[[پروگرام مشی کابینه آقای سردار سپه]] - مصوب ۲۶ فروردین ۱۳۰۳ - مجلس شورای ملی دوره پنجم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*پروگرام کابینه آقای مشیرالدوله ۱۳۰۲ - مصوب ۲۴ خرداد ۱۳۰۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[پروگرام کابینه آقای مستوفی الممالک ۱۳۰۱]] - مصوب  ۱۷ اسفند ۱۳۰۱  - مجلس شورای ملی دوره چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[پرگرام کابینه آقای قوام‌السلطنه ۱۳۰۱]] - مصوب ۲۷ خرداد ۱۳۰۱  - مجلس شورای ملی دوره چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[ابراز اعتماد به کابینه آقای مشیرالدوله ۱۳۰۰]] - مصوب ۲ بهمن ۱۳۰۰  - مجلس شورای ملی دوره چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[پروگرام کابینه آقای قوام‌السلطنه ۱۳۰۰]] - مصوب ۲ آبان ۱۳۰۰ - مجلس شورای ملی دوره چهارم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[پروگرام کابینه سیدضیاالدین طباطبایی]] - مصوب ۶ اسفند ۱۲۹۹&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲ اسفند ۱۲۹۹ سیدضیا طباطبایی کودتا کرد و رضا خان، به مقام سردار سپه رسید و مسعود کیهان وزیر جنگ شد. سردار سپه، قوای میرزا کوچک خان و ارتش سرخ ایران را در هم شکست. در سال ۱۳۰۰ انتخابات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم برپا شد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*نخست‌وزیر فضل‌الله اکبر سپهدار -  مهر ۱۲۹۹ - در ایران اشغال شده توسط ارتش روسیه  &lt;br /&gt;
*نخست‌وزیر آقای مشیرالدوله ۱۲۹۹ -  ۴ تیر ۱۲۹۹  - در ایران اشغال شده توسط ارتش روسیه&lt;br /&gt;
*نخست‌وزیر آقای حسن وثوق ۱۲۹۷ -  امرداد ۱۲۹۷   - در ایران اشغال شده توسط ارتش روسیه&lt;br /&gt;
*نخست‌وزیر نجف قلی خان صمصام‌السلطنه  - در ایران اشغال شده توسط ارتش روسیه&lt;br /&gt;
*نخست وزیر عبدالمجید میرزا عین‌الدوله  - در ایران اشغال شده توسط ارتش روسیه&lt;br /&gt;
*نخست‌وزیر آقای محمدعلی خان علا‌السلطنه - در ایران اشغال شده توسط ارتش روسیه&lt;br /&gt;
*نخست‌وزیر آقای حسن وثوق ۱۲۹۵ - در ایران اشغال شده توسط ارتش روسیه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::انحلال شش ساله مجلس - آبان ۱۲۹۴ دوباره ارتش روسیه بخش شمالی ایران و همچنین تهران را تسخیر کرد ( جنگ جهانی اول) و سپس در آبان ۱۲۹۵ ارتش انگلیس، جنوب ایران را به تصرف انگلستان درآورد و بدین ترتیب ایران بر اساس قرارداد ۱۹۰۷ بین انگلیس و روسیه به دو بخش تقسیم شد. اکتبر ۱۹۱۷ (مهر ۱۲۹۶) انقلاب اکتبر در روسیه به انجام رسید و دستاورد آن ۱۲ اسفند ۱۲۹۶ روسیه قرارداد صلحی با دولت آلمان امضا کرد و جنگ جهانی اول بین این دو کشور به پایان رسید. ارتش روسیه که در ایران بود منحل شد و از ایران خارج شد و تمامیت ایران به اشغال انگلیس درآمد. نیروهای انگلیسی تا باکو پیشروی کردند تا معادن نفت روسیه در باکو را تسخیر کنند. ارتش سرخ شوروی منابع باکو را از تصرف قوای انگلیس درآورد و به شمال ایران گیلان و آذربایجان و کردستان حمله کرد و با همکاری میرزا کوچک خان جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را بر پا کردند، &#039;&#039;&#039;شش سال مجلس شورای ملی منحل بود&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[پرگرام کابینه مستوفی‌الممالک ۱۲۹۴]] - مصوب ۱۲ تیر ۱۲۹۴ برابر با ۲۲ شعبان ۱۳۳۳ قمری - مجلس شورای ملی دوره سوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[پروگرام کابینه آقای مشیرالدوله]] - مصوب ۷ فروردین ۱۲۹۴ برابر با ۱۲ جمادی‌الاول ۱۳۳۳ قمری - مجلس شورای ملی دوره سوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[پروگرام کابینه آقای مستوفی‌الممالک ۱۲۹۳]] - مصوب ۱۱ اسفند ۱۲۹۳ برابر با ۱۵ ربیع‌الثانی ۱۳۳۳ - مجلس شورای ملی دوره سوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::انحلال سه ساله مجلس - ۹ آذر ۱۲۹۰ ارتش روسیه استان گیلان را تصرف کرد. ۷ دی ۱۲۹۰ قوای روسیه تهران را نیز اشغال نظامی کرد. از ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۳ ، سه سال بخش شمالی کشور ایران به وسیله قوای روس به اشغال این کشور درآمد. در سال ۱۲۹۳ ارتش روسیه از تهران عقب نشینی کرد و انتخابات مجلس دوم برپا شد.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
*[[پروگرام کابینه صمصام‌السلطنه]] - مصوب  ۱۰ شهریور ۱۲۹۰ برابر با ۹ رمضان ۱۳۲۹  - مجلس شورای ملی دوره دوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[پروگرام کابینه آقای میرزا محمدولی خان سپهداراعظم]] - مصوب ۲۳ اسفند ۱۲۸۹  برابر با ۱۴ ربیع‌الاول ۱۳۲۹ - مجلس شورای ملی دوره دوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
*[[تصویب پروگرام کابینه آقای مستوفی‌الممالک]] - مصوب ۳۱ امرداد ۱۲۸۹ برابر با ۱۷ شعبان ۱۳۲۸ - مجلس شورای ملی دوره دوم قانونگذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیران محمد علی شاه قاجار ==&lt;br /&gt;
۲ تیر ۱۲۸۷  مجلس نخست شورای ملی به توپ بسته و منحل شد و دوران استبداد صغیر آغاز شد. مجلس عالی با درباریان به عنوان نمایندگان به فرمان محمدعلی شاه برگذار شد.&lt;br /&gt;
*[[تصویب پروگرام کابینه محمدولی خان سپهداراعظم ۱۲۸۷]] - مصوب ۱۸ آذر ۱۲۸۷ - مجلس شورای ملی دوره نخست قانونگذاری&lt;br /&gt;
* [[تصویب کابینه اتابک امین‌السلطان]] - مصوب ۱۱ خرداد ۱۲۸۶ برابر با ۲۰ ربیع‌الاول ۱۳۲۵ - مجلس شورای ملی دوره نخست قانونگذاری&lt;br /&gt;
* معرفی کابینه نخستین دولت مشروطه بدون نخست وزیر - مصوب ۲۹ اسفند ۱۲۸۵ - مجلس شورای ملی دوره نخست قانونگذاری&lt;br /&gt;
* کابینه میرزا نصرالله مشیرالدوله - منتصب محمدعلی شاه در ۱۳ بهمن ۱۲۸۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:رای اعتماد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87_%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%DB%8C%DA%A9%D9%85&amp;diff=18806</id>
		<title>مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و یکم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87_%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%DB%8C%DA%A9%D9%85&amp;diff=18806"/>
		<updated>2012-01-06T08:36:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و یکم» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [mo&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[رای اعتماد به نخست‌وزیران مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =[[مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری بیست و یکم]]&lt;br /&gt;
| بعدی =[[اساسنامه‌های مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| یادداشت =[[نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم]] }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و یکم&#039;&#039;&#039; - ۱۴ مهر ۱۳۴۲ تا ۱۳ مهر ۱۳۴۶ - نخست وزیران: [[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای اسدالله علم نخست‌وزیر|اسدالله علم]] (۳۰ تیر ۱۳۴۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۲) - [[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای حسنعلی‌منصور نخست‌وزیر|حسنعلی منصور]] (۱۹ اسفند ۱۳۴۲ - ۱ بهمن ۱۳۴۳ به ضرب گلوله فداییان اسلام مجروح و ۶ بهمن ۱۳۴۳ زندگانی را بدرود گفت) - [[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای امیرعباس هویدا نخست‌وزیر ۱۳۴۳ |امیرعباس هویدا]] (۱۱ بهمن ۱۳۴۳   - شهریور ۱۳۵۶) -  - رییس مجلس شورای ملی مهندس عبدالله ریاضی      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hoveyda.jpg|thumb|left‎|امیر عباس هویدا نخست‌وزیر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر در برگیرنده ۱۳۱ قوانین و تصمیم‌های مجلس شورای ملی - مهر ۱۳۴۲ تا شهریور ۱۳۴۳ - جلد اول ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 1.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد اول]]&lt;br /&gt;
فهرست زیر دربرگیرنده ۱۳۱ قانون و دیگر تصمیم‌های مجلس شورای ملی می باشد&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر جهت عضویت شورای عالی نفت ۱۳۴۲]] – مصوب ۳۰ مهر ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر ناظر اندوخته اسکناس ۱۳۴۲]] - مصوب ۳۰ مهر ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به انتخاب یک نفر ناظر جهت شرکت در سازمان بیمه‌های اجتماعی کارگران ۱۳۴۲]] - مصوب ۳۰ مهر ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای اسدالله علم نخست‌وزیر]] - مصوب ۵ آبان ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۸ آبان ۱۳۴۲ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه پرداخت ماهی هفت هزار و پانصد ریال مقرری به آقای تیمور عابدی]] - مصوب ۲۶ آبان ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۲ آبان ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به کسر اقلام بودجه سال ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی]] - مصوب ۲۶ آبان ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی – این قانون در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به تشکیل کمیسیون دوازده نفری جهت اصلاح مواد آیین‌نامه داخلی مجلس شورای ملی]] - مصوب ۲۶ آبان ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# [[قانون اجازه پرداخت یکصد و دوازده میلیون و پانصد هزار ریال مطالبات هیات عمران بین‌المللی آمریکا در ایران]] - مصوب ۱۴ آذر ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۱ آذر ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۱۸ آذر ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به تصویب‌نامه‌هایی که از تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ تا تاریخ افتتاح مجلسین ۱۴ مهر ماه ۱۳۴۲ از هیات وزیران صادر شده‌است]] - مصوب ۱۷ آذر ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۰ آذر ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۲۶ آذر ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به قرارداد پستی جهانی و موافقت‌نامه منعقده میان سازمان ملل متحد و اتحاد پستی جهانی]] - مصوب ۲۴ آذر ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۶ آذر ۱۳۳۷ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۲۸ آذر ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی راجع به اجازه نحوه مصرف اعتبارات منظوره در قانون مربوط به کسر اقلام بودجه سال ۱۳۴۲ مجلس‌شورای ملی]] – مصوب ۱۰ دی ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به الحاق دولت شاهنشاهی ایران به قرارداد مربوط به منع آزمایش‌های سلاح هسته‌ای در جو و فضای ماورای‌ جو و زیر آب]] - مصوب ۲۲ دی ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲ دی ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۲۷ دی ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه فروش اراضی ضرابخانه به بانک مرکزی]] - مصوب ۲۶ دی ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۳ دی ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۳ بهمن ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اعتبار ساختمان‌های نیمه تمام ژاندارمری کل کشور]] – مصوب ۱۰ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۰ بهمن  ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اضافه مستمری وراث مرحوم ذبیح‌الله کاظمی‌نژاد]] - مصوب ۲۲ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ اسفند  ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به قرارداد بین‌المللی مخابرات]] - مصوب ۳ دی ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ بهمن  ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون تفریغ بودجه‌های سال‌های ۳۱ لغایت ۳۶ مجلس شورای ملی]] - مصوب ۲۹ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی – این قانون در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به برقراری مستمری درباره ورثه قانونی مرحوم سید جعفر طاهری و مرحوم حسن خلعتبری]] - مصوب ۲۴ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۱ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ   ۱ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اضافه اعتبارات اداره کل ساختمان وزارت راه از محل درآمد عمومی سال ۱۳۴۰]] - مصوب ۱ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۸ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به ساختمان خطوط فرعی راه‌آهن دوکوهه دپوی تهران و منظریه قم]] - مصوب ۱ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۸ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به هزینه منظور نمودن کرایه اتوبوس اعضای کنگره بدون تشریفات مناقصه]] - مصوب ۱ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۸ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[آیین‌نامه رسته افسران درجه‌داران و افراد نیروهای مسلح شاهنشاهی]] – مصوب ۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۶ دی ۱۳۴۲ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به برقراری مقررات حکومت نظامی در شیراز و حومه]] - مصوب ۶ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۳۰ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۱۱ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به برقراری و تمدید مقررات حکومت نظامی در تهران و حومه]] - مصوب ۶ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۳۰ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۱۱ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون تفریغ بودجه سال ۱۳۳۷ مجلس شورای ملی]] - مصوب ۶ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی – این قانون در تاریخ  ۱۱ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه مصرف سه میلیون و چهارصد هزار ریال مانده اعتبار مناطق زلزله زده توابع قزوین]] - مصوب ۸ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به پرداخت کرایه منزل به آقای مهندس آدولف مونیه تابع دولت فرانسه]] - مصوب ۸ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به برقراری مستمری درباره آقای حسن پزشک‌زاد]] - مصوب ۸ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون اضافه اعتبار جهت افزایش سرمایه بانک رهنی ایران و تامین هزینه سازمان‌های دیگر]] – مصوب ۱۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۲۴ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون بودجه سال ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی]] - مصوب ۱۸ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی – این قانون در تاریخ  ۲۷ اسفند ۱۳۴۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای حسنعلی‌منصور نخست‌وزیر]]&#039;&#039;&#039; – مصوب ۱۹ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اصلاح قانون استخدام کارمندان فنی مصوب ۲۷ خرداد ۱۳۳۷]] - مصوب ۳ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه پرداخت فوق‌العاده کارمندان اداره کنترولر ستاد بزرگ ارتش‌داران]] - مصوب ۲۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه پرداخت مبلغ ۸۱۸۱۸۲۹۲۲ ریال بابت مطالبات معوقه شرکت‌های مختلف فرانسوی و انگلیسی]] - مصوب ۲۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اضافه مستمری وراث مرحوم ابوالقاسم مهراد]] - مصوب ۲۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به تاسیس وزارت آبادانی و مسکن]] - مصوب ۲۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۶ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به تاسیس وزارت آب و برق]] - مصوب ۲۲ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۶ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به تاسیس وزارت اطلاعات]] - مصوب ۲۷ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۶ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون بودجه سال ۱۳۴۳ کل کشور]] - مصوب ۲۹ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۸ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون اجازه تحصیل در مدارس غیر شبانه روزی برای محصلینی که به موجب قانون مصوب خرداد ماه ۱۳۳۹ به خارج‌ عزیمت کرده‌اند]] - مصوب ۲۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به تغییر و تعویض شغل سیم‌بانان و پیک‌های پست]] - مصوب ۲۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۴ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[اصلاح آیین‌نامه معاش‌ها و حقوق مقام‌ها]] - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# [[متمم آیین‌نامه فوق‌العاده سختی خدمت گارد تخصصی نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی]] – مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه پرداخت فوق‌العاده اضافه کار به مامورین فنی وزارت راه]] – مصوب ۱ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۶ فروردین ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به برقراری مستمری درباره وراث افزارمندانی که در حین خدمت فوت نموده‌اند]] - مصوب ۱ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۶ فروردین ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به تمدید مدت پرداخت وام پنجاه میلیون مارک از بانک کردیت آنشتالت]] - مصوب ۸ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۷ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به الحاق ماده واحده به قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی]] - مصوب ۸ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۷ بهمن  ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون شرکت بانوان در انتخابات]] - مصوب ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۱ فروردین ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اصلاح قانون گذرنامه]] - مصوب ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون تشکیل سپاه بهداشت]] - مصوب ۲۰ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۷ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر ناظر اندوخته اسکناس ۱۳۴۳]] – مصوب ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به واگذاری سه هزار متر زمین از طرف شهرداری سمنان به سازمان اطلاعات و امنیت کشور]] - مصوب ۱۳ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اهدای مجسمه سفالی به آقای لرد بوید]] - مصوب ۲۷ بهمن ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به پذیرفتن فارغ التحصیلان دیپلمه داوطلب خدمت در ارتش و سپاه دانش]] - مصوب ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی. و ۹ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه پرداخت یکصد هزار دلار سهمیه تعهد شده دولت ایران در برنامه جهانی تغذیه وابسته به سازمان‌خواربار و کشاورزی ملل متحد]] - مصوب ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون خرید یک دستگاه حبیب وانت برای دانشکده فنی]] - مصوب ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به الحاق دولت ایران به مقاوله‌نامه بین‌المللی شماره ۱۱۱ مربوط به تبعیض در امور استخدام و اشتغال]] - مصوب ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ دی ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به استخدام قضات و شرایط کارآموزی]] - مصوب ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی کمیسیون مشترک داد گستری  ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[لایحه قانونی راجع به ارجاع کار قضایی در تهران و حومه و مراکز استان به متقاضیان شغل قضایی که در کمیسیون مشترک دادگستری مجلسین رد شده است]] – مصوب ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه خرید وسایل موتوری ژاندارمری کل کشور]] - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به برقراری ماهیانه ده هزار ریال مستمری درباره فرزند و مادر مرحوم مهندس ملک عابدی]] - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به تکمیل کادر خلبانی نیروی هوایی از افسران فارغ‌التحصیل دانشکده افسری شهربانی]] - مصوب ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۷ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به خرید و تعمیر قطعات یدکی هواپیماهای نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی بدون مقررات مناقصه]] - مصوب ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۶ اردیبهشت  ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به نظارت در نقشه‌های اسکلت و پوشش سقف بنای ایستگاه مسافری مشهد و تبریز توسط موسسه‌ سکوریتاس (secoritas)]] - مصوب ۱۱ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۲۳ اردیبهشت  ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به واگذاری تجدید ساختمان اسکله گمرک آبادان به شرکت ملی نفت]] - مصوب ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ اردیبهشت  ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به تهیه چوب تونلی به وسیله سازمان جنگلبانی ایران جهت تامین مصارف فوری و ضروری معادن متعلق به‌دولت]] - مصوب ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۱ بهمن  ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون تفریغ بودجه سالهای ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ و ۱۳۴۰ مجلس شورای ملی]] - مصوب ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی - این قانون در تاریخ ۱۷ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به آیین‌نامه احداث خطوط صنعتی و تجاری]] - مصوب ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ خرداد  ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به تغییر سررسید قسط اول بهای زمین‌هایی که در اجرای قانون اصلاحات ارضی به زارعین دهات زلزله زده‌ شهریور ۱۳۴۱ فروخته شده]] - مصوب ۱۱ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۴ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه تاسیس کارخانه تهیه و ساخت سموم مربوط به دفع آفات نباتی]] - مصوب ۱ اسفند ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی و ۴ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به صرفنظر کردن بقایای حق علفچر سال ۴۰ و حق علفچر بهاره قسمتی از مراتع دولتی]] - مصوب ۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ اردیبهشت  ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[لایحه قانونی تاسیس دانشگاه پهلوی]] - مصوب ۶ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی - این قانون در تاریخ ۲۸ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به اجازه خرج مبلغ هفده میلیون ریال از محل فروش وسایل دفع آفات نباتی برای هزینه‌های جاری وتعهدات دفع آفات نباتی - مصوب ۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ اردیبهشت  ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به پذیرفتن درجه‌داران وظیفه دیپلمه داوطلب خدمت در کادر ثابت نیروهای مسلح شاهنشاهی]] - مصوب  ۱۰خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۱ فروردین ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به فارغ‌التحصیلان آموزشگاه تکنیسین نیروی هوایی شاهنشاهی]] - مصوب  ۱۰خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۱ فروردین ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اصلاح ماده ۲۱ قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی]] - مصوب  ۱۰خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۶ فروردین ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به گماردن بیست و پنج نفر آتش نشان در اداره کل هواپیمایی کشوری]] - مصوب  ۱۰خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ خرداد ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون الغای اجازه تاسیس مدرسه]] - مصوب ۱۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به معافیت از شرط سن بازنشستگی عده‌ای از کارمندان ثبت کل]] - مصوب  ۱۰خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۵ دی ۱۳۴۲  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به پرداخت حق‌الکشف از محل سی میلیون ریال اعتبار ردیف ۸۸ بودجه سال ۱۳۴۰ کل کشور]] - مصوب  ۱۰خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ خرداد ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به فارغ‌التحصیلان دانشسرای عالی]] - مصوب ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۱ خرداد ۱۳۴۳  مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۷ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اخراج افسران و کارمندان فراری ارتش]] - مصوب ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۴ خرداد  ۱۳۴۳  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اجازه اجرای آیین‌نامه قانون اصلاحات ارضی پس از تصویب کمیسیون مشترک مجلسین]] - مصوب ۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به بخشودگی مستاجرین سابق شیلات رودخانه‌ها از زیان دیرکرد مال‌الاجاره - مصوب ۱۴ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا]] - این قانون در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون واگذاری حقوق ارتفاقی خالصه در بازار قپانکندی میاندوآب به شیر و خورشید سرخ ایران - مصوب ۱۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا]] - این قانون در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اضافه کردن چند تبصره به مواد قانون سهیم کردن کارگران]] - مصوب ۸ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به انتخاب هیجده نفر جهت عضویت کمیسیون خاص مشترک مجلسین برای رسیدگی به آیین‌نامه‌قانون اصلاحات ارضی]] - مصوب ۱۹ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
# [[قانون حمایت صنعتی و جلوگیری از تعطیل کارخانه‌های کشور]] - مصوب ۱۹ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۶ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به انجام سفارشات آزمایشگاهی شرکت‌های پیمانکاری و موسسات راه‌سازی و ساختمانی]] - مصوب ۱۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون کمک به توسعه صدور بعضی از اقلام کالاهای صادراتی]] - مصوب ۱۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون افزایش اعتبارات برنامه سوم]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به معافیت گمرکی ماشین آلات دانشگاه تهران]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اخذ عوارض از مسافرینی که به وسیله راه‌آهن مشهد مسافرت می‌کنند]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اتمام کارخانه گاز استیلن واقع در خورزنگی بندر شاهپور]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ بهمن ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به پرداخت حقوق تا پایان مهر ماه ۱۳۴۱ کارکنان سازمان منحله مسکن]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اعطای درجات موقت به افسران نیروهای هوایی و دریایی ارتش]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اهدای اشیای عتیقه به شخصیت‌های ممتاز خارجی]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۵ اسفند ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[اساسنامه سازمان مسکن]] – مصوب ۲۴ خرداد ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی کمیسیون مشترک دادگستری مجلسین&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اصلاح ماده ۶۶ قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی]] - مصوب ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به معافیت سربازان دانش‌آموز آموزشگاههای رانندگی ارتش از پرداخت یکصد ریال بهای گواهینامه وپنجاه ریال تمبر مالیاتی]] - مصوب ۸ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به انتقال ملکیت دو باب خانه و باغچه ضبطی از متجاسرین به شهربانی تبریز]] - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به گروه صلح]] - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به خرید کامل بک (Camel back) از شرکت بی.اف.گودریچ ایران]] - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به معافیت حقوق گمرکی یک دستگاه ماشین تروکاژ هنرهای زیبا]] - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به قبول قطعنامه ۴ اکتبر ۱۹۶۱ پنجمین اجلاسیه مجمع عمومی مؤسسه بین‌المللی نیروی اتمی]] - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به بخشودگی آقای غلامحسین شریفیان از پرداخت خسارت دیر کرد بدهی شرکت روستایی سابق]] - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به حق باربری کالاهای صادراتی]] - مصوب ۲۲ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون واگذاری زمین به بنیاد پهلوی برای تاسیسات هتل هیلتون]] - مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به صدور اجازه تهیه ذغال و هیزم بدون رعایت مقررات بند ۱ تبصره ماده چهار قانون جنگل‌ها و مراتع کشور]] – مصوب ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون اصلاح بودجه سال ۱۳۴۲ کل کشور]] - مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به معافیت گمرکی وسایل شخصی افسران و درجه‌داران نیروی هوایی پادشاهی انگلستان و خانواده آنها که‌ به موجب موافقت‌نامه برای برقراری پاسگاه‌های رادار به ایران اعزام گردیده‌اند]] - مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به خرید وسایط نقلیه راهداری و راهسازی از محل فروش بشکه‌های خالی قیر]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اجازه خرید ۵۳ دستگاه اتومبیل و واگذاری جهت ارتش شاهنشاهی]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ آذر ۱۳۴۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به شناورهای موتوری]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به لوله‌کشی آب از میرجاوه تا ایستگاه مرزی پاکستان و واگذاری حمل و نصب آن به شرکت ایرانیت]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به پرداخت فوق‌العاده روزانه به فارغ‌التحصیل‌های باستان‌شناسی]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به ترخیص لوازم ساختمانی هتل هیلتون با معافیت گمرکی]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به تبدیل نام وزارت کار به وزارت کار و امور اجتماعی]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اصلاح ماده ۹ قانون اصلاح مالیات بر درآمد مصوب ۴ خرداد ۱۳۳۹]] - مصوب ۲ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا کمیسیون مشترک دارایی مجلسین - این قانون در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.  &lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه تجدید نظر در فصول سوم و چهارم و پنجم اساسنامه شرکت ملی نفت مصوب اردیبهشت ماه ۱۳۳۹]] - مصوب ۷ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به دریافت وام از بانک کشاورزی به منظور پرداخت بهره سفته‌های خرید کارخانه کود شیمیایی و هزینه‌های‌ ضروری بهره‌برداری از کارخانه مذکور]] - مصوب ۹ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به ترخیص مایحتاج کارکنان مؤسسه کاره (Care) با معافیت گمرکی]] - مصوب ۹ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به اهدای یک قطعه زمین به مساحت ۶۹۴۲٫۶۰ متر مربع و ساختمان احداثی در آن اهدایی از طرف مجلس‌ شورای ملی به وزارت فرهنگ]] - مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی - این قانون در تاریخ  ۲۹ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به تعمیم قانون تبدیل درجه‌داران فنی نیروی هوایی نسبت به ناو استوار یکم‌های رسته‌های مخصوص نیروی‌ دریایی]] - مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳- این قانون در تاریخ  ۲۹ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به استرداد مالیات دریافتی از پیمانکاران تجدید بنای قریه فیض‌آباد]] - مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳- این قانون در تاریخ  ۲۹ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به مصرف درآمد خانه‌های سازمانی پادگان‌های ارتش شاهنشاهی]] - مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳- این قانون در تاریخ  ۲۹ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون تسهیل وصول مالیات‌ها]] - مصوب ۲۸ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ تیر ۱۳۴۳- این قانون در تاریخ  ۲۸ تیر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به موافقت‌نامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت پادشاهی بلژیک]] - مصوب ۲۸ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ خرداد ۱۳۴۳- این قانون در تاریخ  ۱۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[آیین‌نامه اصلاحات ارضی]] – مصوب ۳ امرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی کمیسیون خاص مشترک مجلسین.&lt;br /&gt;
# [[قانون اصلاح قانون دعاوی اشخاص علیه دولت مصوب امرداد ۱۳۳۶]] - مصوب ۴ امرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۶ فروردین ۱۳۴۳- این قانون در تاریخ  ۱۸ امرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون اصلاحی بودجه سال ۱۳۴۳ کل کشور]] - مصوب ۴ امرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ امرداد ۱۳۴۳- این قانون در تاریخ  ۸ امرداد ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر در برگیرنده ۱۰۶ قوانین و تصمیم‌های مجلس شورای ملی - مهر ۱۳۴۳ تا آذر ۱۳۴۳ - جلد دوم ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 2.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد دوم]]&lt;br /&gt;
فهرست زیر دربرگیرنده ۱۰۵ قانون و دیگر تصمیم‌های مجلس شورای ملی به ترتیب تاریخ تصویب می باشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# قانون راجع به قرارداد بین‌ دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری پاکستان مربوط به انتظامات مرزی ایران و پاکستان – مصوب  ۱ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۹ اسفند   ۱۳۴۲ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# قانون دریایی - مصوب  ۲۹ شهریور ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی کمیسیون مشترک مجلسین – این قانون در تاریخ ۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# قانون بازنشستگی افسران و همردیف افسران - مصوب ۱۶ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۱ فروردین ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# قانون واگذاری اراضی و عرصه و اعیانی‌های خالصه داخل شهر زابل به شهرداری محل - مصوب  ۱۹ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۴ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# [[‌قانون مربوط به قرارداد وين درباره روابط سياسی]] - مصوب ۲۱ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ  ۲۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# [[قانون اجازه استفاده مستشاران امریکایی در ایران از مصونیتها و معافیتهای قرارداد وین]] - مصوب  ۲۱ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ امرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۰ آبان  ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.  &lt;br /&gt;
# قانون مربوط به واگذاری اراضی متصرفی راه‌آهن جنوب به سازمان آب و برق خوزستان - مصوب  ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# قانون مربوط به الحاق تبصره دوم به ماده ۳ قانون استخدام پرستاران - مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# قانون مربوط به تجویز عدم رعایت تشریفات مناقصه نسبت به معاملات تا ۱۵۰ هزار ریال در وزارت جنگ - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# قانون راجع به اجازه استخدام بیست نفر کمک پرستار،  آشپز ، سرایدار، انباردار جهت آسایشگاه مسلولین تبریز و‌سایر موسسات بهداری آذربایجان شرقی - مصوب ۹ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به بودجه سال ۱۳۴۰ کل کشور]] - مصوب ۲۸ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
# قانون راجع به مالیات بر اراضی - مصوب ۲۸ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به حقوق و مزایای تحصیلداران شهرداری‌ها - مصوب ۲۸ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون ترخیص لوازم ستاد بزرگ ارتشتاران با معافیت گمرکی - مصوب ۲۸ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به اجازه پرداخت فوق‌العاده سختی خدمت افسران و کارمندان مامور خدمت در آسایشگاه‌های مسلولین - مصوب ۲۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به اراضی اردوگاه نیروی هوایی در بیشه کلا - مصوب ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به معافیت وزارت جنگ از محدودیت‌های استخدامی سازمان‌های کشوری - مصوب ۱۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به اجازه فروش غله خوزستان بدون رعایت تشریفات مزایده - مصوب ۵ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۲ مهر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر جهت عضویت هیات عالی نظارت شرکت ملی نفت ۱۳۴۳]] – مصوب ۵ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به معافیت مشمولین نظام وظیفه مازاد بر احتیاج ارتش - مصوب ۱۲ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۶ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون تمدید قرارداد استخدام دو نفر آلمانی در اداره تسلیحات ارتش به مدت دو سال دیگر - مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به واگذاری ۱۳۵۳۷٫۵ متر مربع از اراضی ایستگاه کشاورزی بهبهان به شیر و خورشید سرخ بهبهان و بانک‌ ساختمانی - مصوب ۱۷ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به اضافه شدن دو تبصره به ماده ۲۹ قانون تعرفه گمرکی - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به اصلاح موادی از قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۸ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به بازرگانی شدن تسلیحات ارتش - مصوب ۴ امرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# آیین‌نامه فوق‌العاده سختی خدمت کادر تخصصی نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی – مصوب ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به واگذاری پانزده هزار متر مربع از حد شرقی اراضی باغ کشاورزی شاهی برای تاسیسات بیمارستان و‌ درمانگاه سازمان بیمه‌های اجتماعی - مصوب ۲  تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به عضویت مدیر عامل سازمان برنامه در شورای پول و اعتبار - مصوب ۱۴ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون اجازه تحصیل دویست میلیون دلار اعتبار جهت تقویت نیروی دفاعی کشور - مصوب ۱۴ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# تصمیم متخذه راجع به بودجه اختصاصی ۵۰ درصد اضافه درآمد ثبت در سال ۱۳۴۰ – مصوب ۱۶ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی کمیسیون بودجه.&lt;br /&gt;
# [[قانون بودجه سال ۱۳۴۱ کل کشور]] - مصوب ۱۷ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به خرید ۱۵ دستگاه کامیون کمپرسی برای حفاظت راه‌های آسفالته - مصوب ۱۷ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به واگذاری عرصه باغ احداثی آقایان پرویز و همایون داور به طور رایگان به نامبردگان - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به اجازه پرداخت اجرت تعمیر آلات هواپیماهای سمپاش دفع آفات نباتی بدون رعایت تشریفات مناقصه‌ به کمپانی جوناس ارکرافت نیویورک (Jonas aircraft)  - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون راجع به اجازه خرید لوازم مورد نیاز چهل نفر خلبان و مکانیسین‌های هواپیماهای سمپاش اتحاد جماهیر شوروی‌اعزامی به ایران برای مبارزه با ملخ]] - مصوب ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به پرداخت هزینه به کار انداختن تهویه وزارت اقتصاد به شرکت شعله خاور - مصوب ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به اجازه استخدام بیست نفر انباردار و تحویلدار برای وزارت دارایی - مصوب ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به استخدام شش نفر کارشناس فرانسوی در موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر - مصوب ۱۰ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به اجازه فروش املاک ضبطی متجاسرین آذربایجان و کردستان - مصوب ۲۸ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به ترخیص انبارهای فلزی گمرک با معافیت گمرکی - مصوب ۱۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به معافیت موقوفات مرحوم احمد یزدان‌پناه دیلمقانی از پرداخت مالیات بر درآمد و مالیات بر ارث - مصوب ۱۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون عضویت موسسه استاندارد ایران در سازمان بین‌المللی استانداردها - مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۲۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به ترخیص یازده صندوق کیف دستی اهدایی به بنیاد پهلوی بدون حقوق و عوارض گمرکی - مصوب ۲۱ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به اصلاح تبصره ماده ۳ قانون استخدام پرستار و ماما و کارمند فنی مصوب  ۱۲ اسفند ۱۳۳۸ - مصوب ۲۱ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون اصلاح مواد ۲۳ و ۲۷ و ۳۱ منشور سازمان ملل متحد - مصوب ۲۴ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به واگذاری یدک‌های بارکش (‌تریلی) وزارت دارایی به گمرک - مصوب ۲۴ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به استخدام کادر فنی از فارغ‌التحصیلان آموزشگاه تیرتاش مازندران - مصوب ۲۴ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به معافیت انبارداری لوازم لوله‌کشی زاهدان - مصوب ۲۴ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون بودجه سال ۱۳۴۲]] - مصوب ۲۴ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون خودداری از دریافت حق علفچر بهار سال ۴۲ قسمتی از مراتع کشور - مصوب ۲۶ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون معافیت یک بسته اسباب بازی اهدایی از کشور امریکا به کودکان بیمارستان بنگاه نیکوکاری - مصوب ۲۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# آیین‌نامه فوق‌العاده سختی خدمت دریانوردان و آب‌بازان نیروی دریایی شاهنشاهی – مصوب ۳۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی کمیسیون بودجه&lt;br /&gt;
# قانون واگذاری قریه علی‌آباد ورامین جهت استفاده دامداری ارتش به وزارت جنگ - مصوب ۱ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی ۲۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون واگذاری دو دستگاه ماشین آب‌شیرین‌کن اداره کل گمرک به شهرداری بوشهر - مصوب ۱ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی ۲۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به بخشودگی خسارات دیر کرد بدهی سنواتی زارعین میاندوآب بابت اجاره‌داری املاک و تقسیط اصل بدهی - مصوب ۱ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی ۲۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون تفریغ بودجه سال ۱۳۴۱ مجلس شورای ملی – مصوب ۱ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به واگذاری ساختمان فرهنگ رشت به شهرداری - مصوب ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به قرارداد همکاری‌های فنی در مورد هنرستان‌های تهران تبریز بین ایران و آلمان - مصوب ۱۲ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به ادامه خدمت و استخدام آقای جینواسپرنی تبعه کشور ایتالیا در راه‌آهن دولتی ایران - مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به اجازه خرید وسایل و مواد اولیه مورد نیاز موسسات فنی و حرفه‌ای تا دویست هزار ریال - مصوب ۷ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
#  قانون راجع به فروش زمین مورد تصرف دارایی نجف‌آباد اصفهان به شهرداری محل برای ساختمان کشتارگاه – مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون اجازه خرید اتومبیل جیپ برای دادگاه‌ها و دادسراها از وجوه حاصل از فروش اتومبیل‌های فرسوده - مصوب ۱۶ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به بیست درصد حق باربری لوازم موسسات دولتی و سازمان برنامه و شهرداری‌ها - مصوب ۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون تمدید قرارداد استخدام آقای دکتر گوستاوبوری (Dr Gustow Bory) - مصوب ۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به واگذاری شصت هزار متر از زمین‌های اوین به دانشگاه ملی - مصوب ۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون تحصیل مبلغ ۷۳ میلیون دویچ مارک وام از دولت جمهوری آلمان غربی - مصوب ۸ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون تامین اعتبارات عمرانی و عمومی - مصوب ۸ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۷ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به انعقاد قرارداد حمل و نقل پست‌های هوایی بنادر جنوب با باشگاه هواپیمایی کل کشور - مصوب ۲۷ فروردین ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به استخدام ماشین‌نویس برای وزارت امور خارجه - مصوب ۱۹ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[آیین‌نامه خانه‌های سازمانی ارتش]] – مصوب ۱۰ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی کمیسیون قوانین دارایی&lt;br /&gt;
# [[اساسنامه سازمان تسلیحات ارتش]] - مصوب ۱۰ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی کمیسیون دارایی مجلسین و ۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا&lt;br /&gt;
# قانون راجع به بازنشسته نمودن کارگران انحصار دخانیات ایران - مصوب ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۶ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به بازنشسته نمودن کارگران ادارات غله و قند و شکر - مصوب ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۶ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به ترخیص اشیا و تاسیسات حرارت مرکزی دو دبستان اهدایی به وزارت فرهنگ - مصوب ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به اجازه فروش پنجاه هکتار از اراضی کرج به سازمان اردوهای کار - مصوب ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون تبادل کارمندان فنی بین مرکز تحقیقات علمی بیماریهای واگیر بیمارستان کلود برنارد (Claude Bernard) دانشکده‌ پزشکی پاریس و بخش تحقیقاتی بیماری‌های واگیر بیمارستان فیروزآبادی - مصوب ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی  و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون تاسیس اتاق صنایع و معادن ایران]] - مصوب ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون تفکیک وزارت فرهنگ - مصوب ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی ۱۸ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به قرارداد استخدام آقای مهندس پل رمانویچ تبعه دولت لبنان - مصوب ۱۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳  مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون وصول معادل یک و نیم درصد مجموع حقوق گمرکی و سود بازرگانی کالاهای وارده به کشور برای شیر و خورشید‌ سرخ ایران - مصوب ۱۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی ۷ آذر۱۳۴۳  مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون استخدام ۱۵ نفر کارمند برای وزارت کار و امور اجتماعی - مصوب ۱۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون اجازه اجرای موقت لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت پس از تصویب کمیسیون خاص مشترک مجلسین - مصوب ۱۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۶  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# [[قانون مربوط به درآمد و هزینه شاگردان کلاس‎های اختصاصی بزرگسالان حرفه‌ای بانوان]] - مصوب ۲۲  آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون ترتیب پرداخت حقوق دوازده نفر کارشناسان آلمانی فروشگاه فردوسی - مصوب ۲۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳  مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۸  آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون استخدام چهار نفر اتباع یونان برای انحصار دخانیات در سال ۴۰-۴۱ و ۱۳۴۲ - مصوب ۲۲  آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون اصلاح قانون حقوق بازنشستگی همردیفان شهربانی - مصوب ۴ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳  مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون استخدام چهار نفر از دانشجویان دانشکده افسری در سازمان دفاع غیر نظامی - مصوب ۱۹ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به چاپ تمبر برای کمک به زلزله‌زدگان کشور - مصوب ۱۷ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به چاپ تمبر برای کمک به طرح نجات دنیا از گرسنگی - مصوب ۱۷ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به طرز استفاده از مازاد وجوه حاصل از اجرای تصویب‌نامه شماره ۹۳۰ /ت -  ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۲ - مصوب ۲۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به معافیت حق انحصار و عوارض شهرداری قند و شکر و چای سازمان تعاونی مصرف کادر نیروهای انتظامی - مصوب ۲۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون راجع به معافیت پنج صندوق محتوی میز و صندلی فلزی و لوازم مخصوص آزمایشگاهی بنگاه پاستور از حقوق و‌ عوارض گمرکی - مصوب ۲۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۷ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون اجازه اجرای لایحه استخدام کشوری پس از تصویب کمیسیون خاص مشترک مجلسین - مصوب ۲۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۶ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون موافقت‌نامه بین ایران و جمهوری فرانسه راجع به سرویس‌های حمل و نقل بین قلمرو دو کشور - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۷ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت استرالیا در خصوص سرویس‌های هواپیمایی مابین قلمرو دو دولت - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۷ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت هند راجع به سرویس‌های حمل و نقل هوایی - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۷ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهی ایران و جمهوری فدرال آلمان راجع به سرویس‌های هوایی و بازرگانی مابین قلمرو ‌دو دولت و ماورای آنها - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت متحده بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی راجع به سرویس‌های‌ هواپیمایی بین قلمرو دو دولت و ماورای آنها - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون استفاده از ده نفر کارشناس خارجی برای پروژه‌های مختلف کشاورزی و دامپروری - مصوب ۱۴ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۲ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# اساسنامه شرکت‌های سهامی برق منطقه‌ای تهران – اصفهان – فارس – کرمان – خراسان – مازندران – گیلان – آذربایجان – کرمانشاه – همدان – کردستان - مصوب ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ آذر۱۳۴۳ مجلس سنا کمیسیون آب و برق مجلسین.&lt;br /&gt;
# قانون استخدام دو نفر کارشناس برای سازمان بنادر و کشتیرانی - مصوب ۲۶ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۷ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# اصلاح مواد ۳۲ و ۳۳ و ۳۴ و ۳۷ آیین‌نامه فوق‌العاده و هزینه سفر و سایر مزایای افسران و کارمندان نیروهای مسلح شاهنشاهی و ژاندارمری – مصوب ۳۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۶ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا (کمیسیون‌های دارایی و جنگ مجلس سنا و کمیسیون‌های بودجه و نظام مجلس شورای ملی).&lt;br /&gt;
# آیین‌نامه مربوط به احداث خطوط راه‌آهن صنعتی و تجارتی – مصوب ۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا کمیسیون راه مجلسین).&lt;br /&gt;
# قانون معافیت اتومبیل‌های مامورین سیاسی کشورهای خارجی مقیم دربار شاهنشاهی از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی و سود بازرگانی – مصوب ۱ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
# قانون مربوط به تهیه اوراق انتخابات بدون مناقصه - مصوب ۱ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا – این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر در برگیرنده ۶۲ تصمیم مجلس شورای ملی - دی ۱۳۴۳ تا اسفند ۱۳۴۳ - جلد سوم ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 3.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد سوم]]&lt;br /&gt;
فهرست زیر دربرگیرنده ۶۲ قانون و دیگر تصمیم‌های مجلس شورای ملی می باشد&lt;br /&gt;
* قانون عضویت سازمان بنادر و کشتیرانی در دفتر بین‌المللی هیدروگرافیک - مصوب ۱ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به استفاده افسران ژاندارمری از مزایای آیین‌نامه ارتش شاهنشاهی - مصوب ۱ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه مربوط به تقسیم شهر تهران به هفت ناحیه شهرداری و سازمان و وطایف آنها - مصوب ۲۱ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و  ۲ دی مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون راحع به تشکیل دوره تربیت افسران روان‌‍سنج و متخصص روش‌های آزمایشی - مصوب ۳ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه انجام هزینه‌های ضروری و خرید وسایل و لوازم (وسایط نقلیه) اصلاحات ارضی - مصوب ۳ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مربوط به اجازه پرداخت فوق‌العاده و حق‌الزحمه کارکنان اداره هواشناسی - مصوب ۶ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون معافیت یک وسیله مهندس شورت (Schwert) از حقوق گمرکی - مصوب ۲۱ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۷ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون اجازه تاسیس موسسه خواربار و تغذیه ایران]] - مصوب ۸ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۴ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری وظایف اداره نظام وظیفه به وزارت کشور - مصوب ۱۷ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه مربوط به وضع مزایا و مصونیت‌های سازمان پیمان مرکزی، نمایندگان ملی و کارمندان بین‌المللی آن - مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۱ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به الحاق یک تبصره به ماده ۱۴ قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه - مصوب ۱۹ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۱ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به معافیت حق انبارداری و دیرکرد تراکتورها و لوازم یدکی متعلق به اتحادیه شرکت‌های تعاونی روستایی مراغه - مصوب ۲۲ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون معافیت گمرکی لوازم ساختمانی دبیرستان بوشهر - مصوب ۲۲ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون انحلال ضرابخانه شاهنشاهی و واگذاری وظایف آن به بانک مرکزی ایران و اجازه واگذاری خانه‌های سازمانی ضرابخانه به کارمندان واجد شرایط - مصوب ۲۲ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۴ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون بازرگانی‌شدن کارخانه باطری‌سازی ارتش - مصوب ۲۲ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۴ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تشکیل سپاه ترویج و آبادانی]] - مصوب ۲۲ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۶ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون انتقال سازمان مرزبانی و نگهبان مرزی به ژاندارمری کل کشور - مصوب ۲۶ آبان ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به افسران و کارکنان اداره امور انتظامی راه‌آهن - مصوب ۱۰ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مربوط به لغو ماده ۷ قانون اصلاح بعضی از مواد مربوط به تشکیلات دادگستری مصوب سال ۱۳۳۹ - مصوب ۴ امرداد ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون حمایت از صنایع داخلی کشور]] - مصوب ۲۴ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اختیارات در مورد انضباط دانشجویان دانشگاه‌ها - مصوب ۱۳ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[آیین‌نامه اجرایی موادالحاقی به قانون اصلاحات ارضی]] (که رد آن به تصویب مجلسین رسیده‌است) - مصوب ۲۹ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
*[[قانون اجازه مبادله قرارداد الحاقی به قرارداد فروش نفت و گاز مصوب هفتم آبان ماه ۱۳۳۳]] - مصوب ۲۷ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به اجازه خرید لوازم فنی مربوط به اجرای طرح‌های تحقیقاتی وزارت کشاورزی بدون رعایت تشریفات مناقصه - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به معافیت اداره کل ثبت از پرداخت حقوق گمرکی و بازرگانی - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۱ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون نحوه مصرف کمک سال ۱۳۳۹ ارتش آمریکا به ارتش و ژاندارمری کشور - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۱ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون انتشار اسناد خزانه - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳۰ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه راجع به همکاری در امور تربیتی و علمی و فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی فدراتیو یوگسلاوی - مصوب ۶ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون الحاق دولت ایران به مقاوله‌نامه بین‌المللی برای واردکردن لوازم تربیتی و علمی و فرهنگی - مصوب ۶ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز‌ رای‌اعتماد به دولت جناب آقای امیرعباس هویدا نخست‌وزیر ۱۳۴۳]]&#039;&#039;&#039; - مصوب ۱۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ بهمن ۱۳۴۳ &lt;br /&gt;
* [[قانون اعزام هشت نفر دانشجو برای تحصیل در امور حسابداری خبره به انگلستان و پرداخت مخارج تحصیل آنان]] - مصوب ۲۴ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تعمیم استفاده از آیین‌نامه مربوط به مناقصه ساختمانی وزارت راه و راه‌آهن دولتی ایران - مصوب ۲۶ آذر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* اصلاح ماده ۷ آیین‌نامه فوق‌العاده سختی خدمت چتربازی و پرسنل چترباز نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی مصوب ۱۳۳۹۰۲۰۲۱  - مصوب ۱۷ بهمن کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
* [[قانون اصلاح و الحاق مواد و دو تبصره به قانون کار]] - مصوب ۲۰ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۶ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون استخدام سه نفر کارشناس آلمانی برای کارخانجات نساجی شاهی و بهشهر - مصوب ۲۰ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون قرارداد استخدامی آقای ژوزف جیوانی ریتسو Goseph. Giovanli-Ritso تبعه ایتالیا و تمدید قرارداد مزبور - مصوب ۲۰ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تشکیل دادگاه عالی انتظامی قضات ارتش - مصوب ۲۴ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۴ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*[[قانون راجع به اجازه مبادله و اجرای پنج فقره قرارداد نفت]] -  مصوب ۱۸ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۴ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون مربوط به تعیین نحوه مصرف و افزایش بعضی از اعتبارات قانون بودجه اصلاحی ۱۳۴۳ کل کشور]] - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۹ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون خدمت فنی آقای فردریش فایل مهندس شهرساز دولت جمهوری آلمان‌غربی - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون بودجه سال ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی]] - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی. این قانون در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به موافقت‌نامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت پادشاهی اردن - مصوب ۲۷ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه مربوط به تعیین عوارض بندری کشتی‌ها و شناورهای کمتر از ۱۵ تن ظرفیت - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* رد لایحه مربوط به تشکیل دفتر مطالعات صنعتی و معدنی - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
* رد لایحه مربوط به معافیت حقوق و عوارض گمرکی و غیر گمرکی صفحات موسیقی که توسط هیات نمایندگی سازمان ملل متحد در ایران برای فروش به نفع پناهندگان وارد می‌شود - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه استخدام ۴ نفر گوینده زبان عربی و ۳ نفر گوینده زبان اردو - مصوب ۲۹ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری سهام بنگاه مستقل آبیاری در شرکت آبیاری آذربایجان به شهرداری تبریز - مصوب ۲۹ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه مربوط به حقوق آقای مولوی عبدالعزیز مدرس فقه حنفی زاهدان - مصوب ۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۱ خرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
* قانون مربوط به تکمیل ساختمان‌های فرهنگی و تعمیر مدارس - مصوب ۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مربوط به بدهی کارفرمایان خباز تهران و حومه و شهرستان‌های کرج و شهر ری و شمیرانات بابت حق بیمه کارگران تا آخر شهریور ۱۳۴۱ - مصوب ۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* اصلاح ماده ۳ و الحاق مواد ۴ و ۵ و ۶ به آیین‌نامه هزینه‌های قابل قبول مصوب ۱۸ فروردین ۱۳۳۵ - مصوب ۳ اسفند ۱۳۴۳ کمیسیون دارایی مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
* قانون راجع به ماده واحده الحاقی به قانون استخدام نیروی‌های مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۹ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به اجازه استخدام ۱۶۷ نفر پاسبان بازنشسته و اخراجی - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه مربوط به اضافه‌نمودن دو در هزار ماده ۳۲ قانون اصلاح تعرفه گمرکی - مصوب ۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* [[قانون اجازه تحصیل اعتبار برای تامین قسمتی از هزینه‌های عمرانی کشور ۱۳۴۳]] - مصوب ۶ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون معافیت حقوق و عوارض گمرکی و سود بازرگانی نشان‌ها و مدال‌ها - مصوب ۶ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۸ بهمن ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به موافقت‌نامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری ترکیه - مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۳ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون وام شماره ۶ از سازمان عمران بین‌المللی آمریکا]] - مصوب ۱۵ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون مربوط به قراردادهای وام شماره ۹۷ (الف) و ۹۷ (ب) و ۹۷ از صندوق وام‌های عمرانی امریکا]] - مصوب ۱۵ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون قرارداد وام‌های شماره  ۵/۶۵ و ۶/۶۵ و ۷/۶۵ و ۸/۶۵ به مبلغ یک میلیارد و پانصد و هشتاد و دو میلیون و بیست هزارریال - مصوب ۱۷ دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تامین اعتبار برای پرداخت ترفیعات کارمندان و کمک به صندوق بازنشستگی - مصوب ۱۳ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تملک آپارتمان‌ها]] - مصوب ۱۶ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون متمم بودجه سال ۱۳۴۰]] - مصوب ۱۶ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۵ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر در برگیرنده ۶۱ قوانین و تصمیم‌های مجلس شورای ملی دوره ۲۱ - فروردین ۱۳۴۴ - تیر ۱۳۴۴ - جلد چهارم ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 4.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد چهارم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهرست زیر دربر گیرنده ۶۱ قانون از مجموعه قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی به &#039;&#039;&#039;نخست وزیری امیرعباس هویدا&#039;&#039;&#039; می باشد. این قوانین در جلد چهارم مجموعه قوانین از تاریخ فروردین ۱۳۴۴ تا تیر ۱۳۴۴ به ترتیب تاریخ تصویب آمده است. &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* [[تصمیم متخذه دایر به اجرای موقت آیین‌نامه داخلی مجلس شورای ملی تنظیمی به وسیله کمیسیون منتخبه]] - مصوب ۲۶ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
* قانون الحاق دولت ایران به موسسه یکنواخت‌کردن حقوق خصوصی - مصوب  دی ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۹ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون پرداخت چهار میلیون دلار وام به شرکت ملی نفت ایران برای سرمایه‌گذاری در شرکت نفت  ایران - ایتالیا (سیریپ Sirip)]] - مصوب ۲۷ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری اراضی و ابنیه دولتی به موسسات خیریه و درمانی و امدادی و فرهنگی و ورزشی بدون اخذ بها - &#039;&#039;&#039;مصوب  اسفند ۱۳۴۳&#039;&#039;&#039;  مجلس شورای ملی و ۲۰ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح مواد اول و سوم قانون واگذاری امور بهداری به مردم - مصوب ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۰ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور]] - مصوب ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۶ اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی راجع به همکاری اقتصادی و فنی - مصوب ۲۹ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۵ فروردین ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون طرز استفاده از درآمد صندوق‌های (الف) و (ب) اداره کل تصفیه امور ورشکستگی - مصوب اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۶ دی ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه استخدام بیست نفر کارشناس چای و چای‌سازی برای تکمیل کادر فنی سازمان چای - مصوب ۵ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و 19 اسفند ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح ماده ۱۶ قانون معادن - مصوب ۱۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۶ اردیبهشت مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون فروش ساختمان فعلی ژاندارمری خراسان و مصرف وجوه حاصله برای ساختمان جدید - مصوب ۱۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۶ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مربوط به اجرای قانون روش جدید سربازگیری - مصوب ۱۱ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۶ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه مصرف مانده اعتبار پاداش و ده درصد سود ویژه سال ۱۳۴۱ روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی - مصوب ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی. این قانون در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[تصمیم متخذه درباره انتخاب کمیسیون خاص به منظور بررسی وضع آموزش و پرورش جوانان کشور]] - مصوب ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
* قانون ترخیص مدال‌های طلای موسسه اعتباری دانشگاه تهران با معافیت گمرکی - مصوب ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۶ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
* [[قانون اجازه استخدام ۱۶ نفر فارغ‌‍‌التحصیلان آموزشگاه عالی جنگل و مرتع]] - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* [[قانون تشکیل خانه انصاف]] -  مصوب ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به انتخاب دونفر ناظر اندوخته اسکناس ۱۳۴۴ - مصوب ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری یک قطعه زمین برای احداث ساختمان روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی - مصوب ۲۸ بهمن ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه پرداخت حق لیسانس به جای کمک جنسی و امور مربوط به سازمان پیشین تدارکات کشور - مصوب ۲۴ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون الحاق دو تبصره به ماده ۸۸ قانون نظام وظیفه عمومی - مصوب ۱۱ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۹ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* فانون تمدید مدت خدمت کارشناسان آمریکایی وزارت راه - مصوب ۱۱ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۳ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۹ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تمرکز و هماهنگی امور درمانی کارمندان دولت - مصوب ۱۱ فروردین ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۳ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون معافیت اراضی ساحتمان دبیرستان سن‌لویی از عوارض - مصوب ۱۱ فروردین ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ آبان ۱۳۴۳ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون صدور چک - مصوب ۱۱ فروردین ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۶ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تقدیر و تحستین از خدمات و فداکاری استواران شهید محمدعلی باباییان و آیت‌‌الله لشکری - مصوب ۱۱ فروردین ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون برقراری حقوق وظیفه درباره وراث مرحوم حسنعلی منصور نخست‌وزیر فقید ایران - مصوب ۱۱ فروردین ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه اجازه استفاده اداره امور دواب ارتش از مراتع سازمان جنگلبانی بدون پرداخت حق علفچر - مصوب ۱۶ فروردین ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۰ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* [[قانون سازمان جلب سیاحان]] - مصوب ۸ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۰ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون بودجه دایر به اصلاح ماده ۶ آیین‌نامه فوق‌العاده سختی خدمت دریانوردان و آب‌بازان نیروی دریایی شاهنشاهی - مصوب ۱۹ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح قانون خرید املاک ورثه اسمعیل قشقایی - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون برخورداری سازمان مرکزی تعاون روستایی از ماده ۵ لایحه قانونی شرکت‌های تعاونی]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۰ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تشدید مجازات عبوردهندگان اشخاص غیرمجاز از مرز - مصوب ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۴ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون استخدام موقت و بازنشستگی و بازخرید سوابق خدمتی درجه‌داران ارتش و ژاندارمری - مصوب ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۶ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تحصیل وام برای تامین قسمتی از هزینه طرحهای عمرانی کشور]] - مصوب ۱۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۶ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تقلیل هزینه گمرکی گندم - مصوب ۱ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون شمول قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی به افسران و درجه‌داران و افراد شههربانی کشور - مصوب ۱ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۸ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تفریغ بودجه سال ۱۳۴۲ مجلس شورای ملی - مصوب ۱ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی. این قانون در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون استخدام پنج نفر از اتباع خارجی به سمت گوینده رادیو - مصوب ۶ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تاسیس شرکت سهامی چاپخانه وزارت اطلاعات - مصوب ۶ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون لغو مجازات شلاق - مصوب ۶ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۰ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[اساسنامه موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران]] - مصوب ۹ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی &lt;br /&gt;
* قانون  الحاق دولت شاهنشاهی به اتحادیه بین‌المللی سازمان‌های رسمی جهانگردی  - مصوب ۱۴ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس مرکز آمار ایران]] - مصوب ۱۴ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۷ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون تمدید مدت اختیار کمیسیون رسیدگی ب دعاوی اشخاص علیه&#039;&#039;&#039; دولت &#039;&#039;&#039; - مصوب ۲۳ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح بعضی از مواد قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی  - مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۳ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون حمل و نقل اجناس اهدایی و طرز پرداخت هزینه‌های اداری آن - مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۷ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون توسعه موسسات برق غیر دولتی - مصوب ۱۶ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۶ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه اضافه نمودن تبصره به بند ۱۰ ماده اول قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۵ آذر ۱۳۴۳ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* [[قانون توسعه صنایع پتروشیمی]] - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون قرارداد شرکت نفت خلیج فارس]] - مصوب ۱۴ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۱ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تعیین تکلیف مشمولین خدمات وظیفه عمومی متولد سال‌های ۱۳۱۲ تا پایان ۱۳۲۴ - مصوب ۱۴ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۱ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تعیین حریم دریاچه احداثی در پشت سدها]] - مصوب ۲۷ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۴ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اضافه نمودن شش تبصره به ماده ۱۰ قانون کار - مصوب ۲۷ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون افزایش سهمیه و سرمایه ایان در صندوق ین‌المللی پول و بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه - مصوب ۲۷ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۱ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون ساختمان شاهراه تهران کرج - مصوب ۳۱ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۷ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه ترانزیت بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری ترکیه - مصوب ۳ امرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۷ خرداد ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه ارجاع اختلافات احتمالی وزارت جنگ با کارخانه نورد آویاسیون به داوری - مصوب ۳ امرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس شرکت سهامی کارخانه‌های ایران و فروش سهام]] - مصوب ۳ امرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۸ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون قرارداد منعقد بین دولت شاهنشاهی ایران و جمهوری فدرال آلمان راجع به واریز حساب‌های سابق پایاپای ایران و آلمان - مصوب ۳ امرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۸ تیر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۷ امرداد ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر در برگیرنده ۷۱ تصمیم مجلس شورای ملی خرداد - اسفند ۱۳۴۴ جلد پنجم ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 5.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد پنجم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهرست زیر دربر گیرنده ۷۱ قانون از مجموعه قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی به &#039;&#039;&#039;نخست وزیری امیرعباس هویدا&#039;&#039;&#039; می باشد. این قوانین در جلد پنجم از تاریخ خرداد ۱۳۴۴ تا اسفند ۱۳۴۴ به ترتیب تاریخ تصویب آمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* عدم لزوم تحصیل مجوز مجدد لایحه مربوط به نحوه پرداخت هزینه حمل و نقل و توزیع کمک‌های جنسی اهدایی موسسه کاوه - مصوب ۲۰ خرداد ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۶ مهر ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به اداره امور مالی هنرستان تهران و هنرستان تبریز - مصوب ۳ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۸ آبان ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اداره امور هنرسرای‌عالی، سازمان نمونه تعلیم و تربیت حرفه‌ای سابق کشور - مصوب ۱۵ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۸ آبان ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون افزایش میزان اعتبار انتقالی قانون بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور - مصوب ۲ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۹ مهر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۹ آبان ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون معافیت گمرکی کالاهای دانشگاههای کشور - مصوب ۲ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۶ مهر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۹ آبان ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر جهت عضویت در هیات عالی نظارت شرکت ملی نفت ایران ۱۳۴۶]] - مصوب ۲ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی .&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به انتخاب یک نفر جهت شرکت در سازمان بیمه‌های اجتماعی - مصوب ۲ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی .&lt;br /&gt;
* قانون قدردانی از خدمات شجاعان شهید استوار دوم محمدعلی باباییان و استوار دوم آیتالله لشگری - مصوب ۱۱ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به تحصیل ۱۵ میلیاردریال اعتبار جهت تقویت نیروهای دفاعی کشور - مصوب ۱۹ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۷ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به عهدنامه مودت و اقامت بین دولت شاهنشاهی ایران و جمهوری اتریش - مصوب ۲۳ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۹ مهر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون مقررات مالی سازمان اصلاحات ارضی]] - مصوب ۲۰ تیر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۴ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح قانون مربوط به اجازه تحصیل دویست میلیون دلار اعتبار جهت تقویت نیروی دفاعی کشور - مصوب ۱۱ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۴ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون ترمیم اشل حقوق مشمولین قانون استخدام پزشکان - مصوب ۴ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۷ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به عهدنامه مودت بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری اندونزی - مصوب ۷ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۸ اسفند ۱۳۳۷ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به موافقت‌نامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی - مصوب ۷ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون راجع به تاسیس شورای مرکزی دانشگاه‌ها]] - مصوب ۹ آذر ۱۳۴۴ کمیسیون مشترک آموزش و پرورش مجلسین.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به موافقت‌نامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری چین - مصوب ۱۱ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۴ اسفند ۱۳۳۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مالیات مقطوع سال ۱۳۴۴ پیشه‌وران و مقررات تسهیل مالیات - مصوب ۱۶ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* آیین‌نامه معاملات شهرداری تهران - مصوب ۱۷ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۱ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. مصوب کمیسیون کشور مجلسین.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه خرید لوازم و قطعات یدکی ماشین‌آلات وزارت راه بدون رعایت آیین‌نامه معاملات دولتی - مصوب ۲ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه جهانگردی بین دولت شاهنشاهی و دولت جمهوری ترکیه و دولت پاکستان - مصوب ۵ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تخصیص وجوه و بهره وام‌هایی که از طرف سازمان برنامه در اختیار بانک کشاورزی گذاشته شده به سرمایه بانک مزبور - مصوب ۵ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* اصلاح مواد ۱۶ و ۲۳ آیین‌نامه استخدامی کارمندان فنی اداره کل راه - مصوب ۹ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۵ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. مصوب کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی و کمیسیون‌های دارایی و بودجه مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن لایحه مربوط به انتقال سرهنگ مکرمی‌نژاد به شهربانی کل کشور - مصوب ۶ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۴ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* اصلاح ماده ۴ اساسنامه شرکت‌های برق منطقه‌ای - مصوب ۱۷ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۸ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. مصوب کمیسیون‌های شماره ۶ مجلس سنا و آب و برق مجلس شورای ملی.&lt;br /&gt;
* قانون انتقال کارمندان ثبت اسناد به مرکز برای طی کلاس عالی ثبت - مصوب ۹ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۶ مهر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مجازات افسران و کارمندان و افراد نیروهای مسلح شاهنشاهی و ژاندارمری و شهربانی که به اموال دولتی خسارت وارد می‌آورند - مصوب ۹ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۴ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه پرداخت پنجاه درصد از حق‌الوکاله‌های وصولی به نمایندگان قضایی و کارمندان موثر در پیشرفت دعاوی دولت - مصوب ۱۲ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۹ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون هنرسرای مقدماتی بهبهانی - مصوب ۱۲ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۰ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری چهاردانگ‌ و نیم مشاع باغ چال به شهرداری کرمانشاه - مصوب ۲ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون الحاق تبصره سوم به ماده ۱۲ اجازه استخدام پرستار و ماما و کارمند فنی برای وزارت بهداری - مصوب ۴ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* منتفی بودن لایحه مربوط به ترمیم حقوق آقای سرهنگ مکرمی‌نژاد -  مصوب ۷ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* منتفی بودن لایحه مربوط به استخدام جهت سازمان برنامه به جای کسانی که بازنشسته و یا برکنار شده‌اند - مصوب ۱۴ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون مربوط به موافقت‌نامه ترانزیت بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت پادشاهی افغانستان - مصوب ۲۹ مهر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح ماده ۴۳ قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۷ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راجع به اداره امور مالی مرکز آموزش کشاورزی کرج - مصوب ۱۱ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* آیین‌نامه اجرای استفاده از اتومبیل‌های دولتی موضوع تبصره ۶۸ قانون بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور - مصوب ۲۱ دی ۱۳۴۴ کمیسیون مشترک دارایی مجلسین.&lt;br /&gt;
* قانون مربوط به موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت ایالات متحده آمریکا برای تامین هزینه‌های بعضی از برنامه‌های مبادلات فرهنگی - مصوب ۷ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون راحع به واگذاری دوفروند هواپیمای گمرک به باشگاه خلبانی کشوری - مصوب ۲۵ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس کتابخانه عمومی در تمام شهرها]] - مصوب ۲ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون انتقال افسران و کارمندان و اموال اداره نظام وظیفه عمومی به وزارت کشور و اجازه استفاده از مشمولین وظیفه عمومی در خدمت ژاندارمری کشور - مصوب ۹ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون الحاق دولت شاهنشاهی ایران به هفت قرارداد بین‌المللی دریایی - مصوب ۵ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه ایجاد معابر جدید در تهران برای تسهیل وسایل عبور و مرور - مصوب ۵ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* منتفی بودن لوایح مربوط به اجازه و اختیارات هیات پنج نفری برای ساختمان خانه‌های سازمانی و اجازه استخدام مامورین فنی و خرید اراضی مورد احتیاج سازمان - مصوب ۳۰ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۹ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* رد لایحه اساسنامه سازمان اتحادیه شهرداری‌های ایران - مصوب ۱۲ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون تادیه فوق‌العاده افسران و افراد پلیس راه - مصوب ۱۴ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۴ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* آیین‌نامه اجرایی قسمت اول تبصره ۲۹ بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور - مصوب ۱۸ بهمن ۱۳۴۴ کمیسیون مشترک دارایی مجلسین.&lt;br /&gt;
* تعیین شرایط اجازه تحصیل اعتبار از موسسه جی.آی.ای ایتالیایی - مصوب ۱۸ بهمن ۱۳۴۴ کمیسیون مشترک دارایی مجلسین.&lt;br /&gt;
* رد لوایح مربوط به تشکیل سازمان مسکن و تنظیم یک برنامه صحیح و بلند مدت برای خانه‌دار ساختن کارمندان دولت و کارگران صنایع - مصوب ۳۰ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* منتفی بودن لایحه مربوط به اجازه مبادله قراردادهای منعقد بین دولت ایران و آلمان - مصوب ۱۲ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون مقررات مرزنشینان کشور - مصوب ۲۱ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون فروش محصول‌ سال‌های ۴۰ و ۴۱ و ۴۲ و ۴۳ و ۴۴ تنباکوی اصفهان - مصوب ۲۱ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۹ آبان ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تمدید مدت تحصیل عده‌ای از دانشجویان رتبه اول که به خارج اعزام شده‌اند]] - مصوب ۲۱ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون فارغ‌التحصیلان آموزشگاه‌های کمک مهندس نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۱ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۹ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون بودجه سال ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی - مصوب ۲۱ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی. این قانون در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون سیل برگردان تهران و ادامه خیابان کندی به مهمانخانه هیلتن - مصوب ۲۶ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۳ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لایحه اصلاح بند ۲۵ ماده ۵۵ قانون شهرداری و تبصره ذیل آن - مصوب ۲۶ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 5 Budget1345.pdf|thumb|left‎|قانون بودجه سال ۱۳۴۵ کل کشور]]  &lt;br /&gt;
* قانون اصلاح ماده ۸۵ قانون استخدامی نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۶ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۹ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* آیین‌نامه تعیین وضع و تبدیل استخدامی همردیفان فعلی شهربانی کل کشور به درجه همردیفی نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۶ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا. مصوب کمیسیونهای مربوطه مجلسین.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهی ایران، دولت اتحاد جماهیر شوروی شوسیالیستی درباره همکاری اقتصادی و فنی به منظور ایجاد ذوب‌آهن و کارخانه ماشین‌سازی و نصب لوله گاز در ایران و واگذاری اعتبار برای این مقاصد - مصوب ۲۴ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۴ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تفریق بودجه سال ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی - مصوب ۲۵ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی. این قانون در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* منتفی بودن لایحه مربوط به واگذاری کارخانجات تعمیراتی و میکانیکی ونک به شرکت کارخانجات ایران - مصوب ۱۲ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۹ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون ثبت املاک در مناطق عشایری - مصوب ۱۵ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۴ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*آیین‌نامه اجرایی قانون اصلاح ماده ۱۶ قانون معادن - مصوب ۱۶ اسفند کمیسیون مشترک اقتصاد مجلسین.&lt;br /&gt;
* قانون ترخیص اتومبیل فولکس‌ واگن اهدایی دولت آلمان غربی - مصوب ۱۷ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ آذر ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح ماده ۲۳۰ قانون مجازات عمومی - مصوب ۱۷ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ بهمن ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تمرکز و مصرف وجوه حاصله از محل حق شرکت در امتحانات ورودی دانشگاه‌های ایران - مصوب ۱۷ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۵ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس موسسه بررسی آفات و بیماری‌های گیاهی]] - مصوب ۱۹ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۶ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون برقراری مستمری درباره وراث مرحوم بهمن بهمنی قشقایی - مصوب ۱۹ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۴ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قرارداد بین شرکت صنایع پتروشیمی و آلاید کمیکال کورپوریشن]] - مصوب ۲۵ اسفند ۱۳۴۴ کمیسیون‌های مشترک اقتصاد و دارایی مجلسین &lt;br /&gt;
* قانون تبدیل عنوان استخدامی افراد و درجه‌داران و افسران سابق گمرکات و انحصارات - مصوب ۲۶ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۸ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۴۵  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون بودجه سال ۱۳۴۵ کل کشور]] - مصوب ۲۶ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۲ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۴۴ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر دربرگیرنده ۵۲ قانون از مجموعه قوانین مجلس شورای ملی دوره ۲۱ - فروردین تا خرداد ۱۳۴۵ - جلد ششم ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 6 oB.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد ششم]]&lt;br /&gt;
* قانون اتومبیل‌های شخصی مامورین وزارت امور خارجه - مصوب ۲۳ فروردین ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۴ اسفند مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون نامگذاری روز سوم اسفند به نام روز رضا شاه کبیر]] - مصوب ۱۹ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ فروردین مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون اهدای یک نمونه از سر ستون‌های کاخ آپادانا و چند قطعه سنگ از تخت جمشید - مصوب ۱۵ اسفند ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۷ اردیبهشت مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون اصلاح مواد ۱۷ و ۱۸ قرارداد بین‌المللی مربوط به ایجاد سازمان مشورتی دریانوردی بین دول مصوب سال ۱۳۳۶ - مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۰ بهمن مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.  &lt;br /&gt;
* قانون استرداد حقوق گمرکی مواد اولیه مصنوعات ماشینی کارخانجات داخلی - مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۰ بهمن مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.  &lt;br /&gt;
* قانون قرارداد اقامت و دریانوردی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت فرانسه - مصوب ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۰ بهمن مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.   &lt;br /&gt;
* [[قرارداد بین شرکت ملی صنایع پتروشیمی و شرکت بی-اف- گودریچ]] - مصوب ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ بهمن مجلس سنا، کمیسیون مشترک اقتصاد مجلسین. این قانون در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.  &lt;br /&gt;
* [[اساسنامه سازمان جلب سیاحان]] - مصوب ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی کمیسیون‌های مشترک مجلسین.&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر ناظر اندوخته اسکناس ۱۳۴۵ - مصوب ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی. &lt;br /&gt;
* قانون تاسیس بورس اوراق بهادار - مصوب ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۹ اسفند مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ خرداد  ۱۳۴۵  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.   &lt;br /&gt;
* [[قانون راجع به دانشجویانی که خارج از کشور به تحصیل اشتغال دارند]] - مصوب ۶ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۸ اردیبهشت مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۳ امرداد ۱۳۴۵  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.  &lt;br /&gt;
* قانون افزایش هزینه‌های ثبتی - مصوب ۱ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۸ اسفند ۱۳۴۴ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ خرداد  ۱۳۴۵  به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* [[قانون حفظ و حراست منابع آب‌های زيرزمينی كشور]] - مصوب ۱ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون پرداخت معادل یک‌روز بودجه نظامی کشور به سازمان تربیتی و علمی و فرهنگی ملل متحد]] - مصوب ۱ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۶ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[اساسنامه موسسه انحصار دخانیات]] - مصوب ۳ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی کمیسیون مشترک دارایی مجلسین.  &lt;br /&gt;
* اصلاح ماده ۴ و تبصره‌های آن مربوط به آیین‌نامه هزینه سفر و فوق‌العاده افسران و کارمندان نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۵ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون متمم بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور - مصوب ۸ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون الحاق دولت ایران به قراردادهای بین‌المللی حمل و نقل بار و مسافر - مصوب ۲۸ آذر ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۹ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[اساسنامه سازمان قند و شکر]] - مصوب ۱۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی کمیسیون مشترک دارایی مجلسین. &lt;br /&gt;
* [[اساسنامه سازمان چای]] - مصوب ۱۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی کمیسیون مشترک دارایی مجلسین.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه قبول عضویت و پرداخت حق عضویت کنگره بین‌المللی راه - مصوب ۱۷ بهمن ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۱۴ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه تحصیل وام از بانک صادرات و واردات واشنگتن جهت رفع نیازمندی‌های شرکت هواپیمایی ملی ایران - مصوب ۱ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۴ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون طرز تقویم تملک اراضی مورد نیاز سد فرحناز پهلوی (لتیان)]] - مصوب ۱۷ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون افزایش هزینه دادرسی و سایر هزینه‌های منظور در قانون آیین‌ دادرسی مدنی و امور حسبی - مصوب ۱۷ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت اسپانیا - مصوب ۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* [[قانون نامگذاری روز ۲۱ فروردین بنام روز نیایش]] - مصوب ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون تمدید مهلت تقدیم دادخواست به هیات سه نفری - مصوب ۲۲ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون اصلاح قانون انتخابات مجلس سنا]] - مصوب ۱۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۳ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون نحوه خرید ماشین‌آلات و سایر لوازم برای اجرای طرح‌های مصوب برنامه‌های عمرانی - مصوب ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید&lt;br /&gt;
