New Server

مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۷ مهر ۱۳۳۴ نشست ۱۶۲

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری هجدهم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری هجدهم

قوانین برنامه‌های عمرانی کشور مصوب مجلس شورای ملی
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۷ مهر ۱۳۳۴ نشست ۱۶۲

روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل: کلیه قوانین مصوبه و مقررات - گزارش کمیسیون‌ها - صورت مشروح مذاکرات مجلس - اخبار مجلس - انتصابات - آگهی‌های رسمی و قانونی

شماره ۳۱۲۱

۴شنبه ۳ آبان ماه ۱۳۳۴

سال یازدهم

شماره مسلسل ۱۶۲

دوره هجدهم مجلس شورای ملی

مذاکرات مجلس شورای ملی

جلسه ۱۶۲

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنج‌شنبه ۲۷ مهر ماه ۱۳۳۴ نشست ۱۶۲

فهرست مطالب:

(مجلس دو ساعت و یک ربع پیش از ظهر به ریاست آقای را حکمت تشکیل گردید.)

- تصویب صورت مجلس

1- تصویب صورت مجلس

رئیس - اسامی غائبین قرائت می‌شود(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه – آقایان: سنندجی – ارباب – خاکباز – امید سالار – رضا افشار – اسکندری – عرب شیبانی – مهندس ظفر – بزرگ ابراهیمی – برومند- مصطفی ذوالفقاری – معین زاده – محمودی – سالطانی – صادق بوشهری – صراف زاده – بهبهانی – سرمد – دکتر سعید حکمت – امامی خوئی – کریمی – صفاری.

غائبین بی اجازه – آقایان: دکتر حمزوی – سعیدی – یار افشار – سالار بهزادی – شفیعی – اریه – قوامی – مهندس اردبیلی – اسفندیاری – تجدد – حشمتی – مهندس شاهرخشاهی – صدقی.

دیر آمدگان و زود رفتگان با اجازه – آقایان – قنات آبادی – عبدالصاحب صفائی – کدیور – دکتر سعید امامی – دکتر وکیل – پناهی – بهادری – اکبر – احمد فرامرزی – دولت آبادی – رضائی – امیر تمیور کلالی – دهقان – پیراسته – میراشرافی – امیر احتشامی.

رئیس - نظری نسبت به صورت مجلس نیست (اظهاری نشد)صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

- بیانات قبل از دستور آقایان تفضلی- بهبهانی و حائری‌زاده

2- بیانات قبل از دستور آقایان تفضلی- بهبهانی و حائری‌زاده.

رئیس - نطقهای قبل از دستور شروع می‌شود آقای تفضلی.

