New Server

نامه مولوتف وزیر امور خارجه شوروی به احمد قوام نخست وزیر ایران درباره آذربایجان، ارتش شوروی در ایران و امتیاز نفت ۹ اسفند ۱۳۲۴

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی نجات آذربایجان درگاه:محمدرضا شاه پهلوی

نامه مولوتف وزیر امور خارجه شوروی به احمد قوام نخست وزیر ایران درباره آذربایجان، ارتش شوروی در ایران و امتیاز نفت ۹ اسفند ۱۳۲۴


امتیاز نفت- در سال ۱۹۴۴ دولت اتحاد جماهیر شووری بدولت ایران پیشنهاد نمود که امتیاز نفت نواحی شمال ایران را بدولت شوروی واگذار نماید حق اتحاد جماهیر شوروی در مورد تحصیل این امتیاز بهیچوجه قابل بحث نیست خاصه اگر در نظر گرفته شود که در جنوب ایران از مدتها پیش امتیاز نفت بانگلیسیها داده شده‌است با وصف این طرف ایرانی پیشنهاد طرف شوروی رارد نمود.

دولت شوروی برای حسن استقبال از طرف ایرانی و به زیان منافع خود در تاریخ ۲۵ فوریه سال جاری ممکن دانست پیشنهاد امتیاز نفت را بپیشنهاد تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی تبدل نماید به این ترتیب که ۵۱ درصد سهام آن متعلق بطرف شوروی و ۴۹ درصد آن متعلق بطرف ایرانی باشد ولی طرف ایرانی در تذکاریه ۲۶ فوریه با این پیشنهاد کومپرومیس موافقت ننمود.

۱- نظر باینکه طرف ایرانی چنانکه حالا معلوم می‌شود میل ندارد منافع شوروی را دراین باب مورد توجه قرار دهد و برای حصول موافقت با اتحاد شوروی کوشش می‌نماید و با این ترتیب علنا در مورد شوروی قائل بتبعیض شده‌است کمیساریای خارجه اتحاد جماهیر شووری بدین وسیله اعلام می‌دارد که پس از گزارش امر به آقای نخست وزیر استالین تصمیم گرفته شده‌است، پیشنهاد کومپرومی شوروی مسترد گردد و همان پیشنهاد رسمی سال ۱۹۴۴ دایر بر واگذاری امتیاز نفت در شمال ایران طبق امتیاز نفت انگلیس در جنوب را تجدید نماید.
۲- مسئله آذربایجان – طرف شوروی مسئله آذربایجان را یک موضوع داخلی ایرانی دانسته و میداند با اینحال نظر بمذاکره نخست وزیر ایران دایر بر اینکه طرف شوروی در تنظیم شرایط موافقت بین دولت ایران و آذربایجان ایران قبول وساطت نماید طرف شوروی با تقاضای طرف ایرانی موافقت نمود و شرایط مربوطه را پیشنهاد نمود. بطوریکه از تذکاریه طرف ایرانی مورخ ۲۶ فوریه معلوم می‌شود طرف ایرانی شرائط پیشنهادی را رد می‌کند. در عین حال طبق اطلاعات واصله نمایندگان آذربایجان ایران نیز شرایط پیشنهادی را رد کرده وآن را رضایت بخش ندانسته‌اند بنابراین وساطت دولت شوروی در این مورد منتفی می‌گردد.
۳- قوای شوروی در ایران- نظر دولت شوروی اینست که در بین محافل محاکمه ایران رجال نسبتا برجسته دولتی وجود دارند که پایه سیاست خود را بر روی مجاهدت در تولید مشکلات بین جماهیر شوروی و دول معظم دیگر قرار داده‌اند برای اینکه از اختلافات ممکنه بین آنها استفاده نموده آذربایجان شوروی و بادکوبه و ترکمنستان شوروی را تصرف نمایند. چنانکه در سال ۱۹۱۹ در کنفرانس پاریس یادداشتی از طرف دولت ایران بزمامداری صمصام السلطنه به امضای مشاورالممالک وزیر امور خارجه وقت تسلیم گردیده و تقاضا شده بود که آذربایجان شوروی با شهر بادکوبه و ترکمنستان شوروی با شهرهای عشق‌آباد و مرو و قسمتی از ارمنستان شوروی با شهر ایروان وغیره به ایران واگذار گردد. با وجود این سیاست غاصبانه دولت ایران دولت شوروی از بدو تشکیل خود همواره رفتار دوستانه خود را نسبت بایران خاطرنشان مینمود و در ماه فوریه سال ۱۹۲۱ عهدنامه‌ای منعقد نمود که بر طبق آن برای ابراز مودت راه‌آهن متعلق بروسیه و راههای شوسه و بنادر و اسکله‌ها و کشتیها و کرجیها و باراندازها و بانکها و خطوط تلگرافی و تلفونی و جزایر متعلق بروسیه را با طیب خاطر و بلاعوض به ایران تسلیم نمود. دولت شوروی انتظار داشت که محافل حاکمه ایران به اهمیت این رفتار دوستانه اتحاد شوروی که در تاریخ روابط بین دو دولت نظیر نداشته‌است پی برده و ارزش آنرا خواهند فهمید. ولی چند ماه پس از عقد این عهدنامه دولت ایران در همان سال امتیاز نفت شمال ایران را در نزدیکترین نقاط مرزشوروی به شرکت خارجه موسوم به استاندارد اویل واگذار نمود تا بدین وسیله لطمه‌ای بمنافع اتحاد شوروی وارد سازد. راست است که این قرارداد در سال بعد بواسطه اعتراض اتحاد شوروی لغو گردید.