* قانون اجازه قبول عضویت سازمان دفاع غیر نظامی ایران در سازمان بین‌المللی دفاع غیر نظامی - مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید&lt;br /&gt;
* [[قانون استخدام کشوری]] - مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی کمیسیون خاص مشترک مجلسین.&lt;br /&gt;
* [[قانون سازمان نقشه‌برداری]] - مصوب ۵ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون وصول درآمد اختصاصی وزارت پست و تلگراف و تلفن - مصوب ۵ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۸ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید&lt;br /&gt;
* قانون اجازه ترمیم فوق‌العاده ثابت ارزی مامورین خارج از کشور وزارت امور خارجه - مصوب ۵ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید&lt;br /&gt;
* اصلاح بندهای ه ، و ، ز ماده ۱ فصل چهارم آیین‌نامه معاش‌های نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۸ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی کمیسیون بودجه.&lt;br /&gt;
* [[قانون تشکیل شورای داوری]] - مصوب ۹ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*********************************&lt;br /&gt;
* [[اساسنامه شرکت سهامی ساختمان سد و تاسیسات آبیاری]] - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی  کمیسیون‌های پارلمانی&lt;br /&gt;
* قانون انتقال اداره کل گمرک و سازمان بنادر و کشتیرانی به وزارت دارایی - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید&lt;br /&gt;
* قانون استفاده موسسات درمانی نیروهای مسلح شاهنشاهی و بیمارستان‌های ژاندارمری و شهربانی کل کشور از قانون استخدام پرستار و ماما و کارمند فنی برای وزارت بهداری - مصوب  خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۳ تیر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس شرکت هواپیمایی ملی ایران و مقررات بهره‌برداری هوایی کشور]] - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۳ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید&lt;br /&gt;
* [[قانون طرز تهیه و بودجه کل کشور]] - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه دریافت هزینه عکسبرداری اسناد - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موسسات حمل و نقل و تعمیرگاه‌های اتومبیل و گاراژهای عمومی - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* آیین‌نامه شورای عالی اوقاف - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۷ فروردین ۱۳۴۵ مجلس سنا کمیسیون‌های پارلمانی. &lt;br /&gt;
* قانون اجازه خرید فرش و سایر اشیای تزیینی مورد نیاز نمایندگی‌های سیاسی شاهنشاهی خارج از کشور - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۰ تیر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تمدید قانون تعیین تکلیف مشمولین خدمت نظام وظیفه عمومی متولد سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۴ - مصوب  تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۰ تیر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[آیین‌نامه مزایا و معافیت‌های کارشناسان خارجی]] - مصوب ۲۳ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۳ تیر ۱۳۴۵ مجلس سنا کمیسیون‌های پارلمانی.&lt;br /&gt;
* قانون الحاق ماده واحده به قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۸ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۳ تیر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۴ امرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه الحاق دولت ایران به عهدنامه بین‌المللی مربوط به برقراری مقررات متحدالشکل درباره حقوق ممتاز و رهن دریایی - مصوب ۲۸ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۶ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ امرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون انتقال اداره کل غله به وزارت کشاورزی - مصوب ۲۸ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۰ تیر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ امرداد ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* الحاق ماده ۵ به آیین‌نامه اجرایی قسمت اول تبصره ۲۹ قانون بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور - مصوب ۲۹ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی کمیسیون‌های مشترک مجلسین &lt;br /&gt;
* [[آیین‌نامه شورای عالی آموزش و پرورش]] - مصوب ۱۷ شهریور ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۵ شهریور ۱۳۴۵ مجلس سنا کمیسیون‌های پارلمانی.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه فروش اراضی خالصه واگذاری به شهرداری زاهدان - مصوب ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۸ مهر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر در برگیرنده ۵۳ تصمیم مجلس شورای ملی - تیر تا اسفند ۱۳۴۵ - جلد هفتم ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 7.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد هفتم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهرست زیر دربر گیرنده ۵۳ قانون از مجموعه قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی به &#039;&#039;&#039;نخست وزیری امیرعباس هویدا&#039;&#039;&#039; می باشد. این قوانین در جلد هفتم از تاریخ تیر ۱۳۴۵ تا اسفند ۱۳۴۵ به ترتیب تاریخ تصویب آمده‌است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* قانون مجازات اسستفاده از پلاک‌های تقلبی وسایط نقلیه موتوری - مصوب ۷ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲ آبان ۱۳۴۵ - این قانون در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اضافه‌شدن یک تبصره به ماده ۶ قانون خدمت نظام وظیفه مشمولین دیپلمه به بالا - مصوب ۲۳ تیر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۵ - این قانون در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*[[تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر جهت عضویت هیات عالی نظارت شرکت ملی نفت ایران ۱۳۴۵]] - مصوب ۱۰ آبان ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
* قانون قرارداد استرداد مجرمین بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت فرانسه - مصوب ۲۲ آبان ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ خرداد ۱۳۴۵ مجلس سنا.این قانون در تاریخ ۱ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر جهت عضویت هیات حسابرسی برنامه - مصوب ۲۲ آبان ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی &lt;br /&gt;
* [[قانون اجازه اشتغال فارغ‌التحصیلان دانشسرای‌عالی در دانشگاه‌های شهرستان‌ها]] - مصوب ۲۲ آبان ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۷ مهر ۱۳۴۵ مجلس سنا.این قانون در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون اداره امور دانشکده صنعتی زیر نظر هیات امنا]] - مصوب ۲۲ آبان ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۸ مهر ۱۳۴۵ مجلس سنا.این قانون در تاریخ ۱ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه عدم‌استرداد وجوه پرداختی وزارتخانه‌ها به شهرداری بابت عوارض - مصوب ۲۹ آبان ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا.این قانون در تاریخ ۶ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن لایحه تشکیل شورای عالی اداری کشور - مصوب ۱۹ آبان ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۳۰ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا.   &lt;br /&gt;
* قانون تصویب اصلاحات وارده بر ماده ۱۰۹ منشور ملل متحد - مصوب ۱۰ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۶ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا.این قانون در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح بعضی از مواد قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۱۳ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا.این قانون در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون رسیدگی فوری به خسارات ناشیه از تصادفات رانندگی به وسیله نقلیه موتوری - مصوب ۱۳ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا.این قانون در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*[[قانون اجازه مبادله و اجرای قرارداد پیمانکاری اکتشاف و تولید نفت با اراپ]] - مصوب ۱ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه فروش مصنوعات آموزشگاه‌های حرفه‌ای تا میزان یک‌صدهزار ریال بدون رعایت آیین‌نامه معاملات دولتی - مصوب ۲۰ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۴ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون الحاق دولت شاهنشاهی ایران به مقاوله‌نامه شماره ۱۰۸ مربوط به شناسنامه ملوانی ملی کارکنان کشتی‌ها - مصوب ۲۴ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۶ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون افتتاح حساب‌جاری جهت کارکنان شاغل و بازنشستگان و موظفان و مستمری‌بگیران وزارتخانه‌ها - مصوب ۲۷ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون واگذاری شش‌دانگ یک‌باب عمارت و باغچه به جمعیت حمایت آسیب‌دیدگان سوختگی]] - مصوب ۲۷ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح ماده ۲ قانون اصلاح قانون انحصار دخانیات مصوب ۱۳۱۰۰۱۲۰۲۶ - مصوب ۲۷ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۴ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* آیین‌نامه اجرای قانون استخدام موقت و بازنشستگی و بازخرید سوابق خدمتی درجه‌داران ارتش و ژاندارمری در مورد داوطلبانی که در آتیه (از تاریخ تصویب این آیین‌نامه) استخدام خواهندشد - مصوب ۲۸ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۴ مهر ۱۳۴۵ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* [[قانون تشکیل مرکز توسعه صادرات ایران]] - مصوب ۲۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۶ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۶ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون اصلاحیه موافقت‌نامه همکاری بین دولت کشورهای متحده آمریکا و دولت شاهنشاهی ایران راجع به استفاده‌های غیرنظامی از انرژی اتمی]] و [[موافقت‌نامه بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دولت شاهنشاهی ایران و دولت کشورهای متحده آمریکا برای انجام اقدامات تامینی]] - مصوب ۲۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۷ مهر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مالیات سال ۱۳۴۵ پیشه‌وران - مصوب ۱ دی  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[‌قانون استفاده از مشمولان ليسانسيه و بالاتر در سپاه دانش]] - مصوب ۱ دی  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۶ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه دریافت پنج درصد افزایش بهای تمام شده علایم استاندارد و نیم‌درصد کارمزد کالاهای صادراتی - مصوب ۱ دی  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۶ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون متمم بودجه سال ۱۳۴۵ کل کشور]] - مصوب ۱ دی  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۶ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری اموال منقول و غیرمنقول به کاخ جوانان - مصوب ۲۰ آذر  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۴ دی ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تمدید مدت خدمت کارشناسان آمریکایی وزارت راه - مصوب ۲۵ دی  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن لایحه حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع - مصوب ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۶ دی ۱۳۴۵ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون نحوه پرداخت مطالبات ورثه مرحوم بوشهری - مصوب ۲۹ دی  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس صندوق توسعه کشاورزی ایران]] - مصوب ۲۹ دی  ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۹ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون اساسنامه بانک کشاورزی ایران]] - مصوب ۲۹ دی ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۴ آذر ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه خرید قسمتی از اراضی ونک برای شهربانی کل کشور - مصوب ۲۴ خرداد ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۷ بهمن ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* رد لوایح مربوط به اختیار بازنشسته‌کردن کارمندان وزارت کشور -مصوب ۲۷ دی ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
* قانون اخذ عوارض فرودآمدن و توقف هواپیماها و سایر خدمات فرودگاهی مشابه تعرفه فرودگاه‌های بین‌المللی - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۶ دی ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون استفاده از بی‌سیم‌های اختصاصی و غیرحرفه‌ای (آماتوری) - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۵ بهمن ۱۳۴۵ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح پاره‌ای از مواد و الحاق مواد جدید به قانون شهرداری مصوب سال ۱۳۳۴ - مصوب ۲۷ بهمن ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱ بهمن ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون عضویت دولت ایران در سازمان منطقه شرقی - مصوب ۲ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱ اسفند مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه ترک مناقصه وسایل روشنایی جاده مهرآباد - مصوب ۴ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.  &lt;br /&gt;
* قانون واگذاری سه قطعه زمین در اصفهان به دانشگاه صنعتی آریامهر - مصوب ۴ اسفند ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی و ۱۷ بهمن مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون مشترک برنامه مجلسین دایر به تصویب بودجه اداری و پرسنلی نیمه اول سال ۱۳۴۱ سازمان برنامه - مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی &lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون مشترک برنامه مجلسین دایر به اصلاح اعتبارات برنامه عمرانی هفت ساله دوم - مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 8.pdf|thumb|left‎|قانون بودجه سال ۱۳۴۶ کل کشور - جلد هشتم]]  &lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون مشترک برنامه مجلسین دایر به تصویب بودجه اداری و پرسنلی سال ۱۳۴۰ سازمان برنامه - مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی &lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون مشترک برنامه مجلسین دایر به اجازه استخدام آقای هرمان اشمیت تبعه دولت آلمان غربی - مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی &lt;br /&gt;
* [[قرارداد بین شرکت ملی صنایع پتروشیمی با شرکت آمریکایی اموکو اینترنشنال]] - مصوب ۱۱ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی &lt;br /&gt;
* قانون بودجه سال ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی - مصوب ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی. این قانون در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون جرایم و تخلفات افسران و درجه‌داران و افراد شهربانی کل کشور - مصوب ۲۵ دی ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۵ اسفند ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* پیشنهاد دایر به لزوم تشکیل موسسان به منظور تجدید نظر در اصول ۳۸ و ۴۱ و ۴۲ متمم قانون اساسی - مصوب ۲۱ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۲ اسفند ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون افزایش میزان ضرب مسکوک نیکلی - مصوب ۳۰ بهمن ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۴ اسفند ۱۳۴۵ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
*[[آیین‌نامه وصول عوارض از وسایل نقلیه موتوری موضوع ماده ۶ قانون شاهراه تهران-کرج مصوب ۳۱ تیرماه ۱۳۴۴]] - مصوب ۲۵ اسفند مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
* [[قانون انتخابات مجلس موسسان]] - مصوب ۲۳ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۷ اسفند مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*قانون اخذ مالیات از اتومبیل‌های سواری و صفحات گرامافون - مصوب ۲۸ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۷ اسفند مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.     &lt;br /&gt;
*[[قانون مالیات‌های مستقیم ۱۳۴۵]] - مصوب ۲۸ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۱ اسفند مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قانون بودجه ۱۳۴۶ - مجلس شورای ملی دوره ۲۱ - اسفند ۱۳۴۵ - جلد هشتم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;قانون بودجه سال ۱۳۴۶ کل کشور&#039;&#039;&#039; - &#039;&#039;&#039;جلد هشتم&#039;&#039;&#039; - مصوب ۲۸ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۲۴ اسفند مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۴۵ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست زیر در برگیرنده ۱۱۳ تصمیم‌ مجلس شورای ملی از فروردین تا شهریور ۱۳۴۶ - جلد نهم ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majlis Melli 21 Vol 9.pdf|thumb|left‎|قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی - جلد نهم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهرست زیر دربر گیرنده ۱۱۳ قانون از مجموعه قوانین بیست و یکمین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی به &#039;&#039;&#039;نخست وزیری امیرعباس هویدا&#039;&#039;&#039; می باشد. این قوانین در جلد نهم از تاریخ فروردین ۱۳۴۶ تا شهریور ۱۳۴۶ به ترتیب تاریخ تصویب آمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون مشترک دارایی مجلسین دایر به حذف نام بانک سپه از فهرست پیوست آیین‌نامه اجرای استفاده از اتومبیل‌های دولتی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ کمیسیون مشترک دارایی &lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون مشترک دارایی مجلسین دایر به اصلاح تبصره ۲ آیین‌نامه اجرایی قسمت اول تبصره ۲۹ بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور و حذف نام بانک سپه از فهرست آیین‌نامه مزبور - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ کمیسیون مشترک دارایی   &lt;br /&gt;
* [[اساسنامه سازمان پنبه ایران]] - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ کمیسیون مشترک دارایی &lt;br /&gt;
* تبصره الحاقی به ماده چهار اساسنامه شرکت‌های برق منطقه‌ای دهگانه کشور شامل تهران، اصفهان، فارس، کرمان، خراسان، مازندران، گیلان، آذربایجان، کرمانشاه، همدان و کردستان - مصوب ۴ اردیبهشت ۱۳۴۶ کمیسیون آب و برق&lt;br /&gt;
* قانون استفاده از ماشین نقش تمبر - مصوب ۲۱ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۴ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمد رضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقتنامه همکاری اقتصادی و فنی بین ایران و یوگسلاوی - مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۴ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمد رضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به انتخاب اعضای دیوان محاسبات - مصوب ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۶ &lt;br /&gt;
* قانون حق عضویت اطاق‌های بازرگانی - مصوب ۴ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمد رضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اجازه قبول عضویت و پرداخت حق عضویت جهانی نیرو - مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمد رضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون قرارداد همکاری اقتصادی و فنی بین دولت ایران و چکسلواکی - مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمد رضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون قرارداد بین دولت ایران با سازمان عمران بین‌المللی آمریکا برای تامین اعتبار طرح‌های عمرانی کشور. مصوب ۹ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمد رضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری ۱۰۲ صندوق محتوی لوازم جراحی و بیمارستانی به دانشگاه ملی - مصوب ۲۳ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون حفظ نباتات - مصوب ۱۲ اردیبهشت  ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۵ اسفند ۱۳۴۵ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مواد الحاقی به آیین‌نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳۰۴۰۳ کمیسیون خاص مشترک مجلسین - مصوب ۱۲ اردیبهشت  ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اسفند ۱۳۴۵ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تغییر نام سازمان تسلیحات ارتش به سازمان صنایع نظامی - مصوب ۲۱ اسفند ۱۳۴۵ مجلس شورای ملی و ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا (مصوب کمیسیون دارایی مجلسین)&lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون دارایی مجلسین دایر به اجازه تحصیل چهارصد میلیون فرانک اعتبار از دولت فرانسه - مصوب ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به نرخ بهره وام‌های خارجی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به لغو مالیات مستغلات غیراجاری -  مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به درج بیلان در جراید محلی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به تصفیه بقایای مالیاتی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به مالیات پیشه‌وران - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به تکمیل قانون مالیات بر ارث - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به توافق با مودیان - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به مالیات پیشه‌وران - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به مالیات بر اراضی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به قطع مرور زمان - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به تجدید نظر در ارزیابی اموال غیر منقول - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* قانون اخذ بیست ریال عوارض از هر تن سیمان به نفع انجمن آثار ملی - مصوب ۱۹ اردیبهشت  ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۷ بهمن ۱۳۴۵ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون نحوه مصرف و یا نابودکردن مواد دخانیه قاچاق - مصوب ۱۹ اردیبهشت  ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تصمیم متخذه کمیسیون مشترک دارایی مجلسین دایر به الحاق بند ۶ به ماده ۵ الحاقی به آیین‌نامه اجرایی قسمت اول تبصره ۲۹ قانون بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور - مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۶ کمیسیون مشترک دارایی مجلسین.&lt;br /&gt;
* [[قانون سازمان نمایشگاه‌های وزارت اقتصاد]] - مصوب ۲۱ اردیبهشت  ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* لایحه قانونی الحاقی یک تبصره به ماده ۵۹ لایحه قانونی استخدام کشوری مصوب کمیسیون خاص مشترک مجلسین - مصوب ۲۶ فروردین ۱۳۴۶ مجلس سنا و ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* تصمیم قانونی دایر به انتخاب دو نفر ناظر اندوخته اسکناس - مصوب ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی &lt;br /&gt;
* [[قانون قرارداد تشویق و حمایت متقابل سرمایه‌گذاری بین دولت ایران و دولت آلمان]] - مصوب ۲۲ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون موافقت‌نامه همکاری فنی و اقتصادی بین دولت ایران و دولت رومانی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به تصفیه بقایای مالیاتی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به مالیات بر اراضی - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به مالیات پیشه‌وران - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به سازمان تشخیص مالیات - مصوب ۵ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* قانون عهدنامه مودت بین ایران و دولت تایلند - مصوب ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۴ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[اساسنامه بنگاه شیمیایی]] - مصوب ۳۰ اردیبهشت ۱۳۴۶ کمیسیون مشترک دارایی مجلسین&lt;br /&gt;
* قانون اجازه خرید مستقیم دارو و وسایل بیمارستانی وزارت جنگ - مصوب ۳۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۵ اسفند ۱۳۴۵ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون پرداخت حق آزمایش به حساب اختصاصی موسسه استاندارد - مصوب ۲۹ فروردین ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون حق فنی درجه‌داران کادر ثابت رسته موزیک - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۹ آبان ۱۳۴۵ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به تمدید مدت مرور زمان - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به اظهارنامه مودیان - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به رسیدگی به دفاتر بازرگانان - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به تعیین نرخ مالیات نقل و انتقالات قطعی - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به مالیات مقاطعه‌کاران - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به ممیزی املاک مزروعی - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به صاحبان املاک و باغات - مصوب ۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* قانون تمدید قانون تعیین تکلیف خدمت نظام‌وظیفه عمومی متولد سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۴ - مصوب ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید. &lt;br /&gt;
* قانون تمدید مدت اختیارات کمیسیون رسیدگی به دعاوی اشخاص علیه دولت - مصوب ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون ضمیمه‌شدن ادارات پلیس انتظامی راه‌آهن و هواپیمایی کشوری و اداره انتظامی و نگهبانی گمرکات به شهربانی - مصوب ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون وصول بهای آب سازمان‌ها و شرکت‌های تابع وزارت آب و برق - مصوب ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به قبوض اقساطی و دستور پرداخت‌ها - مصوب ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا   &lt;br /&gt;
* لغو تصویب‌نامه مربوط به معافیت نقل و انتقالات املاک مالکینی که به موجب مقررات اصلاحات ارضی به دولت واگذار نموده‌اند - مصوب ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا   &lt;br /&gt;
* قانون پرداخت وام برای توسعه و بهبود دامپروری - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون کتاب‌های درسی و اساسنامه سازمان کتاب‌های درسی ایران]] - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون نحوه استفاده از خانه‌های سازمانی]] - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری باغ ارم شیراز به دانشگاه پهلوی - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون مکلف‌بودن دولت در تهیه لایحه‌ای جهت نگهداری و تربیت ایتام بی‌بضاعت]] - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون واگذاری اراضی جلالیه به سفارت کویت - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون شکار و صید]] - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تصمیم کمیسیون دارایی مجلسین راحع به موافق‌نامه همکاری اقتصادی و فنی بین دولت ایران و دولت رومانی - مصوب ۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۰ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;[[برنامه عمرانی سوم ۱۳۴۱ - ۱۳۴۶|قانون برنامه عمرانی سوم کشور]]&#039;&#039;&#039; - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون الحاق ۸ ماده به آیین‌نامه اصلاحات ارضی مصوب کمیسیون خاص مشترک مجلسین - مصوب ۱۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶]] - مصوب ۲۵ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[جدول معافیت‌های صنعتی]] - مصوب ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ کمیسیون دارایی مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن تصویب‌نامه مربوط به انحلال اداره کل امور شهرداری‌ها - مصوب ۴ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا &lt;br /&gt;
* قانون اصلاح موادی از قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۷ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن تصویب‌نامه مربوط به امضای اوراق و اسناد ۵۵ میلیون مارک اعتبار دریافتی از دولت فدرال‌آلمان و ترتیب استرداد و تصفیه آن - مصوب ۷ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح ماده ۲۸ قانون وکالت مصوب بهمن‌ماه ۱۳۱۵ - مصوب ۱۴ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون عضویت رادیو تلویزیون ملی ایران در اتحادیه‌های رادیو و تلویزیون آسیا و اروپا]] -  مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تکمیل و توسعه کارخانجات سازمان تعاون مصرف کادر نیروهای انتظامی -  مصوب ۲۸ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تشکیل شرکت ملی ذو‌ب‌آهن ایران]] -  مصوب ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تمدید مدت قرارداد استخدامی آقای دکتر گوستاوبوری و افزایش حقوق نام‌برده از اول سال ۱۳۴۶ -  مصوب ۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون لغو قسمت بند (ب) ماده یک قانون کمک به توسعه صدور بعضی از اقلام کالاهای صادراتی - مصوب ۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تشکیل سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران]] - مصوب ۶ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون معافیت گمرکی سیمان - مصوب ۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۲ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن تصویب‌نامه اختصاص ۶ درصد عوارض دروازه‌ای به جمعیت حمایت کودکان - مصوب ۱۱ خرداد مجلس شورای ملی و ۱۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن تصویب‌نامه راجع به انعقاد قرارداد همکاری با آقای رونالد ادوارد سیمز مقیم لندن به عنوان مشاور روابط عمومی اداره کل انتشارات و رادیو - مصوب ۲۱ خرداد مجلس شورای ملی و ۱۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* [[قانون افزایش تعداد نمایندگان مجلس شورای ملی]] - مصوب ۲۵ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تشویق پس‌انداز مسکن - مصوب ۲۵ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تفریغ بودجه سال ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی - مصوب ۱۱ تیر مجلس شورای ملی. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح ماده ۳۹ قانون اصول تشکیلات عدلیه مصوب ۱۳۰۷ - مصوب ۱۱ تیر مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون آزادی عده‌ای از زندانیان به مناسبت جشن فرخنده تاجگذاری شاهنشاه آریامهر]] - مصوب ۱۱ تیر مجلس شورای ملی و ۲۹ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح مواد ۹۳ تا ۹۶ و اصلاح بند ۹ از ماده قانون مجازات عمومی - مصوب ۱۱ تیر مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تشکیل و اختیارات هیات امنای دانشگاه تهران]] - مصوب ۱۱ تیر مجلس شورای ملی و ۳۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[آیین‌نامه مالی شهرداری‌ها]] - مصوب ۱۲ تیر ۱۳۴۶ &lt;br /&gt;
* [[قانون مشارکت ایران در کنسرسیوم بین‌المللی استفاده از ماهواره‌های مصنوعی مخابراتی]] - مصوب ۲۳ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس شورای‌عالی فرهنگ و هنر]] - مصوب ۶ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون پرداخت مطالبات شرکت‌های گوتینوکاروو کوکس - مصوب ۱۵ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون انتشار اوراق قرضه بانک کشاورزی]] - مصوب ۱۵ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح بعضی از مواد قانون نظام‌پزشکی - مصوب ۱۵ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون پرداخت حق‌التدریس در دبیرستان‌ها]] - مصوب ۱۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تامین اعتبار برای اجرای قانون حمایت خانواده]] - مصوب ۱۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تامین اعتبار اضافی برای انتخابات - مصوب ۱۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[اساسنامه سازمان نمایشگاه‌های وابسته به وزارت اقتصاد]] - مصوب ۱۹ تیر ۱۳۴۶ کمیسیون مشترک دارایی مجلسین.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن تصویب‌نامه راجع به فروش ده‌هزار متر مربع از اراضی جلالیه به شهرداری تهران - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۹ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* منتفی‌بودن تصویب‌نامه‌های مربوط به رتبه‌های فنی کارمندان وزارت پست و تلگراف و تلفن - مصوب ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۹ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا.&lt;br /&gt;
* [[قانون سازمان برق ایران]] - مصوب ۱ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۹ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*[[قانون اجازه مبادله قرارداد الحاقی دوم به قرارداد فروش نفت و گاز مصوب آبان ماه ۱۳۳۳]] - مصوب ۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۹ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون تعهد محسوب شده سفارشات وزارت جنگ به سازمان صنایع نظامی - مصوب ۱۱ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۹ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون نسخ تبصره۳ ماده واحده قانون تشدید مجازات سارقین مسلح که وارد منزل اشخاص می‌شوند - مصوب ۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۹ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون انحلال بنگاه خالصجات - مصوب ۲۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
*[[قانون اجازه پرداخت هزینه‌های لازم نظامی و دانشگاهی از محل مازاد درآمد نفت]] - مصوب ۲۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی ۱۳۴۶ - مصوب ۲۲ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۹ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* اصلاح ماده ۴۱ لایحه قانونی استخدام کشوری مصوب کمیسیون خاص مشترک مجلسین - مصوب ۲۲ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۵ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. مصوب کمیسیون استخدام مجلسین&lt;br /&gt;
* [[اصلاح اساسنامه سازمان صنایع نظامی]] - مصوب ۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. مصوب کمیسیون دارایی مجلسین.&lt;br /&gt;
* آیین‌نامه اجرایی قانون الحاق ماده واحده به قانون استخدام نیروهای مسلح مصوب تیرماه ۱۳۴۵ - مصوب ۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۴ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. مصوب کمیسیون‌های پارلمانی.&lt;br /&gt;
* [[قانون اساسنامه دانشسرای‌عالی (تربیت معلم و تحقیقات تربیتی)]] - مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۶ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون فروش اراضی و ابنیه و سربازخانه‌ها و میادین تیر و اموال غیرمنقول زاید بر احتیاجات ارتش - مصوب ۱۱ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۶ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تعلیق اجرای مجازات]] - مصوب ۱۵ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۶ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون اجرای آموزش مقدماتی نظامی در کلیه دانشکده‌ها و موسسات عالی فرهنگی کشور]] - مصوب ۱۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۶ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون تاسیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران]] - مصوب ۱۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۶ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱۱ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[آیین‌نامه اجرایی قانون استخدام موقت و بازنشستگی و بازخرید سوابق خدمتی درجه‌داران ارتش و ژاندارمری]] در مورد درجه‌داران و افراد داوطلب کادر ثابت و همردیفان آنان که در تاریخ تصویب قانون مذکور (۱۳۴۴۰۳۰۳۱ ) در خدمت ارتش و ژاندارمری بوده‌اند - مصوب ۱۲ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس سنا - مصوب کمیسیون پارلمانی&lt;br /&gt;
* قانون معافیت از تعقیب کیفری تحویل‌دهندگان اسلحه قاچاق - مصوب ۱۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۵ امرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون مربوط به اراضی ساحلی - مصوب ۱۸ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۵ امرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳۰ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* قانون اصلاح مواد ۱۵ و ۹۷ قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی - مصوب ۲۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۵ امرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع]] - مصوب ۲۰ تیر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲۵ امرداد ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳۰ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* [[اساسنامه سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران]] - مصوب ۱۲ مهر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۲ مهر ۱۳۴۶ مجلس سنا. این قانون در تاریخ ۳۰ امرداد ۱۳۴۶ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.&lt;br /&gt;
* تعرفه جدید عوارض فرود و توقف هواپیماها و سایر خدمات فرودگاهی و عوارض مربوط به گواهینامه‌های فنی و هواپیماها و کارکنان پرواز - مصوب ۱ مهر ۱۳۴۶ مجلس شورای ملی و ۱۸ شهریور ۱۳۴۶ مجلس سنا. مصوب کمیسیون‌های پارلمانی&lt;br /&gt;
[[رده:مجلس شورای ملی قوانین دوره قانونگذاری بیست و یکم - ۱۴ مهر ۱۳۴۲ تا ۱۳ مهر ۱۳۴۶]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%D8%B4%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4&amp;diff=18704</id>
		<title>منشور حقوق بشر کوروش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%D8%B4%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4&amp;diff=18704"/>
		<updated>2012-01-06T08:35:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «منشور حقوق بشر کوروش» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed] (بی‌پایان))&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = برگردان‌ها&lt;br /&gt;
[[منشور حقوق بشر کوروش]]&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
| بعدی = &lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Cyrus Cylinder.jpg|thumb|left|[[منشور حقوق بشر کوروش]]]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Cyrus cylinder extract.png|thumb|left|گزیده‌ای از منشور حقوق بشر کوروش بزرگ خط ۱۵ تا ۲۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;برگردان نوشتار منشور حقوق بشر کورش بزرگ شاه ایران شاه شاهان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.britishmuseum.org/PDF/cyrus_cylinder_translation_persian_v2.pdf برگردان منشور حقوق بشر کورش بزرگ از بابلی به پارسی به وسیله دکتر شاهرخ رزمجو، بخش خاورمیانه موزه بریتانیا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱) [آن ﻫﻨﮕﺎم ﻛﻪ................ ﻣﺮدو]ک، ﭘﺎدﺷﺎه همه آﺳﻤﺎن‌ﻫﺎ و زﻣﻴﻦ، ﻛﺴﻲ ﻛﻪ...... ،... ﻛﻪ ﺑﺎ... ﻳﺶ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﻫﺎی دﺷﻤﻨﺎﻧﺶ (؟) را ﻟﮕﺪﻛﻮب می ﻛﻨﺪ&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
۲)  [....................................................] ﺑﺎ داﻧﺎیی ﮔﺴﺘﺮده،... کسی ﻛﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻫﺎی ﺟﻬﺎن را زﻳﺮ ﻧﻈﺮ دارد،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳) [........................................................................]... ﻓﺮزﻧﺪ ارﺷﺪ او[ ] (=ﺑِﻠﺸَﺰَر)، ﻓﺮوﻣﺎﻳﻪ &lt;br /&gt;
ای ﺑﻪ ﺳﺮوری ﺳﺮزﻣﻴﻨﺶ ﮔﻤﺎرده ﺷﺪ&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
۴)...[........................................................................... ┐ اﻣﺎ ┌ او [ﻓﺮﻣﺎﻧﺮوایی؟ ﺳﺎ]ختگی ﺑﺮ آﻧﺎن ﻗﺮار داد،  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵)  ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ای ﺳﺎﺧﺘﮕﻲ از اﺳﮕﻴﻞ ﺳﺎ[ﺧﺖ و]....................... ﺑﺮای (ﺷﻬﺮ) اور و دﻳﮕﺮ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻫﺎی ﻣﻘﺪس [ﻓﺮﺳﺘﺎد؟]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶) آﻳﻴﻦ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﺔ آﻧﺎن (ﺧﺪاﻳﺎن/ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎه ﻫﺎ) ﻧﺒﻮد. ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ[ﻫﺎیی ﻧﺎﭘﺎک]........................... ﮔﺴﺘﺎﺧﺎﻧﻪ [...] ﻫﺮ روز ﻳﺎوه ﺳﺮایی ﻣﻲ ﻛﺮد و [ ]اﻫﺎ ﻧﺖ آﻣﻴﺰ   ۷) (او) ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ ﻫﺎی روزاﻧﻪ را ﺑﺎز داﺷﺖ. او در [آﻳﻴﻦ ﻫﺎ دﺳﺖ ﺑﺮد و]................. درون  ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎه ﻫﺎ ﺑﺮﻗﺮار[ﻛﺮد]. در اﻧﺪﻳﺸﻪ‌اش ﺑﻪ ﺗﺮس از ﻣﺮدوک - ﺷﺎه ﺧﺪاﻳﺎن - ﭘﺎﻳﺎن داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸) ﻫﺮ روز ﺑﻪ ﺷﻬﺮش (=ﺷﻬﺮ ﻣﺮدوک) ﺑﺪی روا ﻣﻲ داﺷﺖ............................ همه ﻣﺮدﻣﺎ[ﻧﺶ را....] (=ﻣﺮدﻣﺎن ﻣﺮدوک) را ﺑﺎ ﻳﻮغی رﻫﺎ ﻧﺸﺪنی ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮدی ﻛﺸﺎﻧﺪ. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹) اﻧﻠﻴﻞِ ﺧﺪاﻳﺎن (=ﻣﺮدوک)، از ﺷﻜﻮِه اﻳﺸﺎن ﺑﺴﻴﺎر ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ، و..................... ﻗﻠﻤﺮو آﻧﺎن.  ﺧﺪاﻳﺎﻧﻲ ﻛﻪ درون آﻧﻬﺎ می زﻳﺴﺘﻨﺪ ﻣﺤﺮاب‌ﻫﺎﻳﺸﺎن را رﻫﺎ ﻛﺮدﻧﺪ،    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰) ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ از اﻳﻨﻜﻪ او (=ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ) (آﻧﺎن را) (=ﺧﺪاﻳﺎن ﻏﻴﺮ ﺑﺎﺑﻠﻲ) ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ (=ﺑﺎﺑﻞ) وارد ﻛﺮده ﺑﻮد.  [دلِ] ﻣﺮدوک ﺑﻠﻨﺪ[ﭘﺎﻳﻪ، اﻧﻠﻴﻞِ ﺧﺪاﻳﺎن] ﺑﺮﺣﻢ آﻣﺪ... (او) ﺑﺮ همه زﻳﺴﺘﮕﺎه‌ﻫﺎیی ﻛﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه‌ﻫﺎی ﻣﻘﺪﺳﺸﺎن وﻳﺮان ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮد  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱) و ﻣﺮدم ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻮن ﻛﺎﻟﺒﺪ ﻣﺮدﮔﺎن ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﺮد (و) ﺑﺮ آﻧﺎن رﺣﻢ آورد. او همه ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎ را ﺟﺴﺖ و ﺑﺮرسی ﻛﺮد،  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲) ﺷﺎهی دادﮔﺮ را ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﺮد ﻛﻪ دﻟﺨﻮاﻫﺶ ﺑﺎﺷﺪ. او ﻛﻮرش، ﺷﺎه (ﺷﻬﺮ)اﻧﺸﺎن را ﺑﻪ دﺳﺘﺎﻧﺶ ﮔﺮﻓﺖ، و او را ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧﻮاﻧﺪ، (و) ﺷﻬﺮﻳﺎری او ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎن را ﺑﻪ آوای ﺑﻠﻨﺪ اﻋﻼم ﻛﺮد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳) او (=ﻣﺮدوک) ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﮔﻮتی (و) همه ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﻣﺎدی را در ﺑﺮاﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎی او (=ﻛﻮرش) ﺑﻪ ﻛﺮﻧﺶ درآورد و همه ﻣﺮدﻣﺎن ﺳﺮﺳﻴﺎه (=ﻋﺎمه ﻣﺮدم) را ﻛﻪ (ﻣﺮدوک) ﺑﻪ دﺳﺘﺎن او (=ﻛﻮرش) ﺳﭙﺮده ﺑﻮد،  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴) ﺑﻪ دادﮔﺮی و راستی ﺷﺒﺎنی ﻛﺮد.  ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﻛﻪ ﭘﺮورﻧﺪه ﻣﺮدﻣﺎﻧﺶ اﺳﺖ، ﺑﻪ ﻛﺎرﻫﺎی ﻧﻴﻚ او (=ﻛﻮرش) و دل راﺳﺘﻴﻨﺶ ﺑﻪ ﺷﺎدی ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵) (و) او را ﻓﺮﻣﺎن داد ﺗﺎ ﺑﺴﻮی ﺷﻬﺮش (=ﺷﻬﺮ ﻣﺮدوک،) ﺑﺎﺑﻞ، ﺑﺮود. او را واداﺷﺖ (تا) راه ﺗﻴﻨﺘﻴﺮ (=ﺑﺎﺑﻞ) را در ﭘﻴﺶ ﮔﻴﺮد، و، ﻫﻤﭽﻮن دوﺳﺖ و ﻫﻤﺮاﻫﻲ در ﻛﻨﺎرش ﮔﺎم ﺑﺮداﺷﺖ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶) ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﮔﺴﺘﺮده‌اش  ﻛﻪ ﺷﻤﺎرﺷﺎن ﻫﻤﭽﻮن آب یک رودﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺮدنی ﻧﺒﻮد، ﭘﻮﺷﻴﺪه در ﺟﻨﮓ اﻓﺰارﻫﺎ در ﻛﻨﺎرش روان ﺑﻮدﻧﺪ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷) (ﻣﺮدوک) او را ﺑﺪون ﺟﻨﮓ و ﻧﺒﺮد ﺑﻪ درون ﺷﻮاَﻧّﻪ(=ﺑﺎﺑﻞ) وارد ﻛﺮد. او ﺷﻬﺮش، ﺑﺎﺑﻞ را از سختی رﻫﺎﻧﻴﺪ. او (= ﻣﺮدوک) ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ، ﺷﺎهی را ﻛﻪ از او نمی ﻫﺮاﺳﻴﺪ، در دﺳﺘﺶ (=دﺳﺖ ﻛﻮرش) ﻧﻬﺎد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸) همه ﻣﺮدم ﺗﻴﻨﺘﻴﺮ (=ﺑﺎﺑﻞ)، ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎی ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ، ﺑﺰرﮔﺎن و ﻓﺮﻣﺎﻧﺪاران در ﺑﺮاﺑﺮش ﻛﺮﻧﺶ ﻛﺮدﻧﺪ (و) ﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎﻳﺶ ﺑﻮﺳﻪ زدﻧﺪ، از ﭘﺎدﺷﺎﻫﻲ او ﺷﺎدﻣﺎن ﮔﺸﺘﻨﺪ (و) ﭼﻬﺮه ﻫﺎﻳﺸﺎن درﺧﺸﺎن ﺷﺪ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹) (ﻣﺮدوک) ﺳﺮوری ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﺎری‌اش ﺑﻪ ﻣﺮدﮔﺎن زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪ (و) آﻧﻜﻪ ﻫﻤﻪ را از سختی و دﺷﻮاری رﻫﺎﻧﻴﺪ، آﻧﺎن او را ﺑﻪ ﺷﺎدی ﺳﺘﺎﻳﺶ ﻛﺮدﻧﺪ و ﻧﺎﻣﺶ را ﺳﺘﻮدﻧﺪ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰) ﻣﻨﻢ ﻛﻮرش، ﺷﺎه ﺟﻬﺎن، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ، ﺷﺎه ﺑﺎﺑﻞ، ﺷﺎه ﺳﻮﻣﺮ  و اَﻛﺪ، ﺷﺎه ﭼﻬﺎرﮔﻮشه ﺟﻬﺎن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱) ﭘﺴﺮ ﻛﻤﺒﻮﺟﻴﻪ، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﺷﻬﺮ اﻧﺸﺎن، ﻧﻮه ﻛﻮرش، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎ[ه ﺷﻬﺮ] اﻧﺸﺎن، از ﻧﺴﻞ ﭼﻴﺶ ﭘﻴﺶ، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﺷﻬﺮ اﻧﺸﺎن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲) دودﻣﺎن ﺟﺎوداﻧه ﭘﺎدﺷﺎهی ﻛﻪ (ﺧﺪاﻳﺎن) بل و ﻧَﺒﻮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﻳﻴﺶ را دوﺳﺖ دارﻧﺪ (و) ﭘﺎدﺷﺎهی او را ﺑﺎ دلی ﺷﺎد ﻳﺎد می‌ﻛﻨﻨﺪ.  آﻧﮕﺎه ﻛﻪ ﺑﺎ آشتی ﺑﻪ در[ون] ﺑﺎﺑﻞ آﻣﺪم، &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
۲۳) ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺳﺮوری (ﺧﻮد) را ﺑﺎ ﺟﺸﻦ و ﺷﺎدﻣﺎنی در ﻛﺎخ ﺷﺎهی ﺑﺮﭘﺎ ﻛﺮدم. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﻗﻠﺐ ﮔﺸﺎده ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﺑﻞ را دوﺳﺖ دارد، [ﻫﻤﭽﻮن ﺳﺮﻧﻮ]ﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ [ﺑﺨﺸﻴﺪ] (و) ﻣﻦ ﻫﺮ روز ﺗﺮﺳﻨﺪه در پی ﻧﻴﺎﻳﺶ او ﺑﻮدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۴) ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﮔﺴﺘﺮده‌ام ﺑﺎ آراﻣﺶ درون ﺑﺎﺑﻞ ﮔﺎم ﺑﺮمی داﺷﺘﻨﺪ. ﻧﮕﺬاﺷﺘﻢ ﻛﺴﻲ در همه [ﺳﻮﻣﺮ] و اَﻛﺪ ﻫﺮاس آﻓﺮﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵) در پی امنیت ┐  ﺷﻬﺮِ ┌ ﺑﺎﺑﻞ  و همه ﺟﺎﻳﮕﺎه‌ﻫﺎی ﻣﻘﺪﺳﺶ ﺑﻮدم. ﺑﺮای ﻣﺮدم ﺑﺎﺑﻞ...................... ﻛﻪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﺧﻮا[ﺳﺖ ﺧﺪاﻳﺎن] ﻳﻮغی ﺑﺮ آﻧﺎن ﻧﻬﺎده ﺑﻮد ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ‌ﺷﺎن ﻧﺒﻮد،&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
۲۶) خستگی‌ﻫﺎﻳﺸﺎن را ﺗﺴﻜﻴﻦ دادم (و) از ﺑﻨﺪﻫﺎ(؟) رﻫﺎﻳﺸﺎن ﻛﺮدم. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، از رﻓﺘﺎر [ﻧﻴﻚ ﻣﻦ] ﺷﺎدﻣﺎن ﮔﺸﺖ) و &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۷)  ﺑﻪ ﻣﻦ ﻛﻮرش، ﺷﺎهی ﻛﻪ از او ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺪ و ﻛﻤﺒﻮﺟﻴﻪ ﭘﺴﺮ تنی [ام و ﺑﻪ] همه ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻧﻢ، &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
۲۸) ﺑﺮکتی ﻧﻴﻜﻮ ارزانی داﺷﺖ. ﺑﮕﺬار ﻣﺎ ﺑﺎ ﺷﺎدی در ﺑﺮاﺑﺮش ﺑﺎﺷﻴﻢ، در آراﻣﺶ. ﺑﻪ [ﻓﺮﻣﺎن] واﻻﻳﺶ، همه ﺷﺎﻫﺎنی ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ‌اﻧﺪ،  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
۲۹) از ﻫﺮ ﮔﻮشه (ﺟﻬﺎن)، از درﻳﺎی ﺑﺎﻻ ﺗﺎ درﻳﺎی ﭘﺎﻳﻴﻦ، آﻧﺎﻧﻜﻪ در ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎی دور دﺳﺖ ﻣﻲ زﻳﻨﺪ،(و) همه ﺷﺎﻫﺎن ﺳﺮزﻣﻴﻦ اَﻣﻮرو ﻛﻪ در ﭼﺎدرﻫﺎ زﻧﺪگی می‌ﻛﻨﻨﺪ، همه آﻧﺎن،  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰) ﺑﺎج ﺳﻨﮕﻴﻨﺸﺎن را ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ (ﺑﺎﺑﻞ) آوردﻧﺪ و ﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺑﻮﺳﻪ زدﻧﺪ.  از [ﺷﻮاَﻧّﻪ=ﺑﺎﺑﻞ] ﺗﺎ  ﺷﻬﺮ آﺷﻮر و ﺷﻮش، &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۱) اَﻛﺪ، ﺳﺮزﻣﻴﻦ اﺷﻨﻮﻧﻪ، زمپن،  ﺷﻬﺮ ﻣﺘﻮرﻧﻮ، در،  ﺗﺎ ﻣﺮز ﮔﻮتی، ﺟﺎ[ﻳﮕﺎه ﻫﺎی ﻣﻘﺪس آﻧﺴﻮ]ی دﺟﻠﻪ ﻛﻪ از دﻳﺮﺑﺎز ﻣﺤﺮاب‌ﻫﺎﻳﺸﺎن وﻳﺮان ﺷﺪه ﺑﻮد،&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
۳۲) ﺧﺪاﻳﺎنی را ﻛﻪ درون آﻧﻬﺎ ﺳﺎﻛﻦ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم و (آﻧﺎن را) در ﺟﺎﻳﮕﺎه اﺑﺪی ﺧﻮدﺷﺎن ﻧﻬﺎدم. همه ﻣﺮدﻣﺎنِ آﻧﺎن (=آن ﺧﺪاﻳﺎن) را ﮔﺮد آوردم و ﺑﻪ ﺳﻜﻮﻧﺘﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم و &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
۳۳) ﺧﺪاﻳﺎنِ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ را ﻛﻪ ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ - در ﻣﻴﺎن ﺧﺸﻢ ﺳﺮور ﺧﺪاﻳﺎن - ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ(=ﺑﺎﺑﻞ) آورده ﺑﻮد، ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
۳۴) ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم، ﺟﺎﻳﮕﺎهی ﻛﻪ دﻟﺸﺎدﺷﺎن می ﺳﺎزد. ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺧﺪاﻳﺎنی ﻛﻪ ﺑﻪ درون ﻧﻴﺎﻳﺸﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم، &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
۳۵) هر روز در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑِﻞ و ﻧَﺒﻮ، روزﮔﺎری دراز (=ﻋﻤﺮی ﻃﻮﻻﻧﻲ) ﺑﺮاﻳﻢ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﺷﻮﻧﺪ (و) ﻛﺎرﻫﺎی ﻧﻴﻜﻢ را ﻳﺎدآور ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﺮدوک، ﺳﺮورم ﭼﻨﻴﻦ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ “ﻛﻮرش، ﺷﺎهی ﻛﻪ از ﺗﻮ می‌ﺗﺮﺳﺪ و ﻛﻤﺒﻮجیه ﭘﺴﺮش  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۶)... ﺑﮕﺬار آﻧﺎن ﺳﻬﻤﻴﻪ رﺳﺎنِ ﻧﻴﺎﻳﺸﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﻤﺎن ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺗﺎ روزﮔﺎران دراز (؟)...و ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺮدﻣﺎن ﺑﺎﺑﻞ [ﺷﺎهی] ┐او را┌ ﺑﺴﺘﺎﻳﻨﺪ ”.   ﻣﻦ همه ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎ را در ﺻﻠﺢ ﻗﺮار دادم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۷)...................... [غا]ز، دو ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ، ده ﻛﺒﻮﺗﺮ، ﺑﻴﺸﺘﺮ از [ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ ﭘﻴﺸﻴﻦِ] ﻏﺎز و ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ و ﻛﺒﻮﺗﺮی ﻛﻪ.......  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۸)... [روزا]ﻧﻪ اﻓﺰودم................... در پی اﺳﺘﻮار ﻛﺮدن ﺑﺎروی دﻳﻮار اﻳﻤﮕﻮر -اﻧﻠﻴﻞ، دﻳﻮار ﺑﺰرگ ﺑﺎﺑﻞ ﺑﺮآﻣﺪم&lt;br /&gt;
   &lt;br /&gt;
۳۹)... دﻳﻮاری از آﺟﺮ ﭘﺨﺘﻪ، ﺑﺮ ﻛﻨﺎره ﺧﻨﺪقی ﻛﻪ ﺷﺎه ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد، ولی ﺳﺎﺧﺘﺶ را ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن [ﻧﺒﺮده ﺑﻮد]... ﻛﺎر آن را [ﻣﻦ... ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن ﺑﺮدم.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۰)... [ﻛﻪ ﺷﻬﺮ را از ﺑﻴﺮون در ﺑﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد]، ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺷﺎﻫﻲ ﭘﻴﺶ از ﻣﻦ (ﺑﺎ) ﻛﺎرﮔﺮانِ ﺑﻪ ﺑﻴﮕﺎری [ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺳﺮزﻣﻴﻨﺶ در] ﺷﻮاَﻧّﻪ (=ﺑﺎﺑﻞ) ﻧﺴﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۱)... (آن را) [ﺑﺎ ﻗﻴﺮ] و آﺟﺮ ﭘﺨﺘﻪ از ﻧﻮ ﺑﺮﭘﺎ ﻛﺮدم و [ﺳﺎﺧﺘﺶ را ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن رﺳﺎﻧﺪم   ].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۲)... [دروازه ﻫﺎی ﺑﺰرگ از ﭼﻮب ﺳﺪر] ﺑﺎ روﻛﺶ ﻣﻔﺮﻏﻴﻦ.  ﻣﻦ همه آن درﻫﺎ را ﺑﺎ آﺳﺘﺎﻧﻪ [ﻫﺎ و ﻗﻄﻌﺎت ﻣﺴﻲ] ﻛﺎرﮔﺬاردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۳)... [... ﻛﺘﻴﺒﻪ ای از] آﺷﻮرﺑﺎﻧﻴﭙﺎل، ﺷﺎهی ﭘﻴﺶ از ﻣﻦ، [(روی آن) ﻧﻮ]ﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد، [درون آن دﻳﺪ]م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۴)  [............] او... ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، آﻓﺮﻳﻨﻨﺪه(؟)[...........................................................]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۵) [.........................................]... ﻣﻦ... ﻫﻤﭽﻮن ﻫﺪﻳﻪ‌ای [ﭘﻴﺸﻜﺶ ﻛﺮدم]....... [(ﺑﺮای) ﺧﺸﻨﻮدی‌ات ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎ]ودان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;‎&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سنگ‌نبشته‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:برگردان‌ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D9%85%D8%B3/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86_%D8%A2%D8%AE%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%AC%D8%A7_%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C&amp;diff=4206</id>
		<title>دیوان شمس/ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D9%85%D8%B3/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86_%D8%A2%D8%AE%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%AC%D8%A7_%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C&amp;diff=4206"/>
		<updated>2012-01-06T08:34:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «دیوان شمس/ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed] (بی‌پا&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[دیوان شمس (غزلیات)]] ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی&lt;br /&gt;
| مؤلف = مولوی&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی|در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی|چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی}}&lt;br /&gt;
{{ب|در روح نظر کردی چون روح سفر کردی|از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی}}&lt;br /&gt;
{{ب|رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی|ماننده بوی گل با باد صبا رفتی}}&lt;br /&gt;
{{ب|نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی|از نور خدا بودی در نور خدا رفتی}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه|وز ننگ چنین خانه بر سقف سما رفتی}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84_%D9%85%DA%A9%D9%86_%D8%AC%D8%B2_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D9%86&amp;diff=19449</id>
		<title>ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84_%D9%85%DA%A9%D9%86_%D8%AC%D8%B2_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D9%86&amp;diff=19449"/>
		<updated>2012-01-06T08:34:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed] (بی‌پایان)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من|تا یک زمان زاری کنم بر ربع و اطلال و دمن}}&lt;br /&gt;
{{ب|ربع از دلم پرخون کنم خاک دمن گلگون کنم|اطلال را جیحون کنم از آب چشم خویشتن}}&lt;br /&gt;
{{ب|از روی یار خرگهی ایوان همی بینم تهی|وز قد آن سرو سهی خالی همی بینم چمن}}&lt;br /&gt;
{{ب|بر جای رطل و جام می گواران نهادستند پی|بر جای چنگ و نای و نی آواز زاغست و زغن}}&lt;br /&gt;
{{ب|از خیمه تا سعدی بشد وز حجره تا سلمی بشد|وز حجله تا لیلی بشد گویی بشد جانم ز تن}}&lt;br /&gt;
{{ب|نتوان گذشت از منزلی کان جا نیفتد مشکلی|از قصّه‌ی سنگین دلی نوشین لبی شیرین ذقن}}&lt;br /&gt;
{{ب|آن جا که بود آن داستان با دوستان در بوستان|شد گرگ و روبه را مکان شد گور و کرکس را وطن}}&lt;br /&gt;
{{ب|ابرست بر جای قمر زهرست برجای شکر|سنگست بر جای گهر خارست بر جای سمن}}&lt;br /&gt;
{{ب|آری چو پیش آید قضا مروا شود مرغوا|جای شجر گیرد گیاه جای طرب گیرد شمن}}&lt;br /&gt;
{{ب|تمثال های بوالعحب چاک آوریده بی سبب|گویی دریدند ای عجب بر تن ز حسرت پیرهن}}&lt;br /&gt;
{{ب|زین سان که چرخ نیلگون کرد این سرا را نگون|دیار کی گردد کنون گرد دیار یار من}}&lt;br /&gt;
{{ب|یاری به رخ چون ارغوان حوری به تن چون پرنیان|سروی به لب چون ناردان ماهی به قد چون ناودان}}&lt;br /&gt;
{{ب|نیرنگ چشم او فره بر سیمش از عنبر زره|زلفش همه بند و گره جعدش همه چین و شکن}}&lt;br /&gt;
{{ب|تا از بر من دور شو دل در برم رنجور شد|مشکم همه کافور شد شمشاد من شد نسترن}}&lt;br /&gt;
{{ب|از هجر او سرگشته‌ام بریان شده بر بابزن|اندر بیابان سها کرده عنان دل رها}}&lt;br /&gt;
{{ب|گه با پلنگان در کمر گه با گوزنان در شمر|گه از رفیقان قمر گه از ندیمان پرن}}&lt;br /&gt;
{{ب|پیوسته از چشم و دلم در آب و آتش منزلم|بر بی سرا کی محلمم در کوه و صحرا گام زن}}&lt;br /&gt;
{{ب|هامون گذار و کوه وش دل بر تحمل کرده خوش|تا روز هر شب بارکش هر روز تا شب خارکن}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون باد و چون آتش روان در کوه و در وادی دوان|چون آتش و خاک گران در کوهسار و در عطن}}&lt;br /&gt;
{{ب|سیاره در آهنگ او  حیران ز بس نیرنگ او|در تاختن فرهنگ او از حد طائف تاختن}}&lt;br /&gt;
{{ب|گردون پلاسش بافته اختر زمانش تافته|وز دست و پایش یافته روی زمین شکل مجن}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:غزلیات امیر معزی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%A8%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=191</id>
		<title>حکایت‌های عبید زاکانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%A8%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=191"/>
		<updated>2012-01-06T08:34:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «حکایت‌های عبید زاکانی» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed] (بی‌پایان))&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
 | عنوان = [[حکایات عبید زاکانی]]&lt;br /&gt;
 | مؤلف = عبید زاکانی&lt;br /&gt;
 |‌ قسمت =&lt;br /&gt;
 | قبلی =&lt;br /&gt;
 |‌ بعدی =&lt;br /&gt;
 | یادداشت = برگرفته از: [http://www.herat.co.uk/zakani/zakani1.htm وبگاه هرات].&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
__NOTOC__&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردی را گفتند پسرت را به تو شباهتی نباشد. گفت: اگر همسایگان باری ما را رها کنند، فرزندانمان را به ما شباهتی خواهد افتادت. سلامتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
یهودی از نصرانی پرسید: موسی برتر است یا عیسی؟ گفت: عیسی مردگان را زنده می کرد، ولی موسی مردی را بدید و او را به ضربت مشتی بیفکند و آن مرد بمرد؛ عیسی در گهواره سخن می گفت، اما موسی در چهل سالگی می‌گفت: خدایا! گره از زبانم بگشای تا سخنم را دریابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردی کودکی را دید که می گریست و هر چند مادرش او را نوازش می کرد، خاموش نمی‌شد. گفت: خاموش شو تا مادرت را به کار گیرم! مادر گفت: این طفل تا آنچه گویی نبیند به راست نشمارد و باور نکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
ابوالعینا بر سفره‌ای بنشست. فالوده‌ای برایش نهادند. مگر کمی شیرین بود. گفت: این فالوده را پیش از آن که به زنبور عسل وحی شود ساخته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
عربی را از حال زنش پرسیدند. گفت زنده است؛ و تا زنده‌است همچنان مار گزنده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
معاویه به حلم معروف بود و کسی نتوانسته بود او را خشمگین سازد. مردی دعوای کرد که او را بر سر خشم آورد. نزدش شد و گفت خواهم مادرت را به زنی به من دهی از آن که او رای بزرگ است! معاویه گفت: پدرم را نیز سبب محبت به او همین بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
پیر زالی با شوی می گفت: شرم نداری که با دیگران زنا می کنی و حال آن که ترا در خانه، چون من زنی حلال و طیب باشد؟ شوی گفت: حلال آری، اما طیب نه! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
کنیزی را گفتند: آیا تو باکره‌ای؟ گفت خدا از تقصیرم درگذرد! بودم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
زن مزبد حامله بود. روزی به روی شوی نگریست و گفت: وای بر من اگر فرزندم به تو ماند. مزبد گفت: وای بر تو اگر به من نماند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
پسرکی از حُمص (شهری است در سوریه) به بغداد شد و صنعت را پرسود یافت. مادرش او را برای مرمت آسیا به حمص خواند. پسر بدو نوشت که: گردش سرین در عراق، به از چرخش دستاس به حمص باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
در رمضان نو خطی را گفتند: این ماه کساد باشد. گفت خدا یهود و نصاری را پاینده دارد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردی نو خطی را دو درهم داد، و چون خواست درند گفت: از غرقی در گذر و به میان پای اکتفا کن. گفت: اگر مرا به اکتفا بودی دو درهم از چه رو دادمی؟ که پنجاه سال است تا در میان پای خود دارم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
زنی نزد قاضی رفت و گفت: این شوی من حق مرا ضایع می‌سازد و حال آنکه من زنی جوانم. مرد گفت: من آنچه توانم کوتاهی نکنم. زن گفت: من به کم از پنج مرتبه راضی نباشم! مرد گفت: لاف نزنم که مرا بیش از سه مرتبه یارا نباشد!&lt;br /&gt;
قاضی گفت: مرا حالی عجب افتاده است، هیچ دعوی بر من عرض نکنند مگر آنکه از کیسه من چیزی برود! باشد آن دو مرتبه دیگر را من بر گردن گیرم!!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
کسی مردی را دید که بر خری کُندرو نشسته. گفتش: کجا می‌روی؟&lt;br /&gt;
گفت: به نماز جمعه. گفت: ای نادان اینک سه شنبه باشد. گفت: اگر این خر شنبه‌ام به مسجد رساند نیکبخت باشم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردی را در راه به زنی زیبا می نگریست. زن گفتش: چندین مرا منگر که تو بر خیزد و دیگری از من کام گیرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
روباه را پرسیدند که در گریختن از سگ، چند حیله دانی؟ گفت: از صد فزون باشد؛ اما نیکوتر از همه اینست که من و او را با یکدیگر اتفاق دیدار نیفتد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
شیخ بأرالدین صاحب مردی را با دو زیبا روی بدید و گفت: اسمت چیست؟ آن مرد گفت: عبدالواحد. یعنی بنده یکتا. گفت: تو این دو را یله کن که من عبدالاثنین و هر دو را بنده‌ام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
روباهی عربی را بگزید. افسونگر را بیاوردند. پرسید: کدام جانورت گزیده؟ گفت سگی، و شرم کرد بگوید روباهی. چون به افسون خواندن آغاز کرد گفتش چیزی هم از افسون روباه گزیدگی بدان درآمیز! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردی در خم نگریست و صورت خویش در آن بدید. مادر را بخواند و گفت: در خمره دزدی نهان است! مادر فراز آمد و در خم نگریست و گفت: آری، فاحشه‌ای نیز همراه دارد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
اسبی در مسابقه پیشی گرفت. مردی از شادی بانگ برداشت و به خودستایی پرداخت. کسی که در کنارش بود گفت: مگر این اسب از آن توست؟ گفت: نه! لیکن لگامش از من است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردی به زنی گفت: خواهم ترا بچشم تا دریابم تو شیرین‌تری یا زن من! گفت این حدیث از شویم پرس که وی من و او را چشیده باشد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
غلامباره‌ای را گفتند چون است که راز دزد و زناکار نهان ماند، و تو رسوا گردی؟ گفت: کسی را که راز با بچه افتد، چون رسوا نگردد؟؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردی را علت قولنج افتاد. تمام شب از خدای درخواست که بادی از وی جدا شود. چون سحر رسید ناامید گشت و دست از زندگی شسته، تشهد می‌کرد، و می‌گفت بار خدایا بهشت نصیبم فرمای!&lt;br /&gt;
یکی از حاضران گفت: ای نادان! از آغاز شب تا این زمان التماس بادی داشتی، پذیرفته نیامد. چگونه تقاضای بهشتی که وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گردد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
زنی شب زفاف تیزی بداد و شرمگین شد و بگریست. شوی گفت: گریه مکن که تیز عروس نشانه افزون نعمتی باشد. گفت: اگر چنین است تا تیزی دیگر رها کنم! شوی گفت: نی خاتون که انبار را بیش از این درنگنجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظریفی جوانی را دید که در مجلس باده‌گساری نقل بسیار با شراب می‌خورد گفت چنان که می‌بینم تو نقل می‌نوشی و شراب تنقل می‌کنی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عربی با پنج انگشت میخورد او را گفتند چرا چنین می‌خوری؟ گفت اگر به سه انگشت لقمه برگیرم دیگر انگشتانم را خشم آید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی از کسی چیزی بخواست او را دشنام داد گفت مرا که چیزی ندهی چرا به د شنام رانی گفت خوش ندارم که تهی دست روانت کنم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوحارث را پرسیدند مرد هشتاد ساله را فرزند آید گفت آری اگرش بیست ساله جوانی همسایه بود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی در خانه پیرزنی با او گرد آمده بود پیرزن در آن میان پرسیدش تازه چه خبر گفت خلیفه را فرمان است که یک سال تمام پیرزنان را بگاند زن گفت به جان و دل فرمانبردارم او را دختری بود به گریه اندر شد و گفت ما را چه گناه باشد که خلیفه اندیشه ما نکند پیرزن گفت اگر اشک و خون بباری ما را یارای مخالفت با فرمان خلیفه نباشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی را که دعوی پیغمبری می‌کرد نزد معتصم آوردند متعصم گفت شهادت می‌دهم تو پیغمبر احمق استی گفت آری از آنکه بر قوم شما مبعوث شده‌ام و هر پیامبری از نوع قوم خود باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی حجاج را گفت دوش تو را به خواب چنان دیدم که اندر بهشتی گفت اگر خوابت راست باشد در آن جهان بیداد بیش از این جهان باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لطیفه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ده ساله دختر بادام پوست کنده‌ایست به دیده بینندگان و پانزده ساله لعبتی است از بهر لعبت بازان و بیست ساله نرم پیکری است لطیف و فربه و لغزان و سی ساله مادر دختران و پسران و چهل ساله زالی است گران و پنجاه ساله را بباید کشتن با کارد بران و بر شصت ساله باد لعنت مردمان و فرشتگان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مزبد زن را گفت رخصت فرمای که در کونت نهم گفت خوش ندارم که با این نزدیکی و الفت که این دو را است آن را وسنی این سازم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی گفت فلان کس در کون من چنان می که گوئی گنجی از گنج‌های باستانی را می‌کاود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخندی را گفتند خرقه خویش را بفروش گفت اگر صیاد دام خود را فروشد به چه چیز شکار کند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زشترروئی در آ ئینه به چهره خود می‌نگریست و می‌گفت سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد غلامش ایستاده بود و این سخن می‌شنید و چون از نزد او بدر آمد کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید گفت در خانه نشسته و بر خدا دروغ می‌بندد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عربی به حج رفت و پیش از دیگر مردم داخل خانه کعبه شد و در پرده کعبه آویخت و گفت بار خدایا پیش از آن که دیگران در رسند و بر تو انبوه شوند و زحمتت افزایند مرا بیامرز &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی زنی بگرفت به روز پنجم فرزندی بزاد مرد به بازار رفت و لوح و دواتی بخرید او را گفتند این از بهر چه خریدی گفت طفلی را که پنج روزه زایند سه روزه مکتبی شود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی نزد بقالی آمد و گفت پیاز هم ده تا دهان بدان خو شبوی سازم بقال گفت مگر گوی خورده باشی که خواهی با پیازش خوشبوی سازی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی دعوی خدایی کرد شهریار وقت به حبسش فرمان داد مردی بر او بگذشت و گفت آ یا خدا در زندان باشد؟ گفت خدا همه جا باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عربی را پرسیدند که چونی گفت نه چنانکه خدای تعالی خواهد و نه چنا نکه شیطان خواهد و نه آنگونه که خود خواهم گفتند چگونه گفت زیرا خدای تعالی خواهد که من عابدی باشم و چنان نیم و شیطانم کافری خواهد و آ ن چنان نیم و خود خواهم که شاد و صا حب روزی و توانگر باشم و چنا ن نیز نیستم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی زردشتی بمرد و قرضی برعهد ه او بماند پس مردی پسر او را گفت خانه ات را بفروش و قرضهای را که به گردن پدرت بود بپرداز گفت اگر چنان کنم پدرم به بهشت شود گفت نی گفت پس بگذار او در آتش باشد و من در خانه خود به آرامش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی با خشم خویش نزد حاکم آمد و خواست تا سخنی گوید که ناگهان بادی از او بجست پس روی به قفای خود کرده و گفت آیا تو میگوئی یا من بگویم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی به مزاری رسید. گوری سخت دراز بدید. پرسید: این گور کیست؟ گفتند: از آن علمدار رسول است. گفت مگر با علمش در گور کرده‌اند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
شخصی دعوای خدایی می‌کرد. او را پیش خلیفه بردند. او را گفت: پارسال یکی اینجا دعوی پیغمبری می کرد، او را بکشتند. گفت: نیک کرده‌اند، که او را من نفرستاده بودم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
پدر حجی، دو ماهی بزرگ بدو داد که بفروشد. او در کوچهها میگردانید، بر در خانه‌ای رسید. زنی خوب صورت او را دید. گفت که یک ماهی به من بده تا ترا کون بدهم. حجی ماهی بداد و کون بستد. خوشش آمد. ماهی دیگر بداد و دیگر بکرد. پس بر در خانه نشست گفت قدری آب می خواهم. آن زن کوزه بدو داد و بخورد، و کوزه بر زمین زد و بشکست. ناگاه شوهرش را از دور بدید. در گریه افتاد. مرد پرسید که چرا گریه می کنی؟ گفت تشنه بودم، از این خانه آب خواستم، کوزه از دستم بیفتاد و بشکست. دو ماهی داشتم خاتون به گرو کوزه برداشته است و من از ترس پدر به خانه نمیتوانم رفت. مرد با زن عتاب کرد که کوزه چه قدر ارزد؟ ماهی‌ها بگرفت و به حجی داد تا به سلامت روان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولانا قطب‌الدین، به راهی میگذشت. شیخ سعدی را دید که شاشه کرده و کیر به دیوار می مالید تا استبراء کند. گفت: ای شیخ چرا دیوار مردم سوراخ میکنی؟ گفت: قطب، ایمن باش که بدان سختی نیست که تو دیده‌ای! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در دهلیز خانه زن خود را می‌گایید و زن سیلی نرم در گردن شوهر میزد. درویش سوال کرد. زن گفت: خیرت باد! گفت شما در این خانه چیزی می خورید؟ زن گفت: من کیر می‌خورم و شوهرم سیلی. گفت: من رفتم. این نعمت، بدین خاندان ارزانی باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصادی رگ خاتونی بگشاد. خاتون هر چه می پرسید، می‌گفت از پیری خون است. چون نیشتر بدو رسید بادی از وی جدا شد. گفت: ای استاد این نیز از پیری خون باشد؟ گفت: نه خاتون! از فراخی کون باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی با سپری بزرگ به جنگ ملاحده رفته بود. از قلعه سنگی بر سرش زدند و سرش بشکست. برنجید و گفت: ای مردک کوری؟! سپر بدین بزرگی نمی‌بینی و سنگ بر سر من میزنی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی را پسر در چاه افتاد. گفت: جان بابا! جایی مرو تا من بروم ریسمان بیاورم و تو را بیرون بکشم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موذنی بانگ می‌گفت و می‌دوید! پرسیدند که چرا می‌دوی؟ گفت: می‌گویند که آواز تو از دور خوش است، می‌دوم تا آواز خود از دور بشنوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلطان محمود پیری ضعیف را دید که پشتواره‌ای خار می‌کشد. بر او رحمش آمد. گفت: ای پیر! دو سه دینار زر می خواهی، یا دراز گوش، یا دو سه گوسفند، یا باغی که به تو دهم، تا از این زحمت خلاصی یابی؟ پیر گفت: زر بده تا در میان بندم، و بر دراز گوش بنشینم، و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم، و به دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم. سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی از مولانا عضد الدین پرسید که چونست که در زمان خلفا مردم دعوای خدایی و پیغمبری بسیار می کردند و اکنون نمی کنند گفت مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی افتاده است که نه از خدایشان به یاد می آید و نی از پیغامبر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جمعی وردکی به جنگ ملاحده رفته بودند در بزگشتن هریک سر ملحدی بر چوب کرده می آوردند یکی پایی بر چوب می آورد پرسیدند این را کی کشت گفت من گفتند چرا سرش نیاوردی گفت تا من برسیدم سرش برده بودند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وردکی پای راست بر رکاب نهاد و سوار شد رویش از کفل اسب بود او را گفتند واژگونه بر اسب بنشسته ای گفت من باژگونه ننشسته ام اسب چپ بوده است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی و پسرش در صحرا به دست ترکی افتادند هر دو را بکرد و برفت مادر از پسر پرسید که اگر ترک را ببینی بشناسی گفت د ر زمان کردن رویش از طرف تو بود تو او را زود تر بشناسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی مولانا عضد الدین را گفت اهل خانه من نادیده به دعای تو مشغولند گفت چرا نادیده شاید دیده باشند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترک پسری در راهی می رفت و این می خواند مست شبانه بودم و افتاده بی خبر غلامباره ای بشنید و گفت آه آن زمان من بد بخت گردن شکسته کجا بودم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از وردکی پرسیدند که امیر المومنین شناسی گفت شناسم گفتند چندم خلیفه بود گفت من خلیفه ندانم آنست که حسین او را در دشت کربلا شهید کرده است &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی پیرزن را در زمستان می‌گایید. ناگاه از آنجا بیرون کشید. زنک گفت چی می کنی؟ گفت می‌خواهم ببینم تا اندرون کس تو سرد است، یا بیرون؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وردکی خر گم کرده بود گرد شهر می گشت و شکر می گفت گفتند چرا شکر می کنی گفت از بهر آنکه بر خر ننشسته بودم و گر نه من نیز امروز چهارم روز بودی که گم شده بودمی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترسا بچه ای صاحب جمال مسلمان شد محتسب فرمود که او را ختنه کردند چون شب در آمد او را کرد بامداد پدر از پسر پرسید که مسلمانان را چون یافتی گفت قومی عجیب اند هرکس که به دین ایشان در آید روز کیر می برند و شب کون اش می درند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی با طبیبی گفت که حرارتی بر چشمم غالب شده است خشکی عظیم می کند و سخت تنگ آمده است تدبیر چی باشد گفت تدبیر ندانم اما همتی بدار که خدا این رنج را از چشم تو بر دارد و بر کون زن طبیب نهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی را در پانزدهم ماه رمضان بگرفتند که تو روزه خورده ای گفت از رمضان چند روز گذشته است گفتند پانزده روز گفت چند روز مانده است گفتند پانزده روز گفت من مسکین از این میان چه خورده باشم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در حمام رفت ختاییئی را دید سر در حوض کرده و سرو تن و اندامی به غایت خوش و فربه و سفید داشت مردک غلامباره بود در آغوشش کرد خواست که به کار خیر مشغول شود ختا ئی سر از حوض بالا آورد شکلی در غایت زشتی داشت مردک برنجید گفت اه کاشکی سرش نبود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مردکی زن خود را می گایید. زن در میانه یک موی از زهار مرد بکند. مردک ناگاه در کون انداخت. گفت: چی می کنی؟ گفت تیر را چون پر بکنی کج رود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی چشمانی بغایت خوش و خوب داشت روز از شوهر شکایت به قاضی برد قاضی روسپی باره بود از چشمهای او خوشش آمد طمع در او بست و طرف او بگرفت شوهر در یافت چادر از سرش در کشید قاضی رویش بدید سخت متنفر شد گفت بر خیز ای زنک چشم مظلومان داری و روی ظالمان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در حمام وضو می ساخت حمامی او را بگرفت که اجرت حمام بده چون عاجز شدی تیزی رها کرد و گفت این زمان سر به سر شدیم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خراسانی با زینه (نردبان)در باغ دیگری می رفت تا میوه بدزدد خداوند باغ پرسید و گفت در باغ من چی کار داری گفت زینه می فروشم گفت :زینه در بایغ من می فروشی ؟ گفت :زینه از آن من است هر کجا خواستم می فروشم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالحی زراد رنجور بود دوستی به عیادت او رفت گفت حالت چیست گفت امروز اسهالی خورده‌ام گفت پیداست که بوی گندش از دهانت می آید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاتونی در شیراز در راهی می رفت خواجه زاده ای امرد بر او بگذشت که آب دهن بر پاشنه می مالید تا کفش از پایش نیفتد خاتون گفت خواجه زاده آن آب دهن پاره ای بالاتر بمال و کفشی نو بخر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی با دوستی گفت پنجاه من گندم داشتم تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند او گفت من نیز پنجاه من گندم داشتم تا موشان خبر شدند من تمام خورده بودم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولانا شرف الدین خطاط دو شاگرد داشت یکی ترک و دیگری پشتون روزی با یکدیگر لفظ سیکون نوشتند و به مولانا نمودند که کدام بهتر است مولانا گفت سیه از ان پشتون بهتر است و کون از آن ترک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در خانه وردکی خواست نماز گزارد پرسید قبله چونست گفت من هنوز دو سال است که در این خانه ام کجا دانم قبله چونست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی با پسرکی قول کرد که یک دینار بدو بدهد و یک نیمه در کون کند چون بخفت مردک تمام در کون انداخت گفت نه یک نیمه قول کرده بودیم گفت من نیمه آخر قول کرده بودم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاکم نیشاپور شمس الدین طبیب را گفت من هضم طعام نمی توانم کرد تدبیر چه باشد گفت هضم کرده بخور &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
مولانا عضدالدین به خواستگاری خاتونی فرستاد. خاتون گفت: من می شنوم که او فاسق است و غلامباره. زن او نمی‌شوم. با مولانا بگفتند. گفت به خاتون بگو‌ئید از فسق توبه توان کرد، و غلامبارگی به لطف خاتون و عنایت او باز بسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی با پسری قول کرد که غرقی به دو آقچه و میانپارچه به چهار پسر به میانپارچه راضی شد که هم سهلست و هم پر بها مردک در اثنای مالش ناگاه غرق کرد پسر گفت اهی چی کردی گفت من مرد فقیرم و دو آقچهگی مرا کفایت باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی روز تابستان زن را می گاند زنک هر زمان بادی جدا می ساخت گفت چه می کنی گفت از بهر کیر تو باد می زنم تا گرمی نکند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولانا شراف الدین را در آخر عمر قولنجی عارض شد اطبا خون گرفتند فرمودند مفی نیامد شراب دادند فایده نداد حقه کردند در نزاع افتاد یکی پرسید که حال چیست گفت حال آنکه من بعد از هشتاد و پنجسال مست و کون دریده به حضرت رب خواهم رفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
شخصی زنی بخواست. شب اول خلوت کردند. مگر شوهر به حاجتی بیرون رفت. چون باز آمد عروس را دید که با سوزن گوش خود را سوراخ می‌کند. خواست با او جمع شود، بکر نبود. گفت: خاتون این سوراخ که در خانه پدرت بایست کرد اینجا می‌کنی، و آنچه اینجا می‌باید کرد در خانه پدر کرده‌ای!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زن ترکمنی در آب نشسته بود خرچنگ کون اش را محکم گرفت فریاد بر آورد شوهرش شنیده بود که چون باد بر خرچنگ دمند آنچه گرفته باشد رها کند سر پیش کرد و پف بر کون او دمید خرچنگ لب او را نیز در منقار گرفت او همچنین باد می دمید ناگاه بادی از زن جدا شد مردک دماغ بسوخت گفت هی هی تو پف مکن پف تو گندیده است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازرگانی زنی خوش صورت زهره نام داشت عزم سفری کرد از بهر او جامه ای سفید بساخت و کاسه ای نیل به خادم داد که هرگاه از این زن حرکتی ناشایست در وجود آید یک انگشت نیل بر جامه او زن تا چون باز آیم اگر تو حاضر نباشی مرا حال معلوم شود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی خواجه به خادم نوشت که &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری نکند زهره که ننگی باشد     بر جامه او زنیل رنگی باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خادم باز نوشت که &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گر درسفرخواجه درنگی باشد        تاماه دگرزهره پلنگی باشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی مخنثی را گفت که بسیار مده که در آن دنیا به زحمت رسی گفت تو غم خود بخور که تو را جواب دو سوراخ باید داد و مرا یکی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیرازی خواست با زن جمع آید مگر زن موی زهار نکنده بود برنجید و گفت خاتون این معنی با من که شوهر و محرمم سهل است اگر بیگانه ای ناشد نه که خجالت باید برد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی زنبور بر کیر زد سخت بزرگ شد در خانه رفت با زن خود گفت این کیر در بازار می فروشند مقرر کرده ام که کیر خود را بدهم و صد دینار دیگر بر سر و این کیر بستانم اگر نیک است تا بخریم زن را سخت خوش آمد جامه ها و زیور آلات هر چه داشت یکجا به صد دینار فروخت وبه شوهر داد که این را از دست مده شوهر برفت و باز آمد که خریدم یک دو روز بکار می داشتند که ناگاه آماسش فرو نشست و با قرار اصل آمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شوهر پریشان از در در آمد و گفت ای زن خدا بلایی سخت از ما بگردانید آن کیر از ترکی بوده دزدیده بودند مرا بگرفتند و به دیوان بردند و به هزار زحمت صد دینار دادم و همچنان کیر کهنه خود را باز ستدم و از آن شنقصه خلاص یافتم زن گفت من خود روز اول می دانستم که آن دزدی باشد و گر نه بدان ارزانی نفروختندی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وردکی به جنگ شیر میرفت نعره می زد و بادی رها میکرد گفتند نعره چرا می زنی گفت تا شیر بترسد گفتند پس باد چرا رها می کنی گفت من نیز می ترسم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترکمنی با یکی دعوا داشت کوزه ای پر گچ کرد و پاره ای روغن بر سر آن گذاشت و از بهر قاضی رشوت برد قاضی بستد و طرف ترکمن گرفت و قضیه چنان که خاطر او می خواست آخر کرد و مکتوبی مسجل به ترکمن داد بعد از هفته ای قضیه روغن معلوم کرد ترکمن را بخواست که د ر مکتوب سهوی است بیاور تا اصلاح کنم ترکمن گفت در مکتوب من سهوی نیست اگر سهوی باشد در کوزه باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درویشی کفش در پا نماز می گزارد دزدی طمع در کفش او بست گفت با کفش نماز نباشد درویش دریافت و گفت اگر نماز نباشد گیوه باشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مخنثی در راه مست افتاده بود کسی او را کرد و انگشتری زرین داشت برد چون بیدار شد در کون خود تر دید گفت بی ما عیشها کرده ای چون حال انگشتری معلوم کرد گفت بخشش نیز فرموده ای&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وردکی با کمان بی تیر به جنگ می رفت که تیر از جانب دشمن آید بر دارد گفتند شاید نیاید گفت آنوقت جنگ نباشد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
زن بخارایی دختری بیاورد. مادرش میگفت: دریغا! اگر در میان پایش چیزی بودی! دایه گفت: تو عمرش از خدا بخواه، اگر بماند چندان چیز در میان پایش ببینی که ملول شوی!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خراسانی را اسبی لاغر بود گفتند چرا این را جو نمی دهی گفت هر شب ده من جو می خورد گفتند پس چرا لاغر است گفت یکماهه جوش در نزد من به قرض است &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خراسانی را مست با پسرکی بگرفتند پیش ضیاء الملک بردن ملک از خراسانی پرسید که هی چرا چنین کردی گفت خانه خالی دیدم ترک پسری چون آفتاب خاوری مست افتاده و خفته غلامچه راست بگو اگر تو بودی نمی کردی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی تیری به مرغی انداخت خطا رفت رفیقش گفت احسنت تیر انداز بر آشفت که مرا ریشخند می کنی گفت نی می گویم احسنت اما به مرغ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کفش طلحک را از مسجد دزدیده بودند و به دهلیز کلیسا انداخته طلحک می گفت سبحان الله من خود مسلمانم و کفشم ترساست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی خانه ای به کرایه گرفته بود چوبهای سقف بسیار صدا می کرد به خداوند خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد پاسخ داد که چوبها ی سقف ذکر خدا می کنند گفت نیک است اما می ترسم که این ذکر منجر به سجده شود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واعظی بر سر منبر می گفت هرگاه بند ه ای مست میرد مست دفن شود و مست سر از گور بر آورد خراسانی در پای منبر بود گفت به خدا آن شرابیست که یک شیشه آن به صد دینار می ارزد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلامباره ای در حمام رفت ترک پسری یک چشم در آنجا بود مرد یکی چشم بر هم نهاد به پسر گفت مرا گفته اند که اگر کسی در کون تو کنند چشمت بینا شود خدا یرا بر خیز و مرا بگا که خدای تعالی چشم من بینا کند ترک باور کرد و برخاست و مردک را گایید او چشم باز کرد و گفت الحمد الله که بینا شدم پس پسر آن را بدید گفت من چشم تو بینا کردم تو نیز چشم من بینا کن غلامباره ترک را از سر ارادت تمام در کار کشید چون در او انداخت گفت ای غر خواهر دور شو که آن چشم دیگرم نیز بیرون خواهد افتاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولانا قطب الدین در حجره مدرسه یکی را می گایید نا گاه شخصی دست بر در حجره نهاد در باز شد مولانا گفت چی می خواهی گفت هیچ جایی می خواستم که دو رکعت نماز بگذارم گفت اینجا جایی است گفت کوری نمی بینی که ما از تنگی جا دو دو بر سر هم رفته ایم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در حالت نزع افتاد وصیت کرد که در شهر کرباس پاره های کهنه و پوشیده (پوسیده) طلبند و کفن او سازند گفتند غرض از این چیست گفت تا نکیر منکر بیایند پندارند که من مرده کهنه ام و زحمت من ند هند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی ماست خورده بود قدری به ریشش چکیده یکی از او پرسید که چی خورده ای گفت کبوتر بچه گفت راست می گوئی که فضله اش بر در برج پیداست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هارون به بهلول گفت دوست ترین مردمان در نزد تو کیست گفت آن که شکمم را سیر سازد گفت من سیر سازم پس مرا دوست خواهی داشت یا نه گفت دوستی نسیه نمی شود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی از طلحک پر سید که دروازه شیر ینی فروشی کجاست گفت در میآن تنبان خاتون &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی اسبی به عاریت خواست گفت اسب دارم اما سیاه هست گفت مگر اسب سیاه را سوار نشاید شد گفت چون نخواهم داد همین قدر بهانه بس است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
پادشاهی را سه زن بود: پارسی و تازی و قبطی. شبی در نزد پارسی خفته بود. از وی پرسید که چه هنگام است؟ زن پارسی گفت: هنگام سحر. گفت: از کجا می گوئی؟ گفت از بهر آن که بوی گل ریحان برخاسته و مرغان به ترنم در آمدند.&lt;br /&gt;
شبی دیگر نزد زن تازی بود. ازوی همین سوال کرد. او جواب گفت که هنگام سحر است، از بهر آنکه مهره‌های گردن‌بندم سینه‌ام را سرد می‌سازد. شبی دیگر در نزد قبطی بود. از وی پرسید. قبطی در جواب گفت: که هنگام سحر است، از بهر آنکه مرا ریدن گرفته است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در کنار نهری ریسمانی پر گره در دست داشت و به آب فرو می رفت و چون بر می آمد گرهی می گشود وباز به آب فرو میشد گفتند چرا چنین می کنی گفت در زمستان غسلهای جنابتم قضا شده در تابستان ادا می کنم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی نزد قاضی رفت و گفت شوهرم مرا در جایگاه تنگ نهاده است ومن از آن دلتنگم قاضی گفت سخت نیکو کرده است جایگاه زنان هرچه تنگتر بهتر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی امردی به خانه برد و درهمی به دستش نهاد و گفت بخواب تا بر نهم امرد گفت من شنیده ام که تو امردان را می آوری تا بر تو نهند گفت آری عمل با من است و دعوا با ایشان تو نیز بخواب و برو آنچه می خواهی بگوی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معلمی زنی بخواست که پسر ش در مکتب او بود. زن انکار کرد. معلم طفل را سخت بزد که چرا به مادر خود گفتی که کیر معلم بزرگ است؟ پسر شکایت به مادر برد، مادر به سبب همان شکایت به زناشوئی راضی شد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی در مجلس وعظ به پهلوی معشوق خود افتاد واعظ صفت پر جبراییل می کرد زن در میانه کار گوشه چادر را به زانوی معشوق افکند دست بر او بزد چون برخاسته دید بیخود نعره ای بزد واعظ را خوش آمد و گفت ای عاشقه صادقه پر جبراییل بر جانت رسید یا بر دلت که چنین آهی عاشقانه از نهادت بیرون آمد گفت من پر جبراییل نمی دانم که بر دلم رسیدیا به جانم ناگاه بوق اسرافیل به دستم رسید که این آه بی اختیار از من به در آمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلندری نبض به طبیب داد و پرسید که مرا چی رنجی است؟ گفت تو را رنج گرسنگی است، و او را به هریسه مهمان کرد قلندر چون سیر شد گفت: در لنگر ما ده یار دیگر همین رنج دارند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طالب علمی را در رمضان بگرفتند و پیش شحنه بردند شحنه گفت هی شراب را بهر چه خوردی گفت از بهر آن که ممتلی بودم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولانا شمس الدین با یکی از مشایخ خراسان کدورتی داشت شیخ ناگاه بمرد نجاری صندوق گوری سخت به تکلیف از بهر او تراشید مردم تحسین نجار میکردند مولانا گفت خوب تراشیده اما سهوی عظیم کرده که دود کش نگذاشته است &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رنجوری را سرکه هفت سال فرمودند از دوستی بخواست گفت من دارم اما نمی دهم گفت چرا گفت اگر من سرکه به کسی دادمی سال اول تمام شدی و به هفت سالگی نرسیدی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B1%D9%88_%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF&amp;diff=21204</id>
		<title>سعدی (غزلیات)/ای ساربان آهسته رو کرام جانم می‌رود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B1%D9%88_%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF&amp;diff=21204"/>
		<updated>2012-01-06T08:33:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «سعدی (غزلیات)/ای ساربان آهسته رو کرام جانم می‌رود» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=sysop] (�&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[سعدی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = سعدی&lt;br /&gt;
| قسمت =(ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود|وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او|گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون|پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان|کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان|دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم|چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او|در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین|کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم|وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل|وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من|گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن|من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا|طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:غزلیات سعدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B1%D9%88_%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF&amp;diff=16308</id>
		<title>سعدی (غزلیات)/ای ساربان آهسته رو کرام جانم می‌رود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B1%D9%88_%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF&amp;diff=16308"/>
		<updated>2012-01-06T08:33:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «سعدی (غزلیات)/ای ساربان آهسته رو کرام جانم می‌رود» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=sysop] (�&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[سعدی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = سعدی&lt;br /&gt;
| قسمت =(ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود|وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او|گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون|پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان|کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان|دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم|چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او|در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین|کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم|وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل|وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من|گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن|من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا|طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:غزلیات سعدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B1%D9%88_%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF&amp;diff=14403</id>
		<title>سعدی (غزلیات)/ای ساربان آهسته رو کرام جانم می‌رود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B1%D9%88_%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF&amp;diff=14403"/>
		<updated>2012-01-06T08:33:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «سعدی (غزلیات)/ای ساربان آهسته رو کرام جانم می‌رود» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=sysop] (�&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[سعدی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = سعدی&lt;br /&gt;
| قسمت =(ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود|وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او|گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون|پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان|کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان|دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم|چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او|در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین|کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم|وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل|وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من|گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن|من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{ب|سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا|طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:غزلیات سعدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C&amp;diff=17286</id>
		<title>آیین‌نامه راهنمایی و رانندگی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C&amp;diff=17286"/>
		<updated>2012-01-06T08:33:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «آیین‌نامه راهنمایی و رانندگی» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed] (بی‌پایان))&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی مصوب ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۷ با اصلاحات بعدی&lt;br /&gt;
== فصل اول - تعاریف ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱ ===&lt;br /&gt;