تفضلی – همیشه سیاستمدارانی توانسته‌اند به وطن و مردم وطن خود خدمت کنند که در سیاستهای خارجی روش روشن و صریحی پیش گرفته‌اند اما محال است که کشوری بتواند در سیاست خارجی روش روشن و صریح در پیش گیرد مگر اینکه در سیاست داخلی روش محکم و صریح داشته باشد (صحیح است) در کشور ایران هم تا سیاست داخلی وضع آشفته و در هم داشت وضع سیاست خارجی هم آشفته و در هم بود. در آن روزهائی که دستهای فنه انگیز هر روز به بهانه و سیله‌ای برای درهم ریختن اوضاع کشور فراهم می‌آوردند وضع کشور از لحاظ سیاستهای خارجی هم آشفته بود تا اینکه آشوبگرانی که به زیان رژیم و استقلال وطن ما آزادانه دست به کار فتنه و فساد می‌زنند همه از کمیسیونهای وابسته و فرمانبردار مسکو بودند دولت اتحاد جماهیر شوروی در آن موقع هر چه دولت‌های ایران خواهش و تمنی کردند طلاهای ایران را نمی‌داد و نه تنها از تحدید طلاهای ایران خوداری می‌نمود بلکه هر چن یکبار یادداشت اعتراض آمیز و شدیدی خیلی شدیدتر از یادداشت اخیر از طرف سفارت روس تحویل دولت ایران می‌شد یا در مسکو به دست سفیر و کبیر ایران می‌دادند و رادیو و روزنامه‌های مسکو نیز جانبداری از حزب توده به دولتهای ایران به سختی حمله می‌بردند اما پس از قیام افتخار آمیز 28 مرداد سیاست خارجی دولت اتحاد جماهیر شوری و دولت انگلستان نسبت به ایران به کلی تغییر کرد و هر کس که علت این تغییر سیاست شوری را نسبت به ایران جز در سیاست دخلی ایران جستجو کند دچار اشتباه شده‌است (صحیح است) (عبدالصاحب صفائی – واقعا صحیح است) پس از قیام 28 مررداد سیاست داخلی ایران صورت و معنای ثابتی به خود گرفت یعتنی مردمی که از هرج و مرجها و آشفتگی‌ها و زنده بادها و مرده بادها به تنگ آمده بودند در 28 مرداد قیام کردند و دست به دامن شاهنشاه خود شدند و در اطراف رئیس مملکت گرد آمدند تا کمک کمک به پشتیبانی صمیمانه و بی دریغ طبقات مختلف مردم ایران کانونهای فتنه انگیزی و خیانت و منافع هرج و مرج و آشفتگی یکی پس از دیگری برچیده شده و سیاست داخلی کشور وضع استوار و روشنی به خود گرفت به همان نسبت که سیاست داخلی ایران ثابت تر می‌گردید احترام سیاستهای خارجی خواه روی غربی خواه روی شرقی نسبت به مملکت ما فزونی می‌گرفت به همان نسبت به وضع داخلی ایران ثابتر می‌شد و هرج و مرج آشفتگی که به وسیله حزب توده به راه افتاده بود کمتر می‌گردید دولت اتحاد جماهیر شوری بیشتر جانب احترام و. دوستی را نگه می‌داشت تا جائی که طلاهای ایران را پس دادند در روابط اقتصادی خیلی بیشتر مراعات تجار ایران را کردند و برای اظهار احترام و علاقه نسبت به شاه ایران که در حقیقت احترام به مملکت و مردم ایرتان است رسما از شاهنشاه دعوت به عمل آوردند و تمام این اظهار محبتها و احترامها پس از آن شروع شد که سران کمیسیونهای دستگیر و محاکمه شدند و عده‌ای از آنها اعدام گردیدند یعنی وقتی که ملت ایران نشان داد که در رژیم کشور خود آن قدر بستگی ناکسستنی دارد برای حفظ آن رژیم و مظهر آن رژیم طبقات زحمتکش ملت و جوانان مترقی کشور قیام و انقلاب می‌کنند و وقتی که پس از این قیام رهبری رئیس مملکت باشد باعث شد در ایران ارامش و امنیت برقرار شود و بست کانونهای بیگانه پرستی و هرج و مرج برچیده گردد یعنی هنگامی که سیاست داخلی ایران روشن و استوار گردید سیاست خارجی هم نسبت به مملکت ما روش خود را به کلی تغییر دادند و اما پیوستگی ایران به پیمانهای دفاعی یا خوداری وطن ما از شرکت در این گونه پیمانها مسئله ایست بسیار مهم و حساس که می‌بایست هم آهنگ با یک سیاست ملی و روشن و صریح مورد مطالعه قرارگیرد و از این رو چندین سال است بسیاری از سیاستمداران وطنخواه و دانای کشور ما در هر نهضت و جبهه‌ای که بوده‌اند بوی از احساسات و شتابزدگی مسئله الحاق ایران را به پیمانهای دفاع مورد بررسی کامل قرار داده‌اند و طبیعی است که بررسی و قضاوت در این گونه امور مهم و حساس مملکتی خیلی بالاتر و والاتر از حد مخالفت و موافت با دولت آقای علاء یا دولتهای دیگر است که بیش