در سال ۱۹۴۷ مجددا دولت ایران امتیاز نفت نواحی واقعه در مرز اتحاد شوروی در قسمت خاوری بحر خزر را بشرکت نفت امریکایی واگذار نمود باز بخیال اینکه بدین وسیله لطمه‌ای بمنافع شوروی وارد آورده و موجبات تصادم بین اتحاد شوروی و دول متحده امریکا را فراهم سازد. این قرارداد نیز در سال بعد بواسطه اعتراض اتحاد شوروی ملغی گردید. با تمام این سوابق دولت ایران در سال ۱۹۳۹ مجددا امتیاز نفت نواحی واقعه در جنوب بادکوبه را بشرکت نفت انگلیس و زیلند واگذار نمود باز بخیال اینکه لطمه بمنافع اتحاد شووری وارد آورده و باعث تصادم اتحاد شوروی و انگلستان گردد. این امتیاز فقط پس از مدت پنجسال بواسطه اعتراض اتحاد شوروی لغو گردید. ضمنا باید این نکته را تذکر دهد که دولت ایران که امتیازات مشروحه بالا را بدول دیگر واگذار می‌نمود همواره از دادن حق امتیاز باتحاد شوروی در شمال ایران امتناع ورزیده و می‌ورزد. تمام این قضایا دلالت بر این می‌نماید که محافل حاکمه ایران نسبت باتحاد شوروی سوء قصد دارند و منتظر فرصت هستند که نسبت بمنافع شوروی لطمه وارد آورند و نواحی نفت‌خیز آذربایجان شوروی و ترکمنستان شوروی را مورد تهدید قرار دهند. این قضیه را نمی‌توان بر حسب تصادف واتفاق دانست که همین اواخر نیز در سال ۱۹۴۵ محافل حاکمه ایرانی آقای حکیمی را که احساسات خصمانه وی نسبت باتحاد شوروی معروف است بسمت نخست وزیری ایران انتخاب نمودند و آقای حکیمی همان شخصی است که در کابینه صمصام السلسنه نامبرده که یادداشت غاصبانه‌ای راجع بدعاوی ایران نسبت به بادکوبه و آذربایجان شوروی و ترکمنستان شوروی بکنفرانس پاریس تقدیم نموده بود یکی از وزرای برجسته بشمار می‌رفت بطوری که همه میدانند دولت حکیمی تا ماه فوریه ۱۹۴۶ برروی کار باقی ماند و با عملیات خود محیط روابط ایران و شوروی را مسموم ساخت. بنابراین ملاحظات اتحاد جماهیر شووری مجبور است نسبت بمحافل حاکمه ایران احتیاط را از دست ندهد و بهمین جهت ناگزیر است خروج قوای خودرا از شمال ایران بعهده تاخیر اندازد.

احمد قوام: وصول این یادداشت بینهایت اسباب تکدر خاطر گردید زیرا این پاسخ ما را از مقصود دور می‌ساخت درین یادداشت دولت شوروی یکی دو پیشنهاد نسبتا مساعد خود را پس گرفته بود در موضوع نفت هم که قبل از ما یعنی درست یکسال پیش در اسفند هزار و سیصد و بیست و سه مذاکرات مقدماتی توسط مرحوم آهی سفیر ایران در خصوص شرکت مختلط نفت ایران و شوروی در مسکو بعمل آمده بود من نمی‌توانستم مذاکراتی که منتهی بتصمیم قانونی گردد بعمل آورم درباب آذربایجان هم بحکم متن تذکاریه هیئت شنیدند ما از وساطت دولت شووری سخن بمیان نیاورده بلکه فقط کمک معنوی از آنان خواسته بودیم و پی برده بگویم خواهش ما این بود دولت شوروی از مساعدت نسبت به سران دمکرات خودداری نماید افسوس درین موضوع جواب یاس‌آوری داده بودند بطوریکه ملاحظه فرمودید در ضمن مذاکرات و پیشنهادهایی را که در سابق در خصوص نفت بین دولت و کمپانیهای خارجی بعمل آمده و هیچوقت صورت خارجی پیدا نکرده بود دلیل خصومت و سوء نیت ایران نسبت بشوروی شمرده بودند بعد از مشاوره پاسخ زیرین فرستاده شد. بار دیگر لازم میدانم تذکر دهم که هدف دولت من با نهایت صداقت تحکیم مناسبات دوستی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایران است و تاکنون درین راه کوشیده‌ام و در آتیه نیز خواهم کوشید شک نیست که اگر دولت جماهیر شوروی با من در این موضوع کمک نماید بمنظور اصلی که ایجاد یک دوستی محکم و خلل‌ناپذیر بین دو ملت باشد موفق خواهم شد.