اصطلاحات و کلماتی که در این آیین‌نامه به کار برده شده دارای معانی ذیل می‌باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; ابطال گواهی‌نامه: سلب اعتبار قانونی آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; اتوبوس: هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری مسافربری که ظرفیت آن با راننده و کمک راننده ۲۲ نفر یا بیشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اتوبوس برقی: اتوبوسی که به وسیله باتری یا نیروی برقی که از سیم‌های هوایی دریافت می‌دارد حرکت نماید ولی روی ریل نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; اتومبیل: هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که لااقل دارای دو چرخ جلو و دو چرخ دیگر در عقب بوده و برای حمل بار یا انسان به کار رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; اتومبیل آموزشی: اتومبیلی که برای تعلیم رانندگی اختصاص داده شده و باید دارای دو کلاج و دو ترمز و دو آیینه بوده و متعلق به یکی از آموزشگاه‌های مجاز تعلیم رانندگی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; اتومبیل سواری: اتومبیلی که برای حمل انسان ساخته شده و ظرفیت آن با راننده حداکثر شش نفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; اتومبیل مدارس: اتومبیلی که برای رفت و آمد شاگردان آموزشگاه‌ها اختصاص داده شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; ارتفاع چراغ: فاصله مرکز چراغ با وسیله‌ی نقلیه بدون بار یا مسافر تا کف راه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹-&#039;&#039;&#039; استیشن: اتومبیل سواری که ظرفیت آن با راننده حداقل هفت نفر و حداکثر نه نفر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰-&#039;&#039;&#039; بارکش: هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ای که برای حمل بار ساخته شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۱-&#039;&#039;&#039; پارک‌متر: دستگاهی که با انداختن سکه تعیین‌شده در آن اجازه توقف وسیله‌ی نقلیه را در زمان معینی می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۲-&#039;&#039;&#039; پارکینگ ممنوع: ایست وسیله‌ی نقلیه جز برای سوار و پیاده کردن آن هم به شرط وجود راننده در پشت فرمان ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۳-&#039;&#039;&#039; پیاده: شخصی که بدون استفاده از هیچ نوع وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری یا غیرموتوری حرکت می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۴-&#039;&#039;&#039; پیاده رو: قسمتی از خیابان که در امتداد آن واقع شده و برای عبور و مرور پیادگان اختصاص یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۵-&#039;&#039;&#039; پیچ: انحراف مسیر مستقیم راه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۶-&#039;&#039;&#039; ترافیک: عبور و مرور وسایل نقلیه و اشخاص و حیوانات در راه‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۷-&#039;&#039;&#039; تراموای: وسیله‌ی نقلیه‌ای که در شهر و حومه برای حمل مسافر به کار می‌رود و با نیروی برق روی ریل حرکت می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۸-&#039;&#039;&#039; تراکتور بارکش: وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که جهت کشیدن یدک‌های بارکش ساخته شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۹-&#039;&#039;&#039; تراکتور کشاورزی: وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که برای کارهای کشاورزی یا برای کشیدن ماشین‌ها و آلات دیگر کشاورزی یا شخم زدن به کار رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۰-&#039;&#039;&#039; توقف مطلقاً ممنوع: ایست وسیله‌ی نقلیه در هر مدت ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۱-&#039;&#039;&#039; توقیف گواهینامه (ضبط): اخذ و نگهداری موقت گواهی‌نامه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۲-&#039;&#039;&#039; جاده: راه خارج شهر برای عبور و مرور وسایل نقلیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۳-&#039;&#039;&#039; جاده اصلی: جاده‌ای که در برخورد با جاده دیگر پهن‌تر است یا با نصب علایم راهنمایی اصلی تلقی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۴-&#039;&#039;&#039; جاده فرعی: جاده‌ای که از جاده اصلی منشعب شده و از آن تنگتر است یا با نصب علایم راهنمایی فرعی به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۵-&#039;&#039;&#039; جاده خصوصی: جاده‌ای که اشخاص یا مؤسسات برای استفاده شخصی ساخته‌اند و استفاده دیگران از آن منوط با اجازه‌ی مالک است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۶-&#039;&#039;&#039; چرخ فلزی: چرخی است که محل تماس آن با کف زمین فلزی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۸-&#039;&#039;&#039; حق تقدم: حق عبور وسیله‌ی نقلیه‌ای زودتر از وسایل نقلیه دیگر یا از پیاده‌ها و بالعکس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۸-&#039;&#039;&#039; خیابان: راه عبور و مرور در مناطق مسکونی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۹-&#039;&#039;&#039; خیابان اصلی: خیابانی که در برخورد با خیابان دیگر پهن‌تر است یا با نصب علایم راهنمایی اصلی تلقی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۰-&#039;&#039;&#039; خیابان فرعی: خیابانی که از خیابان اصلی تنگتر است یا با نصب علایم راهنمایی فرعی شناخته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۱-&#039;&#039;&#039; دستگاه تهویه: دستگاهی که به وسیله گاز یا بخار متراکم هوای داخل اتاق وسیله‌ی نقلیه را خنک می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۲-&#039;&#039;&#039; دوچرخه موتوردار (گازی): دوچرخه‌ای که به وسیله موتوری که نیروی آن متجاوز از پنج اسب نباشد حرکت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۳-&#039;&#039;&#039; راه: اعم است از خیابان و جاده و کوچه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۴-&#039;&#039;&#039; راننده: کسی که هدایت وسیله‌ی نقلیه را توسط فرمان یا به وسایل دیگر به عهده داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۵-&#039;&#039;&#039; راه‌آهن: ریل‌های آهنی موازی ثابتی که لکوموتیوها و قطارها بر روی آن حرکت می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۶-&#039;&#039;&#039; روز: از طلوع تا غروب آفتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۷-&#039;&#039;&#039; سازنده وسایل نقلیه: شخص یا مؤسسه یا کارخانه‌ای که وسایل نقلیه‌ای را که مطابق این آیین‌نامه باید شماره‌گذاری شوند می‌سازد، یا قطعات ساخته‌ی آن‌ها را سوار (مونتاژ) می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۸-&#039;&#039;&#039; شب: از غروب تا طلوع آفتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳۹-&#039;&#039;&#039; شماره غیر مجاز: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;الف:&#039;&#039;&#039; شماره‌ای که به موجب آگهی قبلی شهربانی باید تجدید گردد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ب:&#039;&#039;&#039; شماره‌ای که در کشور خارجی روی وسیله‌ی نقلیه نصب شده و پس از ورود به ایران با وجود انقضای مدت اعتبار آن عوض نشده باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ج:&#039;&#039;&#039; شماره‌ی ترانزیت که در کشور ایران برای مسافرت به خارج داده شده و استفاده از آن در داخل کشور ممنوع است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;د:&#039;&#039;&#039; شماره‌های موضوع قانون مجازات استفاده‌کنندگان از پلاک‌های تقلبی مصوب سال ۱۳۴۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۰-&#039;&#039;&#039; شماره وسیله‌ی نقلیه: عدد یک یا چند رقمی که از طرف متصدیان مربوط روی پلاک‌های مخصوص منقوش و به وسیله‌ی نقلیه منصوب می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۱-&#039;&#039;&#039; ظرفیت اتومبیل: وزن بار با تعداد مسافر که از طرف افسر کاردان فنی شماره‌گذاری شهربانی برای وسیله‌ی نقلیه تعیین می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۲-&#039;&#039;&#039; علایم: هر نوع علامت مانند تابلو، نوشته، خط‌کشی، چراغ، سوت، حرکت دست و غیره که به وسیله مقامات صلاحیت‌دار یا رانندگان برای کنترل و تنظیم عبور و مرور به کار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۳-&#039;&#039;&#039; قطعات اصلی: کلیه‌ی قسمت‌های اساسی وسیله‌ی نقلیه که طبق این آیین‌نامه باید شماره‌گذاری شود مانند موتور و شاسی و اتاق که تعویض آن‌ها باعث تغییر مشخصات اساسی وسیله‌ی نقلیه می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۴-&#039;&#039;&#039; کارت مشخصات: کارتی که مشخصات مالک و وسیله‌ی نقلیه شماره‌گذاری‌شده در آن ثبت و به مالک وسیله‌ی نقلیه تسلیم می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۵-&#039;&#039;&#039; کارت شهری: کارتی که مجوز رانندگی وسایل نقلیه عمومی در شهر و حومه می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۶-&#039;&#039;&#039; کوچه: راهی در مناطق مسکونی که عرض آن حداکثر شش متر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۷-&#039;&#039;&#039; گذرگاه پیاده: در تقاطع راه‌ها امتداد پیاده‌روها در سواره رو یا هر محل دیگری از سواره‌رو که به وسیله خط‌کشی یا میخ‌کوبی یا سایر علایم جهت عبور پیادگان اختصاص داده شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۸-&#039;&#039;&#039; گواهینامه‌ی رانندگی: اجازه‌نامه برای رانندگی وسایل نقلیه که از طرف مقامات صلاحیت‌دار به نام اشخاص صادر شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴۹-&#039;&#039;&#039; منطقه ممنوعه: منطقه و محلی که عبور و مرور وسایل نقلیه در آن‌ها به وسیله علایم خاص ممنوع شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۰-&#039;&#039;&#039; مواد خطرناک: هر نوع مواد منفجره یا محترقه یا مایعات آتش‌زا و گازهای فشرده و امثال آن‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۱-&#039;&#039;&#039; موتور سیکلت: وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که دارای دو یا سه چرخ است و نیروی آن متجاوز از پنج اسب می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۲-&#039;&#039;&#039; مینی بوس: هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری مسافربری که ظرفیت آن با راننده حداقل ده نفر و حداکثر بیست و یک نفر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۳-&#039;&#039;&#039; وزن با بار: وزن وسیله‌ی نقلیه به اضافه وزن بار آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۴-&#039;&#039;&#039; وسیله‌ی نقلیه امدادی: وسیله‌ی نقلیه مخصوص خدمات پلیسی، بهداشتی آتش‌نشانی و امثال آن‌ها که وسیله شهربانی تعیین و یا علایم مخصوص مشخص می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۵-&#039;&#039;&#039; وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری: وسیله‌ی نقلیه‌ای که با نیروی موتور بر روی چرخ‌های خود حرکت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۶-&#039;&#039;&#039; وسیله‌ی نقلیه غیرموتوری: وسیله‌ی نقلیه‌ای که نیروی محرک آن از موتور نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۷-&#039;&#039;&#039; وسیله‌ی نقلیه کشاورزی: به وسیله‌ی نقلیه‌ای که جهت امور کشاورزی ساخته شده مادام که در مزارع کار کند اطلاق می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۸-&#039;&#039;&#039; وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری ویژه: وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که مخصوص انجام کارهای فنی و ساختمانی و جاده‌سازی و امثال آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵۹-&#039;&#039;&#039; یدک: وسیله‌ی نقلیه چرخ‌دار با موتور یا بی‌موتور که توسط وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری دیگری کشیده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶۰-&#039;&#039;&#039; یدک‌کش: وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که یدک یا یدک‌هایی را به دنبال خود می‌کشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶۱-&#039;&#039;&#039; یدک متصل (شبه یدک) یدک بدون نیروی محرک (بی‌موتور).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - شماره‌گذاری و کارت مشخصات ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۲ ===&lt;br /&gt;
هر وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری و غیر موتوری و یدک متصل که در راه‌های عمومی حرکت می‌کند باید دارای شماره باشد. رانندگی با وسایل نقلیه‌ای که شماره‌گذاری نشده یا شماره آن‌ها غیر مجاز است و همچنین گذاردن این قبیل وسایل نقلیه برای رانندگی در اختیار اشخاص دیگر ممنوع است مگر آن که قبلاً اجازه‌ی حرکت از شهربانی دریافت کرده و در دست داشته باشد. مأموران انتظامی از حرکت وسایل نقلیه مذکور جلوگیری خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳ ===&lt;br /&gt;
مالک وسیله‌ی نقلیه موظف است جهت شماره‌گذاری و اخذ کارت مشخصات وسیله‌ی نقلیه خود به شهربانی محل مراجعه و فرم‌های مربوطه را تنظیم و امضا نماید و به ضمیمه‌ی مدارکی که از طرف شهربانی اعلام خواهد شد تسلیم کند.&lt;br /&gt;
هر گاه اشخاص دیگری در مالکیت وسیله‌ی نقلیه شرکت یا نسبت به آن حق عینی داشته باشند نام و آدرس دقیق آنان نیز باید در درخواست قید شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴ ===&lt;br /&gt;
شهربانی پس از دریافت درخواست شماره‌گذاری و مدارک لازم با رعایت مقررات مذکور در ماده ۵ برای شماره‌گذاری وسیله‌ی نقلیه اقدام می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵ ===&lt;br /&gt;
در موارد زیر شهربانی می‌تواند از انجام عمل شماره‌گذاری خودداری نماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در صورتی که وسیله‌ی نقلیه معیوب بوده یا به جهات فنی به کار افتادن آن در راه‌ها خطرناک باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; چنان چه مشخصات وسیله‌ی نقلیه با آن چه در اسناد مربوط ذکر شده مطابق نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اگر شماره‌گذاری وسیله‌ی نقلیه قبلاً به جهاتی ممنوع اعلام گردیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; هر گاه حقوق دولتی و عوارضی که به موجب مقررات به وسیله‌ی نقلیه تعلق گرفته پرداخت نشده باشد مگر با اجازه رئیس کل شهربانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; چنان چه وسیله‌ی نقلیه دارای علایم و تجهیزات پیش‌بینی‌شده در این آیین‌نامه نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶ ===&lt;br /&gt;
شماره‌گذاری بر روی وسیله‌ی نقلیه از طریق نصب پلاکی که به وسیله شهربانی تهیه می‌گردد انجام خواهد شد. انواع پلاک‌ها و ابعاد و رنگ‌های آن‌ها برای وسایل نقلیه مختلف از طرف شهربانی معین و اعلام می‌شود. دارندگان وسایل نقلیه مکلفند در مواقعی که شهربانی لزوم تجدید و تعویض شماره‌ها را آگهی می‌نماید برای تجدید و تعویض شماره‌ی وسیله‌ی نقلیه خود اقدام نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷ ===&lt;br /&gt;
نصب پلاک به طریق زیر به عمل می‌آید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر وسیله‌ی نقلیه دارای سه چرخ یا بیشتر باشد یک پلاک در جلو و پلاک دیگر در عقب آن نصب می‌گردد. در یدک‌ها و وسایل نقلیه‌ای که دارای دو چرخ هستند فقط یک پلاک در عقب آن نصب می‌گردد. پلاک عقب باید در محلی نصب گردد که با نور چراغ عقب وسیله‌ی نقلیه قابل خواندن باشد. پلاک‌های منصوب باید همیشه در جای خود قرار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸ ===&lt;br /&gt;
شهربانی پس از شماره‌گذاری و ثبت مشخصات وسیله‌ی نقلیه، کارتی که حاوی مشخصات و ظرفیت آن باشد صادر و به مالک تسلیم می‌نماید . این کارت باید همیشه همراه راننده وسیله‌ی نقلیه مربوط باشد. به علاوه ظرفیت وسایل نقلیه مسافربری در داخل آن‌ها طوری نوشته می‌شود که قابل خواندن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹ ===&lt;br /&gt;
وسیله‌ی نقلیه عمومی که در هر شهر شماره‌گذاری می‌شود باید فقط در همان شهر و منطقه‌ای که شهربانی تعیین می‌کند به کار پردازد، مگر این که موافقت شهربانی‌های مربوط با تغییر محل کار جلب شده باشد و الا از کار کردن آن جلوگیری خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کارت مشخصات یا پلاک اتومبیل مفقود یا ضایع گردد مالک وسیله‌ی نقلیه موظف است ضمن اعلام مراتب به مقامات صلاحیت‌دار حداکثر ظرف ۴۸ ساعت شخصاً یا به وسیله نماینده‌ی خود جهت اخذ المثنای کارت یا پلاک جدید به شهربانی مراجعه نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱ ===&lt;br /&gt;
سازندگان و فروشندگان و حمل‌کنندگان وسایل نقلیه فقط جهت عرضه نمودن یا نقل آن‌ها از محلی به محل دیگر بدون انجام تشریفات شماره‌گذاری از شهربانی پلاک ویژه یا موقت دریافت خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲ ===&lt;br /&gt;
هر سازنده یا فروشنده وسیله‌ی نقلیه موظف است دفتری برای ثبت سابقه‌ی استفاده از شماره‌های ویژه و تعیین این که در چه مدت و چه تاریخی شماره‌ی ویژه بر روی چه وسیله‌ای نصب و به وسیله چه کسانی از آن استفاده شده، داشته باشد. این دفتر در مواقع مراجعه مأموران شهربانی باید ارائه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۳ ===&lt;br /&gt;
در مواردی که مالک وسیله‌ی نقلیه آدرس خود را تغییر می‌دهد باید ظرف ۴۸ ساعت اداره‌ی شهربانی را کتباً از آدرس جدید خود مطلع سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۴ ===&lt;br /&gt;
مالک وسیله‌ی نقلیه در صورتی که بخواهد موتور یا هر یک از قطعات اصلی یا رنگ آن را را تغییر دهد، موظف است قبلاً مدارک مربوط را به شهربانی جهت کسب اجازه تسلیم نماید تا پس از تغییر آن‌ها کارت مشخصات جدید صادر گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵ ===&lt;br /&gt;
در صورت انتقال مالکیت وسیله‌ی نقلیه، فروشنده موظف است فوراً کارت مشخصات را به شهربانی محل تسلیم نماید. به اضافه مالک جدید پس ازانتقال باید برای دریافت کارت مشخصات به نام خود به شهربانی مراجعه نماید. شهربانی پس از وصول درخواست خریدار فتوکپی یا رونوشت مصدق سند انتقال کارت مشخصات جدیدی به نام او صادر و به وی تسلیم خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶ ===&lt;br /&gt;
شخصی که وسیله‌ی نقلیه در اختیار و تصرف او است (اعم از این که مالک باشد یا نباشد) موظف است در صورتی که وسیله‌ی نقلیه مورد تصرف غیرمجاز واقع شود و همچنین پس از رفع تصرف غیرمجاز حداکثر ظرف ۴۸ ساعت مراتب را به مقامات انتظامی محل اعلام دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷ ===&lt;br /&gt;
شهربانی در موارد زیر پلاک شماره را پس می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هر گاه پلاک اشتباهاً به وسیله‌ی نقلیه‌ای نصب شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در مورد مذکور در ماده ۴۳ اصلاحی این آیین‌نامه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; وقتی که وسیله‌ی نقلیه اوراق شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸ ===&lt;br /&gt;
پس از رفع اشتباه یا فراهم شدن موجبات استرداد پلاک مذکور در بند ۲ پلاک به صاحب وسیله‌ی نقلیه مسترد خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹ ===&lt;br /&gt;
شهربانی می‌تواند پلاک شماره ویژه یا موقت متعلق به سازندگان و فروشندگان یا حمل کنندگان وسایل نقلیه را به علت عدم لزوم استعمال یا استعمال بر خلاف مقررات آن یا به علت تقلب در آن‌ها پس بگیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۰ ===&lt;br /&gt;
کلیه دارندگان وسایل نقلیه موظفند ظرف دو ماه از تاریخ تصویب این آیین‌نامه نشانی دقیق خود و مشخصات کامل وسیله‌ی نقلیه خویش را به شهربانی محل شماره‌گذاری اعلام دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - گواهینامه‌ی رانندگی و کارت شهری ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۱ ===&lt;br /&gt;
هرکس بخواهد با هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری زمینی رانندگی کند باید دارای گواهینامه‌ی رانندگی مربوط به آن نوع وسیله‌ی نقلیه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۲ ===&lt;br /&gt;
شرایط لازم برای صدور انواع گواهینامه‌های رانندگی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; گواهینامه‌ی رانندگی موتور سیکلت:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سن ۱۸ سال تمام.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در آزمایش‌های آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی با اتومبیل‌های سواری: استیشن، وانت، آمبولانس و مینی‌بوس به ظرفیت با بار تا ۳۵۰۰ کیلوگرم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; گواهینامه‌ی رانندگی پایه ۲ برای رانندگی با وانت و کامیونت تا ظرفیت ۳۵۰۰ کیلوگرم و اتومبیل‌های سواری و استیشن:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سن ۱۸ سال تمام.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در آزمایش‌های آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی با اتومبیل سواری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; گواهینامه‌ی رانندگی پایه ۱ برای رانندگی با کلیه‌ی وسایل نقلیه‌ی موتوری زمینی به استثنای موتور سیکلت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سن ۲۳ سال تمام.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در آزمایش‌های آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی و رانندگی با اتومبیل‌های بزرگ اعم از کامیون به ظرفیت بیش از ۳۵۰۰ گیلوگرم و اتوبوس.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; داشتن اطلاعات فنی لازم.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; گذشتن ۲ سال تمام از تاریخ اخذ گواهینامه‌ی رانندگی پایه ۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د-&#039;&#039;&#039; گواهینامه‌ی رانندگی ویژه برای رانندگی با وسایل نقلیه سنگین، جاده‌سازی و ساختمانی و مخصوص حمل اشیا سنگین و جراثقال اسکله‌ها:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سن ۲۳ سال تمام.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در آزمایش‌های آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی و روشن کردن موتور و راندن وسایل نقلیه مورد نظر در جهات مختلف – ترمز کردن و دور زدن با آن‌ها در گواهینامه‌ی رانندگی ویژه نوع وسیله‌ی نقلیه‌ای که دارنده می‌تواند با آن رانندگی کند قید می‌شود. برای رانندگی با وسایل نقلیه ویژه‌ای که سرعت آن‌ها از ۳۰ کیلومتر در ساعت تجاوز می‌کند در شهرها و راه‌های عمومی علاوه بر داشتن گواهینامه ویژه، داشتن گواهینامه‌ی پایه ۱ نیز ضروری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هـ-&#039;&#039;&#039; گواهینامه‌ی رانندگی با تراکتور چرخ لاستیکی در مزارع:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سن ۱۸ سال تمام.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در آزمایش آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در امتحان رانندگی با تراکتور.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; گواهی صلاحیت استفاده از ماشین‌های کشاورزی از طرف وزارت کشاورزی و منابع طبیعی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;و-&#039;&#039;&#039; گواهینامه‌ی رانندگی دوچرخه موتوردار (گازی):&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سن ۱۵ سال تمام.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در آزمایش شفاهی آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در امتحان رانندگی با دوچرخه موتوردار (گازی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; کسانی که سن آنان از ۲۵ سال تمام کمتر نباشد برای اخذ هر گونه گواهینامه‌ی رانندگی از شرط سواد معاف می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; دارندگان گواهینامه‌ی رانندگی پایه ۲ در صورتی می‌توانند با وسایل نقلیه عمومی باری که ظرفیت بارگیری آن مطابق مشخصات ساخت کارخانه سازنده بیش از ۳۵۰۰ کیلوگرم نباشد همچنین با اتومبیل‌های سواری عمومی و استیشن عمومی و مینی‌بوس و آمبولانس رانندگی نمایند که سن آنان از ۲۳ سال تمام کمتر نباشد و یک سال تمام از تاریخ اخذ گواهینامه گذشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی گواهینامه‌های رانندگی با تراکتورهای زراعتی که تا تاریخ ۱۳۵۱/۱۱/۲۴ از طرف شهربانی صادر شده است همچنان معتبر می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۳ ===&lt;br /&gt;
در موارد زیر صدور گواهینامه‌ی رانندگی ممنوع است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هر گاه متقاضی به بیماری صرع یا جنون مبتلا باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در صورتی که متقاضی کور باشد مگر برای متقاضیان گواهینامه‌های موتور سیکلت و تراکتور زراعی و پایه دوم اتومبیل (بدون آن که اجازه رانندگی وسایل نقلیه عمومی و اتومبیل‌های آموزشگاه‌های رانندگی را داشته باشد) که فاقد یک چشم بوده و میزان دید چشم سالم آنان نیز کمتر از ۹۱۰ نباشد و به علاوه دارندگان گواهینامه پایه دوم اتومبیل فاقد یک چشم باید نقص میدان دید خود را با نصب آینه مخصوص در اتومبیل جبران نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; هر گاه میزان دید متقاضیان گواهینامه‌ها کمتر از حد مقرر بوده و با استفاده از عینک قابل جبران نباشد، حد مقرر میزان دید بر حسب موارد به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; برای گواهینامه‌های پایه دوم اتومبیل و تراکتور و ویژه و موتورسیکلت با یک چشم ۱۲۰ و یا چشم دیگر ۹۱۰ با میدان دید طبیعی یا در صورتی که میزان دید یک چشم کمتر از ۹۱۰ باشد مجموع دید دو چشم ۱۲۱۰ با میدان دید طبیعی.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; برای گواهینامه پایه یک و کارت مخصوص رانندگی با وسایل نقلیه عمومی و اتومبیل‌های آموزشگاه‌های رانندگی با یک چشم ۲۱۰ و چشم دیگر ۱۰۱۰ با میدان دید طبیعی یا در صورتی که میدان دید یک چشم کمتر از ۱۰۱۰ باشد مجموع دید دو چشم ۱۴۱۰ با میدان دید طبیعی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; برای کر مطلق و گوژپشت به جز گواهینامه پایه دوم رانندگی بدون آنکه اجازه رانندگی با وسایل نقلیه عمومی و اتومبیل‌های آموزشگاه‌های رانندگی را داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; هر گاه متقاضی فاقد انگشتان دست یا پا باشد به نحوی که فقدان انگشتان مانع انجام اعمال طبیعی و لازم برای رانندگی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; اگر متقاضی به علت فقدان دست یا پا و یا ضعف بعضی از عضلات دست یا پا که به مناسبت ابتلا به فلج یا امراض دیگری حاصل شده نتواند مستقلاً یا با استفاده از دست و پای مصنوعی و یا به کمک ماشین‌هایی که وسایل مخصوص برای تسهیل رانندگی در آنجا تعبیه شده به راحتی از عهده‌ی رانندگی برآید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۴ ===&lt;br /&gt;
هر گاه پزشک و افسر کاردان فنی شهربانی تشخیص دهد که اشخاص مبتلا به ضعف بینایی یا شنوایی و همچنین اشخاص مذکور در بندهای ۵ و ۶ ماده‌ی قبل به کمک عینک یا سمعک یا سایر وسایل مصنوعی به طور طبیعی قادر به رانندگی می‌باشند صدور گواهی‌نامه به نام آنان در صورت جمع شرایط لازم دیگر مانعی ندارد. لکن در متن گواهی‌نامه باید تصریح شود که فقط با عینک یا سمعک یا چه نوع وسیله‌ای می‌تواند رانندگی نمایند. آزمایش از داوطلبان نامبرده در بندهای ۵ و ۶ باید منحصراً در پایتخت و به وسیله سه نفر افسر کاردان فنی آزمایش رانندگی با وسیله‌ی نقلیه مخصوص انجام گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۵ ===&lt;br /&gt;
درخواست کننده هر نوع گواهینامه‌ی رانندگی باید مدارکی را که از طرف راهنمایی و رانندگی اعلام می‌شود به مراجع آگهی شده ارائه کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۶ ===&lt;br /&gt;
از متقاضی اخذ گواهینامه‌ی رانندگی قبل از سایر آزمایش‌ها باید آزمایش پزشکی به وسیله پزشکانی که شهربانی معرفی می‌نماید یا افسرانی که به وسایل و تجهیزات فنی مخصوص آزمایش مزبور مجهز خواهند بود به عمل آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۷ ===&lt;br /&gt;
هرگاه درخواست کننده گواهینامه رانندگی در آزمایشهای مربوط موفق گردد گواهینامه رانندگی پس از مشاهده مدارک لازم صادر و باو تسلیم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماده ۲۷ الف: هرگاه در خواست کننده به تصدیق آزمایش کنندگان در کلیه آزمایشها موفق شود گواهی نامه مورد تقاضا پس از اخذ مدارک مقرر به نام او صادر و تسلیم می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۸ ===&lt;br /&gt;
مدت اعتبار هر گواهی‌نامه در متن آن درج می‌شود. دارنده‌ی آن ملزم است که ظرف یک ماه پس از پایان مدت مقرر برای تمدید مدت اعتبار یا تعویض آن به گواهینامه هم‌ارز به شهربانی مراجعه نماید. شهربانی می‌تواند هنگام تمدید یا تعویض گواهی‌نامه از متقاضی آزمایش پزشکی مجددی به عمل آورد. هر گاه کسانی که مدت اعتبار گواهی‌نامه آنان منقضی شده قبل از اخطار مأمورین برای تمدید یا تعویض آن به شهربانی مراجعه نمایند از پرداخت جریمه معاف خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; گواهی‌نامه‌های رانندگی سیاسی احتیاج به تمدید مدت اعتبار ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۹ ===&lt;br /&gt;
رانندگی با هر نوع تاکسی علاوه بر گواهینامه‌ی رانندگی (اعم از پایه ۱ یا ۲) مستلزم داشتن کارت مخصوص رانندگی تاکسی است که از طرف راهنمایی و رانندگی صادر می‌شود. برای صدور این کارت راننده باید دارای شرایط زیر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; داشتن حداقل ۲۳ سال تمام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; انقضای ۱ سال تمام از تاریخ اخذ گواهینامه‌ی رانندگی (در مورد گواهینامه‌ی رانندگی پایه ۲).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; داشتن سواد خواندن و نوشتن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; قبول شدن در آزمایش شهرشناسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; نداشتن سابقه محکومیت از حیث ارتکاب جنایات عمدی، سرقت، خیانت در امانت، اخذ مال به عنف و جنحه‌های مربوط به منافیات عفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۰ ===&lt;br /&gt;
اگر گواهینامه‌ی رانندگی یا کارت شهری مفقود شود یا از بین برود دارنده آن می‌تواند تقاضای صدور المثنی کند. شهربانی پس از احراز صحت ادعای درخواست‌کننده با دریافت مدارک لازم، المثنی صادر و به وی تسلیم خواهد نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۱ ===&lt;br /&gt;
افراد زیر از داشتن گواهینامه‌ی رانندگی ایرانی معاف می‌باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; خارجیانی که گواهینامه‌ی رانندگی کشورهای خارجی دارند به شرط معامله متقابله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; دارندگان گواهینامه بین‌المللی در صورتی که مدت اعتبار آن نگذاشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۲ ===&lt;br /&gt;
تبدیل گواهینامه‌ی رانندگی صادرشده از کشورهای خارج به گواهینامه‌ی رانندگی ایرانی منوط به مشاهده‌ی گواهینامه‌ی رانندگی خارجی و ترجمه رسمی آن و سایر مدارک لازم با توجه به کیفیت و نحوه‌ی صدور گواهینامه خارجی در کشور صادرکننده‌ی آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۳ ===&lt;br /&gt;
ایرانیانی که از کشورهای خارجی گواهینامه‌ی رانندگی گرفته‌اند در صورتی که بخواهند در ایران رانندگی کنند باید ظرف سه ماه پس از ورود به ایران با تسلیم مدارک لازم و گذراندن آزمایش کتبی آیین‌نامه، گواهی‌نامه‌ی خارجی خود را به گواهی‌نامه‌ی ایرانی تبدیل نمایند. هر گاه کشور صادرکننده‌ی گواهی‌نامه‌ی خارجی نسبت به گواهی‌نامه‌های صادره از ایران، معامله متقابل ننماید در این صورت گواهی‌نامه‌ی مزبور در ایران اعتبار ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۴ ===&lt;br /&gt;
برای کسانی که گواهینامه‌ی رانندگی آنان توقیف شده نباید مجدداً گواهی‌نامه صادر شود و به فرض صدور از درجه‌ی اعتبار ساقط است و به وسیله شهربانی اخذ و ابطال خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۵ ===&lt;br /&gt;
شهربانی می‌تواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در صورتی که گواهی‌نامه‌ی رانندگی اشتباهاً یا ناقص صادر شده باشد آن را مسترد دارد و پس از رفع اشتباه یا نقص گواهی‌نامه صحیح صادر و تسلیم کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر گاه گواهینامه‌های متعددی جهت رانندگی یک نوع وسیله‌ی نقلیه به نام یکنفر صادر شود، یکی از آن‌ها را به انتخاب او به وی تسلیم و بقیه را اخذ و ابطال نماید. هر گاه صاحب گواهی‌نامه مشمول تبصره ماده ۱۹۳ این آیین‌نامه باشد، تمام محکومیت‌ها و تخلفات مورد نظر که در گواهی مأخوذ ثبت بوده باید در گواهینامه‌ای که به وی تسلیم می‌شود درج گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۶ ===&lt;br /&gt;
هر گاه دارنده‌ی گواهی‌نامه یکی از شرایط پزشکی مذکور در این آیین‌نامه را از دست بدهد، شهربانی می‌تواند از او دعوت نماید که ظرف یک ماه برای انجام آزمایش‌های ضروری حاضر شود. در صورتی که فقدان شرط و صلاحیت رانندگی ضمن آزمایش جدید محرز گردد، گواهینامه از وی اخذ و ابطال خواهد شد. اگر نقضی در شرایط مذکور وجود داشته باشد گواهی‌نامه تا تکمیل شرایط، توقیف و سپس به صاحب آن مسترد خواهد گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - معاینه وسایل نقلیه ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۷ ===&lt;br /&gt;
راندن کلیه‌ی وسایل نقلیه عمومی بدون در دست داشتن برگ معاینه‌ی معتبر ممنوع است. این برگ که مدت اعتبارش در متن آن قید می‌گردد باید همیشه بر سطح داخلی شیشه‌ی جلوی وسیله‌ی نقلیه به نحوی که برای مأمورین انتظامی قابل رؤیت باشد نصب گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۸ ===&lt;br /&gt;
شهربانی می‌تواند از کلیه‌ی وسایل نقلیه هر سال یک یا چند نوبت معاینه به عمل آورد. در این صورت مالکین و رانندگان مکلفند وسایل نقلیه خویش را جهت معاینه در تاریخ و محلی که شهربانی قبلاً اعلام می‌نماید حاضر سازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۹ ===&lt;br /&gt;
هیچ کس مجاز به صدور برگ معاینه نیست مگر آن که اجازه‌ی این کار کتباً از طرف شهربانی به او داده شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۰ ===&lt;br /&gt;
شهربانی می‌تواند به بنگاه‌های باربری یا مسافربری یا تعمیرگاه‌ها یا امثال آن‌ها که مجهز به وسایل نقلیه و همچنین صدور برگ معاینه آن‌ها را بدهد. این قبیل بنگاه‌ها باید دفتری برای ثبت مشخصات وسایل نقلیه مورد معاینه و برگ‌های معاینه داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱ ===&lt;br /&gt;
شهربانی پس از معاینه‌ی وسیله‌ی نقلیه در صورت وجود تجهیزات مقرر در این آیین‌نامه و فقدان نقص فنی، برگ معاینه صادر و به آورنده‌ی وسیله تسلیم می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲ ===&lt;br /&gt;
رانندگان یا مالکین وسیله‌ی نقلیه‌ای که ضمن معاینه، معیوب یا ناقص تشخیص داده شده فقط می‌توانند آن را در تاریخ و مسیری که در برگ اجازه‌نامه‌ی صادره از طرف مأمور معاینه‌کننده مشخص می‌شود تا تعمیرگاه یا گاراژ منتقل سازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳ ===&lt;br /&gt;
در مواردی که حرکت وسیله‌ی نقلیه در راه‌های عمومی طبق نظر کارشناس فنی شهربانی یا ژاندارمری به واسطه‌ی معایب و نواقص مکانیکی، خطرناک باشد، پلاک آن اخذ و پس از رفع معایب و نواقص و معاینه‌ی مجدد مسترد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۴ ===&lt;br /&gt;
شهربانی موظف است در مواقع ضروری بنگاه‌ها و تعمیرگاه‌های مذکور در ماده ۴۰ را بازرسی کند و چنان چه به هر جهتی از جهات صلاحیت معاینه‌کنندگان وسائط نقلیه را مورد تردید قرار دهد اجازه‌ی صادره را لغو نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۵ ===&lt;br /&gt;
در شهرهایی که شهربانی محل فاقد افسر کاردان فنی باشد رانندگان وسایل نقلیه عمومی باید اقلاً هر سه ماه یک بار برای معاینه‌ی وسیله‌ی نقلیه خود و دریافت برگ معاینه به نزدیکترین شهربانی که دارای کاردان فنی است یا محلی که از طرف شهربانی تعیین و اعلام شده است مراجعه نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل پنجم - تجهیزات ==&lt;br /&gt;
=== قسمت اول - تجهیزات وسایل نقلیه‌ی موتوری ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶ ====&lt;br /&gt;
اشخاص حق ندارند هیچ نوع وسیله‌ی نقلیه‌ای را که فاقد لوازم و تجهیزات مذکور در این فصل یا دارای لوازم و تجهیزات مخالف مقررات باشد در راه‌های عمومی برانند و یا برای رانندگی در اختیار دیگری بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷ ====&lt;br /&gt;
کلیه‌ی اتومیبل‌ها و یدک‌کش‌ها و تراکتورهای بارکش لااقل باید دارای چراغ‌هایی به شرح زیر باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; دو چراغ بزرگ با دو استپ و نور سفید در طرفین جلو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; دو چراغ کوچک با نور زرد یا سفید برای تشخیص عرض اتومبیل در منتهی‌الیه هر یک از دو قسمت جلو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; دو چراغ کوچک با نور قرمز جهت تشخیص عرض اتومبیل در منتهی‌الیه هر یک از دو سمت عقب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; دو چراغ کوچک با نور قرمز یا نارنجی بریا ترمز (ایست) در عقب که به محض گرفتن ترمز روشن شده و از فاصله ۳۵ متری دیده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; یک چراغ کوچک با نور سفید در عقب برای تشخیص شماره‌ی پلاک. نور این چراغ باید برای قرائت شماره پلاک از فاصله ۲۵ متری کافی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; یک چراغ کوچک به رنگ زرد یا سفید جهت نشان دادن حرکت با دنده‌ی عقب. این چراغ باید طوری نصب گردد که فقط موقع راندن به عقب روشن شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; دو چراغ راهنمایی الکتریکی یا مکانیکی با نور سفید یا زرد در طرفین جلو و دو تای دیگر از آن با رنگ قرمز در طرفین عقب برای اعلام قصد گردش به چپ یا به راست. نور این چراغ‌ها در روز باید از فاصله ۳۵ متری قابل رؤیت باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; یدک و شبه‌یدک متصل باید اقلاً یک چراغ خطر قرمز در عقب داشته باشند. اگر وسیله‌ی نقلیه‌ای دارای چند یدک زنجیری باشد نصب چراغ مذکور باید در عقب آخرین یدک به عمل آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۸ ====&lt;br /&gt;
نور چراغ‌های کوچک جلو و خطر عقب باید در شرایط جوی معمولی از فاصلة ۱۵۰ متری دیده شود. نور چراغ‌های گردش و ایست نبایستی خیره‌کننده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۹ ====&lt;br /&gt;
سیم‌کشی چراغ‌ها باید طوری به عمل آید که هر وقت راننده چراغ‌های کمکی را روشن می‌نماید چراغ‌های عقب نیز روشن شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۰ ====&lt;br /&gt;
ارتفاع چراغ‌های جلو نباید از ۱۳۵ سانتی‌متر بیشتر و از ۷۰ سانتی‌متر کمتر باشد. ارتفاع چراغ‌های عقب نیز نباید از یک متر بیشتر و از ۵۰ سانتی‌متر کمتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱ ====&lt;br /&gt;
چراغ‌های بزرگ جلو بایستی دارای تکمه تبدیل نور باشند که تابش نور را به بالا یا پایین به ترتیب زیر عوض کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; نور بالا (استپ بالا) باید طوری میزان گردد که به وسیله‌ی آن وجود اشخاص یا اشیا از فاصله ۱۵۰ متری تشخیص داده شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; نور پایین (استپ پایین) باید به نحوی میزان گردد که به وسیله‌ی آن اشخاص یا اشیا از فاصله ۳۵ متری مشخص شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۲ ====&lt;br /&gt;
کلیه‌ی وسایل نقلیه‌ی امدادی بایستی در مرتفع‌ترین نقطه‌ی خود دارای یک چراغ خطر گردان یا زنگ یا بوقی که تولید صدای مشخص نماید باشند. نور قرمز چراغ باید از فاصله ۱۵۰ متری قابل رؤیت باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۳ ====&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه‌ی موتوری به داشتن تجهیزات زیر مجازند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; دو عدد نورافکن در طرفین با اجازه‌ی مخصوص شهربانی مشروط بر این که در شهرها و جاده‌های عمومی مورد استفاده قرار نگیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; دو چراغ رانندگی اضافی با نور سفید در جلو (چراغ کمکی) که ارتفاع آن نباید از یک متر و نیم بیشتر و از چهل سانتی‌متر کمتر باشد. این چراغ ممکن است توأم با چراغ‌های بزرگ جلو مورد استفاده قرار گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; دو چراغ کوچک با نور زرد یا سفید روی گلگیر طرفین که خیره‌کننده نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; چراغ‌های کوچک اضافی در جلو با نور سفید یا زرد و در عقب با نور قرمز که هنگام استفاده باید مرتباً روشن و خاموش شده و از فاصله‌ی ۱۵۰ متری دیده شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; دو عدد چراغ ویژه مه با نور زرد در طرفین قسمت جلو، ارتفاع این چراغ‌ها نباید از یک متر بیشتر و از چهل سانتی‌متر کمتر باشد. نور این چراغ‌ها باید طوری میزان گردد که در طول ده متر از سطح افقی محل نصب چراغ بالاتر نیاید. هنگام استعمال چراغ‌های مه بایستی از نور پایین چراغ‌های بزرگ نیز استفاده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۴ ====&lt;br /&gt;
تمام اتومبیل‌ها و یدک‌کش‌ها و تراکتورهای بارکش و انواع یدک‌ها که در جاده‌های عمومی عبور می‌نمایند بایستی دارای دو شیشه نور تاب (رفلکتور) به رنگ قرمز یا شبرنگ در طرفین قسمت عقب خود باشند. هر گاه نورتاب‌هایی در قسمت جلو نصب شوند باید به رنگ زرد باشند. ارتفاع نورتاب‌ها بیشتر از یک متر و نیم و کمتر از شصت سانتی متر نخواهد بود مگر آنکه بلندی خود وسیله‌ی نقلیه از کف زمین کمتر از شصت سانتی‌متر باشند. نورتاب‌های عقب یدک‌های مستقل ممکن است در دو طرف آن یا در دو طرف بار نصب شود. در تمام موارد مذکور باید نورتاب‌ها کاملاً قابل رؤیت بوده و شیشه‌های آن‌ها دارای اندازه و خصوصیاتی باشد که موقع شب در مقابل نور چراغ‌های وسایل نقلیه دیگر از فاصله ۱۵۰ متری کاملاً مشهود گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۵ ====&lt;br /&gt;
هر وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری باید مجهز به دو نوع ترمز پایی و دستی مجزا از هم با قدرت‌های مذکور در ماده ۵۷ باشد که هر یک به تنهایی بتواند آن را از حرکت باز دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۶ ====&lt;br /&gt;
یدک‌ها و شبه‌یدک‌هایی که ظرفیت آن‌ها از ۱۴۰۰ کیلوگرم زیادتر است بایستی دارای ترمزی باشند که راننده بتواند به وسیله‌ی آن، یدک را متوقف سازد. طرز ساختمان این ترمز باید طوری باشد که در صورت قطع ناگهانی وسیله اتصال یدک، ترمز خود به خود گرفته شود و یدک را متوقف نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۷ ====&lt;br /&gt;
قدرت ترمز پایی باید به قدری باشد که در راه‌های مختلف طبق جدول‌های بین‌المللی که ملاک عمل کارشناسان تصادفات راهنمایی و رانندگی است بتواند با شتاب معین از ادامه‌ی حرکت وسیله‌ی نقلیه جلوگیری نماید. حداقل شتاب ترمز پایی نباید از سه و نیم کمتر باشد. قدرت ترمز دستی باید به قدری باشد که بتواند به تنهایی در سرعت قدم انسانی (پنج کیلومتر در ساعت) بدون بار و مسافر در سطح آسفالته و مستقیم حداکثر پس از طی یک متر مسافت وسیله‌ی نقلیه را کاملاً از حرکت باز دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۸ ====&lt;br /&gt;
رانندگی با وسایل نقلیه‌ای که قدرت ترمز آن‌ها طبق مشخصات مذکور نباشد ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۹ ====&lt;br /&gt;
کلیه‌ی وسایل نقلیه‌ی موتوری باید مجهز به بوق یا وسیله‌ی اخبار صوتی دیگری باشند که تولید صدای غیر عادی و ناهنجار ننماید و صدا از فاصله هفتاد متری شنیده شود. به علاوه نصب کیلومتر شمار (سرعت سنج) و درجه بنزین و چراغ نشان دهنده‌ی نور بالا که کاملاً سالم و قابل استفاده باشد الزامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی وسایل نقلیه شامل انواع خودروهای سواری، وسائط نقلیه بارکش (وانت، کامیونت، کامیون، تریلی) و اتوبوس و مینی‌بوس اعم از پلاک (شخصی، عمومی، دولتی) باید به کمربند ایمنی استاندارد مجهز باشند (به استثنای اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های شرکت واحد).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; راننده و سرنشین ردیف جلو کلیه وسائط نقلیه مندرج در تبصره ۱ راننده و سرنشینان اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌ها (به استثنای اتوبوس‌های شرکت واحد) موظفند هنگام حرکت در راه‌ها (معابر درون شهری برون شهری) از کمربند ایمنی استفاده نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۰ ====&lt;br /&gt;
هر وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری بایستی مجهز به لوله اگزوز باشد که مانع خروج صداهای ناهنجار گردد. برداشتن تمام یا قسمتی از این دستگاه ممنوع است. به هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که توسط شهربانی اعلام خواهد شد باید تاخوگراف (ثبت کننده سرعت) نصب شود. این دستگاه باید کاملاً قابل استفاده باشد و کاغذ ثبت‌کننده آن روزانه تجدید گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۱ ====&lt;br /&gt;
کلیه‌ی وسایل نقلیه‌ی موتوری باید دارای آیینه‌هایی در داخل باشند به نحوی که راننده بتواند به وسیله‌ی آن‌ها لااقل تا فاصله هفتاد متری پشت سر خویش را ببیند. نصب آیینه در دو طرف خارج وسیله‌ی نقلیه مجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۲ ====&lt;br /&gt;
هر وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری که دارای شیشه جلو است باید مجهز به دو برف پاک کن باشد. برف پاک‌کن‌ها باید همیشه سالم و حاضر به کار باشد تا در مواقع لزوم برای پاک کردن شیشه‌ی جلو از آن استفاده گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۳ ====&lt;br /&gt;
دستگاه تهویه وسایل نقلیه باید طوری نصب گردد که به هیچ وجه تولید خطر برای سرنشینان آن نکند و محتوی گازهای مسموم و آتش زا نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۴ ====&lt;br /&gt;
روی چرخ‌های وسایل نقلیه یا کنار آن‌ها نباید اجسام اضافی و زاید مانند میخ و پیچ‌های بلند یا هر شیئی که از محازات لاستیکها تجاوز کند وجود داشته باشد مگر آنکه در تراکتورهای زراعتی و انواع کمباین لازم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۵ ====&lt;br /&gt;
اتوبوس‌ها و کامیون‌ها شب‌ها هنگام حرکت در جاده‌ها باید لوازم زیر را همیشه همراه داشته باشند تا در مواقع ضرورت بر حسب مورد از آن‌ها استفاده نمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سه چراغ با سه مشعل الکتریکی یا سه فانوس و یا سه شیشه نورتاب یا تابلوی شبرنگ با نور قرمز که در شرایط جوی معمولی از فاصله ۱۵۰ متری قابل رؤیت باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در صورت فقدان لوازم مذکور لااقل سه چراغ الکتریکی با نور قرمز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; دو پرچم قرمز به ابعاد لااقل یک متر با چوب پرچم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۶ ====&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه‌ای که مواد خطرناک حمل می‌کنند باید فقط سه چراغ ترمز الکتریکی همراه داشته باشند. حمل فانوس برای آن‌ها ممنوع است. به اضافه وسایل نقلیه مزبور باید دارای دستگاه پمپ آتش‌نشانی آماده به کار باشند. این پمپ‌ها بایستی در محل‌هایی نصب شوند که هنگام ضرورت بتوان فوراً آن‌ها را مورد استفاده قرار داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت دوم - تجهیزات اختصاصی موتورسیکلت و دوچرخه ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۷ ====&lt;br /&gt;
موتور سیکلت و دوچرخه‌های موتوردار باید دارای حداقل یک و حداکثر دو چراغ با نور سفید در جلو و یک چراغ خطر با شیشه نورتاب قرمز درعقب و یک آیینه روی فرمان باشد. نصب راهنمای الکتریکی برای موتورهای سه چرخ نیز ضروری است. راکبین موتور سیکلت باید به کلاه کاسک مخصوص مجهر باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۶۸ ====&lt;br /&gt;
هر دوچرخه باید دارای تجهیزات زیر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; یک چراغ با نور سفید در جلو که تا مسافت ۱۵۰ متری جلوی آن را به قدر کافی روشن سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; یک چراغ با نور قرمز در عقب که از فاصله ۱۵۰ متری دیده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; یک چراغ قرمز شب‌نما در عقب که نور وسایل نقلیه پشت سر را از فاصله بیست متری منعکس نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; یک زنگ یا بوق که صدای آن از فاصله سی متری شنیده شود. نصب و استعمال زنگ‌های صوتی یا آژیر یا بوق خطر برای دوچرخه‌ها ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; ترمز که به محض گرفتن آن، دوچرخه متوقف گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل ششم - مقررات محل بار ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۹ ===&lt;br /&gt;
طول و عرض وسایل نقلیه باربری همان است که بر طبق مشخصات (کاتولوگ) سازنده معین گردیده ولی ظرفیت آن مطابق نظر افسر کاردان فنی شهربانی تعیین می‌شود. ارتفاع هیچ وسیله‌ی نقلیه‌ای به انضمام بار آن از سطح راه نباید از چهار متر تجاوز کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۰ ===&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه مسافربری حق ندارند بارهایی را که از داخل اتاق آن‌ها یا گلگیرها به اطراف تجاوز کرده باشد حمل کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۱ ===&lt;br /&gt;
بارهای وسایل نقلیه بارکش نبایستی از قسمت جلوی اتاق بیش از یک متر و از قسمت عقب اتاق بیش از دو متر باشد. به هر حال باید علایم لازم و چراع قرمز خطر در ابتدا و انتهای بار نصب شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۲ ===&lt;br /&gt;
محدودیت طول بار وسایل نقلیه که در ماده‌ی فوق تصریح شده درباره بارهایی که بنا بر وضع و طبیعت یا ساختمان مخصوص قابل تفکیک و تجزیه نیستند رعایت نمی‌شود مشروط بر این که اینگونه بارها روی یدک‌های طولانی گذارده شوند. در هر حال اگر طول بار از بیست متر تجاوز کند برای حمل آن باید پروانه‌ی مخصوص از مقامات صلاحیت‌دار اخذ گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۳ ===&lt;br /&gt;
مقامات صلاحیت‌دار می‌توانند جهت محمولاتی که قابل تجزیه نبوده و بیش از ظرفیت یا بزرگتر از حجم معین است پروانه مخصوصی که حاوی مشخصات و ظرفیت وسیله‌ی نقلیه حمل کننده و حجم بار و مسیر و تعداد دفعات رفت و آمد یا مدت حمل مستمر است صادر کنند. این پروانه باید تا پایان مدت اعتبار آن نزد راننده موجود باشد و هنگام مراجعه مأموران انتظامی ارائه گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۴ ===&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه‌ای که در حدود مواد ۷۰، ۷۱ و ۷۲ حمل باری کنند باید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; شب‌ها دو چراغ یا دو فانوس قرمز رنگ در آخرین نقطه طرفین عقب بار نصب نمایند به طوری که از فاصله یکصد و پنجاه متری طرفین و عقب وسیله مزبور دیده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; روزها دو پرچم یا دو پارچه قرمز رنگی که سطح آن لااقل نیم متر مربع باشد در انتهای بار آویزان کنند به نحوی که رانندگان پشت سر بتوانند آن را از فاصله مذکور در بند یک این ماده ببینند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۵ ===&lt;br /&gt;
حمل مواد خطرناک فقط با وسایل نقلیه مخصوص مجاز است و با وسایل مسافری یا باربری معمولی جز با اجازه شهربانی ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۶ ===&lt;br /&gt;
بنگاه‌ها باید بارهای وسایل نقلیه را طوری بارگیری نمایند و محکم ببندند که هیچ گونه خطر افتادن یا چکه کردن یا باز شدن و یا پخش شدن در هوا وجود نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۷ ===&lt;br /&gt;
یدک یا هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ای که توسط وسیله‌ی نقلیه دیگری کشیده می‌شود باید با سیم‌های آهنی یا میله‌های محکم به وسیله‌ی کشنده متصل شود به طوری که هیچ گونه خطر گسیختن نداشته و تحمل کشش وسیله‌ی نقلیه را بنماید. طول وسیله اتصال نباید از پنج متر زیادتر باشد. هر گاه وزن یدک با بار آن از دو هزار کیلوگرم زیادتر باشد باید با دو رشته اتصال محکم بسته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۸ ===&lt;br /&gt;
رانندگان موظفند به دستور مأموران صلاحیت‌دار وسیله‌ی نقلیه را جهت توزین به روی قپان ببرند. هر گاه ضمن توزین معلوم شود که بیش از ظرفیت مقرر بارگیری شده بار اضافی تخلیه می‌شود. دراین صورت مسئولیت انبار کردن و حفظ آن به عهده‌ی مالک و راننده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل هفتم - تصادفات ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۹ ===&lt;br /&gt;
راننده‌ی هر وسیله‌ی نقلیه‌ای که مرتکب تصادف منجر به جرح یا فوت گردد، موظف است بلافاصله وسیله‌ی نقلیه را در محل تصادف متوقف سازد و مادام که تشریفات مربوط به رسیدگی به وسیله کارشناسان شهربانی یا ژاندارمری خاتمه نیافته مطلقاً از تغییر وضع اتومبیل یا صحنه تصادف خودداری نماید. لکن هر گاه تصادف فقط منجر به خسارت مالی شود به نحوی که امکان حرکت از وسیله‌ی نقلیه سلب نشده باشد راننده موظف است وسیله‌ی نقلیه را در نزدیکترین محلی که موجب سد معبر نگردد برای رسیدگی و معاینه متوقف سازد مگر این که در مورد خسارات از طرف بیمه مقرراتی وضع و اعلام شده باشد که در این صورت توقف در محل به شرط انجام مقررات بیمه از طرف رانندگان اجباری نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در نقاطی که کارشناس شهربانی یا ژاندارمری وجود ندارد یا حضور به موقع آنان مقدور نباشد در این صورت مسئولان امر از نظریات مستدل سه نفر از رانندگان پایه یکم استفاده خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۰ ===&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه‌ای که به هر ترتیب تصادف نموده‌اند در صورت وقوع جرح موظفند کمک‌های لازم را به مجروحین نموده و در اعزام آنان به بیمارستان مساعدت نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۱ ===&lt;br /&gt;
رانندگان مذکور مکلفند در موارد تصادف منجر به جرح یا فوت نام و نشان صحیح و مشخصات گواهینامه‌ی رانندگی و وسیله‌ی نقلیه خود را بلافاصله به مأمورین انتظامی اعلام دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۲ ===&lt;br /&gt;
رانندگانی که با وسیله‌ی نقلیه متوقف فاقد سرنشین تصادف می‌نمایند باید در محل وقوع تصادف صاحب یا راننده وسیله متوقف و مأمورین انتظامی را از هویت و نشانی کامل خود آگاه سازند و در صورت عدم دسترسی به ایشان نام و نام خانوادگی و نشانی دقیق خویش و شماره و سایر مشخصات وسیله‌ی نقلیه خود را روی کاغذی بنویسند و در محل قابل رؤیتی در وسیله‌ی نقلیه متوقف الصاق نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۳ ===&lt;br /&gt;
رانندگانی که با اشیا یا حیوانات تصادف نموده و باعث خسارت یا اتلاف آن‌ها می‌شوند مکلفند که در محل مالک یا حافظ اشیا یا حیوانات مورد تصادف را طبق دستور ماده فوق مطلع سازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۴ ===&lt;br /&gt;
هر گاه راننده‌ی وسیله‌ی نقلیه‌ای در اثر تصادف توانایی اجرای مقررات مندرج در مواد ۸۲ و۸۳ را نداشته باشد در این صورت مالک آن وسیله‌ی نقلیه موظف است در اولین فرصت پس از آگاهی از واقعه مراتب را به مأمورین مربوط اعلام دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۵ ===&lt;br /&gt;
اتوسرویس‌ها (تعمیرگاه‌ها) و توقف‌گاه‌ها (پارکینگ‌ها) موظفند ظرف ۲۴ ساعت پس از رؤیت وسیله‌ی نقلیه‌ای که آثار تصادف یا جای گلوله در آن وجود دارد مراتب را با ذکر مشخصات اتومبیل و در صورت امکان با ذکر نام و نشانی راننده به شهربانی یا ژاندارمری محل اعلام دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل هشتم - علایم راهنمایی و رانندگی ==&lt;br /&gt;
=== قسمت اول - علایمی که مقامات و مأموران انتظامی به کار می‌برند ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۸۶ ====&lt;br /&gt;
علایم راهنمایی و رانندگی که برای کنترل و تنظیم عبور و مرور در راه‌ها به کار می‌رود به وسیله شهربانی تعیین می‌شود. انتخاب محل نصب آن‌ها در شهرها با شهربانی و تهیه و نصب آن‌ها با شهرداری است. در خارج از شهرها انتخاب محل نصب با ژاندارمری و تهیه و نصب آن‌ها با وزارت راه خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۸۷ ====&lt;br /&gt;
رانندگان کلیه وسایل نقلیه و اشخاص اعم از پیاده یا سوار بر حیوانات موظفند از علایم راهنمایی و رانندگی تبعیت نمایند مگر این که مأموران انتظامی به جهاتی عدم رعایت آن‌ها را در محل مجاز اعلام کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۸۸ ====&lt;br /&gt;
کنترل و تنظیم عبور و مرور ممکن است به وسیله چراغ‌ها یا خطوط یا تابلوها یا نوشته‌ها با مأموران انتظامی و یا به هر وسیله دیگری که بر حسب مورد مقتضی باشد به عمل آید. در هر حال فرمان پلیس بر تمام علایم دیگر مقدم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۸۹ ====&lt;br /&gt;
در محل‌هایی که عبور و مرور به وسیله چراغ راهنمایی کنترل می‌شود رنگ‌های زیر برای مقاصدی که معین شده است به کار می‌روند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; چراغ سبز برای حرکت: وسایل نقلیه‌ای که با چراغ سبز رو به رو می‌شوند حق عبور یا گردش را دارند مگر آن که گردش به وسیله علامت دیگری ممنوع شده باشد. در هر حال وسایل نقلیه در حال گردش باید حق تقدم وسایل نقلیه‌ای را که مستقیم می‌روند و حق تقدم پیادگانی را که از گذرگاه در حرکتند رعایت نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; چراغ زرد برای احتیاط: وسایل نقلیه‌ای که با این چراغ رو به رو می‌گردند نباید به تقاطع یا گذرگاه پیاده نزدیک شوند و در صورت ورود قبلی موظفند به حرکت خود ادامه بدهند و از تقاطع یا گذرگاه عبور کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; چراغ قرمز برای ایست کامل: وسایل نقلیه‌ای که با چراغ قرمز برخورد می‌کنند باید قبل از خط مخصوص ایست توقف کامل نمایند و در صورت فقدان خط ایست در فاصله پنج متری چراغ راهنمایی بایستند و تا روشن شدن چراغ سبز منتظر بمانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; چراغ چشمک زن زرد برای عبور یا احتیاط: وسایل نقلیه مکلفند با مشاهده این چراغ از تقاطع و گذرگاه پیاده با احتیاط کامل و سرعت کم عبور نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; چراغ چشمک زن قرمز برای ایست و عبور: وسایل نقلیه در صورت برخورد با این چراغ باید قبل از ورود به تقاطع یا گذرگاه پیاده توقف کامل کنند و پس از اطمینان از عدم وجود تصادف حرکت نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۰ ====&lt;br /&gt;
انواع خطوطی که روی راه‌ها باید کشیده شود مطابق نمونه‌های منضم به این آیین‌نامه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۱ ====&lt;br /&gt;
تابلوها باید مطابق نمونه‌ی بین‌المللی که ضمیمه این آیین‌نامه است تهیه و نصب شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۲ ====&lt;br /&gt;
در محل‌هایی که چراغ قرمز یا هر نوع علایم ایست دیگر وجود دارد ممکن است به وسیله پیکان سبزی که در کنار چراغ قرمز تعبیه می‌شود یا با نصب تابلو به وسایل نقلیه اجازه داده می‌شود که در مسیر معینی حرکت نمایند. در این مورد رعایت حق تقدم پیادگان و وسایل نقلیه‌ای که با چراغ سبز جهت دیگر اجازه عبور داشته‌اند الزامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۳ ====&lt;br /&gt;
نصب آگهی یا علامت یا تابلو یا وسایلی که دارای شباهت با علایم و یا تابلوهای راهنمایی و رانندگی باشند یا از آن‌ها تقلید شود و یا منظور از آن هدایت و کنترل وسایل نقلیه باشد و یا به طریقی باعث جلوگیری از رؤیت علایم و تابلو و وسایل راهنمایی و رانندگی گردد و همچنین نصب چراغ‌های رنگی تبلیغاتی در مجاورت چراغ‌های راهنمایی به طوریکه موجب اشتباه رانندگان گردد ممنوع است. مقامات انتظامی می‌توانند در صورت مشاهده‌ی چنین اشیایی جهت برداشتن آن‌ها اقدام کنند. با این وصف ممکن است از طرف مؤسسات یا اشخاص با اجازه مقامات صلاحیت‌دار علایمی جهت هدایت مراجعین یا اماکن اطراف راه نصب گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۴ ====&lt;br /&gt;
هیچ کس حق ندارد بدون اجازه مقامات شهربانی تغییراتی در علایم راهنمایی و رانندگی و دیگر وسایل تنظیم عبور و مرور وسایل نقلیه و راه‌آهن بدهد و یا در متن آن تصرفاتی نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت دوم - علایمی که رانندگان باید به کار برند ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۵ ====&lt;br /&gt;
رانندگانی که قصد گردش به راست یا به چپ یا توقف را دارند مکلفند از فاصله یکصد متری محل گردش یا توقف وسیله چراغ راهنما به ترتیب زیر علامت دهند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; برای گردش به راست چراغ راهنمای سمت راست وسیله‌ی نقلیه را روشن کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; برای گردش به چپ چراغ راهنمای سمت چپ را روشن کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; برای توقف چراغ راهنمای سمت راست را روشن کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۶ ====&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه‌ی موتوری فاقد چراغ راهنما و همچنین وسایل نقلیه غیر موتوری و موتور سیکلت‌ها و دوچرخه‌ها باید با دست به شرح زیر علامت بدهند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; برای گردش به راست دست چپ را به طرف بالا نگاه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; برای گردش به چپ دست چپ را به طور افقی نگاه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; برای توقف دست چپ را به طرف پایین نگاه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; برای کاستن سرعت دست چپ را به طور افقی از بالا به پایین متناوباً حرکت دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۷ ====&lt;br /&gt;
علایم اخبار و همچنین علایم سبقت گرفتن به شرح ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در روز بوق کوتاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در شب چند بار خاموش و روشن کردن چراغ بزرگ جلوی وسیله‌ی نقلیه یا تعویض استپ. هنگام سبقت گرفتن، اعم از این که روز باشد یا شب برای جلب توجه وسایل نقلیه پشت سر استفاده از چراغ راهنما ضروری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت سوم - علایم اختصاصی و استثنایی بعضی از وسایل نقلیه ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۸ ====&lt;br /&gt;
اتومبیل‌های امدادی و مدارس باید دارای دستگاه اخبار قابل رؤیت مندرج در ماده ۵۲ این آیین‌نامه باشند و روی بدنه اتومبیل هم مطابق دستور شهربانی عبارات و علایم ممیزه به طور خوانا نقش گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۹۹ ====&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه‌ای که مواد خطرناک حمل می‌کنند یاید در طرفین و عقب وسیله‌ی نقلیه تابلویی که روی آن کلمه (خطر) با حروف درشت به رنگ قرمز نوشته شده باشد نصب کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۰ ====&lt;br /&gt;
هر گاه وسیله‌ی نقلیه‌ای هنگام شب در کنار راه توقف نماید و نور کافی در آن محل برای تشخیص اشیا یا اشخاص از فاصله ۱۵۰ متری وجود نداشته باشد، راننده (اعم از این که داخل وسیله‌ی نقلیه باشد یا خارج از آن) مکلف است چراغ‌های کوچک جلو و خطر عقب وسیله‌ی نقلیه را روشن نگهدارد. چنان چه چراغ کوچک جلو خراب شده باشد لااقل چراغ‌های بزرگ را با نور پایین روشن سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۱ ====&lt;br /&gt;
هر گاه در راه‌ها خرابی غیرقابل پیش‌بینی برای هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری ایجاد شود راننده مکلف است آن را از مسیر عبور و مرور خارج و در محل مناسبی که موجب سد راه و مزاحمت سایر وسایل نقلیه و عابرین پیاده نباشند متوقف سازد. در این مورد و در سایر مواردی که وسیله مزبور قادر به حرکت نباشد و انتقال آن‌ها به محل مناسبی مقدور نگردد در صورت فقدان نور کافی در راه باید به منظور اخبار به سایر رانندگان علایم ایمنی به ترتیب زیر در محل قرار دهد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در وسط راه یک فانوس یا یک چراغ یا یک مشعل نورانی قرمز در فاصله هفتاد متری جلو و یکی در فاصله هفتاد متری عقب و یکی دیگر در پهلوی وسیله‌ی از کار افتاده بگذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر گاه وسیله‌ی نقلیه سر پیچ یا تپه‌ای از کار بیفتد، فانوس‌ها یا چراغ‌ها یا مشعل‌ها را باید در فواصل مناسبی قرار دهد تا وسایل نقلیه دیگر از فاصله دویست متری متوجه خطر بشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۲ ====&lt;br /&gt;
هر گاه وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری در راه‌های خارج شهر از کار بیفتد و به علت کفایت روشنایی احتیاجی به استفاده از چراغ یا مشعل نباشد راننده باید در وسط جاده یک مثلث شبرنگ قرمز متساوی‌الاضلاع از نوع علامت احتیاط به ابعاد سی سانتی‌متر در فاصله هفتاد متری جلو و مثلث دیگری در فاصله هفتاد متری عقب آن به نحوی که کاملا قابل رؤیت باشد قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۳ ====&lt;br /&gt;
اگر وسیله‌ی نقلیه‌ای که مواد خطرناک حمل می‌کند در ساعات و شرایط مندرج در ماده ۱۰۰ در راه‌های خارج شهر از کار بیفتد راننده موظف است که در وسط جاده یک چراغ الکتریکی قرمز با باتری در فاصله هفتاد متری جلو و یکی در فاصله هفتاد متری عقب و یکی دیگر در پهلوی وسیله از کار افتاده بگذارد. استفاده از فانوس یا چراغ با مشعل برای این قبیل وسایل نقلیه ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۴ ====&lt;br /&gt;
روی یدک و هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ای که توسط وسیله‌ی نقلیه دیگر کشیده شود باید یک پرچم سفید به طول و عرض لااقل نیم متری، طوری نصب شود تا سایر رانندگان از فاصله دور و از طرفین جاده آن را مشاهده کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل نهم - مقررات رانندگی ==&lt;br /&gt;
=== قسمت اول- مسیر و جهت عبور ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۵ ====&lt;br /&gt;
رانندگان کلیه‌ی وسایل نقلیه موظفند که از منتهی‌الیه سمت راست راه حرکت نمایند مگر در موارد زیر:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; در موقع سبقت گرفتن از وسیله‌ی نقلیه جلو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; موقعی که سمت راست جاده به هر علتی مسدود و غیر قابل عبور باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; هنگام گردش به چپ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۶ ====&lt;br /&gt;
در راه‌هایی که خط‌کشی شده، وسایل نقلیه باید در مسیر بین خطوط حرکت کنند و از آن خارج نشوند مگر این که احتیاط کامل را رعایت کنند و قبلاً با دادن علامت وسایل نقلیه دیگر را از قصد خود آگاه سازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۷ ====&lt;br /&gt;
رانندگی در قسمت وسطی راه‌هایی که به وسیله خط‌کشی یا علایم دیگر به سه قسمت تقسیم شده ممنوع است مگر بر یا سبقت گرفتن یا گردش به چپ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۸ ====&lt;br /&gt;
در راه‌هایی که به وسیله موانع مخصوص یا سکو به دو قسمت تقسیم شده رانندگان موظفند از قسمت راست حرکت کنند و حق ندارند از روی موانع بگذرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰۹ ====&lt;br /&gt;
در راه‌های یک طرفه راننده وسایل نقلیه باید در جهت مجازعبور کنند و حرکت خلاف جهت مزبور ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۰ ====&lt;br /&gt;
در میدان‌های سکودار رانندگان وسایل نقلیه موظفند از طرف راست سکو گردش نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۱ ====&lt;br /&gt;
در معابری که عبور وسایل نقلیه کندرو مجاز اعلام گردیده رانندگان این قبیل وسایل در هر حال مکلفند که از منتهی‌الیه سمت راست یا محل‌هایی که بریا عبور آن‌ها تعیین شده حرکت نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۲ ====&lt;br /&gt;
در مواقعی که وسیله‌ی نقلیه‌ای از روبروی وسیله‌ی نقلیه دیگری در جهت مخالف حرکت می‌کند راننده هر یک از آن‌ها بایستی حتی‌المقدور در طرف راست خود حرکت نمایند و مخصوصاً در راه‌هایی که از هر طرف فقط یک وسیله‌ی نقلیه می‌تواند عبور کند رانندگان باید سعی نمایند که در هنگام عبور فاصله‌ی کافی بین دو وسیله وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت دوم- سرعت ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۳ ====&lt;br /&gt;
در راه‌ها و مناطقی که میزان سرعت رانندگی به وسیله‌ی تابلو یا علایم دیگر راهنمایی معین نگردیده، حداکثر سرعت مجاز برای رانندگان وسایل نقلیه به قرار ذیل می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اول-&#039;&#039;&#039; در شهرها:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در خیابان‌ها، پنجاه کیلومتر در ساعت.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039; در کوچه‌ها و میدان‌ها و پیچ‌ها، بیست کیلومتر در ساعت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دوم-&#039;&#039;&#039; در راه‌های خارج شهر و مناطق غیر مسکونی، روزها ۹۰ کیلومتر و شب‌ها ۸۰ کیلومتر درساعت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۴ ====&lt;br /&gt;
اداره راهنمایی و رانندگی می‌تواند در مواقع یا محل‌های ضروری از طریق نصب تابلو یا علایم دیگر حداقل سرعت را نیز معین اعلام نماید. در این صورت رانندگی با سرعت کمتر از حداقل مجاز نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۵ ====&lt;br /&gt;
رانندگان حق ندارند در راه‌ها آن قدر با سرعت کم حرکت نمایند که باعث کندی عبور و مرور یا اختلال در آن بشوند مگر آنکه برای احتراز از خطر و تصادف ضروری باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۶ ====&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه موظفند در تقاطع‌هایی که فاقد چراغ راهنما یا مأمور انتظامی یا تابلوی ایست می‌باشد در سر پیچ‌ها، جاده‌های تنگ و تپه‌ها و به طور کلی در محل‌هایی که موانعی در مسیر حرکت آنان وجود داشته باشد و همچنین در مواقع بارندگی (برف، باران) یا مه یا کولاک و امثال آن‌ها از سرعت وسیله‌ی نقلیه تا حدی که بر حسب مورد برای احتراز از خطر یا تصادف ضرورت دارد بکاهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۷ ====&lt;br /&gt;
رانندگی با انواع دوچرخه‌های موتوردار در شب با سرعتی بیش از ۴۰ کیلومتر در ساعت مجاز نیست مگر این که نور چراغ جلوی آن‌ها برای تشخیص اشیا و انسان از فاصله یکصد متری کافی باشد که در این صورت هم نمی‌توانند از حداکثر سرعت مقرر تجاوز نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت سوم- سبقت ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۸ ====&lt;br /&gt;
رانندگانی که قصد سبقت گرفتن از وسایل نقلیه‌ای را که در جهت آنان حرکت می‌نمایند دارند باید پس از دادن علایم لازم فقط از سمت چپ آن‌ها سبقت گیرندو پس از سبقت و طی مسافت کافی مجدداً به طرف راست خود متوجه شوند. به نحوی که راه وسیله‌ی نقلیه‌ای که از آن سبقت گرفته شده مسدود نگردد یا موجب تصادف نشود. مع‌ذلک سبقت گرفتن از طرف راست وسیله‌ی نقلیه‌ای که در حال گردش به چپ می‌باشد مجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱۹ ====&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه‌ای که از آن‌ها سبقت گرفته می‌شود بایستی راه را برای وسیله‌ی نقلیه‌ای که در حال سبقت گرفتن است باز کنند و بر سرعت خود نیفزاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۰ ====&lt;br /&gt;
سبقت گرفتن در موارد زیر ممنوع است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در سرپیچ‌های تند و سر بالایی‌ها که میدان دید راننده کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; از پنجاه متر مانده به پیچ‌ها تا پنجاه متر بعد از آن یا در تقاطع راه‌ها یا در تقاطع راه‌آهن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; در مواقعی که روشنایی و میدان دید به هر علت کافی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; سبقت از وسیله‌ی نقلیه‌ای که خود در حال سبقت گرفتن است مگر در راهی که به مناسبت وجود سه ردیف خط کشی بریده یا بیشتر از سه ردیف این عمل مجاز نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; برای اتوبوس‌ها و کامیون‌ها در معابر شهری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; از یکصد متر مانده به مدخل تونل‌ها و پل‌ها تا انتهای آن‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; در نقاطی که با نصب علایم مخصوص سبقت گرفته ممنوع اعلام شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت چهارم- حق تقدم ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۱ ====&lt;br /&gt;
رعایت مقررات مربوط به حق تقدم عبور برای همه اجباری است مگر در مواردی که به موجب مقررات خاص یا علایم مخصوص راهنمایی خلاف این حکم اجازه داده شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۲ ====&lt;br /&gt;
حق تقدم عبور وسایل نقلیه در تقاطع و میدان‌هایی که هیچ گونه علامت و چراغ راهنما وجود نداشته باشد به ترتیب زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در تقاطع هم‌عرض اگر دو وسیله‌ی نقلیه‌ای که رو به روی یکدیگر در حرکتند بخواهند با هم داخل خیابان مجاور واحدی شوند، حق تقدم عبور با وسیله‌ای است که به سمت راست گردش می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر گاه دو یا چند وسیله‌ی نقلیه از دو یا چند راه مختلف به مدخل تقاطع هم عرض یا میدانی برسند حق تقدم عبور با وسیله‌ای است که در طرف راست وسیله دیگر قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; در سه‌راه‌ها حق تقدم عبور با وسیله‌ی نقلیه‌ای است که مستقیم حرکت می‌کند ولو آن که عرض خیابانی که مسیر آن است از عرض خیابان تلاقی‌کننده کمتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۳ ====&lt;br /&gt;
در برخورد راه اصلی با راه فرعی حق تقدم با وسیله‌ای است که از راه اصلی عبور می‌کند. رانندگانی که از راه فرعی وارد راه اصلی می‌شوند باید قبل از ورود به راه اصلی توقف کامل نمایند و پس از اطمینان از عدم برخورد با وسایل نقلیه‌ای که احتمالاً در راه اصلی حرکت می‌کنند وارد این راه بشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۴ ====&lt;br /&gt;
مقررات ماده فوق برای وسیله‌ی نقلیه‌ای که از راه خصوصی یا گاراژ یا کوچه یا تعمیرگاه و امثال آن‌ها به معابر عمومی وارد می‌شوند نیز لازم‌الرعایه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۵ ====&lt;br /&gt;
وسیله‌ی نقلیه‌ای که در حرکت است بر وسایل نقلیه متوقفی که در حال حرکت کردن یا جلو و عقب زدن یا دور زدن هستند حق تقدم عبور دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۶ ====&lt;br /&gt;
در گذرگاه پیاده حق تقدم عبور با عابرین پیاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۷ ====&lt;br /&gt;
در خیابان یا در تقاطعی که وسایل نقلیه رو به روی یکدیگر حرکت می‌کنند، هر گاه وسیله‌ای بخواهد گردش به چپ کند، حق تقدم با وسیله‌ی نقلیه‌ای است که مستقیم عبور می‌نماید. در محل پارک کنار خیابان حق تقدم برای پارک کردن با وسیله‌ای است که ضمن حرکت به عقب مشغول پارک کردن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت پنجم - استفاده از چراغ‌ها ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۸ ====&lt;br /&gt;
راننده‌ی وسیله‌ی نقلیه‌ای که در حرکت است شب یا هر موقع دیگری که به علت کمی روشنایی نتواند اشیا و اشخاص را از فاصله ۱۵۰ متری به خوبی تشخیص دهد باید چراغ‌های آن را به ترتیب مقرر در مواد بعدی روشن نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲۹ ====&lt;br /&gt;
در خیابان‌ها و جاده‌هایی که نور کافی وجود دارد باید فقط ار چراغ‌های کوچک و در صورت خرابی ناگهانی چراغ‌های کوچک جلو از نور پایین چراغ‌های بزرگ استفاده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۰ ====&lt;br /&gt;
در ساعاتی که چراغ‌ها باید روشن باشند اگر چند وسیله‌ی نقلیه متصل به هم حرکت کنند، روشن کردن چراغ‌هایی که به لحاظ محل نصبشان پوشیده می‌شوند ضرورت ندارد ولی در هر حال چراغ‌های جلوی وسیله اولی و چراغ‌های عقب وسیله آخری باید روشن باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۱ ====&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه‌ی موتوری موظفند که در جاده‌ها از نور بالا استفاده کنند تا بتوانند کلیه‌ی اشیا و اشخاص را در فاصله دور ببینند مگر در موارد زیر که باید از نور پایین استفاده نمایند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در موقع روبرو شدن با وسیله‌ی نقلیه‌ای که از جهت مخالف حرکت می‌کند. در این صورت راننده بایستی از فاصله ۱۵۰ متری از نور پایین استفاده نماید تا نور بالا چشم‌های راننده مقابل را خیره نسازد. در عین حال برای جلوگیری از تابش خیره کننده نور به چشم رانندگان دیگر ممکن است بر حسب مورد از چراغ‌های کوچک یا چراغ‌های مه استفاده نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هنگامی که وسیله‌ی نقلیه از فاصله ۱۵۰ متری عقب وسیله‌ی نقلیه دیگری که در حال حرکت است عبور می‌کند مگر وقتی که در حال سبقت گرفتن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۲ ====&lt;br /&gt;
چراغ‌های داخل وسایل نقلیه عمومی مسافربری شب‌ها موقع حرکت باید روشن باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۳ ====&lt;br /&gt;
استعمال چراغ‌های چشمک‌زن در وسایل نقلیه ممنوع است مگر در مواردی که به موجب این آیین‌نامه مجاز باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت ششم – گردش ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۴ ====&lt;br /&gt;
برای گردش به چپ بایستی از فاصله یکصد متری تقاطع با دادن علامت وارد مسیر سمت چپ شد به طوری که پس از ورود به تقاطع وسیله در حدود مرکز تقاطع قرار گیرد. سپس با رعایت حق تقدم عبور وسایل نقلیه‌ای که مستقیم در حرکتند با حداقل سرعت به چپ گردش نماید به نحوی که پس از ورود به خیابان مورد نظر در مجاورت محور وسط آن خیابان قرار گیرد. قواعد گردش در تقاطع راه‌ها به شرح زیر است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; برای گردش به راست باید وسیله‌ی نقلیه را به منتهی‌الیه سمت راست هدایت کرده و کاملاً از کنار تقاطع گذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; برای گردش به چپ بایستی از فاصله یکصد متری تقاطع با دادن علامت وارد مسیر سمت چپ شد به طوری که پس از ورود به تقاطع وسیله در مرکز تقاطع قرار گیرد و سپس با رعایت حق تقدم عبور وسایل نقلیه‌ای که مستقیم در حرکتند با حداقل سرعت به چپ گردش نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۵ ====&lt;br /&gt;
در راه‌های یک طرفه برای گردش به چپ رانندگان موظفند وسیله‌ی نقلیه را به منتهی‌الیه طرف چپ خیابان هدایت و سپس به چپ گردش کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۶ ====&lt;br /&gt;
دور زدن در فاصله یکصد و پنجاه متری پیچ‌ها و سربالایی‌هایی که میدان دید کافی نیست و همچنین از روی خط پر ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۷ ====&lt;br /&gt;
عقب راندن وسیله‌ی نقلیه هنگام ضرورت باید با احتیاط کامل برای احراز از وقوع هر گونه حادثه و انسداد راه عبور سایر وسایل نقلیه انجام گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت هفتم - توقف ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۸ ====&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه همگانی که مسافر ندارند باید در ایستگاه‌هایی که از طرف شهربانی علامت‌گذاری شده متوقف شوند مگر این که شهربانی مقررات دیگری اعلام نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳۹ ====&lt;br /&gt;
کلیه رانندگان وسایل نقلیه برای سوار و پیاده کردن سرنشینان خود بایستی فقط در محل‌های مجاز و در منتهی‌الیه سمت راست سواره‌رو توقف نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۰ ====&lt;br /&gt;
در نقاط غیرمسکونی و خارج از شهر توقف کوتاه یا طولانی وسایل نقلیه حتماً بایستی در خارج از مسیر عبور وسایل نقلیه و عابرین پیاده انجام گیرد به نحوی که رانندگان وسایل نقلیه در حال حرکت از فاصله هفتاد متری، وسیله‌ی نقلیه متوقف را به سهولت بینند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۱ ====&lt;br /&gt;
هیچ راننده‌ای مجاز نیست وسیله‌ی نقلیه‌ای را که موتور آن روشن است ولو در محل مجاز متوقف سازد و خود از آن پیاده و دور گردد. در سراشیبی پس از توقف چرخ‌های جلوی وسیله‌ی نقلیه باید به سمت راست کنار راه پیچانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۲ ====&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه در موارد زیر موظفند به ترتیبی که ذیلاً مقرر می‌شود توقف نمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در موقع برخورد با وسایل نقلیه امدادی که دستگاه‌های اخبار صوتی یا بصری خود را به کار انداخته باشند باید وسیله‌ی نقلیه را به منتهی‌الیه سمت راست راه هدایت و عنداللزوم تا گذشتن وسایل نقلیه امدادی متوقف شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قبل از ورود به تقاطعی که فاقد علایم یا مأمور راهنمایی است باید توقف بکنند و سپس با احتیاط کامل از تقاطع بگذرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; قبل از رسیدن به گذرگاه پیاده و در صورت عبور اشخاص باید وسیله‌ی نقلیه خود را متوقف سازند و ضمناً با حرکت دادن دست چپ رانندگان پشت سر را نیز به توقف دعوت نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; در فاصله پانزده متری میدان یا تقاطع یا سه‌راه‌ها یا تقاطع راه آهن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; در تقاطع راه‌آهن، هنگامی که علایم الکتریکی یا مکانیکی یا پرچم قرمز یا سوت قطار نزدیک شدن آن را اعلام می‌دارد یا دروازه عبور بسته شده یا در حال باز و بسته شدن است باید لااقل در پنج متری علامت یا دروازه توقف کامل کنند تا قطار بگذرد و تقاطع برای عبور آزاد گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۳ ====&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه‌ی موتوری مخصوصاً اتومبیل‌های مدارس و وسایل نقلیه‌ای که حامل مواد خطرناک می‌باشند در تقاطع راه‌آهن هر چند علامتی وجود نداشته باشد باید کاملاً توقف کنند و پس از حصول اطمینان از بی‌خطر بودن معبر از تقاطع بگذرند. در هر حال هنگام عبور از روی ریل‌ها مجاز به تعویض دنده نمی‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۴ ====&lt;br /&gt;
توقف در محل‌های زیر ممنوع است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; پیاده‌رو و گذرگاه پیاده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; مقابل مدخل خیابان‌ها و جاده‌ها و کوچه‌ها یا مدخل اتومبیل روی ساختمان‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; داخل تقاطع.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; در فاصله پانزده متری میدان یا تقاطع راه‌ها یا تقاطع راه‌آهن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; پنج متری شیرهای آب منصوب در راه‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; در جاهایی که دستگاه پارکومتر نصب شده در کنار خیابان به علت نیانداختن سکه در داخل آن یا پایان یافتن زمان معین و یا از کار افتادن دستگاه که به وسیله نوشتار، علامت و یا چراغ مفهوم ممنوعیت پارکینگ را می‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; کوچه‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; از ابتدا تا انتهای پیچ‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹-&#039;&#039;&#039; در فاصله پانزده متری مداخل گاراژهای آتش نشانی، پلیس، بیمارستان‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰-&#039;&#039;&#039; کنار وسایل نقلیه‌ای که خود متوقف می‌باشند. (توقف دوبله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۱-&#039;&#039;&#039; روی پل‌ها و داخل تونل‌ها و معابر هوایی. (راه‌هایی که بر روی پایه قرار دارند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۲-&#039;&#039;&#039; در خیابان‌هایی که پیاده‌روی آن قابل عبور نبوده و پیاده‌ها مجبورند از قسمتی از سواره‌رو عبور کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۳-&#039;&#039;&#039; در ایستگاه‌های وسایل نقلیه عمومی و حریم آن‌ها که با علایم راهنمایی مشخص است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۴-&#039;&#039;&#039; در محل‌هایی که تابلوهای، توقف ممنوع یا توقف مطلقاً ممنوع نصب شده به اقتضای مورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۵-&#039;&#039;&#039; در هر نقطه از معابر به منظور تعمیر وسیله‌ی نقلیه جز در مورد ماده ۱۰۱ که باید به ترتیب مقرر در همان ماده عمل گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۶-&#039;&#039;&#039; در جایی که دستگاه پارکومتر نصب شده در کنار خیابان به علت نینداختن سکه در داخل آن یا پایان یافتن زمان معین و یا از کار افتادن دستگاه علامت پارکینگ ممنوع را نشان دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت هشتم - مقررات اختصاصی موتورسیکلت و دوچرخه ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۵ ====&lt;br /&gt;
رانندگان موتورسیکلت بایستی در موقع رانندگی فقط روی زین موتور سیکلت بنشینند و حق ندارند شخص دیگری را بر ترک سوار کنند مگر این که در ترک نیز یک زین کامل نصب شده یا موتور سیکلت دارای یدک پهلو (سایدکار) باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۶ ====&lt;br /&gt;
رانندگی با دوچرخه و رکابدار بدون داشتن زین محکم در محل مخصوص ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۷ ====&lt;br /&gt;
دو ترکه سوار کردن اشخاص روی دوچرخه ممنوع است مگر آنکه زین اضافی برای این کارداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۸ ====&lt;br /&gt;
دوچرخه‌سواران مکلفند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هنگام حرکت کاملاً از طرف راست راه عبور نمایند و بریا گذشتن از وسایل نقلیه‌ای که در کنار راه توقف کرده‌اند منتهای احتیاط را به عمل آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در صورت تعداد دوچرخه‌سواران در یک ردیف حرکت کنند مگر آن که معبر ویژه‌ای آن‌ها اختصاص داده شده باشد. دراین صورت حق ندارند از خارج از معبر ویژه عبور و مرور نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴۹ ====&lt;br /&gt;
عبور دوچرخه‌سوار از پیاده‌رو و وسط دستجات، بازار نقاط شلوغ و پر تردد ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۵۰ ====&lt;br /&gt;
دوچرخه‌سواران حق ندارند حین رانندگی بار و اشیا دیگری حمل کنند یا حرکات ورزشی نمایند یا اعمالی انجام دهند که مستلزم برداشتن دست‌های آنان از روی فرمان باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دهم - مقررات مختلف ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۱ ===&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه‌ای که در پشت سر وسیله‌ی نقلیه‌ی دیگر حرکت می‌کنند موظفند فاصله مناسبی را برای جلوگیری از تصادفات حفظ کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۲ ===&lt;br /&gt;
کامیون‌های بزرگ و وسایل نقلیه دیگری که دارای یدک‌های طویل هستند موقع عبور در راه‌های غیر مسکونی باید فاصله بیشتری با وسایل نقلیه جلوی خود داشته باشند به طوری که وسیله‌ی نقلیه دیگری که از آن‌ها سبقت می‌گیرد بتواند پس از سبقت، مجدداً در جلوی آن‌ها وارد مسیر اولیه بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۳ ===&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه‌ای که به صورت کاروان و دسته‌جمعی در راه‌ها عبور می‌کنند نیز مشمول ماده‌ی فوق می‌باشند. فواصل آن‌ها باید به قدری باشد که وسیله‌ی نقلیه سبقت‌گیرنده بتواند پس از سبقت برای ورود به مسیر اولیه به آسانی داخل این فواصل گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۴ ===&lt;br /&gt;
سوار کردن بیش از سه نفر (با راننده) در قسمت جلوی وسیله‌ی نقلیه و همچنین گذاشتن بار یا اشیا دیگر در جلو یا عقب آن اعم از داخل یا خارج که مانع دید راننده گردد ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۵ ===&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه سنگین در موقع عبور از جاده‌های تنگ یا عقب راندن باید یک نفر کمک راننده برای احتراز از هر گونه خطری همراه داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۶ ===&lt;br /&gt;
حرکت با دنده‌ی خلاص در سرازیری‌ها ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۷ ===&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه نباید از روی لوله‌های آب آتش‌نشانی که جهت اطفای حریق در خیابان قرار گرفته عبور نمایند، مگر با اجازه‌ی متصدیان آتش نشانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۸ ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; رانندگان تاکسی‌ها مطلقاً حق سوار کردن مسافر را با داشتن مسافر قبلی ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; رانندگان تاکسی‌ها موظفند پس از سوار شدن مسافر و مقارن شروع به حرکت تاکسی‌متر را به کار اندازند. در صورت فقدان یا خرابی تاکسی‌متر حق کار کردن ندارند مگر در نقاطی که شهربانی نصب تاکسی‌متر را ضروری اعلام نکرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; رانندگان سایر وسایل نقلیه عمومی که دربست کرایه داده می‌شوند نباید بدون رضایت کرایه‌کننده شخص دیگری را سوار کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; امتناع از بردن مسافر برای وسایل نقلیه عمومی که در شهر و حومه کار می‌کنند همچنین نرساندن مسافر به مقصد ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; رانندگان وسایل نقلیه عمومی و کمک رانندگان آن‌ها نباید با مسافران با خشونت و بی‌احترامی رفتار نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵۹ ===&lt;br /&gt;
رانندگان حق ندارند ضمن رانندگی با کسی صحبت یا استعمال دخانیات نمایند یا خوراکی یا آشامیدنی میل کنند و باید کاملاً به جلو توجه داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; استفاده‌ی راننده در حین رانندگی از هر گونه وسایل و تجهیزات و یا اشتغال اعضای موثر وی که باعث انحراف ذهنی و توجه در حین رانندگی گردد ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۰ ===&lt;br /&gt;
رانندگی برای کسی که نوشابه‌ی الکلی صرف کرده تا رفع کامل آثار آن ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در موردی که مأمورین راهنمایی و رانندگی نسبت به وجود حالت مستی راننده‌ای ظنین شوند وسیله‌ی نقلیه را متوقف ساخته و بلافاصله میزان الکل خون راننده را به وسیله دستگاه الکل‌سنج از راه تنفس (الکل تست) تعیین می‌نمایند. هر گاه میزان الکل بیشتر از پنجاه سانتی‌گرم در لیتر خون باشد از ادامه‌ی رانندگی او تا اعاده‌ی حالت عادی و رسیدن میزان الکل خون به کمتر از پنجاه سانتی‌گرم در لیتر خون جلوگیری خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۱ ===&lt;br /&gt;
سوار کردن اشخاص آلوده به کثافت در وسایل نقلیه عمومی مسافربری مجاز نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۲ ===&lt;br /&gt;
هر راننده موظف است حین رانندگی گواهینامه‌ی رانندگی خویش را همراه داشته باشد و در صورت تقاضای مأموران انتظامی آن را ارائه و تسلیم نماید. مأمور، موظف است پس از ملاحظه گواهینامه آن را مسترد دارد مگر در مواردی که به موجب قانون یا آیین‌نامه اخذ گواهینامه به منظور درج تخلف در آن‌ها ضرورت داشته باشد. در این صورت در قبال دادن رسید اخذ می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۳ ===&lt;br /&gt;
نصب بوق‌های شیپوری: سوت بلبلی و به طور کلی هر نوع وسیله‌ی اخبار صوتی با صدای ناهنجار و غیرعادی و همچنین زدن بوق ممتد یا غیرضروری یا مکرر و یا در محل‌هایی که این عمل به وسیله علامتی منع شده ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۴ ===&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه‌ی امدادی در مواقعی که جهت انجام مأموریت فوری در حرکتند، در صورت به کاربردن چراغ گردان مخصوص اعلام خطر یا آژیر تا حدودی که موجب بروز تصادف نشود مجاز به انجام اعمال زیر می‌باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; توقف در محل ممنوعه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; تجاوز از سرعت مجاز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; سبقت از سمت راست وسیله‌ی نقلیه‌ی دیگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; عبور از طرف چپ راه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; دور زدن در نقاط ممنوعه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; گذشتن از چراغ قرمز یا عدم رعایت علایم دیگر ایست مشروط به این که از سرعت وسیله‌ی نقلیه در این گونه محل‌ها تا حداقل امکان کاسته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۵ ===&lt;br /&gt;
وسایل نقلیه‌ی امدادی که مجاز به داشتن سوت خطر یا زنگ مخصوص می‌باشند فقط در مواقعی که برای انجام مأموریت‌های مهم و فوری در حرکتند باید از آن‌ها استفاده نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۶ ===&lt;br /&gt;
اتومبیل‌های مدارس فقط در مواقع سوار و پیاده کردن شاگردان حق استفاده از علایم بصری مذکور در ماده ۵۲ را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۷ ===&lt;br /&gt;
در موقع برف و یخبندان و به طور کلی در صورت اعلام مقامات و مأموران انتظامی رانندگی با وسیله‌ی نقلیه‌ای که چرخ‌های آن با زنجیر مجهز نباشد ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۸ ===&lt;br /&gt;
راندن وسیله‌ی نقلیه‌ای که بیش از ظرفیت مندرج در کارت شماره‌گذاری بار یا مسافر گرفته ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۹ ===&lt;br /&gt;
عبور وسایل نقلیه در پیاده‌رو یا از وسط دستجات ارتش یا مأموران انتظامی یا دانش‌آموزان یا تشییع‌کنندگان جنازه‌ها یا سایر دستجات تشریفاتی و همچنین بوق زدن در این قبیل موارد مجاز نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۰ ===&lt;br /&gt;
رانندگان بارکش‌های موتوری بزرگ باید یک نفر شاگرد راننده همراه داشته باشند و سوار کردن مسافر به استثنای یک نفر پهلوی راننده مجاز نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۱ ===&lt;br /&gt;
سوار شدن و سوار کردن اشخاص روی گلگیر یا رکاب یا محل دیگری در قسمت خارجی وسایل نقلیه ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۲ ===&lt;br /&gt;
درهای هر وسیله‌ی نقلیه در حال حرکت باید کاملاً بسته باشد و باز کردن آن‌ها قبل از توقف کامل مجاز نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۳ ===&lt;br /&gt;
رانندگان وسایل نقلیه هنگام عبور از معابر و گذرگاه‌های تنگ یا پرجمعیت و یا در مواقعی که بیشتر از ۵۰ متر مقابل آن‌ها مرئی نیست مکلفند آهسته حرکت کنند و در صورت احتمال وقوع حادثه یا اخلال نظم و مزاحمت بر حسب مورد حرکت وسیله‌ی نقلیه را کند یا آن را متوقف سازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۴ ===&lt;br /&gt;
عبور وسایل نقلیه‌ی سنگین که حداکثر سرعت آن‌ها از پانزده کیلومتر در ساعت تجاوز نمی‌کند مانند تراکتورهای زنجیری و غلطک‌های جاده‌کوبی و غیره باید قبل از رسیدن آن‌ها به اولین پست راه‌آهن یا ایستگاه خبر داده شود تا تدارک احتیاطی لازم جهت عبور بی‌خطر آن‌ها از تقاطع راه‌آهن فراهم گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۵ ===&lt;br /&gt;
رانندگان این قبیل وسایل نقلیه موظفند هنگامی که عبور آن‌ها از تقاطع راه‌آهن مجاز است قبل از رسیدن به آن توقف کامل کنند و پس از مشاهده‌ی طرفین و اطمینان از عدم خطر احتمالی از آن جا بگذرند. در مواقعی که نزدیک شدن قطار به وسیله علایم با صدای لکوموتیو اعلام می‌شود تا عبور قطار از تقاطع نباید عبور نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۶ ===&lt;br /&gt;
هر گاه مأمور راهنما در محل تقاطع راه‌آهن حضور داشته باشد عبور از تقاطع باید با فرمان او انجام گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۷ ===&lt;br /&gt;
هیچ کس حق ندارد وسیله‌ی نقلیه‌ای را که متعلق به او نیست یا راننده آن نمی‌باشد بدون اجازه کسی که آن را در اختیار دارد از محل خود حرکت دهد یا با آن رانندگی کند مگر مأموران انتظامی آن هم در حدود مقررات و وظایف قانونی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۸ ===&lt;br /&gt;