از ایشان بر سر کار بوده تاند یا پ از ایشان بر سر کار خواهند آمد و از این رو آنچه که من در اینجا به میان می‌آورم در حقیقت خلاصه‌ای است از طرز قضاوت کسانی که در مورد پسوستگی ایران به پیمانهای دفاعی از مدتها پیش مطالعه و بررسی کرده‌اند و خیلی پیش از آنکه دولت آقای علی به کار پیمان بپردازد محول این ورثه‌ها را در بعضی مطبوعات مؤثر سیاسی کشور به میان آورده‌اند. اول بیائیم و ببینیم اگر جنگی شد آمریکا و انگلستان فاتح شدند یا شکست خوردند با ما چه خواهند کرد زیرا تغییرات مهمی در وضع جغرافیائی جهان و امپراطوریهای اروپا روی داده‌است احتمال اتفاق انگلستان و روسیه در جنگ آینده خیلی ضعیف کرده‌است. اگر متفقین آینده یعنی آمریکا و انگلستان در جنگ احتمالی آینده شکست بخوردندچه ما بی طرف باشیم چه متفق آنها و چه مخالف آنها کشور ما بیگناه بخ روزگار کشورهای لهستان و رمانی و بلغارستان گرفتار خواهد آمد اگر دولت شوری خیلی از زمامداران راضی باشند و جانب احترام آنان را مثل مرحوم بنش و مازار یک کاملا نگه دارد تازه وضع کشور ما مانند وضع کنونی چک و اسلواکی خواهد بود اما اگر آمریکا و انگلستان فاتح شدند و ما بی طرف بودیم بعضی از کشورهائی که با آمریکا و انگلستان هم پیمان و متفقند و با ما نیز هم مرز و همسایه به پاداش آن پیوند و پیمان، به قسمتهائی از رزمین وطنمان چشم نیاز و آز خواهند انداخت و بنابراین اگر خدای نکرده جنگی در میان شرق و غرب درگیرد و ما بی طرف باشیم در هر دو صورت زبان سنگین خواهیم دید(صحیح است) یعنی اگر کمونیستها پیروز شوند چه متحد آنها باشیم چه در صف دشمنان آنها کشور ما وضعی مانند رومانی و بلغارستان یا چک اسلواکی و لهستان خواهد داشت که وضع حکومت و رژیم آنها به هیچ وجه با سنتهای باستانی و ملی مردم وطن ما سازگار نمی‌تواند بود و اگر آمریکا و انگلستان فاتح باشند و ما بی طرف مانده باشیم دست توقع برخی همسایگان ما که با آمریکا و انگلستان هم پیمان و عهدند به خاک وطن ما دراز خواهد بود جلو گیری از دراست دستی آنها نیز چنان صورتی برای ما سخت دشوار خواهد بود در صورتی که در جنگ احتمالی آینده اگر ما با عراق و ترکیه و پاکستان و کشورهای غیر کمونیست هم پیمان باشیم در صورتی که آنها پیروز شود لااقل استقلال و رژیم کشور ما با یقین محفوظ خواهد ماند. اهمیت مسئله الحاد ایران به پیمان دفاعی تنها از جنگ احتمالی آینده نیست بلکه بیشتر از نظر منافع و وطن و مردم وطن ما در زمانم صلح مورد بررسی قرار گرفته‌است زیرا بی طرفی کشور ما نه تنها در زمان جنگ ما را گرفتار نکبتها و مصیبتهائی خواهد کرد که حداقل آن همان مصیبتهائی است که درد و جنگ گذشته در سایه بی طرفی در کشور ما وارد آمد بلکه در زمان جنگ نیز این بی طرفی برای ما بی خطر نمی‌تواند بود زیرا اگر ما نیروی دفاعی کافی نداشته باشیم از حمله‌های احتمالی ملا مصطفی‌ها و بازیهای سیاسی مانند فرقهه دموکرات پیشه وری مرحوم (عماد تربتی – نا مرحوم است)در امان نخواهیم ماند و اگر بخواهیم نیروی دفاعی وطن خود را تقویت کنیم ناچاریم که در پیمانهای دفای شرکت کنیم و هنگامی که شرکت ما در پیمانهای دفاعی بود نیروهای دفاعی وطن ما خواهد بود که اولا هم پیمانها ما آن قدر وقی باشند که هم عهدی ما با آنها موجب تقویت ما گردد و ثانیا خطری برای ما در زمان صلح تهدید می‌کنند برای آنها نیز خطری محسوس باشد یعنی نسبت به خطر احتمالی که برای. وطن ما در پیش خواهد بود احساسات مشترکی با ما داشته باشد از این رو سیاست بی طرفی برای وطن ما سیاست خطرناکی است (صحیح است) که تجویز آن با وضع فعلی جهان تنها کمک به سیاستهای بیگانه نیست که وطن ما را همیشه ناتوان و ضعیف می‌خواهند (صحیح است) تا هر وقت فرصت و مجالی به دست آنها شد بهانه أی قرارداد دوستانه‌ای سرزمین میهن ما را خصمانه اشغال کنند و “جمهوری دموکراتی توده‌ای” از آن گونه که در رومانی و بلغارستان بر قرار ساختند در کشور و در وطن ما نیز بر قرار سازند به غیر از بازماندگان حزب کمونیست توده نام که آرزومندی