۱- راجع بنفت در خصوص تاسیسس شرکت مختلط ایران و شوروی که تصور کرده‌اند با آن موافقت نشده‌است چنین نیست و باید مخصوصا تذکر دهم که چنانچه سابقا هم مذاکره شده‌است اگر در تخلیه فوری ایران از قوای شوروی و حل قضیه آذربایجان با من کمک نمایند فرصت خوبی خواهد بود که بعداز مراجعت بتهران و با حصول توافق در شرایط تشکیل شرکت طرح لازم به مجلس شواری ملی ایران پیشنهاد گردد و این قضیه بلافاصله بنوعی که مورد توافق طرفین باشد حل شود. مقصود آنستکه تشکیل این قبیل شرکتها ولو آنکه طرف از اتباع ایران باشد باید طبق قانون اساسی ایران بتصویب مجلس شورایملی ایران برسد ضمنا این نکته را خاطرنشان می‌سازم که اعطاء امتیازات حقوق مربوط بحق حاکمیت واستقلال کشور است که باید بتصویب مجلس شورای ملی برسد واگر در نیم قرن قبل یعنی پیش از مشروطیت ایران با شرایط آن زمان امتیازی داده شده باشد این امر را نمی‌توان فعلا تبعیض نسبت بدولت شوروی دانست.
۲- موضوع آذربایجان- چنانکه سابقا گفته‌ام وضع فعلی که در آذربایجان ایجاد شده مخالف صریح قوانین کشور و مخالف با حق حاکمیت و استقلال ایران است که دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از انقلاب کبیر اکتبر ۱۹۱۷ تا قرارداد سه گانه و کنفرانس و اعلامیه تهران همیشه آنرا محترم شمرده‌است اما در باب امور داخلی آن سامان من با کمال حسن نیت در نظر دارم هر گونه اصلاحاتی را که مطابق آرزوی مردم آن صفحه باشد تا آنجا که قوانین کشور اجازه دهد عملی نمایم و مقصود آنستکه با کمک معنوی دولت شوروی این اصلاحات در محیط صلح و آرامش و بدون منازعات داخلی انجام یابد.
۳- راجع بقوای شوروی در ایران – در باب تخلیه ایران از قوای متفقین باید این نکته را متذکر شوم که مطابق اصل ۱۰۶ قانون اساسی ایران توقف و عبور قوای بیگانه در خاک ایران منوط باجازه مجلس است و قرارداد سه گانه هم که توقف قوای متفقین در خاک ایران را درموقع جنگ اجازه داده بتصویب مجلس رسیده و چون طبق ماده از این قرارداد قوای مزبور منتهی تا دوم مارس ۱۹۴۶ باید خاک ایران را تخلیه نمایند و در اعلامیه تهران که بامضای جناب ژنرالیسم استالین رسیده و همچنین در نتیجه اعلانات مکرر دیگری که مقامات صلاحیتدار شوروی در محافل بین المللی و در ایران نموده‌اند همیشه وعده داده‌اند که طبق تعهد صریح خود کلیه قوای خود را از خاک ایران ببرند ادامه توقیف بعد از تاریخ مزبور برخلاف تعهدات مذکوره و برخلاف اصل ۱۰۶ قانون اساسی ایران است. و اینکه اشاره به بعضی از اظهارات در کابینه صمصام السلطنه و یادداشت از طرف مشاور الممالک نموده‌اند این نکته مسلم است که اظهارات یا یادداشت بعضی از زمامداران ایران در ۲۷ سال پیش که در نتیجه مظالم دولت تزاری روسیه ودر حین انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و پیش از انعقاد پیمان دوستی با دولت اتحاد جماهیر شووری سوسیالیستی بوده‌است نمی‌تواند مستند شود که دولت شوروی باین عناوین از انجام تعهدات صریح خود که طبق پیمان سه‌گانه مورخ ژانویه ۱۹۴۲ دایر بر خروج کلیه قوای خویش از خاک ایران نموده‌است. خودداری و یا تعلل نماید.

منبع