هیچ کس نمی‌تواند به شخص فاقد گواهینامه‌ی رانندگی لازم، اجازه‌ی رانندگی با وسیله‌ی خود را بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۹ ===&lt;br /&gt;
هیچ کس حق ندارد هیچ نوع وسیله‌ی نقلیه‌ای را که طبق نظر کارشناس شهربانی یا ژاندارمری دارای عیب و نقص فنی بوده یا فاقد وسایل ایمنی کامل مقرر در این آیین‌نامه باشد در راه‌ها براند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۰ ===&lt;br /&gt;
مأموران مسئول راه مکلفند از عبور و مرور در بعضی راه‌ها که به واسطه‌ی خرابی یا علل دیگر خطرناک می‌باشند تا تعمیر و رفع علل خطر جلوگیری به عمل آورند یا از حرکت برخی از وسایل نقلیه یا غیرمجهز به وسایل لازم ممانعت به عمل آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۱ ===&lt;br /&gt;
حمل مسافر با وسیله‌ی نقلیه‌ای که دارای پلاک شخصی است جز در موارد اضطراری و همچنین سوار کردن اشخاص روی بار بارکش‌های موتوری یا در محل مخصوص بار آن‌ها ممنوع است مگر با اجازه‌ی شهربانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۲ ===&lt;br /&gt;
حمل جنازه باید با وسیله‌ی نقلیه مخصوص انجام گیرد مگر در مواردی که شهربانی اجازه‌ی حمل آن را با سایر وسایل نقلیه داده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۳ ===&lt;br /&gt;
هیچ کس حق ندارد در حالی که سوار دوچرخه یا کفش‌های چرخدار یا سه‌چرخه‌های بدون رکاب یا اتومبیل‌های اسباب‌بازی است به وسایل نقلیه‌ی در حال حرکت تکیه نماید و آن‌ها را وسیله‌ی حرکت خود یا حرکت وسیله‌ای که بر آن سوار است قرار دهد. تکیه نمودن و آویزان شدن اشخاص نیز به وسایل نقلیه ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۴ ===&lt;br /&gt;
ریختن شیشه، بطری، میخ، سیم، حلبی، مایعات لزج و به طور کلی هر چیزی که باعث سد راه و ایجاد خطر و انحراف وسایل نقلیه از مسیر حرکت باشد بر روی راه‌ها ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۵ ===&lt;br /&gt;
نصب هر نوع علایم (جز علامت کانون جهانگردی و آن چه در این آیین‌نامه پیش‌بینی شده) و پلاک‌های متفرقه و پرچم و همچنین الصاق هر نوع آگهی و نوشته و عکس و نوشتن عبارات و ترسیم نقوش روی شیشه یا بدنه، داخل یا خارج وسایل نقلیه بدون اجازه شهربانی ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۶ ===&lt;br /&gt;
حرکت وسایل نقلیه‌ی چرخ فلزی در معابر شهری مجاز نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۷ ===&lt;br /&gt;
اعمال ذیل در خیابان‌ها و معابر شهری ممنوع است مگر با اجازه‌ی شهربانی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; بستن یا خوراک دادن دام‌ها و پرندگان یا رها کردن آن‌ها بدون نگهبان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; مسابقه با اسب یا سایر حیوانات و وسایل نقلیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; ورزش و مسابقه‌های ورزشی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۸ ===&lt;br /&gt;
هر کس که مسئول حرکت دادن و هدایت حیوانات است باید علایم راهنمایی و رانندگی و آن قسمت از مقررات این آیین‌نامه را که به وی مربوط می‌شود، در راه‌های عمومی رعایت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۹ ===&lt;br /&gt;
اشخاصی که به هر عنوان روی راه‌های عمومی کار می‌کنند موظفند قبل از شروع به کار، علایم ایمنی عبور و مرور را در محل و به لباس‌های کارگران و وسایل نقلیه خود نصب نمایند. در غیر این صورت مأمورین انتظامی موظفند از کار آنان جلوگیری به عمل آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۰ ===&lt;br /&gt;
جز مأموران انتظامی هیچ کس حق ندارد برای هدایت یا حفاظت وسایل نقلیه در سواره‌روی خیابان بایستد یا قدم بزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۱ ===&lt;br /&gt;
عابرین پیاده موظفند که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در محل‌هایی که پیاده‌رو وجود دارد از داخل سواره‌رو عبور نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در محل‌هایی که پیاده‌رو وجود ندارد یا در صورت وجود به جهاتی قابل استفاده نباشد هنگام حرکت از سواره رو از منتهاالیه سمت چپ خود به طوری که حرکت وسایل نقلیه‌ی مقابل در خلاف جهت ایشان انجام گیرد عبور کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; برای گذشتن از عرض راه حتماً از گذرگاه‌های پیاده عبور کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; هنگام عبور از گذرگاه‌های پیاده، مراقب حرکت وسایل نقلیه باشند و ناگهان از پیاده رو به سواره‌رو داخل نشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۲ ===&lt;br /&gt;
توقف در سواره‌روی خیابان برای سوار شدن وسیله‌ی نقلیه و همچنین صحبت کردن یا خرید و فروش با راننده یا سرنشینان وسایل نقلیه در سواره‌رو ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل یازدهم – مجازات‌ها ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۳ ===&lt;br /&gt;
متخلفین از مواد ۲ (جز در مورد شماره‌های موضوع قانون مجازات استفاده‌کنندگان از پلاک‌های تقلبی مصوب ۱۳۴۵) و ۳ و ۷ تا ۹ و ۱۲ تا ۱۵ و ۱۶ (جز درموردی که مشمول ماده ۴ قانون مجازات استفاده‌کنندگان از پلاک‌های تقلبی مصوب ۱۳۴۵می‌باشد) و ۲۰ و ۲۱ (جز در مواردی که مشمول قانون تشدید مجازات رانندگان مصوب ۱۳۲۸ است) و ۲۸ و ۲۹ و (ماده ۳۱ (اصلاحی ۱۳۵۱/۱/۲۷) در صورت رانندگی) و ۳۷ تا ۴۰ و ۴۲ و ۴۵ تا ۵۲ و ۵۴ تا ۸۵ و ۸۷ و ۸۹ و ۹۲ تا ۱۷۷ و ۱۷۸ (در مورد وسایل نقلیه غیرموتوری) و ۱۷۹ و ۱۸۱ تا ۱۹۲ به پرداخت غرامت از ۲۰۰ ریال تا ۵۰۰۰ ریال یا حبس تکدیری از دو روز تا ده روز و یا به هر دو مجازات محکوم خواهند شد مگر در مواردی که تخلف آنان به موجب مقررات مخصوص مستوجب مجازات خاصی باشد که در آن صورت باید طبق همان مقررات رفتار شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; دادگاه مکلف است پس از صدور حکم محکومیت رانندگانی که به علت ارتکاب تخلفات مستی حین رانندگی، انحراف به چپ، سرعت غیرمجاز، سبقت غیرمجاز، عبور از چراغ قرمز، عبور از منطقه‌ی ممنوعه، عدم رعایت حق تقدم، امتناع تاکسی‌ها از سوار کردن مسافر، سوار کردن مسافر با وجود مسافر قبلی، نرساندن مسافر به مقصد، عدم استفاده از تاکسی‌متر با داشتن مسافر و هر نوع تخلف دیگر منجر به تصادف محکوم شده‌اند مراتب محکومیت و نوع تخلف را در گواهینامه آنان درج نمایند تا نسبت به ایشان برابر تبصره ۳ ذیل ماده یک قانون راجع به اعطای اختیار به افسران شهربانی کل برای وصول جرایم رانندگی مصوب ۱۳۳۹ عمل گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مواد ۱۹۴ و ۱۹۵ و ۱۹۶ ملغی شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA_%D9%85%D9%84%DB%8C_%DA%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=18211</id>
		<title>اساسنامه شرکت ملی گاز ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA_%D9%85%D9%84%DB%8C_%DA%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=18211"/>
		<updated>2012-01-06T08:33:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «اساسنامه شرکت ملی گاز ایران» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=autoconfirmed] (بی‌پایان))&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;‌{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و چهارم]]&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی = [[تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز]]&lt;br /&gt;
| بعدی = [[اساسنامه‌های مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اساسنامه شرکت ملی گاز ایران&#039;&#039;&#039;  - مصوب ۱۰ و ۱۲ آبان ۲۵۳۶ ‌شاهنشاهی مجلس شورای ملی کمیسیون‌های امور‌استخدام و سازمان‌های اداری و امور اقتصادی و دارایی و ۱۵ آبان ۲۵۳۶ شاهنشاهی مجلس سنا کمیسیون‌های استخدام و امور اقتصادی و دارایی (کمیسیون‌های پارلمانی مجلسین)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل اول - کلیات و سرمایه ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱ ===&lt;br /&gt;
نام شرکت شرکت ملی گاز ایران است که به موجب بند الف ماده ۵ اساسنامه شرکت ملی نفت ایران به صورت شرکت سهامی تشکیل‌می‌شود و شرکت فرعی شرکت ملی نفت ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲ ===&lt;br /&gt;
مرکز اصلی شرکت در تهران است و شرکت می‌تواند شعب یا نمایندگی‌هایی برای اجرای عملیات در داخل و خارج کشور تأسیس نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ‌ماده ۳ ===&lt;br /&gt;
مدت شرکت نامحدود است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴ ===&lt;br /&gt;
سرمایه شرکت که تمام آن از طرف صاحب سهام پرداخت شده است مبلغ بیست و پنج میلیارد و پانصد میلیون  (۲۵۵۰۰۰۰۰۰۰) ریال‌است که به دویست و پنجاه و پنج هزار (۲۲۵۰۰۰) سهم یک صد هزار ریالی بانام تقسیم می‌گردد. کلیه سهم شرکت ملی گاز ایران متعلق به شرکت ملی‌نفت ایران و غیر قابل انتقال می‌باشد، هر گونه افزایش در سرمایه شرکت منوط به تأیید مجمع عمومی فوق‌العاده شرکت و تصویب نهایی هیأت وزیران‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - موضوع - وظایف، حقوق و اختیارات شرکت ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۵ - موضوع شرکت ===&lt;br /&gt;
موضوع شرکت عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف - تهیه و به عمل آوردن انواع گاز منجمله گاز طبیعی، گاز طبیعی مایع، گاز مایع و گاز مصنوعی و ایجاد وسائل و تأسیسات لازم برای نیل به‌این مقصود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - مطالعه و تهیه و تنظیم و اجرای طرحهای احداث خطوط لوله و شبکه‌های توزیع گاز طبیعی همچنین تهیه و احداث وسائل حمل و نقل و‌توزیع و ذخیره‌سازی انواع گاز و مشتقات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - حفاظت و نگهداری و اداره عملیات مربوط به خطوط لوله و شبکه‌های توزیع گاز طبیعی و تأسیسات مربوط به انواع گاز و مشتقات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - حمل و نقل و فروش انواع گاز و مشتقات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه - صدور انواع گاز و مشتقات آن به خارج از کشور و فروش آنها به منظور صادرات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌و - تنظیم مقررات مربوط به ایمنی و طرز استفاده از وسائل توزیع گاز و همچنین استانداردهای مربوط به صنعت گاز بر اساس استانداردهای ملی‌و بین‌المللی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌ز - هر گونه اقدام دیگر مرتبط با صنعت گاز با موافقت مجمع عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶ - حقوق و اختیارات شرکت ===&lt;br /&gt;
به منظور تأمین مقاصد و انجام عملیات مذکور در ماده ۵ این اساسنامه شرکت دارای حقوق و اختیارات زیر می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف - مشارکت با مؤسسات و شرکتهای ایرانی و یا خارجی واجد صلاحیت فنی و مالی برای به عمل آوردن و مایع نمودن و پخش و فروش و‌حمل و نقل و صدور انواع گاز طبیعی و مشتقات آن طبق مقررات این اساسنامه و قوانین مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - ایجاد شرکتهای فرعی و شرکتهای وابسته و شعبه‌ها و نمایندگی‌ها در ایران و خارج از ایران با رعایت بند الف ماده ۵. اساسنامه شرکت ملی‌نفت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - انعقاد قرارداد با خریداران به منظور صدور و فروش و پخش و حمل و نقل انواع گاز و مشتقات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره ۱&#039;&#039;&#039; - قراردادهای مشارکت که به منظور تولید و پخش و حمل و نقل و صدور و فروش انواع گاز و مشتقات آن منعقد می‌شود پس از تصویب‌مجمع عمومی شرکت و با رعایت مقررات قانون جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی قابل اجرا خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره ۲&#039;&#039;&#039; - در مورد هر قراردادی که در اجرای عملیات موضوع این ماده دولت نیز علاوه بر شرکت به عنوان طرف اول آن را امضا‌ی‌ کند شرکت به‌عنوان نماینده دولت عمل خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - تصدی هر نوع عمل بازرگانی مربوط به تهیه و به عمل آوردن و صدور و فروش انواع گاز و مشتقات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه - دریافت وام یا اعتبار از منابع داخلی یا خارجی و اعطای وام یا اعتبار به اشخاص حقیقی یا حقوقی اعم از داخلی یا خارجی به منظور اجرا‌ی‌‌مقاصد شرکت با رعایت قوانین و مقررات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌و - خرید و اجاره و تأسیس و تکمیل و توسعه و تعمیر و اداره کارخانه و دستگاهها و تأسیسات و وسائلی که برای انجام مقاصد شرکت لازم باشد‌همچنین ایجاد و به کار انداختن راه‌آهن و یا بندر و انواع سرویسهای مخابراتی باسیم و بی‌سیم و هواپیمایی و کشتیرانی در مواردی که عملیات شرکت‌ایجاب نماید مشروط به اجازه قبلی دولت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌ز - اقدام به هر گونه عملیات برای استفاده از زمین‌هایی که در اختیار شرکت است به منظور انجام مقاصد مذکور در این اساسنامه با رعایت قوانین و‌مقررات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ح - شرکت می‌تواند در حوزه عملیات و برای مصارف خود در اراضی بایر متعلق به دولت یا بلامالک از آب و همچنین از هر نوع سنگ و خاک و‌شن و ماسه و سنگ آهک و سنگ گچ بدون پرداخت حقوق دولتی و با رعایت تبصره ماده ۷ این اساسنامه و قوانین و مقررات مربوط استفاده نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌اگر عمل شرکت برای استفاده از مواد مذکور موجب ضرر شخص ثالث گردد شرکت باید خسارت را جبران نماید ولی در هر صورت شخص ثالث‌نمی‌تواند مانع عملیات شرکت شود.&lt;br /&gt;
‌تبصره - شرکت می‌تواند با تصویب مجمع عمومی هر یک از شرکتهای وابسته را به شرط این که مالکیت بیش از پنجاه درصد سهام آنها متعلق به‌شرکت باشد از معافیتها و مزایای موضوع این ماده برخوردار نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ط - اقدام به انعقاد قراردادهای استخدام یا خدمات یا مشاوره با مؤسسات و اشخاص اعم از داخلی و خارجی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ی - درخواست ثبت پروانه‌های اختراع و تملک حق اختراع با تراضی دارنده حق و تحصیل حق استفاده و هر گونه اطلاعات درباره اختراعات و‌طرحها و طریقه‌های مربوط به صنعت گاز و صنایع وابسته به آن در حدود قوانین و مقررات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ک - انجام برخی از عملیات شرکت در موارد مقتضی به وسیله نمایندگیها یا پیمانکاران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ل - مقررات مواد ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ اساسنامه شرکت ملی نفت ایران در مورد اراضی و اعیان مورد نیاز برای انجام عملیات شرکت نیز قابل اجرا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
م - شرکت می‌تواند با تصویب مجمع عمومی بر حسب مصلحت و اقتضا‌ی‌ در مورد بعضی از شرکتهای فرعی و وابسته خود که در پخش و فروش‌انواع گاز و مشتقات آن فعالیت می‌کنند تا ۹۹ درصد سهام متعلق به خود را طبق قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی به کارکنان ایرانی شرکت و‌شرکتهای مزبور و یا ایرانیان دیگر بفروش برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷ - مالیات بر درآمد شرکت ===&lt;br /&gt;
مالیات بر درآمد شرکت و شرکتهای فرعی و وابسته آن بر اساس نرخ و مقررات قانونی مربوط بر درآمد شرکتهای نفتی از سود ویژه وصول‌خواهد شد و هیچ گونه مطالبه دیگری از شرکت و شرکتهای فرعی و وابسته آن تحت عنوان مالیات و یا عوارض و حقوق و غیره زائد بر آن چه طبق‌مقررات قانونی از شرکتهای نفتی قابل وصول باشد جایز نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌منافع شرکت و شرکتهای فرعی و وابسته آن از فعالیتهای غیر مربوط به صنعت گاز مشمول مقررات عمومی مالیاتی کشور خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - حقوق و عوارضی که طبق قوانین از طرف مقامات دولتی یا محلی در ازای خدمات مورد درخواست شرکت یا شرکتهای فرعی و وابسته‌آن و یا خدماتی که معمولاً برای عموم انجام می‌شود مطالبه می‌گردد از شرکت و شرکتهای فرعی و وابسته آن نیز قابل وصول است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸ ===&lt;br /&gt;
شرکت می‌تواند هزینه و تعهدات ارزی خود را در داخل و خارج کشور در حدود بودجه مصوب از درآمدهای ارزی خود بپردازد. شرکت در‌اول هر سال موافقت مقامات قانونی مربوط را برای استفاده از اعتبارات ارزی سالانه خود یکجا تحصیل و صورت هزینه‌های ارزی را هر سه ماه یک‌مرتبه به مقامات مذکور و خزانه تسلیم خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - ارکان شرکت ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۹ ===&lt;br /&gt;
شرکت دارای ارکان زیر می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:۱ - مجمع عمومی .&lt;br /&gt;
:۲ - هیأت مدیره و مدیر عامل.&lt;br /&gt;
:۳ - بازرسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت اول - مجمع عمومی نمایندگان صاحب سهام ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۰ ====&lt;br /&gt;
نمایندگان صاحب سهام در مجمع عمومی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌نخست‌وزیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌وزیر امور اقتصادی و دارایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌وزیر نیرو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌وزیر صنایع و معادن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌وزیر کار و امور اجتماعی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌یک وزیر دیگر به انتخاب نخست‌وزیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌دو نفر از مدیران شرکت ملی نفت ایران به انتخاب رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - ریاست جلسه مجمع عمومی با نخست‌وزیر و در غیاب نخست‌وزیر با یکی از وزرای حاضر در جلسه با تعیین قبلی نخست‌وزیر خواهد‌بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۱ ====&lt;br /&gt;
جلسات مجمع عمومی در تیر ماه هر سال برای رسیدگی به ترازنامه و در آبان ماه همان سال به منظور رسیدگی و تصویب بودجه به طور‌عادی تشکیل می‌گردد و تا موقعی که نسبت به موضوع مندرج در دستور جلسه تصمیمی اتخاذ نشده جلسات ادامه خواهد داشت و در جلسات مذکور‌اضافه بر ترازنامه و بودجه ممکن است بر حسب پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل یا طبق نظر رییس مجمع عمومی موضوعات دیگری نیز در‌دستور مذاکرات قرار گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۲  ====&lt;br /&gt;
دعوت برای تشکیل مجمع عمومی عادی یا فوق‌العاده از طرف رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت به عمل می‌آید. در صورتی که‌رییس هیأت مدیره و مدیر عامل اقدام به دعوت مجمع عمومی ننماید رییس مجمع عمومی رأساً مجمع عمومی را دعوت خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌دستور جلسه مجمع عمومی در دعوتنامه قید می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۳ ====&lt;br /&gt;
جلسات مجمع عمومی در مرکز شرکت در تهران با حضور رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و در غیاب او با قائم‌مقامی که از طرف او‌بدین منظور تعیین و معرفی خواهد شد تشکیل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - علاوه بر رییس هیأت مدیره و مدیر عامل اعضای هیأت مدیره و بازرسان شرکت نیز می‌توانند بدون داشتن حق رأی در جلسات مجمع‌عمومی شرکت نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۴ ====&lt;br /&gt;
جلسات مجمع عمومی با حضور حداقل شش نفر رسمیت خواهد یافت و برای اعتبار تصمیمات در هر مورد پنج رأی موافق ضرورت‌دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۵ ====&lt;br /&gt;
مجمع عمومی یک نفر را به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل به سمت دبیر مجمع عمومی انتخاب خواهد نمود. جلسات مجمع‌عمومی پس از تصویب به امضای رییس مجمع عمومی می‌رسد و در پرونده مخصوص نگهداری خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۶ - وظایف مجمع عمومی ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وظایف مجمع عمومی به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌الف - رسیدگی و اتخاذ تصمیم نسبت به ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت با توجه به گزارش سالانه هیأت مدیره و گزارش بازرسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌گزارش سالانه هیأت مدیره و ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت و گزارش بازرسان باید لااقل دو هفته قبل از تشکیل جلسه در اختیار کلیه اعضای‌مجمع عمومی قرار گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - بررسی و تصویب برنامه عملیات و فصول و ارقام کلی بودجه جاری و سرمایه‌ای شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌بودجه پیشنهادی باید لااقل دو هفته قبل از تشکیل جلسه از طرف رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت برای کلیه اعضای مجمع عمومی فرستاده‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - اتخاذ تصمیم نسبت به میزان ذخیره‌های عمومی شرکت به پیشنهاد هیأت مدیره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - اجازه استفاده از ذخیره‌های شرکت به پیشنهاد هیأت مدیره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه - اتخاذ تصمیم نسبت به قراردادهای مشارکت به منظور تولید و پخش و حمل و نقل و صدور انواع گاز و مشتقات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌و - اتخاذ تصمیم نسبت به تشکیل یا انحلال شرکتهای فرعی و وابسته شرکت و هر گونه فعالیت صنعتی و یا بازرگانی دیگر مربوط به مقاصد‌شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌ز - پیشنهاد یک نفر از افراد واجد صلاحیت به هیأت وزیران جهت انتصاب به سمت رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ح - انتخباب اعضای اصلی و اعضای علی‌البدل هیأت مدیره به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ط - انتخاب بازرسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ی - تعیین حقوق رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت و اعضای اصلی هیأت مدیره و بازرسان با رعایت قوانین و مقررات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ک - تعیین خط‌مشی عمومی شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ل - اظهار نظر نسبت به هر گونه پیشنهاد راجع به اصلاح یا تغییر مواد اساسنامه شرکت که برای اخذ تصمیم نهایی و تقدیم به قوه مقننه به دولت‌تسلیم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌پیشنهاد اصلاح یا تغییر اساسنامه باید از طرف رییس مجمع یا رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت یا لااقل دو نفر از اعضا‌ی‌ مجمع عمومی به عمل‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
م - اتخاذ تصمیم نسبت به افزایش سرمایه و پیشنهاد تصویب آن به دولت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ن - اتخاذ تصمیم درباره به هر موضوع دیگری که با رعایت مفاد این اساسنامه در دستور جلسه مجمع عمومی قرار گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
س - هر گاه مجمع عمومی بازرسی قسمتی از عملیات شرکت را لازم تشخیص دهد به وسیله بازرسان اقدام خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت دوم - هیات مدیره و مدیر عامل ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۷ ====&lt;br /&gt;
هیأت مدیره از 5 نفر عضو اصلی که یکی از آنها رییس هیأت مدیره و مدیر عامل خواهد بود و دو نفر عضو علی‌البدل که در غیاب عضو‌اصلی حضور می‌یابند تشکیل خواهد شد.&lt;br /&gt;
‌در غیاب رییس هیأت مدیره و مدیر عامل ریاست جلسات هیأت مدیره با قائم‌مقام رییس هیأت مدیره و مدیر عامل خواهد بود که قبلاً از طرف رییس‌هیأت مدیره و مدیر عامل از بین اعضا‌ی‌ اصلی هیأت مدیره تعیین شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۸ ====&lt;br /&gt;
مجمع عمومی برای انتخاب رییس هیأت مدیره و مدیر عامل یک نفر از افراد واجد صلاحیت را پیشنهاد می‌نماید که با تأیید هیأت وزیران‌به فرمان همایونی برای مدت شش سال به این سمت منصوب خواهد شد. اعضای اصلی هیأت مدیره بنا به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و‌تصویب مجمع عمومی برای مدت سه سال انتخاب و با فرمان همایونی به این سمت منصوب می‌شوند. اعضا‌ی‌ علی‌البدل هیأت مدیره بنا به پیشنهاد‌رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و تصویب مجمع عمومی برای مدت سه سال تعیین می‌شوند. رییس هیأت مدیره و مدیر عامل افراد واجد صلاحیت را‌برای انتخاب عضویت اصلی و علی‌البدل هیأت مدیره به مجمع عمومی پیشنهاد می‌نماید انتخاب رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و مدیران قبل از‌انقضای مدت مذکور با رعایت ترتیب مقرر در این ماده انجام‌پذیر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۱۹ ====&lt;br /&gt;
رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و اعضای هیأت مدیره باید ایرانی باشند. رییس هیأت مدیره و مدیر عامل از بین کارمندان صنایع نفت و‌گاز و پتروشیمی ایران که اقلاً ۱۵ سال سابقه خدمت در صنایع مزبور را داشته و حداقل پنج سال عضو هیأت مدیره صنایع مذکور باشد و یا از بین‌اشخاصی که سابقه خدمات برجسته دولتی و یا اجتماعی داشته باشند انتخاب خواهد شد. اعضای هیأت مدیره از بین کارمندان صنایع مذکور که اقلاً ده‌سال سابقه خدمت داشته و لااقل پنج سال عهده‌دار مشاغل مهمی در این صنایع بوده‌اند و یا از بین متخصصین برجسته دیگر که سابقه اشتغال در‌مدیریت مؤسسات صنعتی مهم و یا امور مالی و اقتصادی و حقوقی داشته باشند انتخاب خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌اعضا‌ی‌ علی‌البدل هیأت مدیره منحصراً از بین کارمندان عالیرتبه شرکت انتخاب می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - لااقل چهار نفر از اعضای اصلی هیأت مدیره باید از میان کارمندان واجد شرایط صنایع نفت و گاز و پتروشیمی انتخاب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۰ ====&lt;br /&gt;
انتخاب مجدد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و اعضا‌ی‌ اصلی و علی‌البدل هیأت مدیره در پایان مدت مدیریت آنها بلامانع است. در پایان‌مدت عضویت رییس و اعضا‌ی‌ اصلی و علی‌البدل هیأت مدیره تا وقتی که هیأت مدیره جدید انتخاب نشده است، اعضای هیأت مدیره امور شرکت را‌اداره خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۱ ====&lt;br /&gt;
رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و اعضای اصلی و علی‌البدل هیأت مدیره موظفاً انجام وظیفه خواهند کرد و باید تمام وقت در اختیار‌شرکت باشند و هیچ نوع شغل در خارج از شرکت قبول نکنند. اشتغال مدیران در اموری که صرفاً جنبه تدریس داشته باشد و عضویت در شوراها و‌مجامع فرهنگی و اجتماعی به صورت افتخاری بدون دریافت حقوق با موافقت رییس هیأت مدیره و مدیر عامل مجاز خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره ۱&#039;&#039;&#039; - هر یک از اعضا‌ی‌ هیأت مدیره که از مقررات این ماده تخلف نماید از سمت خود مستعفی شناخته خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره ۲&#039;&#039;&#039; - عضویت اعضای هیأت مدیره در هیأت‌های مدیره و هیأت‌های بازرسی شرکتهای فرعی و وابسته موکول به تصویب رییس هیأت مدیره‌و مدیر عامل شرکت خواهد بود و از این بابت وجهی دریافت نخواهند نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۲ ====&lt;br /&gt;
آن عده از اعضای هیأت مدیره که از بین کارمندان صنایع نفت و گاز و پتروشیمی انتخاب می‌شوند از لحاظ بازنشستگی تابع شرایط و‌مقررات عمومی مربوط به کارمندان شرکت ملی نفت ایران می‌باشند ادامه خدمت رییس هیأت مدیره و مدیر عامل پس از رسیدن به سن بازنشستگی‌منوط به تصویب مجمع عمومی و تأیید هیأت وزیران و ادامه خدمت اعضای اصلی و علی‌البدل هیأت مدیره پس از رسیدن به سن بازنشستگی منوط‌به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و تصویب مجمع عمومی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۳ ====&lt;br /&gt;
جلسات هیأت مدیره بر حسب تشخیص و به دعوت رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و یا با پیشنهاد دو نفر از اعضای هیأت مدیره‌تشکیل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۴ ====&lt;br /&gt;
جلسات هیأت مدیره به ریاست رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و در غیاب او به ریاست قائم‌مقام وی با حضور لااقل سه نفر از اعضای‌اصلی و یا علی‌البدل هیأت مدیره رسمیت می‌یابد. تصمیمات هیأت مدیره با اکثریت سه رأی قابل اجرا می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - صورت جلسات هیأت مدیره پس از تصویب به امضای رییس جلسه می‌رسد و در مرکز شرکت نگهداری می‌گردد. هر قسمت از مذاکرات‌که هیأت مدیره آن را محرمانه تلقی کند محرمانه بودن آن باید در صورت‌جلسه قید شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۵ - وظایف و اختیارات هیات مدیره ====&lt;br /&gt;
هیأت مدیره در حدود مقررات این اساسنامه دارای همه گونه اختیار برای اجرای وظایف مصرح در این اساسنامه از جمله وظایف و‌اختیارات زیر می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌الف - اجرای تصمیمات مجمع عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - تأسیس شعب و نمایندگی‌ها و یا برچیدن آنها در داخل و خارج از کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - تصویب تشکیلات و سازمان کلی شرکت بنا به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل با رعایت قوانین و مقررات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - تهیه برنامه عملیات و فصول و ارقام کلی بودجه جاری و سرمایه‌ای شرکت برای تسلیم به مجمع عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه - تهیه گزارش هیأت مدیره و ترازنامه سالانه و حساب سود و زیان برای تصویب مجمع عمومی و پیشنهاد دستور جلسه مجمع عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌و - تصویب بودجه تفصیلی شرکت و تصویب اصلاح بودجه و اعتبارات به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل در حدود اختیاراتی که از‌طرف مجمع عمومی به هیأت مدیره تفویض می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌ز - تهیه برنامه عملیات و تعیین خط مشی و سیاست کلی شرکت برای تسلیم به مجمع عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ح - اخذ تصمیم نسبت به معاملات و قراردادها طبق آیین‌نامه معاملات شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ط - اخذ تصمیم نسبت به مشارکت با اشخاص و مؤسسات و شرکتهای ایرانی و خارجی و پیشنهاد به مجمع عمومی برای تصویب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ی - پیشنهاد تشکیل یا انحلال شرکتهای فرعی و وابسته به مجمع عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ک - اخذ تصمیم نسبت به برنامه‌های شرکت و هر گونه اقدام دیگری که در حدود عملیات موضوع شرکت برای اداره آن لازم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ل - دادن اختیارات برای سازش و تعیین داور در مورد اختلافات و دعاوی شرکت و به طور کلی هر اقدامی که برای حفظ حقوق شرکت لازم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
م - اخذ تصمیم درباره کلیه پیشنهادهای هیأت مدیره و مدیر عامل که برای حفظ حقوق شرکت لازم و در صلاحیت هیأت مدیره باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ن - تصویب و اصلاح اساسنامه‌های شرکتهای فرعی و انجام وظایفی که به موجب مقررات اساسنامه‌های شرکتهای فرعی بر عهده مجامع عمومی‌آن شرکتها محول گردیده است و به طور کلی اعمال کلیه حقوق شرکت در شرکتهای فرعی هیأت مدیره در این موارد به عنوان مجمع عمومی شرکتهای‌فرعی اتخاذ تصمیم می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
س - تعیین سیاست کلی فروش و پخش و صدور فرآورده‌های شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ع - تصویب معاملات غیر منقول شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ف - آیین‌نامه‌ها و مقررات استخدامی، بازنشستگی، اداری، فنی، حسابداری و حسابرسی، معاملاتی و مالی شرکت ملی نفت ایران که به تصویب‌مجمع عمومی آن شرکت رسیده باشد در شرکت ملی گاز لازم‌الاجرا خواهد بود. در مواردی که آیین‌نامه‌ها و مقررات مزبور قابل انطباق با احتیاجات و‌عملیات شرکت نبوده و یا اجرای آن از لحاظ شرکت ملی گاز ممکن نباشد هیأت مدیره می‌تواند پس از بررسی موضوع پیشنهادهای لازم را برای اخذ‌تصمیم به مجمع عمومی تسلیم نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ض - پیشنهاد استفاده از ذخیره عمومی شرکت به مجمع عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ق - تعیین حقوق اعضای علی‌البدل هیأت مدیره با رعایت قوانین و مقررات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌ر - اخذ تصمیم نسبت به فروش انواع گاز و مشتقات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۶ - ‌وظایف و اختیارات رییس هیأت مدیره و مدیر عامل ====&lt;br /&gt;
رییس هیأت مدیره و مدیر عامل بالاترین مقام اجرایی و اداری شرکت بوده و بر کلیه سازمانهای تابع شرکت ریاست دارد و مسئول حسن‌جریان کلیه امور و حفظ حقوق و منافع و اموال شرکت می‌باشد و برای اداره امور شرکت و اجرای مصوبات هیأت مدیره و مجمع عمومی دارای همه‌گونه حقوق و اختیارات در حدود مقررات این اساسنامه و بودجه مصوب می‌باشد و نمایندگی شرکت را در مقابل کلیه مقامات قضایی و کشوری و‌لشگری و مؤسسات و اشخاص اعم از ایرانی و خارجی با حق توکیل غیر خواهد داشت و می‌تواند تمام یا قسمتی از اختیارات خود را به هر یک از‌اعضا‌ی‌ هیأت مدیره و رؤسای قسمتهای شرکت به مسئولیت خود تفویض کند تا اداره عملیات مختلف شرکت را که به این طریق به آنها محول می‌گردد‌زیر نظر مستقیم وی بر عهده گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت ریاست مجامع عمومی هر یک از شرکتهای فرعی را نیز بر عهده خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌اختیارات و وظایف رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت شامل موارد زیر می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌الف - نصب و عزل و ارتقا‌ی‌ و اعطای پاداش و اضافه حقوق و مزایا و اخذ تصمیم درباره کلیه امور استخدامی کارکنان شرکت اعم از ایرانی و یا‌خارجی طبق آیین‌نامه‌های شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - تعیین امضا‌ی‌‌های مجاز و تعهدآور برای شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - دریافت و پرداخت وجوه و باز کردن حساب ریالی و ارزی در بانکهای داخلی و خارجی با رعایت مقررات مربوط با امضای رییس هیأت مدیره‌و مدیر عامل و امضای یک عضو هیأت مدیره خواهد بود.&lt;br /&gt;
‌رییس هیأت مدیره و مدیر عامل می‌توانند یک یا چند نفر از اعضای هیأت مدیره را به این منظور انتخاب و معرفی نماید. رییس هیأت مدیره و مدیر‌عامل و عضو منتخب مزبور می‌توانند حق امضای خود را به هر یک از کارکنان شرکت به تشخیص و مسئولیت خود واگذار نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - اعمال کلیه حقوق شرکت و نظارت در امور شرکتهای فرعی و وابسته و شعب و نمایندگیها با رعایت مقررات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه - تعیین وظائف و حدود اختیارات و مسئولیتهای واحدهای مختلف شرکت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌و - اعمال نظارت‌های مالی و محاسباتی و حسابرسی نسبت به عملیات و معاملات و مخارج شرکت و بازرسی در کلیه امور شرکت و شعب و‌نمایندگی‌ها و مؤسسات مربوط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمت سوم - بازرسان ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۷ ====&lt;br /&gt;
مجمع عمومی دو نفر بازرس برای مدت یک سال از میان اشخاص ذیصلاحیت انتخاب می‌نماید. انتخاب مجدد هر یک از بازرسان به این‌سمت بلامانع است و تا زمانی که تجدید انتخاب به عمل نیامده بازرسان به خدمت خود ادامه خواهند داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۸ ====&lt;br /&gt;
در صورت استعفا‌ی‌ یا فوت یا تغییر شغل یا برکناری از خدمت هر یک از بازرسان مجمع عمومی به طور فوق‌العاده تشکیل می‌شود و‌جانشین او را به نحو مقرر در ماده 27 تعیین می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۲۹ ====&lt;br /&gt;
بازرسان می‌توانند به هنگام ضرورت از خدمات حسابداران و حسابرسان شرکت استفاده کنند و همچنین برای انجام وظائف خود از‌کارشناسان و حسابرسان اعم از داخلی و خارجی به طور موقت استفاده نمایند. برای این منظور بازرسان به رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت‌مراجعه خواهند نمود و رییس هیأت مدیره و مدیر عامل مکلف است نظر بازرسان را تأمین نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۳۰ ====&lt;br /&gt;
وظایف و اختیارات بازرسان به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌الف - تطبیق عملیات شرکت با بودجه مصوب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - رسیدگی به ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت و تصدیق مطابقت آنها با دفاتر شرکت و تهیه گزارش و اظهار نظر در مورد عملیات شرکت‌برای تقدیم به مجمع عمومی. گزارش مزبور باید لااقل بیست روز قبل از جلسه مجمع عمومی که در تیر ماه هر سال تشکیل می‌شود به رییس هیأت‌مدیره و مدیر عامل تسلیم شود که با گزارش هیأت مدیره و ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت به مجمع عمومی تقدیم گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - مطالعه گزارش سالانه هیأت مدیره و اظهار نظر نسبت به مندرجات آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - بازرسان موظف هستند عملیات مالی و محاسباتی و همچنین حساب دارایی و بدهی شرکت را هر سال لااقل دو مرتبه رسیدگی نمایند و در‌صورتی که نظری نسبت به آن داشته باشند مورد را به رییس هیأت مدیره و مدیر عامل گزارش دهند. هر گاه نسبت به این گزارش اقدام به عمل نیاید‌بازرسان مراتب را به اطلاع رییس مجمع عمومی خواهند رسانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۳۱ ====&lt;br /&gt;
بازرسان در اجرای وظایف خود حق مراجعه به کلیه دفاتر و پرونده‌ها و قراردادهای شرکت را خواهند داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۳۲ ====&lt;br /&gt;
اجرای وظایف بازرسان که بر طبق مقررات این اساسنامه تعیین شده نباید به هیچ وجه مانع جریان عادی کار شرکت گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌بازرسان می‌توانند نظریات خود را به رییس هیأت مدیره و مدیر عامل اطلاع دهند و تقاضا کنند که اطلاعات و مدارک لازم را در اختیار آنها گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۳۳ ====&lt;br /&gt;
بازرسان حق اشتغال موظف دیگری در داخل و یا خارج از شرکت را ندارند. اشتغال غیر موظف (‌افتخاری بدون دریافت حقوق) در هر‌مورد منوط به موافقت کتبی رییس مجمع عمومی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - ترازنامه و حساب سود و زیان ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۴ ===&lt;br /&gt;
سال مالی شرکت از یازدهم دی ماه هر سال شروع می‌شود و در دهم دی ماه سال بعد خاتمه می‌یابد. کلیه دفاتر شرکت به تاریخ روز آخر‌سال مالی بسته می‌شود. ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت و گزارش هیأت مدیره باید تا چهل روز قبل از تاریخ تشکیل مجمع عمومی در اختیار‌بازرسان گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۵ ===&lt;br /&gt;
تعداد انواع دفاتر محاسباتی که باید پلمپ شود طبق مقررات قانون تجارت از طرف هیأت مدیره تعیین می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - منظور از دفاتر محاسباتی عبارت است از دفاتر مذکور در قانون تجارت یا فرمها و وسایل دیگر نگهداری حساب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۶ ===&lt;br /&gt;
در ترازنامه اقلام دارایی شرکت به بهای خرید یا تمام شده پس از استهلاک منظور می‌شود. مطالبات مشکوک به ارزش احتمالی روز تنظیم‌ترازنامه احتساب می‌گردد. مطالبات غیر قابل وصول نباید جزو دارایی شرکت منظور شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - هر گاه هیأت مدیره تجدید ارزیابی تمام یا قسمتی از دارایی‌های شرکت را لازم تشخیص دهد می‌تواند با تصویب مجمع عمومی اقدام به‌تجدید ارزیابی بنماید و در صورتی که افزایش یا کاهش حاصل شود به حساب ذخیره‌های عمومی مذکور در ماده ۳۸ منظور خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۷ ===&lt;br /&gt;
ضوابط تعیین، میزان استهلاک نسبت به انواع دارایی‌های شرکت طبق اصول متداول صنعت نفت و گاز به پیشنهاد هیأت مدیره تعیین و‌پس از تصویب وزارت امور اقتصادی و دارایی به موقع اجرا‌ی‌ گذاشته خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۸ ===&lt;br /&gt;
شرکت مکلف است در هر سال یک درصد از سود ویژه خود را به حساب ذخیره عمومی انتقال دهد. انتقال وجوه به حساب ذخیره‌عمومی تا موقعی که جمع آن معادل سرمایه شرکت شود ادامه خواهد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌تبصره&#039;&#039;&#039; - هیأت مدیره می‌تواند علاوه بر مبلغ فوق در هر سال که مصلحت بداند اندوخته‌های دیگری به میزان متناسب برای تأمین احتیاجات‌شرکت از محل سود ویژه برای انتقال به حساب اندوخته‌های دیگر به مجمع عمومی پیشنهاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۹ ===&lt;br /&gt;
سود ویژه عبارت است از درآمد حاصل از فروش انواع گاز طبیعی و مشتقات آن و سایر عملیات پس از وضع کلیه هزینه‌های جاری و‌استهلاک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۰ ===&lt;br /&gt;
شرکت مکلف است که سرمایه لازم به منظور توسعه عملیات و به طور کلی هر گونه سرمایه‌گذاری مورد نیاز خود را در حدود بودجه‌مصوب از محل درآمد حاصل از عملیات خود تأمین نماید در صورتی که درآمد مزبور کافی نباشد مجمع عمومی از هر طریق دیگری که مقتضی بداند‌کسری آن را تأمین خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱ ===&lt;br /&gt;
آنچه از محل حاصل از عملیات شرکت پس از وضع مبالغی که به موجب مقررات این اساسنامه پرداخت می‌شود باقی بماند به صاحب‌سهام پرداخت خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل پنجم - سایر مقررات ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲ ===&lt;br /&gt;
اعضای هیأت مدیره و بازرسان و کارکنان شرکت نباید اطلاعاتی را که برای شرکت جنبه محرمانه داشته باشد افشا‌ی‌ نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌در صورت تخلف اگر متخلف رییس هیأت مدیره و مدیر عامل باشد به پیشنهاد رییس مجمع عمومی و اگر مدیر یا بازرس باشد به پیشنهاد رییس هیأت‌مدیره و مدیر عامل و تصویب مجمع عمومی و اگر از سایر کارکنان باشد با تصویب رییس هیأت مدیره و مدیر عامل از خدمت برکنار خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌در صورتی که خساراتی متوجه شرکت شده باشد برکناری متخلف مانع از تعقیب او برای جبران زیان وارده نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳ ===&lt;br /&gt;
در مواردی که کارکنان شرکت مرتکب تخلفاتی در انجام امور شرکت بشوند تعقیب و مجازات اداری آنها طبق آیین‌نامه‌های استخدامی و‌انضباطی شرکت صورت خواهد گرفت هر گاه ضمن تحقیق معلوم شود که تخلف جنبه جزایی نیز دارد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت مکلف‌است موضوع را به مراجع صلاحیتدار اعلام نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۴ ===&lt;br /&gt;
کلیه عملیات شرکت اعم از امور مالی و استخدامی و استفاده از خدمات اشخاص و اداره اموال و انجام کلیه معاملات و اقدام به هر امری‌به منظور توسعه و پیشرفت هدفهای شرکت تابع اصول بازرگانی می‌باشد. انجام امور مزبور به تشخیص هیأت مدیره و طبق مقررات شرکت بوده و از هر‌گونه تشریفات و مقرراتی که مغایر این اساسنامه باشد معاف خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۵ ===&lt;br /&gt;
در مواردی که یکی از اعضای هیأت مدیره یا کارکنان شرکت طبق ماده 19 قانون کیفر عمومی معلق می‌شود اجرای حکم تعلیق مانع‌برکناری کارمند از طرف شرکت و خاتمه دادن به خدمت او طی آیین‌نامه استخدامی و انضباطی شرکت نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۶ ===&lt;br /&gt;
کارکنان شرکت در محل ادارات و اماکن مربوط به کار شرکت حق فعالیت سیاسی را ندارند و نیز نمی‌توانند در محل ادارات و اماکن مربوط‌به کار شرکت بدون اجازه کتبی قبلی شرکت اجتماعات تشکیل دهند، منتشر کردن هر نوع اطلاعاتی راجع به عملیات شرکت بدون اجازه کتبی شرکت‌ممنوع است. تخلف از مقررات این ماده تقصیر اداری و انضباطی محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۷ ===&lt;br /&gt;
شرکت در تهیه مسکن و تأمین رفاه و بهداشت و فرهنگ و آموزش و تفریحات سالم کارکنان خود و کمکهای اجتماعی به آنان و حفاظت‌آنها در مقابل حوادث اهتمام به عمل خواهد آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۸ ===&lt;br /&gt;
نسبت به اموری که در این اساسنامه و قوانین مربوط مقرراتی منظور نگردیده باشد مقررات قانون تجارت معتبر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۹ ===&lt;br /&gt;
این اساسنامه به استناد ماده ۶۵ قانون اساسنامه شرکت ملی نفت ایران به تصویب رسیده است قوانین و مقرراتی که مغایر با مقررات این‌اساسنامه باشد در حدودی که مغایرت دارد نسبت به شرکت مجری نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌اساسنامه فوق مشتمل بر چهل و نه ماده و سیزده تبصره به استناد ماده ۶۵ قانون اساسنامه شرکت ملی نفت ایران پس از تصویب کمیسیون‌های امور‌استخدام و سازمانهای اداری و امور اقتصادی و دارایی مجلس شورای ملی در جلسات روزهای سه‌شنبه و پنجشنبه ۱۰ و ۱۲ آبان ماه  ۲۵۳۶، در جلسه‌روز چهارشنبه بیست و پنجم آبان ماه دو هزار و پانصد و سی و شش شاهنشاهی به تصویب کمیسیونهای استخدام و امور اقتصادی و دارایی مجلس‌سنا رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌رییس مجلس سنا - جعفر شریف‌امامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;‎&lt;br /&gt;
[http://tarh.majlis.ir/?ShowRule&amp;amp;Rid=de89d068-10ac-47ab-be12-496fd52cc8f9&amp;amp;Word=%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87 اساسنامه شرکت ملی گاز ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اساسنامه‌ها مجلس شورای ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D9%85%D8%A4%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=291</id>
		<title>قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D9%85%D8%A4%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=291"/>
		<updated>2012-01-06T08:31:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: وضعیت محافظت «قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» را تغییر داد: درخواست کاربران برای ویرایش ([edit=autoconfirmed] (بی‌پایان) [move=sysop] (بی‌پا&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و دوم]]&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =[[قوانین مطبوعات و رسانه‌های گروهی]]&lt;br /&gt;
مصوب مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
| بعدی =[[اساسنامه‌های مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| یادداشت = این قانون در تاریخ ۳۱ امرداد ماه ۱۳۸۹  تغییر یافته‌است*}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان&#039;&#039;&#039; - مصوب ۱۱ دی ماه ۱۳۴۸ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل یکم - تعاریف =&lt;br /&gt;
== ماده ۱ == &lt;br /&gt;
از نظر این قانون به مؤلف و مصنف و هنرمندان «پدیدآورنده» و به آن چه از راه دانش یا هنر و ابتکار آنان پدید می‌آید بدون در نظر گرفتن طریقه یا روشی که در بیان و یا ظهور و با ایجاد آن به کار رفته «اثر» اطلاق می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲ == &lt;br /&gt;
اثرهای مورد حمایت این قانون به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; کتاب و رساله و جزوه و نمایشنامه و هر نوشتهٔ دیگر علمی و فنی و ادبی و یا هنری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; شعر و ترانه و سرود و تصنیف که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اثر سمعی و بصری به منظور اجرا در صحنه‌های نمایش یا پردهٔ سینما یا پخش از رادیو یا تلویزیون که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; اثر موسیقی که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; نقاشی و تصویر و طرح و نقش و نقشه جغرافیایی ابتکاری و نوشته‌ها و خط‌های تزئینی و هر گونه اثر تزئینی و اثر تجسمی به هر طریق و روش به صورت ساده یا ترکیبی به وجود آمده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; هرگونه پیکره (مجسمه).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; اثر معماری از قبیل طرح و نقشهٔ ساختمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; اثر عکاسی که با روش ابتکاری و ابداع پدید آمده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹-&#039;&#039;&#039; اثر ابتکاری مربوط به هنرهای دستی یا صنعتی و نقشهٔ قالی و گلیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰-&#039;&#039;&#039; اثر ابتکاری که بر پایهٔ فرهنگ‌نامه (فولکلور) یا میراث فرهنگی و هنر ملی پدید آمده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۱-&#039;&#039;&#039; اثر فنی که جنبهٔ ابداع و ابتکار داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۲-&#039;&#039;&#039; هرگونه اثر مبتکرانهٔ دیگر که از ترکیب چند اثر از اثرهای نام‌برده در این فصل پدید آمده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل دوم - حقوق پدیدآورنده =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳ == &lt;br /&gt;
حقوق پدیدآورنده، شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و حق بهره‌برداری مادی و معنوی از نام و اثر او است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴ == &lt;br /&gt;
حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان و مکان نیست و غیر قابل انتقال است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵ == &lt;br /&gt;
پدیدآورندهٔ اثرهای مورد حمایت این قانون می‌تواند استفاده از حقوق مادی خود را در کلیهٔ موارد و از جمله موارد زیر به غیر واگذار کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; تهیه فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی و مانند آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; نمایش صحنه‌ای مانند تاتر و باله و نمایش‌های دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; ضبط تصویری یا صوتی اثر بر روی صفحه یا نوار یا هر وسیلهٔ دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; پخش از رادیو و تلویزیون و وسایل دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; ترجمه و نشر و تکثیر و عرضهٔ اثر از راه چاپ و نقاشی، و عکاسی و گراور و کلیشه و قالب‌ریزی و مانند آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; استفاده اثر در کارهای علمی و ادبی و صنعتی و هنری و تبلیغاتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; به کار بردن اثر در فراهم کردن یا پدید آوردن اثرهای دیگری که در ماده دوم این قانون درج شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶ ==&lt;br /&gt;
اثری که با همکاری دو یا چند پدیدآورنده به وجود آمده باشد و کار یکایک آنان جدا و متمایز نباشد اثر مشترک نامیده می‌شود و حقوق ناشی از آن حق مشاع پدیدآورندگان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۷ == &lt;br /&gt;
نقل از اثرهایی که انتشار یافته‌است و استناد به آن‌ها به مقاصد ادبی و علمی و فنی و آموزشی و تربیتی و به صورت انتقاد و تقریظ با ذکر مأخذ در حدود متعارف مجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; ذکر مأخذ در مورد جزوه‌هایی که برای تدریس در مؤسسات آموزشی توسط معلمان آن‌ها تهیه و تکثیر می‌شود و حقوق الزامی نیست مشروط بر این که جنبهٔ انتفاعی نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸ == &lt;br /&gt;
کتابخانه‌های عمومی و مؤسسات جمع‌آوری نشریات و مؤسسات علمی و آموزشی که به صورت غیرانتفاعی اداره می‌شوند می‌توانند طبق آیین‌نامه‌ای که به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید از اثرهای مورد حمایت این قانون از راه عکس‌برداری یا طرق مشابه آن به میزان مورد نیاز و متناسب با فعالیت خود نسخه‌برداری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹ == &lt;br /&gt;
وزارت اطلاعات می‌تواند آثاری را که قبل از تصویب این قانون پخش کرده و یا انتشار داده‌است پس از تصویب این قانون نیز کماکان مورد استفاده قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰ == &lt;br /&gt;
وزارت آموزش و پرورش می‌تواند کتاب‌های درسی را که قبل از تصویب این قانون به موجب قانون کتاب‌های درسی چاپ و منتشر کرده‌است کماکان مورد استفاده قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱ == &lt;br /&gt;
نسخه‌برداری از اثرهای مورد حمایت این قانون مذکور در بند ۱ از ماده ۲ و ضبط برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی فقط در صورتی که برای استفاده شخصی و غیرانتفاعی باشد مجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل سوم - مدت حمایت از حق پدیدآورنده و حمایت‌های قانونی دیگر =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲ == &lt;br /&gt;
مدت استفاده از حقوق مادی پدیدآورنده موضوع این قانون که به موجب وصایت یا وراثت منتقل می‌شود از تاریخ مرگ پدیدآورنده سی سال است و اگر وارثی وجود نداشته باشد یا بر اثر وصایت به کسی منتقل نشده باشد برای همان مدت به منظور استفاده عمومی در اختیار وزارت فرهنگ و هنر قرار خواهد گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; مدت حمایت اثر مشترک موضوع ماده ۶ این قانون سی سال بعد از فوت آخرین پدیدآورنده خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳ == &lt;br /&gt;
حقوق مادی اثرهایی که در نتیجهٔ سفارش پدید می‌آید تا سی سال از تاریخ پدید آمدن اثر متعلق به سفارش دهنده‌است مگر آن که برای مدت کمتر با ترتیب محدودتری توافق شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; پاداش و جایزهٔ نقدی و امتیازاتی که در مسابقات علمی و هنری و ادبی طبق شرایط مسابقه به آثار مورد حمایت این قانون موضوع این ماده تعلق می‌گیرد متعلق به پدیدآورنده خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴ == &lt;br /&gt;
انتقال‌گیرندهٔ حق پدیدآورنده می‌تواند تا سی سال پس از واگذاری از این حق استفاده کند مگر این که برای مدت کمتر توافق شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵ == &lt;br /&gt;
در مورد مواد ۱۳ و ۱۴ پس از انقضای مدت‌های مندرج در آن مواد، استفاده از حق مذکور در صورت حیات پدیدآورنده متلعق به خود او و غیر این صورت تابع ترتیب مقرر در ماده ۱۲ خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶ == &lt;br /&gt;
درموارد زیر حقوق مادی پدیدآورنده از تاریخ نشر یا عرضه به مدت سی سال مورد حمایت این قانون خواهد بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; اثرهای سینمایی یا عکاسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر گاه اثر متعلق به شخص حقوقی باشد یا حق استفاده از آن به شخص حقوقی واگذار شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۷ == &lt;br /&gt;
نام و عنوان و نشانهٔ ویژه‌ای که معرف اثر است از حمایت این قانون برخوردار خواهد بود و هیچ کس نمی‌تواند آن‌ها را برای اثر دیگری از همان نوع یا مانند آن به ترتیبی که القای شبهه کند به کار برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۸ == &lt;br /&gt;
انتقال‌گیرنده و ناشر و کسانی که طبق این قانون اجازهٔ استفاده یا استناد یا اقتباس از اثری را به منظور انتقاع دارند باید نام پدیدآورنده را با عنوان و نشانهٔ ویژهٔ معرف اثر همراه اثر یا روی نسخهٔ اصلی یا نسخه‌های چاپی یا تکثیرشده به روش معمول و متداول اعلام و درج نمایند. مگر این که پدیدآورنده به ترتیب دیگری موافقت کرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۹ == &lt;br /&gt;
هر گونه تغییر یا تحریف در اثرهای مورد حمایت این قانون و نشر آن بدون اجازهٔ پدیدآورنده ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۰ == &lt;br /&gt;
چاپخانه‌ها و بنگاه‌های ضبط صوت و کارگاه‌ها و اشخاصی که به چاپ یا نشر یا پخش یا ضبط و یا تکثیر اثرهای مورد حمایت این قانون می‌پردازند باید شمارهٔ دفعات چاپ و تعداد نسخهٔ کتاب یا ضبط یا تکثیر یا انتشار و شمارهٔ مسلسل روی صفحه موسیقی و صدا را بر تمام نسخه‌هایی که پخش می‌شود با ذکر تاریخ و نام چاپخانه یا بنگاه و کارگاه مربوط بر حسب مورد درج نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۱ == &lt;br /&gt;
پدیدآورندگان می‌توانند اثر و نام و عنوان و نشانهٔ ویژهٔ اثر خود را در مراکزی که وزارت فرهنگ و هنر با تعیین نوع آثار آگهی می‌نماید به ثبت برسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۲ == &lt;br /&gt;
حقوق مادی پدیدآورندگان موقعی از حمایت این قانون برخوردار خواهد بود که اثر برای نخستین بار در ایران چاپ یا پخش یا نشر یا اجرا شده باشد و قبلاً در هیچ کشوری چاپ یا نشر یا پخش و یا اجرا نشده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل چهارم - تخلفات و مجازات‌ها =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۳ == &lt;br /&gt;
هر کس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدیدآورنده بدون اجازهٔ او و یا عالماً یا عامداً به نام شخص دیگری از پدیدآورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تأدیبی از شش ماه تا ۳ سال محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۴ == &lt;br /&gt;
هر کس بدون اجازه ترجمهٔ دیگری را به نام خود یا دیگری چاپ و پخش و نشر کند به حبس تأدیبی از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۵ == &lt;br /&gt;
متخلفین از مواد ۱۷-۱۸-۱۹-۲۰ این قانون به حبس تأدیبی از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۶ == &lt;br /&gt;
&#039;&#039;نسبت به متخلفان از مواد ۱۷-۱۸-۱۹-۲۰ این قانون در مواردی که سبب سپری شدن مدت حق پدیدآورنده استفاده از اثر با رعایت مقررات این قانون برای همگان آزاد است. وزارت فرهنگ و هنر عنوان شاکی خصوصی خواهد اشت. &#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۷ == &lt;br /&gt;
شاکی خصوصی می‌تواند از دادگاه صادرکنندهٔ حکم نهایی درخواست کند که مفاد حکم در یکی از روزنامه‌ها به انتخاب و هزینهٔ او آگهی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۸ == &lt;br /&gt;
هر گاه متخلف از این قانون شخص حقوقی باشد علاوه بر تعقیب جزایی شخص حقیقی مسئول که جرم ناشی از تصمیم او باشد خسارت شاکی خصوصی از اموال شخص حقوقی جبران خواهد شد و در صورتی که اموال شخص حقوقی به تنهایی تکافو نکند مابه‌التفاوت از اموال مرکب جرم جبران می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۹ == &lt;br /&gt;
مراجع قضایی می‌توانند ضمن رسیدگی به شکایت شاکی خصوصی نسبت به جلوگیری از نشر و پخش و عرضه آثار مورد شکایت و ضبط آن دستور لازم به ضابطین دادگستری بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۰ == &lt;br /&gt;
اثرهایی که پیش از تصویب این قانون پدید آمده از حمایت این قانون برخوردار است. اشخاصی که بدون اجازه، از اثرهای دیگران تا تاریخ تصویب این قانون استفاده یا بهره‌برداری کرده‌اند حق نشر یا اجرا یا پخش یا تکثیر یا ارائهٔ مجدد یا فروش آن آثار را ندارند مگر با اجازهٔ پدیدآورنده یا قائم‌مقام او با رعایت این قانون. متخلفین از حکم این ماده و همچنین کسانی که برای فرار از کیفر به تاریخ مقدم بر تصویب این قانون اثر را به چاپ رسانده‌اند یا ضبط یا تکثیر یا از آن بهره‌برداری کنند به کیفر مقرر در ماده ۲۳ محکوم خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دعاوی و شکایاتی که قبل از تصویب این قانون در مراجع قضایی مطرح گردیده به اعتبار خود باقی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۱ == &lt;br /&gt;
تعقیب بزه‌های مذکور در این قانون با شکایت شاکی خصوصی شروع و با گذشت او موقوف می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲ == &lt;br /&gt;
مواد ۲۴۵ و ۲۴۶ و ۲۴۷ و ۲۴۸ قانون مجازات عمومی ملغی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳ == &lt;br /&gt;
آیین‌نامه‌های اجرایی این قانون از طرف وزارت فرهنگ و هنر و وزارت دادگستری و وزارت اطلاعات تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قانون فوق مشتمل بر سی و سه ماده و سه تبصره پس از تصویب مجلس سنا در تاریخ دوشنبه سوم آذر ماه ۱۳۴۸  در جلسه روز پنجشنبه یازدهم دی ماه یک هزار و سیصد و چهل و هشت شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رییس مجلس شورای ملی - &#039;&#039;&#039;مهندس عبدالله ریاضی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
[[قانون اصلاح ماده (۱۲) قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸]] - مصوب ۳۱ امرداد ماه ۱۳۸۰ مجلس شورای اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;‎&lt;br /&gt;
[[رده:مجلس شورای ملی قوانین دوره قانونگذاری بیست و دوم - ۱۴ مهر ۱۳۴۶ تا ۹ شهریور ۱۳۵۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:قوانین حق تکثیر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Category:Copyright law]]&lt;br /&gt;
[[ja:Category:著作権法]]&lt;br /&gt;
[[pl:Kategoria:Prawo autorskie]]&lt;br /&gt;
[[vi:Thể loại:Luật bản quyền]]&lt;br /&gt;
[[zh:Category:著作权法律法规]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=19260</id>
		<title>قانون اساسنامه بانک ملی ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=19260"/>
		<updated>2011-12-25T15:51:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 2.146.174.247 (بحث) به آخرین تغییری که Bellavista1957 انجام داده بود واگردانده شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;‌{{سرصفحه پروژه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[تصمیم‌های مجلس]]&lt;br /&gt;
[[مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری یازدهم]] &lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی = [[اساسنامه‌های مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| بعدی = [[قوانین اقتصادی مصوب مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
| یادداشت = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قانون اساسنامه بانک ملی ایران&#039;&#039;&#039; – مصوب ۲۲ امرداد ۱۳۱۷ مجلس شورای ملی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل اول - کلیات =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱ ==&lt;br /&gt;
بانک ملی ایران که به موجب قانون 14 اردیبهشت ماه 1306 تشکیل شده بنگاهی است به صورت شرکت سهامی که طبق قانون 22 اسفند‌ماه 1310 دارای حق انحصاری انتشار اسکناس در تمام کشور می‌باشد. منظور بانک حفظ ارزش پول و تنظیم اعتبارات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲ ==&lt;br /&gt;
مرکز بانک در پایتخت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌بانک می‌تواند در داخله و خارجه شعبی تأسیس و یا نمایندگانی معین نماید ایجاد شعبه در خارجه با موافقت هیأت وزراء خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل دوم - سرمایه و اندوخته =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳ ==&lt;br /&gt;
سرمایه بانک به موجب قانون 17 تیر ماه 1314 سیصد میلیون ریال است که به سی هزار سهم ده هزار ریالی تقسیم می‌شود. کلیه سهام‌مزبور از طرف دولت تعهد شده و 235335757.10 ریال آن پرداخت گردیده است. هر سهم حق یک رأی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌سهام بانک یا گواهینامه‌های موقت قابل انتقال نیست مگر به موجب قانون مخصوص و فقط به اتباع ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌تبصره - علاوه بر مبلغ فوق جواهرات سلطنتی موضوع قانون 25 آبان 1316 جزء سرمایه بانک محسوب و بهای آنها پس از ارزیابی و یا فروش به‌سرمایه نقدی فوق اضافه می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴ ==&lt;br /&gt;
همه‌ساله ده درصد از سود ویژه بانک برای اندوخته احتیاطی کنار گذاشته می‌شود تا وقتی که اندوخته مزبور معادل سرمایه بانک بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌علاوه بر این مدیر کل بانک می‌تواند برداشت مبالغ دیگری را از محل سود ویژه سالیانه برای افزایش اندوخته احتیاطی یا فراهم آوردن اندوخته‌های‌دیگری به مجمع عمومی پیشنهاد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= ‌فصل سوم - ارکان بانک =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵ ==&lt;br /&gt;
بانک دارای ارکان ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌الف - مجمع عمومی دارندگان سهام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - مدیر کل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - شورای عالی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - هیأت عامل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه - هیأت اعتبارات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌و - هیأت نظارت اندوخته اسکناس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌ز - هیأت نظار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ح - بازرس دولت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌الف - مجمع عمومی دارندگان سهام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶ ==&lt;br /&gt;
مجمع عمومی ممکن است عادی یا فوق‌العاده باشد. مجمع عمومی عادی سالی یک بار بر حسب دعوت مدیر کل بانک در مرکز بانک‌منعقد می‌شود تاریخ انعقاد مجمع عمومی موقوف به تصمیم مدیر کل بانک است ولی در هر صورت نباید دیرتر از 31 شهریور باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مجمع عمومی فوق‌العاده ممکن است بر حسب نظر مدیر کل بانک یا تقاضای یک پنجم دارندگان سهام یا رییس شورای عالی یا رییس هیأت نظار‌دعوت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌دستور جلسه مجمع عمومی فوق‌العاده را کسی که پیشنهاد دعوت آن را نموده است تعیین خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مدیر کل موظف است منتها در ظرف ده روز پس از دریافت تقاضای دارندگان سهام یا رییس شورای عالی یا رییس هیأت نظار آگهی دعوت مجمع‌عمومی را انتشار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۷ ==&lt;br /&gt;
آگهی دعوت مجمع عمومی اعم از عادی یا فوق‌العاده باید لااقل ده روز و حداکثر 20 روز قبل از انعقاد مجمع در مجله رسمی وزارت عدلیه‌منتشر گردد. در آگهی باید محل و ماه و روز و ساعت انعقاد مجمع و همچنین دستور جلسه ذکر شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مجمع عمومی نمی‌تواند در مسائلی که ضمن دستور جلسه قید نشده شور نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸ ==&lt;br /&gt;
نمایندگی سهام دولت در بانک به عهده وزیر مالیه و دو نفر دیگر که از بین وزراء یا غیر آنها بنا بر پیشنهاد وزیر مالیه به موجب تصویب‌هیأت وزراء تعیین می‌شوند خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌اعضای شورای عالی و هیأت نظار و هیأت عامل و بازرس دولت برای شرکت در مذاکرات در مجمع عمومی حضور خواهند داشت ولی حق رأی‌ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹ ==&lt;br /&gt;
مدیر کل بانک یا قائم‌مقام او مجمع عمومی را افتتاح می‌کنند و بعد بلافاصله صاحبان سهام حاضر در مجمع بین خود و یا بین اعضاء‌شورای عالی و هیأت نظار حاضر در مجمع یک نفر رییس و یک نفر منشی انتخاب می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰ ==&lt;br /&gt;
وظایف مجمع عمومی به قرار ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1 - تصمیم درباره گزارش سالیانه بانک و تصویب ترازنامه و حساب سود و زیان پس از شنیدن گزارش هیأت نظار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2 ـ تصمیم راجع به اندوخته‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3 - تصمیم در هر گونه مسائل مربوط به عملیات بانک که در دستور جلسه گذاشته شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4 - انتخاب اعضای شورای عالی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 - انتخاب اعضاء هیأت نظار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱ ==&lt;br /&gt;
مجمع عمومی اعم از عادی یا فوق‌العاده نمی‌تواند در مقررات این اساسنامه تغییر بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲ ==&lt;br /&gt;
تصمیم‌های مجمع عمومی به اکثریت آراء صاحبان سهام گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳ ==&lt;br /&gt;
صورت‌مجلس مذاکرات مجمع عمومی در دفتر مخصوصی نوشته شده و به امضای رییس و منشی مجمع و رییس هیأت نظار خواهد‌رسید. دفتر نامبرده در صندوقی که رییس و منشی مجمع و رییس هیأت نظار آن را مهر خواهند کرد گذارده شده و در مرکز بانک نگاهداری می‌شود.‌رونوشت مصدق صورت‌مجلس به وزارت مالیه داده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب - مدیر کل&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴ ==&lt;br /&gt;
مدیر کل بانک رییس هیأت عامل و بالاترین مرجع اجرای امور بانک است و موافق این اساسنامه بانک را اداره می‌نماید و به استثنای‌مواردی که در ماده 53 پیش‌بینی شده به تنهایی دارای حق امضاء به نام بانک می‌باشد - مدیر کل بانک می‌تواند قسمتی از اختیارات خود را به قائم‌مقام‌و معاونین و مدیران و نمایندگان مختار محول نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌استخدام و معلق نمودن مستخدمین و تعیین شغل و حقوق و ترفیع آنها و به طور کلی تمام امور داخلی و اداری در حدود آیین‌نامه‌ها و بودجه‌ای که به‌تصویب شورای عالی خواهد رسید با مدیر کل است - لیکن انفصال اعضاء رسمی از خدمت بانک به پیشنهاد مدیر کل و تصویب شورای عالی به عمل‌خواهد آمد کارکنان رسمی بانک باید تماماً تبعه ایران باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌در مقابل دادگاه‌ها مدیر کل شخصاً یا توسط کسانی که انتخاب می‌کند نماینده بانک خواهد بود. و به طور کلی در تمام موارد نمایندگی بانک با مدیر کل‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌تبصره - آیین‌نامه استخدام اعضاء رسمی بانک به تصویب شورای عالی خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵ ==&lt;br /&gt;
مدیر کل دارای یک قائم‌مقام و دو معاون خواهد بود که جمعاً هیأت عامل بانک را تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶ ==&lt;br /&gt;
مدیر کل بنابر پیشنهاد وزیر مالیه و تصویب هیأت وزراء بر حسب فرمان همایونی برای مدت سه سال منصوب می‌گردد - انتخاب‌قائم‌مقام و معاونین به معرفی مدیر کل و به موجب پیشنهاد وزیر مالیه به تصویب هیأت وزراء برای مدت سه سال صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌عزل هیأت عامل نیز به همین ترتیب انجام خواهد گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مدیر کل و قائم‌مقام و معاونین ممکن است قبل از انقضای مدت مأموریت خود تغییر یابند یا پس از پایان تصدی ابقاء شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۷ ==&lt;br /&gt;
مدیر کل و قائم‌مقام و معاونین باید قبل از شروع خدمت در حضور سه نفر از وزراء که از طرف هیأت دولت مأمور خواهند گردید با ترتیبی‌که در آیین‌نامه استخدام مقرر می‌شود سوگند یاد نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۸ ==&lt;br /&gt;
مدیر کل و قائم‌مقام و معاونین باید ایرانی و تبعه ایران باشند و در مدت تصدی خود نمی‌توانند هیچ شغل دولتی یا آزاد دیگر داشته و یا به‌هر عنوان دیگر سهیم یا ذینفع در بنگاه‌های اقتصادی باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۹ ==&lt;br /&gt;
مدیر کل از کلیه تصمیمات شورای عالی هیأت نظار را آگاه خواهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج - شورای عالی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۰ ==&lt;br /&gt;
شورای عالی مرکز است از هفت نفر اتباع ایران که مجمع عمومی از اشخاص صلاحیت‌دار برای سه سال انتخاب می‌نماید شورای عالی از‌بین خود یک نفر را به سمت ریاست برای یک سال انتخاب می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌تجدید انتخاب رییس شورا ممکن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌در آخر سال اول پس از اجرای این اساسنامه دو نفر و در آخر سال دوم دو نفر دیگر از اعضای اولیه شورای عالی به حکم قرعه از عضویت خارج و به‌جای آنها اعضاء دیگری انتخاب خواهند شد از آن به بعد هر سال اعضایی که دوره سه‌ساله آنها سر رسیده باشد از عضویت خارج و به جای آنها انتخاب‌به عمل خواهد آمد اعضایی را که خارج می‌شوند می‌توان دوباره انتخاب نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۱ ==&lt;br /&gt;
جلسات شورای عالی وقتی رسمیت خواهد داشت که لااقل پنج نفر از اعضای آن در جلسه حضور داشته باشند تصمیم شورای عالی به‌اکثریت آراء اعضای حاضر گرفته می‌شود. مدیر کل بانک در جلسات شورای عالی حضور داشته و حق رأی خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۲ ==&lt;br /&gt;
وظایف شورای عالی به قرار ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - اجازه چاپ کردن اسکناس و به جریان انداختن یا از جریان خارج نمودن آن در حدود قوانین و مقررات مربوطه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - تعیین نرخ رسمی تنزیل به پیشنهاد مدیر کل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - اجازه معاملاتی که به طور استثناء با دولت به نرخی کمتر از نرخ رسمی انجام می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - تعیین بهای خرید و فروش زر برای معاملات بانک مادام که ماده 10 قانون اصلاح قانون واحد و مقیاس پول مصوب 22 اسفند ماه 1310 و‌قانون راجع به نرخ زر مصوب اول اردیبهشت 1313 به اعتبار خود باقی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - تصمیم راجع به خرید یا فروش زر و سیم و ورود آن به کشور یا خروج آن با تصویب هیأت وزراء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - تصمیم نسبت به دادن اعتبار به بانکهای خارجی و گرفتن اعتبار از آنها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - تعیین اعضای هیأت اعتبارات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - تصمیم درباره مسائلی که از طرف مدیر کل به شورا مراجعه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ - شور و تصمیم راجع به آیین‌نامه‌های داخلی بانک که برای اجرای مقررات این اساسنامه از طرف هیأت عامل پیشنهاد می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ - تصویب بودجه هزینه بانک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ - تصمیم راجع به بستانکاریهای مشکوک یا دریافت‌نشدنی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۳ ==&lt;br /&gt;
شورای عالی حق دارد اطلاعات راجع به امور بانک را که برای انجام وظایف خود لازم می‌داند از مدیر کل بخواهد به علاوه می‌تواند هر‌موقع لازم باشد از اشخاصی که خود انتخاب می‌کند هیأت‌های مشاوری تشکیل داده و نظر آنها را بپرسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۴ ==&lt;br /&gt;
جلسات شورای عالی لااقل ماهی یک مرتبه تشکیل می‌یابد به علاوه در هر موقع که لازم باشد بر حسب دعوت رییس شورا یا مدیر کل‌منعقد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۵ ==&lt;br /&gt;
در مورد معاملات بانک که طرف آن یکی از اعضاء هیأت عامل باشد و هر گاه طبق تصمیم مجمع عمومی بر علیه اعضاء هیأت عامل‌اقامه دعوی بشود شورای عالی سمت نمایندگی بانک را خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌د - هیأت عامل&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۶ ==&lt;br /&gt;
جز در مواردی که به موجب این اساسنامه استثناء شده است هیأت عامل دارای هر گونه اختیار برای اداره کردن امور بانک می‌باشد و به‌خصوص عهده‌دار انجام امور ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - تصمیم نسبت به ایجاد یا حذف شعب یا نمایندگیهای بانک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - تهیه طرح آیین‌نامه‌ها و پیشنهادهایی که باید به تصویب شورای عالی یا مجمع عمومی برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - تهیه ترازنامه و گزارش هیأت عامل برای تقدیم به مجمع عمومی و تعیین دستور جلسه مجمع عمومی و تهیه طرح بودجه بانک برای تصویب‌شورای عالی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - تعیین امضاهای مجاز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - تعیین خط مشی کلی اعتبارات بانک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌تصمیم‌های هیأت عامل با موافقت مدیر کل و لااقل یکی از اعضای هیأت عامل گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ه - هیأت اعتبارات&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۷ ==&lt;br /&gt;
هیأت اعتبارات هیأت مشاوری است مرکب از سه نفر که شورای عالی از بین اعضاء خود برای مدت یک سال انتخاب می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۸ ==&lt;br /&gt;
هیأت اعتبارات در مسائل مربوط به اعتبارات به بانک کمک کرده و خط مشی کلی اعتبارات بانک را ترسیم و نظریات خود را نسبت به‌نوع و میزان کلی اعتبارات به هیأت عامل پیشنهاد خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌&#039;&#039;&#039;و - هیأت نظارت اندوخته اسکناس&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۹ ==&lt;br /&gt;
برای نظارت در اندوخته اسکناس هیأت مخصوصی مرکب از هفت نفر به شرح ذیل تشکیل می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌از طرف مجلس شورای ملی دو نفر از نمایندگان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌از طرف هیأت وزراء یک نفر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مدعی‌العموم دیوان عالی تمیز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مدیر کل بانک ملی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌خزانه‌دار کل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌بازرس دولت در بانک ملی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌تبصره - مدت مأموریت دو نفر نمایندگان مجلس شورای ملی و نماینده هیأت دولت یک سال بوده و در اولین جلسه مجلس شورای ملی و هیأت‌وزراء در اردیبهشت هر سال و اگر در آن موقع مجلس دائر نباشد در اولین جلسه‌ای که مجلس شورای ملی رسمی می‌شود انتخاب خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۰ ==&lt;br /&gt;
هیأت نظارت اندوخته اسکناس عهده‌دار وظایف ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - بازرسی و دریافت اسکناسهای چاپ شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - نگاهداری اسکناسها و تحویل آن به بانک در مقابل پشتوانه قانونی - تحویل اسکناسها به بانک از لحاظ حساب پشتوانه در حکم به جریان‌گذاشتن آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - دریافت اسکناسهایی که از جریان خارج می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - دریافت اسکناسهایی که باید باطل شود و رسیدگی به عملیات مربوطه آنها و معدوم کردن آنها. در موقع معدوم کردن اسکناسها صورت‌مجلسی‌در دفتر مخصوصی تهیه شده و رونوشتی از آن به وزارت مالیه فرستاده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - نگاهداری حسابهای پشتوانه اسکناس طبق قوانین و مقررات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌برای انجام وظایف فوق دفتری از طرف هیأت نظارت اندوخته اسکناس تشکیل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۱ ==&lt;br /&gt;
هیأت نظارت حداقل ماهی یک مرتبه گزارشی از مبلغ اسکناسهای در جریان و مسکوک زر و سیم و پشیز و شمشهای زر و سیم موجود‌تهیه و به دولت می‌دهد گزارشهای مزبور از طرف دولت برای اطلاع عامه منتشر خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;‌ز - هیأت نظار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲ ==&lt;br /&gt;
هیأت نظار مرکب از پنج نفر است که مجمع عمومی برای مدت یک سال از میان اشخاص صلاحیت‌دار انتخاب می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳ ==&lt;br /&gt;
هیأت نظار لااقل ماهی یک مرتبه تشکیل می‌شود به علاوه هر موقع رییس هیأت نظار یا رییس شورای عالی یا مدیر کل لازم بدانند آن را‌دعوت خواهند نمود تصمیمات هیأت نظار با اکثریت آراء گرفته می‌شود مذاکرات هیأت نظار در دفتر مخصوصی نوشته شده به امضاء اعضاء آن‌می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۴ ==&lt;br /&gt;
هیأت نظار حق مداخله مستقیم در امور بانک ندارد ولی می‌تواند نظریات خود را کتباً به مدیر کل اطلاع دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۵ ==&lt;br /&gt;
هیأت نظار باید مراقبت نمایند که امور بانک طبق قوانین و مقررات این اساسنامه انجام گیرد و برای این منظور حق نظارت در تمام امور و‌عملیات بانک داشته و می‌تواند هر گونه اطلاعی را که لازم دارد خواسته و مستقیماً یا توسط نماینده که از اعضای خود یا از خارج انتخاب می‌کند به‌دفاتر و نوشتجات بانک رسیدگی نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌هیئت نظار به خصوص موظف به انجام امور ذیل می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - به دفاتر و حسابهای بانک رسیدگی نموده و خلاصه حسابهایی را که بانک طبق ماده 46 باید همه‌ماهه منتشر کند تصدیق نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - در هر سال لااقل دو مرتبه به صندوق و موجودی و اوراق و اسناد و سپرده‌های بانک رسیدگی نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - به ترازنامه و حساب سود و زیان بانک رسیدگی نموده و گزارشی از چگونگی عملیات بانک و نظریات خود برای مجمع عمومی تهیه نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ح - بازرس دولت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۶ ==&lt;br /&gt;
بازرس دولت در بانک و میزان حقوق او بر حسب پیشنهاد وزارت مالیه و تصویب هیأت وزراء تعیین می‌شود و با حق رأی مشورتی در‌شورای عالی و هیأت نظار حضور خواهد یافت - حقوق بازرس دولت را وزارت مالیه پرداخت می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۷ ==&lt;br /&gt;
بازرس دولت عهده‌دار مراقبت در تطبیق عملیات بانک با قوانین و مقررات رسیدگی به وضع معاملات و حسابهای خزانه دولت با بانک‌بوده و موظف است وزارت مالیه را منظماً از جریان امور بانک مستحضر دارند. برای انجام این وظایف می‌تواند هر موقع لازم بداند جهت کسب‌اطلاعات به هیأت عامل رجوع نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= ‌فصل چهارم - وظایف و عملیات بانک =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۸ ==&lt;br /&gt;
وظایف اساسی بانک به قرار ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:(۱) نشر اسکناس و تنظیم جریان پول طبق قوانین مربوطه&lt;br /&gt;
:(۲) انجام عملیات بانکی خزانه دولت و عملیات صندوق ادارات و بنگاه‌های دولتی و شهرداریها و همچنین اداره کردن امور وامهای دولتی و‌شهرداریها و نگاهداری و انجام امور مربوط به اوراق بهادار آنها طبق قوانین و دستور وزارت مالیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌حق‌العملی که بانک بابت عملیات نامبرده در بند ۲ محسوب می‌دارد در هر موقع با توافق نظر وزارت مالیه و بانک تعیین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۹ ==&lt;br /&gt;
بانک می‌تواند معاملات و عملیات بانکی را در حدود قوانین و مقررات ذیل انجام دهد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:(۱) تعیین نرخ زر و خرید و فروش زر و سیم در داخل کشور یا در خارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:(۲) خرید و فروش ارزهای خارجی در داخله کشور یا در خارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:(۳) تنزیل و تنزیل اتکایی اوراق تجاری به شرط آنکه لااقل دارای دو امضاء معتبر باشد. به جای یکی از دو امضاء ممکن است بانک سهام و اوراق‌بهادار - ارز - کالا یا ملک به گرو قبول کند به شرط آنکه بهای اموال مورد گرو به حدی که تضمین کافی به بانک بدهد از مبلغ مورد معامله بیشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:(۴) دادن اعتبار در مقابل گروهای ذیل:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌الف - فلزات گران‌بها از مسکوک یا شمش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - ارزهای آزاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - رسید انبارهای رسمی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌د - اموال غیر منقول ثبت شده (‌مادامی که بانک رهنی غیر منقول تشکیل نشده است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌مجموع وامهایی که به ترتیب بند (ج) و (‌د) داده می‌شود نباید از ۳۳ درصد موجودی اوراق و اسناد بانک تجاوز کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:(۵) نگاهداری حسابهایی در خارج از کشور و تحصیل اعتبارات در خارجه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌شورای عالی بنا بر پیشنهاد مدیر کل حداکثر مدت سررسید ارزها و اوراق تجاری و اعتبارات موضوع شماره‌های ۲ و ۳ و ۴ این ماده را تعیین خواهد‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۰ ==&lt;br /&gt;
بانک ملی می‌تواند به شهرداریها در حدود 30 درصد درآمد سالیانه آنها و به بانک فلاحتی و صنعتی ایران و شرکتها و بنگاه‌های تجاری‌دیگر که با سرمایه دولت تشکیل می‌شود با تضمین وزارت مالیه وام بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۱ ==&lt;br /&gt;
بانک نمی‌تواند عملیات ذیل را انجام دهد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1 - به دولت یا ادارات دولتی بدون اجازه مجلس شورای ملی وام بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2 - اقدام به معاملاتی نماید که سبب راکد شدن سرمایه بانک بشود از قبیل خرید و فروش زمین ماشین آلات و غیره مگر برای احتیاجات خود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3 - اموال غیر منقول تملک کند مگر برای رفع احتیاجات و یا نقد کردن مطالبات خود - در صورت اخیر اموال غیر منقول باید تا دو سال از تاریخ‌تملک به فروش برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4 - اوراقی را که نماینده عملیات حقیقی تجاری نیست نزول کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 - از اشخاص یا شرکتها و بنگاه‌های خصوصی ضمانت کند جز در موارد و طبق شرائطی که برای دادن وام به آنها تعیین شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6 - خرید سهام و یا هر نوع مشارکت دیگر در بنگاه‌های فلاحتی یا صنعتی یا تجاری و اقدام به معاملات تجاری جز خرید و فروش زر و سیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7 - دادن وام در مقابل سهام و اوراق وامهایی که در یکی از بورسهای معتبر نرخ‌بندی نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌به استثنای موارد فوق بانک می‌تواند هر گونه عملیات بانکی را انجام دهد مگر آنچه را که هیأت وزراء منع کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۲ ==&lt;br /&gt;
بانک موظف است علاوه بر 60 درصد پشتوانه قانون اسکناس در مقابل تعهدهای برویت خود حداقل برابر 40 درصد زر یا سیم یا‌اسکناسهایی که طبق ماده 30 از هیأت نظارت اندوخته اسکناس تحویل گرفته یا ارزهای آزاد یا اسناد تجاری که بیش از پانزده روز مدت نداشته باشند‌نگاه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= ‌فصل پنجم - ترازنامه و تقسیم سود =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۳ ==&lt;br /&gt;
سال مالی بانک از اول فروردین آغاز و در آخر اسفند به پایان می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌حسابهای بانک در آخرین روز اسفند بسته شده و ترازنامه بانک باید لااقل ۴۰ روز قبل از تشکیل مجمع عمومی سالیانه به هیأت نظار تسلیم شود -‌تصویب ترازنامه از طرف مجمع عمومی برای هیأت عامل به منزله مفاصا خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۴ ==&lt;br /&gt;
ارزیابی ارقام دارایی و بدهی در ترازنامه به طریق ذیل خواهد بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌شمشهای زر و مسکوک زر و سیم که در ایران رواج دارد طبق مقررات قانون پول ارزیابی می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌شمشهای سیم تا مقداری که جزء پشتوانه قانون اسکناس است بر طبق مقررات قانون واحد پول و اضافه بر آن به نرخ بازارهای بین‌المللی که ورود و‌صدور سیم در آنجا آزاد است ارزیابی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌سهام و اوراق بهادار به بهای خرید با کسر ۵ درصد ارزیابی خواهد شد مگر اینکه در تاریخ ترازنامه بهای روز کمتر از بهای خرید باشد که در این صورت‌به بهای روز با کسر ۵ درصد ارزیابی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌اموال غیر منقول باید به بهای خرید یا بهایی که تمام شده محسوب شوند ولی قبلاً باید ملغی برای استهلاک آنها به طور سالیانه منظور گردیده و میزان‌سالیانه استهلاک نیز کمتر از ۱۰ درصد بهای اولیه اموال نباشد اثاثیه و تعمیرات و سایر ملزومات باید تماماً استهلاک شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌سود ویژه بانک عبارت است از درآمد بانک پس از وضع هزینه و استهلاکها سود ویژه به علاوه مبلغ نقل شده از سال قبل پس از وضع مالیاتها به شرح‌ذیل تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - یک قسمت آن طبق ماده ۴ برای اندوخته‌ها کنار گذارده خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - یک قسمت برای نقل به حساب سال بعد - میزان این مبلغ بر حسب پیشنهاد مدیر کل بانک و تصویب مجمع عمومی تعیین می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - مابقی سود ویژه بین صاحبان سهام تقسیم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۵ ==&lt;br /&gt;
سود قابل تقسیم باید منتها در ظرف ده روز از تاریخی که ترازنامه به تصویب مجمع عمومی صاحبان سهام می‌رسد پرداخت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۶ ==&lt;br /&gt;
بانک موظف است لااقل ماهی یک مرتبه صورت خلاصه از وضع حسابهای خود طبق نمونه که با موافقت هیأت نظار معین می‌شود‌انتشار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= ‌فصل ششم - مقررات مختلف =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۷ ==&lt;br /&gt;
اعضاء شورای عالی و هیأت نظار و بازرس دولت بایستی قبل از شروع به کار در حضور مجمع عمومی سوگند یاد نمایند که اسرار بانک را‌حفظ کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۸ ==&lt;br /&gt;
اعضاء شورای عالی و هیأت نظار و بازرس دولت در مدت تصدی خود نمی‌توانند اقدام به معاملات تجاری نموده یا عضویت شرکتها و‌بنگاه‌های تجاری را قبول نمایند مگر با اجازه مخصوص مجمع عمومی مشروط به اینکه موارد نامبرده مخالف مصالح بانک نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۹ ==&lt;br /&gt;
هر موقع یک نوع از اسکناسها عوض یا حذف شود پس از انقضای مدتی که برای تبدیل اسکناسهای در جریان به موجب قانون تعیین‌می‌گردد بانک معادل مبلغ اسکناسهایی را که تا آخر این مدت برای تبدیل عرضه نشده است به دولت خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۰ ==&lt;br /&gt;
بانک مختار است از پذیرفتن سپرده‌ها و باز کردن حساب جاری و نزول اوراق و هر نوع پیشنهاد معامله دیگر بدون ذکر دلیل امتناع نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۱ ==&lt;br /&gt;
چنانچه یکی از مشتریان بانک متوقف یا معسر شود بانک می‌تواند کلیه مطالبات خود را از حسابهای او برداشت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۲ ==&lt;br /&gt;
مجمع عمومی عادی سالیانه پاداشی برای اعضای شورای عالی و هیأت‌های دیگر به استثنای هیأت عامل و بازرس دولت تصویب‌می‌نماید که در مقابل خدمات آنها پرداخت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۳ ==&lt;br /&gt;
اسناد و نوشته‌های صادره از بانک آن را ملزم نمی‌کند مگر آنکه دارای امضای مدیر کل و یکی از اعضای هیأت عامل باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌هیأت عامل ممکن است طبق بند ۴ ماده ۲۶ این اساسنامه به اعضاء دیگری اجازه امضاء کردن از طرف بانک بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۴ ==&lt;br /&gt;
در مورد عملیاتی که طبق اساسنامه سابق شروع شده تا موقع ختم عملیات مزبور همان مقررات اساسنامه پیش مجری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌این قانون که مشتمل بر پنجاه و چهار ماده است در جلسه بیست و دوم مرداد ماه یک هزار و سیصد و هفده به تصویب مجلس شورای ملی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌رییس مجلس شورای ملی - حسن اسفندیاری&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%DB%B1_-_%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=17218</id>
		<title>قانون مجازات اسلامی ایران/کتاب ۱ - کلیات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%DB%B1_-_%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=17218"/>
		<updated>2011-02-23T19:51:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 95.170.209.30 (بحث) به آخرین تغییری که Pedram.salehpoor انجام داده بود واگردانده شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;قانون مجازات اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب اول- کلیات&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب اول - مواد عمومی =&lt;br /&gt;
== ماده ۱ ==&lt;br /&gt;
قانون مجازات اسلامی راجع است به تعیین انواع جرایم و مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی که درباره مجرم اعمال می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲ ==&lt;br /&gt;
هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده ‌باشد جرم محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳ ==&lt;br /&gt;
قوانین جزایی درباره‌ی کلیه‌ی کسانی که در قلمرو حاکمیت زمینی‌، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرم شوند اعمال می‌گردد مگر آن‌که به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴ ==&lt;br /&gt;
هر گاه قسمتی از جرم در ایران واقع و نتیجه‌ی آن در خارج از قلمرو حاکمیت ایران حاصل شود و یا قسمتی از جرم در ایران و یا در خارج و نتیجه‌ی آن در ایران حاصل شود در حکم جرم واقع شده در ایران است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵ ==&lt;br /&gt;
هر ایرانی یا بیگآن‌های که در خارج از قلمرو حاکمیت ایران مرتکب یکی از جرایم ذیل شود و در ایران یافت شود و یا به ایران‌ مسترد گردد طبق قانون مجازات جمهوری اسلامی ایران مجازات می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; اقدام علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران و امنیت داخلی و خارجی و تمامیت ارضی یا استقلال کشور جمهوری اسلامی ایران‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; جعل فرمان یا دست‌خط یا مهر یا امضای مقام رهبری و یا استفاده از آن‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; جعل نوشته رسمی رئیس جمهور یا رئیس مجلس شورای اسلامی و یا شورای نگهبان و یا رئیس مجلس خبرگان یا رئیس قوه قضاییه یا معاونان رئیس جمهور یا رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور یا هر یک از وزیران یا استفاده از آن‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; جعل اسکناس رایج ایران یا اسناد بانکی ایران مانند برات‌های قبول شده از طرف بانک‌ها یا چک‌های صادر شده از طرف بانک‌ها و یا اسناد تعهدآور بانک‌ها و همچنین جعل اسناد خزانه و اوراق قرضه صادره و یا تضمین شده از طرف دولت یا شبیه‌سازی و هرگونه تقلب در مورد مسکوکات رایج داخل‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶ ==&lt;br /&gt;
هر جرمی که اتباع بیگانه که در خدمت دولت جمهوری اسلامی ایران هستند و یا مستخدمان دولت به مناسبت شغل و وظیفه‌ی‌ خود در خارج از قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی ایران مرتکب می‌شوند و همچنین هر جرمی که مأمورران سیاسی و کنسولی و فرهنگی دولت ایران که از مصونیت سیاسی استفاده می‌کنند مرتکب گردند، طبق قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران مجازات می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۷ ==&lt;br /&gt;
علاوه بر موارد مذکور در مواد ۵ و ۶، هر ایرانی که در خارج ایران مرتکب جرمی شود و در ایران یافت شود طبق قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران مجازات خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸ ==&lt;br /&gt;
در مورد جرایمی که به موجب قانون خاص یا عهود بین‌المللی مرتکب در هر کشوری که به دست آید محاکمه می‌شود اگر در ایران دستگیر شد طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران محاکمه و مجازات خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹ ==&lt;br /&gt;
مجرم باید مالی را که در اثر ارتکاب جرم تحصیل کرده است اگر موجود باشد عیناً و اگر موجود نباشد، مثل یا قیمت آن را به صاحبش رد کند و از عهده‌ی خسارات وارده نیز بر آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰ ==&lt;br /&gt;
بازپرس یا دادستان در صورت صدور قرار منع تعقیب یا موقوف شدن تعقیب باید تکلیف اشیا و اموال کشف‌شده را که دلیل‌ یا وسیله‌ی جرم بوده و یا از جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب استعمال و یا برای استعمال اختصاص داده شده است تعیین کند تا مسترد یا ضبط یا معدوم شود. در مورد ضبط‌، دادگاه تکلیف اموال و اشیا را تعیین خواهد کرد. همچنین بازپرس و یا دادستان مکلف است مادام‌ که پرونده نزد او جریان دارد به تقاضای ذی‌نفع با رعایت شرایط زیر دستور رد اموال و اشیای مذکور در فوق را صادر نماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; وجود تمام یا قسمتی از آن اشیا و اموال در بازپرسی یا دادرسی لازم نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; اشیا و اموال بلامعارض باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; در شمار اشیا و اموالی نباشد که باید ضبط یا معدوم گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کلیه‌ی امور جزایی دادگاه نیز باید ضمن صدور حکم یا قرار یا پس از آن‌، اعم از اینکه مبنی بر محکومیت یا برائت یا موقوف شدن‌ تعقیب متهم باشد، نسبت به اشیا و اموالی که وسیله جرم بوده یا در اثر جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب استعمال و یا برای استعمال اختصاص داده شده حکم مخصوص صادر و تعیین نماید که آن‌ها باید مسترد یا ضبط یا معدوم شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; متضرر از قرار بازپرس یا دادستان یا قرار یا حکم دادگاه می‌تواند از تصمیم آنان راجع به اشیا و اموال مذکور در این ماده شکایت خود را طبق مقررات در دادگاه‌های جزایی تعقیب و درخواست تجدیدنظر نماید؛ هر چند قرار یا حکم دادگاه نسبت به امر جزایی قابل شکایت نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; مالی که نگهداری آن مستلزم هزینه‌ی نامتناسب برای دولت بوده یا موجب خرابی یا کسر فاحش قیمت آن گردد و حفظ مال هم برای دادرسی لازم نباشد و همچنین اموال ضایع‌شدنی و سریع‌الفساد حسب مورد به دستور دادستان یا دادگاه به قیمت روز فروخته شده و وجه حاصل تا تعیین تکلیف نهایی در صندوق دادگستری به عنوان امانت نگهداری خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱ ==&lt;br /&gt;
در مقررات و نظامات دولتی‌، مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی باید به موجب قانونی باشد که قبل از وقوع جرم مقرر شده باشد و هیچ فعل یا ترک فعل را نمی‌توان به عنوان جرم به موجب قانون متأخر مجازات نمود لیکن اگر بعد از وقوع جرم قانونی وضع شود که مبنی بر تخفیف یا عدم مجازات بوده و یا از جهات دیگر مساعدتر به حال مرتکب باشد نسبت به جرایم سابق بر وضع آن قانون تا صدور حکم قطعی مؤثر خواهد بود. در صورتی که به موجب قانون سابق حکم قطعی لازم‌الاجرا صادر شده باشد به ترتیب زیر عمل خواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; اگر عملی که در گذشته جرم بوده به موجب قانون لاحق جرم شناخته نشود، در این صورت حکم قطعی اجرا نخواهد شد و اگر در جریان اجرا باشد موقوف‌الاجرا خواهد ماند و در این دو مورد و همچنین در موردی که حکم قبلاً اجرا شده باشد هیچ‌گونه اثر کیفری بر آن مترتب نخواهد بود. این مقررات در مورد قوانینی که برای مدت معین و موارد خاصی وضع گردیده است اعمال نمی‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; اگر مجازات جرمی به موجب قانون لاحق تخفیف یابد محکوم‌علیه می‌تواند تقاضای تخفیف مجازات تعیین‌شده را بنماید و در این صورت دادگاه صادرکننده حکم و یا دادگاه جانشین با لحاظ قانون لاحق مجازات قبلی را تخفیف خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اگر مجازات جرمی به موجب قانون لاحق به اقدام تأمینی و تربیتی تبدیل گردد فقط همین اقدامات مورد حکم قرار خواهد گرفت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب دوم - مجازات‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی =&lt;br /&gt;
== فصل اول - مجازات‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲ ===&lt;br /&gt;
مجازات‌های مقرر در این قانون پنج قسم است‌:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; حدود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قصاص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; دیات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; تعزیرات‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; مجازات‌های بازدارنده‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۳ ===&lt;br /&gt;
حد، به مجازاتی گفته می‌شود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۴ ===&lt;br /&gt;
قصاص‌، کیفری است که جانی به آن محکوم می‌شود و باید با جنایت او برابر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵ ===&lt;br /&gt;
دیه‌، مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶ ===&lt;br /&gt;
تعزیر، تأدیب و یا عقوبتی است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به ‌نظر حاکم واگذار شده است از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق بایستی از مقدار حد کمتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷ ===&lt;br /&gt;
مجازات بازدارنده‌، تأدیب یا عقوبتی است که از طرف‌ حکومت به منظور حفظ نظم و مراعات مصلحت اجتماع در قبال تخلف از مقررات و نظامات حکومتی تعیین می‌گردد از قبیل حبس، جزای نقدی، تعطیل محل کسب، لغو پروانه و محرومیت از حقوق اجتماعی و اقامت در نقطه یا نقاط معین و منع از اقامت در نقطه یا نقاط معین و مانند آن‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸ ===&lt;br /&gt;
مدت کلیه‌ی حبس‌ها از روزی شروع می‌شود که محکوم‌علیه به موجب حکم قطعیِ قابل اجرا محبوس شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; چنانچه محکوم‌علیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد دادگاه پس ‌از تعیین تعزیر، از مقدار تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده به میزان بازداشت قبلی وی کسر می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹ ===&lt;br /&gt;
دادگاه می‌تواند کسی را که به علت ارتکاب جرم عمدی به تعزیر یا مجازات بازدارنده محکوم کرده است به عنوان تتمیم حکم ‌تعزیری یا بازدارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع یا به اقامت در محل معین مجبور نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; نقاط اقامت اجباری محکومین با توجه به نوع جرایم آنان‌، توسط دادگاه‌ها تعیین می‌شود. آیین نامه‌ی اجرایی مربوطه توسط وزارت دادگستری با هماهنگی وزارت کشور تهیه و به تصویب رئیس قوه قضاییه می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۰ ===&lt;br /&gt;
محرومیت از بعض یا همه‌ی حقوق اجتماعی و اقامت اجباری در نقطه‌ی معین یا ممنوعیت از اقامت در محل معین باید متناسب ‌با جرم و خصوصیات مجرم در مدت معین باشد. در صورتی که محکوم به تبعید یا اقامت اجباری در نقطه‌ای یا ممنوعیت از اقامت در نقطه معین‌، در اثنای اجرای حکم‌، محل را ترک کند و یا به نقطه ممنوعه باز گردد، دادگاه می‌تواند با پیشنهاد دادسرای مجری حکم‌، مجازات مذکور را تبدیل به جزای نقدی و یا زندان نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۱ ===&lt;br /&gt;
ترتیب اجرای احکام جزایی و کیفیت زندان‌ها به نحوی است که قانون آیین دادرسی کیفری و سایر قوانین و مقررات تعیین می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - تخفیف مجازات ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۲ ===&lt;br /&gt;
دادگاه می‌تواند در صورت احراز جهات مخففه، مجازات تعزیری و یا بازدارنده را تخفیف دهد و یا تبدیل به مجازات از نوع‌ دیگری نماید که مناسب‌تر به حال متهم باشد، جهات مخففه عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; گذشت شاکی یا مدعی خصوصی‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; اظهارات و راهنمایی‌های متهم که در شناختن شرکا و معاونان جرم و یا کشف اشیایی که از جرم تحصیل شده است مؤثر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اوضاع و احوال خاصی که متهم تحت تأثیر آن‌ها مرتکب جرم شده است از قبیل‌: رفتار و گفتار تحریک‌آمیز مجنی‌علیه یا وجود انگیزه‌ شرافتمندانه در ارتکاب جرم‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; اعلام متهم قبل از تعقیب و یا اقرار او در مرحله تحقیق که مؤثر در کشف جرم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; وضع خاص متهم و یا سابقه‌ی او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; اقدام یا کوشش متهم به منظور تخفیف اثرات جرم و جبران زیان ناشی از آن‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; دادگاه مکلف است جهات تخفیف مجازات را در حکم صریحاً قید کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در مورد تعدد جرم نیز دادگاه می‌تواند جهات مخففه را رعایت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; چنانچه نظیر جهات مخففه مذکور در این ماده در مواد خاصی پیش‌بینی شده باشد دادگاه نمی‌تواند به موجب همان جهات دوباره مجازات را تخفیف دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۳ ===&lt;br /&gt;
در جرایمی که با گذشت متضرر از جرم، تعقیب یا رسیدگی یا اجرای حکم موقوف می‌گردد، گذشت باید منجز باشد و به گذشت مشروط و معلق ترتیب اثر داده نخواهد شد. همچنین عدول از گذشت مسموع نخواهد بود. هرگاه متضررین از جرم متعدد باشند تعقیب جزایی با شکایت هر یک از آنان شروع می‌شود ولی موقوفی تعقیب‌، رسیدگی و مجازات موکول به گذشت تمام کسانی که شکایت کرده‌اند است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; حق گذشت به وراث قانونی متضرر از جرم منتقل و در صورت گذشت همگی وراث‌، تعقیب‌، رسیدگی و اجرای مجازات ‌موقوف می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۴ ===&lt;br /&gt;
عفو یا تخفیف مجازات محکومان، در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه با مقام رهبری است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - تعلیق اجرای مجازات ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۵ ===&lt;br /&gt;
در کلیه‌ی محکومیت‌های تعزیری و بازدارنده، حاکم می‌تواند اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را با رعایت شرایط زیر از دو تا پنج سال معلق نماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; محکوم‌علیه سابقه‌ی محکومیت قطعی به مجازات‌های زیر نداشته باشد:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; محکومیت قطعی به حد&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; محکومیت قطعی به قطع یا نقص عضو&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; محکومیت قطعی به مجازات حبس به بیش از یک سال در جرایم عمدی‌&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; محکومیت قطعی به جزای نقدی به مبلغ بیش از دو میلیون ریال‌&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; سابقه‌ی محکومیت قطعی دو بار یا بیشتر به علت جرم‌های عمدی با هر میزان مجازات‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; دادگاه با ملاحظه‌ی وضع اجتماعی و سوابق زندگی محکوم‌علیه و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده است اجرای تمام ‌یا قسمتی از مجازات را مناسب نداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در محکومیت‌های غیرتعزیری و بازدارنده، تعلیق جایز نیست مگر در مواردی که شرعاً و قانوناً تعیین شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۶ ===&lt;br /&gt;
در مواردی که جزای نقدی با دیگر تعزیرات همراه باشد، جزای نقدی قابل تعلیق نیست‌.&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۷ ===&lt;br /&gt;
قرار تعلیق اجرای مجازات ضمن حکم محکومیت صادر خواهد شد و مجرمی که اجرای حکم مجازات حبس او تماماً معلق شده اگر بازداشت باشد به دستور دادگاه فوراً آزاد می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۸ ===&lt;br /&gt;
دادگاه، جهات و موجبات تعلیق و دستورهایی که باید محکوم‌علیه در مدت تعلیق‌، از آن تبعیت نماید در حکم خود تصریح و مدت تعلیق را نیز بر حسب نوع جرم و حالات شخصی مجرم و با رعایت مدت مذکور در ماده ۲۵ تعیین می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۹ ===&lt;br /&gt;
دادگاه با توجه به اوضاع و احوال محکوم‌علیه و محتویات پرونده می‌تواند اجرای دستور یا دستورهای ذیل را در مدت تعلیق از محکوم‌علیه بخواهد و محکوم‌علیه مکلف به اجرای دستور دادگاه می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; مراجعه به بیمارستان یا درمانگاه برای درمان بیماری یا اعتیاد خود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; خودداری از اشتغال به کار یا حرفه‌ی معین‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اشتغال به تحصیل در یک مؤسسه‌ی فرهنگی‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; خودداری از تجاهر به ارتکاب محرمات و ترک واجبات یا معاشرت با اشخاصی که دادگاه معاشرت با آن‌ها را برای محکوم‌علیه مضر تشخیص می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; خودداری از رفت و آمد به محل‌های معین‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; معرفی خود در مدت‌های معین به شخص یا مقامی که دادستان تعیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; اگر مجرمی که مجازات او معلق شده است در مدت تعلیق بدون عذر موجه از دستور دادگاه موضوع این ماده تبعیت ننماید برحسب درخواست دادستان پس از ثبوت مورد در دادگاه صادرکننده حکم تعلیق‌، برای بار اول به مدت تعلیق مجازات او یک سال تا دو سال افزوده می‌شود و برای بار دوم حکم تعلیق لغو و مجازات معلق به موقع اجرا گذاشته خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۰ ===&lt;br /&gt;
اجرای احکام جزایی زیر قابل تعلیق نیست‌:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; مجازات کسانی که به وارد کردن و یا ساختن و یا فروش مواد مخدر اقدام و یا به نحوی از انحا با مرتکبین اعمال مذکور معاونت ‌می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; مجازات کسانی که به جرم اختلاس یا ارتشا یا کلاهبرداری یا جعل و یا استفاده از سند مجعول یا خیانت در امانت یا سرقتی که موجب حد نیست یا آدم‌ربایی محکوم می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; مجازات کسانی که به نحوی از انحا با انجام اعمال مستوجب حد، معاونت می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۱ ===&lt;br /&gt;
تعلیق اجرای مجازاتی که با حقوق‌الناس همراه است تأثیری در حقوق‌الناس نخواهد داشت و حکم مجازات در این موارد یا پرداخت خسارت به مدعی خصوصی اجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه محکوم‌علیه از تاریخ صدور قرار تعلیق اجرای مجازات در مدتی که از طرف دادگاه مقرر شده‌، مرتکب جرایم مستوجب محکومیت مذکور در ماده ۲۵ نشود، محکومیت تعلیقی بی‌اثر محسوب و از سجل کیفری او محو می‌شود. برای کلیه محکومین به مجازات‌های معلق باید بلافاصله پس از قطعیت حکم‌، از طرف دادسرای مربوط برگ سجل کیفری تنظیم و به مراجع صلاحیت‌دار ارسال‌شود و در هر مورد که در مدت تعلیق تغییری داده شود یا حکم تعلیق مجازات الغا گردد، باید مراتب فوراً برای ثبت در سجل کیفری محکوم‌علیه به مراجع صلاحیت‌دار مربوط اعلام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در مواردی که به موجب قوانین استخدامی‌، حکمی موجب انفصال است شامل احکام تعلیقی نخواهد بود مگر آن که در قوانین و یا حکم دادگاه قید شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۳ ===&lt;br /&gt;
اگر کسی که اجرای حکم مجازات او معلق شده در مدتی که از طرف دادگاه مقرر شده مرتکب جرم جدیدی که مستوجب محکومیت مذکور در ماده ۲۵ است بشود به محض قطعی شدن‌، دادگاهی که حکم تعلیق مجازات سابق را صادر کرده است یا دادگاه جانشین باید الغای آنرا اعلام دارد تا حکم معلق نیز درباره‌ی محکوم‌علیه اجرا گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۴ ===&lt;br /&gt;
هر گاه بعد از صدور قرار تعلیق، معلوم شود که محکوم‌علیه دارای سابقه محکومیت به جرایم مستوجب محکومیت مذکور در ماده ۲۵ بوده و دادگاه بدون توجه به آن اجرای مجازات را معلق کرده است‌، دادستان به استناد سابقه‌ی محکومیت‌، از دادگاه تقاضای لغو تعلیق مجازات را خواهد نمود و دادگاه پس از احراز وجود سابقه‌، قرار تعلیق را الغا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۵ ===&lt;br /&gt;
دادگاه هنگام صدور قرار تعلیق آثار عدم تبعیت از دستورهای صادره را صریحاً قید و اعلام می‌کند که اگر در مدت تعلیق مرتکب یکی از جرایم مستوجب محکومیت مذکور در ماده ۲۵ شود علاوه بر مجازات جرم اخیر مجازات معلق نیز درباره‌ی او اجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۶ ===&lt;br /&gt;
مقررات مربوط به تعلیق مجازات درباره‌ی کسانی که به جرایم عمدی متعدد محکوم می‌شوند قابل اجرا نیست و همچنین اگردرباره‌ی یک نفر احکام قطعی متعددی در مورد جرایم عمدی صادر شده باشد که در بین آن‌ها محکومیت معلق نیز وجود داشته باشد، دادستان مجری حکم موظف است فسخ قرار یا قرارهای تعلیق را از دادگاه صادرکننده بخواهد. دادگاه نسبت به فسخ قرار یا قرارهای مزبور اقدام خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۷ ===&lt;br /&gt;
هرگاه محکوم به حبس که در حال تحمل کیفر است قبل از اتمام مدت حبس مبتلا به جنون شود با استعلام از پزشک قانونی در صورت تأیید جنون‌، محکوم‌علیه به بیمارستان روانی منتقل می‌شود و مدت اقامت او در بیمارستان جزء مدت محکومیت او محسوب خواهد شد. در صورت عدم دسترسی به بیمارستان روانی به تشخیص دادستان در محل مناسبی نگهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - آزادی مشروط زندانیان ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۸ ===&lt;br /&gt;
هر کس برای بار اول به علت ارتکاب جرمی به مجازات حبس محکوم شده باشد و نصف مجازات را گذرانده باشد دادگاه ‌صادرکننده‌ی دادنامه‌ی محکومیت قطعی می‌تواند در صورت وجود شرایط زیر حکم به آزادی مشروط صادر نماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هرگاه در مدت اجرای مجازات مستمراً حُسن اخلاق نشان داده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هرگاه از اوضاع و احوال محکوم پیش‌بینی شود که پس از آزادی دیگر مرتکب جرمی نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; هرگاه تا آنجا که استطاعت دارد ضرر و زیانی که در مورد حکم دادگاه یا مورد موافقت مدعی خصوصی واقع شده بپردازد یا قرار پرداخت آن را بدهد و در مجازات حبس توأم با جزای نقدی مبلغ مزبور را بپردازد یا با موافقت رئیس حوزه‌ی قضایی ترتیبی برای پرداخت داده شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; مراتب مذکور در بندهای ۱ و ۲ باید مورد تأیید رئیس زندان محل گذران محکومیت و قاضی ناظر زندان یا رئیس حوزه‌‌ی قضایی محل قرار گیرد و مراتب مذکور در بند ۳ باید به تأیید قاضی مجری حکم برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در صورت انحلال دادگاه صادرکننده‌ی حکم‌، صدور حکم آزادی مشروط از اختیارات دادگاه جانشین است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; دادگاه ترتیبات و شرایطی را که فرد محکوم باید در مدت آزادی مشروط رعایت کند از قبیل سکونت در محل معین یا خودداری از سکونت در محل معین یا خودداری از اشتغال به شغل خاص یا معرفی نوبه‌ای خود به مراکز تعیین شده و امثال آن در متن حکم قید می‌کند که در صورت تخلف وی از شرایط مذکور یا ارتکاب جرم مجدد، بقیه محکومیت وی به حکم دادگاه صادرکننده حکم به مرحله اجرا در می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۹ ===&lt;br /&gt;
صدور حکم آزادی مشروط‌، منوط به پیشنهاد سازمان زندان‌ها و تأیید دادستان یا دادیار ناظر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۰ ===&lt;br /&gt;
مدت آزادی مشروط بنا به تشخیص دادگاه‌، کمتر از یک سال و زیادتر از پنج سال نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب سوم - جرایم =&lt;br /&gt;
== فصل اول - شروع به جرم ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱ ===&lt;br /&gt;
هر کس قصد ارتکاب جرمی کند و شروع به اجرای آن نماید لکن جرم منظور واقع نشود چنان چه اقدامات انجام گرفته جرم باشد محکوم به مجازات همان جرم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; مجرد قصد ارتکاب جرم و عملیات و اقداماتی که فقط مقدمه جرم بوده و ارتباط مستقیم با وقوع جرم نداشته باشد شروع ‌به جرم نبوده و از این حیث قابل مجازات نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; کسی که شروع به جرمی کرده است‌، به میل خود آن را ترک کند و اقدام انجام شده جرم باشد از موجبات تخفیف مجازات‌ برخوردار خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - شرکا و معاونین جرم ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲ ===&lt;br /&gt;
هر کس عالماً و عامداً با شخص یا اشخاص دیگر در یکی از جرایم قابل تعزیر یا مجازات‌های بازدارنده مشارکت نماید و جرم‌ مستند به عمل همه‌ی آن‌ها باشد خواه عمل هر یک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنها مساوی باشد خواه ‌متفاوت‌، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم خواهد بود. در مورد جرایم غیر عمدی (خطایی‌) که ‌ناشی از خطای دو نفر یا بیشتر باشد مجازات هر یک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; اگر تأثیر مداخله و مباشرت شریکی در حصول جرم ضعیف باشد دادگاه مجازات او را به تناسب تأثیر عمل او تخفیف ‌می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳ ===&lt;br /&gt;
اشخاص زیر معاون جرم محسوب و با توجه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و تأدیب از وعظ و تهدید و درجات تعزیر، تعزیر می‌شوند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هر کس دیگری را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید و یا به وسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع‌ جرم شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر کس با علم و عمد وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; هر کس عالماً و یا عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; برای تحقق معاونت در جرم وجود وحدت قصد و تقدم و یا اقتران زمانی بین عمل معاون و مباشر جرم شرط است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در صورتی که برای معاونت جرمی‌، مجازات خاص در قانون یا شرع وجود داشته باشد همان مجازات اجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۴ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که فاعل جرم به جهتی از جهات قانونی قابل تعقیب و مجازات نباشد و یا تعقیب و یا اجرای حکم مجازات او به‌ جهتی از جهات قانونی موقوف گردد، تأثیری در حق معاون جرم نخواهد داشت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۵ ===&lt;br /&gt;
سردستگی دو یا چند نفر در ارتکاب جرم اعم از این که عمل آنان شرکت در جرم یا معاونت در جرم باشد از علل مشدده ‌مجازات است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - تعدد جرم ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۶ ===&lt;br /&gt;
در جرایم قابل تعزیر هر گاه فعل واحد دارای عناوین متعدده‌ی جرم باشد، مجازات جرمی داده می‌شود که مجازات آن اشد است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۷ ===&lt;br /&gt;
در مورد تعدد جرم هر گاه جرایم ارتکابی، مختلف باشد باید برای هر یک از جرایم، مجازات جداگانه تعیین شود و اگر مختلف‌ نباشد فقط یک مجازات تعیین می‌گردد و در این قسمت تعدد جرم می‌تواند از علل مشدده‌ی کیفر باشد و اگر مجموع جرایم ارتکابی در قانون‌، عنوان جرم خاصی داشته باشد مرتکب به مجازاتِ مقرر در قانون محکوم می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; حکم تعدد جرم در حدود و قصاص و دیات همان است که در ابواب مربوطه ذکر شده است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - تکرار جرم ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۸ ===&lt;br /&gt;
هر کس به موجب حکم دادگاه به مجازات تعزیری و یا بازدارنده محکوم شود، چنان چه بعد از اجرای حکم مجدداً مرتکب‌ جرم قابل تعزیر گردد دادگاه می‌تواند در صورت لزوم‌، مجازات تعزیری یا بازدارنده را تشدید نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; هر گاه حین صدور حکم‌، محکومیت‌های سابق مجرم معلوم نباشد و بعداً معلوم شود، دادستان مراتب را به دادگاه صادرکننده‌‌ی حکم اعلام می‌کند. در این صورت اگر دادگاه محکومیت‌های سابق را محرز دانست می‌تواند طبق مقررات این ماده اقدام نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب چهارم - حدود مسئولیت جزایی =&lt;br /&gt;
== ماده ۴۹ ==&lt;br /&gt;
اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده‌ی سرپرست اطفال و عندالاقتضا کانون اصلاح و تربیت اطفال می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; هر گاه برای تربیت اطفال بزهکار تنبیه بدنی آنان ضرورت پیدا کند تنبیه بایستی به میزان و مصلحت باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۰ ==&lt;br /&gt;
چنانچه غیربالغ مرتکب قتل و جرح و ضرب شود عاقله ضامن است لکن در مورد اتلاف مال اشخاص، خود طفل ضامن ‌است و ادای آن از مال طفل به عهده‌ی ولی طفل می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۱ ==&lt;br /&gt;
جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; در صورتی که تأدیب مرتکب مؤثر باشد به حکم دادگاه تأدیب می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در جنون ادواری شرط رفع مسئولیت کیفری‌، جنون در حین ارتکاب جرم است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۲ ==&lt;br /&gt;
هر گاه مرتکب جرم در حین ارتکاب مجنون بوده و یا پس از حدوث جرم مبتلا به جنون شود چنانچه جنون و حالت خطرناک ‌مجنون با جلب نظر متخصص ثابت باشد به دستور دادستان تا رفع حالت مذکور در محل مناسبی نگاهداری خواهد شد و آزادی او به ‌دستور دادستان امکان‌پذیر است‌. شخص نگهداری‌شده و یا کسانش می‌توانند به دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل جرم را دارد مراجعه و به این دستور اعتراض کنند. در این صورت دادگاه در جلسه اداری با حضور معترض و دادستان و یا نماینده‌ی او موضوع را با جلب نظر متخصص خارج از نوبت رسیدگی کرده و حکم مقتضی در مورد آزادی شخص نگهداری شده یا تأیید دستور دادستان صادر می‌کند. این رأی قطعی است ولی شخص نگهداری شده یا کسانش هرگاه علایم بهبودی را مشاهده کردند حق اعتراض به دستور دادستان‌ را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۳ ==&lt;br /&gt;
اگر کسی بر اثر شرب خمر، مسلوب‌الاراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بوده است مجرم علاوه ‌بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۴ ==&lt;br /&gt;
در جرایم موضوع مجازات‌های تعزیری یا بازدارنده، هر گاه کسی بر اثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد. در این مورد اجبارکننده به مجازات فاعل جرم با توجه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و مراتب تأدیب از وعظ و توبیخ و تهدید و درجات تعزیر محکوم می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۵ ==&lt;br /&gt;
هر کس هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش‌سوزی‌، سیل و توفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب بوده و برای رفع آن‌ ضرورت داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; دیه و ضمان مالی از حکم این ماده مستثنی است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۶ ==&lt;br /&gt;
اعمالی که برای آنها مجازات مقرر شده است در موارد زیر جرم محسوب نمی‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در صورتی که ارتکاب عمل به امر آمر قانونی بوده و خلاف شرع هم نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در صورتی که ارتکاب عمل برای اجرای قانون اهم لازم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۷ ==&lt;br /&gt;
هر گاه به امر غیرقانونی یکی از مقامات رسمی، جرمی واقع شود، آمر و مأمور به مجازات مقرر در قانون محکوم می‌شوند ولی ‌مأموری که امر آمر را به علت اشتباه قابل قبول و به تصور اینکه قانونی است اجرا کرده باشد، فقط به پرداخت دیه یا ضمان مالی محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۸ ==&lt;br /&gt;
هر گاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در تطبیق حکم بر مورد خاص‌، ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد، در مورد ضرر مادی در صورت تقصیر مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است و در غیر این صورت خسارت به وسیله دولت جبران می‌شود و در موارد ضرر معنوی چنان چه تقصیر یا اشتباه قاضی موجب هتک حیثیت از کسی گردد باید نسبت به اعاده‌ی حیثیت او اقدام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۹ ==&lt;br /&gt;
اعمال زیر جرم محسوب نمی‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تأدیب یا حفاظت آن‌ها انجام شود مشروط به اینکه اقدامات مذکور در حد متعارف تأدیب و محافظت باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر نوع عمل جراحی یا طبی مشروع که با رضایت شخص یا اولیا یا سرپرستان یا نمایندگان قانونی آن‌ها و رعایت موازین فنی و علمی و نظامات دولتی انجام شود. در موارد فوری اخذ رضایت ضروری نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; حوادث ناشی از عملیات ورزشی مشروط بر اینکه سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و این مقررات هم با موازین شرعی مخالفت نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶۰ ==&lt;br /&gt;
چنان چه طبیب قبل از شروع درمان یا اعمال جراحی از مریض یا ولی او برائت حاصل نموده باشد ضامن خسارت جانی یا مالی یا نقص عضو نیست و در موارد فوری که اجازه گرفتن ممکن نباشد طبیب ضامن نمی‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶۱ ==&lt;br /&gt;
هر کس در مقام دفاع از نفس یا عرض و یا ناموس و یا مال خود یا دیگری و یا آزادی تن خود یا دیگری در برابر هرگونه تجاوز فعلی و یا خطر قریب‌الوقوع عملی انجام دهد که جرم باشد در صورت اجتماع شرایط زیر قابل تعقیب و مجازات نخواهد بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; دفاع با تجاوز و خطر متناسب باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; عمل ارتکابی بیش از حد لازم نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; توسل به قوای دولتی بدون فوت وقت عملاً ممکن نباشد و یا مداخله قوای مذکور در رفع تجاوز و خطر مؤثر واقع نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; وقتی دفاع از نفس و یا ناموس و یا عرض و یا مال و یا آزادی تن دیگری جایز است که او ناتوان از دفاع بوده و نیاز به کمک داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶۲ ==&lt;br /&gt;
مقاومت در برابر قوای تأمینی و انتظامی در مواقعی که مشغول انجام وظیفه خود باشند، دفاع محسوب نمی‌شود ولی هر گاه قوای مزبور از حدود وظیفه‌ی خود خارج شوند و حسب ادله و قراین موجود خوف آن باشد که عملیات آنان موجب قتل یا جرح یا تعرض به عرض یا ناموس گردد، در این صورت دفاع جایز است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶۲ ==&lt;br /&gt;
(مکرر) محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی به شرح ذیل‌، محکوم‌علیه را از حقوق اجتماعی محروم می‌نماید و پس ازانقضای مدت تعیین شده و اجرای حکم رفع اثر می‌گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; محکومان به قطع عضو در جرایم مشمول حد، پنج سال پس از اجرای حکم‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; محکومان به شلاق در جرایم مشمول حد، یک سال پس از اجرای حکم‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; محکومان به حبس تعزیری بیش از سه سال‌، دو سال پس از اجرای حکم‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; حقوق اجتماعی عبارت است از حقوقی که قانونگذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو حاکمیت آن منظور نموده و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح می‌باشد از قبیل‌:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; حق انتخاب شدن در مجالس شورای اسلامی‌، خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری‌&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; عضویت در کلیه‌ی انجمن‌ها و شوراها و جمعیت‌هایی که اعضای آن به موجب قانون انتخاب می‌شوند.&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; عضویت در هیأت‌های منصفه و امنا&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;د-&#039;&#039;&#039; اشتغال به مشاغل آموزشی و روزنامه‌نگاری‌&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;هـ-&#039;&#039;&#039; استخدام در وزارتخانه‌ها، سازمان‌های دولتی‌، شرکت‌ها، مؤسسات وابسته به دولت‌، شهرداری‌ها، مؤسسات مأمور به خدمات عمومی‌، ادارات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و نهادهای انقلابی‌&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;و-&#039;&#039;&#039; وکالت دادگستری و تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتریاری‌&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ز-&#039;&#039;&#039; انتخاب شدن به سمت داوری و کارشناسی در مراجع رسمی‌&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ح-&#039;&#039;&#039; استفاده از نشان و مدال‌های دولتی و عناوین افتخاری‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; چنانچه اجرای مجازات اعدام به جهتی از جهات متوقف شود در این صورت آثار تبعی آن پس از انقضای هفت سال از تاریخ توقف اجرای حکم رفع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; در مورد جرایم قابل گذشت در صورتی که پس از صدور حکم قطعی با گذشت شاکی یا مدعی خصوصی اجرای مجازات ‌موقوف شود اثر محکومیت کیفری زایل می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۴:&#039;&#039;&#039; عفو مجرم موجب زوال آثار مجازات نمی‌شود مگر این که تصریح شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۵:&#039;&#039;&#039; در مواردی که عفو مجازات آثار کیفری را نیز شامل می‌شود، همچنین در آزادی مشروط‌، آثار محکومیت پس از گذشت‌ مدت مقرر از زمان آزادی محکوم‌علیه رفع می‌گردد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17343</id>
		<title>قانون ثبت اسناد و املاک ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17343"/>
		<updated>2011-02-04T13:40:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 91.99.241.4 (بحث) به آخرین تغییری که Pedram.salehpoor انجام داده بود واگردانده شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مصوب ۱۳۱۰/۱۲/۲۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی&lt;br /&gt;
= باب اول - تشکیلات اداری ثبت =&lt;br /&gt;
== ماده ۱ ==&lt;br /&gt;
در هر حوزه‌ی ابتدایی به اقتضای اهمیت محل، یک اداره یا دایره‌ی ثبت اسناد و املاک تاسیس می‌شود. ممکن است هر اداره یا دایره‌ی ثبت دارای شعبی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲ ==&lt;br /&gt;
مدیران و نمایندگان ثبت و مسئولین دفاتر و صاحبان دفاتر اسناد رسمی جز در محل مأموریت خود نمی‌توانند انجام وظیفه نمایند، اقدامات آن‌ها در خارج از آن محل اثر قانونی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳ ==&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴ ==&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵ ==&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶ ==&lt;br /&gt;
برای رسیدگی به کلیه‌ی اختلافات و اشتباهات مربوط به امور ثبت اسناد و املاک در مقر هر دادگاه استان، هیأتی به نام هیأت نظارت مرکب از رئیس ثبت استان یا قائم‌مقام او و دو نفر از قضات دادگاه استان به انتخاب وزیر دادگستری تشکیل می‌شود. هیأت مزبور به کلیه‌ی اختلافات و اشتباهات مربوط به امور ثبتی در حوزه‌ی قضایی استان رسیدگی می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای این هیأت یک عضو علی‌البدل از قضات دادگستری یا کارمندان ثبت مرکز استان از طرف وزیر دادگستری تعیین خواهد شد. (اصلاحی مصوب ۱۳۵۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۷ ==&lt;br /&gt;
دفاتر لازم برای ثبت اسناد و املاک و عده و نوع و ترتیب آن‌ها مطابق نظامنامه‌ای که از طرف وزارت عدلیه تنظیم می‌شود معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸ ==&lt;br /&gt;
مراجعه به دفاتر املاک برای اشخاص ذی‌نفع مطابق مقررات نظامنامه وزارت عدلیه جایز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب دوم - ثبت عمومی =&lt;br /&gt;
== فصل اول - اعلان ثبت و تحدید حدود ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۹ ===&lt;br /&gt;
در نقاطی که اداره ثبت موجود است از تاریخ اجرای این قانون و در سایر نقاط پس از تشکیل اداره یا دایره‌ی ثبت، وزارت عدلیه، حوزه‌ی هر اداره یا دایره‌ی ثبت را به چند ناحیه تقسیم کرده و به ثبت کلیه‌ی اموال غیرمنقول واقعه در هر ناحیه اقدام می‌کند. (اصلاحی مصوب ۱۳۳۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰ ===&lt;br /&gt;
قبل از اقدام به ثبت عمومی املاک هر ناحیه، حدود ناحیه مزبور و این که املاک واقعه در آن ناحیه باید به ثبت برسد به وسیله‌ی اعلان در جراید به اطلاع عموم خواهد رسید. اعلان مزبور در ظرف ۳۰ روز ۳ مرتبه منتشر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱ ===&lt;br /&gt;
از تاریخ انتشار اولین آگهی مذکور در ماده ده تا شصت روز باید متصرفین به عنوان مالکیت و اشخاص مذکور در دو ماده ۲۷ و ۳۲ نسبت به املاک واقع در آن ناحیه به وسیله‌ی اظهارنامه درخواست ثبت نمایند. اداره‌ی ثبت مکلف است تا نود روز پس از انتشار اولین آگهی مذکور، صورت کلیه‌ی اشخاصی را که اظهارنامه داده‌اند با نوع ملک و شماره‌ای که از طرف اداره ثبت برای هر ملک معین شده در روزنامه‌ها آگهی نماید و این آگهی تا شصت روز فقط در دو نوبت به فاصله‌ی سی روز منتشر خواهد شد. مأمور انتشار آگهی‌ها پس از انتشار و الصاق آگهی‌ها باید گواهی انتشار از کدخدای محل یا ژاندارمری یا پاسبان اخذ و تسلیم اداره‌ی ثبت نماید و در این موارد کدخدا و سایر مأمورین دولتی باید به مأمورین ثبت مساعدت نموده و گواهی لازم رابه مأمور ثبت بدهند.(اصلاحی مصوب ۱۳۱۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در مورد اراضی و املاکی که آثار تصرف مالکانه‌ی فعلی کسی نسبت به آن‌ها موجود نباشد درخواست ثبت از کسی پذیرفته می‌شود که بر مالکیت یا بر تصرف سابق خود به عنوان مالکیت یا بر تصرف خود به عنوان تلقی از مالک یا قائم‌مقام قانونی مدارکی داشته باشد. چنان چه تقاضای ثبت نسبت به این قبیل املاک به یکی از عناوین مذکور در دو ماده ۲۷ و ۳۲ باشد در صورتی تقاضای ثبت پذیرفته می‌شود که تقاضاکننده مدارکی بر عنوان مذکور یا بر تصرف سابق خود به آن عنوان یا بر تصرف کسی که تقاضاکننده، قائم‌مقام قانونی او محسوب می‌شود داشته باشد. (الحاقی مصوب ۱۳۱۷) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲ ===&lt;br /&gt;
نسبت به املاکی که مجهول‌المالک اعلان شده اشخاصی که حق تقاضای ثبت دارند می‌توانند در ظرف دو سال از تاریخ اجرای این قانون تقاضای ثبت نمایند و پس از گذشتن مدت دو سال، معاملات راجع به آن املاک قبل از تقاضای ثبت در دفتر اسناد رسمی پذیرفته نمی‌شود و صدی بیست و پنج از حق‌الثبت معمولی در موقع تقاضای ثبت، علاوه دریافت خواهد شد و نسبت به املاکی که آگهی نوبتی آن منتشر نشده از تاریخ انتشار آگهی نوبتی مذکور در ماده ۱۱ معاملات این املاک به هیچ عنوان قبل از تقاضای ثبت در دفاتر اسناد رسمی پذیرفته نخواهد شد و پس از یک سال از تاریخ اولین آگهی نوبتی صدی بیست و پنج از حق‌الثبت معمولی در موقع تقاضای ثبت علاوه دریافت خواهد شد. (اصلاحی مصوب ۱۳۲۲) - ( رجوع به  قانون افزایش هزینه‌های ثبتی مصوب ۱۳۴۵/۳/۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۳ ===&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۳ مکرر ===&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۴ ===&lt;br /&gt;
تحدید حدود املاک واقعه در هر ناحیه متدرجاً به ترتیب نمره‌ی املاک، مطابق نظامنامه‌ی وزارت عدلیه به عمل می‌آید و تقاضاکنندگان ثبت و مجاورین، برای روز تعیین حدود به وسیله‌ی اعلان احضار می‌شوند. این اعلان لااقل بیست روز قبل از تحدید حدود یک مرتبه در جراید منتشر می‌شود. به علاوه مطابق نظامنامه وزارت عدلیه در محل نیز اعلانی منتشر خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۵ ===&lt;br /&gt;
اگر تقاضاکننده در موقع تحدید حدود، خود یا نماینده‌اش حاضر نباشد، ملک مورد تقاضا با حدود اظهارشده از طرف مجاورین تحدید خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گاه مجاورین نیز در موقع تحدید حاضر نشوند و به این جهت حدود ملک تعیین نگردد اعلان تحدید حدود نسبت به آن املاک تجدید می‌شود و اگر برای مرتبه دوم نیز تقاضاکننده و مجاورین هیچ یک حاضر نشده و تحدید حدود به عمل نیاید حق‌الثبت ملک دو برابر اخذ خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; هر گاه حدود مجاورین از لحاظ عملیات ثبتی تثبیت و معین باشد تحدید حدود بدون انتشار آگهی با تبعیت از حدود مجاورین به عمل خواهد آمد و در این مورد در صورتی که یک یا چند حد ملک مورد تحدید از اموال عمومی مربوط به دولت و شهرداری و یا حریم قانونی آن‌ها باشد تحدید حدود با حضور نمایندگان سازمان‌های ذی‌ربط به عمل خواهد آمد و عدم حضور نماینده‌ی مزبور مانع انجام تحدید حدود نخواهد بود.(اصلاحی مصوب ۱۳۵۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - اعتراض ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶ ===&lt;br /&gt;
هر کس نسبت به ملک مورد ثبت اعتراضی داشته باشد، باید از تاریخ نشر اولین اعلان نوبتی تا ۹۰ روز اقامه (دعوا) نماید. عرض‌حال مزبور مستقیماً به اداره یا دایره یا شعبه‌ی ثبتی که در ضمن اعلان نوبتی معین شده است تسلیم می‌شود، در مقابل عرض‌حال باید رسید داده شود. در صورتی که عرض‌حال در مدت قانونی داده شده باشد اداره‌ی ثبت آن را نزد دفتر محکمه‌ای که مرجع رسیدگی است ارسال می‌دارد. اگر اداره ثبت تشخیص دهد که عرض‌حال خارج از مدت داده شده، کتباً نظر خود را اظهار خواهد کرد و به حاکم محکمه ابتدایی، محل می‌دهد تا حاکم مزبور در جلسه‌ی اداری موافق نظامنامه وزارت عدلیه رسیدگی کرده رأی دهد. رأی حاکم محکمه ابتدایی در این موضوع قاطع است. (رجوع به  قانون تعیین تکلیف پرونده‌های معترضین ثبتی که فاقد سابقه بوده و یا اعتراض آن‌ها در مراجع قضایی از بین رفته است. مصوب ۱۳۷۳/۲/۲۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷ ===&lt;br /&gt;
هر گاه راجع به ملک مورد تقاضای ثبت بین تقاضاکننده و دیگری قبل از انتشار اولین اعلان نوبتی دعوایی اقامه شده و در جریان باشد کسی که طرف دعوا با تقاضاکننده است باید از تاریخ نشر اولین اعلان نوبتی تا ۹۰ روز تصدیق محکمه را مشعر به جریان دعوا به اداره‌ی ثبت تسلیم نماید والا حق او ساقط خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در مواردی که اداره‌ی ثبت تشخیص دهد تصدیق مزبور خارج از مدت به اداره‌ی ثبت تسلیم گردیده، موافق ماده ۱۶ عمل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که محکمه، قرار عدم صلاحیت خود را صادر نماید مکلف است پس از قطعیت قرار مزبور به تقاضای مدعی دوسیه عمل را برای مرجع صلاحیت‌دار بفرستد. در این مورد تجدید عرض‌حال لازم نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر معترض پس از تقدیم عرض‌حال در مدت شصت روز دعوای خود را تعقیب نکرد (مسکوت گذاشت) محکمه مکلف است به تقاضای مستدعی ثبت، قرار اسقاط دعوای اعتراض را صادر نماید از این قرار می‌توان استیناف داد. رأی استیناف قابل تمیز نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸ مکرر ===&lt;br /&gt;
در صورت فوت معترض به ثبت اعم از این که تاریخ فوت قبل یا بعد از اجرای این قانون باشد، هر گاه معترض‌علیه نتواند تمام یا بعض از وراث را معرفی نماید به تقاضای او به شرح زیر اقدام می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در مورد اول، دادگاه مراتب را به دادستان محل ابلاغ می‌کند که در صورت وجود وراث محجور نسبت به نصب قیم و تعقیب دعوا اقدام شود و به علاوه موضوع و جریان دعوا را سه دفعه متوالی در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار مرکز و یکی از روزنامه های محل یا نزدیک مقر دادگاه آگهی می‌نماید. چنان چه ظرف ۹۰ روز از تاریخ انتشار آخرین آگهی، دعوا تعقیب نشود قرار سقوط دعوا صادر گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابلاغ قرار مزبور یک نوبت در یکی از روزنامه‌های محل یا نزدیک مقر دادگاه آگهی خواهد شد و اگر ظرف مدت مقرر از قرار صادر، پژوهش‌خواهی نشود قرار مزبور قطعی و لازم‌الاجرا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در مورد دوم، به وراث شناخته‌شده اخطار می‌شود در صورتی که در مقام تعقیب دعوا باشد ظرف پنج روز از تاریخ ابلاغ اخطاریه به تقدیم درخواست تعقیب مبادرت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد وراث شناخته‌نشده و همچنین وراث شناخته‌شده که با صدور و ابلاغ اخطاریه دعوا را مسکوت گذاشته باشد به طریق مذکور در بند یک عمل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; هر گاه دعوا از طرف یکی از وراث تعقیب شود درخواست‌دهنده باید دلیل مثبت وراثت خود را پیوست و میزان سهم‌الارث خود را صریحاً در برگ درخواست قید نماید. در مواردی که درخواست تعقیب فاقد شرایط فوق باشد به متقاضی اخطار می‌شود که ظرف پنج روز از تاریخ ابلاغ درخواست خود را تکمیل کند، در صورت عدم تکمیل اگر مدت مقرر در بند یک ماده ۱۸ مکرر منقضی شده باشد قرار سقوط دعوا صادر خواهد شد. (الحاقی مصوب ۱۳۵۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که در جلسه‌ی مقرر برای محاکمه، معترض یا وکیل او حاضر نشود و مطابق مقررات اصول محاکمات حقوقی به تقاضای مستدعی ثبت، عرض‌حال او ابطال گردد، تجدید عرض‌حال فقط در ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ قرار ابطال برای یک مرتبه ممکن خواهد بود، در این مورد عرض‌حال مستقیماً به دفتر محکمه صلاحیت‌دار داده خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در مواردی نیز که به موجب مواد ۱۶ و ۱۷ اصول محاکمات آزمایشی، عرض‌حال رد می‌شود مفاد این ماده لازم‌الرعایه است. (رجوع به مواد ۸۳ و ۸۴ و ۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹ مکرر ===&lt;br /&gt;
هر گاه مالکیت متقاضیان ثبت یا دعوای اعتراض، دارای منشأ واحد بوده و تعداد متقاضیان ثبت و یا معترضین و یا وراث آنان بیش از ۱۵ نفر باشد به درخواست معترض یا پژوهش‌خواه، دادخواست و ضمایم آن به دو نفر از شرکا یا وراث که سهام زیادتری دارند ابلاغ می‌شود و به علاوه مفاد دادخواست و پیوست‌های آن در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار مرکز و یکی از روزنامه‌های محل یا نزدیک مقر دادگاه سه دفعه متوالی آگهی خواهدشد.(الحاقی مصوب ۱۳۵۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گاه دعوا در جریان رسیدگی باشد به درخواست هر یک از طرفین دعوا دو نفر از طرف دیگر که سهام زیادتری دارند برای ابلاغ اخطاریه انتخاب و مراتب برای اطلاع سایرین یک نوبت در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار مرکز و یکی از روزنامه‌های محل یا نزدیک مقر دادگاه آگهی می‌شود و در این آگهی و همچنین آگهی مربوط به درج دادخواست باید صریحاً قید شود که برای شرکت در جلسات، وقت رسیدگی فقط به دو نفر اشخاص انتخاب شده مزبور با ذکر اسامی ابلاغ خواهد شد و سایرین حق دارند برای اطلاع از جریان دادرسی و یا شرکت در جلسات دادرسی با مراجعه به دفتر دادگاه از جریان دعوا و پاسخ لوایح و وقت رسیدگی مطلع شوند و یا به وسیله‌ی وکیل دادگستری در دادرسی شرکت نمایند. اگر بعضی از شرکای ملک یا وراث، ولو آن که سهم کمتری داشته باشند به وسیله‌ی وکیل دادگستری در دادرسی مداخله نمایند به جای شریک، شریک ملک یا وارثی که سهم زیادتری دارند باید دادخواست و اوراق اخطاریه به وکیل ابلاغ شود. در صورتی که وکیل دادگستری در دعوا مداخله داشته باشد ابلاغ اوراق اخطاریه به کلیه‌ی وکلا الزامی است. در موردی که دادخواست و یا جریان دعوا از طریق انتشار آگهی به عده‌ای از خوانندگان ابلاغ می‌شود حضوری بودن حکم صادر نسبت به آنان موکول به دعوت آنان برای شرکت در جلسه دادرسی نمی‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۰ ===&lt;br /&gt;
مجاوری که نسبت به حدود یا حقوق ارتفاقی، حقی برای خود قائل است می‌تواند فقط تا سی روز از تاریخ تنظیم صورت مجلس تحدید حدود به وسیله‌ی اداره‌ی ثبت به مرجع صلاحیت‌دار عرض‌حال دهد. مقررات مواد ۱۶، ۱۷، ۱۸ و ۱۹ (به استثنای مدت اعتراض که ۳۰ روز است) در این مورد نیز رعایت خواهد شد. تقاضاکننده ثبتی که خود یا نماینده‌اش در موقع تحدید حدود حاضر نبوده و ملک مورد تقاضای او با حدود اظهارشده از طرف مجاورین مطابق ماده ۱۵ تحدید شده می‌تواند مطابق مقررات این ماده عرض‌حال اعتراض دهد. (۱۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در دعاوی اعتراض به حدود ملک مورد تقاضای ثبت واقع در محدوده‌ی قانونی شهرها که تا تاریخ تصویب این قانون مطرح شده است هر گاه اعتراض از طرف غیرمجاور به عمل آمده باشد و همچنین در صورت استرداد دعوا به هم‌وجب سند رسمی یا اخذ سند مالکیت از طرف معترض با حدودی که در صورت‌مجلس تحدید حدود تعیین شده است دادگاه در جلسه‌ی اداری فوق‌العاده رسیدگی، حسب مورد قرار رد یا سقوط دعوا را صادر خواهد کرد و این قرار فقط قابل رسیدگی پژوهشی است. (رجوع به قانون تعیین تکلیف پرونده‌های معترضین ثبت. مصوب ۱۳۷۳/۲/۲۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسبت به اعتراضاتی که بعد از تصویب این قانون به عمل می‌آید در صورتی که اعتراض از طرف غیر مجاور به عمل آید یا معترض مجاور با حدود تعیین شده در صورت مجلس تحدید حدود، سند مالکیت بگیرد یا به موجب سند رسمی از اعتراض خود بدون قید و شرط صرف نظر کند، واحد ثبتی مربوط نظر خود را در بی اثر بودن اعتراض به معترض ابلاغ می‌نماید. معترض می‌تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ نظر مزبور، به هیأت نظارت شکایت نماید. رأی هیأت نظارت قطعی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صورتی که اقامتگاه معترض معلوم نباشد نظر واحد ثبتی یک نوبت در روزنامه‌ای که برای آگهی‌های ثبتی تعیین شده منتشر می‌گردد و معترض می‌تواند ظرف ده روز از تاریخ انتشار آگهی به هیأت نظارت شکایت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - آثار ثبت ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۱ ===&lt;br /&gt;
پس از اتمام عملیات مقدماتی ثبت، ملک در دفتر املاک ثبت شده و سند مالکیت مطابق ثبت دفتر املاک داده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۲ ===&lt;br /&gt;
همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی که ملک مزبور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا این که ملک مزبور از مالک رسمی ارثاً به او رسیده باشد مالک خواهد شناخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد ارث هم ملک وقتی در دفتر املاک به اسم وارث ثبت می‌شود که وراثت و انحصار آن‌ها محرز و در سهم‌الارث بین آن‌ها توافق بوده و یا در صورت اختلاف، حکم نهایی در آن باب صادر شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; حکم نهایی عبارت از حکمی است که به واسطه‌ی طی مراحل قانونی و یا به واسطه‌ی انقضای مدت اعتراض و استیناف و تمیز دعوایی که حکم در آن موضوع صادر شده از دعاوی مختومه محسوب شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۳ ===&lt;br /&gt;
ثبت ملک به حقوق کسانی که در آن ملک مجرای آب یا چاه قنات (اعم از دایر و بایر) دارند به هیچ عنوان و در هیچ صورت خللی وارد نمی‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۴ ===&lt;br /&gt;
پس از انقضای مدت اعتراض، دعوای این که در ضمن جریان ثبت تضییع حقی از کسی شده پذیرفته نخواهد شد، نه به عنوان قیمت نه به هیچ عنوان دیگر، خواه حقوقی باشد خواه جزایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد مذکور در ماده ۴۴ مطابق ماده ۴۵ و در موارد مذکور در مواد ۱۰۵، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۰۹، ۱۱۶ و ۱۱۷ مطابق مقررات جزایی مذکور در باب ششم این قانون رفتار خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۵ ===&lt;br /&gt;
حدود صلاحیت و وظایف هیأت نظارت بدین قرار است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هر گاه در اجرای مقررات ماده ۱۱ از جهت پذیرفتن تقاضای ثبت، اختلافی بین اشخاص و اداره‌ی ثبت واقع شود و یا اشتباهی تولید گردد و یا در تصرف اشخاص تزاحم و تعارض باشد رفع اختلاف و تعیین تکلیف و یا ابطال و یا اصلاح درخواست ثبت با هیأت نظارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر گاه هیأت نظارت تشخیص دهد که در جریان مقدماتی ثبت املاک، اشتباه مؤثر واقع شده آن اشتباه و همچنین عملیات بعدی که اشتباه مزبور در آن مؤثر بوده ابطال و جریان ثبت طبق مقررات، تجدید یا تکمیل یا اصلاح می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; هر گاه در موقع ثبت ملک و یا ثبت انتقالات بعدی صرفاً به علت عدم توجه و دقت نویسنده‌ی سند مالکیت و یا دفتر املاک، اشتباه قلمی رخ دهد و همچنین در صورتی که ثبت دفتر املاک مخالف یا مغایر سند رسمی یا حکم نهایی دادگاه باشد هیأت نظارت پس از رسیدگی و احراز وقوع اشتباه دستور اصلاح ثبت دفتر املاک و سند مالکیت را صادر خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; اشتباهاتی که قبل از ثبت ملک در جریان عملیات مقدماتی ثبت پیش آمده و موقع ثبت ملک در دفتر املاک مورد توجه قرار نگرفته بعداً اداره ثبت به آن متوجه گردد در هیأت نظارت مطرح می‌شود و در صورتی که پس از رسیدگی، وقوع اشتباه محرز و مسلم تشخیص گردد و اصلاح اشتباه به حق کسی خلل نرساند هیأت نظارت دستور رفع اشتباه و اصلاح آن را صادر می‌نماید و در صورتی که اصلاح مزبور خللی به حق کسی برساند به شخص ذی‌نفع اخطار می‌کند که می‌تواند به دادگاه مراجعه نماید و اداره‌ی ثبت دستور رفع اشتباه یا اصلاح آن را پس از تعیین تکلیف نهایی در دادگاه صادر خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; رسیدگی به تعارض در اسناد مالکیت کلاً یا بعضاً خواه نسبت به اصل ملک خواه نسبت به حدود و حقوق ارتفاقی آن با هیأت نظارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; رسیدگی و رفع اشتباهی که در عملیات تفکیکی رخ دهد و منتج به انتقال رسمی یا ثبت دفتر املاک شود با هیأت نظارت است مشروط بر این که رفع اشتباه مزبور خللی به حق کسی نرساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; هر گاه در طرز تنظیم اسناد و تطبیق مفاد آن‌ها با قوانین، اشکال یا اشتباهی پیش آید رفع اشکال و اشتباه و صدور دستور لازم با هیأت نظارت خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; رسیدگی به اعتراضات اشخاص نسبت به نظریه‌ی رئیس ثبت در مورد تخلفات و اشتباهات اجرایی با هیأت نظارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; در مواردی که بر حسب تشخیص هیأت نظارت مقرر شود که آگهی‌های نوبتی تجدید گردد ظرف سی روز از تاریخ انتشار آگهی مجدد که فقط یک نوبت خواهد بود معترضین حق اعتراض خواهند داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
در صورتی که اشتباه از طرف درخواست‌کننده ثبت باشد هزینه‌ی تجدید عملیات مقدماتی ثبت به طریقی که در آیین‌نامه تعیین خواهد شد به عهده‌ی درخواست‌کننده خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; رسیدگی هیأت نظارت در موارد مذکور در بندهای یک و دو این ماده تا وقتی است که ملک در دفتر املاک به ثبت نرسیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۴:&#039;&#039;&#039; آرای هیأت نظارت فقط در مورد بندهای یک و پنج و هفت این ماده بر اثر شکایت ذی‌نفع قابل تجدیدنظر در شورای عالی ثبت خواهد بود ولی مدیر کل ثبت به منظور ایجاد وحدت رویه در مواردی که آرای هیأت‌های نظارت متناقض و یا خلاف قانون صادر شده باشد موضوع را برای رسیدگی و اعلام نظر به شورای عالی ثبت ارجاع می‌نماید و در صورتی که رأی هیأت نظارت به موقع اجرا گذارده نشده باشد طبق نظر شورای عالی ثبت به موقع اجرا گذارده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد ایجاد وحدت رویه نظر شورای عالی ثبت برای هیأت‌های نظارت لازم‌الاتباع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۵:&#039;&#039;&#039; در مورد بندهای یک و پنج و هفت، رأی هیأت نظارت برای اطلاع ذی‌نفع به مدت بیست روز در تابلوی اعلانات ثبت محل الصاق و سپس به موقع اجرا گذارده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصول شکایت از ناحیه ذی‌نفع چنان چه قبل از اجرای رأی باشد اجرای رأی را موقوف می‌نماید و رسیدگی و تعیین تکلیف با شورای عالی ثبت خواهد بود. هر گاه شورای عالی ثبت در تجدید رسیدگی رأی هیأت نظارت را تأیید نماید عملیات اجرایی تعقیب می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۵ مکرر ===&lt;br /&gt;
مرجع تجدیدنظر نسبت به آرای هیأت نظارت شورای عالی ثبت خواهد بود که دارای دو شعبه به شرح زیر است: (اصلاحی مصوب ۱۳۵۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; شعبه مربوط به املاک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; شعبه مربوط به اسناد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر یک از شعب مذکور از سه نفر که دو نفر از قضات دیوان عالی کشور به انتخاب وزیر دادگستری و مسئول قسمت املاک در شعبه املاک و مسئول قسمت اسناد در شعبه اسناد تشکیل می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۶ ===&lt;br /&gt;
در مورد انتقال تمام یا قسمتی از ملک ثبت شده و یا واگذاری حقی نسبت به عین آن ملک و همچنین در مورد عمری و رقبی و سکنی و معاملات راجع به انتقال منافع ملک برای مدتی بیش از سه سال به ترتیب ذیل عمل خواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سند معامله در دفتر اسناد رسمی یا دفتر معاملات غیرمنقول ثبت و خلاصه‌ی آن در دفتر املاک ذیل صورت ثبت ملک قید می‌شود و به همین طریق خلاصه‌ی کلیه‌ی انتقالات در دفتر املاک به ترتیب تاریخ، ذیل یکدیگر به ثبت خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط و ترتیب ثبت خلاصه‌ی انتقالات در دفتر املاک و تجدید اوراق مالکیت به موجب نظامنامه‌ی وزارت عدلیه معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۷ ===&lt;br /&gt;
کسانی که در مورد املاک وقف و حبس و ثلث باقی باید تقاضای ثبت بدهند و همچنین کسانی که نسبت به ثبت این قبیل املاک باید عرض‌حال اعتراض داده و حقوق وقف و حبس و ثلث باقی را حفظ کنند به موجب نظامنامه‌ی وزارت عدلیه معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۸ ===&lt;br /&gt;
هر گاه نسبت به این قبیل املاک به عنوان مالکیت تقاضای ثبت شده و متولی یا نماینده اوقافی که به موجب نظامنامه مکلف به دادن عرضحال اعتراض و تعقیب دعوا و حفظ حقوق وقف یا حبس یا ثلث باقی است در اثر تبانی به تکلیف خود عمل ننماید به مجازات خیانت در امانت محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مواردی نیز که تقاضای ثبت ملک دیگری بدون ذکر حقوق ارتفاقی املاک وقف و حبس و ثلث باقی شده است هر گاه اشخاص مذکور در فوق در اثر تبانی به تکلیف خود عمل ننمایند به مجازات خائنین در امانت محکوم می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۹ ===&lt;br /&gt;
مخارج راجع به ثبت املاک مذکور در فوق در صورتی که ملک مورد تقاضا عایدات نداشته و برای امور خیریه تخصیص داده شده باشد و همچنین مخارج  محاکمه‌ی اعتراض از محل مبرات مطلقه و موقوفات مجهول‌المصرف داده می‌شود و در صورت عدم کفایت این عایدات، مخارج گرفته نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۰ ===&lt;br /&gt;
در مواردی که اداره‌ی اوقاف تقاضای ثبت می‌دهد مخارج راجع به ثبت را خود مستقیماً از عایدات موقوفه مورد تقاضا وصول خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای ثبت مساجد و اماکن متبرکه و مدارس قدیمه و تکایا و آب انبارهای عمومی تقاضای ثبت از طرف متولی یا اداره‌ی اوقاف بدون اخذ حق‌الثبت و مخارج مقدماتی پذیرفته خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۱ ===&lt;br /&gt;
ثبت رقبه به عنوان وقفیت و حبس، مثبت تولیت نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۲ ===&lt;br /&gt;
تقاضای ثبت نسبت به املاک دولت به عهده‌ی مالیه محل و نسبت به املاک مؤسسات بلدی و خیریه بر عهده‌ی رئیس مؤسسه و نسبت به املاک شرکت‌ها به عهده‌ی مدیر شرکت و در مورد املاک محجورین به عهده‌ی ولی یا قیم آن‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۳ ===&lt;br /&gt;
نسبت به املاکی که با شرط خیار یا به عنوان قطعی با شرط نذر خارج و یا به عنوان قطعی با شرط وکالت منتقل شده است و به طور کلی نسبت به املاکی که به عنوان صلح یا به هر عنوان دیگر با حق استرداد قبل از تاریخ اجرای این قانون انتقال داده شده اعم از این که مدت خیار یا عمل به شرط و به طور کلی مدت حق استرداد منقضی شده یا نشده باشد و اعم از این که ملک در تصرف انتقال دهنده باشد یا در تصرف انتقال‌گیرنده، حق تقاضای ثبت با انتقال‌دهنده است مگر در موارد ذیل که اظهارنامه فقط از منتقل‌الیه پذیرفته می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در صورتی که ملک قبل از تاریخ اجرای این قانون به موجب حکم نهایی به ملکیت قطعی منتقل‌الیه محکوم شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در صورتی که پس از انقضای مدت حق استرداد، انتقال‌دهنده‌ی مالکیت قطعی (بدون حق استرداد) انتقال گیرنده را کتباً تصدیق کرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; در صورتی که در تاریخ اجرای قانون مصوب ۲۱ بهمن ماه ۱۳۰۸ ملک مورد معامله در تصرف انتقال‌گیرنده بوده و لااقل پنج سال از انقضای موعد حق استرداد تا تاریخ مزبور گذشته باشد مشروط به دو شرط ذیل (اصلاحی مصوب ۱۳۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; از انقضای موعد حق استرداد تا تاریخ اجرای قانون بهمن ماه ۱۳۰۸ از طرف انتقال‌دهنده یا قائم‌مقام قانونی او به وسیله‌ی عرض‌حال یا اظهارنامه‌ی رسمی اعتراض به مالکیت انتقال‌گیرنده نشده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; در صورتی که تا تاریخ تصویب این قانون (۲۸ دی ماه ۱۳۱۲) حکم قطعی بر بی‌حقی انتقال‌گیرنده یا قائم‌مقام قانونی او صادر نشده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی معاملات با حق استرداد ولو آن که در ظاهر معامله با حق استرداد نباشد مشمول جمیع مقررات راجعه به معاملات با حق استرداد خواهد بود اعم از این که بین متعاملین محصور بوده و یا برای تأمین حق استرداد، اشخاص ثالثی را بأی نحو کان مداخله داده باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در مواردی که مطابق این ماده انتقال‌دهنده تقاضای ثبت می‌کند، باید حق انتقال گیرنده را در تقاضانامه خود قید نماید و این حق در ضمن اعلان با تصریح به اسم طرف ذکر خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۴ ===&lt;br /&gt;
در مورد معاملات مذکور در ماده ۳۳ و کلیه‌ی معاملات شرطی و رهنی راجع به اموال غیرمنقول در صورتی که بدهکار ظرف مدت مقرر در سند بدهی خود را نپردازد بستانکار می‌تواند وصول طلب خودرا توسط دفترخانه‌ی تنظیم‌کننده‌ی سند درخواست کند.&lt;br /&gt;
دفترخانه، بنا به تقاضای بستانکار، اجراییه برای وصول طلب و اجور و خسارت دیرکرد صادر خواهد کرد و به اداره‌ی ثبت ارسال خواهد داشت و بدهکار از تاریخ ابلاغ اجراییه هشت ماه مهلت خواهد داشت که نسبت به پرداخت بدهی خود اقدام نماید.&lt;br /&gt;
بدهکار می‌تواند ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ اجراییه درخواست نماید که ملک از طریق حراج به فروش برسد. در این صورت اجرای ثبت یا ثبت محل پس از انقضای مدت شش ماه به حراج ملک اقدام خواهد کرد. قبل از فروش ملک در صورت اعلام انصراف بدهکار حراج ملک موضوعاً منتفی خواهد بود. مبلغ حراج باید از کل مبلغ طلب و خسارت قانونی و حقوق و عوارض و هزینه‌های قانونی تا روز حراج شروع شود و در هر حال به کمتر از آن فروخته نخواهد شد. در صورت نبودن خریدار و همچنین در صورتی که تقاضای بدهکار ظرف مدت مقرر به اجرا یا ثبت محل واصل نشود پس از انقضای هشت ماه مذکور در این قانون، ملک با اخذ کلیه‌ی حقوق و عوارض و هزینه‌های قانونی به موجب سند انتقال رسمی به بستانکار واگذار خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گاه بستانکار قسمتی از طلب خود را دریافت کرده باشد در صورت واگذاری ملک به او باید وجوه دریافتی را مسترد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد مؤسسات و شرکت‌های دولتی و بانک‌ها وجوه دریافتی از اصل طلب مسترد می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد اموال منقول اعم از این که اجراییه نسبت به تمام یا باقیمانده طلب صادر شده باشد هر گاه بدهکار ظرف چهارماه از تاریخ ابلاغ اجراییه نسبت به پرداخت بدهی خود اقدام ننماید مال مورد معامله وسیله‌ی اجرای ثبت به حراج گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
هر گاه مال به قیمتی بیش از طلب مورد مطالبه و خسارت قانونی و حقوق و عوارض و هزینه‌های قانونی تا روز حراج به فروش نرود، پس از دریافت حقوق اجرایی تمام مال مورد معامله ضمن تنظیم صورت مجلس توسط رئیس اجرا تحویل بستانکار خواهد شد. &lt;br /&gt;
در مواردی هم که مال یا ملکی وثیقه‌ی دین یا ضمانتی قرار داده شود بر حسب آن که مال مزبور منقول و یا غیرمنقول باشد طبق مقررات این قانون عمل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; حراج اموال منقول و غیرمنقول بدون تشریفات انتشار آگهی خاص در روزنامه در مرکز یا مراکز حراج به عمل می‌آید. ختم عملیات حراج نباید از دو ماه تجاوز نماید و انجام حراج باید در هفته‌ی آخر دو ماه مذکور باشد. نحوه‌ی اجرای حراج و نوبت آن و همچنین تشکیل مرکز یا مراکز حراج به موجب آیین‌نامه‌ی وزارت دادگستری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; هر گاه بعد از ابلاغ اجراییه و قبل از واگذاری مال به غیر یا انتقال یا تحویل مال به بستانکار، وقوع فوت بدهکار مستنداً به مدرک رسمی اعلام شود از تاریخ  فوت، وراث نسبت به اموال منقول، سه ماه و نسبت به اموال غیرمنقول، شش ماه مهلت خواهند داشت که نسبت به پرداخت بدهی مورث اقدام نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر مورد که مهلت استفاده از حق استرداد بیش از مهلت‌های  مذکور فوق باشد باید همان مهلت بیشتر، رعایت و احتساب شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; در کلیه‌ی اسناد رسمی بایستی اقامتگاه متعاملین به طور وضوح در سند قید شود. اقامتگاه متعاملین همان است که در سند قید شده و مادام که تغییر اقامتگاه خود را قبل از صدور اجراییه به دفترخانه و قبل از ابلاغ به اجرا با نشانی صحیح و ذکر شماره پلاک محل اقامت اعم از خانه و مهمانخانه و غیره که بتوان اجراییه را به آن جا ابلاغ کرد اطلاع ندهند، کلیه‌ی برگ‌ها و اخطاریه‌های اجرایی به محلی که در سند قید شده ابلاغ می‌شود و متعهد نمی‌تواند به عذر عدم اطلاع متعذر گردد.&lt;br /&gt;
دفاتر اسناد رسمی مکلفند پس از صدور اجراییه مراتب را به آخرین نشانی متعهد از طریق پست سفارشی به او اطلاع دهند و برگ اجراییه را به ضمیمه‌ی قبض پست سفارشی جهت ابلاغ اجراییه و عملیات اجرایی به ثبت محل ارسال دارند.&lt;br /&gt;
هر گاه محل اقامت متعهد در سند قید نشده و یا به جهات دیگر احراز محل اقامت میسر نباشد، ثبت محل موضوع اجراییه را به طور اختصار یک نوبت در یکی از جراید کثیرالانتشار محل یا نزدیکتر به محل آگهی خواهد نمود.&lt;br /&gt;
طرز ابلاغ برگ اجرایی و همچنین ترتیب انتشار آگهی به موجب آیین‌نامه وزارت دادگستری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۴:&#039;&#039;&#039; در مورد معاملات مذکور در ماده ۳۳ و معاملات رهنی زیان دیرکرد از تاریخ انقضای سند و در مورد رهن تصرف از زمان تخلیه و تحویل تعلق خواهد گرفت و در مورد سایر دیون و معاملات استقراضی موجل که تعلق زیان دیرکرد در سند شرط نشده باشد و همچنین دیون عندالمطالبه، تعلق زیان دیرکرد مشروط به تقدیم دادخواست یا اظهارنامه و یا صدور اجراییه می‌باشد و از تاریخ تقدیم دادخواست یا ابلاغ اظهارنامه یا ابلاغ برگ اجرایی محسوب می‌شود، ولی به طور کلی زیان دیرکرد در صورتی تعلق می‌گیرد که وجه التزامی بین طرفین در ضمن معامله اصلی یا ضمن هر نوع قرارداد و معامله دیگری به طوری که التزام مزبور راجع به معامله اصلی باشد مقرر نشده و بدهکار در صورت دیرکرد به طور مستقیم به تأدیه آن ملزم نگردیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۵:&#039;&#039;&#039; هر قراری که در اسناد استقراضی به صورت وجه التزام یا طرق دیگر گذارده شود که موجب شود خسارت دیرکرد بیش از صدی دوازده باشد نسبت به مازاد، غیرقانونی و بلااثر است. در صورتی که در سند بهره یا اجوری کمتر از ۱۲% قید شده باشد خسارات دیرکرد به همان میزان اخذ خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۶:&#039;&#039;&#039; در مورد معاملات رهنی بستانکار می‌تواند از رهن اعراض نماید. در صورت اعراض، مورد رهن آزاد و عملیات اجرایی بر اساس اسناد ذمه خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۷:&#039;&#039;&#039; در مواردی که مال بدهکار برای استیفای طلب بستانکار معرفی می‌شود، پس از بازداشت و ارزیابی و قطعیت بهای ارزیابی هر گاه بدهکار ظرف ۲ ماه از تاریخ قطعیت ارزیابی بدهی خود را نپردازد، با دریافت حقوق اجرایی مال به بستانکار در قبال تمام یا بعض طلب او واگذار می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترتیب معرفی و بازداشت و ارزیابی و نحوه واگذاری مال و همچنین در صورتی که ارزش مال معرفی شده بیش از تمام طلب بستانکار و حقوق اجرایی باشد چگونگی واگذاری تمام یا بعض آن به موجب آیین‌نامه‌ی وزارت دادگستری تعیین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۸:&#039;&#039;&#039; هر گاه بدهکار یا قائم‌مقام قانونی او در نیمه‌ی اول مهلت‌هایی که برای استفاده از حق استرداد در این قانون مقرر شده با بستانکار معامله خود را مستقیماً ختم و نصف نیم عشر اجرایی را بپردازد و یا کلیه‌ی دیون و خسارت قانونی بستانکار و نصف نیم عشر اجرایی را در صندوق ثبت تودیع نماید اجراییه مختوم می‌گردد و در صورتی که ظرف مهلت مزبور نصف نیم عشر اجرایی کلاً یا بعضاً پرداخت نشود تمام آن دریافت خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۹:&#039;&#039;&#039; در مورد وام های مربوط به طرح‌های صنعتی و معدنی، بانک وام‌دهنده می‌تواند ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ اجراییه، تقاضای حراج مال مورد رهن یا وثیقه را بنماید، خواه بدهکار تقاضای حراج کرده یا نکرده باشد. پس از انقضای مدت مذکور مال از طریق حراج به فروش می‌رسد. حراج باید به میزان کل مبلغ طلب و خسارت و حقوق و عوارض و هزینه‌های قانونی تا روز حراج شروع شود. در صورتی که خریداری نباشد، یک بار دیگر حراج تجدیدو بهای مال به وسیله‌ی ارزیاب، ارزیابی و پس از قطعیت بهای ارزیابی، حراج بر مبنای آن شروع می‌گردد. ترتیب انتخاب ارزیاب همچنین نحوه‌ی ارزیابی طبق آیین‌نامه‌ای خواهد بود که بنا به پیشنهاد وزارت صنایع و معادن و وزارت دادگستری و بانک مرکزی ایران به تصویب کمیسیون‌های دادگستری و صنایع و معادن مجلسین خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گاه بهای ارزیابی بیش از کل طلب و خسارت و هزینه‌های قانونی تا روز حراج باشد، حراج از کل طلب و خسارت و هزینه‌های قانونی تا روز حراج شروع می‌شود و اگر ارزیابی کمتر از میزان کل طلب باشد، بانک می‌تواند تا تعیین نتیجه‌ی قطعی حراج، درخواست بازداشت سایر اموال مدیون را تا میزان باقیمانده طلب بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر حال هر گاه مال مورد رهن یا وثیقه در حراج بار دوم به فروش نرسد پس از اخذ کلیه‌ی حقوق و عوارض و هزینه‌های قانونی، مال مزبور به مبلغ شروع حراج به موجب سند رسمی به بانک واگذار می‌شود. هر گاه مبلغی از طلب بانک باقی مانده باشد از سایر اموال مدیون تا میزان باقیمانده طلب بانک ارزیابی و پس از قطعیت بهای ارزیابی از طریق حراج به شرح مذکور فوق استیفای طلب بانک خواهد شد. بانک می‌تواند نظیر سایر مرتهنین با استفاده از حق مقرر در تبصره ۶ از رهن اعراض نموده اموال مدیون را اعم از مورد رهن و غیر آن برای استیفای طلب خود معرفی نماید. در این صورت نیز اموال به شرح فوق از طریق حراج به فروش رسیده یا به بانک واگذار خواهد شد. احراز تخصیص وام به طرح صنعتی یا معدنی طبق ضوابطی خواهد بود که به پیشنهاد بانک مرکزی ایران و تصویب شورای پول و اعتبار تعیین می‌گردد و منوط به قید آن در سند رسمی مربوط به اخذ وام خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۴ مکرر ===&lt;br /&gt;
در کلیه‌ی معاملات مذکور در ماده ۳۴ این قانون بدهکار می‌تواند با تودیع کلیه بدهی خود اعم از اصل و اجور و خسارت قانونی و حقوق اجرایی نزد سردفتر اسناد رسمی تنظیم کننده سند، مورد معامله را آزاد و آن را با دیگری معامله نماید یا کلیه‌ی بدهی خود را در صندوق ثبت یا هر مرجع دیگری که اداره‌ی ثبت تعیین می‌نماید تودیع و با تسلیم مدرک تودیعی به دفترخانه‌ی تنظیم‌کننده‌ی سند، موجبات فسخ و فک سند را فراهم کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفاتر اسناد رسمی مکلفند وجوه امانی مذکور را بلافاصله و در صورت انقضای وقت اداری در اولین وقت اداری بعد به صندوق ثبت تحویل نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر بستانکاری که حق درخواست بازداشت اموال بدهکار را دارد نیز می‌تواند کلیه بدهی موضوع سند به بستانکار دیگر و نیز حقوق دولت را پرداخت و یا در صندوق ثبت و یا هر مرجع دیگری که اداره‌ی ثبت تعیین می‌نماید تودیع و تقاضای استیفای حقوق خود را از اداره‌ی ثبت بنماید. هر گاه مدت سند باقی باشد باید حق بستانکار تا آخر مدت رعایت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صورت صدور اجراییه گواهی اداره اجرا در مورد بلامانع بودن فک و فسخ معامله یا انجام معامله نیز ضروری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کلیه‌ی موارد مذکور فوق هر گاه منافع مال مورد معامله حق سکنی یا حقوق دیگری بوده و به بستانکار منتقل شده باشد، باید حق نامبرده تا آخر مدت مذکور در سند رعایت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; انتقال قهری حق استرداد به وراث بدهکار موجب تجزیه مورد معامله نخواهد بود. &lt;br /&gt;
هر گاه قبل از صدور اجراییه یا قبل از خاتمه عملیات اجرایی کلیه بدهی و خسارت قانونی و حق اجرا در صورت صدور اجراییه از ناحیه احد از وراث مدیون در صندوق ثبت یا مرجع دیگری که اداره ثبت تعیین نماید تودیع شود مال مورد معامله در وثیقه وارث مزبور قرار می‌گیرد. در این مورد هر گاه هر یک از وراث به نسبت سهم‌الارث، بدهی خود را به وارث مزبور بپردازد به همان نسبت از مورد وثیقه به نفع او آزاد خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترتیب و نحوه‌ی وصول طلب وارث پرداخت‌کننده دین از سایر وراث به موجب آیین‌نامه‌ی وزارت دادگستری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; عملیات اجرایی با صدور سند انتقال یا تحویل مال منقول یا پرداخت طلب بستانکار و اجرای تعهد بدهکار مختومه خواهد بود. در صورتی که مال از طریق حراج به فروش برسد ختم عملیات اجرایی تاریخ تنظیم صورت مجلس حراج می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; نحوه‌ی توقیف حق بدهکار نسبت به مازاد مورد وثیقه و طرز استیفای حقوق توقیف‌کننده به موجب آیین‌نامه‌ی وزارت دادگستری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۴:&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی اسناد تنظیمی و اجراییه‌های صادر قبل از اجرای این قانون تابع مقررات زمان تنظیم سند خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۵ ===&lt;br /&gt;
محاکم عدلیه در هیچ مورد نسبت به وجه التزام مقرر در معاملات مذکور در ماده ۳۳ و معاملات استقراضی بیش از صدی پانزده در سال به نسبت مدت تأخیر حکم نداده و ادارات ثبت بیش از صدی دوازده در سال ورقه‌ی لازم‌الاجرا صادر نخواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۶ ===&lt;br /&gt;
خسارت تأخیر تأدیه در صورتی که در محاکم عدلیه مورد مطالبه واقع نشود&lt;br /&gt;
مشمول مواد ۴۲ و ۴۴ قانون تسریع محاکمات خواهد بود و در صورتی که به وسیله‌ی اداره‌ی ثبت مأخوذ شود از قرار صدی دوازده در سال بوده و تمام آن به طلبکار داده می‌شود. وجه التزام در صورتی که در محاکم عدلیه مورد مطالبه واقع شود و بیش از صدی ده باشد مازاد از صدی ده تا صدی پانزده نیز مشمول مواد ۴۲ و ۴۴ قانون تسریع محاکمات است و چنان چه صدی ده یا کمتر باشد تمام آن به محکوم‌له داده خواهد شد و هر گاه وجه التزام به وسیله‌ی اداره ثبت مأخوذ شود منتهی از قرار صدی دوازده در سال است که تماما به طلبکار داده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۷ ===&lt;br /&gt;
نسبت به معاملات مذکور در ماده ۳۳ که قبل از تاریخ اجرای این قانون و پس از ثبت ملک واقع شده مقررات ماده ۳۴ لازم‌الرعایه خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۳۸ ===&lt;br /&gt;
در موضوع انتقالات مذکور در ماده ۳۳ که قبل از تاریخ اجرای این قانون واقع شده محاکم مکلفند در مواردی که مطابق ماده مزبور حق تقاضای ثبت به انتقال دهنده داده شده، بر طبق ماده ۳۴ حکم به رد اصل و اجور و غیره داده و در مواردی که حق تقاضای ثبت به انتقال گیرنده داده شده است، حکم به مالکیت انتقال‌گیرنده بدهند اعم از این که نسبت به ملک مورد معامله تقاضای ثبت شده یا نشده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسبت به معاملات مذکوره در ماده ۳۳ که پس از تاریخ اجرای این قانون واقع شود، محاکم و ادارات ثبت مکلفند مدلول ماده ۳۴ را به موقع اجرا گذارند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== ماده ۳۹ ===&lt;br /&gt;
حقوقی که در مواد ۳۳ و ۳۴ و ۳۷ و ۳۸ برای انتقال‌دهنده مقرر است قبل از انقضای مدت حق استرداد قابل اسقاط نیست. هر قرارداد مخالف این ترتیب باطل و کأن لم یکن خواهد بود، خواه قبل از این قانون باشد، خواه بعد و اعم از این که به موجب سند رسمی باشد یا غیررسمی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۰ ===&lt;br /&gt;
تخلف قضات و مأمورین دولت از مقررات مواد ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۳۹ مستلزم مجازات انتظامی از درجه ۴ به بالا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که در اثنای مدت عملیات مقدماتی، تقاضاکننده‌ی ثبت، مورد تقاضا را کلاً یا بعضاً به دیگری منتقل کند، انتقال‌دهنده مکلف است تا ده روز از تاریخ انتقال شخصاً یا به توسط وکیل ثابت‌الوکاله در اداره‌ی ثبت اسناد حاضر و معامله‌ی خود را کتباً اطلاع دهد (اصلاحی مصوب ۱۳۱۲/۵/۷).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه مورد انتقال، ملکی باشد که نسبت به آن عرض‌حال اعتراضی داده شده است، انتقال‌دهنده مکلف است در حین انتقال، انتقال‌گیرنده را از وجود معترض و در ظرف ده روز از تاریخ انتقال، معترض را از وقوع انتقال و اسم انتقال‌گیرنده به وسیله‌ی اظهارنامه‌ی رسمی مسبوق نماید و اگر انتقال‌دهنده در حین انتقال از اعتراضی که شده است رسماً مطلع نبوده و یا عرض‌حال اعتراض بعد از انتقال داده شود، انتقال‌دهنده مکلف است در ظرف ده روز از تاریخ اطلاع رسمی، معترض را به وسیله‌ی اظهارنامه‌ی رسمی از وقوع انتقال و اسم منتقل‌الیه و انتقال‌گیرنده را در همان مدت و به همان طریق از وقوع اعتراض مسبوق کند. منتقل‌الیه به محض ابلاغ اظهارنامه در مقابل معترض، قائم‌مقام انتقال دهنده شده و دعوا بدون تجدید عرض حال به طرفیت او جریان خواهد یافت. انتقال‌دهنده‌ای که مطابق مقررات فوق عمل ننماید مسئول هر ضرر و خسارتی خواهد بود که از تخلف او بر انتقال‌گیرنده و یا معترض وارد گردد و مادام که ضرر و خسارت مزبور را جبران نکرده است به تقاضای انتقال‌گیرنده یا معترض توقیف خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; هر گاه معترض، حقوق ادعاییه‌ی خود را به دیگری انتقال دهد آن شخص بدون تجدید عرض‌حال قائم‌مقام او شده و از مواعدی که برای معترض در تاریخ انتقال باقی است استفاده خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳ ===&lt;br /&gt;
هر گاه انتقال، به موجب سند عادی بوده و انتقال‌دهنده معامله خود را به اداره‌ی ثبت اطلاع نداد، چنان چه مدت اعتراض باقی است، منتقل‌الیه مطابق مقررات عرض‌حال می‌دهد و چنان چه مدت منقضی شده، منتقل‌الیه می‌تواند به وسیله‌ی اظهارنامه به انتقال‌دهنده اخطار نماید، هر گاه مشارالیه معامله را در ظرف مدت ۱۰ روز از تاریخ اخطاریه تصدیق نمود ملک به نام انتقال‌گیرنده ثبت و الا ملک به نام انتقال‌دهنده ثبت و انتقال‌گیرنده به موجب ماده‌ی ۱۰۵ و ۱۱۴ می‌تواند انتقال‌دهنده را تعقیب نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گاه انتقال به موجب سند عادی بوده و انتقال‌دهنده مطابق ماده ۴۱ عمل نماید و یا انتقال به موجب سند رسمی باشد به ترتیب ذیل عمل خواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر اعلانات نوبتی منتشر نشده، ملک به اسم انتقال‌گیرنده اعلان می‌شود و اگر اعلانات در جریان باشد بقیه‌ی اعلانات به نام انتقال‌گیرنده با قید انتقال اصلاح می‌شود و اگر رجوع به اداره‌ی ثبت بعد از اتمام اعلانات باشد ملک به اسم انتقال‌گیرنده به ثبت خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر معلوم شود سند رسمی انتقال مجعول بوده، مرتکب به ۵ تا ۱۵ سال حبس با اعمال شاقه محکوم و به علاوه مفاد ماده ۱۱۴ درباره او مجری خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۴ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی که نسبت به ملک مورد ثبت اقامه‌ی دعوا کرده، قبل از انقضای موعدهای مقرر در مواد ۱۷، ۱۸ و ۱۹ فوت کرده یا مجنون یا محجور شود، مستدعی ثبت مکلف است مراتب را به اداره‌ی ثبت و پارکه بدایت صلاحیت‌دار کتباً اطلاع داده و پس از معین شدن قائم‌مقام قانونی، به او از طریق محکمه مربوطه اخطار نماید که مشارالیه در ظرف ۶۰ روز از تاریخ ابلاغ اخطاریه، دعوا را تعقیب کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گاه قائم‌مقام قانونی در مدت مقرر دعوا را تعقیب نکرد محکمه قرار اسقاط دعوا را صادر می‌کند. این قرار فقط قابل استیناف است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۵ ===&lt;br /&gt;
اگر به واسطه‌ی عدم اقدام در مورد مواد ۱۷، ۱۸ و ۱۹ ملکی به ثبت رسیده و بعد معلوم شود عدم تعقیب یا عدم ابراز تصدیق به علت فوت یا جنون یا حجر طرف دعوا با مستدعی ثبت بوده و اخطار مذکور در ماده‌ی فوق هم با این که مستدعی ثبت به فوت یا جنون یا حجر، عالم بوده به عمل نیامده است، قائم‌مقام قانونی متوفی و یا مجنون و یا محجور می‌تواند در ظرف پنج سال از بابت قیمت ملک و اجور و خسارات در محکمه حقوق به وسیله‌ی عرض‌حال جدید بر علیه مستدعی ثبت اقامه‌ی دعوا نماید. مبدأ پنج سال مذکور فوق در مورد وراث کبیر و وراثی که ولی خاص (پدر یا جد پدری یا وصی منصوب مسلم‌الوصایه) دارند از تاریخ فوت و در غیر این موارد از تاریخ تعیین قیم یا مدیر تصفیه محسوب می‌شود. در مورد این ماده چنان چه مستدعی ثبت محکوم گردد و ملک را قبلاً به دیگری انتقال داده و در موقع اجرای حکم مفلس باشد و ثابت شود برای فرار از ادای حق طرف خود را مفلس کرده، به حبس تأدیبی از یک سال تا دو سال محکوم خواهد شد. تعقیب جزایی در این مورد منوط به شکایت مدعی خصوصی است و با استرداد شکایت، تعقیب موقوف می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب سوم - ثبت اسناد =&lt;br /&gt;
== فصل اول - مواد عمومی ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۶ ===&lt;br /&gt;
ثبت اسناد، اختیاری است مگر در موارد ذیل:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی عقود و معاملات راجع به عین یا منافع املاکی که قبلاً در دفتر املاک ثبت شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی معاملات راجع به حقوقی که قبلاً در دفتر املاک ثبت شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۷ ===&lt;br /&gt;
در نقاطی که اداره‌ی ثبت اسناد و املاک و دفاتر اسناد رسمی موجود بوده و وزارت عدلیه مقتضی بداند ثبت اسناد ذیل اجباری است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی عقود و معاملات راجعه به عین یا منافع اموال غیرمنقوله که در دفتر املاک ثبت نشده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; صلحنامه و هبه‌نامه و شرکتنامه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۸ ===&lt;br /&gt;
سندی که مطابق مواد فوق باید به ثبت برسد و به ثبت نرسیده، در هیچ یک از ادارات و محاکم پذیرفته نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۹ ===&lt;br /&gt;
وظایف مسئولین دفاتر از قرار ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; ثبت کردن اسناد مطابق مقررات قانون.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; دادن سواد مصدق از اسناد ثبت‌شده به اشخاصی که مطابق مقررات حق گرفتن سواد دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; تصدیق صحت امضا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; قبول و حفظ اسنادی که امانت می‌گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۰ ===&lt;br /&gt;
هر گاه مسئول دفتر در هویت متعاملین یا طرفی که تعهد می‌کند تردید داشته باشد باید دو نفر از اشخاص معروف و معتمد حضوراً هویت آنان را تصدیق نموده و مسئول دفتر مراتب را در دفتر ثبت و به امضای شهود رسانیده و این نکته را در خود اسناد قید نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۱ ===&lt;br /&gt;
در مورد ماده فوق شاهدی که یک طرف از اصحاب معامله را معرفی می‌نماید، نمی‌تواند معرف طرف دیگر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲ ===&lt;br /&gt;
وقتی که مسئول دفتر نتواند به وسیله‌ی شهود معروف و معتمد هویت اشخاص را معین کند باید از ثبت نمودن سند امتناع نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳ ===&lt;br /&gt;
مسئول دفتر نمی‌تواند اسنادی را که به منفعت خود یا کسانی که در تحت ولایت یا وصایت یا قیمومت او واقعند یا با او قرابت نسبی تا درجه چهارم یا سببی تا درجه سوم دارند و یا در خدمت او هستند، ثبت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۴ ===&lt;br /&gt;
در مواقعی که مسئول دفتر به واسطه‌ی مرض و امثال آن از انجام وظیفه معذور است عمل ثبت به عهده‌ی مسئول دفتر دیگری که در آن حوزه مأموریت دارد واگذار خواهد شد. در مورد ماده ۵۳ اگر مسئول دفتر منحصر به فرد باشد مشارالیه با حضور امین صلح و مدعی‌العموم محل یا نماینده او سند را ثبت خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۵ ===&lt;br /&gt;
مسئول دفتر باید نمره و تاریخ ثبت را با تعیین دفتری که سند در آن ثبت شده، در روی هر سندی که ثبت می‌شود قید کرده و به امضای خود ممضی و به مهر دایره‌ی ثبت برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۶ ===&lt;br /&gt;
اسناد باید حرف به حرف از اول تا آخر متن و حاشیه‌ی سجل و ظهر ثبت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۷ ===&lt;br /&gt;
مسئول دفتر نباید معاملات اشخاصی را که مجنون یا غیررشید یا به نحوی دیگر از انحای قانونی ممنوع از تصرف هستند ثبت نماید مگر این که معامله به وسیله‌ی قائم‌مقام قانونی اشخاص مزبور واقع شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۸ ===&lt;br /&gt;
شهود باید موثق باشند، علاوه بر این ورقه‌ی هویت (سجل احوال) خود را ارائه دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۹ ===&lt;br /&gt;
شهادت اشخاص ذیل پذیرفته نخواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; غیررشید یا محجور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; کور یا گنگ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اشخاص ذی‌نفع در معامله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; خدمه‌ی مسئول دفتر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; خدمه‌ی اصحاب معامله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۰ ===&lt;br /&gt;
مسئول دفتر ثبت نباید اسناد راجع به معاملاتی را که مدلول آن مخالفت صریح با قوانین موضوعه مملکتی داشته باشد ثبت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۱ ===&lt;br /&gt;
هر گاه طرفین معامله یا شهود، زبان فارسی را ندانند و مسئول دفتر نیز زبان آن‌ها را نداند اظهارات آن‌ها به وسیله‌ی مترجم رسمی ترجمه خواهدشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترتیب تعیین مترجمین رسمی و میزان حقی که برای ترجمه و تصدیق ترجمه و سوادبرداری از نقشه و تصدیق صحت سواد نقشه اخذ می‌شود به موجب نظامنامه از طرف وزارت عدلیه معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۲ ===&lt;br /&gt;
تراشیدن و پاک کردن و الحاق کردن به هر نحوی از انحا در دفاتر ثبت اسناد و املاک ممنوع است. کلیه‌ی الحاقات و آن چه که به جای کلمات تراشیده و یا در محل پاک شده نوشته می‌شود از درجه‌ی اعتبار ساقط خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۳ ===&lt;br /&gt;
طرفین معامله یا وکلای آن‌ها باید ثبت سند را ملاحظه نموده و مطابقت آن ثبت با اصل سند به توسط مشارالیهم و مسئول دفتر ثبت تصدیق گردد.&lt;br /&gt;
در مورد اسنادی که فقط برای یک طرف ایجاد تعهد می‌نماید تصدیق و امضای طرف متعهد کافی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۴ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که طرفین معامله و یا یکی از آن‌ها کور یا کر و گنگ و بی‌سواد باشند علاوه بر معرفین هر یک از اشخاص مزبوره باید به معیت خود یک نفر از معتمدین خود را حاضر نمایند که در موقع قرائت ثبت و امضای آن حضور به هم رسانند مگر این که بین خود معرفین کسی باشد که طرف اعتماد آن‌ها است. معتمد مزبور در مورد اشخاص کر و گنگ باید از جمله اشخاصی باشد که بتواند به آن‌ها به اشاره مطلب را بفهماند. در مورد این ماده، مراتب در سندی که ثبت می‌شود و در ستون ملاحظات دفتر باید قید گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۵ ===&lt;br /&gt;
امضای ثبت سند پس از قرائت آن به توسط طرفین معامله یا وکلای آن‌ها، دلیل رضایت آن‌ها خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۶ ===&lt;br /&gt;
در موقعی که معامله راجع به اشخاص بی‌سواد است علاوه بر معرفین، حضور یک نفر مطلع باسواد نیز که طرف اعتماد شخص بی‌سواد باشد لازم است مگر در صورتی که بین خود معرفین شخص باسوادی باشد که طرف اعتماد شخص بی‌سواد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۷ ===&lt;br /&gt;
ثبت سند باید برای شخص بی‌سواد قرائت شده و این قرائت و همچنین رضایت مشارالیه باید در دفتر ثبت قید و از طرف معتمد امضا گردد. معامله‌کننده‌ی بی‌سواد نیز باید علامت انگشت خود را ذیل ثبت سند بگذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۸ ===&lt;br /&gt;
هر گاه سندی به واسطه تقصیر یا غفلت مسئول دفتر از اعتبار افتاده باشد مسئول مذکور باید علاوه بر مجازات‌های مقرر از عهده‌ی کلیه‌ی خسارات وارده نیز برآید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۹ ===&lt;br /&gt;
هر گاه بر طبق شرایط مقرر بین طرفین و با اطلاع مراجع ثبت احد متعاملین، معامله را فسخ و یا متعهدی تعهد خود را انجام دهد و طرف مقابل حاضر نبوده یا نشود، مراجع مزبور پس از ملاحظه‌ی قبض صندوق اداره ثبت حاکی از ودیعه گذاردن مورد معامله، در صورتی که عبارت از وجه نقد یا مال منقول دیگر باشد و پس از تأمین حقوق طرف مقابل در غیر این صورت مراتب را در دفتر قید و به طرف اخطار می‌نماید که حق خود را اخذ و برای باطل نمودن ثبت حاضر گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - آثار ثبت اسناد ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۰ ===&lt;br /&gt;
سندی که مطابق قوانین به ثبت رسیده رسمی است و تمام محتویات و امضاهای مندرجه در آن معتبر خواهد بود مگر این که مجعولیت آن سند ثابت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انکار مندرجات اسناد رسمی راجع به اخذ تمام یا قسمتی از وجه یا مال و یا تعهد به تأدیه‌ی وجه یا تسلیم مال مسموع نیست. مأمورین قضایی یا اداری که از راه حقوقی یا جزایی انکار فوق را مورد رسیدگی قرار داده و یا به نحوی از انحا مندرجات سند رسمی را در خصوص رسید وجه یا مال یا تعهد به تأدیه وجه یا تسلیم مال معتبر ندانند به شش ماه تا یک سال انفصال موقت محکوم خواهند شد. (اصلاحی مصوب ۱۳۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; هر گاه کسی که به موجب سند رسمی اقرار به اخذ وجه یا مالی کرده یا تأدیه وجه یا تسلیم مالی را تعهد نموده، مدعی شود که اقرار یا تعهد او در مقابل سند رسمی یا عادی یا حواله یا برات یا چک یا، فته‌طلبی بوده است که طرف معامله به او داده و آن تعهد انجام نشده و یا حواله یا برات یا چک یا سفته طلب پرداخت نگردیده است این دعوا قابل رسیدگی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۱ ===&lt;br /&gt;
اسناد ثبت شده در قسمت راجع به معاملات و تعهدات مندرجه در آن‌ها نسبت به طرفین و یا طرفی که تعهد کرده و کلیه اشخاصی که قائم‌مقام قانونی آنان محسوب می‌شوند رسمیت و اعتبار خواهند داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۲ ===&lt;br /&gt;
کلیه‌ی معاملات راجعه به اموال غیرمنقوله که بر طبق مقررات راجعه به ثبت املاک ثبت شده است نسبت به طرفین معامله و قائم‌مقام قانونی آن‌ها و اشخاص ثالث دارای اعتبار کامل و رسمیت خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۳ ===&lt;br /&gt;
قضات و مأمورین دیگر دولتی که از اعتبار دادن به اسناد ثبت‌شده استنکاف نمایند در محکمه‌ی انتظامی یا اداری تعقیب می‌شوند و در صورتی که این تقصیر قضات یا مأمورین بدون جهت قانونی باشد و به همین جهت، ضرر مسلم نسبت به صاحبان اسناد رسمی متوجه شود محکمه‌ی انتظامی یا اداری علاوه بر مجازات اداری، آن‌ها را به جبران خسارات وارده نیز محکوم خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۴ ===&lt;br /&gt;
سوادی که مطابقت آن با ثبت دفتر تصدیق شده است به منزله‌ی اصل سند خواهد بود مگر در صورت اثبات عدم مطابقت سواد با ثبت دفتر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - در امانت اسناد ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۵ ===&lt;br /&gt;
هر کس بخواهد سند خود را در اداره‌ی ثبت اسناد امانت بگذارد، باید آن را در پاکت و یا لفاف دیگری که لاک و مهر شده باشد گذاشته و شخصاً روی پاکت، تاریخ تسلیم امانت را با تمام حروف در حضور مسئول دفتر قید کند و در صورتی که نتواند بنویسد باید دو نفر شاهد، تاریخ مزبور را روی لفافه یا پاکت نوشته امضا و مهر کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۶ ===&lt;br /&gt;
مسئول دفتر پس از تصدیق تاریخ تسلیم، نمره‌ی ترتیبی امانت را تعیین نموده و پاکت یا لفافه را به مهر اداره‌ی ثبت اسناد رسانیده و در دفتر مخصوصی همان نمره‌ی ترتیبی را که اتخاذ کرده به اسم امانت‌گذار و تاریخ امانت و اسامی شهود، اگر باشند، قید می‌کند و به مهر و امضای امانت‌گذار و شهود نیز خواهد رسانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۷ ===&lt;br /&gt;
اشخاصی که سند خود را امانت می‌گذارند می‌توانند قبل از آن که آن‌ها را در پاکت و یا لفافه‌ی دیگری گذارده مهر کنند تقاضای سواد بنمایند، در این صورت مسئول دفتر سواد مصدق خواهد داد ولی باید در روی سواد مزبور قید شود که این سواد مطابق با اصلی است که در اداره‌ی ثبت اسناد و املاک امانت گذاشته شده و به هیچ وجه رسمیت ندارد، مگر این که (آن) سند قبلاً مطابق مقررات قانون ثبت شده باشد، در این صورت دایره‌ی ثبت اسناد و املاک می‌تواند سواد مصدق سند را به طوری که در این قانون مقرر است بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۸ ===&lt;br /&gt;
در موقع امانت گذاشتن اسناد، مسئول دفتر باید کلیه‌ی مشخصات و ممیزات پاکت یا لفافه‌ی امانتی را در ستون مخصوص دفتر قید نموده و به امضای خود و امانت‌گذار و شهود ممضی دارد و پس از آن، رسیدی که مشتمل بر نمره و مشخصات پاکت یا لفافه‌ی امانت است به امانت‌گذار بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۹ ===&lt;br /&gt;
استرداد اسناد امانتی به این ترتیب به عمل می‌آید که در ستون ملاحظات دفتر امانت و در مقابل ثبتی که از امانت سند به عمل آمده شخصی که سند را پس می‌گیرد با حضور دو نفر شاهد رسید نوشته و آن را امضا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۰ ===&lt;br /&gt;
تاریخ استرداد باید در ذیل رسید با تمام حروف قید شود و همچنین اسم مسئول دفتر و مبلغ حق‌الحفاظه که اخذ می‌شود درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب چهارم - دفاتر اسناد رسمی =&lt;br /&gt;
== ماده ۸۱ ==&lt;br /&gt;
در نقاطی که وزارت عدلیه مقتضی بداند برای تنظیم اسناد رسمی، (دفاتر رسمی)  به عده‌ی کافی معین خواهد کرد.&lt;br /&gt;
هر دفتر رسمی اسناد مرکب است از یک نفر صاحب دفتر و لااقل یک نفر نماینده‌ی اداره‌ی ثبت اسناد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۲ ==&lt;br /&gt;
هیچ دفتری را نمی‌توان رسمیت داد مگر این که صاحب آن در ضمن تقاضانامه خود تبعیت از قوانین و نظامات وزارت عدلیه را راجع به ثبت اسناد تعهد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۳ ==&lt;br /&gt;
حوزه‌ی صلاحیت هر یک از دفاتر اسناد رسمی به موجب نظامنامه‌های وزارت عدلیه معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۴ ==&lt;br /&gt;
نماینده‌ای که از طرف اداره‌ی کل ثبت اسناد و املاک برای هر دفتری تعیین می‌شود باید در اوقات کار در دفتر اسناد رسمی حاضر باشد تا هر معامله و تعهدی (را) که واقع می‌شود پس از ثبت در دفتر صاحب دفتر، در دفتر خود ثبت نماید. در هر یک از این دو دفتر باید نمره‌ی صفحه دفتر دیگری که سند در آن ثبت شده است قید گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۵ ==&lt;br /&gt;
هر گاه دفتر اسناد رسمی که باید با رعایت ماده ۸۲ معین شود در محضر یکی از مجتهدین جامع‌الشرایط باشد، حضور نماینده (به شرط اجازه‌ی وزارت عدلیه) در دفتر لازم نبوده و سندی که مطابق مقررات از دفتر صادر شده و به اداره‌ی ثبت صدور آن از ناحیه صاحب دفتر مسلم باشد در دفتر اداره به ثبت خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۶ ==&lt;br /&gt;
در صورتی که تقاضای ثبت سندی بشود تحصیل اطمینان از هویت متعاملین یا طرفی که تعهد کرده به عهده‌ی صاحب دفتر است و اگر مشارالیه شخصاً آن‌ها را نشناسد باید بر طبق مواد این قانون رفتار نماید و در صورت تخلف مشمول ماده ۱۰۲ این قانون خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۷ ==&lt;br /&gt;
شهود و معرفین و اصحاب معامله باید دفتر صاحب دفتر را مطابق مواد ۵۰ و ۶۳ این قانون امضا نمایند. ولی در دفتر ثبت نماینده، فقط امضای اصحاب معامله کافی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۸ ==&lt;br /&gt;
در مورد املاکی که مطابق این قانون به ثبت نرسیده دفاتر اسناد رسمی و همچنین دوایر ثبت اسناد و املاک (در دفتر مخصوص) می‌توانند هر نوع معامله و تعهد و نقل و انتقال را راجع به عین غیرمنقول یا منافع آن ثبت نمایند، ولی این قبیل اسناد فقط نسبت به طرفین یا طرفی که تعهد کرده و قائم‌مقام قانونی آن‌ها رسمیت خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸۹ ==&lt;br /&gt;
از درآمد حاصل از حق‌الثبت، صاحبان دفتر و دفتریارها به ترتیب زیر سهم خواهند برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا ششصد ریال در ماه نصف. از ششصد و یک ریال تا چهار هزار ریال نسبت به مازاد ششصد ریال یک پنجم. از چهار هزار و یک ریال تا ده هزار ریال نسبت به مازاد از چهارهزار ریال یک دهم و از ده هزار و یک ریال تا بیست هزار ریال نسبت به مازاد از ده هزار ریال یک بیستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۰ ==&lt;br /&gt;
عایدات حاصله از حق‌الثبت دفاتر اسناد رسمی پس از پرداخت سهم صاحبان دفاتر، جز عایدات عمومی محسوب و تسلیم خزانه خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۱ ==&lt;br /&gt;
به استثنای مواردی که برای دفاتر اسناد رسمی مطابق این قانون ترتیب خاصی معین شده مقررات این قانون در دفاتر اسناد رسمی نیز لازم‌الرعایه و اعتبار اسناد ثبت‌شده در دفاتر رسمی همان است که در ماده ۷۰ و ۷۱ مقرر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب پنجم - اجرای مفاد اسناد رسمی =&lt;br /&gt;
== ماده ۹۲ == &lt;br /&gt;
مدلول کلیه‌ی اسناد رسمی راجع به دیون و سایر اموال منقول بدون احتیاج حکمی از محاکم عدلیه لازم‌الاجرا است مگر در مورد تسلیم عین منقولی که شخص ثالثی متصرف و مدعی مالکیت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۳ == &lt;br /&gt;
کلیه‌ی اسناد رسمی راجع به معاملات املاک ثبت‌شده مستقلاً و بدون مراجعه به محاکم لازم‌الاجرا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۴ == &lt;br /&gt;
ملغی شده - (این ماده طبق قانون اصلاح بعضی از مواد قانون ثبت و قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۲۲/۶/۲۷  ملغی شده است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۵ == &lt;br /&gt;
عموم ضابطین عدلیه و سایر قوای دولتی مکلف هستند که در مواقعی که از طرف مأمورین اجرا به آن‌ها مراجعه می‌شود در اجرای مفاد ورقه‌ی اجراییه اقدام کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۶ ==&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۷ ==&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۸ ==&lt;br /&gt;
ملغی شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹۹ == &lt;br /&gt;
ادعای مجعولیت سند رسمی، عملیات راجع به اجرای آن را موقوف نمی‌کند مگر پس از این که مستنطق قرار مجرمیت متهم را صادر و مدعی‌العموم هم موافقت کرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب ششم - جرایم و مجازات =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۰ == &lt;br /&gt;
هر یک از مستخدمین و اجزای ثبت اسناد و املاک و صاحبان دفاتر رسمی عامداً یکی از جرم‌های ذیل را مرتکب شود جاعل در اسناد رسمی محسوب و به مجازاتی که برای جعل و تزویر اسناد رسمی مقرر است محکوم خواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اولاً-&#039;&#039;&#039; اسناد مجعوله یا مزوره را ثبت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثانیاً-&#039;&#039;&#039; سندی را بدون حضور اشخاصی که مطابق قانون باید حضور داشته باشند ثبت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثالثاً-&#039;&#039;&#039; سندی را به اسم کسانی که آن معامله را نکرده‌اند ثبت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رابعاً-&#039;&#039;&#039; تاریخ سند یا ثبت سندی را مقدم یا مؤخر در دفتر ثبت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خامساً-&#039;&#039;&#039; تمام یا قسمتی از دفاتر ثبت را معدوم یا مکتوم کند یا ورقی از آن دفاتر را بکشد یا به وسایل متقلبانه دیگر ثبت سندی را از اعتبار و استفاده بیندازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سادساً-&#039;&#039;&#039; اسناد انتقالی را با علم به عدم مالکیت انتقال دهنده ثبت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سابعاً-&#039;&#039;&#039; سندی را که به طور وضوح سندیت نداشته و یا از سندیت افتاده، ثبت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۱ == &lt;br /&gt;
هر گاه اعضای ثبت اسناد و املاک سندی را که مفاد آن مخالفت صریح با قوانین موضوعه‌ی مملکتی داشته ثبت کند، از یک سال تا سه سال از خدمات دولتی منفصل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۲ == &lt;br /&gt;
هر یک از اعضای ثبت اسناد و املاک قبل از احراز هویت اشخاص و یا اهلیت اصحاب معامله و یا قابلیت موضوع معامله سندی را عمداً ثبت نماید به مجازات اداری فوق محکوم خواهد گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۳ == &lt;br /&gt;
هر یک از مستخدمین و اجزای ثبت اسناد و املاک عامداً تصدیقاتی دهد که مخالف واقع باشد، در حکم جاعل اسناد رسمی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۴ == &lt;br /&gt;
در موارد تقصیراتی که مجازات آن‌ها به موجب این باب معین نشده مستخدمین و اجزای ثبت اسناد و املاک که مرتکب جرم عمومی و یا تقصیر اداری می‌شوند، موافق مقررات قوانین جزایی و یا قانون استخدام، تعقیب و مجازات خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۵ == &lt;br /&gt;
جز در مورد مذکور در ماده ۳۳ (راجع به بیع شرط و امثال آن) هر کس تقاضای ثبت ملکی را بنماید که قبلاً به دیگری انتقال داده یا با علم به این که به نحوی از انحا قانونی سلب مالکیت از او شده است تقاضای ثبت نماید، کلاهبردار محسوب می‌شود و همچنین است اگر در موقع تقاضا مالک بوده ولی در موقع ثبت ملک در دفتر ثبت املاک، مالک نبوده و مع‌هذا سند مالکیت بگیرد یا سند مالکیت نگرفته ولی پس از اخطار اداره‌ی ثبت، حاضر برای تصدیق حق طرف نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۶ == &lt;br /&gt;
مقررات فوق در مورد وارثی نیز جاری است که با علم به انتقال ملک از طرف مورث خود یا با علم به این که به نحوی از انحای قانونی سلب مالکیت از مورث او شده بوده است تقاضای ثبت آن ملک یا تقاضای صدور سند مالکیت آن ملک را به اسم خود کرده و یا مطابق قسمت اخیر ماده‌ی فوق پس از اخطار اداره ثبت رفتار نکند. در تمام این موارد علم وارث باید به وسیله‌ی امضا یا مهر و یا نوشته به خط او محرز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۷ == &lt;br /&gt;
هر کس به عنوان اجاره یا عمری یا رقبی یا سکنی و یا مباشرت و به طور کلی هر کس نسبت به ملکی امین محسوب بوده و به عنوان مالکیت تقاضای ثبت آن را بکند، به مجازات کلاهبردار محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۸ == &lt;br /&gt;
هر گاه شخصی که ملک را به یکی از عناوین مذکوره در فوق متصرف بوده، شخصاً تقاضای ثبت ننموده ولی به واسطه‌ی خیانت یا تبانی او، ملک به نام دیگری به ثبت برسد به طریق ذیل عمل خواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; اگر کسی که ملک به اسم او ثبت شده مشمول مقررات یکی از مواد ۱۰۵ و ۱۰۶ و ۱۰۹ باشد شخص او و امین هر دو به عنوان مجرم اصلی به مجازات کلاهبردار محکوم شده و نسبت به خسارات مدعی خصوصی متضامناً مسئول خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; هر گاه کسی که ملک به نام او به ثبت رسیده مشمول هیچ یک از مقررات مواد ۱۰۵ و ۱۰۶ و ۱۰۹ نباشد شخص مزبور به هیچ عنوان اعم از حقوقی و جزایی قابل تعقیب نیست ولی امین به عنوان مجرم اصلی تعقیب و مطابق ماده ۲۳۸ [[قانون مجازات عمومی]] محکوم شده و به علاوه برای جبران خسارت صاحب ملک، در توقیف خواهد ماند. در صورتی که در ظرف پنج سال نتوانست با تأدیه‌ی خسارت یا از طریق دیگر رضایت مدعی خصوصی را فراهم سازد وزیر عدلیه از مقام سلطنت، عفو او را استدعا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰۹ == &lt;br /&gt;
هر کس نسبت به ملکی که در تصرف دیگری بوده خود را متصرف قلمداد کرده و تقاضای ثبت کند کلاهبردار محسوب می‌شود. اختلاف تراجع به تصرف در حدود، مشمول این ماده نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۰ == &lt;br /&gt;
در مورد مواد فوق و همچنین در کلیه‌ی مواد دیگر این قانون اظهارنامه‌ای که در مورد ثبت عمومی املاک داده می‌شود به منزله‌ی تقاضانامه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۱ == &lt;br /&gt;
در مورد مواد قبل تعقیب متهم موکول به شکایت مدعی خصوصی است. (طبق ماده دوم اصلاحی مصوب ۱۳۱۲/۵/۷، مقصود از مواد قبل مواد ۱۰۵ و ۱۰۶ و ۱۰۷ و ۱۰۸ و ۱۰۹ می‌باشد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۱ مکرر == &lt;br /&gt;
اگر مورد مواد ۱۰۷ و ۱۰۸ متهم کسی باشد که املاک موقوفه‌ی عام‌المنفعه را به عنوان متولی یا متصدی و یا املاک مولی‌علیه را به عنوان ولایت یا قیمومت در تصرف دارد، تعقیب جزایی موکول به شکایت مدعی خصوصی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۲ == &lt;br /&gt;
در صورتی که مدعی خصوصی قبل از صدور حکم نهایی شکایت خود را مسترد داشت تعقیب متروک خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۳ == &lt;br /&gt;
تجدید شکایت از مدعی خصوصی پذیرفته نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۴ == &lt;br /&gt;
در مورد مواد ۱۰۵ و ۱۰۶ و ۱۰۷ و ۱۰۸ و ۱۰۹ (به استثنای مورد مذکور در بند ب ماده ۱۰۸) مجرم علاوه بر مجازات مقرر برای جرم کلاهبرداری تا موقعی که به وسیله‌ی تصدیق حق مدعی خصوصی در اداره‌ی ثبت املاک یا به وسایل دیگر خساراتی را که مستقیماً به واسطه‌ی تقاضای ثبت و صدور سند مالکیت به طرف وارد آورده و مدعی خصوصی به وسیله‌ی تقدیم عرض‌حال مطالبه نموده و مورد حکم واقع شده جبران ننماید، در توقیف خواهد ماند. تعیین میزان خسارت با محکمه‌ای است که به جنبه‌ی جزایی رسیدگی کرده ولو این که عرض‌حال خسارت از طرف مدعی خصوصی پس از صدور حکم جزایی داده شده باشد. خسارات غیرمستقیم (خسارات ناشی از محاکمه) مطابق اصول معموله تعیین و وصول خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۵ == &lt;br /&gt;
هر کس یکی از اعمال مشروحه در مواد ۱۰۵ و ۱۰۶ و ۱۰۷ و ۱۰۸ و ۱۰۹ را قبل از اول اسفند ماه ۱۳۰۸ مرتکب شده و تا اول خرداد ماه ۱۳۰۹ به وسیله‌ی تصدیق حق طرف در دفاتر ثبت یا به وسایل دیگر خسارات وارده بر صاحب ملک را جبران ننموده کلاهبردار محسوب شده و علاوه بر مجازات مقرر برای این جرم تا موقعی که خسارت وارده بر طرف را مطابق ماده ۱۱۴ جبران نکرده در توقیف خواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۶ == &lt;br /&gt;
در مورد املاکی که به رهن یا به یکی از عناوین مذکوره در ماده ۳۳ انتقال داده شده، راهن یا انتقال‌دهنده مکلف است حق طرف را در ضمن اظهارنامه‌ی خود قید نماید. در صورتی که راهن یا انتقال‌دهنده به این تکلیف عمل ننموده مرتهن یا انتقال‌گیرنده می‌تواند تا یک سال از تاریخ انقضای مدت حق استرداد یا رهن، به وسیله‌ی اظهارنامه‌ی رسمی حق خود را مطالبه کند. هر گاه در ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه، راهن یا انتقال‌دهنده حق طرف را نداد، کلاهبردار محسوب و با رعایت مواد ۱۱۱ و ۱۱۲ و ۱۱۳ مطابق ماده ۱۱۴ با او رفتار خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر اخطار قبل از انقضای مدت حق استرداد و یا رهن به عمل آمده باشد، راهن یا انتقال‌دهنده وقتی مجرم خواهد بود که در صورت بقای ملک به ملکیت او، حق طرف را تا ده روز پس از ابلاغ اظهارنامه در اداره‌ی ثبت تصدیق ننماید و در صورتی که ملک به ملکیت او باقی نباشد، وقتی مجرم محسوب خواهد شد که تا ده روز پس از انقضای مدت حق استرداد یا رهن، حق مرتهن یا انتقال‌گیرنده را تأدیه نکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; مرتهن یا انتقال‌گیرنده که در ظرف مدت یک سال، اخطار مذکور در فوق را نکرد مادام که مرور زمان منقول شامل طلب او نشده، حق مطالبه‌ی طلب خود را خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۷ == &lt;br /&gt;
هر کس به موجب سند رسمی یا عادی نسبت به عین یا منفعت مالی (اعم از منقول یا غیرمنقول) حقی به شخص یا اشخاص داده و بعد نسبت به همان عین یا منفعت به موجب سند رسمی معامله یا تعهدی معارض با حق مزبور بنماید به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد.(اصلاحی مصوب ۱۳۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب هفتم - تعرفه و مخارج ثبت اسناد و املاک =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۸ == &lt;br /&gt;
حقوقی که در اداره‌ی ثبت اسناد و املاک و دفاتر رسمی اخذ می‌شود مطابق مواد ذیل خواهد بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱۹ == &lt;br /&gt;
برای ثبت ملک در دفتر املاک موضوع مواد ۱۱ و ۱۲ و ۱۱۹ قانون ثبت، کلاً به ازا هر ده هزار ریال یک هزار ریال دریافت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاک محاسبه‌ی حق‌الثبت املاک، حداقل قیمت منطقه‌ای و در نقاطی که قیمت منطقه‌ای تعیین نشده، طبق برگ ارزیابی ادارات ثبت، خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۰ == &lt;br /&gt;
حق‌الثبت املاک مطابق نظامنامه‌ی وزارت عدلیه به اقساط دریافت خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۱ == &lt;br /&gt;
حق‌الثبت هر اسم تجارتی بدون احتساب بهای ورقه‌ی تقاضانامه به ازای هر اسم تجارتی چهل هزار ریال است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۲ == &lt;br /&gt;
حق‌الثبت شرکت‌ها مطابق قانون ثبت شرکت‌ها و حق‌الثبت شرکت‌های بیمه مطابق قانون مصوب ۶ آذرماه ۱۳۳۱ و حق‌الثبت شرکت‌های حمل و نقل بحری و هوایی معادل یک دوم و حق‌الثبت شرکت‌های حمل و نقل بری معادل دو ثلث حق‌الثبتی است که مطابق قانون خرداد ۱۳۱۰ برای شرکت‌ها مقرر است. (اصلاحی مصوب ۱۳۳۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; حق‌الثبت شرکت‌های حمل و نقل بحری و هوایی مطابق نظامنامه‌ی وزارت عدلیه ممکن است به اقساط تأدیه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۳ == &lt;br /&gt;
تعرفه‌ی ثبت کلیه‌ی اسناد در دفاتر اسناد رسمی به میزان نیم درصد مبلغ مندرج در سند و در موارد اسنادی که موضوع آن‌ها انتقال منافع می‌باشد هر گاه منافع به طور عمومی انتقال داده شود حق‌الثبت از منافع ده ساله اخذ خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; مبنای وصول حق‌الثبت اسناد و در مورد املاک به شرح بند (ع) ماده یک قانون نحوه‌ی وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب ۱۳۷۳ و در مورد انواع خودروهای سبک و سنگین اعم از سواری و غیر سواری و ماشین‌آلات راه‌سازی و کشاورزی و موتورسیکلت اعم از تولید داخل یا وارداتی حسب مورد، مأخذ محاسبه‌ی مالیات نقل و انتقال و یا ارزش اعلام‌شده توسط وزارت اقتصادی و دارایی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; حق‌الثبت اسناد وکالت برای فروش وسایط نقلیه موتوری و ماشین‌آلات راه‌سازی و معدنی و کشاورزی و موتور سیکلت و نظایر آن‌ها مطابق حق‌الثبت سند قطعی آن‌ها می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۴ == &lt;br /&gt;
حق‌الثبت اسنادی که تعیین قیمت موضوع آن‌ها ممکن نباشد و انجام گواهی هر امضا و صدور رونوشت برای هر برگ و فسخ و اقاله‌ی معاملات و هر نوع گواهی که از ادارات ثبت گرفته می‌شود به پنج هزار (۵/۰۰۰) ریال افزایش یافته و برای المثنی سند علاوه بر پانزده هزار (۱۵/۰۰۰) ریال بهای دفترچه، دویست و پنجاه هزار (۲۵۰/۰۰۰) ریال نیز حق‌الثبت دریافت خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلیه‌ی قوانین و مقررات که مغایر با این قانون باشد و نیز هر گونه معافیت از حق‌الثبت به استثنای قانون معافیت کلیه‌ی دانشجویان بورسیه و اعضای هیأت علمی که جهت تحصیلات عالی یا استفاده از فرصت‌های مطالعاتی به خارج از کشور اعزام می‌گردند از حق‌الثبت اسناد مربوط به سپردن تعهد رسمی مصوب ۱۳۷۱/۱۲/۲ به موجب این قانون لغو می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندهای الحاقی به ماده ۱۰:&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; به منظور ساماندهی و رفع مشکلات مربوط به ترهین اموال کشاورزان نزد بانک‌های عامل جهت اخذ تسهیلات بانکی، دولت مکلف است در صورت درخواست مالکین وسایط نقلیه موتوری کشاورزی از قبیل کمباین، تراکتور و ... را شماره‌گذاری و برای آن‌ها سند مالکیت صادر نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; اسناد مالکیت وسایط نقلیه‌ی موتوری مذکور و همچنین اسناد ماشین آلات و ادوات سنگین کشاورزی از قبیل دستگاه‌های تراش و انواع دستگاه‌های کاشت، داشت و برداشت به عنوان وثیقه برای تضمین تسهیلات اعطایی به کشاورزان نزد بانک‌های عامل مورد قبول می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۵ == &lt;br /&gt;
برای ثبت بروات و حوالجات تجارتی هر هزار ریال ۲۵ دینار اخذ و کسور هزار ریال به منزله‌ی هزار ریال حساب می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۶ == &lt;br /&gt;
از بابت مخارج حرکت به خارج از مقر اداره یا شعبه‌ی ثبت در مورد ثبت املاک علاوه بر مخارج حمل و نقل که به عهده‌ی مستدعی ثبت است برای مهندسین شبانه‌روزی ۲۰ ریال و برای نماینده هشت ریال دریافت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۷ == &lt;br /&gt;
در موقع ثبت عمومی املاک خرده‌مالکین مخارج حرکت و کرایه حمل و نقل به تناسب سهام آن‌ها در املاک گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۸ == &lt;br /&gt;
حق‌الودیعه‌ی اسناد و اوراق از بابت هر بسته‌ی ممهور، دویست و پنجاه (۲۵۰) ریال تعیین که حق‌الودیعه‌ی شش ماه، قبلاً اخذ خواهد شد و برای اسناد و اوراقی که به طور دائم به اداره‌ی ثبت امانت داده می‌شود معادل حق‌الودیعه بیست (۲۰) سال به طور مقطوع قبلاً تأدیه خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۹ == &lt;br /&gt;
حق‌الثبت رونوشت اسناد و مدارک، برای اسناد ثبت شده (که نمونه آن را وزارت عدلیه معین می‌نماید)، هر صفحه دویست و پنجاه (۲۵۰) ریال تعیین می‌شود، کسر صفحه، یک صفحه‌ی تمام محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۰ == &lt;br /&gt;
حق‌الثبت رونوشت اسناد و مدارک برای اسناد ثبت‌نشده، هر صفحه یکصد و پنجاه (۱۵۰) ریال تعیین می‌شود، کسر صفحه، یک صفحه محسوب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۱ == &lt;br /&gt;
حق‌الاجرای اسناد لازم‌الاجرا پنج درصد (۵%) مبلغ مورد اجرا تعیین می‌شود و از کسی که اجرا علیه اوست اخذ خواهد شد مگر این که دائن بدون حق تقاضای اجرا نموده باشد که در این صورت نسبت به آن قسمتی که دائن حق نداشته از خود او مأخوذ می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; هر گاه طرفین پس از صدور اجراییه و ابلاغ در خارج صلح نمایند یا قرار اقساط بگذارند یا مهلت بدهند یا مدت یک سال اجراییه را تعقیب نکنند متضامناً مسئول پرداخت نیم عشر خواهند بود و کسی که در نتیجه‌ی مسئولیت تضامنی حق اجرا را می‌پردازد می‌تواند آن را از طرفی که قانوناً مسئول پرداخت حق اجرا می‌باشد به وسیله‌ی اجرا وصول نماید. (الحاقی مصوب ۱۳۲۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۲ == &lt;br /&gt;
برای تصدیق صحت هر امضا ده ریال مأخوذ می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۳ == &lt;br /&gt;
کلیه‌ی مخارج و حقوق فوق‌الذکر به استثنای حق‌الاجرا به عهده‌ی طرفی است که تقاضای ثبت می‌نماید مگر این که بین طرفین متعاهدین ترتیب دیگری مقرر شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۴ == &lt;br /&gt;
سوادهایی که از طرف محاکم و مدعیان عمومی و مستنطقین تقاضا می‌شود از حقوق دولتی معاف خواهد بود ولی در صورتی که سوادهای مزبوره را بدون علت و سبب تقاضا کرده باشند علاوه بر مجازات اداری، دو برابر حق معمولی از تقاضاکننده اخذ خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۵ == &lt;br /&gt;
بر کلیه‌ی حقوقی که اداره‌ی ثبت به موجب مواد فوق مأخوذ می‌دارد به استثنای حق‌الاجرا، صدی بیست و پنج اضافه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عواید حاصله از صدی بیست و پنج فوق‌الذکر در حساب مخصوص گذارده شده و سرمایه‌ی ذخیره‌ی خاصی را تشکیل خواهد داد. سرمایه‌ی مزبور منحصراً و به ترتیب ذیل به مصرف خواهد رسید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; برای تکمیل تشکیلات و توسعه‌ی اداره‌ی ثبت اسناد و املاک در مملکت؛ منتها سی درصد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; برای تکمیل تشکیلات عدلیه و توسعه‌ی آن در مملکت؛ هفتاد درصد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صرف ذخیره‌ی فوق‌الذکر در غیر موارد مذکور فوق ممنوع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۶ == &lt;br /&gt;
در موقع اخذ کلیه‌ی حقوقی که اداره ثبت وصول می‌کند مبلغ‌های کمتر از ده دینار، ده دینار اخذ خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب هشتم - مواد مخصوصه =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۷ == &lt;br /&gt;
هر یک از مستخدمین ثبت که به عنوان کفالت، شغل بالاتری را اشغال نماید حق دارد نصف حقوق رتبه‌ی خود و نصف حقوق بودجه‌ی مقامی را که متکفل است دریافت دارد مشروط بر این که شغل بالاتر نمایندگی، مسئولیت دفتر، مدیریت ضبط، معاونت یا ریاست یکی از شعب یا دوایر ادارات ثبت خارج از مرکز باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۸ == &lt;br /&gt;
اگر اراضی‌ای که قبلاً جز شارع عام یا میدان‌های عمومی بوده و بدین جهت قابل ثبت نبوده است از شارع یا میدان عمومی بودن خارج و جزء املاک خصوصی شهر گردد و یا از طرف بلدیه به دیگری انتقال یابد، بلدیه یا مالک جدید می‌تواند نسبت به آن اراضی تقاضای ثبت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۹ == &lt;br /&gt;
در هر نقطه که اعلان ثبت عمومی شده و در تاریخ اجرای این قانون موعد مقرر برای تقدیم اظهارنامه‌ها منقضی گردیده و اعلان نوبتی منتشر شده، اداره‌ی ثبت نسبت به املاکی که اظهارنامه‌های مربوط به آن‌ها عودت داده نشده است اعلانی منتشر و به کسانی که حق تقاضای ثبت دارند ۶۰ روز مهلت خواهد داد تا تقاضای ثبت نمایند. در مورد اظهارنامه‌هایی که در ظرف مدت مزبور داده می‌شود و یا قبل از این تاریخ ولی در خارج از مدت داده شده است مطابق ماده ۱۲ عمل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
املاکی که نسبت به آن‌ها در مدت مذکور فوق تقاضانامه داده نشود به عنوان مجهول‌المالک اعلان و تابع مقررات مذکور در ماده ۱۲ خواهد بود، اگر چه قبل از تاریخ اجرای این قانون اداره‌ی ثبت آن ملک را در نتیجه تحقیقات خود به اسم اشخاصی اعلان کرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۰ == &lt;br /&gt;
املاکی که قبل از تاریخ اجرای این قانون تقاضای ثبت آن‌ها شده است چنان چه اولین اعلان نوبتی آن‌ها منتشر شده باشد مطابق مقررات قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ۲۱ بهمن ماه ۱۳۰۸ به ثبت خواهد رسید و هر گاه اولین اعلان نوبتی منتشر نشده باشد ثبت ملک بر طبق مقررات این قانون به عمل خواهد آمد مگر این که تقاضاکننده‌ی ثبت تقاضا نماید که اعلانات مطابق قانون فوق‌الذکر به جریان افتد، ولی در این صورت نیز فقط انتشار اعلان و تحدید حدود بر طبق مقررات قانون سابق بوده و سایر جریانات از اعتراض و غیره تابع مقررات این قانون خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۱ == &lt;br /&gt;
از تاریخ اجرای این قانون کلیه‌ی مواعدی که در این قانون معین شده به همان ترتیب که در ماده ۱۷ قانون تسریع محاکمات مقرر است محسوب خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب نهم - مواد الحاقی به قانون ثبت اسناد و املاک =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۲ == &lt;br /&gt;
نسبت به املاک مجهول‌المالک و املاکی که درباره‌ی آن‌ها تقاضای ثبت نشده و به ثبت نرسیده باشد و در اجرای قانون اصلاحات ارضی به زارعین واگذار شده یا بشود احتیاج به تقاضای ثبت از طرف منتقل‌الیه ندارد. ثبت محل مکلف است بر طبق انتقالاتی که واقع شده یا می‌شود پرونده‌ای به نام هر یک از خریداران تشکیل داده و اعم از این که ملک به صورت مشاع یا مفروز به زارع منتقل شده باشد بدون انتشار آگهی‌های نوبتی حصه‌ی متصرفی زارع را تحدید و به صدور سند مالکیت آن اقدام نماید. (اصلاحی مصوب ۱۳۵۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این عملیات از پرداخت هر گونه حق‌الثبت و هزینه‌ی مقدماتی و بهای سند مالکیت و سایر هزینه‌های مربوط معاف می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۳ == &lt;br /&gt;
هر گاه مالکین سابق املاک موضوع ماده ۱۴۲ بخواهند وجوه تودیع‌شده و یا قبوض مربوط به بهای املاک خود را دریافت دارند می‌توانند از ثبت محل تقاضای اخذ ثمن معامله را بنمایند. در این موارد در صورتی که با رسیدگی، سابقه‌ی مالکیت متقاضی احراز شود درخواست او قبول و مراتب ضمن آگهی‌های نوبتی برای اطلاع عموم اعلام و در آن تصریح خواهد شد که هر گاه افرادی پرداخت تمام یا قسمتی از وجوه و قبوض تودیع شده را به شخصی که به نام او آگهی شده از جهت ادعای مالکیت سابق خود نسبت به اصل و یا حدود رقبه‌ی مورد انتقال محل  حق خود بدانند از تاریخ انتشار اولین آگهی تا نود روز اعتراض خود را به ثبت محل تسلیم و یا در صورت وجود دعوا در دادگاه گواهی لازم تحصیل و به ثبت محل تسلیم نمایند. با انقضای مهلت مقرر در صورتی که اعتراض و یا گواهی طرح دعوا تسلیم نشده باشد در پرداخت وجوه و تسلیم قبوض مربوط اقدام می‌شود و در غیر این صورت پس از تعیین تکلیف از طریق مراجع قضایی طبق رأی صادر عمل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این موارد مقررات مواد ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ قانون ثبت لازم‌الرعایه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; عملیات ثبتی مربوط به اجرای این قانون از هزینه‌ی اضافی مذکور در ماده ۱۲ قانون ثبت معاف خواهد بود و از متقاضی بر اساس جمع اقساط تبدیل‌شده به نقد حق ثبت دریافت می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; قبل از قبول تقاضای موضوع این ماده تسلیم قبوض سپرده‌شده ولو با اخذ تأمین ممنوع است و پس از قبول تقاضا در صورت وصول اعتراض، تسلیم قبوض سپرده موکول به پرداخت هزینه‌های ثبتی و اخذ ضامن معتبر خواهد بود. در مواردی که قبل از قبول تقاضای متقاضی قبوض سپرده با اخذ تأمین تسلیم او شده باشد رفع اثر از تأمین مأخوذه موکول به تصدیق مالکیت متقاضی نسبت به ثمن معامله و پرداخت هزینه‌های ثبتی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۴ == &lt;br /&gt;
با اجرای مقررات اصلاحات ارضی نسبت به هر ملک، تحدید حدود قطعات مورد تصرف زارعین و یا سهم اختصاصی مالک در صورت تقسیم و یا مستثنیات قانون اصلاحات ارضی فقط با انتشار آگهی الصاقی پس از استعلام از اداره تعاون و امور روستاهای محل انجام می‌گیرد. هر گاه املاک مشمول مقررات اصلاحات ارضی متصل به هم باشند، می‌توان تحدید حدود قطعات را ضمن یک آگهی الصاقی انجام داد. در مواردی که مجاور ملک از املاک جز اموال عمومی باشد وقت تحدید حدود باید به مرجع صالح ابلاغ شود. عدم حضور نماینده‌ی اداره تعاون و امور روستاها و یا نماینده‌ی سایر مراجع صالح مانع انجام تحدید حدود نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; عدم حضور مالک قطعه‌ی مورد تحدید یا نماینده‌ی او مانع انجام تحدید حدود نخواهد بود، در این صورت تحدید حدود با معرفی مجاور یا معتمدین و مطلعین محل انجام می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; اجرای مقررات این ماده به موجب آیین‌نامه‌ی وزارت دادگستری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۵ == &lt;br /&gt;
در مرکز هر استان یا فرمانداری کل به موجب آیین‌نامه مصوب وزارت دادگستری و وزارت تعاون و امور روستاها هیأتی به نام هیأت تشخیص، برای انجام وظایف زیر تشکیل می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; در تحدید حدود قطعات تقسیم‌شده بین زارعین و یا قطعات اختصاصی مالک یا مستثنیات قانونی اصلاحات ارضی در صورت وصول اعتراض یا وجود اختلاف رسیدگی به موضوع و رفع اختلاف و تعیین تکلیف قطعی آن، مدت اعتراض بر حدود اعم از این که معترض متصرف قطعه مورد تحدید یا مجاور آن باشد از تاریخ تحدید حدود قطعه مورد اعتراض تا ۳۰ روز پس از ختم عملیات تحدید حدود آخرین قطعه ملک مورد آگهی خواهد بود، اعتراضات واصله از طریق ثبت محل به هیأت تسلیم می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; رسیدگی و صدور دستور مقتضی در مورد هر گونه اشتباهی که در آگهی الصاقی یا عملیات تحدیدی املاکی که طبق ماده ۱۴۴ این قانون انجام می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; تشخیص و تعیین قائم‌مقام قانونی زارع انتقال‌گیرنده در صورتی که انتقال‌گیرنده فوت کرده و یا طبق مقررات اصلاحات ارضی از او خلع ید شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د-&#039;&#039;&#039; تشخیص نوع اعیانی زراعی و تعیین مالک آن و همچنین تشخیص مستثنیات قانونی بر اساس مقررات اصلاحات ارضی برای اراضی مکانیزه و تعیین مالک آن در صورت وجود اختلاف. (رجوع به آیین‌نامه‌ی هیأت تشخیص مصوب ۱۳۵۲/۹/۱۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۶ == &lt;br /&gt;
در مورد املاکی که قبل از اجرای این قانون قسمتی به طور مشاع و قسمتی به طور مفروز درخواست ثبت شده و قسمت مفروز در تصرف بلامنازع متقاضی ثبت یا قائم‌مقام او باشد موضوع در هیأت نظارت طرح و طبق تشخیص هیأت مزبور درخواست ثبت مفروز ابقا و اظهارنامه‌ی سهام مشاعی با تفکیک قسمت‌های مفروز اصلاح می‌شود و عملیات ثبت قسمت‌های مشاع و مفروز بدون احتیاج به تجدید آگهی‌های نوبتی ادامه می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد املاکی که قبل از اجرای این قانون به سهام مشاعی درخواست ثبت شده ولی عملاً تمام یا قسمتی از ملک به صورت مفروز در تصرف بلامنازع تمام یا بعضی از متقاضیان ثبت یا قائم‌مقام قانونی آنان درآمده باشد در صورت تقاضای هر یک از متقاضیان، موضوع در هیأت نظارت طرح و بر طبق تشخیص و رأی هیأت مزبور درخواست‌های ثبت سهام مشاعی که به صورت مفروز در تصرف بلامنازع متقاضی ثبت یا ایادی متلقای از او باشد به صورت و با حدود مفروز اصلاح و قسمت‌های مفروز از اصل ملک تفکیک و اظهارنامه سایر متقاضیان ثبت مشاعی اصلاح می‌شود و عملیات ثبت درخواست‌هایی که به صورت مشاع باقی می‌ماند بدون احتیاج به تجدید آگهی‌های نوبتی ادامه می‌یابد و جریان ثبت قسمت‌های مفروز با انتشار آگهی‌های نوبتی شروع می‌گردد. درخواست احاله‌ی کار به هیأت نظارت بر طبق این ماده فقط تا سه سال از تاریخ اجرای این قانون مجاز خواهد بود و رسیدگی هیأت نظارت نیز در صورتی جایز است که هیچ یک از درخواست‌های ثبت سهام مشاعی منتهی به ثبت در دفتر املاک نشده باشد و موضوع نیز مسبوق به طرح و رسیدگی در مراجع قضایی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۷ == &lt;br /&gt;
برای تعیین وضع ثبتی اعیان املاکی که اشخاص تا تاریخ ۱۳۷۰/۱/۱ بر روی زمین‌هایی ایجاد نموده‌اند که به واسطه‌ی موانع قانونی تنظیم سند رسمی برای آن‌ها میسور نبوده است، همچنین تعیین وضع ثبتی اراضی کشاورزی و نسقهای زراعی و باغات اعم از شهری و غیرشهری و اراضی خارج از محدوده شهر و حریم آن مورد بهره‌برداری متصرفین است و اشخاص تا تاریخ فوق خریداری نموده‌اند و به واسطه‌ی موانع قانونی تنظیم سند یا صدور سند مالکیت برای آن‌ها میسور نبوده است به شرح زیر تعیین تکلیف می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در صورتی که بین متصرف و مالک توافق بوده پس از احراز تصرف بلامنازع متصرف توسط کارشناس منتخب اداره‌ی ثبت و نداشتن معترض رئیس ثبت دستور ادامه عملیات ثبتی را به نام متصرف به منظور صدور سند مالکیت خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر گاه انتقال (اعم از رسمی یا عادی) به نحو مشاع و تصرف به صورت مفروز بوده و بین متصرف و مالک مشاعی توافق باشد پس از کارشناسی و تهیه‌ی نقشه کلی ملک و انعکاس قطعه‌ی مورد تصرف در آن و احراز تصرف بلامنازع مشروط بر این که مقدار تصرف از سهم فروشنده در کل ملک بیشتر نباشد و سایر مالکین هم مراتب را تأیید کنند رئیس ثبت دستور تعیین حدود و حقوق ارتفاقی مورد تقاضا و باقیمانده را به منظور صدور سند مالکیت مفروزی خواهد داد و الا عملیات ثبتی به صورت مشاع ادامه می‌یابد و در صورت عدم دسترسی به مالکین مشاعی یا وصول اعتراض، مراتب به هیأت حل اختلاف موضوع ماده ۲ این قانون ارجاع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; در مورد مناطقی نظیر مازندران که غالباً مالک عرصه و اعیان جدا از هم بوده و مورد معامله اکثراً اعیان ملک می‌باشد و آخرین منتقل‌الیه متقاضی سند مالکیت است هیأت موضوع ماده ۲ به این گونه تقاضاها رسیدگی نموده در صورت احراز واقع و توافق طرفین طبق بند ۱ این ماده عمل، و الا با حفظ حقوق مالک عرصه رأی بر صدور سند مالکیت اعیان طبق عرف محل خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; اگر متصرف نتواند سند عادی مالکیت خود را ارائه نماید هیأت موضوع ماده ۲ با رعایت کلیه‌ی جوانب به موضوع رسیدگی در صورتی که هیأت توافق طرفین را احراز و مدعی بلامعارض باشد مراتب را برای صدور سند مالکیت به اداره ثبت محل اعلام می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; چنان چه بین اشخاص در تصرف اختلاف باشد یا اعتراض برسد و یا اتخاذ تصمیم برای رئیس ثبت مقدور نباشد و همچنین در صورتی که مالک عرصه، اوقاف یا دولت یا شهرداری باشد موضوع به هیأت حل اختلاف موضوع ماده ۲ این قانون ارجاع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; در مواردی که متصرف با در دست داشتن سند عادی تقاضای سند رسمی دارد موضوع به هیأت حل اختلاف موضوع ماده ۲ این قانون ارجاع می‌شود، هیأت رسیدگی نموده و پس از احراز تصرف مالکانه‌ی متقاضی، مراتب را به اداره‌ی ثبت اعلام تا در دو نوبت به فاصله‌ی پانزده روز به نحو مقتضی اگهی نماید. در صورتی که ظرف دو ماه از تاریخ انتشار اولین آگهی اعتراض واصل شود معترض به دادگاه صالح هدایت می‌شود و اقدامات ثبت، موکول به ارائه‌ی حکم قطعی دادگاه خواهد بود. چنان چه اعتراض نرسد اداره‌ی ثبت طبق مقررات، سند مالکیت را صادر خواهد کرد. صدور سند مالکیت جدید مانع مراجعه متضرر به دادگاه نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; در صورتی که مساحت قطعات متصرفی در باغ‌ها، کمتر از میزان مقرر در ضوابط ابلاغی (حسب مورد به وسیله‌ی وزارت مسکن و شهرسازی یا وزارت کشاورزی) باشد و با رعایت مقررات تبصره (۱) ماده (۴) [[قانون حفظ و گسترش فضای سبز و جلوگیری از قطع بی‌رویه درخت]] (مصوب ۱۳۵۲) مشمول این قانون نخواهد بود. (الحاقی مصوب ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۸ == &lt;br /&gt;
در هر حوزه‌ی ثبتی هیأت یا هیأت‌هایی به عنوان هیأت حل اختلاف در ثبت تشکیل می‌شود. اعضای این هیأت عبارتند از: یکی از قضات دادگستری به انتخاب رئیس قوه قضاییه و رئیس ثبت یا قائم‌مقام وی و یک نفر خبره‌ی ثبتی به انتخاب رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نحوه‌ی تشکیل جلسات و اختیارات هیأت و سایر موارد اجرایی آن مطابق آیین‌نامه این قانون خواهد بود. هیأت مذکور می‌تواند برای کشف واقع از خبرگان امور ثبتی استفاده کند و همچنین با تحقیقات و یا استماع گواهی شهود رأی خود را صادر نماید، رأی مذکور به وسیله‌ی ثبت محل به طرفین ابلاغ می‌شود در صورت عدم وصول اعتراض ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی، ادارات ثبت مکلف به اجرای آن می‌باشند. در صورت وصول اعتراض معترض به دادگاه هدایت می‌شود، رسیدگی به این اعتراضات در دادگاه خارج از نوبت خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; هیأت‌ها مکلفند حداکثر ظرف سه سال از تاریخ ارجاع، رأی خود را صادر نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در صورتی که اعیان کلاً یا جزئاً در اراضی موقوفه احداث شده باشد هیأت با موافقت متولی منصوص و اطلاع اداره‌ی اوقاف و رعایت مفاد وقفنامه و در صورتی که متولی نداشته باشد تنها با موافقت اداره‌ی اوقاف و رعایت مفاد وقفنامه و مصلحت موقوف‌علیهم و با در نظر گرفتن جمیع جهات نسبت به تعیین اجرت زمین اقدام و در رأی صادره تکلیف اداره‌ی ثبت را نسبت به مورد برای صدور سند مالکیت کل یا جز اعیان با قید اجرت زمین مقرر و معین خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; در مورد آن دسته از متقاضیان که مستحدثات و بنا متعلق به آن‌ها در اراضی دولت یا شهرداری‌ها ایجاد شده باشد هیأت پس از دعوت از نماینده‌ی مرجع ذی‌ربط و احراز واقع، به شرح زیر رأی به انتقال ملک صادر می‌نماید: (اصلاحی مصوب ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; در مورد واحدهای مسکونی احداثی، چنان چه متقاضی واجد شرایط باشد (فاقد واحد مسکونی یا زمین متناسب با کاربری مسکونی قابل ساختمان) تا مساحت (۲۵۰) متر مربع زمین به قیمت تمام‌شده و نسبت به مازاد (۲۵۰) متر مربع تا سقف (۱۰۰۰) متر مربع به قیمت عادله‌ی روز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; تمامی مستحدثات غیرمسکونی کل عرصه به قیمت عادله‌ی روز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; هر گاه متقاضی واجد شرایط نباشد، کل عرصه‌ی مورد تصرف به قیمت عادله‌ی روز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;د-&#039;&#039;&#039; تصرف مازاد (۱۰۰۰) متر مربع در صورتی که دارای تأسیسات ساختمانی متناسب باشد کلاً به بهای عادله‌ی روز و در غیر این صورت، متصرف بر اساس مقررات، مکلف به خلع ید و رفع تصرف خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ه‍-&#039;&#039;&#039; اراضی تصرف شده واقع در محدوده‌ی قانونی و حریم استحفاظی شهرهای بزرگ با جمعیت دویست هزار نفر و بیشتر (موضوع بند الف) مشروط بر این که متصرف واجد شرایط مندرج در بند (الف) باشد تا میزان دویست متر مربع به قیمت منطقه‌ای (تقویم دولتی) و مازاد بر آن و همچنین افرادی که فاقد شرایط بند (الف) مذکور باشند و مشمولان جز اول بند (د) به بهای کامل کارشناسی روز ارجاع امر به کارشناسی. تقویم بهای کارشناسی روز و تعیین زمان ساخت بنا به عهده‌ی کارشناس واجد شرایط می‌باشد. در صورت اعتراض هر یک از طرفین به نظریه‌ی کارشناس، هیأت حل اختلاف به تقاضای معترض، گروهی مرکب از سه کارشناس از بین کارشناسان واجد شرایط انتخاب و معرفی می‌نماید. نظر اکثریت این گروه قطعی است. پرداخت هزینه‌ی کارشناسی، در مرحله‌ی اول، به عهده‌ی متصرف و هزینه‌ی گروه کارشناسی به عهده‌ی معترض می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; متصرفاًن موضوع این قانون فقط برای یک پرونده متشکله در ادارات ثبت اسناد و املاک می‌توانند از مزایای مندرج در این بند استفاده نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در صورتی که از تاریخ ارجاع امر به کارشناس تا تاریخ واریز بهای تعیین‌شده توسط متقاضی بیش از یک سال بگذرد کارشناسی تجدید خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; کاهش درآمد دولت از تغییر قیمت اراضی از کارشناسی روز به قیمت منطقه‌ای از محل تقلیل میزان دویست و پنجاه متر مربع به دویست متر مربع و درآمد حاصله از نقل و انتقال این گونه املاک تأمین خواهد شد. (اصلاحی ۱۳۸۱/۳/۱۹)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;و-&#039;&#039;&#039; هیأت‌ها باید قیمت تمام‌شده‌ی زمین (شامل بهای منطقه‌ای و سایر هزینه‌ها) و واجد شرایط بودن یا نبودن متقاضی را از سازمان مسکن و شهرسازی استان استعلام نمایند و در صورت موافقت دستگاه، صاحب زمین سند انتقال را به نام متصرف صادر نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ز-&#039;&#039;&#039; قیمت عادله‌ی زمین موضوع این تبصره به وسیله‌ی کارشناس رسمی دادگستری و در صورت نبودن کارشناس رسمی، توسط خبره‌ی محلی به انتخاب هیأت، تعیین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ح-&#039;&#039;&#039; در تمامی موارد بالا، چنان چه اراضی مورد تصرف در معابر و کاربری‌های خدماتی عمومی بستر رودخانه‌ها و حریم آن‌ها و خطوط فشار قوی برق قرار داشته باشد در صورتی که تصرف متصرف قانونی نباشد و خطوط فشار قوی قبل از تصرف وی ایجاد شده باشد، از شمول این قانون مستثنا می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ط-&#039;&#039;&#039; به منظور جلوگیری از تصرفات غیرقانونی اشخاص در اراضی دولتی و شهرداری‌ها، تنها تصرفاتی معتبر شناخته می‌شود که تا تاریخ ۱۳۷۰/۱/۱ احداث مستحدثات و بنا شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;ی-&#039;&#039;&#039; آیین‌نامه‌ی اجرایی این تبصره ظرف مدت دو ماه به وسیله‌ی وزیر دادگستری و با هماهنگی وزیر مسکن و شهرسازی و سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۴:&#039;&#039;&#039; چنان چه ملک سابقه‌ی ثبت نداشته باشد و متقاضی به عنوان مالک متصرف است و هیأت به موضوع رسیدگی و نظر خود را جهت تنظیم اظهارنامه به واحد ثبتی ابلاغ کند ثبت مکلف است پس از تنظیم اظهارنامه مراتب را ضمن اولین آگهی نوبتی موضوع ماده ۵۹ آیین‌نامه قانون ثبت به اطلاع عموم برساند، تحدید حدود این قبیل املاک با درخواست متقاضی به صورت تحدید حدود اختصاصی انجام می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۵:&#039;&#039;&#039; اگر ملک در جریان ثبت باشد و سابقه‌ی تحدید حدود نداشته باشد واحد ثبتی طبق قسمت اخیر تبصره ۴ اقدام خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۶:&#039;&#039;&#039; در صورتی که ملک قبلاً ثبت دفتر املاک شده و طبق مقررات این قانون با رأی هیأت می‌بایست سند مالکیت به نام متصرف صادر گردد، مراتب در ملاحظات دفتر املاک قید و در دفتر املاک جاری به نام متصرف حسب مورد ثبت خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۷:&#039;&#039;&#039; رسیدگی به تقاضای اتباع بیگانه مستلزم رعایت تشریفات آیین‌نامه‌ی استملاک اتباع خارجه در ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&#039;&#039;&#039;تبصره ۸:&#039;&#039;&#039; چنان چه در خلال رسیدگی محرز گردید که مورد تقاضا جزو حوزه‌ی ثبتی دیگری است و متقاضی اشتباهاً تقاضای خود را تسلیم نموده استتقاضاً به واحد ثبتی مربوط ارسال می‌شود که حسب مورد در ردیف هم‌عرض مورد تقاضا رسیدگی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۹ == &lt;br /&gt;
نسبت به ملکی که با مساحت معین مورد معامله قرار گرفته باشد و بعداً معلوم شود اضافه‌ی مساحت دارد ذی‌نفع می‌تواند قیمت اضافی را بر اساس ارزش مندرج در اولین سند انتقال و سایر هزینه‌های قانونی معامله به صندوق ثبت تودیع و تقاضای اصلاح سند خود را بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صورتی که اضافه‌ی مساحت در محدوده سند مالکیت بوده و به مجاورین تجاوزی نشده و در عین حال بین مالک و خریدار نسبت به اضافه مذکور قراری داده نشده باشد، اداره‌ی ثبت، سند را اصلاح و به ذی‌نفع اخطار می‌نماید تا وجه تودیعی را از صندوق ثبت دریافت دارد. عدم مراجعه‌ی فروشنده برای دریافت وجه در مدتی زاید بر ده سال از تاریخ اصلاح سند اعراض محسوب و وجه به حساب درآمد اختصاصی ثبت واریز می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در مواردی که تعیین ارزش اضافه مساحت میسر نباشد ارزش اضافه مساحت در زمان اولین معامله به وسیله‌ی ارزیاب ثبت معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۰ == &lt;br /&gt;
هر گاه نسبت به ملکی از طرف مالک یا قائم‌مقام او تقاضای تفکیک شود این تقاضا به اداره‌ی ثبت ارسال می‌گردد و در تقاضانامه باید ارزش مورد تفکیک بر اساس ارزش معاملاتی روز تعیین شود و هزینه‌ی تفکیکی به قرار ده هزار ریال، دویست ریال از طرف ذی‌نفع بر اساس مبلغ مزبور قبلاً پرداخت گردد. مبنای وصول هزینه‌ی تفکیک ارزش معاملاتی روز خواهد بود. هر چند بهای معامله بیش از ارزش معاملاتی روز باشد.(اصلاحی مصوب ۱۳۷۳/۱۲/۲۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۱ == &lt;br /&gt;
حق‌الثبت املاک و حقوق اجرایی و هزینه‌ی تفکیک و حق‌الثبت اسناد رسمی و سایر درآمدهای ثبتی به حساب بانکی که از طرف ثبت کل اسناد و املاک تعیین می‌شود پرداخت می‌گردد و رویه‌ی الصاق و ابطال تمبر در این موارد ملغی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۲ == &lt;br /&gt;
ثبت کل می‌تواند در هر شهرستانی که مقتضی بداند برای انجام امور ثبتی از قبیل امور مربوط به املاک و اجرای اسناد و حسابداری، واحد یا واحدهای ثبتی مرکب از یک یا چند بخش تشکیل دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۳ == &lt;br /&gt;
تودیع وجوه سپرده در حساب مخصوص ودایع ثبتی شعب بانک ملی پس از اعلام ثبت مجاز است و محتاج به تودیع آن در صندوق حسابداری ثبت نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۴ == &lt;br /&gt;
دادگاه‌ها و ادارات ثبت اسناد و املاک باید طبق نقشه‌ی تفکیکی که به تأیید شهرداری محل رسیده باشد نسبت به افراز و تفکیک کلیه‌ی اراضی واقع در محدوده‌ی شهرها و حریم آن‌ها اقدام نمایند و شهرداری‌ها مکلفند بر اساس ضوابط طرح جامع تفصیلی یا هادی و دیگر ضوابط مربوط به شهرسازی نسبت به نقشه‌ی ارسالی از ناحیه‌ی دادگاه یا ثبت ظرف دو ماه اظهار نظر و نظریه‌ی کتبی را ضمن اعاده‌ی نقشه به مرجع ارسال‌کننده اعلام دارند. در غیر این صورت دادگاه‌ها و ادارات ثبت نسبت به افراز و تفکیک رأساً اقدام خواهند نمود. (اصلاحی مصوب ۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۵ == &lt;br /&gt;
ثبت کل مکلف است پس از تحصیل اعتبار ترتیب بایگانی اسناد و مدارک و پرونده‌های ثبتی را با تنظیم آیین‌نامه‌ی خاص به منظور تسریع کار و یک‌نواخت کردن و ساده نمودن امور در بایگانی تغییر دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۶ == &lt;br /&gt;
به منظور تشخیص حدود و موقعیت املاک واقع در محدوده‌ی شهرها و حومه‌ی نقشه‌ی املاک به صورت کاداستر تهیه خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اداره‌ی امور املاک ثبت کل علاوه بر وظایف فعلی خود عهده‌دار تهیه‌ی املاک به صورت نقشه‌ی کاداستر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; در مورد تقاضای تفکیک و افراز املاک مذکور در این ماده و تحدید حدود املاک مجاور و همچنین در دعاوی مطروحه در مراجع قضایی رفع اختلاف حدودی نقشه‌ی کاداستر ملاک عمل خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; نسبت به املاکی که نقشه‌ی رسمی کاداستر تهیه شده است صاحبان املاک مزبور می‌توانند با پرداخت یک هزار ریال تقاضای الصاق نقشه‌ی مزبور را به سند مالکیت خود بنمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; حدود وظایف و تشکیلات اداره‌ی امور املاک از جهت تهیه‌ی نقشه‌ی املاک به صورت کاداستر و همچنین اجرای مقررات این قانون به موجب آیین‌نامه‌ی وزارت دادگستری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۷ == &lt;br /&gt;
آیین‌نامه‌های اجرایی این قانون را وزارت دادگستری تهیه و تصویب خواهد کرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87:%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87&amp;diff=19243</id>
		<title>ویکی‌پروژه:ترجمه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87:%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87&amp;diff=19243"/>
		<updated>2011-01-12T10:43:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحه‌ای جدید با &amp;#039;این صفحه برای بررسی ایده‌های امکان ایجاد ترجمه‌های آزاد از متون به زبان‌های دیگ...&amp;#039; ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این صفحه برای بررسی ایده‌های امکان ایجاد ترجمه‌های آزاد از متون به زبان‌های دیگر که در مالکیت عمومی قرار دارند ایجاد شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AB%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%B7%D8%B9%D8%A7%D8%AA)/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C_%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA_%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DA%AF%D8%B0%D8%B1%DA%AF%D9%87%DB%8C&amp;diff=7065</id>
		<title>پروین اعتصامی (مثنویات و تمثیلات و مقطعات)/روزی گذشت پادشهی از گذرگهی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AB%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%B7%D8%B9%D8%A7%D8%AA)/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C_%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA_%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DA%AF%D8%B0%D8%B1%DA%AF%D9%87%DB%8C&amp;diff=7065"/>
		<updated>2010-12-26T19:05:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 93.126.19.24 (بحث) به آخرین تغییری که PedramBot انجام داده بود واگردانده شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[پروین اعتصامی (مثنویات و تمثیلات و مقطعات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
| قسمت =(روزی گذشت پادشهی از گذرگهی)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|روزی گذشت پادشهی از گذرگهی|فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست}}&lt;br /&gt;
{{ب|پرسید زان میانه یکی کودک یتیم|کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست}}&lt;br /&gt;
{{ب|آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست|پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست}}&lt;br /&gt;
{{ب|نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت|این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست}}&lt;br /&gt;
{{ب|ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است|این گرگ سالهاست که با گله آشناست}}&lt;br /&gt;
{{ب|آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است|آن پادشا که مال رعیت خورد گداست}}&lt;br /&gt;
{{ب|بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن|تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست}}&lt;br /&gt;
{{ب|پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود|کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87/%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85&amp;diff=17165</id>
		<title>قانون برنامه چهارم توسعه/فصل دوازدهم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87/%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85&amp;diff=17165"/>
		<updated>2010-12-14T05:58:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 217.66.201.193 واگردانده شد به آخرین تغییری که  Sahimrobot انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;نوسازی دولت و ارتقای اثر بخشی حاکمیت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۵ ==&lt;br /&gt;
نقش و وظایف دولت، در حوزه‌های «امور حاکمیتی»، «امور تصدیهای اجتماعی، فرهنگی و خدماتی»، «امور زیربنایی» و امور «تصدیهای اقتصادی» تعریف و به شرح ذیل تنظیم گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) امور حاکمیتی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امور حاکمیتی دولت، که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است و منافع آن بدون محدودیت شامل همه اقشار جامعه می‌گردد عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱- سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و نظارت در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- برقراری عدالت و تأمین اجتماعی و بازتوزیع درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- ایجاد فضای سالم، برای رقابت و جلوگیری از انحصار و تضییع حقوق مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- فراهم نمودن زمینه‌ها و مزیت‌های لازم، برای رشد و توسعه‌ی کشور و رفع فقر و بیکاری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- قانونگذاری، امور ثبتی، استقرار نظم و امنیت و اداره امور قضایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶- حفظ تمامیت ارضی کشور و ایجاد آمادگی دفاعی و ملّی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷- صیانت از هویت ایرانی، اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸- اداره امور داخلی، مالیه عمومی، تنظیم روابط کار و روابط خارجی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹- حفظ محیط‌زیست و حفاظت از منابع طبیعی و میراث فرهنگی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰- علوم و تحقیقات بنیادی، آمار و اطلاعات ملّی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱- پیشگیری از بیماریهای واگیر، مقابله و کاهش اثرات حوادث طبیعی و بحران‌های پیچیده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) امور تصدیهای اجتماعی، فرهنگی و خدماتی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن دسته از وظایفی است که، منافع اجتماعی حاصل از آنها نسبت به منافع فردی برتری دارد و موجب بهبود وضعیت زندگی افراد می‌گردد، از قبیل: آموزش و پرورش عمومی و فنی و حرفه‌ای، علوم و تحقیقات، بهداشت و درمان، تربیت‌بدنی و ورزش، اطلاعات و ارتباطات جمعی و امور فرهنگی، هنری و تبلیغات دینی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) امور زیربنایی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن دسته از طرح‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای است که، موجب تقویت زیرساختهای اقتصادی و تولیدی کشور می‌گردد، نظیر طرح‌های آب و خاک، عمران شهری و روستایی و شبکه‌های انرژی‌رسانی، ارتباطات و حمل و نقل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) امور تصدیهای اقتصادی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن دسته از وظایفی است که دولت، متصدی اداره و بهره‌برداری از اموال جامعه است و مانند اشخاص حقیقی و حقوقی در حقوق خصوصی عمل می‌کند، نظیر تصدی در امور صنعتی، کشاورزی، حمل و نقل و بازرگانی و بهره‌برداری از طرح‌های مندرج در بند «ج» این ماده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۶ ==&lt;br /&gt;
به منظور ایجاد زمینه مناسب برای رشد و توسعه‌ی کشور، افزایش کارایی و بهره‌وری دستگاه‌های اجرایی، تقویت امور حاکمیتی دولت و توسعه مشارکت مردم در امور کشور، نحوه اجرای وظایف مذکور در ماده (۱۳۵) این قانون به طریق ذیل پالایش و اصلاح می‌گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) امور حاکمیتی دولت، توسط دستگاه‌های دولتی و عنداللزوم و با جلب مشارکت مردم انجام می‌گردد و دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط در ابعاد منابع انسانی، فن‌آوری انجام کار، تجهیزات و تخصیص منابع، تقویت و توسعه کیفی خواهند یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) وظایف امور تصدیهای اجتماعی، فرهنگی و خدماتی دولت با رعایت اصول بیست و نهم (۲۹) و سی‌ام (۳۰) قانون اساسی با استفاده از شیوه‌های ذیل انجام می‌گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱- اعمال حمایت‌های لازم برای توسعه بخش غیردولتی مجری این وظایف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- خرید خدمات از بخش غیردولتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- مشارکت با بخش غیردولتی از طریق اجاره و واگذاری امکانات و تجهیزات و منابع فیزیکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- واگذاری مدیریت بخشی از واحدهای دولتی به بخش غیردولتی، در چارچوب سیاست‌های کلی برنامة چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- ا یجاد و اداره واحدهای دولتی با رویکرد هدفمند و نتیجه‌گرا (مطابق ماده ۱۴۴ این قانون) با تأیید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در مناطقی که هیچکدام از حالتهای فوق‌الذکر امکانپذیر نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) وظایف زیربنایی دولت با مدیریت، حمایت و نظارت دستگاه‌ها و شرکت‌های دولتی توسط بخش ‌غیر‌دولتی انجام خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) وظایف مربوط به تصدیهای اقتصادی دولت، با رعایت اصل چهل و چهارم (۴۴) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بخش ‌غیر‌دولتی واگذار می‌گردد. دولت در این بخش نسبت به تنظیم مقررات برای جلوگیری از ایجاد انحصار، تضییع حقوق تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان، ایجاد فضای سالم رقابت، رشد، توسعه و امنیت سرمایه‌گذاری و نظایر آن اقدام خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعریف و تفصیل ضوابط و قلمرو و شرایط و محدوده و تکالیف امور حاکمیتی و تصدی‌گری، زیربنایی و موارد واگذاری دستگاه‌های مختلف به نحو تفصیلی و همچنین اجرای کلیة موارد این ماده تا پایان سال ۱۳۸۳ در قالب لایحه‌ای توسط دولت تهیه و به مجلس شورای اسلامی تقدیم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۷ ==&lt;br /&gt;
الف) دولت مکلف است، تشکیلات کلان دستگاه‌های اجرایی و وزارتخانه‌ها را، متناسب با سیاست‌ها و احکام این برنامه و تجربه سایر کشورها، جهت برطرف کردن اثربخشی ناقص، تعارضهای دستگاهی و غیر کارآمدی و عدم جامعیت، عدم کفایت، تمرکز امور، موازی‌کاریها و همچنین بهره‌گیری همه جانبه از فن‌آوری‌های نوین و روش‌های کارآمد، با هدف نوسازی، متناسب‌سازی، ادغام و تجدید ساختار به صورت یک منظومه منسجم، کارآمد، فراگیر و با کفایت، اثربخش و غیر متمرکز طراحی نماید و لایحه ذی‌ربط را شش ماه پس از تصویب این قانون به مجلس شورای اسلامی تقدیم کند، به طوری که امکان اجرای آن از ابتدای سال دوم برنامه‌ی چهارم میسر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) آن دسته از تصدیهای قابل واگذاری دستگاه‌های دولتی، در امور توسعه و عمران شهر و روستا، با تصویب هیأت وزیران همراه با منابع مالی ذی‌ربط به شهرداری‌ها و دهیاریها واگذار می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۸ ==&lt;br /&gt;
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور موظف است با همکاری دستگاه‌های ذیربط به منظور اصلاح نظام بودجه‌ریزی از روش موجود به روش هدفمند و عملیاتی و به صورت قیمت تمام شده خدمات اقدامات ذیل را حداکثر تا پایان سال دوم برنامه‌ی چهارم انجام دهد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) شناسایی و احصاء ‌فعالیت و خدماتی که دستگاه‌های اجرایی ارائه می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) تعیین قیمت تمام شده فعالیت‌ها و خدمات، متناسب با کیفیت و محل جغرافیایی مشخص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) تنظیم لایحه بودجه‌ی سالانه براساس حجم فعالیت‌ها و خدمات و قیمت تمام شده آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) تخصیص اعتبارات براساس عملکرد و نتایج حاصل از فعالیت‌ها و متناسب با قیمت تمام شده آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبصره ۱- به منظور تحقق رویکرد فوق و همچنین تسریع در تغییر نظام بودجه‌ریزی کشور و تقویت نظام برنامه‌ریزی و نظارت، سازمان مذکور موظف است ضمن اصلاح ساختار سازمان، مدیریت نیروی انسانی، روش‌ها و فن‌آوری اداری خود، ترتیبی اتخاذ نماید تا با سازمانی کوچک، منعطف، کارا و اثربخش و به کارگیری نخبگان و اندیشمندان امکان انجام وظایف محوله به طور مطلوب و بهینه فراهم گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبصره ۲- سازمان فوق‌الذکر و وزارت امور اقتصادی و دارایی نسبت به تهیه لوایح لازم برای اصلاح قوانین و مقررات مالی،‌ اداری و استخدامی و بودجه‌ریزی کشور اقدام نماید به نحوی که نظام موجود تبدیل به نظام کنترل نتیجه و محصول گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هـ) آیین‌نامه‌ی اجرایی این آماده به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۹ ==&lt;br /&gt;
به منظور اصلاح ساختار و تشکیلات دستگاه‌های اجرایی اقدام‌های ذیل انجام می‌گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) دولت موظف است تا پایان سال اول برنامه‌ی چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد حذف و یا واگذاری حداقل بیست درصد (۲۰%) از تعداد سازمان‌ها و نهادها، مؤسسات و شرکت‌ها و نظایر آن را به سایر بخش‌ها و ادغام و انحلال دستگاه‌های غیرضرور را جهت تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) ممنوعیت ایجاد وزارتخانه، مؤسسه دولتی، نهاد عمومی ‌غیر‌دولتی، شرکت دولتی و دستگاه‌هایی با عناوین مشابه، مگر در موارد استثناء با تأیید هیأت وزیران و تصویب مجلس شورای اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) ادغام کلیه واحدهای سازمانی هر وزارتخانه (به استثنای شرکت‌های دولتی) در سطح استان، شهرستان، بخش و ... در یک واحد سازمانی، به طوری که واحدهای مربوطه در مرکز عهده‌دار راهبری و انجام امور ستادی آنها باشند. سطح سازمانی واحدهای موضوع این بند و موارد استثنا، با پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به تصویب شورای عالی اداری می‌رسد تغییر یا ادغام واحدهای استانی که به موجب قانون ایجاد شده‌اند با تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) بازنگری و تجدید ساختار داخلی دستگاه‌های اجرایی، بر اساس ضوابطی که به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به تصویب هیأت وزیران می‌رسد. در صورتی که با اصلاح تشکیلات، پستهای دارای شاغلین رسمی حذف گردند، اینگونه پستها صرفاً تا خروج طبیعی مستخدمین ذی‌ربط پایدار خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هـ) کلیه واحدهای استانی، شهرستانی و ... دستگاه‌های اجرایی موظف‌اند، ضمن اقدام لازم در خصوص بازنگری و تجدید ساختار سازمانی خود، پس از تأیید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان اصلاحات لازم را به مورد اجرا گذارند و نیروهای مازاد را به سایر واحدهای مستقر در همان محل منتقل نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و) نصاب جمعیت برای تشکیل شهرستان، شهر و بخش با رویکرد عدم توسعه سطوح تقسیمات کشوری در سال اول برنامه‌ی چهارم توسط هیأت وزیران تعیین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۰ ==&lt;br /&gt;
به دولت اجازه داده می‌شود، به منظور توسعه بخش خصوصی و تعاونی و جلب مشارکت تشکل‌های ‌غیر‌دولتی و سایر بخش‌های جامعه مدنی در اداره امور کشور و افزایش کارآمدی مدیریت دولتی، در مواجهه با چالشها و استفاده از فرصت‌ها و منابع ملّی، اقدام‌های ذیل را انجام دهد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) کمک به ایجاد و توسعه و قانونمندی نهادهای ‌غیر‌دولتی لازم برای توسعه کارآفرینی، ترویج فرهنگ خدمت، توسعه سلامت و شفافیت اداری و حفاظت از محیط‌زیست و ارتقای استانداردهای زیست‌محیطی و سلامت مردم، بر مبنای هدف‌محوری و مسئولیت‌پذیری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) تشکیل واحد سازمانی مناسب، برای تقویت و حمایت از بخش ‌غیر‌دولتی، در زمینه‌های نهادسازی، آموزش، ایجاد تسهیلات، توجیه و رفع موانع اداری در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و کلیه وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مستقل دولتی از محل پستهای سازمانی موجود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۱ ==&lt;br /&gt;
دولت موظف است، به منظور استقرار نظام شایسته‌گرایی و ایجاد ثبات در خدمات مدیران درخصوص موارد ذیل لایحة مربوطه را تهیه و به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) مشاغل مدیریتی را در دو بخش سیاسی و حرفه‌ای، تعریف و طبقه‌بندی نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) در انتخاب و انتصاب افراد، به پستهای حرفه‌ای، شرایط تخصصی لازم را تعیین نماید تا افراد از مسیر ارتقای شغلی به مراتب بالاتر ارتقاء یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با انجام ارزیابی‌های مدیریتی و تخصصی لازم، انتخاب صورت پذیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) در خصوص عزل و نصب پستهای مدیریت سیاسی، اختیارات لازم به مقامات منصوب‌کننده داده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۲ ==&lt;br /&gt;
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و دستگاه‌های موضوع ماده (۱۶۰) این قانون موظفند به منظور افزایش پاسخگویی دستگاه‌های اجرایی در مقابل مردم،‌ با استفاده از فن‌آوری‌های نوین اداری و بازنگری و مهندسی فرآیندها و روش‌ها و رشد شاخص‌های مربوط به مشتری‌مداری و آموزش اداری مردم و توسعه فرهنگ مدیریت و ارزیابی عملکرد و راهکارهای لازم برای جلوگیری از مفاسد اداری، سطح کیفی خدمات خود را افزایش داده و در تدوین ضوابط و مقررات و بخشنامه‌ها، دستورالعمل‌های ذیربط رضایت و تکریم ارباب رجوع به عنوان یکی از اهداف اصلی و تاثیرگذار در سرنوشت اداری و استخدامی کارکنان ملحوظ نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۳ ==&lt;br /&gt;
به منظور اصلاح و بهبود مدیریت نیروی انسانی بخش دولتی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و دستگاه‌های اجرایی مذکور در ماده (۱۶۰) این قانون موظفند اقدامات ذیل را به عمل آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) تجزیه و تحلیل و بازطراحی مشاغل دولتی با رویکرد جذب متخصصین و نخبگان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) به کارگیری نیروی انسانی به هر شکل در دستگاه‌های فوق‌الذکر در فضای رقابتی و کسب حداقل امتیازات در امتحانات استخدامی ادواری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) پیش‌بینی ضوابط و دستورالعملهای پرداخت حقوق کارکنان براساس تلفیق مناسب نتیجه‌گرایی و بهره‌وری بجای وقت مزدی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) ارتقای سطح کیفی مدیران و سرپرستان با پیش‌بینی ضوابط خاص آموزش و شرایط احراز تصدی آنها و کاهش حداقل بیست درصد (۲۰%) از پستهای مدیریت و سرپرستی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هـ) توسعه آموزش‌های شغلی وتخصصی کوتاه مدت برای کارکنان دستگاه‌های اجرایی و حذف دوره‌هایی که با استفاده از امکانات دولتی و مأموریت منجر به دریافت مدارک دانشگاهی رسمی و غیررسمی می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیین‌نامه‌ی اجرایی این ماده بنا به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۴ ==&lt;br /&gt;
کلیه دستگاه‌های اجرایی موظفند، به منظور افزایش کارایی و بهره‌وری و استقرار نظام کنترل نتیجه و محصول، به جای کنترل مراحل انجام کار و اعطای اختیارات لازم به مدیران برای اداره واحدهای تحت سرپرستی خود به صورت مستقل و هدفمند نمودن تخصیص منابع، بر اساس دستورالعمل مشترک سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی، قیمت تمام شده آن دسته از فعالیت‌ها و خدماتی که قابلیت تعیین قیمت تمام شده را دارند (از قبیل واحدهای آموزشی، پژوهشی و بهداشتی، درمانی، خدماتی و اداری)، بر اساس کمیت و کیفیت محل جغرافیایی مشخص و پس از تأیید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور یا استان و با اعطای اختیارات لازم به مدیران ذی‌ربط اجرا نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دستگاه‌هایی که بر اساس ضوابط این ماده خدمات خود را ارائه می‌نمایند، اجازه داده می‌شود، حسب نیاز نسبت به جابه‌جایی فصول و برنامه‌های اعتبارات هزینه اقدام و مآب‌هالتفاوت هزینه‌های قبلی فعالیت با قیمت تمام‌ شده را صرف ارتقای کیفی خدمات، تجهیز سازمان و پرداخت پاداش به کارکنان و مدیران واحدهای ذی‌ربط نمایند. اعتباراتی که براساس قیمت تمام شده در چارچوب بودجه‌ی سنواتی در اختیار واحدها قرار می‌گیرد، کمک تلقی شده و پس از پرداخت به هزینه قطعی منظور می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۵ ==&lt;br /&gt;
به منظور کاهش حجم تصدیها و افزایش مشارکت مردم در اداره امور کشور و کوچک‌سازی دولت، اقدام‌های ذیل انجام می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) توسعه فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، تولیدی و خدماتی، صرفاً از طریق روش‌های مذکور در بند «ب» ماده (۱۳۶) انجام گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) کاهش سالانه حداقل سه درصد (۳%) از تصدیهای اجتماعی، فرهنگی، تولیدی، خدماتی و نظایر آن توسط دستگاه‌های اجرایی با استفاده از روش‌های مذکور در اجزای (۱)، (۲)، (۳) و (۴) بند «ب» ماده (۱۳۶) و اختصاص بخشی از منابع مربوط برای توسعه بخش‌های ‌غیر‌دولتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) ممنوعیت شروع هر نوع طرح و پروژه تملک دارایی‌های سرمایه‌ای در سطوح ملّی و استانی به استثنای موارد مربوط، به امور حاکمیتی و زیربنایی و مواردی که، با تأیید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، استفاده از شیوه‌های مذکور در اجزای (۱)، (۲) و (۳) بند «ب» ماده (۱۳۶) امکان‌پذیر نباشد. اعتبارات طرح‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای فصول مربوط به صورت وجوه اداره شده برای توسعه بخش ‌غیر‌دولتی در همان فصل اختصاص خواهد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) مشارکت و سرمایه‌گذاری‌های جدید شرکت‌های دولتی در سایر شرکت‌ها و سازمان‌ها و تفکیک و تکثیر آنها، در قالب شرکت‌های موسوم به نسل دوم و نظایر آن ممنوع می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هـ) تعیین اهداف کمی برنامه خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی و سقف اعتبارات آنها، در قوانین بودجه‌ی سالانه، به نحوی که نسبت اعتبارات شرکت‌های دولتی و بودجه کل کشور به تولید ناخالص داخلی هر ساله حداقل دو درصد (۲%) کاهش یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱- در پایان برنامه‌ی چهارم تعداد کل کارکنان دولت از تعداد آن در آغاز برنامه به میزان پنج درصد (۵%) کاهش یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- مجموع استخدامهای جدید در دستگاه‌های دولتی مطابق جدول شماره (۹) این قانون در چارچوب سیاست‌های کلی برنامه‌ی چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (به استثنای نیروهای مسلح) به نحوی که به وظیفه حاکمیتی دستگاه‌های دولتی لطمه‌ای وارد نشود، از پنجاه درصد (۵۰%) کل تعداد کارکنانی که از خدمت خارج می‌شوند تجاوز نکند[۲].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز) ممنوعیت ایجاد، اداره هر گونه مهمانسرا، زائرسرا، مجتمع مسکونی، رفاهی، درمانی، فضاهای ورزشی و تفریحی و نظایر آن، توسط دستگاه‌های موضوع ماده (۱۶۰) این قانون، کلیه دستگاه‌های اجرایی موظف‌اند، این نوع تأسیسات و خدمات یا بهره‌برداری از آنها را حداکثر تا پایان سال سوم برنامه‌ی چهارم، به بخش ‌غیر‌دولتی واگذار نمایند. موارد مستثنا با پیشنهاد دستگاه اجرایی مربوط و تأیید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و تصویب هیأت وزیران بلامانع است در انتقال بناها و اموال دولتی که از نفایس ملی باشد رعایت اصل هشتاد و سوم (۸۳) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران الزامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ح) کلیه خدماتی که در حال حاضر توسط دستگاه‌های موضوع ماده (۱۶۰) این قانون، برای کارکنان خود در زمینه‌های مختلف نظیر سرویس رفت و آمد، سلف‌سرویس، تعاونی‌های مصرف، امور ورزش کارکنان، مهد کودک و موارد مشابه به صورت امانی و یا خرید خدمات صورت می‌گیرد، از سال سوم برنامه با پرداخت یارانه مستقیم انجام خواهد شد و کلیه واحدهای اداری ذی‌ربط منحل گردیده و کارکنان رسمی آنها به واحدهای نیازمند دیگر منتقل می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ط) وزارت آموزش و پرورش و مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای می‌توانند برای اجرای بند «ب» ماده (۱۳۶) با کادر آموزشی خود مشروط بر اینکه از مرخصی بدون حقوق استفاده نمایند، به روش مذکور در این بند عقد قرارداد نمایند. سوابق خدمت این گونه مستخدمین با پرداخت کسور بازنشستگی در صندوق ذی‌ربط مستخدم منظور خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هزینه سرانه مدارسی که به روش‌های مذکور در اجزای (۲)، (۳) و (۴) بند «ب» ماده (۱۳۶) توسط بخش ‌غیر‌دولتی اداره می‌گردند، متناسب با ویژگیهای هر بند و توانمندی‌های مناطق توسط دولت تأمین و پرداخت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ی) صدور مجوز استخدام هر یک از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مستقل، در چارچوب جدول شماره (۹) پیوست این قانون، بنا به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و تصویب هیأت وزیران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ک) آیین‌نامه‌ی اجرایی این ماده به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۶ ==&lt;br /&gt;
به منظور متناسب‌سازی تعداد کارکنان هر دستگاه با اهداف و مأموریت اصلی آن و تطبیق نحوه انجام وظایف دستگاه‌های اجرایی با سیاست‌ها و احکام بخش توسعه مدیریت دولت، اقدام‌های ذیل به عمل خواهد آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) در سال اول برنامه‌ی چهارم، سقف تعداد پرسنل هر کدام از دستگاه‌های اجرایی و برنامه زمانبندی شده، تحقق آن مشترکاً توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و دستگاه ذی‌ربط تهیه و به تصویب شورای عالی اداری می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) انتقال کارکنان رسمی یا ثابت مازاد دستگاه‌های اجرایی در سطح یک شهرستان بدون موافقت مستخدم با توافق دستگاه‌های ذی‌ربط، انتقال به سایر شهرستان‌ها با موافقت مستخدم باید صورت گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) آیین‌نامه‌ی اجرایی این ماده با رعایت قوانین و مقررات به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) بار مالی اجرای این ماده، از محل فروش اموال منقول و غیر منقول دستگاه‌های اجرایی و اعتبارات پیش‌بینی شده در بودجه‌ی عمومی تأمین می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۷ ==&lt;br /&gt;
به منظور تقویت صندوق‌های بازنشستگی و سهولت جابه‌جایی کارکنان اقدام‌های ذیل به عمل می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) به کارکنان مشمول صندوق‌های بازنشستگی اجازه داده می‌شود در صورتی که بازخرید خدمت شوند و یا به دستگاه‌های دیگر منتقل شوند و یا با استفاده از مرخصی بدون حقوق (بدون محدودیت زمان) در بخش غیردولتی اشتغال یابند کماکان مشمول صندوق بازنشستگی خود باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) مستخدمین پیمانی دستگاه‌های مشمول صندوق بازنشستگی کشور می‌توانند از نظر مزایای تأمین اجتماعی مشمول صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان بیمه خدمات درمانی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۸ ==&lt;br /&gt;
ضوابط مربوط به رابطه استخدامی پاداش پایان خدمت، نحوه حفظ سوابق استخدامی از حیث تابع صندوق بازنشستگی بودن و سایر موارد مربوط کارکنان دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده (۱۶۰) این قانون و واحدهایی که بیش از پنجاه درصد (۵۰%) از سهام، دارایی و یا مالکیت آنها از ابتدای برنامه‌ی سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به بخش غیردولتی واگذار شده و می‌شود، باید مطابق قانون تعیین تکلیف گردد. آیین‌نامه‌ی اجرایی این ماده در چارچوب قوانین به تصویب هیأت وزیران می‌رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبصره- این گونه کارکنان که رابطه استخدامی آنها با دستگاه اجرایی ذیربط قطع می‌گردد می‌توانند با حفظ سوابق استخدامی همچنان تابع مقررات صندوق بازنشستگی مربوط باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۹ ==&lt;br /&gt;
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور موظف است، به منظور تقویت نظم و انضباط اداری و مالی در نظام اداره امور کشور و صرفه‌جویی در اعتبارات هزین‌های دولت، نسبت به تدوین ضوابط مربوطه اقدام تا پس از تصویب هیأت وزیران، توسط دستگاه‌های اجرایی به مورد اجرا گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور مکلف است، با تدوین شاخص‌هایی نحوه اجرای ضوابط مذکور را در دستگاه‌های اجرایی مورد ارزیابی قرار داده و هر ساله گزارش آن را به هیأت وزیران تقدیم نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۰ ==&lt;br /&gt;
دولت موظف است، حقوق کلیه کارکنان و بازنشستگان دولت را طی برنامه‌ی چهارم و در ابتدای هر سال برای تمامی رشته‌های شغلی، متناسب با نرخ تورم افزایش دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبصره- به دستگاه‌های اجرایی اجازه داده می‌شود تا هفتاد درصد (۷۰%) اعتباراتی که از محل اصلاح ساختار و کاهش نیروی انسانی به میزانی که در قانون بودجه‌ی سالانه منظور می‌گردد صرفه‌جویی می‌نمایند را به عنوان فوق‌العاده کارآیی غیر مستمر به کارکنانی که خدمات برجسته انجام می‌دهند، پرداخت نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیین‌نامه‌ی اجرایی این ماده توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۱ ==&lt;br /&gt;
وزارتخانه‌های دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و کشور و ستاد کل نیروهای مسلح موظف‌اند در چارچوب تدابیر فرمانده معظم کل قوا، دستورالعملهای لازم برای اجرای احکام این فصل را برای نیروهای نظامی و انتظامی تهیه و پس از تصویب هیأت وزیران و پس از تأیید فرماندهی کل نیروهای مسلح جهت اجرا به واحدهای ذی‌ربط ابلاغ نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۲ ==&lt;br /&gt;
دولت موظف است، به منظور ساماندهی، استفاده بهینه از امکانات موجود، ارتقای کیفیت ساخت‌وساز و نیز لزوم رعایت مقررات، ضوابط و استانداردها در احداث ساختمان‌های دولتی و عمومی و همچنین حذف تشکیلات غیرضروری، امور برنامه‌ریزی، مطالعه، طراحی و اجرای ساختمان‌های مزبور را در سازمان‌های دولتی که بدین منظور و بر اساس قانون تشکیل شده است، متمرکز نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیین‌نامه‌ی اجرایی این ماده توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و وزارت مسکن و شهرسازی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۳ ==&lt;br /&gt;
کلیه دستگاه‌های مذکور در ماده (۱۶۰) موظفند در راستای احکام بخش نوسازی دولت و ارتقای اثر بخشی حاکمیت، ضمن اجرای دقیق احکام این فصل گزارش عملکرد خود را هر شش ماه یکبار به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور ارائه نمایند و این سازمان با رتبه‌بندی میزان موفقیت دستگاه‌ها نتیجه را برای هیأت وزیران و کمیسیون‌های مربوط مجلس شورای اسلامی گزارش نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۴ ==&lt;br /&gt;
مواد (۱)، (۹۰) و (۱۲۳) «قانون برنامه‌ی سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۷/۱/۱۳۷۹ و اصلاحیه‌های آن» برای دوره برنامه‌ی چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۸۸-۱۳۸۴) تنفیذ می‌گردد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%A6%D8%B2&amp;diff=212</id>
		<title>کتیبه داریوش بزرگ در سوئز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%A6%D8%B2&amp;diff=212"/>
		<updated>2010-11-20T13:36:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 94.183.104.1 واگردانده شد به آخرین تغییری که  Coffeetalkh انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;[[سنگ‌نوشته‌ها]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدای بزرگ است اهوره مزدا، که آن آسمان را داد، که این زمین را داد، که مردم را داد، که شادی داد مردم را، که داریوش را شاه کرد – که داریوش را شهریاریی فرا بُرد، که بزرگ است، که اسبان خوب داراست، مردان خوب داراست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای مردمان گوناگون، شاه در این سرزمین دور و دراز، پور وشتاسپ، [[هخامنشی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوید داریوش شاه: من پارسی ام، از پارس مصر را گرفتم. من فرمودم این آبراه را کندن، از رودی به نام نیل، که در مصر جاری است، به سوی دریایی که از پارس می رود. پس این آبراه کنده شد، چنان که من فرمودم و کشتی ها آمدند از مصر در این آبراه، به سوی پارس، چنان که دلخواهِ من بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
ترجمه‌ای زیر نظر بانو بدیع‌الزمان قریب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سنگ‌نبشته‌ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D8%AA%D9%88_%D8%A8%DB%8C_%D8%AE%D8%A8%D8%B1&amp;diff=11160</id>
		<title>عطار (غزلیات)/ای در درون جانم و جان از تو بی خبر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D8%AA%D9%88_%D8%A8%DB%8C_%D8%AE%D8%A8%D8%B1&amp;diff=11160"/>
		<updated>2010-10-23T15:06:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 94.183.141.124 واگردانده شد به آخرین تغییری که  PedramBot انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[عطار (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = عطار&lt;br /&gt;
| قسمت =(ای در درون جانم و جان از تو بی خبر)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای در درون جانم و جان از تو بی خبر|وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان|در جان و در دلی دل و جان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای عقل پیر و بخت جوان گرد راه تو|پیر از تو بی نشان و جوان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|نقش تو در خیال و خیال از تو بی نصیب|نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|از تو خبر به نام و نشان است خلق را|وآنگه همه به نام و نشان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|جویندگان جوهر دریای کنه تو|در وادی یقین و گمان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون بی خبر بود مگس از پر جبرئیل|از تو خبر دهند و چنان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|شرح و بیان تو چه کنم زانکه تا ابد|شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{ب|عطار اگرچه نعره‌ی عشق تو می‌زند|هستند جمله نعره‌زنان از تو بی خبر}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D9%87%D9%86%D8%B1_-_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=18605</id>
		<title>فرهنگ و هنر - برنامه پنجم عمرانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D9%87%D9%86%D8%B1_-_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=18605"/>
		<updated>2010-08-30T12:12:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: فرهنگ و هنر - برنامه پنجم عمرانی به فرهنگ و هنر - برنامه عمرانی پنجم منتقل شد: درخواست کاربر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[فرهنگ و هنر - برنامه عمرانی پنجم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C_-_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=18604</id>
		<title>جهانگردی - برنامه پنجم عمرانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C_-_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=18604"/>
		<updated>2010-08-30T12:08:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: جهانگردی - برنامه پنجم عمرانی به جهانگردی - برنامه عمرانی پنجم منتقل شد: درخواست کاربر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[جهانگردی - برنامه عمرانی پنجم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%DB%B2_-_%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF&amp;diff=17219</id>
		<title>قانون مجازات اسلامی ایران/کتاب ۲ - حدود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%DB%B2_-_%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF&amp;diff=17219"/>
		<updated>2010-08-30T11:35:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 78.38.35.253 واگردانده شد به آخرین تغییری که  Yoosef Pooranvary انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;کتاب دوم - حدود&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب اول - حد زنا =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل اول - تعریف و موجبات حد زنا ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۳ ===&lt;br /&gt;
زنا عبارت است از جماع مرد با زنی که بر او ذاتاً حرام است گرچه در دبر باشد، در غیر موارد وطی به شبهه‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۴ ===&lt;br /&gt;
زنا در صورتی موجب حد می‌شود که زانی یا زانیه بالغ و عاقل و مختار بوده و به حکم و موضوع آن نیز آگاه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۵ ===&lt;br /&gt;
هرگاه زن یا مردی حرام بودن جماع با دیگری را بداند و طرف مقابل از این امر آگاه نباشد و گمان کند ارتکاب این عمل برای او جایز است فقط طرفی که آگاه بوده است محکوم به حد زنا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۶ ===&lt;br /&gt;
هرگاه مرد یا زنی که با هم جماع نموده‌اند ادعای اشتباه و ناآگاهی کند در صورتی که احتمال صدق مدعی داده شود، ادعای‌ مذکور بدون شاهد و سوگند پذیرفته می‌شود و حد ساقط می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۷ ===&lt;br /&gt;
هرگاه زانی یا زانیه ادعا کند که به زنا اکراه شده است‌، ادعای او در صورتی که یقین برخلاف آن نباشد قبول می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - راه‌های ثبوت زنا در دادگاه‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۸ ===&lt;br /&gt;
هر گاه مرد یا زنی در چهار بار نزد حاکم اقرار به زنا کند محکوم به حد زنا خواهد شد و اگر کمتر از چهار بار اقرار نماید تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۶۹ ===&lt;br /&gt;
اقرار در صورتی نافذ است که اقرارکننده دارای اوصاف بلوغ‌، عقل‌، اختیار و قصد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۰ ===&lt;br /&gt;
اقرار باید صریح یا به طوری ظاهر باشد که احتمال عقلایی خلاف در آن داده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۱ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی اقرار به زنا کند و بعد انکار نماید در صورتی که اقرار به زنایی باشد که موجب قتل یا رجم است با انکار بعدی حد رجم و قتل ساقط می‌شود، در غیر این صورت با انکار بعد از اقرار حد ساقط نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی به زنایی که موجب حد است اقرار کند و بعد توبه نماید، قاضی می‌تواند تقاضای عفو او را از ولی امر بنماید و یا حد را بر او جاری نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۳ ===&lt;br /&gt;
زنی که همسر ندارد به صرف باردار شدن مورد حد قرار نمی‌گیرد، مگر آن که زنای او با یکی از راه‌های مذکور در این قانون ثابت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۴ ===&lt;br /&gt;
زنا چه موجب حد جلد باشد و چه موجب حد رجم، با شهادت چهار مرد عادل یا سه مرد عادل و دو زن عادل ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۵ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که زنا فقط موجب حد جلد باشد به شهادت دو مرد عادل همراه با چهار زن عادل نیز ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۶ ===&lt;br /&gt;
شهادت زنان به تنهایی یا به انضمام شهادت یک مرد عادل زنا را ثابت نمی‌کند بلکه در مورد شهود مذکور حد قذف طبق احکام قذف جاری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۷ ===&lt;br /&gt;
شهادت شهود باید روشن و بدون ابهام و مستند به مشاهده باشد و شهادت حدسی معتبر نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۸ ===&lt;br /&gt;
هرگاه شهود خصوصیات مورد شهادت را بیان کنند این خصوصیات باید از لحاظ زمان و مکان و مانند آن‌ها اختلاف نداشته ‌باشند. در صورت اختلاف بین شهود علاوه بر این که زنا ثابت نمی‌شود شهود نیز به حد قذف محکوم می‌گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۷۹ ===&lt;br /&gt;
شهود باید بدون فاصله‌ی زمانی یکی پس از دیگری شهادت دهند، اگر بعضی از شهود شهادت بدهند و بعضی دیگر بلافاصله برای ادای شهادت حضور پیدا نکنند، یا شهادت ندهند زنا ثابت نمی‌شود، در این صورت شهادت‌دهنده مورد حد قذف قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۰ ===&lt;br /&gt;
حد زنا جز در موارد مذکور در مواد آتی باید فوراً جاری گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۱ ===&lt;br /&gt;
هرگاه زن یا مرد زانی قبل از اقامه شهادت توبه نماید، حد از او ساقط می‌شود و اگر بعد از اقامه شهادت توبه کند حد ساقط ‌نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - اقسام حد زنا ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۲ ===&lt;br /&gt;
حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیرجوان و محصن و غیرمحصن نیست‌:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; زنا با محارم نسبی‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; زنا با زن پدر که موجب قتل زانی است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; زنای غیرمسلمان با زن مسلمان که موجب قتل زانی است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د-&#039;&#039;&#039; زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه‌کننده است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۸ ===&lt;br /&gt;
حد زنای زن یا مردی که واجد شرایط احصان نباشند صد تازیانه است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۸۹ ===&lt;br /&gt;
تکرار زنا قبل از اجرای حد در صورتی که مجازات‌ها از یک نوع باشد موجب تکرار حد نمی‌شود ولی اگر مجازات‌ها از یک نوع ‌نباشد مانند آن که بعضی از آنها موجب جلد بوده و بعضی دیگر موجب رجم باشد، قبل از رجم زانی حد جلد بر او جاری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۰ ===&lt;br /&gt;
هر گاه زن یا مردی چند بار زنا کند و بعد از هر بار حد بر او جاری شود در مرتبه چهارم کشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۱ ===&lt;br /&gt;
در ایام بارداری و نفاس زن، حد قتل یا رجم بر او جاری نمی‌شود، همچنین بعد از وضع حمل در صورتی که نوزاد کفیل نداشته‌ باشد و بیم تلف شدن نوزاد برود حد جاری نمی‌شود، ولی اگر برای نوزاد کفیل پیدا شود حد جاری می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه در اجرای حد جلد بر زن باردار یا شیرده احتمال بیم ضرر برای حمل یا نوزاد شیرخوار باشد اجرای حد تا رفع بیم ضرر به تأخیر می‌افتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۳ ===&lt;br /&gt;
هر گاه مریض یا زن مستحاضه محکوم به قتل یا رجم شده باشند حد بر آن‌ها جاری می‌شود ولی اگر محکوم به جلد باشند اجرای حد تا رفع بیماری و استحاضه به تأخیر می‌افتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; حیض مانع اجرای حد نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۴ ===&lt;br /&gt;
هر گاه امید به بهبودی مریض نباشد یا حاکم شرع مصلحت بداند که در حال مرض حد جاری شود یک دسته تازیانه یا ترکه که ‌مشتمل بر صد واحد باشد، فقط یک بار به او زده می‌شود هر چند همه آن‌ها به بدن محکوم نرسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۵ ===&lt;br /&gt;
هر گاه محکوم به حد دیوانه یا مرتد شود حد از او ساقط نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۶ ===&lt;br /&gt;
حد جلد را نباید در هوای بسیار سرد یا بسیار گرم جاری نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۷ ===&lt;br /&gt;
حد را نمی‌شود در سرزمین دشمنان اسلام جاری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - کیفیت اجرای حد ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۸ ===&lt;br /&gt;
هر گاه شخصی محکوم به چند حد شود اجرای آن‌ها باید به ترتیبی باشد که هیچ کدام از آن‌ها زمینه دیگری را از بین نبرد، بنابراین ‌اگر کسی به جلد و رجم محکوم شود اول باید حد جلد و بعد حد رجم را جاری ساخت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۹۹ ===&lt;br /&gt;
هر گاه زنای شخصی که دارای شرایط احصان است با اقرار او ثابت شده باشد هنگام رجم‌، اول حاکم شرع سنگ می‌زند بعداً دیگران و اگر زنای او به شهادت شهود ثابت شده باشد اول شهود سنگ می‌زنند بعداً حاکم و سپس دیگران‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; عدم حضور یا اقدام حاکم و شهود برای زدن اولین سنگ، مانع اجرای حد نیست و در هر صورت حد باید اجرا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۰ ===&lt;br /&gt;
حد جلد مرد زانی باید ایستاده و در حالی اجرا گردد که پوشاکی جز ساتر عورت نداشته باشد. تازیانه به شدت به تمام بدن ‌وی غیر از سر و صورت و عورت زده می‌شود. تازیانه را به زن زانی در حالی می‌زنند که زن نشسته و لباس‌های او به بدنش بسته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۱ ===&lt;br /&gt;
مناسب است که حاکم شرع مردم را از زمان اجرای حد آگاه سازد و لازم است عده‌ای از مؤمنین که از سه نفر کمتر نباشند در حال اجرای حد حضور یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۲ ===&lt;br /&gt;
مرد را هنگام رجم تا نزدیکی کمر و زن را تا نزدیکی سینه در گودال دفن می‌کنند آنگاه رجم می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۳ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی که محکوم به رجم است از گودالی که در آن قرار گرفته فرار کند در صورتی که زنای او به شهادت ثابت شده باشد برای اجرای حد برگردانده می‌شود اما اگر به اقرار خود او ثابت شده باشد برگردانده نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; اگر کسی که محکوم به جلد باشد فرار کند در هر حال برای اجرای حد جلد برگردانده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۴ ===&lt;br /&gt;
بزرگی سنگ در رجم نباید به حدی باشد که با اصابت یک یا دو عدد، شخص کشته شود. همچنین کوچکی آن نباید به ‌اندازه‌ای باشد که نام سنگ بر آن صدق نکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۵ ===&lt;br /&gt;
حاکم شرع می‌تواند در حق‌الله و حق‌الناس به علم خود عمل کند و حد الهی را جاری نماید و لازم است مستند علم را ذکر کند. اجرای حد در حق‌الله متوقف به درخواست کسی نیست ولی در حق‌الناس اجرای حد موقوف به درخواست صاحب حق می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۶ ===&lt;br /&gt;
زنا در زمان‌های متبرکه چون اعیاد مذهبی و رمضان و جمعه و مکان‌های شریف چون مساجد علاوه بر حد، موجب تعزیر است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۷ ===&lt;br /&gt;
حضور شهود هنگام اجرای حد رجم لازم است ولی با غیبت آنان حد ساقط نمی‌شود اما با فرار آن‌ها حد ساقط می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب دوم - حد لواط =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل اول - تعریف و موجبات حد لواط‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۸ ===&lt;br /&gt;
لواط‌، وطی انسان مذکر است چه به صورت دخول باشد یا تفخیذ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۰۹ ===&lt;br /&gt;
فاعل و مفعول لواط هر دو محکوم به حد خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۰ ===&lt;br /&gt;
حد لواط در صورت دخول قتل است و کیفیت نوع آن در اختیار حاکم شرع است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۱ ===&lt;br /&gt;
لواط در صورتی موجب قتل می‌شود که فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه مرد بالغ و عاقل با نابالغی لواط کند فاعل کشته می‌شود و مفعول اگر مکره نباشد تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۳ ===&lt;br /&gt;
هر گاه نابالغی نابالغ دیگری را وطی کند تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شوند مگر آن که یکی از آن‌ها اکراه شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - راه‌های ثبوت لواط در دادگاه‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۴ ===&lt;br /&gt;
حد لواط با چهار بار اقرار نزد حاکم شرع نسبت به اقرارکننده ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۵ ===&lt;br /&gt;
اقرار کمتر از چهار بار موجب حد نیست و اقرارکننده تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۶ ===&lt;br /&gt;
اقرار در صورتی نافذ است که اقرار کننده بالغ‌، عاقل‌، مختار و دارای قصد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۷ ===&lt;br /&gt;
حد لواط با شهادت چهار مرد عادل که آن را مشاهده کرده باشند ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۸ ===&lt;br /&gt;
با شهادت کمتر از چهار مرد عادل، لواط ثابت نمی‌شود و شهود به حد قذف محکوم می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۱۹ ===&lt;br /&gt;
شهادت زنان به تنهایی یا به ضمیمه مرد، لواط را ثابت نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲۰ ===&lt;br /&gt;
حاکم شرع می‌تواند طبق علم خود که از طرق متعارف حاصل شود، حکم کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲۱ ===&lt;br /&gt;
حد تفخیذ و نظایر آن بین دو مرد بدون دخول برای هر یک‌، صد تازیانه است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در صورتی که فاعل غیرمسلمان و مفعول مسلمان باشد حد فاعل قتل است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲۲ ===&lt;br /&gt;
اگر تفخیذ و نظایر آن سه بار تکرار و بعد از هر بار حد جاری شود در مرتبه چهارم حد آن قتل است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲۳ ===&lt;br /&gt;
هر گاه دو مرد که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت در زیر یک پوشش به طور برهنه قرار گیرند هر دو تا ۹۹ ضربه شلاق تعزیر می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲۴ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی دیگری را از روی شهوت ببوسد تا ۶۰ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲۵ ===&lt;br /&gt;
کسی که مرتکب لواط یا تفخیذ و نظایر آن شده باشد اگر قبل از شهادت شهود توبه کند حد از او ساقط می‌شود و اگر بعد از شهادت توبه نماید حد از او ساقط نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۲۶ ===&lt;br /&gt;
اگر لواط و تفخیذ و نظایر آن با اقرار شخص ثابت شده باشد و پس از اقرار توبه کند قاضی می‌تواند از ولی امر تقاضای عفو نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب سوم - مساحقه‌ =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۷ ==&lt;br /&gt;
مساحقه‌، همجنس ‌بازی زنان است با اندام تناسلی‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۸ ==&lt;br /&gt;
راه‌های ثبوت مساحقه در دادگاه همان راه‌های ثبوت لواط است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲۹ ==&lt;br /&gt;
حد مساحقه برای هر یک از طرفین صد تازیانه است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۰ ==&lt;br /&gt;
حد مساحقه درباره‌ی کسی ثابت می‌شود که بالغ‌، عاقل‌، مختار و دارای قصد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در حد مساحقه فرقی بین فاعل و مفعول و همچنین فرقی بین مسلمان و غیرمسلمان نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۱ ==&lt;br /&gt;
هر گاه مساحقه سه بار تکرار شود و بعد از هر بار حد جاری گردد در مرتبه چهارم حد آن قتل است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۲ ==&lt;br /&gt;
اگر مساحقه‌کننده قبل از شهادت شهود توبه کند حد ساقط می‌شود اما توبه بعد از شهادت موجب سقوط حد نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۳ ==&lt;br /&gt;
اگر مساحقه با اقرار شخص ثابت شود و وی پس از اقرار توبه کند قاضی می‌تواند از ولی امر تقاضای عفو نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۴ ==&lt;br /&gt;
هر گاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر می‌شوند. در صورت تکرار این عمل و تکرار تعزیر در مرتبه سوم به هر یک صد تازیانه زده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب چهارم - قوادی‌ =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۵ ==&lt;br /&gt;
قوادی عبارت است از جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۶ ==&lt;br /&gt;
قوادی با دو بار اقرار ثابت می‌شود به شرط آن که اقرارکننده بالغ و عاقل و مختار و دارای قصد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۷ ==&lt;br /&gt;
قوادی با شهادت دو مرد عادل ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۸ ==&lt;br /&gt;
حد قوادی برای مرد هفتاد و پنج تازیانه و تبعید از محل به مدت ۳ ماه تا یک سال است و برای زن فقط هفتاد و پنج تازیانه ‌است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب پنجم - قذف‌ =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳۹ ==&lt;br /&gt;
قذف نسبت دادن زنا یا لواط است به شخص دیگری‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۰ ==&lt;br /&gt;
حد قدف برای قذف‌کننده مرد یا زن هشتاد تازیانه است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; اجرای حد قذف منوط به مطالبه مقذوف است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; هر گاه کسی امری غیر از زنا یا لواط‌، مانند مساحقه و سایر کارهای حرام را به شخصی نسبت دهد به شلاق تا ۷۴ ضربه ‌محکوم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۱ ==&lt;br /&gt;
قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبت‌دهنده به معنای لفظ آگاه باشد، گرچه شنونده معنای آن را نداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۲ ==&lt;br /&gt;
هرگاه کسی به فرزند مشروع خود بگوید تو فرزند من نیستی‌، محکوم به حد قذف می‌شود. همچنین اگر کسی به فرزند مشروع دیگری بگوید تو فرزند او نیستی‌، محکوم به حد قذف خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در موارد ماده فوق هرگاه قرینه‌ای در بین باشد که منظور، قذف نیست حد ثابت نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۳ ==&lt;br /&gt;
هر گاه کسی به شخصی بگوید که تو با فلان زن زنا کرده‌ای یا با فلان مرد لواط نموده‌ای نسبت به مخاطب قذف خواهد بود و گوینده محکوم به حد قذف می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۴ ==&lt;br /&gt;
هر گاه کسی به قصد نسبت دادن زنا به شخصی مثلاً چنین گوید (زن‌قحبه‌) یا خواهرقحبه یا مادرقحبه‌، نسبت به کسی که زنا را به او نسبت داده است محکوم به حد قذف می‌شود و نسبت به مخاطب که به واسطه‌ی این دشنام اذیت شده است تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۵ ==&lt;br /&gt;
هر دشنامی که باعث اذیت شنونده شود و دلالت بر قذف نکند مانند این که کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی‌، موجب‌ محکومیت گوینده به شلاق تا ۷۴ ضربه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۶ ==&lt;br /&gt;
قذف در مواردی موجب حد می‌شود که قذف‌کننده بالغ و عاقل و مختار و دارای قصد باشد و قذف شونده نیز بالغ و عاقل و مسلمان و عفیف باشد. در صورتی که قذف‌کننده و یا قذف ‌شونده فاقد یکی از اوصاف فوق باشند حد ثابت نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۷ ==&lt;br /&gt;
هر گاه نابالغ ممیز کسی را قذف کند به نظر حاکم تأدیب می‌شود و هر گاه یک فرد بالغ و عاقل شخص نابالغ یا غیرمسلمان را قذف کند تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۸ ==&lt;br /&gt;
اگر قذف‌شونده به آن چه به او نسبت داده شده است تظاهر نماید قذف‌کننده حد و تعزیر ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴۹ ==&lt;br /&gt;
هر گاه خویشاوندان یکدیگر را قذف کنند محکوم به حد می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; اگر پدر یا جد پدری فرزندش را قذف کند تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۰ ==&lt;br /&gt;
هر گاه مردی همسر متوفی خود را قذف کند و آن زن جز فرزند همان مرد وارثی نداشته باشد حد ثابت نمی‌شود. اما اگر آن زن‌ وارثی غیر از فرزند همان مرد داشته باشد، حد ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۱ ==&lt;br /&gt;
هر گاه شخصی چند نفر را به طور جداگانه قذف کند در برابر قذف هر یک جداگانه حد بر او جاری می‌شود خواه همگی با هم ‌مطالبه حد کنند، خواه به طور جداگانه‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۲ ==&lt;br /&gt;
هر گاه شخصی چند نفر را به یک لفظ قذف نماید اگر هر کدام از آن‌ها جداگانه خواهان حد شوند برای قذف هر یک از آن‌ها حد جداگانه‌ای جاری می‌گردد ولی اگر با هم خواهان حد شوند فقط یک حد ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۳ ==&lt;br /&gt;
قذف با دو بار اقرار یا با شهادت دو مرد عادل اثبات می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۴ ==&lt;br /&gt;
اقرار در صورتی نافذ است که اقرارکننده بالغ و عاقل و مختار و دارای قصد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۵ ==&lt;br /&gt;
تازیانه بر روی لباس متعارف و به طور متوسط زده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۶ ==&lt;br /&gt;
تازیانه را نباید به سر و صورت و عورت قذف‌کننده زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۷ ==&lt;br /&gt;
هر گاه کسی چند بار اشخاص را قذف کند و بعد از هر بار حد بر او جاری شود در مرتبه چهارم کشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۸ ==&lt;br /&gt;
هر گاه قذف‌کننده بعد از اجرای حد بگوید آنچه گفتم حق بود تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵۹ ==&lt;br /&gt;
هر گاه یک نفر را چند بار به یک سبب مانند زنا قذف کند فقط یک حد ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶۰ ==&lt;br /&gt;
هر گاه یک نفر را به چند سبب مانند زنا و لواط قذف کند چند حد ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶۱ ==&lt;br /&gt;
حد قذف در موارد زیر ساقط می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هر گاه قذف‌شونده‌، قذف‌کننده را تصدیق نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; هر گاه شهود با نصاب معتبر آن به چیزی که مورد قذف است شهادت دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; هر گاه قذف‌شونده یا همه ورثه او قذف‌کننده را عفو نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; هر گاه مردی زنش را پس از قذف لعان کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶۲ ==&lt;br /&gt;
هر گاه دو نفر یکدیگر را قذف کنند خواه قذف آن‌ها همانند و خواه مختلف باشد حد ساقط و هر یک تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶۳ ==&lt;br /&gt;
حد قذف اگر اجرا یا عفو نشود به وراث منتقل می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶۴ ==&lt;br /&gt;
حق مطالبه حد قذف به همه وارثان به جز زن و شوهر منتقل می‌شود و هر یک از ورثه می‌توانند آن را مطالبه کنند هر چند دیگران عفو کرده باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب ششم - حد مسکر =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل اول - موجبات حد مسکر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۵ ===&lt;br /&gt;
خوردن مسکر موجب حد است‌. اعم از آن که کم باشد یا زیاد، مست کند یا نکند، خالص یا مخلوط باشد به حدی که آن را از مسکر بودن خارج نکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; آب جو در حکم شراب است‌، گرچه مست‌کننده نباشد و خوردن آن موجب حد است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; خوردن آب انگوری که خود به جوش آمده یا به وسیله آتش یا آفتاب و مانند آن جوشانیده شده است حرام است اما موجب حد نمی‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - شرایط حد مسکر ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۶ ===&lt;br /&gt;
حد مسکر بر کسی ثابت می‌شود که بالغ و عاقل و مختار و آگاه به مسکر بودن و حرام بودن آن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; در صورتی که شراب‌خورده مدعی جهل به حکم یا موضوع باشد و صحت دعوای وی محتمل باشد محکوم به حد نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; هر گاه کسی بداند که خوردن شراب حرام است و آن را بخورد محکوم به حد خواهد شد گرچه نداند که خوردن آن موجب حد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۷ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی مضطر شود که برای نجات از مرگ یا جهت درمان بیماریِ سخت به مقدار ضرورت شراب بخورد محکوم به حد نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۸ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی دو بار اقرار کند که شراب خورده است محکوم به حد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۶۹ ===&lt;br /&gt;
اقرار در صورتی نافذ است که اقرارکننده بالغ‌، عاقل‌، مختار و دارای قصد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۰ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که طریق اثبات شرب خمر شهادت باشد، فقط با شهادت دو مرد عادل ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۱ ===&lt;br /&gt;
هر گاه یکی از دو مرد عادل شهادت دهد که شخصی شراب خورده و دیگری شهادت دهد که او شراب قی کرده است حد ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۲ ===&lt;br /&gt;
در شهادت به شرب مسکر لازم است از لحاظ زمان یا مکان و مانند آن اختلافی نباشد ولی در صورتی که یکی به شرب ‌اصل مسکر و دیگری به شرب نوعی خاص از آن شهادت دهد حد ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۳ ===&lt;br /&gt;
اقرار یا شهادت در صورتی موجب حد می‌شود که احتمال عقلایی بر معذور بودن خورنده‌ی مسکر در بین نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۴ ===&lt;br /&gt;
حد شرب مسکر برای مرد و یا زن‌، هشتاد تازیانه است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; غیرمسلمان فقط در صورت تظاهر به شرب مسکر به هشتاد تازیانه محکوم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۵ ===&lt;br /&gt;
هر کس به ساختن‌، تهیه‌، خرید، فروش‌، حمل و عرضه‌ی مشروبات الکلی مبادرت کند به ۶ ماه تا ۲ سال حبس محکوم‌ می‌شود و یا در اثر ترغیب یا تطمیع و نیرنگ‌، وسایل استفاده از آن را فراهم نماید در حکم معاون در شرب مسکرات محسوب می‌گردد و به تازیانه تا ۷۴ ضربه محکوم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - کیفیت اجرای حد ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۶ ===&lt;br /&gt;
مرد را در حالی که ایستاده باشد و پوشاکی غیر از ساتر عورت نداشته باشد و زن را در حالی که نشسته و لباس‌هایش به بدن او بسته باشد تازیانه می‌زنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; تازیانه را نباید به سر و صورت و عورت محکوم زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۷ ===&lt;br /&gt;
حد، وقتی جاری می‌شود که محکوم از حال مستی بیرون آمده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۸ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی چند بار مسکر بخورد و حد بر او جاری نشود برای همه‌ی آن‌ها یک حد کافی است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۷۹ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی چند بار شرب مسکر بنماید و بعد از هر بار حد بر او جاری شود در مرتبه سوم کشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۰ ===&lt;br /&gt;
هر گاه محکوم به حد دیوانه یا مرتد شود حد از او ساقط نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - شرایط سقوط حد مسکر یا عفو از آن‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۱ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی که شراب خورده قبل از اقامه‌ی شهادت توبه نماید حد از او ساقط می‌شود ولی توبه بعد از اقامه‌ی شهادت موجب ‌سقوط حد نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی بعد از اقرار به خوردن مسکر توبه کند قاضی می‌تواند از ولی امر تقاضای عفو نماید یا حد را بر او جاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب هفتم - محاربه و افساد فی‌الارض‌ =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل اول - تعاریف‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۳ ===&lt;br /&gt;
هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; کسی که به روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; اگر کسی سلاح خود را با انگیزه عداوت شخصی به سوی یک یا چند نفر مخصوص بکشد و عمل او جنبه‌ی عمومی نداشته ‌باشد محارب محسوب نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; میان سلاح سرد و سلاح گرم فرقی نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۴ ===&lt;br /&gt;
هر فرد یا گروهی که برای مبارزه با محاربان و از بین بردن فساد در زمین دست به اسلحه برند محارب نیستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۵ ===&lt;br /&gt;
سارق مسلح و قطاع‌الطریق هر گاه با اسلحه امنیت مردم یا جاده را بر هم بزند و رعب و وحشت ایجاد کند محارب است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۶ ===&lt;br /&gt;
هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام که مرکزیت آن باقی است تمام اعضا و هواداران آن، که موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را می‌دانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش مؤثر دارند محاربند اگر چه در شاخه‌ی نظامی شرکت نداشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; جبهه‌ی متحدی که از گروه‌ها و اشخاص مختلف تشکیل شود، در حکم یک واحد است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۷ ===&lt;br /&gt;
هر فرد یا گروه که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که ‌با آگاهی و اختیار، امکانات مالی مؤثر و یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آن‌ها بگذارند محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۸ ===&lt;br /&gt;
هر کس در طرح براندازی حکومت اسلامی خود را نامزد یکی از پست‌های حساس حکومت کودتا نماید و نامزدی او در تحقق‌ کودتا به نحوی مؤثر باشد، «محارب‌» و «مفسد فی الارض‌» است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - راه‌های ثبوت محاربه و افساد فی‌الارض‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۸۹ ===&lt;br /&gt;
محاربه و افساد فی‌الارض از راه‌های زیر ثابت می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; با یک بار اقرار به شرط آنکه اقرارکننده بالغ و عاقل و اقرار او با قصد و اختیار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; با شهادت فقط دو مرد عادل‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; شهادت مردمی که مورد تهاجم محاربان قرار گرفته‌اند به نفع همدیگر پذیرفته نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; هرگاه عده‌ای مورد تهاجم محاربان قرار گرفته باشند شهادت اشخاصی که بگویند به ما آسیبی نرسیده نسبت به دیگران‌ پذیرفته است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; شهادت اشخاصی که مورد تهاجم قرار گرفته‌اند اگر به منظور اثبات محارب بودن مهاجمین باشد و شکایت شخصی نباشد، پذیرفته است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - حد محاربه و افساد فی‌الارض‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۰ ===&lt;br /&gt;
حد محاربه و افساد فی‌الارض یکی‌ از چهار چیز است‌:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; قتل &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; آویختن به دار &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اول قطع دست راست و سپس پای چپ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; نفی بلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۱ ===&lt;br /&gt;
انتخاب هر یک از این امور چهارگانه به اختیار قاضی است خواه محارب کسی را کشته یا مجروح کرده یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچ‌ یک از این کارها را انجام نداده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۲ ===&lt;br /&gt;
حد محاربه و افساد فی‌الارض با عفو صاحب حق ساقط نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۳ ===&lt;br /&gt;
محاربی که تبعید می‌شود باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت و مراوده نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۴ ===&lt;br /&gt;
مدت تبعید در هر حال کمتر از یک سال نیست اگر چه بعد از دستگیری توبه نماید و در صورتی که توبه ننماید همچنان در تبعید باقی خواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۵ ===&lt;br /&gt;
مصلوب کردن مفسد و محارب به صورت زیر انجام می‌گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; نحوه بستن موجب مرگ او نگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; بیش از سه روز بر صلیب نماند ولی اگر در اثنای سه روز بمیرد می‌توان او را پایین آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; اگر بعد از سه روز زنده بماند نباید او را کشت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۶ ===&lt;br /&gt;
بریدن دست راست و پای چپ مفسد و محارب به همان گونه‌ای است که در «حد سرقت‌» عمل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= باب هشتم - حد سرقت =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل اول - تعریف و شرایط‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۷ ===&lt;br /&gt;
سرقت عبارت است از ربودن مال دیگری به طور پنهانی‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۸ ===&lt;br /&gt;
سرقت در صورتی موجب حد می‌شود که دارای کلیه‌ی شرایط و خصوصیات زیر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; سارق به حد بلوغ شرعی رسیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; سارق در حال سرقت عاقل باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; سارق با تهدید و اجبار وادار به سرقت نشده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; سارق قاصد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; سارق بداند و ملتفت باشد که مال غیر است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; سارق بداند و ملتفت باشد که ربودن آن حرام است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; صاحب مال‌، مال را در حرز قرار داده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; سارق به تنهایی یا با کمک دیگری هتک حرز کرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹-&#039;&#039;&#039; به اندازه نصاب یعنی ۵/۴ نخود طلای مسکوک‌ که ‌به ‌صورت پول معامله می‌شود یا ارزش آن به ‌آن مقدار باشد در هر بار سرقت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰-&#039;&#039;&#039; سارق مضطر نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۱-&#039;&#039;&#039; سارق پدر صاحب مال نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۲-&#039;&#039;&#039; سرقت در سال قحطی صورت نگرفته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۳-&#039;&#039;&#039; حرز و محل نگهداری مال‌، از سارق غصب نشده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۴-&#039;&#039;&#039; سارق مال را به عنوان دزدی برداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۵-&#039;&#039;&#039; مال مسروق در حرز متناسب نگهداری شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۶-&#039;&#039;&#039; مال مسروق از اموال دولتی و وقف و مانند آنکه مالک شخصی ندارد نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; حرز عبارت است از محل نگهداری مال به منظور حفظ از دستبرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; بیرون آوردن مال از حرز توسط دیوانه یا طفل غیرممیز و حیوانات و امثال آن در حکم مباشرت است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; هرگاه سارق قبل از بیرون آوردن مال از حرز دستگیر شود حد بر او جاری نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۴:&#039;&#039;&#039; هرگاه سارق پس از سرقت‌، مال را تحت ید مالک قرار داده باشد موجب حد نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - راه‌های ثبوت سرقت‌ ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۱۹۹ ===&lt;br /&gt;
سرقتی که موجب حد است با یکی از راه‌های زیر ثابت می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; شهادت دو مرد عادل‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; دو مرتبه اقرار سارق نزد قاضی‌، به شرط آنکه اقرارکننده بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; علم قاضی‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; اگر سارق یک مرتبه نزد قاضی اقرار به سرقت کند، باید مال را به صاحبش بدهد، اما حد بر او جاری نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - شرایط اجرای حد ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۰۰ ===&lt;br /&gt;
در صورتی حد سرقت جاری می‌شود که شرایط زیر موجود باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; صاحب مال از سارق نزد قاضی شکایت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; صاحب مال پیش از شکایت‌، سارق را نبخشیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; صاحب مال پیش از شکایت مال را به سارق نبخشیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; مال مسروق قبل از ثبوت جرم نزد قاضی‌، از راه خرید و مانند آن به ملک سارق در نیاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; سارق قبل از ثبوت جرم از این گناه توبه نکرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; حد سرقت بعد از ثبوت جرم با توبه ساقط نمی‌شود و عفو سارق جایز نیست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - حد سرقت ==&lt;br /&gt;
=== ‌ماده ۲۰۱ ===&lt;br /&gt;
حد سرقت به شرح زیر است‌:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; در مرتبه‌ی اول قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای آن به طوری که انگشت شست و کف دست او باقی بماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; در مرتبه دوم‌، قطع پای چپ سارق از پایین برآمدگی به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح او باقی بماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; در مرتبه سوم حبس ابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د-&#039;&#039;&#039; در مرتبه چهارم اعدام‌، ولو سرقت در زندان باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; سرقت‌های متعدد تا هنگامی که حد جاری نشده حکم یک بار سرقت را دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; معاون در سرقت موضوع ماده ۱۹۸ این قانون به یک سال تا سه سال حبس محکوم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۰۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه انگشتان دست سارق بریده شود و پس از اجرای این حد، سرقت دیگری از او ثابت گردد که سارق قبل از اجرا حد مرتکب شده است پای چپ او بریده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۲۰۳ ===&lt;br /&gt;
سرقتی که فاقد شرایط اجرای حد باشد و موجب اخلال در نظم یا خوف شده یا بیم تجری مرتکب یا دیگران باشد اگر چه ‌شاکی نداشته یا گذشت نموده باشد موجب حبس تعزیری از یک تا پنج سال خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; معاونت در سرقت موجب حبس از شش ماه تا سه سال می‌باشد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C&amp;diff=17314</id>
		<title>قانون تجارت ایران/در ورشکستگی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C&amp;diff=17314"/>
		<updated>2010-04-19T13:11:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 80.66.188.254 واگردانده شد به آخرین تغییری که  Yoosef Pooranvary انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= باب یازدهم - در ورشکستگی =&lt;br /&gt;
== فصل اول - در کلیات ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۲ ===&lt;br /&gt;
ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه‌ی توقف از تأدیه‌ی وجوهی که بر عهده‌ی او است حاصل می‌شود. حکم ورشکستگی تاجری را که حین‌الفوت در حال توقف بوده تا یک سال بعد از مرگ او نیز می‌توان صادر نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دوم - در اعلان ورشکستگی و اثرات آن ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۳ ===&lt;br /&gt;
تاجر باید در ظرف ۳ روز از تاریخ وقفه که در تأدیه‌ی قروض یا سایر تعهدات نقدی او حاصل شده است توقف خود را به دفتر محکمه‌ی بدایت محل اقامت خود اظهار نموده، صورت‌حساب دارایی و کلیه‌ی دفاتر تجارتی خود را به دفتر محکمه‌ی مزبوره تسلیم نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۴ ===&lt;br /&gt;
صورت‌حساب مذکور در ماده‌ی فوق باید مورخ بوده و به امضای تاجر رسیده و متضمن مراتب ذیل باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; تعداد و تقویم کلیه‌ی اموال منقول و غیرمنقول تاجر متوقف به طور مشروح،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; صورت کلیه‌ی قروض و مطالبات،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; صورت نفع و ضرر و صورت مخارج شخصی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صورت توقف شرکت‌های تضامنی، مختلط یا نسبی، اسامی و محل اقامت کلیه‌ی شرکای ضامن نیز باید ضمیمه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۵ ===&lt;br /&gt;
ورشکستگی تاجر به حکم محکمه‌ی بدایت در موارد ذیل اعلام می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف-&#039;&#039;&#039; برحسب اظهار خود تاجر،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب-&#039;&#039;&#039; به موجب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکارها،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج-&#039;&#039;&#039; برحسب تقاضای مدعی‌العموم بدایت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۶ ===&lt;br /&gt;
محکمه باید در حکم خود تاریخ توقف تاجر را معین نماید و اگر در حکم معین نشد،تاریخ حکم، تاریخ توقف محسوب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۷ ===&lt;br /&gt;
حکم ورشکستگی به طور موقت اجرا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۸ ===&lt;br /&gt;
تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم، از مداخله در تمام اموال خود حتی آن چه که ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او گردد ممنوع است. در کلیه‌ی اختیارات و حقوق مالی ورشکسته که استفاده از آن موثر در تأدیه‌ی دیون او باشد مدیر تصفیه قائم‌مقام قانونی ورشکسته بوده و حق دارد به جای او از اختیارات و حقوق مزبوره استفاده کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۱۹ ===&lt;br /&gt;
از تاریخ حکم ورشکستگی، هر کس نسبت به تاجر ورشکسته دعوایی از منقول یا غیرمنقول داشته باشد باید بر مدیر تصفیه، اقامه یا به طرفیت او تعقیب کند. کلیه‌ی اقدامات اجرایی نیز مشمول همین دستور خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۰ ===&lt;br /&gt;
محکمه هر وقت صلاح بداند می‌تواند ورود تاجر ورشکسته را به عنوان شخص ثالث در دعوای مطروحه اجازه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۱ ===&lt;br /&gt;
همین که حکم ورشکستگی صادر شد قروض موجل با رعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مدت به قروض حال مبدل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۲ ===&lt;br /&gt;
هر گاه تاجر ورشکسته فته‌طلبی داده یا براتی صادر کرده که قبول نشده یا براتی را قبولی نوشته سایر اشخاصی که مسئول تأدیه‌ی وجه فته‌طلب یا برات می‌باشند باید با رعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مدت، وجه آن را نقداً بپردازند یا تأدیه آن را در سر وعده تأمین نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۳ ===&lt;br /&gt;
هر گاه تاجر بعد از توقف، معاملات ذیل را بنماید باطل و بلااثر خواهد بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; هر صلح محاباتی یا هبه و به طور کلی هر نقل و انتقال بلاعوض اعم از این که راجع به منقول یا غیرمنقول باشد،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; تأدیه‌ی هر قرض اعم از حال یا موجل به هر وسیله که به عمل آمده باشد،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; هر معامله‌ای که مالی از اموال منقول یا غیر منقول تاجر را مقید نماید و به ضرر طلبکاران تمام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۴ ===&lt;br /&gt;
هر گاه در نتیجه‌ی اقامه‌ی دعوا از طرف مدیر تصفیه یا طلبکاری بر اشخاصی که با تاجر طرف معامله بوده یا بر قائم‌مقام قانونی آن‌ها ثابت شود تاجر متوقف قبل از تاریخ توقف خود برای فرار از ادای دین یا برای اضرار به طلبکارها معامله نموده که متضمن ضرری بیش از ربع قیمت حین‌المعامله بوده است، آن معامله قابل فسخ است مگر این که طرف معامله قبل از صدور حکم فسخ تفاوت قیمت را بپردازد. دعوای فسخ در ظرف دو سال از تاریخ وقوع معامله در محکمه پذیرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۵ ===&lt;br /&gt;
هر گاه محکمه به موجب ماده قبل حکم فسخ معامله را صادر نماید محکوم علیه باید پس از قطعی شدن حکم مالی را که موضوع معامله بوده است عیناً به مدیر تصفیه تسلیم و قیمت حین‌المعامله‌ی آن را قبل از آن که دارایی تاجر به غرما تقسیم شود دریافت دارد و اگر عین مال مزبور در تصرف او نباشد تفاوت قیمت را خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۶ ===&lt;br /&gt;
اگر در محکمه ثابت شود که معامله به طور صوری یا مسبوق به تبانی بوده است آن معامله خودبه‌خود باطل، عین و منافع مالی که موضوع معامله بوده مسترد و طرف معامله اگر طلبکار شود جزو غرما حصه‌ای خواهد برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل سوم - در تعیین عضو ناظر ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۷ ===&lt;br /&gt;
در حکمی که به موجب آن ورشکستگی تاجر اعلام می‌شود محکمه یک نفر را به سمت عضو ناظر معین خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۸ ===&lt;br /&gt;
عضو ناظر مکلف به نظارت در اداره‌ی امور راجعه به ورشکستگی و سرعت جریان آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۲۹ ===&lt;br /&gt;
تمام منازعات ناشیه از ورشکستگی را که حل آن از صلاحیت محکمه است عضو ناظر به محکمه راپورت خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۰ ===&lt;br /&gt;
شکایت از تصمیمات عضو ناظر فقط در مواردی ممکن است که این قانون معین نموده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۱ ===&lt;br /&gt;
مرجع شکایت محکمه‌ای است که عضو ناظر را معین کرده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۲ ===&lt;br /&gt;
محکمه همیشه می‌تواند عضو ناظر را تبدیل و دیگری را به جای او بگمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل چهارم - در اقدام به مهر و موم و سایر اقدامات اولیه نسبت به ورشکسته ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۳ ===&lt;br /&gt;
محکمه در حکم ورشکستگی امر به مهر و موم را نیز می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۴ ===&lt;br /&gt;
مهر و موم باید فوراً به توسط عضو ناظر به عمل آید مگر در صورتی که به عقیده‌ی عضو مزبور برداشتن صورت دارایی تاجر در یک روز ممکن باشد. در این صورت باید فوراً شروع به برداشتن صورت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۵ ===&lt;br /&gt;
اگر تاجر ورشکسته به مفاد ۴۱۳ و ۴۱۴ عمل نکرده باشد محکمه در حکم ورشکستگی قرار توقیف تاجر را خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۶ ===&lt;br /&gt;
قرار توقیف ورشکسته در مواقعی نیز داده خواهد شد که معلوم گردد به واسطه‌ی اقدامات خود از اداره و تسویه‌شدن عمل ورشکستگی می‌خواهد جلوگیری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۷ ===&lt;br /&gt;
در صورتی که تاجر مقروض فرار کرده یا تمام یا قسمتی از دارایی خود را مخفی نموده باشد امین صلح می‌تواند بر حسب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکاران فوراً اقدام به مهر و موم نماید و باید بلافاصله این اقدام خود را به مدعی‌العموم اطلاع دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۸ ===&lt;br /&gt;
انبارها و حجره‌ها و صندوق و اسناد و دفاتر و نوشتجات و اسباب و اثاثیه‌ی تجارتخانه و منزل تاجر باید مهر و موم شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۳۹ ===&lt;br /&gt;
در صورت ورشکستگی شرکت‌های تضامنی، مختلط یا نسبی اموال شخصی شرکای ضامن مهر و موم نخواهد شد مگر این که حکم ورشکستگی آن‌ها در ضمن حکم ورشکستگی شرکت یا به موجب حکم جداگانه صادر شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در مورد این ماده و ماده فوق مستثنیات دین از مهر و موم معاف است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل پنجم - در مدیر تصفیه ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۴۰ ===&lt;br /&gt;
محکمه در ضمن حکم ورشکستگی یا منتها در ظرف ۵ روز پس از صدور حکم یک نفر را به سمت مدیریت تصفیه معین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۴۱ ===&lt;br /&gt;
اقدامات مدیر تصفیه برای تهیه صورت طلبکاران و اخطار به آن‌ها و مدتی که در آن مدت طلبکاران باید خود را معرفی نمایند و به طور کلی وظایف مدیر تصفیه علاوه بر آن قسمتی که به موجب این قانون معین شده بر طبق نظام‌نامه‌ای که از طرف وزارت عدلیه تنظیم می‌شود معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۴۴۲ ===&lt;br /&gt;
میزان حق‌الزحمه‌ی مدیر تصفیه را محکمه در حدود مقررات وزارت عدلیه معین خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل ششم - در وظایف مدیر تصفیه ==&lt;br /&gt;
=== مبحث اول - در کلیات ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۴۳ ====&lt;br /&gt;
اگر مهر و موم قبل از تعیین مدیر تصفیه به عمل نیامده باشد مدیر مزبور تقاضای انجام آن را خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۴۴ ====&lt;br /&gt;
عضو ناظر به تقاضای مدیر تصفیه به او اجازه می‌دهد که اشیای ذیل را از مهر و موم مستثنی کرده و اگر مهر و موم شده است از توقیف خارج نماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; البسه و اثاثیه و اسبابی که برای حوایج ضروری تاجر ورشکسته و خانواده‌ی او لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; اشیایی که ممکن است قریباً ضایع شود یا کسر قیمت حاصل نماید؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; اشیایی که برای به کار انداختن سرمایه‌ی تاجر ورشکسته و استفاده از آن لازم است در صورتی که توقیف آن‌ها موجب خسارت ارباب طلب باشد. اشیای مذکور در فقره‌ی ثانیه و ثالثه باید فوراً تقویم و صورت آن برداشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۴۵ ====&lt;br /&gt;
فروش اشیایی که ممکن است قریباً ضایع شده یا کسر قیمت حاصل کند و اشیایی که نگاهداشتن آن‌ها مفید نیست و همچنین به کار انداختن سرمایه تاجر ورشکسته با اجازه‌ی عضو ناظر به توسط مدیر تصفیه به عمل می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۴۶ ====&lt;br /&gt;
دفتردار محکمه، دفاتر تاجر ورشکسته را به اتفاق عضو ناظر یا امین صلحی که آن‌ها را مهر و موم نموده است از توقیف خارج کرده پس از آن که ذیل دفاتر را بست، آن‌ها را به مدیر تصفیه تسلیم می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفتردار باید در صورت‌مجلس کیفیت دفاتر را به طور خلاصه قید کند. اوراق تجارتی هم که وعده‌ی آن‌ها نزدیک است یا باید قبولی آن‌ها نوشته شود و یا نسبت به آن‌ها باید اقدامات تأمینیه به عمل آید از توقیف خارج شده در صورت‌مجلس ذکر و به مدیر تصفیه تحویل می‌شود تا وجه آن را وصول نماید و فهرستی که از مدیر تصفیه گرفته می‌شود به عضو ناظر تسلیم گردد، سایر مطالبات را مدیر تصفیه در مقابل قبضی که می‌دهد وصول می‌نماید. مراسلاتی که به اسم تاجر ورشکسته می‌رسد به مدیر تصفیه تسلیم و به توسط او باز می‌شود و اگر خود ورشکسته حاضر باشد در باز کردن مراسلات می‌تواند شرکت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۴۷ ====&lt;br /&gt;
تاجر ورشکسته در صورتی که وسیله‌ی دیگری برای اعاشه نداشته باشد می‌تواند نفقه خود و خانواده‌اش را از دارایی خود درخواست کند. در این صورت عضو ناظر نفقه و مقدار آن را با تصویب محکمه معین می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۴۸ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه، تاجر ورشکسته را برای بستن دفاتر احضار می‌نماید و برای حضور او منتها چهل و هشت ساعت مهلت داده می‌شود. در صورتی که تاجر حاضر نشد با حضور عضو ناظر اقدام به عمل خواهد آمد. تاجر ورشکسته می‌تواند در موقع کلیه‌ی عملیات تأمینیه حاضر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۴۹ ====&lt;br /&gt;
در صورتی که تاجر ورشکسته صورت دارایی خود را تسلیم ننموده باشد مدیر تصفیه آن را فوراً به وسیله‌ی دفاتر و اسناد مشارالیه و سایر اطلاعاتی که تحصیل می‌نماید تنظیم می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۰ ====&lt;br /&gt;
عضو ناظر مجاز است که راجع به تنظیم صورت دارایی و نسبت به اوضاع و احوال ورشکستگی از تاجر ورشکسته و شاگردها و مستخدمین او و همچنین از اشخاص دیگر توضیحات بخواهد و باید از تحقیقات مذکوره صورت‌مجلس ترتیب دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبحث دوم - در رفع توقیف و ترتیب صورت دارایی ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۱ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه پس از تقاضای رفع توقیف شروع به تنظیم صورت دارایی نموده و تاجر ورشکسته را هم در این موقع احضار می‌کند ولی عدم حضور او مانع از عمل نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۲ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه به تدریجی که رفع توقیف می‌شود صورت دارایی را در دو نسخه تهیه می‌نماید. یکی از نسختین به دفتر محکمه تسلیم شده و دیگری در نزد او می‌ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۳ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه می‌تواند برای تهیه‌ی صورت دارایی و تقویم اموال از اشخاصی که لازم بداند استمداد کند. صورت اشیایی که موافق ماده ۴۴۴ در تحت توقیف نیامده ولی قبلاً تقویم شده است ضمیمه‌ی صورت دارایی خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۴ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه باید در ظرف پانزده روز از تاریخ مأموریت خود صورت خلاصه‌ای از وضعیت ورشکستگی و همچنین از علل و اوضاعی که موجب آن شده و نوع ورشکستگی که ظاهراً به نظر می‌آید ترتیب داده به عضو ناظر بدهد. عضو ناظر، صورت مزبور را فوراً به مدعی‌العموم ابتدایی محل تسلیم می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۵ ====&lt;br /&gt;
صاحب‌منصبان پارکه می‌توانند فقط به عنوان نظارت به منزل تاجر ورشکسته رفته و در حین برداشتن صورت دارایی حضور به هم رسانند مأمورین پارکه در هر موقع حق دارند به دفاتر و اسناد و نوشتجات مربوط به ورشکستگی مراجعه کنند. این مراجعه نباید باعث تعطیل جریان امر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبحث سوم - در فروش اموال و وصول مطالبات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۶ ====&lt;br /&gt;
پس از تهیه شدن صورت دارایی تمام مال‌التجاره و وجه نقد و اسناد طلب و دفاتر و نوشتجات و اثاثیه (به غیر از مستثنیات دین) و اشیای تاجر ورشکسته به مدیر تصفیه تسلیم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۷ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه با نظارت عضو ناظر به وصول مطالبات مداومت می‌نماید و همچنین می‌تواند با اجازه‌ی مدعی‌العموم و نظارت عضو ناظر به فروش اثاث‌البیت و مال‌التجاره‌ی تاجر مباشرت نماید لیکن قبلاً باید اظهارات تاجر ورشکسته را استماع یا لااقل مشارالیه را برای دادن توضیحات احضار کند، ترتیب فروش به موجب نظام‌نامه‌ی وزارت عدلیه معین خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۸ ====&lt;br /&gt;
نسبت به تمام دعاوی که هیأت طلبکارها در آن ذی‌نفع می‌باشند مدیر تصفیه با اجازه‌ی عضو ناظر می‌تواند دعوا را به صلح خاتمه دهد اگر چه دعاوی مزبوره راجع به اموال غیرمنقول باشد و در این مورد تاجر ورشکسته باید احضار شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۵۹ ====&lt;br /&gt;
اگر موضوع صلح قابل تقویم نبوده یا بیش از پنج هزار ریال باشد صلح لازم‌الاجرا نخواهد بود مگر این که محکمه آن صلح را تصدیق نماید. در موقع تصدیق صلحنامه، تاجر ورشکسته احضار می‌شود و در هر صورت مشارالیه حق دارد که به صلح اعتراض کند. اعتراض ورشکسته در صورتی که صلح راجع به اموال غیرمنقول باشد برای جلوگیری از صلح کافی خواهد بود تا محکمه تکلیف صلح را معین نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۰ ====&lt;br /&gt;
وجوهی که به توسط مدیر تصفیه دریافت می‌شود باید فوراً به صندوق عدلیه‌ی محل تسلیم گردد. صندوق مزبور حساب مخصوصی برای عمل ورشکسته اعم از عایدات و مخارج باز می‌کند. وجوه مزبور از صندوق مسترد نمی‌گردد مگر به حواله‌ی عضو ناظر و تصدیق مدیر تصفیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبحث چهارم - در اقدامات تأمینیه ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۱ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه مکلف است از روز شروع به مأموریت، اقدامات تأمینیه برای حفظ حقوق تاجر ورشکسته نسبت به مدیونین او به عمل آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبحث پنجم - در تشخیص مطالبات طلبکارها ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۲ ====&lt;br /&gt;
پس از صدور حکم ورشکستگی، طلبکارها مکلفند در مدتی که به موجب اخطار مدیر تصفیه در حدود نظام‌نامه‌ی وزارت عدلیه معین شده، اسناد طلب خود یا سواد مصدق آن را به انضمام فهرستی که کلیه‌ی مطالبات آن‌ها را معین می‌نماید به دفتردار محکمه تسلیم کرده قبض دریافت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۳ ====&lt;br /&gt;
تشخیص مطالبات طلبکارها در ظرف سه روز از تاریخ انقضای مهلت مذکور در ماده قبل شروع شده و بدون وقفه در محل و روز و ساعاتی که از طرف عضو ناظر معین می‌گردد، به ترتیبی که در نظام‌نامه معین خواهد شد، تعقیب می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۴ ====&lt;br /&gt;
هر طلبکاری که طلب او تشخیص یا جزء صورت‌حساب دارایی منظور شده، می‌تواند در حین تشخیص مطالبات سایر طلبکارها حضور به هم رسانیده و نسبت به طلب‌هایی که سابقاً تشخیص شده یا فعلاً در تحت رسیدگی است اعتراض نماید، همین حق را خود تاجر ورشکسته هم خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۵ ====&lt;br /&gt;
محل اقامت طلبکارها و وکلای آن‌ها در صورت مجلس تشخیص مطالبات معین و به علاوه توصیف مختصری از سند داده می‌شود و تعیین قلم‌خوردگی یا تراشیدگی یا الحاقات بین‌السطور نیز باید در صورت مجلس قید و این نکته مسلم شود که طلب مسلم یا متنازع‌فیه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۶ ====&lt;br /&gt;
عضو ناظر می‌تواند به نظر خود امر به ابراز دفاتر طلبکارها دهد یا از محکمه‌ی محل، تقاضا نماید صورتی از دفاتر طلبکارها استخراج کرده و نزد او بفرستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۷ ====&lt;br /&gt;
اگر طلب، مسلم و قبول شد، مدیر تصفیه در روی سند عبارت ذیل را نوشته و امضا می‌نماید و عضو ناظر نیز آن را تصدیق می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:«جزو قروض ... مبلغ ... قبول شد به تاریخ... .»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر طلبکار باید در ظرف مدت و به ترتیبی که به موجب نظام‌نامه‌ی وزارت عدلیه معین می‌شود التزام بدهد طلبی را که اظهار کرده طلب حقیقی و بدون قصد استفاده‌ی نامشروع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۸ ====&lt;br /&gt;
اگر طلب، متنازع‌فیه واقع شده، عضو ناظر می‌تواند حل قضیه را به محکمه رجوع و محکمه باید فوراً از روی راپورت عضو ناظر رسیدگی نماید. محکمه می‌تواند امر دهد که با حضور عضو ناظر تحقیق در امر به عمل آید و اشخاصی را که می‌توانند راجع به این طلب اطلاعاتی دهند عضو ناظر احضار یا از آن‌ها کسب اطلاع کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۶۹ ====&lt;br /&gt;
در موقعی که اختلاف راجع به تشخیص طلبی به محکمه رجوع شده و قضیه طوری باشد که محکمه نتواند در ظرف پانزده روز حکم صادر کند باید برحسب اوضاع امر دهد که انعقاد مجلس هیأت طلبکارها برای ترتیب قرارداد ارفاقی به تأخیر افتد و یا این که منتظر نتیجه‌ی رسیدگی نشده و مجلس مزبور منعقد شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۰ ====&lt;br /&gt;
محکمه می‌تواند در صورت تصمیم به انعقاد مجلس قرار دهد که صاحب طلب متنازع‌فیه معادل مبلغی که محکمه در قرار مزبور معین می‌کند موقتاً طلبکار شناخته شده در مذاکرات هیأت طلبکارها برای مبلغ مذکور شرکت نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۱ ====&lt;br /&gt;
در صورتی که طلبی مورد تعقیب جزایی واقع شده باشد محکمه می‌تواند قرار تأخیر مجلس را بدهد ولی اگر تصمیم به عدم تأخیر مجلس نمود نمی‌تواند صاحب آن طلب را موقتاً جزو طلبکاران قبول نماید و مادام که محاکم صالحه حکم خود را نداده‌اند طلبکار مزبور نمی‌تواند به هیچ وجه در عملیات راجعه به ورشکستگی شرکت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۲ ====&lt;br /&gt;
پس از انقضای مهلت‌های معین در مواد ۴۶۲ و ۴۶۷ به ترتیب قرارداد ارفاقی و به سایر عملیات راجعه به ورشکستگی مداومت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۳ ====&lt;br /&gt;
طلبکارهایی که در مواعد معینه حاضر نشده و مطابق ماده ۴۶۲ عمل نکردند نسبت به عملیات و تشخیصات و تصمیماتی که راجع به تقسیم وجوه قبل از آمدن آن‌ها به عمل آمده حق هیچ گونه اعتراضی ندارند ولی در تقسیماتی که ممکن است بعد به عمل آید جزء غرما حساب می‌شوند بدون این که حق داشته باشند حصه‌ای را که در تقسیمات سابق به آن‌ها تعلق می‌گرفت از اموالی که هنوز تقسیم نشده مطالبه نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۴ ====&lt;br /&gt;
اگر اشخاصی نسبت به اموال متصرفی تاجر ورشکسته دعوای خیاراتی دارند و صرف نظر از آن نمی‌کنند باید آن را در حین تصفیه‌ی عمل ورشکستگی ثابت نموده و به موقع اجرا گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۵ ====&lt;br /&gt;
حکم فوق درباره‌ی دعوای خیاراتی نیز مجری خواهد بود که تاجر ورشکسته نسبت به اموال متصرفی خود یا دیگران دارد مشروط بر این که بر ضرر طلبکارها نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل هفتم - در قرارداد ارفاقی و تصفیه حساب تاجر ورشکسته ==&lt;br /&gt;
=== مبحث اول - در دعوت طلبکارها و مجمع عمومی آن‌ها ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۶ ====&lt;br /&gt;
عضو ناظر در ظرف هشت روز از تاریخ موعدی که به موجب نظام‌نامه‌ی مذکور در ماده ۴۶۷ معین شده به توسط دفتردار محکمه کلیه‌ی طلبکارهایی را که طلب آن‌ها تشخیص و تصدیق یا موقتاً قبول شده است برای مشاوره در انعقاد قرارداد ارفاقی دعوت می‌نماید، موضوع دعوت مجمع عمومی طلبکارها در رقعه‌های دعوت و اعلانات مندرجه در جراید باید تصریح شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۷ ====&lt;br /&gt;
مجمع عمومی مزبوره در محل و روز و ساعتی که از طرف عضو ناظر معین شده است در تحت ریاست مشارالیه منعقد می‌شود. طلبکارهایی که طلب آن‌ها تشخیص و تصدیق شده است و همچنین طلبکارهایی که طلب آن‌ها موقتاً قبول گردیده یا وکیل ثابت‌الوکاله‌ی آن‌ها حاضر می‌شوند تاجر ورشکسته نیز به این مجمع احضار می‌شود مشارالیه باید شخصاً حاضر گردد و فقط وقتی می‌تواند اعزام وکیل نماید که عذر موجه داشته و صحت آن به تصدیق عضو ناظر رسیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۴۷۸ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه به مجمع طلبکارها راپورتی از وضعیت ورشکستگی و اقداماتی که به عمل آمده و عملیاتی که با استحضار تاجر ورشکسته شده است می‌دهد. راپورت مزبور به امضای مدیر تصفیه رسیده به عضو ناظر تقدیم می‌شود و عضو ناظر باید از کلیه‌ی مذاکرات و تصمیمات مجمع طلبکارها صورت‌مجلس ترتیب دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبحث دوم - در قرارداد ارفاقی ===&lt;br /&gt;
==== فقره اول - در ترتیب قرارداد ارفاقی ====&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۷۹ =====&lt;br /&gt;
قرارداد ارفاقی بین تاجر ورشکسته و طلبکارهای او منعقد نمی‌شود مگر پس از اجرای مراسمی که در فوق مقرر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۰ =====&lt;br /&gt;
قرارداد ارفاقی فقط وقتی منعقد می‌شود که لااقل نصف به علاوه یک نفر از طلبکارها با داشتن لااقل سه ربع از کلیه‌ی مطالباتی که مطابق مبحث پنجم از فصل ششم تشخیص و تصدیق شده یا موقتاً قبول گشته است در آن قرارداد شرکت نموده باشند والا بلااثرخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۱ =====&lt;br /&gt;
هر گاه در مجلس قرارداد ارفاقی اکثریت طلبکارها عدداً حاضر شوند ولی از حیث مبلغ دارای سه ربع از مطالبات نباشند یا آن که دارای سه ربع از مطالبات باشند ولی اکثریت عددی را حائز نباشند نتیجه‌ی حاصله از آن مجلس معلق و قرار انعقاد مجلس ثانی برای یک هفته بعد داده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۲ =====&lt;br /&gt;
طلبکارهایی که در مجلس اول، خود یا وکیل ثابت‌الوکاله‌ی آن‌ها حاضر بوده و صورت‌مجلس را امضا نموده‌اند مجبور نیستند در مجلس ثانی حاضر شوند مگر آن که بخواهند در تصمیم خود تغییری دهند ولی اگر حاضر نشدند تصمیمات سابق آن‌ها به اعتبار خود باقی است. اگر در جلسه‌ی ثانی اکثریت عددی و مبلغی مطابق ماده ۴۸۰ تکمیل شود قرارداد ارفاقی قطعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۳ =====&lt;br /&gt;
اگر تاجر به عنوان ورشکسته به تقلب محکوم شده باشد قرارداد ارفاقی منعقد نمی‌شود، در موقعی که تاجر به عنوان ورشکسته به تقلب تعقیب می‌شود لازم است طلبکارها دعوت شوند و معلوم کنند که آیا با احتمال حصول برائت تاجر و انعقاد قرارداد ارفاقی تصمیم خود را در امر مشارالیه به زمان حصول نتیجه‌ی رسیدگی به تقلب موکول خواهند کرد یا تصمیم فوری خواهند گرفت. اگر بخواهند تصمیم را موکول به زمان بعد نمایند باید طلبکارهای حاضر از حیث عده و از حیث مبلغ اکثریت معین در ماده ۴۸۰ را حائز باشند چنان چه در انقضای مدت و حصول نتیجه‌ی رسیدگی به تقلب بنای انعقاد قرارداد ارفاقی شود قواعدی که به موجب مواد قبل مقرر است در این موقع نیز باید معمول گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۴ =====&lt;br /&gt;
اگر تاجر به عنوان ورشکستگی به تقصیر محکوم شود انعقاد قرارداد ارفاقی ممکن است لیکن در صورتی که تعقیب تاجر شروع شده باشد طلبکارها می‌توانند تا حصول نتیجه‌ی تعقیب و با رعایت مقررات ماده‌ی قبل تصمیم در قرارداد را تأخیر بیاندازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۵ =====&lt;br /&gt;
کلیه‌ی طلبکارها که حق شرکت در انعقاد قرارداد ارفاقی داشته‌اند می‌توانند راجع به قرارداد اعتراض کنند، اعتراض باید موجه بوده و در ظرف یک هفته از تاریخ قرارداد به مدیر تصفیه و خود تاجر ورشکسته ابلاغ شود والا از درجه‌ی اعتبار ساقط خواهد بود. مدیر تصفیه و تاجر ورشکسته به اولین جلسه‌ی محکمه که به عمل ورشکستگی رسیدگی می‌کند احضار می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۶ =====&lt;br /&gt;
قرارداد ارفاقی باید به تصدیق محکمه برسد و هر یک از طرفین قرارداد می‌توانند تصدیق آن را از محکمه تقاضا نماید محکمه نمی‌تواند قبل از انقضای مدت یک هفته‌ی مذکور در ماده قبل تصمیمی راجع به تصدیق اتخاذ نماید، هر گاه در ظرف این مدت از طرف طلبکارهایی که حق اعتراض دارند اعتراضاتی به عمل آمده باشد محکمه باید در موضوع اعتراضات و تصدیق قرارداد ارفاقی حکم واحد صادر کند، اگر اعتراضات تصدیق شود قرارداد نسبت به تمام اشخاص ذی‌نفع بلااثر می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۷ =====&lt;br /&gt;
قبل از آن که محکمه در باب تصدیق قرارداد رأی دهد عضو ناظر باید راپورتی که متضمن کیفیت ورشکستگی و امکان قبول قرارداد باشد به محکمه تقدیم نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۸ =====&lt;br /&gt;
در صورت عدم رعایت قواعد مقرره، محکمه از تصدیق قرارداد ارفاقی امتناع خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فقره دوم - در اثرات قرارداد ارفاقی ====&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۸۹ =====&lt;br /&gt;
همین که قرارداد ارفاقی تصدیق شد نسبت به طلبکارهایی که در اکثریت بوده‌اند یا در ظرف ده روز از تاریخ تصدیق آن را امضا نموده‌اند قطعی خواهد بود ولی طلبکارهایی که جزو اکثریت نبوده و قرارداد را هم امضا نکرده‌اند می‌توانند سهم خود را موافق آن چه از دارایی تاجر به طلبکارها می‌رسد دریافت نمایند لیکن حق ندارند در آتیه از دارایی تاجر ورشکسته بقیه‌ی طلب خود را مطالبه کنند مگر پس از تأدیه‌ی تمام طلب کسانی که در قرارداد ارفاقی شرکت داشته یا آن را در ظرف ده روز مزبور امضا نموده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۰ =====&lt;br /&gt;
پس از تصدیق شدن قرارداد ارفاقی دعوای بطلان نسبت به آن قبول نمی‌شود مگر این که پس از تصدیق، مکشوف شود که در میزان دارایی یا مقدار قروض حیله‌ای به کار رفته و قدر حقیقی قلمداد نشده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۱ =====&lt;br /&gt;
همین که حکم محکمه راجع به تصدیق قرارداد قطعی شد مدیر تصفیه صورت‌حساب کاملی با حضور عضو ناظر به تاجر ورشکسته می‌دهد که در صورت عدم اختلاف بسته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه، کلیه‌ی دفاتر و اسناد و نوشتجات و همچنین دارایی ورشکسته را به استثنای آن چه که باید به طلبکارانی که قرارداد ارفاقی را امضا نکرده‌اند داده شود به مشارالیه رد کرده و رسید می‌گیرد و پس از آن که قرار تأدیه‌ی سهم طلبکاران مذکور را داد مأموریت مدیر تصفیه ختم می‌شود. از تمام این مراتب، عضو ناظر صورت مجلس تهیه می‌نماید و مأموریتش خاتمه می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صورت تولید اختلاف محکمه رسیدگی کرده و حکم مقتضی خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فقره سوم - در ابطال یا فسخ قرارداد ارفاقی ====&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۲ =====&lt;br /&gt;
در موارد ذیل قرارداد ارفاقی باطل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; در مورد محکومیت تاجر به ورشکستگی به تقلب؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; در مورد ماده ۴۹۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۳ =====&lt;br /&gt;
اگر محکمه حکم بطلان قرارداد ارفاقی را بدهد ضمانت ضامن یا ضامن‌ها (در صورتی که باشد) به خودی خود ملغی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۴ =====&lt;br /&gt;
اگر تاجر ورشکسته شرایط قرارداد ارفاقی را اجرا نکرد، ممکن است برای فسخ قرارداد مزبور بر علیه او اقامه‌ی دعوا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۵ =====&lt;br /&gt;
در صورتی که اجرای تمام یا قسمتی از قرارداد را یک یا چندنفر ضمانت کرده باشند طلبکارها می‌توانند اجرای تمام یا قسمتی از قرارداد را که ضامن دارد از او بخواهند و در مورد اخیر، آن قسمت از قرارداد که ضامن نداشته فسخ می‌شود. در صورت تعدد ضامن، مسئولیت آن‌ها تضامنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۶ =====&lt;br /&gt;
اگر تاجر ورشکسته پس از تصدیق قرارداد به عنوان ورشکستگی به تقلب تعقیب شده در تحت توقیف یا حبس در آید محکمه می‌تواند هر قسم وسایل تأمینیه را که مقتضی بداند اتخاذ کند ولی به محض صدور قرار منع تعقیب یا حکم تبرئه وسایل مزبوره مرتفع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۷ =====&lt;br /&gt;
پس از صدور حکم ورشکستگی به تقلب یا حکم ابطال یا فسخ قرارداد ارفاقی محکمه یک عضو ناظر و یک مدیر تصفیه معین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۸ =====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه می‌تواند دارایی تاجر را توقیف و مهر و موم نماید. مدیر تصفیه فوراً از روی صورت دارایی سابق اقدام به رسیدگی اسناد و نوشتجات نموده و اگر لازم باشد متممی برای صورت دارایی ترتیب می‌دهد. مدیر تصفیه باید فوراً به وسیله‌ی اعلان در روزنامه، طلبکارهای جدید را اگر باشند دعوت نماید که در ظرف یک ماه اسناد مطالبات خود را برای رسیدگی ابراز کنند؛ در اعلان مزبور مفاد قرار محکمه که به موجب آن مدیر تصفیه معین شده است باید درج شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۴۹۹ =====&lt;br /&gt;
بدون فوت وقت به اسنادی که مطابق ماده قبل ابراز شده، رسیدگی می‌شود. نسبت به مطالباتی که سابقاً تشخیص یا تصدیق شده است، رسیدگی جدید به عمل نمی‌آید، مطالباتی که تمام یا قسمتی از آن‌ها بعد از تصدیق پرداخته شده است، موضوع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۵۰۰ =====&lt;br /&gt;
معاملاتی که تاجر ورشکسته پس از صدور حکم راجع به تصدیق قرارداد ارفاقی تا صدور حکم بطلان یا فسخ قرارداد مزبور نموده باطل نمی‌شود مگر در صورتی که معلوم شود به قصد اضرار بوده و به ضرر طلبکاران هم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۵۰۱ =====&lt;br /&gt;
در صورت فسخ یا ابطال قرارداد ارفاقی دارایی تاجر بین طلبکاران ارفاقی و اشخاصی که بعد از قرارداد ارفاقی طلبکار شده‌اند به غرما تقسیم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۵۰۲ =====&lt;br /&gt;
اگر طلبکاران ارفاقی بعد از توقف تاجر تا زمان فسخ یا ابطال چیزی گرفته‌اند مأخوذی آن‌ها از وجهی که به ترتیب غرما به آن‌ها می‌رسد کسر خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== ماده ۵۰۳ =====&lt;br /&gt;
هر گاه تاجری ورشکست و امرش منتهی به قرارداد ارفاقی گردید و ثانیاً بدون این که قرارداد مزبور ابطال یا فسخ شود ورشکست شد مقررات دو ماده قبل در ورشکستگی ثانوی لازم‌‌الاجرا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبحث سوم - در تفریغ حساب و ختم عمل ورشکستگی ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۰۴ ====&lt;br /&gt;
اگر قرارداد ارفاقی منعقد نشد مدیر تصفیه فوراً به عملیات تصفیه و تفریغ عمل ورشکستگی شروع خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۰۵ ====&lt;br /&gt;
در صورتی که اکثریت مذکور در ماده ۴۸۰ موافقت نماید محکمه مبلغی را برای اعاشه ورشکسته در حدود مقررات ماده ۴۴۷معین خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۰۶ ====&lt;br /&gt;
اگر شرکت تضامنی، مختلط یا نسبی ورشکست شود طلبکارها می‌توانند قرارداد ارفاقی را با شرکت یا منحصراً با یک یا چند نفر از شرکای ضامن منعقد نمایند. در صورت ثانی دارایی شرکت تابع مقررات این مبحث و به غرما تقسیم می‌شود ولی دارایی شخصی شرکایی که با آن‌ها قرارداد ارفاقی منعقد شده است به غرما تقسیم نخواهد شد، شریک یا شرکای ضامن که با آن‌ها قرارداد خصوصی منعقد شده نمی‌توانند تعهد حصه‌ای نمایند مگر از اموال شخصی خودشان. شریکی که با او قرارداد مخصوص منعقد شده از مسئولیت ضمانتی مبری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۰۷ ====&lt;br /&gt;
اگر طلبکارها بخواهند تجارت تاجر ورشکسته را ادامه دهند می‌توانند برای این امر وکیل یا عامل مخصوصی انتخاب نموده یا به خود مدیر تصفیه این مأموریت را بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۰۸ ====&lt;br /&gt;
در ضمن تصمیمی که وکالت مذکور در ماده فوق را مقرر می‌دارد باید مدت و حدود وکالت و همچنین میزان وجهی که وکیل می‌تواند برای مخارج لازمه پیش خود نگاه دارد معین گردد. تصمیم مذکور اتخاذ نمی‌شود مگر با حضور عضو ناظر و با اکثریت سه ربع از طلبکارها عدداً و مبلغاً. خود تاجر ورشکسته و همچنین طلبکارهای مخالف (با رعایت ماده ۴۷۳) می‌توانند نسبت به این تصمیم در محکمه اعتراض نمایند. این اعتراض اجرای تصمیم را به تأخیر نمی‌اندازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۰۹ ====&lt;br /&gt;
اگر از معاملات وکیل یا عاملی که تجارت ورشکسته را ادامه می‌دهد تعهداتی حاصل شود که بیش از حد دارایی تاجر ورشکسته است فقط طلبکارهایی که آن اجازه را داده‌اند شخصاً علاوه بر حصه‌ای که در دارایی مزبور دارند به نسبت طلبشان در حدود اختیاراتی که داده‌اند مسئول تعهدات مذکوره می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۰ ====&lt;br /&gt;
در صورتی که عمل تاجر ورشکسته منجر به تفریغ حساب شود مدیر تصفیه مکلف است تمام اموال منقول و غیرمنقول تاجر ورشکسته را به فروش رسانیده مطالبات و دیون و حقوق او را صلح و مصالحه و وصول و تفریغ کند. تمام این مراتب در تحت نظر عضو ناظر و با حضور تاجر ورشکسته به عمل می‌آید. اگر تاجر ورشکسته از حضور استنکاف نمود استحضار مدعی‌العموم کافی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فروش اموال مطابق نظام‌نامه‌ی وزارت عدلیه به عمل خواهد آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۱ ====&lt;br /&gt;
همینکه تفریغ عمل تاجر به اتمام رسید عضو ناظر، طلبکارها و تاجر ورشکسته را دعوت می‌نماید. در این جلسه مدیر تصفیه، حساب خود را خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۲ ====&lt;br /&gt;
هر گاه اموالی در اجاره‌ی تاجر ورشکسته باشد مدیر تصفیه در فسخ یا ابقای اجاره به نحوی که موافق منافع طلبکارها باشد اتخاذ تصمیم می‌کند. اگر تصمیم بر فسخ اجاره شد صاحبان اموال مستأجره از بابت مال‌الاجاره‌ای که تا آن تاریخ مستحق شده‌اند جزء غرما منظور می‌شوند. اگر تصمیم بر ابقای اجاره بوده و تأمیناتی هم سابقاً به موجب اجاره‌نامه به موجر داده شده باشد آن تأمینات ابقا خواهد شد و الا تأمیناتی که پس از ورشکستگی داده می‌شود باید کافی باشد. در صورتی که با تصمیم مدیر تصفیه بر فسخ اجاره، موجر راضی به فسخ نشود حق مطالبه‌ی تأمین را نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۳ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه می‌تواند با اجازه‌ی عضو ناظر، اجاره را برای بقیه‌ی مدت به دیگری تفویض نماید (مشروط بر این که به موجب قرارداد کتبی طرفین، این حق منع نشده باشد) و در صورت تفویض به غیر باید وثیقه‌ی کافی که تأمین پرداخت مال‌الاجاره را بنماید به مالک اموال مستاجره داده و کلیه‌ی شرایط و مقررات اجاره‌نامه را به موقع خود اجرا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل هشتم - در اقسام مختلفه طلبکارها و حقوق هر یک از آن‌ها ==&lt;br /&gt;
=== مبحث اول - در طلبکارهایی که رهینه منقول دارند ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۴ ====&lt;br /&gt;
طلبکارهایی که رهینه در دست دارند فقط در صورت غرما برای یادداشت قید می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۵ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه می‌تواند در هر موقع با اجازه‌ی عضو ناظر طلب طلبکارها را داده و شئ مرهون را از رهن خارج و جزء دارایی تاجر ورشکسته منظور دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۶ ====&lt;br /&gt;
اگر وثیقه، فک نشود مدیر تصفیه باید با نظارت مدعی‌العموم آن را به فروش برساند و مرتهن نیز در آن موقع باید دعوت شود. اگر قیمت فروش وثیقه پس از وضع مخارج بیش از طلب طلبکار باشد مازاد به مدیر تصفیه تسلیم می‌شود و اگر قیمت فروش کمتر شد مرتهن برای بقیه‌ی طلب خود در جزء طلبکارهای عادی در غرما منظور خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۷ ====&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه صورت طلبکارهایی را که ادعای وثیقه می‌نمایند به عضو ناظر تقدیم می‌کند. عضو مزبور در صورت لزوم اجازه می‌دهد طلب آن‌ها از اولین وجوهی که تهیه می‌شود پرداخته گردد. در صورتی که نسبت به حق وثیقه، طلبکارها اعتراضی داشته باشند به محکمه رجوع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبحث دوم - در طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حق تقدم دارند ===&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۸ ====&lt;br /&gt;
اگر تقسیم وجوهی که از فروش اموال غیرمنقول حاصل شده قبل از تقسیم دارایی منقول یا در همان حین به عمل آمده باشد، طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول، حقوقی دارند و حاصل فروش اموال مزبور کفایت طلب آن‌ها را ننموده است نسبت به بقیه‌ی طلب خود جزء غرمای معمولی منظور و از وجوهی که برای غرمای مزبور مقرر است حصه می‌برند مشروط بر این که طلب آن‌ها به طوری که قبلاً مذکور شده است تصدیق شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۱۹ ====&lt;br /&gt;
اگر قبل از تقسیم وجوهی که از فروش اموال غیرمنقول حاصل شده وجهی از بابت دارایی منقول تقسیم شود طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارند و طلب آن‌ها تصدیق و اعتراف شده است به میزان کلیه‌ی طلب خود جزء سایر غرما وارد و از وجوه مزبوره حصه می‌برند ولی عندالاقتضا مبلغ دریافتی در موقع تقسیم حاصل اموال غیرمنقول از طلب آن‌ها موضوع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۲۰ ====&lt;br /&gt;
در مورد طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارند ولی به واسطه‌ی مقدم بودن سایر طلبکارها نمی‌توانند در حین تقسیم قیمت اموال غیرمنقول طلب خود را تماماً وصول کنند ترتیب ذیل مرعی خواهد بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر طلبکارهای مزبور قبل از تقسیم حاصل اموال غیرمنقول از بابت طلب خود وجهی دریافت داشته باشند این مبلغ از حصه‌ای که از بابت اموال غیرمنقول به آن‌ها تعلق می‌گیرد موضوع و به حصه‌ای که باید بین طلبکارهای معمولی تقسیم شود اضافه می‌گردد و بقیه طلبکارهایی که در اموال غیرمنقول ذی‌حق بوده‌اند برای بقیه‌ی طلب خود به نسبت آن بقیه جزء غرما محسوب شده، حصه می‌برند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماده ۵۲۱ ====&lt;br /&gt;
اگر به واسطه‌ی مقدم بودن طلبکارهای دیگر بعضی از طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارند وجهی دریافت نکنند طلب آن‌ها جزء غرما محسوب و بدین سمت هر معامله‌ای که از بابت قرارداد ارفاقی و غیره با غرما می‌شود با آن‌ها نیز به عمل خواهد آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل نهم - در تقسیم بین طلبکارها و فروش اموال منقول ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۲ ===&lt;br /&gt;
پس از وضع مخارج اداره‌ی امور ورشکستگی و اعانه‌ای که ممکن است به تاجر ورشکسته داده شده باشد و وجوهی که باید به صاحبان مطالبات ممتازه تأدیه گردد مجموع دارایی منقول بین طلبکارها به نسبت طلب آن‌ها که قبلاً تشخیص و تصدیق شده است تقسیم خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۳ ===&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه برای اجرای مقصود مذکور در ماده فوق ماهی یک مرتبه صورت‌حساب عمل ورشکستگی را با تعیین وجوه موجوده به عضو ناظر می‌دهد. عضو مذکور در صورت لزوم امر به تقسیم وجوه مزبور بین طلبکارها داده مبلغ آن را معین و مواظبت می‌نماید که به تمام طلبکارها اطلاع داده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۴ ===&lt;br /&gt;
در موقع تقسیم وجوه بین طلبکارها، حصه‌ی طلبکارهای مقیم ممالک خارجه به نسبت طلب آن‌ها که در صورت دارایی و قروض منظور شده است موضوع می‌گردد. چنان چه مطالبات مزبور صحیحاً در صورت دارایی و قروض منظور نشده باشد عضو ناظر می‌تواند حصه‌ی موضوعی را زیاد کند. برای مطالباتی که هنوز در باب آن‌ها تصمیم قطعی اتخاذ نشده است باید مبلغی موضوع گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۵ ===&lt;br /&gt;
وجوهی که برای طلبکارهای مقیم خارجه موضوع شده است تا مدتی که قانون برای آن‌ها معین کرده به طور امانت به صندوق عدلیه سپرده خواهد شد. اگر طلبکارهای مذکور مطابق این قانون مطالبات خود را به تصدیق نرسانند مبلغ مزبور بین طلبکارهایی که طلب آن‌ها به تصدیق رسیده تقسیم می‌شود. وجوهی که برای مطالبات تصدیق نشده موضوع گردیده در صورت عدم تصدیق آن مطالبات بین طلبکارهایی که طلب آن‌ها تصدیق شده تقسیم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۶ ===&lt;br /&gt;
هیچ طلبی را مدیر تصفیه نمی‌پردازد مگر آن که مدارک و اسناد آن را قبلاً ملاحظه کرده باشد. مدیر تصفیه مبلغی را که پرداخته در روی سند قید می‌کند. عضو ناظر در صورت عدم امکان ابراز سند می‌تواند اجازه دهد که به موجب صورت‌مجلسی که طلب در آن تصدیق شده وجهی پرداخته شود. در هر حال، باید طلبکارها رسید وجه را در ذیل صورت تقسیم ذکر کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۷ ===&lt;br /&gt;
ممکن است هیأت طلبکارها با استحضار تاجر ورشکسته از محکمه تحصیل اجازه نماید که تمام یا قسمتی از حقوق و مطالبات تاجر ورشکسته را که هنوز وصول نشده به طوری که صرفه و صلاح تاجر ورشکسته هم منظور شود خودشان قبول و مورد معامله قرار دهند. در این صورت مدیر تصفیه اقدامات مقتضیه را به عمل خواهد آورد. در این خصوص هر طلبکار می‌تواند به عضو ناظر مراجعه کرده تقاضا نماید که طلبکارهای دیگر را دعوت نماید تا تصمیم خود را اتخاذ بنمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل دهم - در دعوی استرداد ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۸ ===&lt;br /&gt;
اگر قبل از ورشکستگی تاجر کسی اوراق تجارتی به او داده باشد که وجه آن را وصول و به حساب صاحب سند نگاه دارد و یا به مصرف معینی برساند و وجه اوراق مزبور وصول یا تأدیه نگشته و اسناد عیناً در حین ورشکستگی در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد صاحبان آن می‌توانند عین اسناد را استرداد کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۲۹ ===&lt;br /&gt;
مال‌التجاره‌هایی که در نزد تاجر ورشکسته امانت بوده یا به مشارالیه داده شده است که به حساب صاحب مال‌التجاره به فروش برساند مادام که عین آن‌ها کلاً یا جزء نزد تاجر ورشکسته موجود یا نزد شخص دیگری از طرف تاجر مزبور امانت یا برای فروش گذارده شده و موجود باشد قابل استرداد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۰ ===&lt;br /&gt;
مال‌التجاره‌هایی که تاجر ورشکسته به حساب دیگری خریداری کرده و عین آن موجود است اگر قیمت آن پرداخته نشده باشد از طرف فروشنده والا از طرف کسی که به حساب او آن مال خریداری شده قابل استرداد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۱ ===&lt;br /&gt;
هر گاه تمام یا قسمتی از مال‌التجاره‌ای که برای فروش به تاجر ورشکسته داده شده بود معامله شده و به هیچ نحوی بین خریدار و تاجر ورشکسته احتساب نشده باشد از طرف صاحب مال قابل استرداد است. اعم از این که نزد تاجر ورشکسته یا خریدار باشد و به طور کلی عین هر مال متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۲ ===&lt;br /&gt;
اگر مال‌التجاره‌ای که برای تاجر ورشکسته حمل شده قبل از وصول از روی صورت‌حساب یا بارنامه که دارای امضای ارسال‌کننده است به فروش رسیده و فروش صوری نباشد دعوی استرداد پذیرفته نمی‌شود و الا موافق ماده ۵۲۹ قابل استرداد است و استردادکننده باید وجوهی را که به طور علی‌الحساب گرفته یا مساعدتاً از بابت کرایه حمل و حق کمیسیون و بیمه و غیره تأدیه شده یا از این بابت‌ها باید تأدیه بشود به طلبکارها بپردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۳ ===&lt;br /&gt;
هر گاه کسی مال‌التجاره‌ای به تاجر ورشکسته فروخته و لیکن هنوز آن جنس نه به خود تاجر ورشکسته تسلیم شده و نه به کسی دیگر که به حساب او بیاورد آن کس می‌تواند به اندازه‌ای که وجه آن را نگرفته از تسلیم مال‌التجاره امتناع کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۴ ===&lt;br /&gt;
در مورد دو ماده قبل مدیر تصفیه می‌تواند با اجازه‌ی عضو ناظر تسلیم مال‌التجاره را تقاضا نماید ولی باید قیمتی را که بین فروشنده و تاجر ورشکسته مقرر شده است بپردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۵ ===&lt;br /&gt;
مدیر تصفیه می‌تواند با تصویب عضو ناظر تقاضای استرداد را قبول نماید و در صورت اختلاف محکمه پس از استماع عقیده‌ی عضو ناظر حکم مقتضی را می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل یازدهم - در طرق شکایت از احکام صادره راجع به ورشکستگی ==&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۶ ===&lt;br /&gt;
حکم اعلان ورشکستگی و همچنین حکمی که به موجب آن تاریخ توقف تاجر در زمانی قبل از اعلان ورشکستگی تشخیص شود قابل اعتراض است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۷ ===&lt;br /&gt;
اعتراض باید از طرف تاجر ورشکسته در ظرف ده روز و از طرف اشخاص ذی‌نفع که در ایران مقیمند در ظرف یک ماه و از طرف آن‌هایی که در خارجه اقامت دارند در ظرف دو ماه به عمل آید. ابتدای مدت‌های مزبور از تاریخی است که احکام مذکوره اعلان می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۸ ===&lt;br /&gt;
پس از انقضای مهلتی که برای تشخیص و تصدیق مطالبات طلبکارها معین شده است دیگر هیچ تقاضایی از طرف طلبکارها راجع به تعیین تاریخ توقف به غیر آن تاریخی که به موجب حکم ورشکستگی یا حکم دیگری که در این باب صادر شده قبول نخواهدشد. همین که مهلت‌های مزبور منقضی شد تاریخ توقف نسبت به طلبکارها قطعی و غیرقابل تغییر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۳۹ ===&lt;br /&gt;
مهلت استیناف از حکم ورشکستگی ده روز از تاریخ ابلاغ است. به این مدت برای کسانی که محل اقامت آن‌ها از مقر محکمه بیش از شش فرسخ فاصله دارد از قرار هر شش فرسخ یک روز اضافه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ماده ۵۴۰ ===&lt;br /&gt;
قرارهای ذیل قابل اعتراض و استیناف و تمیز نیست:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; قرارهای راجعه به تعیین یا تغییر عضو ناظر یا مدیر تصفیه،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قرارهای راجعه به تقاضای اعانه به جهت تاجر ورشکسته یا خانواده‌ی او،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; قرارهای فروش اسباب یا مال‌التجاره‌ای که متعلق به ورشکسته است،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; قرارهایی که قرارداد ارفاقی را موقتاً موقوف یا قبول موقتی مطالبات متنازع‌فیه را مقرر می‌دارد،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; قرارهای صادره در خصوص شکایت از اوامری که عضو ناظر در حدود صلاحیت خود صادر کرده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D9%85%D8%B3/%D9%87%D9%84%D9%87_%D9%86%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AF_%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AA%D9%88_%D8%B1%D8%A7_%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF&amp;diff=2407</id>
		<title>دیوان شمس/هله نومید نباشی که تو را یار براند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D9%85%D8%B3/%D9%87%D9%84%D9%87_%D9%86%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AF_%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AA%D9%88_%D8%B1%D8%A7_%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF&amp;diff=2407"/>
		<updated>2010-04-11T15:20:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 89.165.20.246 واگردانده شد به آخرین تغییری که  PedramBot انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[دیوان شمس (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = مولوی&lt;br /&gt;
| قسمت =(هله نومید نباشی که تو را یار براند)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|هله نومید نباشی که تو را یار براند|گرت امروز براند نه که فردات بخواند}}&lt;br /&gt;
{{ب|در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا|ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند}}&lt;br /&gt;
{{ب|و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها|ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند}}&lt;br /&gt;
{{ب|نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد|نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند}}&lt;br /&gt;
{{ب|چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر|تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند}}&lt;br /&gt;
{{ب|به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او|نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند}}&lt;br /&gt;
{{ب|همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد|بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند}}&lt;br /&gt;
{{ب|دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش|به کی ماند به کی ماند به کی ماند به کی ماند}}&lt;br /&gt;
{{ب|هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را|بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%AD%D8%A7%D9%85%D9%84&amp;diff=17308</id>
		<title>قانون تجارت ایران/اسناد در وجه حامل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%AD%D8%A7%D9%85%D9%84&amp;diff=17308"/>
		<updated>2010-03-10T08:03:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 212.50.239.129 واگردانده شد به آخرین تغییری که  Tanhabot انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= باب پنجم - اسناد در وجه حامل =&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۰ ==&lt;br /&gt;
دارنده‌ی هر سند در وجه حامل مالک و برای مطالبه‌ی وجه آن محق محسوب می‌شود مگر در صورت ثبوت خلاف. مع‌ذلک اگر مقامات صلاحیتدار قضایی یا پلیس تأدیه‌ی وجه آن سند را منع کند تأدیه‌ی وجه به حامل مدیون را نسبت به شخص ثالثی که ممکن است سند متعلق به او باشد بری نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۱ ==&lt;br /&gt;
جز در موردی که حکم بطلان سند صادر شده مدیون سند در وجه حامل مکلف به تأدیه نیست مگر در مقابل اخذ سند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۲ ==&lt;br /&gt;
در صورت گم شدن سند در وجه حامل که دارای ورقه‌های کوپن یا دارای ضمیمه‌ای برای تجدید اوراق کوپن باشد و همچنین در صورت گم شدن سند در وجه حامل که خود سند به دارنده‌ی آن حق می‌دهد ربح یا منفعتی را مرتباً دریافت کند برای اصدار حکم بطلان مطابق مقررات ذیل عمل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۳ ==&lt;br /&gt;
مدعی باید در محکمه‌ی محل اقامت مدیون معلوم نماید سند در تصرف او بوده و فعلاً گم شده است. اگر مدعی فقط اوراق کوپن یا ضمیمه مربوط به سند خود را گم کرده باشد ابراز خود سند کافی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۴ ==&lt;br /&gt;
اگر محکمه ادعای مدعی را بنا بر اوضاع و احوال قابل اعتماد دانست باید به وسیله‌ی‌ی اعلان در جراید به دارنده‌ی مجهول سند اخطار کند. هر گاه از تاریخ انتشار اولین اعلان تا سه سال سند را ابراز ننمود حکم بطلان آن صادر خواهد شد. محکمه می‌تواند لدی‌الاقتضا مدتی بیش از سه سال تعیین کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۵ ==&lt;br /&gt;
به تقاضای مدعی محکمه می‌تواند به مدیون قدغن کند که وجه سند را به کسی نپردازد مگر پس از گرفتن ضامن یا تأمینی که محکمه تصویب نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۶ ==&lt;br /&gt;
در مورد گم شدن اوراق کوپن نسبت به کوپن‌هایی که درضمن جریان دعوا لازم‌التأدیه می‌شود به ترتیب مقرر در مواد ۳۳۲ و ۳۳۳ عمل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۷ ==&lt;br /&gt;
اخطار مذکور در ماده ۳۲۴ باید سه دفعه در مجله‌ی رسمی منتشر شود. محکمه می‌تواند به علاوه اعلان در جراید دیگر را نیز مقرر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۸ ==&lt;br /&gt;
اگر پس از اعلان فوق، سند مفقود ابراز شود محکمه به مدعی مهلت متناسبی داده و اخطار خواهد کرد که هر گاه تا انقضای مهلت، دعوی خود را تعقیب و دلایل خود را اظهار نکند محکوم شده و سند به ابرازکننده‌ی آن مسترد خواهد گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲۹ ==&lt;br /&gt;
اگر در ظرف مدتی که مطابق ماده ۳۲۴ مقرر و اعلان شده سند ابراز نگردد محکمه حکم بطلان آن را صادر خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳۰ ==&lt;br /&gt;
ابطال سند فوراً به وسیله‌ی درج در مجله‌ی رسمی و هر وسیله‌ی دیگری که محکمه مقتضی بداند به اطلاع عموم خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳۱ ==&lt;br /&gt;
پس از صدور حکم ابطال مدعی حق دارد تقاضا کند به خرج او سند جدید یا لدی‌الاقتضا اوراق کوپن تازه به او بدهند اگر سند حال شده باشد مدعی حق تقاضای تأدیه خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳۲ ==&lt;br /&gt;
هر گاه سند گم شده از اسناد مذکور در ماده ۳۲۲ نباشد به ترتیب ذیل رفتار خواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محکمه در صورتی که ادعای مدعی سبق تصرف و گم کردن سند را قابل اعتماد دید حکم می‌دهد مدیون وجه سند را فوراً در صورتی که حال باشد و پس از انقضای اجل، در صورت موجل بودن، به صندوق عدلیه بسپارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳۳ ==&lt;br /&gt;
اگر قبل از انقضای مدت مرور زمانی که وجه سند مفقود پس از آن مدت قابل مطالبه نیست سند ابراز شد مطابق ماده ۳۲۸ رفتار و الا وجهی که در صندوق عدلیه امانت گذاشته شده به مدعی داده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳۴ ==&lt;br /&gt;
مقررات این باب شامل اسکناس نیست.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AD%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=17237</id>
		<title>لایحه پیشنهادی حمایت خانواده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AD%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=17237"/>
		<updated>2009-11-04T10:03:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: ویرایش 212.50.237.41 واگردانده شد به آخرین تغییری که  Tanhabot انجام داده بود&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;باسمه تعالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شماره ۶۸۳۵۷/۳۶۷۸۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ ۱۳۸۶/۵/۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب آقای دکتر حداد عادل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لایحه «حمایت خانواده» که بنا به پیشنهاد قوه قضاییه در مجلس در جلسه مورخ ۱۳۸۶/۴/۳ هیأت وزیران به تصویب رسیده است، جهت طی تشریفات قانونی به پیوست تقدیم می‌گردد. &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
محمود احمدی نژاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس جمهور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با عنایت به نقش و جایگاه ویژه‌ی نهاد خانواده در نظام حقوقی و تربیتی اسلام و با توجه به غیرشرعی اعلام شدن بخش‌هایی از قوانین مربوط به حقوق خانواده و وجود خلأهای قانونی در این زمینه و نظر به متشتت بودن مقررات این حوزه و معلوم نبودن ناسخ و منسوخ آن‌ها که موجب آثار زیانبار و مشکلات عدیده‌ای از جمله سردرگمی محاکم دادگستری در رسیدگی به دعاوی خانوادگی شده است و با لحاظ برخی کاستی‌ها و نواقص در قوانین موجود حاکم بر نهاد خانواده و عدم تطبیق آن‌ها با واقعیت روز و به منظور تحقق بخشیدن به مفاد اصل (۲۱) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و در راستای تحقق سیاست قضازدایی و برای کاهش یا مرتفع نمودن مشکلات موجود در قواعد حقوق خانواده و رفع ابهام، تعارض و خلاً از قوانین و مقررات کنونی خانواده و در اجرای بند (۲) اصل (۱۵۸) قانون اساسی؛ لایحه زیر جهت طی تشریفات قانونی تقدیم می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لایحه حمایت خانواده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
= فصل اول - دادگاه خانواده =&lt;br /&gt;
== ماده ۱ ==&lt;br /&gt;
در اجرای بند ۳ اصل ۲۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به منظور رسیدگی به امور و دعاوی خانوادگی و جرایم موضوع این قانون، قوه قضاییه موظف است ظرف ۳ سال از تاریخ تصویب این قانون در تمامی حوزه‌های قضایی شهرستان، به تعداد کافی شعب دادگاه خانواده تشکیل دهد. تشکیل این دادگاه در حوزه‌های قضایی بخش به تناسب امکانات و به تشخیص رئیس قوه قضاییه خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; از زمان اجرای این قانون، در حوزه قضایی شهرستان‌هایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده است، دادگاه حقوقی عمومی مستقر در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوط و مقررات این قانون، به امور و دعاوی خانوادگی رسیدگی می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; در حوزه قضایی بخش‌هایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده باشد، دادگاه مستقر در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوط و مقررات این قانون به دعاوی خانوادگی رسیدگی می‌کند مگر دعاوی راجع به اصل نکاح و انحلال آن که در دادگاه خانواده نزدیکترین حوزه قضایی رسیدگی خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲ ==&lt;br /&gt;
دادگاه خانواده با حضور رئیس یا دادرس علی‌البدل و دو مستشار تشکیل می‌شود که حتی‌المقدور یکی از مستشاران دادگاه از بانوان دارنده‌ی پایه قضایی می‌باشد. رسمیت جلسه و صدور رأی با اکثریت امکان‌پذیر است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳ ==&lt;br /&gt;
رئیس یا دادرس علی‌البدل دادگاه خانواده باید متأهل و دارای حداقل چهار سال سابقه‌ی خدمت قضایی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴ ==&lt;br /&gt;
امور و دعاوی زیر در دادگاه خانواده رسیدگی می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; نامزدی و خسارات ناشی از بر هم خوردن آن؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; نکاح دائم، موقت و اذن در نکاح؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; طلاق، رجوع، فسخ و انفساخ نکاح، بذل مدت و انقضای آن؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; نفقه‌ی اقارب، مهریه و نفقه‌ی زوجه و سایر حقوق قانونی ناشی از رابطه‌ی زوجیت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; جهیزیه؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; حضانت و ملاقات طفل؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; نسب؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; نشوز و تمکین زوجین؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹-&#039;&#039;&#039; ولیت قهری، قیومت و امور راجع به ناظر و امین محجوران؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰-&#039;&#039;&#039; رشد، حجر و رفع آن؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۱-&#039;&#039;&#039; شروط ضمن عقد نکاح؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۲-&#039;&#039;&#039; سرپرستی کودکان بی‌سرپرست؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۴-&#039;&#039;&#039; اهدای جنین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵ ==&lt;br /&gt;
دادگاه خانواده به جرایم موضوع فصل ششم این قانون نیز رسیدگی می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۶ ==&lt;br /&gt;
دادگاه هر یک از طرفین را که فاقد تمکن مالی تشخیص دهد، از پرداخت هزینه‌ی دادرسی، حق‌الزحمه‌ی کارشناسی، حق‌الزحمه‌ی داوری و سایر هزینه‌ها معاف می‌نماید. همچنین در صورت نیاز با الزام قانونی به داشتن وکیل، حسب مورد به درخواست فرد فاقد تمکن مالی یا راساً، دادگاه برای وی اقدام به تعیین وکیل معاضدتی می‌نماید. چنان چه طرف مذکور محکوم‌له واقع شود، دادگاه ضمن صدور رأی، محکوم‌علیه را به پرداخت هزینه‌های مذکور و حق‌الوکاله وکیل معاضدتی محکوم می‌کند، مگر این که قبلاً در این پرونده عدم تمکن مالی وی احراز شده باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۷ ==&lt;br /&gt;
مادر یا هر شخصی که حضانت طفل و یا نگهداری شخص محجور را ضرورتاً بر عهده دارد، هر چند که قیمومت را عهده‌دار نباشد، حق اقامه دعاوی مطالبه‌ی نفقه برای محجور را خواهد داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۸ ==&lt;br /&gt;
دادگاه پیش از اتخاذ تصمیم نسبت به اصل دعوی، به درخواست یکی از طرفین در اموری که تعیین تکلیف آن فوریت دارد از قبیل حضانت، نگهداری، ملاقات طفل، نفقه‌ی زن و محجور، بدون اخذ تأمین دستور موقت صادر می‌نماید. این دستور بدون نیاز به تأیید رئیس حوزه قضایی قابل اجرا است و چنان چه دادگاه ظرف شش ماه مبادرت به اتخاذ راجع به اصل دعوی ننماید، کأن‌لم‌یکن گردیده و از آن رفع اثر می‌شود، مگر آن که دادگاه مطابق این ماده مجدداً دستور موقت صادر نماید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۹ ==&lt;br /&gt;
رسیدگی در دادگاه خانواده با تقدیم دادخواست و بدون رعایت سایر تشریفات آیین دادرسی مدنی و مطابق آیین‌نامه‌ی اجرایی این قانون به عمل می‌آید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۰ ==&lt;br /&gt;
ابلاغ در دادگاه خانواده می‌تواند از طریق پست، نمابر، پیام‌های تلفنی، پست الکترونیکی و یا هر طریق دیگری که دادگاه مناسب با کیان خانواده تشخیص دهد صورت گیرد. در هر حال احراز صحت ابلاغ با دادگاه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۱ ==&lt;br /&gt;
دادگاه می‌تواند جهت فراهم نمودن فرصت صلح و سازش، جلسه‌ی دادرسی را به درخواست زوجین با یکی از آنان، حداکثر برای دو بار به تأخیر بیندازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۲ ==&lt;br /&gt;
در دعاوی موضوع این قانون، محکوم‌له پس از صدور حکم قطعی و تا بیش از شروع اجرای آن نیز می‌تواند از دادگاهی که حکم نخستین را صادر کرده است درخواست تأمین محکوم‌به را بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۳ ==&lt;br /&gt;
چنانچه موضوع دعوا مطالبه‌ی مهریه منقول یا نفقه باشد، زوجه می‌تواند در محل اقامت خوانده و یا محل سکونت خود اقامه دعوی نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۴ ==&lt;br /&gt;
هر گاه از سوی زوجین، امور دعاوی موضوع صلاحیت دادگاه خانواده در حوزه‌های قضایی متعدد مطرح شده باشد، دادگاهی که دادخواست یا شکایت مقدم به آن داده شده است، صلاحیت رسیدگی خواهد داشت و چنانچه دو یا چند دادخواست در یک روز تسلیم شده باشد، دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای اقامه شده از سوی زوجه را دارد، به تمامی دعاوی رسیدگی می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۵ ==&lt;br /&gt;
هر گاه یکی از زوجین طرف دعوا مقیم خارج کشور باشد، دادگاه محل اقامت طرفی که در ایران مقیم است صلاحیت رسیدگی دارد و اگر زوجین مقیم خارج از کشور باشند ولی یکی از آنان در ایران سکونت موقت داشته باشد دادگاه همان محل و اگر هر دو در ایران سکونت موقت داشته باشد، دادگاه محل سکونت موقت زوجه صالح به رسیدگی می‌باشد و هر گاه هیچ یک در ایران سکونت موقت نداشته باشند، دادگاه شهرستان تهران صلاحیت رسیدگی خواهد داشت، مگر آن که زوجین برای اقامه دعوی در محل دیگری توافق نمایند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۶ ==&lt;br /&gt;
رئیس قوه قضاییه می‌تواند شعبی از دادگاه خانواده را برای رسیدگی به اختلافات خانوادگی ایرانیان مقیم خارج از کشور اختصاص داده و عندالاقضاء به قضات این شعب مأموریت دهد بنا به درخواست وزارت امور خارجه، در محل سفارتخانه‌ها و کنسول‌گری‌های ایران به امور مزبور رسیدگی نمایند. احکام این شعب که در خارج از کشور صادر می‌شود مانند احکام دادگاه‌های مستقر در ایران به اجرا در می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; هر گاه به دلیل عدم تشکیل شعب مذکور در این ماده یا عدم دسترسی به آن‌ها، ایرانیان مقیم خارج از کشور دعاوی خانوادگی خود را در محاکم و مراجع صلاحیتدار محل اقامت خود مطرح نمایند در صورتی احکام این مراجع یا محاکم در ایران به اجرا در می‌آید که دادگاه صلاحیتدار ایرانی احکام مزبور را بررسی نموده و حکم تنفیذی صادر نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل دوم - مراکز مشاوره خانواده =&lt;br /&gt;
== ماده ۱۷ ==&lt;br /&gt;
به منظور تحکیم مبانی خانواده و جلوگیری از افزایش اختلافات خانوادگی به ویژه طلاق و سعی در ایجاد صلح و سازش، قوه قضاییه موظف است ظرف سه سال از تاریخ تصویب این قانون در کنار دادگاه‌های خانواده (مراکز مشاوره خانواده) ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۸ ==&lt;br /&gt;
در حوزه‌های قضایی که مراکز مشاوره خانواده ایجاد شده است، دادگاه خانواده می‌تواند در صورت لزوم با مشخص نمودن موضوع اختلاف و تعیین مهلت، نظر مرکز مشاوره خانواده را خواستار شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۱۹ ==&lt;br /&gt;
مراکز مشاوره خانواده ضمن ارائه‌ی خدمات مشاوره‌ای، نسبت به اجرای خواسته‌ی دادگاه در مهلت مقرر اقدام و در مورد مربوط سعی در ایجاد سازش می‌نماید. در صورت حصول سازش مبادرت به تنظیم سازشنامه نموده و گر نه نظر کارشناسی خود را به طور کتبی و مستدل به دادگاه اعلام می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در صورتی که زوجین به صورت توافقی متقاضی طلاق باشند، مراکز مشاوره خانواده برابر ماده ۲۶ این قانون عمل می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۰ ==&lt;br /&gt;
دادگاه باید با در نظر گرفتن نظریه‌ی کارشناسی مراکز مشاوره خانواده مبادرت به صدور رأی نماید مگر آن که نظریه‌ی مزبور را بر خلاف اوضاع و احوال مسلم قضایی تشخیص دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۱ ==&lt;br /&gt;
اعضای مراکز مشاوره‌ی خانواده از کارشناسانی در رشته‌های مختلف مانند مطالعات خانواده، روانشناسی، مددکاری اجتماعی، حقوق، فقه و مبانی حقوق اسلامی انتخاب می‌شوند و لااقل نصف اعضای هر مرکز باید از بانوان متأهل واجد شرایط باشند. سایر شرایط، تعداد اعضا، نحوه‌ی انتخاب، گزینش، آموزش و نحوه‌ی رسیدگی به تخلفات آنان، تشکیلات، شیوه‌ی انجام وظایف و تعداد مراکز مشاوره‌ی خانواده و نیز تعرفه‌ی خدمات مشاوره و نحوه‌ی پرداخت آن به موجب آیین‌نامه‌ای است که ظرف مدت شش ماه از تاریخ تصویب این قانون توسط وزارت دادگستری با همکاری وزارت رفاه و تأمین اجتماعی تهیه و به تصویب رئیس قوه قضاییه می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; جلسات مشاوره لزوماً با حضور افراد مورد اعتماد طرفین و ترجیحاً از خویشاوندان آنان برگزار می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; کلیه‌ی اختلافات و منازعات خانوادگی قابل طرح در شوراهای حل اختلاف می‌باشد. در صورت مراجعه طرفین شوراهای یادشده با حضور کارشناس مربوط تشکیل و احکام صادره به استثنای حکم طلاق، لازم‌الاجرا است در صورتی که نظر بر اجرای حکم طلاق باشد پرونده به دادگاه ارجاع می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل سوم - ازدواج =&lt;br /&gt;
== ماده ۲۲ ==&lt;br /&gt;
ثبت عقد نکاح دائم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح و طلاق الزامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; ثبت نکاح موقت تابع آیین‌نامه‌ای است که به تصویب وزیر دادگستری می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۳ ==&lt;br /&gt;
اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه‌ی دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجرای عدالت بین همسران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در صورت تعدد ازدواج چنان چه مهریه حال باشد و همسر اول آن را مطالبه نماید، اجازه ثبت ازدواج مجدد منوط به پرداخت مهریه زن اول است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۴ ==&lt;br /&gt;
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است ظرف مدت یک ماه از تاریخ تصویب این قانون بیماری‌هایی را که باید طرفین بیش از ازدواج علیه آن‌ها واکسینه شوند و بیماری‌های واگیر خطرناک برای زوجین و فرزندان ناشی از ازدواج را معین و اعلام دارد. دفاتر ازدواج مکلفند پیش از ثبت نکاح، گواهی صادره از سوی پزشکان و مراکزی که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی واجد صلاحیت، اعلام می‌نماید، مبنی بر نداشتن اعتیاد به مواد مخدر و بیماری‌های موضوع این ماده و یا واکسینه شدن طرفین را از آنان مطالبه و بایگانی نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۵ ==&lt;br /&gt;
وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است از مهریه‌های بالاتر از حد متعارف و غیرمنطقی با توجه به وضعیت زوجین و مسایل اقتصادی کشور متناسب با افزایش میزان مهریه به صورت تصاعدی در هنگام ثبت ازدواج مالیات وصول نماید. میزان مهریه متعارف و میزان مالیات با توجه به وضعیت عمومی اقتصادی کشور به موجب آیین‌نامه‌ای خواهد بود که به وسیله‌ی وزارت امور اقتصادی و دارایی پیشنهاد و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل چهارم - طلاق =&lt;br /&gt;
== ماده ۲۶ ==&lt;br /&gt;
ثبت طلاق و سایر اسباب انحلال نکاح در دفاتر رسمی صرفاً پس از صدور گواهی عدم امکان سازش یا حکم مربوط از سوی دادگاه با گواهی مراکز مشاوره خانواده مبنی بر توافق زوجین بر طلاق مجاز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۷ ==&lt;br /&gt;
در صورتی که زوجین به صورت توافقی متقاضی طلاق باشند باید به مراکز مشاوره خانواده مراجعه نمایند. این مراکز ضمن ارائه‌ی خدمات مشاوره‌ای، سعی در سازش و انصراف آنان از درخواست طلاق می‌نماید. در صورت حصول سازش و انصراف از طلاق، سازشنامه تنظیم و گر نه با ذکر دقیق موارد توافق، گواهی توافق زوجین بر طلاق صادر می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۸ ==&lt;br /&gt;
در صورتی که طلاق صرفاً به درخواست مرد باشد، دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش و اگر به درخواست زوجه باشد، حسب مورد دادخواست صدور حکم الزام به طلاق یا احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق تقدیم دادگاه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۹ ==&lt;br /&gt;
در تمامی موارد درخواست طلاق، به جز طلاق توافقی، دادگاه موظف است ضمن سعی در ایجاد صلح و سازش، موضوع را به داوری ارجاع نماید. دادگاه با توجه به نظر داوران گواهی عدم امکان سازش یا حکم طلاق صادر و چنان چه نظر آنان را نپذیرد مستدلاً رد می‌نماید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۰ ==&lt;br /&gt;
پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری، هر یک از زوجین مکلفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ، یک نفر از اقارب خود را که حداقل سی سال سن داشته و متأهل و آشنا به مسایل شرعی، خانوادگی و اجتماعی باشد به عنوان داور به دادگاه معرفی نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; افرادی که متأهل بوده‌اند ولی همسرشان فوت نموده است نیز می‌توانند به عنوان داور پذیرفته شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; نحوه‌ی انتخاب و دعوت داوران، وظایف و تعداد جلسات آن‌ها مطابق آیین‌نامه‌ای خواهد بود که ظرف شش ماه پس از تصویب این قانون توسط وزارت دادگستری تهیه و به تصویب رئیس قوه قضاییه می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۱ ==&lt;br /&gt;
در صورتی که در بین اقارب، فرد واجد شرایط نبوده یا دسترسی به آنها مقدور نباشد و یا اقارب از پذیرش داوری استنکاف نمایند، هر یک از زوجین می‌توانند داور خود را از بین افراد واجد صلاحیت دیگر تعیین و معرفی کنند و در صورت امتناع یا عدم توانایی در معرفی داور، دادگاه به در خواست هر یک از طرفین و یا راساً از میان اعضای واجد شرایط داوری مراکز مشاوره خانواده مبادرت به تعیین داور می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۲ ==&lt;br /&gt;
دادگاه ضمن صدور حکم طلاق یا گواهی عدم امکان سازش با توجه به شروط ضمن عقد و مطالب مندرج در اسناد ازدواج تکلیف جهیزیه، مهریه، نفقه‌ی زوجه، اولاد و حمل و ترتیب حضانت و نگهداری اطفال و هزینه‌ی آن و نحوه‌ی پرداخت را مشخص می‌کند. همچنین با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات را با پدر، مادر و سایر بستگان تعیین می‌نماید. ثبت طلاق موکول به تأدیه‌ی حقوق مذکور می‌باشد، مگر با رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی بر اعسار زوج یا تقسیط آن، در هر حال، هر گاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد، می‌تواند پس از ثبت طلاق جهت دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگاه مطابق مقررات مزبور اقدام نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; گواهی پزشک ذی‌صلاح در مورد وجود یا عدم وجود جنین، باید تسلیم شود مگر آن که زوجین بر وجود جنین اتفاق نظر داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۳ ==&lt;br /&gt;
مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش برای تسلیم به دفتر طلاق، سه ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی شدن رأی می‌باشد. چنان چه گواهی مذکور ظرف این مهلت تسلیم نشود و یا طرفی که آن را به دفتر طلاق تسلیم نموده است، ظرف مهلت سه ماه از تاریخ تسلیم در دفتر حاضر نشود یا مدارک لازم را ارائه ننماید، از درجه اعتبار ساقط است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۱:&#039;&#039;&#039; چنان چه رأی دادگاه قابل فرجام‌خواهی باشد، مهلت مذکور در صدر این ماده از تاریخ ابلاغ رأی مرحله‌ی فرجام یا انقضای مهلت فرجام‌خواهی محاسبه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۲:&#039;&#039;&#039; گواهی قطعی و قابل اجرا بودن رأی از سوی دادگاه صادر و همزمان به دفتر طلاق ارائه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۳:&#039;&#039;&#039; رسیدگی به فرجام‌خواهی از آرای طلاق نباید بیش از شش ماه به طول بیانجامد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره ۴:&#039;&#039;&#039; هر گاه پس از قطعی شدن حکم طلاق، زوجه مطلقه گردیده و ازدواج کرده باشد دیگر نمی‌توان حکم به فسخ رأی که طلاق بر اساس آن ثبت شده است، صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۲۴ ==&lt;br /&gt;
گواهی صادر از مراکز مشاوره خانواده مبنی بر طلاق توافقی نیز از زمان صدور تا سه ماه اعتبار دارد و با حضور طرفین اجرا می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۵ ==&lt;br /&gt;
هر گاه زوج در مهلت مقرر به دفتر طلاق مراجعه و گواهی عدم امکان سازش را تسلیم نماید، در صورتی که زوجه ظرف یک هفته حاضر نشود، سر دفتر به زوجین اخطار می‌کند برای اجرای صیغه‌ی طلاق و ثبت آن، در دفترخانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوجه و عدم اعلام عذری از سوی وی، صیغه‌ی طلاق جاری و ثبت می‌شود و در صورت اعلام عذر، یک نوبت دیگر به ترتیب مذکور دعوت به عمل می‌آید در موارد غیبت زوجه، مراتب به وسیله دفترخانه به اطلاع وی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۶ ==&lt;br /&gt;
هر گاه حکم طلاق از سوی زوجه به دفتر طلاق تسلیم شود، در صورتی که زوج ظرف یک هفته حاضر نشود، سردفتر به زوجین اخطار می‌کند برای اجرای صیغه‌ی طلاق و ثبت آن، در دفترخانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوجه و عدم اعلام عذری از سوی وی یا امتناع وی از اجرای صیغه‌ی طلاق، صیغه‌ی طلاق جاری و ثبت شده و به زوج ابلاغ می‌گردد و در صورت اعلام عذر، یک نوبت دیگر به ترتیب مذکور دعوت به عمل می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; فاصله‌ی بین ابلاغ اخطاریه و جلسه اجرای صیغه‌ی طلاق مذکور در این ماده و ماده قبل نباید کمتر از یک هفته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۷ ==&lt;br /&gt;
اجرای صیغه‌ی طلاق با رعایت جهات شرعی در دفترخانه یا در محل دیگری با حضور سردفتر یا نماینده‌ی وی به عمل می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; فاصله‌ی بین ابلاغ اخطاریه و جلسه‌ی اجرای صیغه‌ی طلاق مذکور در این ماده و ماده قبل نباید کمتر از یک هفته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۳۸ ==&lt;br /&gt;
در طلاق رجعی، صیغه‌ی طلاق مطابق مقررات مربوط جاری و مراتب صورت‌جلسه می‌شود ولی ثبت طلاق منوط به ارائه‌ی گواهی کتبی حداقل دو شاهد مبنی بر اسکان زوجه‌ی مطلقه در منزل مشترک تا پایان عده می‌باشد، مگر این که زن رضایت به ثبت داشته باشد. در صورت تحقق رجوع، صورت‌جلسه‌ی طلاق ابطال و در صورت عدم رجوع صورت‌جلسه‌ای تکمیل و طلاق ثبت می‌شود. صورت‌جلسه‌ی تکمیلی به امضای سردفتر، زوجین یا نماینده‌ی آنان و دو شاهد طلاق می‌رسد. در صورت درخواست زوجه گواهی اجرای صیغه‌ی طلاق و عدم رجوع زوج، به وی اعطا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل پنجم - حضانت و نگهداری اطفال =&lt;br /&gt;
== ماده ۳۹ ==&lt;br /&gt;
هر گاه دادگاه تشخیص دهد توافق راجع به ملاقات، حضانت، نگهداری و سایر امور مربوط به طفل بر خلاف مصلحت وی باشد یا در صورتی که مسئول حضانت، از انجام تکالیف مقرر برای حضانت خودداری نماید یا مانع ملاقات طفل تحت حضانت یا اشخاص ذی‌حق شود می‌تواند هر تصمیمی که به مصلحت طفل باشد از جمله واگذاری امر حضانت به دیگری یا تعیین شخص ناظر با پیش‌بینی حدود نظارت وی و نظایر آن مقرر نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۰ ==&lt;br /&gt;
طفل را نمی‌توان بدون رضایت ولی یا قیم، مادر و شخصی که حضانت و نگهداری طفل به او واگذار شده است از محل اقامت مقرر بین طرفین یا محل اقامت قبل از وقوع طلاق به محل دیگری یا خارج از کشور فرستاد مگر این که دادگاه آن را به مصلحت طفل دانسته و با در نظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذی‌حق اجازه دهد. دادگاه در صورت موافقت با خارج نمودن طفل از کشور بنا به در خواست ذی‌نفع، جهت تضمین بازگرداندن طفل، تأمین مناسبی اخذ می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۱ ==&lt;br /&gt;
در صورتی که وزارتخانه‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات دولتی و مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی، ملزم به تسلیم یا تملیک اموالی به صغیر یا سایر محجوران باشند، این اموال، در حدود تأمین هزینه‌های متعارف زندگی، باید در اختیار شخصی قرار گیرد که حضانت و نگهداری محجور را عهده‌دار است، مگر آن که دادگاه به نحو دیگری مقرر نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۲ ==&lt;br /&gt;
دادگاه در صورت درخواست زن یا سایر اشخاص واجب‌النفقه، میزان و ترتیب پرداخت نفقه‌ی آینده را تعیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبصره:&#039;&#039;&#039; در مورد این ماده و سایر مواردی که به موجب حکم دادگاه باید وجوهی مستمراً از محکوم‌علیه وصول شود یک بار تقاضای صدور اجراییه کافی است و عملیات اجرایی مادام که دستور دیگری از دادگاه صادر شده است ادامه می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۳ ==&lt;br /&gt;
پرداخت نفقه‌ی زوجه و نفقه و هزینه‌ی نگهداری اطفال و پرداخت تمامی دیون مقدم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= فصل ششم - مقررات کیفری =&lt;br /&gt;
== ماده ۴۴ ==&lt;br /&gt;
چنان چه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی اقدام به ازدواج دائم، طلاق، فسخ و رجوع نماید، ضمن الزام به ثبت واقعه، به پرداخت مبلغ بیست میلیون تا یک صد میلیون ریال جزای نقدی و یکی از محرومیت‌های اجتماعی متناسب محکوم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۵ ==&lt;br /&gt;
هر پزشکی که بر خلاف واقع، گواهی موضوع ماده ۲۴ این قانون را صادر نماید از یک تا پنج سال از اشتغال به طبابت محروم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۶ ==&lt;br /&gt;
هر فرد خارجی بدون اخذ اجازه مذکور در ماده (۱۰۶۰) قانون مدنی با زن ایرانی ازدواج نماید، به حبس از نود و یک روز تا یک سال محکوم می‌شود. در این صورت زن چنان چه به اختیار خود ازدواج کرده باشد و ولی دختر در صورتی که ازدواج به اذن وی صورت گرفته باشد و همچنین عاقد به عنوان معاون در جرم مزبور محکوم خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۷ ==&lt;br /&gt;
هر سردفتری که بدون اجازه‌ی دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد نماید یا بدون حکم دادگاه یا گواهی عدم امکان سازش یا حکم تنفیذ راجع به احکام خارجی یا گواهی مراکز مشاوره‌ی خانواده مبنی بر توافق زوجین بر طلاق، اقدام به ثبت هر یک از موجبات انحلال نکاح نماید، به انفصال دائم از اشتغال به سردفتری محکوم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۸ ==&lt;br /&gt;
کسی که حضانت طفل به او محول شده است، هر گاه از انجام تکالیف مربوط به حضانت خودداری نماید یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی‌حق شود، به پرداخت پانصد هزار تا پنج میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۴۹ ==&lt;br /&gt;
هر کس که زوجیت را انکار نماید و ثابت شود که این انکار بی‌اساس بوده است یا بر خلاف واقع با طرح شکایت کیفری یا دعوای حقوقی مدعی داشتن رابطه‌ی زوجیت با دیگری شود، به سه ماه و یک روز تا یک سال حبس و یا ده میلیون تا چهل میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد. این حکم در مورد قائم‌مقام قانونی آنان که با علم به زوجیت، آن را انکار نماید یا با علم به عدم زوجیت، ادعای زوجیت را مطرح نماید، نیز جاری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۰ ==&lt;br /&gt;
هر گاه مردی با دختری که به سن قانونی ازدواج نرسیده است بر خلاف مقررات ماده (۱۰۴۱) قانون مدنی ازدواج نماید، به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. چنان چه در اثر ازدواج بر خلاف مقررات فوق، مواقعه منتهی به نقص عضو یا مرض دائم زن گردد ، زوج علاوه بر پرداخت دیه به دو تا پنج سال حبس و اگر منتهی به فوت زن شود علاوه بر پرداخت دیه، به پنج تا ده سال حبس محکوم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۱ ==&lt;br /&gt;
میزان جزاهای نقدی موضوع این قانون، بر اساس نرخ تورم که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌شود، هر سه سال یک بار حسب مورد بنا به پیشنهاد وزارت دادگستری و تأیید هیأت وزیران قابل افزایش است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۲ ==&lt;br /&gt;
آیین‌نامه‌ی اجرایی این قانون بنا به پیشنهاد وزیر دادگستری و تأیید رئیس قوه قضاییه به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده ۵۳ ==&lt;br /&gt;
از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون ، قوانین زیر و تمامی قوانین و مقررات مغایر نسخ می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱-&#039;&#039;&#039; قانون راجع به ازدواج، مصوب ۱۳۱۰/۵/۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲-&#039;&#039;&#039; قانون راجع به انکار زوجیت، مصوب ۱۳۱۱/۱۲/۲۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳-&#039;&#039;&#039; قانون لزوم ارائه‌ی گواهینامه پزشک قبل از وقوع ازدواج، مصوب ۱۳۱۷/۹/۱۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۴-&#039;&#039;&#039; قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳/۱۱/۱۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵-&#039;&#039;&#039; قانون مربوط به حق حضانت، مصوب ۱۳۶۵/۴/۲۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶-&#039;&#039;&#039; قانون الزام تزریق واکسن ضدکزاز برای بانوان قبل از ازدواج مصوب ۱۳۶۷/۱/۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷-&#039;&#039;&#039; قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، مصوب ۱۳۷۰/۱۲/۲۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸-&#039;&#039;&#039; قانون اختصاص تعدادی از دادگاه‌های موجود به دادگاه‌های موضوع اصل ۲۱ قانون اساسی، مصوب ۱۳۷۶/۵/۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹-&#039;&#039;&#039; قانون تعیین مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش، مصوب ۱۳۷۶/۸/۱۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰-&#039;&#039;&#039; قانون مجازات اسلامی مواد(۶۴۵) و (۶۴۶) مصوب ۱۳۷۵/۳/۲&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AF%D9%84_%D8%B2_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85_%D8%B1%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%87%D9%85%D8%8C_%D8%A8%DB%8C_%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%DA%86%D9%88%D9%86_%DA%A9%D9%86%D9%85&amp;diff=11337</id>
		<title>عطار (غزلیات)/دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AF%D9%84_%D8%B2_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85_%D8%B1%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%87%D9%85%D8%8C_%D8%A8%DB%8C_%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%DA%86%D9%88%D9%86_%DA%A9%D9%86%D9%85&amp;diff=11337"/>
		<updated>2008-08-13T11:08:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: خنثی‌سازی ویرایش 21713 توسط 213.207.211.82 (بحث)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[عطار (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = عطار&lt;br /&gt;
| قسمت =(دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم|سر عشقت آشکارا گشت پنهان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|هرکسم گوید که درمانی کن آخر درد را|چون به دردم دایما مشغول درمان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون خروشم بشنود هر بی خبر گوید خموش|می‌طپد دل در برم می‌سوزدم جان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|عالمی در دست من، من همچو مویی در برش|قطره‌ای خون است دل، در زیر طوفان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|در تموزم مانده جان خسته و تن تب زده|وآنگهم گویند براین ره به پایان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون ندارم یک نفس اهلیت صف النعال|پیشگه چون جویم و آهنگ پیشان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|در بن هر موی صد بت بیش می‌بینم عیان|در میان این همه بت عزم ایمان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|نه ز ایمانم نشانی نه ز کفرم رونقی|در میان این و آن درمانده حیران چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون نیامد از وجودم هیچ جمعیت پدید|بیش ازین عطار را از خود پریشان چون کنم}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8%D9%87_%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&amp;diff=17027</id>
		<title>خطابه غدیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8%D9%87_%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&amp;diff=17027"/>
		<updated>2008-07-10T10:52:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = خطابه غدیر | بی‌مؤلف = | قسمت = | قبلی = |‌ بعدی = متن عربی | یاددا...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[خطابه غدیر]]&lt;br /&gt;
| بی‌مؤلف =&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی = [[خطابه غدیر/عربی|متن عربی]]&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
خطابه پیغمبر اسلام در ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم هجری قمری در ناحیه‌ای بین مکه و مدینه، معروف به غدیر خم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[خطابه غدیر/عربی|متن عربی]]&lt;br /&gt;
*[[خطابه غدیر/فارسی|متن فارسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5102</id>
		<title>وحشی بافقی (غزلیات)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5102"/>
		<updated>2008-06-29T16:22:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[وحشی بافقی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = وحشی بافقی&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ|آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را|کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/راندی ز نظر، چشم بلا دیده‌ی ما را|راندی ز نظر، چشم بلا دیده‌ی ما را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را|چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تازه شد آوازه‌ی خوبی ، گلستان ترا|تازه شد آوازه‌ی خوبی ، گلستان ترا]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/من آن مرغم که افکندم به دام سد بلا خود را|من آن مرغم که افکندم به دام سد بلا خود را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/طی زمان کن ای فلک ، مژده‌ی وصل یار را|طی زمان کن ای فلک ، مژده‌ی وصل یار را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را|خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نرخ بالا کن متاع غمزه‌ی غماز را|نرخ بالا کن متاع غمزه‌ی غماز را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را|نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بار فراق بستم و ، جز پای خویش را|بار فراق بستم و ، جز پای خویش را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را|عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را|منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را|چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هست امید قوتی بخت ضعیف حال را|هست امید قوتی بخت ضعیف حال را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا|بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بر قول مدعی مکش ای فتنه گر مرا|بر قول مدعی مکش ای فتنه گر مرا]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا|ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را|خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را|ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کس نزد هرگز در غمخانه‌ی اهل وفا|کس نزد هرگز در غمخانه‌ی اهل وفا]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سد حیف از محبت بیش از قیاس ما|سد حیف از محبت بیش از قیاس ما]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بسیار گرم پیش منه در هلاک ما|بسیار گرم پیش منه در هلاک ما]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما|از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما|ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها|دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب|پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/قصه‌ی می خوردن شبها و گشت ماهتاب|قصه‌ی می خوردن شبها و گشت ماهتاب]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شد یار به اغیار دل آزار مصاحب|شد یار به اغیار دل آزار مصاحب]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب|گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مژده‌ی وصل توام ساخته بیتاب امشب|مژده‌ی وصل توام ساخته بیتاب امشب]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب|ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کسی خود جان نبرد از شیوه‌ی چشم فسون سازت|کسی خود جان نبرد از شیوه‌ی چشم فسون سازت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست|این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست|یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/لطف پنهانی او در حق من بسیار است|لطف پنهانی او در حق من بسیار است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است|در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است|بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است|تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است|خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است|عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/طراز سبزه‌ی بر گلشن عذار خوش است|طراز سبزه‌ی بر گلشن عذار خوش است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست|خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست|امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یار ما بی رحم یاری بوده است|یار ما بی رحم یاری بوده است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ابر است و اعتدال هوای خزانی است|ابر است و اعتدال هوای خزانی است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در دل همان محبت پیشینه باقی است|در دل همان محبت پیشینه باقی است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست|ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست|به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست|گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بهر دلم که درد کش و داغدار تست|بهر دلم که درد کش و داغدار تست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/وداع جان و تنم استماع رفتن تست|وداع جان و تنم استماع رفتن تست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بگذشت دور یوسف و دوران حسن تست|بگذشت دور یوسف و دوران حسن تست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست|ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بگذران دانسته از ما گر ادایی سرزدست|بگذران دانسته از ما گر ادایی سرزدست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از نظر افتاده‌ی یاریم مدتها شدست|از نظر افتاده‌ی یاریم مدتها شدست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست|هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بازم زبان شکر به جنبش درآمدست|بازم زبان شکر به جنبش درآمدست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوش صید غافلی به سر تیر آمدست|خوش صید غافلی به سر تیر آمدست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست|ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از تو همین تواضع عامی مرا بس است|از تو همین تواضع عامی مرا بس است]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست|آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست|خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آنکس که مرا از نظر انداخته اینست|آنکس که مرا از نظر انداخته اینست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست|ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست|مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟|یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست|بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست|ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تا قسمتم ز میکده‌ی آرزوی کیست|تا قسمتم ز میکده‌ی آرزوی کیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مریض عشق اگر سد بود علاج یکیست|مریض عشق اگر سد بود علاج یکیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای همنفسان بودن وآسودن ما چیست|ای همنفسان بودن وآسودن ما چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست|همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست|کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست|قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/باز این عتاب و شیوه عاشق گداز چیست|باز این عتاب و شیوه عاشق گداز چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/زهر در چشم و چین بر ابرو چیست|زهر در چشم و چین بر ابرو چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست|خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مست آمدی که موجب چندین ملال چیست|مست آمدی که موجب چندین ملال چیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/وصلم میسر است ولی بر مراد نیست|وصلم میسر است ولی بر مراد نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست|سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست|کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست|دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/وقت برقع ز رخ کشیدن نیست|وقت برقع ز رخ کشیدن نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست|جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یک التفات ز فرماندهان نازم نیست|یک التفات ز فرماندهان نازم نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست|چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست|طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست|تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عاشق یکرنگ را یار وفادار هست|عاشق یکرنگ را یار وفادار هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست|پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/می‌نماید چند روزی شد که آزاریت هست|می‌نماید چند روزی شد که آزاریت هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست|بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست|قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/می‌توانم بود بی تو ، تاب تنهاییم هست|می‌توانم بود بی تو ، تاب تنهاییم هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست|شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست|تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/اسیر جلوه‌ی هر حسن عقبازی هست|اسیر جلوه‌ی هر حسن عشقبازی هست]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از عرض نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت|از عرض نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از پی بهبود درد ما دوا سودی نداشت|از پی بهبود درد ما دوا سودی نداشت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت|رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ز پیش دیده تا جانان من رفت|ز پیش دیده تا جانان من رفت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت|به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت|گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت|ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت|گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تو منکری ولیک ، به من مهربانیت|تو منکری ولیک ، به من مهربانیت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت|نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد|هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هجران رفیق بخت زبون کسی مباد|هجران رفیق بخت زبون کسی مباد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد|تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد|خوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد|عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد|باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/غمزه‌ی او حر فتنه به هر جا ببرد|غمزه‌ی او حشر فتنه به هر جا ببرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد|شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد|خواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد|دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به زیر لب حدیق تلخ ، کان بیدادگر دارد|به زیر لب حدیق تلخ ، کان بیدادگر دارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد|به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چشم او قصد عقل و دین دارد|چشم او قصد عقل و دین دارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد|جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد|کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوش آن نیاز که رفع حیا تواند کرد|خوش آن نیاز که رفع حیا تواند کرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کی دیدمش که قصد دل زار من نکرد|کی دیدمش که قصد دل زار من نکرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد|چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد|دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد|تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد|هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد|هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد|مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد|ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/اینست کزو رخنه به کاشانه‌ی من شد|اینست کزو رخنه به کاشانه‌ی من شد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد|خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد|گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به راز عشق زبان در میان نمی‌باشد|به راز عشق زبان در میان نمی‌باشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دوشم از آغاز شب جا ، بر در جانانه بود|دوشم از آغاز شب جا ، بر در جانانه بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/امروز ناز را به نیازم نظر نبود|امروز ناز را به نیازم نظر نبود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود|چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ماه من گفتم که با من مهربان باشد ، نبود|ماه من گفتم که با من مهربان باشد ، نبود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مرغ ما دوش سراینده‌ی بستانی بود|مرغ ما دوش سراینده‌ی بستانی بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آنچه کردی ، آنچه گفتی غایت مطلوب بود|آنچه کردی ، آنچه گفتی غایت مطلوب بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود|بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آن مستی تو دوش ز پیمانه‌ی که بود|آن مستی تو دوش ز پیمانه‌ی که بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود|دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود|با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود|چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود|چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود|دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود|زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود|هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یک ره سال کن گنه بی‌گناه خود|یک ره سال کن گنه بی‌گناه خود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مرا وصلی نمی‌باید من و هجر و ملال خود|مرا وصلی نمی‌باید من و هجر و ملال خود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد|نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند|ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بتان که اهل تعلق به قید شان بندند|بتان که اهل تعلق به قید شان بندند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/لب بجنبان که سر تنگ شکر بگشاید|لب بجنبان که سر تنگ شکر بگشاید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خرم دل آن کس که ز بستان تو آید|خرم دل آن کس که ز بستان تو آید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نزدیک ما سگان درت جا نمی‌کنند|نزدیک ما سگان درت جا نمی‌کنند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گر دیده به دریوزه‌ی دیدار نیاید|گر دیده به دریوزه‌ی دیدار نیاید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه می‌دانم که می‌رنجی و مشکل می‌شود|گر چه می‌دانم که می‌رنجی و مشکل می‌شود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود|شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شکل مستانه و انکار شرابش نگرید|شکل مستانه و انکار شرابش نگرید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/این دل که دوستی به تو خون خواره می‌کند|این دل که دوستی به تو خون خواره می‌کند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند|گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/المنةلله که شب هجر سر آمد|المنةلله که شب هجر سر آمد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد|یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آنکس که دامن از پی کین تو بر زند|آنکس که دامن از پی کین تو بر زند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بازم غم بیهوده به همخانگی آمد|بازم غم بیهوده به همخانگی آمد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ملک دل را سپه ناز به یغما آمد|ملک دل را سپه ناز به یغما آمد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند|اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد|خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد|در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید|نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد|هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد|غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کجا در بزم او جای چو من دیوانه‌ای باشد|کجا در بزم او جای چو من دیوانه‌ای باشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند|باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته‌اند|عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته‌اند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد|پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید|کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد|کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد|پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد|غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در آن دیار که هجران بود حیات نباشد|در آن دیار که هجران بود حیات نباشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد|هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آیینه‌ی جمال ترا آن صفا نماند|آیینه‌ی جمال ترا آن صفا نماند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هرکه یار ماست میل کشتن ما می‌کند|هرکه یار ماست میل کشتن ما می‌کند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما را به سوی خود خم موی تو می‌کشد|ما را به سوی خود خم موی تو می‌کشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دوش اندک شکوه‌ای از یار می‌بایست کرد|دوش اندک شکوه‌ای از یار می‌بایست کرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد|سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کند|می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد|هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد|آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمی‌داند|دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمی‌داند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند|کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید|که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید|شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ز کار بسته‌ی ما عقده‌ی حرمان که بگشاید|ز کار بسته‌ی ما عقده‌ی حرمان که بگشاید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سد حر جان ز پی یکه سواری رسید|سد حشر جان ز پی یکه سواری رسید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مگر من بلبلم کز گفتگوی گل زبان بندد|مگر من بلبلم کز گفتگوی گل زبان بندد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چرا خود را کسی در دام سد بی نسبت اندازد|چرا خود را کسی در دام سد بی نسبت اندازد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در راسته ناز فروشان که بتانند|در راسته ناز فروشان که بتانند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما را دو روزه دوری دیدار می‌کشد|ما را دو روزه دوری دیدار می‌کشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد|خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عشق کو تا شحنه‌ی حسرت به زندانم کشد|عشق کو تا شحنه‌ی حسرت به زندانم کشد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد|درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دلم خود را به نیش غمزه‌ای افکار می‌خواهد|دلم خود را به نیش غمزه‌ای افکار می‌خواهد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد|جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آه شراره بارم کان از درون برآمد|آه شراره بارم کان از درون برآمد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کی اهل دل به کام خود از دوستان برند|کی اهل دل به کام خود از دوستان برند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند|ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یاران خدای را به سوی او گذر کنید|یاران خدای را به سوی او گذر کنید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید|سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید|روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تو خون به کاسه‌ی من کن که غیرتاب ندارد|تو خون به کاسه‌ی من کن که غیرتاب ندارد]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به لب بگوی که آن خنده‌ی نهان نکند|به لب بگوی که آن خنده‌ی نهان نکند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چرا ستمگر من با کسی جفا نکند|چرا ستمگر من با کسی جفا نکند]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/پرسیدن حال دل ریشم بگذارید|پرسیدن حال دل ریشم بگذارید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید|آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید|که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر|روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر|دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر|آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گو حرمت خود، ناصح فرزانه نگه دار|گو حرمت خود، ناصح فرزانه نگه دار]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگر|جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگر]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور|عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شده‌ام سگ غزالی که نگشته رام هرگز|شده‌ام سگ غزالی که نگشته رام هرگز]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مست آن ترک به کاشانه من بود امروز|مست آن ترک به کاشانه من بود امروز]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دوش پر عربده‌ای بود و نه آنست امروز|دوش پر عربده‌ای بود و نه آنست امروز]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز|ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز|وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز|گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز|هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس|شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مغرور کسی به که درت جا نکند کس|مغرور کسی به که درت جا نکند کس]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای دل به بند دوری او جاودانه باش|ای دل به بند دوری او جاودانه باش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باش|عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تن اگر نبود ز نزدکان چو شد گو دور باش|تن اگر نبود ز نزدکان چو شد گو دور باش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش|ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش|روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش|کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویش|در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش|بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما در مقام صبر فشردیم گام خویش|ما در مقام صبر فشردیم گام خویش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تو و هر روز و بزم عشرت خویش|تو و هر روز و بزم عشرت خویش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش|ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش|الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش|مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش|کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش|با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش|بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش|بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص|نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط|تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ|بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ|قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ|به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف|شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مستغنی است از همه عالم گدای عشق|مستغنی است از همه عالم گدای عشق]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مده از خنده فریب و مزن از غمزه خدنگ|مده از خنده فریب و مزن از غمزه خدنگ]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تو زمن پرس قدر روز وصال|تو زمن پرس قدر روز وصال]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم|کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم|دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تا چند به غمخانه‌ی حسرت بنشینم|تا چند به غمخانه‌ی حسرت بنشینم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/برزن ای دل دامن کوشش که کاری کرده‌ام|برزن ای دل دامن کوشش که کاری کرده‌ام]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم|هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سحر کجاست که فراش جلوگاه توام|سحر کجاست که فراش جلوگاه توام]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم|ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده‌ایم|عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده‌ایم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم|من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم|نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم|به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم|شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/این بس که تماشایی بستان تو باشم|این بس که تماشایی بستان تو باشم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم|بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم|دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم|مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم|آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/می‌توانم که لب از آب خضر تر نکنم|می‌توانم که لب از آب خضر تر نکنم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیم|ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم|ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم|مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم|نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم|چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در آغاز محبت گر وفا کردی چه می‌کردم|در آغاز محبت گر وفا کردی چه می‌کردم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دارد که چون تو پادشهی بنده‌ات شوم|دارد که چون تو پادشهی بنده‌ات شوم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ز کوی آن پری دیوانه رفتم|ز کوی آن پری دیوانه رفتم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوشست آن مه به اغیار آزمودم|خوشست آن مه به اغیار آزمودم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از آن تر شد به خون دیده دامانی که دارم|از آن تر شد به خون دیده دامانی که دارم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/انجام حسن او شد پایان عشق من هم|انجام حسن او شد پایان عشق من هم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم|دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از تندی خوی تو گهی یاد نکردم|از تندی خوی تو گهی یاد نکردم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم|ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/همخواب رقیبانی و من تاب ندارم|همخواب رقیبانی و من تاب ندارم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/منفعل گشت بسی دوش چو مستش دیدم|منفعل گشت بسی دوش چو مستش دیدم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چون طفل اشک پرده در راز نیستم|چون طفل اشک پرده در راز نیستم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در آن مجلس که او را همدم اغیار می‌دیدم|در آن مجلس که او را همدم اغیار می‌دیدم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دلی و طاقت سد آه آتشین دارم|دلی و طاقت سد آه آتشین دارم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در راه عشق با دل شیدا فتاده‌ایم|در راه عشق با دل شیدا فتاده‌ایم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از بهر چه در مجلس جانانه نباشم|از بهر چه در مجلس جانانه نباشم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم|جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم|برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مدتی شد کز گلستانی جدا افتاده‌ام|مدتی شد کز گلستانی جدا افتاده‌ام]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم|صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کی بود کز تو جان فکاری نداشتم|کی بود کز تو جان فکاری نداشتم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آتش به جگر زان رخ افروخته دارم|آتش به جگر زان رخ افروخته دارم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم|چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم|دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/جانا چه واقعست بگو تا چه کرده‌ایم|جانا چه واقعست بگو تا چه کرده‌ایم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/من که چون شمع از تف دل جانگدازی می‌کنم|من که چون شمع از تف دل جانگدازی می‌کنم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم|گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سد دشنه بر دل می‌خورم و ز خویش پنهان می‌کنم|سد دشنه بر دل می‌خورم و ز خویش پنهان می‌کنم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آورده اقبالم دگر تا سجده‌ی این در کنم|آورده اقبالم دگر تا سجده‌ی این در کنم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کاری مکن که رخصت آه سحر دهم|کاری مکن که رخصت آه سحر دهم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما اجنبی ز قاعده‌ی کار عالمیم|ما اجنبی ز قاعده‌ی کار عالمیم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم|به من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم|دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یک همدم و همنفس ندارم|یک همدم و همنفس ندارم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم|چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در بزم وصل اگر چه همین در میان منم|در بزم وصل اگر چه همین در میان منم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به دل دیرین بنایی بود کندم|به دل دیرین بنایی بود کندم]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به استغنات میرم سرو استغنا بلند من|به استغنات میرم سرو استغنا بلند من]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن|آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران|هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن|من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای قامت تو جلوه ده شیوه‌های حسن|ای قامت تو جلوه ده شیوه‌های حسن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن|مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من|رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن|مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن|اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان|شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من|تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن|چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/پیش تو بسی از همه کس خوارترم من|پیش تو بسی از همه کس خوارترم من]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آمدم سر تا قدم در بند سودا همچنان|آمدم سر تا قدم در بند سودا همچنان]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن|ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان|نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن|فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن|ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/زینسان که تند می‌گذرد خوشخرام من|زینسان که تند می‌گذرد خوشخرام من]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/به دست آور بتی جان بخش و عیش جاودانی کن|به دست آور بتی جان بخش و عیش جاودانی کن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گهی از بزم بر می‌خیز و طرف بام جا می‌کن|گهی از بزم بر می‌خیز و طرف بام جا می‌کن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/می‌یابم از خود حسرتی باز از فراق کیست این|می‌یابم از خود حسرتی باز از فراق کیست این]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن|ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن|ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان تو|تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان تو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شو|دلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آمده نو به شحنگی در دلم آرزوی تو|آمده نو به شحنگی در دلم آرزوی تو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/یک بار نباشد که نیازرده‌ام از تو|یک بار نباشد که نیازرده‌ام از تو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو|ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه کردم ذوقها از آشناییهای او|گر چه کردم ذوقها از آشناییهای او]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/میان مردمانم خوار کردی عزت من کو|میان مردمانم خوار کردی عزت من کو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو|دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او|شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سد خانه‌ی دین سوخت به هر رهگذر از تو|سد خانه‌ی دین سوخت به هر رهگذر از تو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به او|می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به او]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/منفعل دل خودم چند کشد جفای تو|منفعل دل خودم چند کشد جفای تو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او|آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو|با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/تند سویم به غضب دید که برخیز و برو|تند سویم به غضب دید که برخیز و برو]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده|خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله|گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/هجر خدایا بس است زود وصالی بده|هجر خدایا بس است زود وصالی بده]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده|صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/لاله‌اش از سیلیت نیلوفری شد آه آه|لاله‌اش از سیلیت نیلوفری شد آه آه]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده|گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ناوکت بر سینه‌ی این ناتوان آمد همه|ناوکت بر سینه‌ی این ناتوان آمد همه]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه|بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه|در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/قلب سپه ماست به یک حمله شکسته|قلب سپه ماست به یک حمله شکسته]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه|آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای|سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کرده‌ای|شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کرده‌ای]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای|خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مردمی فرموده جا در چشم گریان کرده‌ای|مردمی فرموده جا در چشم گریان کرده‌ای]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/سبوی باده‌ای گویا به هر پیمانه‌ای خوردی|سبوی باده‌ای گویا به هر پیمانه‌ای خوردی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی|من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری|چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/جایی روم که جنس وفا را خرد کسی|جایی روم که جنس وفا را خرد کسی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی|چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی|چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/گر طی کنم طریق ادب را چه می‌کنی|گر طی کنم طریق ادب را چه می‌کنی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدی|چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چه دیدی ای که هرگز بد نبینی|چه دیدی ای که هرگز بد نبینی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/آتشی در جان ما افروختی|آتشی در جان ما افروختی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/من و از دور تماشای گلستان کسی|من و از دور تماشای گلستان کسی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی|ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/مرا زد راه عشق خردسالی|مرا زد راه عشق خردسالی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی|خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/کردم از سجده‌ی راه تو جبین آرایی|کردم از سجده‌ی راه تو جبین آرایی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی|چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری|ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی|از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/بکش زارم چه دایم حرف از آزار می‌گویی|بکش زارم چه دایم حرف از آزار می‌گویی]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای آنکه عرض حال من زار کرده‌ای|ای آنکه عرض حال من زار کرده‌ای]]&lt;br /&gt;
*[[وحشی بافقی (غزلیات)/ای مرغ سحر حسرت بستان که داری|ای مرغ سحر حسرت بستان که داری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D8%B4%D8%AD%D9%87)&amp;diff=5073</id>
		<title>هاتف اصفهانی (گزیده اشعار رشحه)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D8%B4%D8%AD%D9%87)&amp;diff=5073"/>
		<updated>2008-06-29T15:17:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه) | مؤلف = هاتف اصفهانی | قسمت = | قبلی = |‌ بعدی = | ...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/فلک کینه گرا دوش به آهنگ جفا|فلک کینه گرا دوش به آهنگ جفا]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/هر کجا نام ز دانش همه افلاک حجاب|هر کجا نام ز دانش همه افلاک حجاب]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/ای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار|ای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/تو آن شهریاری که از آستینت|تو آن شهریاری که از آستینت]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/تاج دولت تا ز خاک درگهش بر سر زدم|تاج دولت تا ز خاک درگهش بر سر زدم]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/ای از لب تو به خون رخ لعل خضاب|ای از لب تو به خون رخ لعل خضاب]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/دامن قاتل به دست آمد دم بسمل مرا|دامن قاتل به دست آمد دم بسمل مرا]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/دردا که بود خاصیت این چشم ترم را|دردا که بود خاصیت این چشم ترم را]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/آن بت گل چهره یارب بسته از سنبل نقاب|آن بت گل چهره یارب بسته از سنبل نقاب]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/دل رفت و ز خون دیده ما را|دل رفت و ز خون دیده ما را]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/ماهم اگر به قهر شد از لطف باز گشت|ماهم اگر به قهر شد از لطف باز گشت]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/ز دوری تو دو چشمم چو رود جیحون است|ز دوری تو دو چشمم چو رود جیحون است]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/غم نه گر خاکم به باد از تندی خوی تو رفت|غم نه گر خاکم به باد از تندی خوی تو رفت]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/می‌طپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که باز|می‌طپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که باز]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/به قید زلف تو آن دل که پای بند شود|به قید زلف تو آن دل که پای بند شود]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/ز هر مژگان کند صد رخنه در دل|ز هر مژگان کند صد رخنه در دل]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/جان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل می‌برد|جان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل می‌برد]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/فرستد مژده‌ی وصلی چو خو کردم به هجرانش|فرستد مژده‌ی وصلی چو خو کردم به هجرانش]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/همی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحان|همی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحان]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/شب و روز من آن داند که دیده است|شب و روز من آن داند که دیده است]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/آمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک|آمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/نکشد دل به جز آن سرو قدم جای دگر|نکشد دل به جز آن سرو قدم جای دگر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم|جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/به یاد روی تو بر مه شبی نظر کردم|به یاد روی تو بر مه شبی نظر کردم]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم|چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/باز دل برد از کفم زلف نگار تازه‌ای|باز دل برد از کفم زلف نگار تازه‌ای]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/یکی شد تا به کویت بانگ زاغ و نغمه‌ی بلبل|یکی شد تا به کویت بانگ زاغ و نغمه‌ی بلبل]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/پی وصل تو ما را زور و زری نیست|پی وصل تو ما را زور و زری نیست]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (گزیده‌ی اشعار رشحه)/جدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامی|جدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C)&amp;diff=5044</id>
		<title>هاتف اصفهانی (اشعار عربی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C)&amp;diff=5044"/>
		<updated>2008-06-29T15:10:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = هاتف اصفهانی (اشعار عربی) | مؤلف = هاتف اصفهانی | قسمت = | قبلی = |‌ بعدی = | یادداشت =...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (اشعار عربی)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (اشعار عربی)/تجافی طبیبی نائیا عن‌دوائیا|تجافی طبیبی نائیا عن‌دوائیا]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (اشعار عربی)/سلمی علی رحلها و الرحل محمول|سلمی علی رحلها و الرحل محمول]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (اشعار عربی)/نادمت اهل الحمی یوما بذی سلم|نادمت اهل الحمی یوما بذی سلم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%E2%80%8C%D9%87%D8%A7)&amp;diff=5025</id>
		<title>هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%E2%80%8C%D9%87%D8%A7)&amp;diff=5025"/>
		<updated>2008-06-29T15:01:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها) | مؤلف = هاتف اصفهانی | قسمت = | قبلی = |‌ بعدی = | یادد...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/در زمان خدیو دارا شان|در زمان خدیو دارا شان]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/از محمدعلی آن گلبن بی‌خار افسوس|از محمدعلی آن گلبن بی‌خار افسوس]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/گرامی‌ترین یاری از دوستان|گرامی‌ترین یاری از دوستان]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/خان والا گهر محمدخان|خان والا گهر محمدخان]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/خان ذیجاه فلک مرتبه عبدالرزاق|خان ذیجاه فلک مرتبه عبدالرزاق]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/آه که از جور چرخ، وز ستم روزگار|آه که از جور چرخ، وز ستم روزگار]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/دریغ از حاجی ابراهیم آن دانای روشندل|دریغ از حاجی ابراهیم آن دانای روشندل]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/شکرلله که جهان را ز قدوم|شکرلله که جهان را ز قدوم]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/خان احمد دون کز ستم و ظلم پیاپی|خان احمد دون کز ستم و ظلم پیاپی]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/سپهر مجد و خورشید سماحت اختر عزت|سپهر مجد و خورشید سماحت اختر عزت]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/حیف از حاجی محمد صادق روش ضمیر|حیف از حاجی محمد صادق روش ضمیر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/صدهزار افسوس کز جور سپهر واژگون|صدهزار افسوس کز جور سپهر واژگون]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/بلبل گویای این باغ آذر از دور سپهر|بلبل گویای این باغ آذر از دور سپهر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/در عهد خان دوران فرمانروای گیتی|در عهد خان دوران فرمانروای گیتی]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/فخر زمان میرزا صادق نیکو سرشت|فخر زمان میرزا صادق نیکو سرشت]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/چون ز بیداد چرخ بدرنسا|چون ز بیداد چرخ بدرنسا]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/حیف از هدیه آن گل رعنا|حیف از هدیه آن گل رعنا]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/دریغ و درد که دور سپهر فاطمه را|دریغ و درد که دور سپهر فاطمه را]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/به تایید دارای گردون سپهر|به تایید دارای گردون سپهر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/هزار افسوس کز بیداد گردون|هزار افسوس کز بیداد گردون]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/چون آقا صادق آن فروزان اختر|چون آقا صادق آن فروزان اختر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/چو عبدالباقی آن خان فلک قدر|چو عبدالباقی آن خان فلک قدر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/فخر سادات رفیع الدرجات|فخر سادات رفیع الدرجات]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/صد هزار افسوس کز بی‌مهری گردون نهاد|صد هزار افسوس کز بی‌مهری گردون نهاد]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود|حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/خسرو کشور سخن مشتاق|خسرو کشور سخن مشتاق]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/شمع بزم اهل دل آقا علی‌اکبر که بود|شمع بزم اهل دل آقا علی‌اکبر که بود]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/آه که از جور فلک شد به باد|آه که از جور فلک شد به باد]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/دریغ و درد کز بیداد گردون|دریغ و درد کز بیداد گردون]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/به حکم بنده‌ی خلاق آن رزاق بی‌منت|به حکم بنده‌ی خلاق آن رزاق بی‌منت]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/چو حوری جهان آن پسندیده زن|چو حوری جهان آن پسندیده زن]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/خان احمدبیک چون به جنت|خان احمدبیک چون به جنت]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/چون خان جهان پناه از دور زمان|چون خان جهان پناه از دور زمان]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/سپهر فضل و هنر آفتاب عز و شرف|سپهر فضل و هنر آفتاب عز و شرف]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/صدهزار افسوس از فخر زمان زینت که بود|صدهزار افسوس از فخر زمان زینت که بود]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/ساکن کنعان مهجوری خلیل|ساکن کنعان مهجوری خلیل]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/هزار افسوس کز بزم جهان ناگاه بیرون شد|هزار افسوس کز بزم جهان ناگاه بیرون شد]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/خان جم کوکبه عبدالرزاق|خان جم کوکبه عبدالرزاق]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/حیف از فاطمه آن نخل جوان|حیف از فاطمه آن نخل جوان]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/گوهر این نه صدف آقا عزیز|گوهر این نه صدف آقا عزیز]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/میرزا صادق که پیش قامتش|میرزا صادق که پیش قامتش]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/حیف و صد حیف کز نهیب اجل|حیف و صد حیف کز نهیب اجل]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/دریغا که شد در نقاب تراب|دریغا که شد در نقاب تراب]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/هزار حیف که از گلشن جهان آخر|هزار حیف که از گلشن جهان آخر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (ماده تاریخ‌ها)/محیط مروت که جوید نقاب|محیط مروت که جوید نقاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D9%85%D8%B7%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5022</id>
		<title>هاتف اصفهانی (مطایبات)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D9%85%D8%B7%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5022"/>
		<updated>2008-06-29T14:34:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = هاتف اصفهانی (مقطعات) | مؤلف = هاتف اصفهانی | قسمت = | قبلی = |‌ بعدی = | یادداشت = }} __N...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (مقطعات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
__NOTOC__&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مطایبات)/بیار وعده خلافم گر اتفاق افتاد|بیار وعده خلافم گر اتفاق افتاد]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مطایبات)/با حریفی که بی‌سبب دارد|با حریفی که بی‌سبب دارد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D9%85%D9%82%D8%B7%D8%B9%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5012</id>
		<title>هاتف اصفهانی (مقطعات)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D9%85%D9%82%D8%B7%D8%B9%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5012"/>
		<updated>2008-06-29T14:29:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = هاتف اصفهانی (مقطعات) | مؤلف = هاتف اصفهانی | قسمت = | قبلی = |‌ بعدی = | یادداشت = }} __N...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (مقطعات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
__NOTOC__&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دست|خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دست]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/الهی ازین ششپر بی‌نظیر|الهی ازین ششپر بی‌نظیر]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/گفت فیاض خان والا شان|گفت فیاض خان والا شان]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/مجوش ای فرومایه گر من تو را|مجوش ای فرومایه گر من تو را]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/عزیزم بهر آزارم نهانی|عزیزم بهر آزارم نهانی]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/امیر داد گستر خان عادل|امیر داد گستر خان عادل]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/صبح و شامی و ماه‌رخساری|صبح و شامی و ماه‌رخساری]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/زنگیی با دو ترک و دو هندو|زنگیی با دو ترک و دو هندو]]&lt;br /&gt;
*[[هاتف اصفهانی (مقطعات)/تو ای نسیم صباحی که پیک دلشدگانی|تو ای نسیم صباحی که پیک دلشدگانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5011</id>
		<title>هاتف اصفهانی (رباعیات)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=5011"/>
		<updated>2008-06-29T14:27:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = هاتف اصفهانی (رباعیات) | مؤلف = هاتف اصفهانی | قسمت =(گر فاش شود عیوب پنهانی ما) | ق...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (رباعیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(گر فاش شود عیوب پنهانی ما)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|گر فاش شود عیوب پنهانی ما|ای وای به خجلت و پریشانی ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|ما غره به دین‌داری و شاد از اسلام|گبران متنفر از مسلمانی ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای غیر بر غم تو درین دیر خراب|با یار شب و روز کشم جام شراب}}&lt;br /&gt;
{{ب|از ساغر هجر و جام وصلش شب و روز|تو خون جگر خوری و من باده‌ی ناب}}&lt;br /&gt;
{{ب|از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت|هر دم رسدم بر دل و جان قوت و قوت}}&lt;br /&gt;
{{ب|من بنده‌ی عشق و مذهب و ملت من|عشق است و علی ذالک احیی و اموت}}&lt;br /&gt;
{{ب|روی تو که رشک ماه ناکاسته است|باغی است که از هر گلی آراسته است}}&lt;br /&gt;
{{ب|گر زان که خدا نیز وفائی بدهد|آنی که دل من از خدا خواسته است}}&lt;br /&gt;
{{ب|ساقی فلک ارچه در شکست من و توست|خصم تن و جان می‌پرست من و توست}}&lt;br /&gt;
{{ب|تا جام شراب و شیشه‌ی می باشد|در دست من و تو، دست دست من و توست}}&lt;br /&gt;
{{ب|این تیغ که شیر فلکش نخجیر است|شمشیر وکیل آن شه کشورگیر است}}&lt;br /&gt;
{{ب|پیوسته کلید فتح دارد در مشت|آن دست که بر قبضه‌ی این شمشیر است}}&lt;br /&gt;
{{ب|این تیغ که در کف آتشی سوزان است|هم دشمن عمر و هم عدوی جان است}}&lt;br /&gt;
{{ب|با این همه جان بخشد اگر نیست شگفت|چون در کف فیاض هدایت خان است}}&lt;br /&gt;
{{ب|این تکیه که رشک گلستان ارم است|مانند حرم مکرم و محترم است}}&lt;br /&gt;
{{ب|بگریز در آن از ستم چرخ که صید|از هر خطر ایمن است تا در حرم است}}&lt;br /&gt;
{{ب|یک لحظه کسی که با تو دمساز آید|یا با تو دمی همدم و همراز آید}}&lt;br /&gt;
{{ب|از کوی تو گر سوی بهشتش خوانند|هرگز نرود وگر رود باز آید}}&lt;br /&gt;
{{ب|هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد|بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد}}&lt;br /&gt;
{{ب|تو خفته به استراحت و بی تو مرا|تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد}}&lt;br /&gt;
{{ب|یارب رود از تنم اگر جان چه شود|وز رفتن جان رهم ز هجران چه شود}}&lt;br /&gt;
{{ب|مشکل شده زیستن مرا بی یاران|از مرگ شود مشکلم آسان چه شود}}&lt;br /&gt;
{{ب|دست ساقی ز دست حاتم خوشتر|جامی که دهد ز ساغر جم خوشتر}}&lt;br /&gt;
{{ب|آن دم که دمد ز گوشه‌ی لب نایی|در نی، ز دم عیسی مریم خوشتر}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای مستمعان را ز حدیث تو سرور|وی دیده‌ی صاحب نظران را ز تو نور}}&lt;br /&gt;
{{ب|جز حرف و رخت گر شنوم ور بینم|گوشم کر باد الهی و چشمم کور}}&lt;br /&gt;
{{ب|باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر|وز درد فراق چهره‌ام زرد نگر}}&lt;br /&gt;
{{ب|از مرگ دوای درد خود می‌طلبم|بیمار نگر دوانگر درد نگر}}&lt;br /&gt;
{{ب|باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر|در سینه‌ی گرمم نفس سرد نگر}}&lt;br /&gt;
{{ب|در گوشه‌ی بی‌مو نسیم تنها بین|در زاویه‌ی بی‌کسیم فرد نگر}}&lt;br /&gt;
{{ب|دارم ز غم فراق یاری که مپرس|روز سیهی و شام تاری که مپرس}}&lt;br /&gt;
{{ب|از دوری مهر دل فروزی است مرا|روزی که مگوی و روزگاری که مپرس}}&lt;br /&gt;
{{ب|مهجور تو را شب خیالی که مپرس|رنجور تو را روز ملالی که مپرس}}&lt;br /&gt;
{{ب|گفتی هاتف چه حال داری بی من|در گوشه‌ای افتاده به حالی که مپرس}}&lt;br /&gt;
{{ب|دارم ز جدایی غزالی که مپرس|در جان و دل اندوه و ملالی که مپرس}}&lt;br /&gt;
{{ب|گوئی چه بود درد تو دردی که مگوی|پرسی چه بود حال تو حالی که مپرس}}&lt;br /&gt;
{{ب|بس مرد که لاف می‌زد از مردی خویش|در پیره‌زنی دیدم ازو مردی بیش}}&lt;br /&gt;
{{ب|ابنای زمانه دیدم اغلب هاتف|مردند ولی با لب و با سبلت و ریش}}&lt;br /&gt;
{{ب|دلخسته‌ام از ناوک دلدوز فراق|جان سوخته از آتش دلسوز فراق}}&lt;br /&gt;
{{ب|دردا و دریغا که بود عمر مرا|شب‌ها شب هجر و روزها روز فراق}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای در حرم و دیر ز تو صد آهنگ|بی‌رنگی و جلوه می‌کنی رنگ به رنگ}}&lt;br /&gt;
{{ب|خوانند تو را ممن و ترسا شب و روز|در مسجد اسلام و کلیسای فرنگ}}&lt;br /&gt;
{{ب|آن گل که چو من هزار دارد بلبل|دانی به سرش چیست پریشان کاکل}}&lt;br /&gt;
{{ب|روئیده میان سبزه‌زاری ریحان|یا سرزده در بنفشه زاری سنبل}}&lt;br /&gt;
{{ب|اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل|صحرا همه سبزه کوهساران همه گل}}&lt;br /&gt;
{{ب|از فرقت توست در دل ما همه خار|وز طلعت تو به چشم یاران همه گل}}&lt;br /&gt;
{{ب|از جور بتی ز عمر خود سیر شدم|وز بیدادش ز عمر دلگیر شدم}}&lt;br /&gt;
{{ب|از تازه جوانی که به پیری برسد|ناکرده جوانی به جهان پیر شدم}}&lt;br /&gt;
{{ب|از عشق تو جان بی قراری دارم|در دل ز غم تو خار خاری دارم}}&lt;br /&gt;
{{ب|هر دم کشدم سوی تو بیتابی دل|می‌پنداری که با تو کاری دارم}}&lt;br /&gt;
{{ب|اول بودت برم گذر مسکن هم|دست از دستم کشی کنون دامن هم}}&lt;br /&gt;
{{ب|من نیز بر آن سرم که گیرم سر خویش|با من تو چنان نه‌ای که بودی من هم}}&lt;br /&gt;
{{ب|زان روز که شد بنای این نه طارم|بس دور زد آسمان و گردید انجم}}&lt;br /&gt;
{{ب|تا یک در بی‌نظیر آمد به وجود|وان در یگانه کیست مریم خانم}}&lt;br /&gt;
{{ب|من از همه عشاق تو مغموم‌ترم|وز جمله شهیدان تو مظلوم‌ترم}}&lt;br /&gt;
{{ب|فریاد که من از همه دیدار تو را|مشتاق‌ترم وز همه محروم‌ترم}}&lt;br /&gt;
{{ب|در دهر چه غم ز بینوایی دارم|در کوی تو چون ره گدایی دارم}}&lt;br /&gt;
{{ب|بیگانه شوند گر ز من خلق چه باک|چون با سگ کویت آشنایی دارم}}&lt;br /&gt;
{{ب|این گل که به چشم نیک و بد خارم ازو|رسوا شده‌ی کوچه و بازارم ازو}}&lt;br /&gt;
{{ب|من می‌خواهم که دست ازو بردارم|دل نگذارد که دست بردارم ازو}}&lt;br /&gt;
{{ب|هر گل که شمیم مشکبار آید ازو|بی‌روی تو خاصیت خار آید ازو}}&lt;br /&gt;
{{ب|جانی که گرامی‌تر از آن چیزی نیست|ای جان جهان بی تو چکار آید ازو}}&lt;br /&gt;
{{ب|بر روی زمین نه کار یک کس دلخواه|کار همه کس ز آسمان ناله و آه}}&lt;br /&gt;
{{ب|کاری چو زمین و آسمان نگشایند|بس دیدن خاک تیره و دود سیاه}}&lt;br /&gt;
{{ب|این ریخته خون من و صد همچو منی|هر لحظه جدا ساختی جانی ز تنی}}&lt;br /&gt;
{{ب|عذرت چه بود چو روز محشر بینی|بر دامن خویش دست خونین کفنی}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای خواجه که نان به زیردستان ندهی|جان گیری و نان در عوض جان ندهی}}&lt;br /&gt;
{{ب|شرمت بادا که زیردستان ضعیف|از بهر تو جان دهند و تو نان ندهی}}&lt;br /&gt;
{{ب|افسوس که از همنفسان نیست کسی|وز عمر گرانمایه نمانده است بسی}}&lt;br /&gt;
{{ب|دردا که نشد به کام دل یک لحظه|با همنفسی بر آرم از دل نفسی}}&lt;br /&gt;
{{ب|هرچند که گلچهره و سیمین بدنی|حیف از تو ولی که شمع هر انجمنی}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای یار وفادار اگر یار منی|با غیر مگو حرفی و مشنو سخنی}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%DA%AF%D9%84_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%DA%AF%D9%84_%D9%85%D8%A7&amp;diff=4918</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/گل خواهد کرد از گل ما</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%DA%AF%D9%84_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%DA%AF%D9%84_%D9%85%D8%A7&amp;diff=4918"/>
		<updated>2008-06-29T14:25:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(گل خواهد کرد از گل ما)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|گل خواهد کرد از گل ما|خاری که شکسته در دل ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|از کوی وفا برون نیائیم|دامن‌گیر است منزل ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|مرغان حرم ز رشک مردند|چون بال فشاند بسمل ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|نام گنهی نبرد تا کشت|ما را به چه جرم قاتل ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|کار دگر از صبا نیامد|جز کشتن شمع محفل ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|بی‌رحمی برق بین چه پرسی|از کشته ما و حاصل ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|خندد به هزار مرغ زیرک|در دام تو صید غافل ما}}&lt;br /&gt;
{{ب|هاتف آخر به مکتب عشق|طفلی حل کرد مشکل ما}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D9%86%D8%A7%D9%82%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%84_%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86_%DA%86%D9%88%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84_%D9%85%D8%B1%D8%A7&amp;diff=4917</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/ناقه‌ی آن محمل نشین چون راند از منزل مرا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D9%86%D8%A7%D9%82%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%84_%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86_%DA%86%D9%88%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84_%D9%85%D8%B1%D8%A7&amp;diff=4917"/>
		<updated>2008-06-29T14:25:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(ناقه‌ی آن محمل نشین چون راند از منزل مرا)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|ناقه‌ی آن محمل نشین چون راند از منزل مرا|جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا}}&lt;br /&gt;
{{ب|ز آتش رشکم کنی تا داغ، هر شب می‌شوی|شمع بزم غیر و می‌خواهی در آن محفل مرا}}&lt;br /&gt;
{{ب|بعد عمری زد به من تیغی و از من درگذشت|کشت لیک از حسرت تیغ دگر قاتل مرا}}&lt;br /&gt;
{{ب|بارها گفتم که پیکانش ز دل بیرون کشم|جهدها کردم ولی برنامد این از دل مرا}}&lt;br /&gt;
{{ب|خط برآوردی و عاشق کشتی آخر کرد عشق|غرقه در دریا تو را آسوده در ساحل مرا}}&lt;br /&gt;
{{ب|چاره جو هاتف برای مشکل عشقم ولی|مشکل از تدبیر آسان گردد این مشکل مرا}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AF%D9%84%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D8%B4%D9%82%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AF_%D9%88_%D8%AD%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7&amp;diff=4916</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AF%D9%84%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D8%B4%D9%82%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AF_%D9%88_%D8%AD%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7&amp;diff=4916"/>
		<updated>2008-06-29T14:24:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا|غمناک چه می‌خواهی ما را تو چنین بادا}}&lt;br /&gt;
{{ب|بر کشور جان شاهی ز اندوه دل آگاهی|شادش چو نمی‌خواهی غمگین‌تر ازین بادا}}&lt;br /&gt;
{{ب|هر سرو که افرازد قد پیش تو و نازد|چون سایه‌ات افتاده بر روی زمین بادا}}&lt;br /&gt;
{{ب|با مدعی از یاری گاهی نظری داری|لطف تو به او باری چون هست همین بادا}}&lt;br /&gt;
{{ب|جز کلبه‌ی من جائی از رخش فرو نایی|یا خانه‌ی من جایت یا خانه‌ی زین بادا}}&lt;br /&gt;
{{ب|گر هست وفا گفتی هم در تو گمان دارم|در حق منت این ظن برتر ز یقین بادا}}&lt;br /&gt;
{{ب|پیش از هم کس افتاد در دام غمت هاتف|امید کز این غم شاد تا روز پسین بادا}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%B2%D9%85%D9%85_%D8%AF%D9%88%D8%B4_%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7&amp;diff=4915</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%B2%D9%85%D9%85_%D8%AF%D9%88%D8%B4_%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7&amp;diff=4915"/>
		<updated>2008-06-29T14:24:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما|شبی با او بسر بردم ز وصلش بی‌نصیب اما}}&lt;br /&gt;
{{ب|مرا بی او شکیبایی چه می‌فرمائی ای همدم|شکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما}}&lt;br /&gt;
{{ب|ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گل|ز مرغان چمن نتوان شنید از عندلیب اما}}&lt;br /&gt;
{{ب|خورد هر تشنه لب آب از لب مردم فریب او|از آن سرچشمه من هم می‌خورم گاهی فریب اما}}&lt;br /&gt;
{{ب|به حال مرگ افتاده است هاتف ای پرستاران|طبیبش کاش می‌آمد به بالین عنقریب اما}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AA%D9%88_%D8%A7%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C_%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D9%87%D8%B1_%D9%82%D8%AF%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86_%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=4914</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AA%D9%88_%D8%A7%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C_%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D9%87%D8%B1_%D9%82%D8%AF%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86_%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=4914"/>
		<updated>2008-06-29T14:24:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها|من و این دشت بی‌پایان و بی‌حاصل دویدن‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش|من و شب‌ها و درد انتظار و دل طپیدن‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|نصیحت‌های نیک اندیشیت گفتیم و نشنیدی|چها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدن‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر|خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدن‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند|کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدن‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|تغافل‌های او در بزم غیرم کشته بود امشب|نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدن‌ها}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%DB%8C_%D8%B1%D8%B3%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%AC%D8%A7_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%AC%D8%A7&amp;diff=4913</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%DB%8C_%D8%B1%D8%B3%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%AC%D8%A7_%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%AC%D8%A7&amp;diff=4913"/>
		<updated>2008-06-29T14:24:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا|ذره است این، آفتاب است، آن کجا و این کجا}}&lt;br /&gt;
{{ب|دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه‌ای|ورنه پای ما کجا وین راه بی‌پایان کجا}}&lt;br /&gt;
{{ب|ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب|تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا}}&lt;br /&gt;
{{ب|جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق|این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا}}&lt;br /&gt;
{{ب|در لب یار است آب زندگی در حیرتم|خضر می‌رفت از پی سرچشمه‌ی حیوان کجا}}&lt;br /&gt;
{{ب|چون جرس با ناله عمری شد که ره طی می‌کند|تا رسد هاتف به گرد محمل جانان کجا}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D9%84_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%B1%D8%A7&amp;diff=4912</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D9%84_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%B1%D8%A7&amp;diff=4912"/>
		<updated>2008-06-29T14:24:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را|که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را}}&lt;br /&gt;
{{ب|به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرت|که از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را}}&lt;br /&gt;
{{ب|تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم|به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را}}&lt;br /&gt;
{{ب|چه باشد جادهی ای سرو سرکش در پناه خود|تذرو بی‌پناهی قمری بی آشیانی را}}&lt;br /&gt;
{{ب|مکن آزار جان هاتف آزرده جان دیگر|کزین افزون نشاید خست جان خسته جانی را}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A8%D9%87_%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AF_%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A8_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%85_%D8%B4%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=4911</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%A8%D9%87_%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AF_%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A8_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%85_%D8%B4%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=4911"/>
		<updated>2008-06-29T14:24:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها|چه شد یارب در این شب‌ها غم تاثیر یارب‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|به دل صدگونه مطلب سوی او رفتم ولی ماندم|ز بیم خوی او خاموش و در دل ماند مطلب‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|هزاران شکوه بر لب بود یاران را ز خوی تو|به شکرخنده آمد چون لبت، زد مهر بر لب‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|ندانی گر ز حال تشنگان شربت وصلت|ببین افتاده چون ماهی طپان بر خاک طالب‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|جدا از ماه رویت عاشقان از چشم تر هر شب|فرو ریزند کوکب تا فرو ریزند کوکب‌ها}}&lt;br /&gt;
{{ب|چسان هاتف بجا ماند کسی را دین و دل جایی|که درس شوخی آموزند طفلان را به مکتب‌ها}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86_%DB%8C%DA%A9_%D8%B1%D9%87%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%D8%AA%D8%AD%D9%81%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D8%B1%D9%85_%D8%AA%D9%88_%D8%B1%D8%A7&amp;diff=4910</id>
		<title>هاتف اصفهانی (غزلیات)/سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA)/%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86_%DB%8C%DA%A9_%D8%B1%D9%87%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%D8%AA%D8%AD%D9%81%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D8%B1%D9%85_%D8%AA%D9%88_%D8%B1%D8%A7&amp;diff=4910"/>
		<updated>2008-06-29T14:24:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Pedram.salehpoor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سرصفحه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[هاتف اصفهانی (غزلیات)]]&lt;br /&gt;
| مؤلف = هاتف اصفهانی&lt;br /&gt;
| قسمت =(سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را)&lt;br /&gt;
| قبلی =&lt;br /&gt;
|‌ بعدی =&lt;br /&gt;
| یادداشت =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{ب|سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را|جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{ب|از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی|تا پیام طایر هم آشیان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{ب|من خموشم حال من می‌پرسی ای همدم که باز|نالم و از ناله‌ی خود در فغان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{ب|شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه من|تا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{ب|ناله بی‌تاثیر و افغان بی‌اثر چون زین دو من|بر سر مهر ای مه نامهربان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{ب|گر نیارم بر زبان از غیر حرفی چون کنم|تا به حرف ای دلبر نامهربان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{ب|در بهار از من مرنج ای باغبان گاهی اگر|یاد از بی برگی فصل خزان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{ب|خامشی از قصه‌ی عشق بتان هاتف چرا|باز خواهم بر سر این داستان آرم تو را}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Pedram.salehpoor</name></author>
	</entry>
</feed>