بی طرفی ایران هستند و طبیعتا مأمور مبارزه با پیوستگی یاران به پیمانی دفاعی عراق می‌باشند شاید در میان رجال سیاسی ایران هم متأسفانه چند نفری ما روش هندوستان را در پیش گیرد به زیان کشور ما نخواهد بود و چنین می‌پندارند که زمامداران ایران هم می‌توانند سیاست نهرو را تغییر کنند در صورتی که هماهنگی با سیاست بیطرفانه‌ای که کمونیستها در ایران غالب آننند در حقیقت پیروی از سیاست محرومان بنش و مازار یک می‌باشد نه جواهر لعلل نهرو... بدون شک نهرو یکی از بزرگترین مردان سیاسی امروز جهان به شمار می‌رود اما نباید فراموش کرد که هندوستان یکی از کشورهای مشترک المنافع بریتانیای کبیر می‌باشد که ناچار است منافع اقتصادی انگلستان را نیز در نظر داشته باشد و از حمایت چین کمونیست به صدها میلیون خریدار امتعه انگلیسی دارد برای اقتصاد بریتانیای کبیر بسیار لازم است بیطرفی هندوستان با اشتراک منافعی که انگلستان و هندوستان دارد بیطرفی نیست زیرا هندوستان که بزرگترین کشورهای “ کامن ویت” می‌باشد در موقع جنگ نمی‌تواند از انگلستان جدا باشد و اگر هندوستان نیز مورد هجوم کمونیستها قرار گیرد انگلستان نمی‌تواند به دفاع از هندوستان بر نخیزد و انگلستان هم که نه تنها در تمام پیمانهای موثر و بزرگی که برای دفاع از حمله احتمالی کمونیستها در اورپا و آسیا بسته شده‌است شرکت دارد بلکه در اورپا در خود انگلستان مبتکر پیمانهای دفاعی است و در آتلانتیک و خاور میانه هم اقتصاد در پیمانهای دفاعی شرکت موثر و نقش بسیار مهمی دارد و اما اینکه گفته شود که کشور ما برای تقویت نیروی دفاعی خود با مصر و سوریه و عربستان سعودی پیمان نظامی منعقد سازد یا در اتحادیه‌های عراب شرکت کند به شوخی بیشتر شباهت دارد (صحیح است) و یا لااقل به نظر مخلص چنین می‌نماید زیرا … اگر ایران از طرف کمونیستها خدای ناکرده مورد حمله قرار گیرد کشور مصر یا سوریه و عربستان سعودی چگونه به کمک ما توانند آمد و اگر بیایند آمدن آنان چه سودی برای ما تواند داشت کمتر کشوری را در جهان می‌توان یافت که در جنگ احتمالی آینده وضع دشوار و خطرناک مملکت ما را داشته باشد یعنی ارزش اقتصاد جنگی (نفت) و جغرافیائی (سوق الجیشی) مملکت ما به حدی است که خطر جنگ آینده را برای مملکت ما از خطرهائی که برای کشورهای دیگر هست یا ممکن است باشد خیلی زیادتر کرده‌است یعنی ضررر خطر جنگ احتمالی آینده برای مملکت ما خیلی بیشتر از پاکستان و عراق و افغانستان و ترکیه تخفیف آن خطر نخواهد داشت (صحیح است) بنابراین حون ضرر و بدبختی ما در جنگ آینده بیشتر از دیگران است بدون شک علاقه صمیمانه ما به جنگ بیشتر از دیگران خواهد بود (صحیح است) بعلاوه نه ستون پنجمی در سایر کشورها داریم که به وسیله انها و به نام حمایت از زحمتکشان جهان به جهانگشائی بپردازیم و نه صنایع سنگین و عظیمی که در هنگام جنگ جنگ چرخ آنها را به راه بیاندازیم پس اگر گفته شود که مردم وطن ما از صمیمی ترین هواداران صلح پایدار می‌باشند حقیقت مسلمی گفته شده‌است (صحیح است) و امروز این حقیقت به رئیس مملکت ما روشن است و بر سیاستمدارن ایران هم باید روشن شده باشد که یکی از مهمترین عوامل حفظ صلح و آرامش در خاور میانه حفظ صلح و آرامش در ایران ماست (صحیح است) (عبد الصاحب صفائی – روزنامه ایران ما؟) و مهترین عامل حفظ صلح در ایران هم قدرت قانونی و توانائی حکومت مرکزی است و این قدرت فراهم نخواهد شد یا اگر فراهم شود پایدار نخواهد بود مگر در صورتی که وضع اقتصادی طبقات دوم و سوم ایران بهبود مخصوص حاصل کند (صحیح است) و بهبود وضع اقتصادی ایران هم در شرایط کنونی جهان بودن کمک اقتصادی آمریکا اگر ممکن نباشد متعسر خواهد بود و باید انصاف داد که تا کنون هم کمکهای اقتصادی آمریکا به ایران و همراهی‌ها و مساعدتهای صمیمانه انگلستان در دو سه سال اخیر (بر خلاف گذشته) یکی از عواملا مهم حفظ صلح و آرامش در ایران بوده‌است و یا لااقل به نظر مخلص چنین می‌آید (شمس قنات آبادی – همان به نظر شما می‌آید) (خنده نمایندگان)

رئیس - آقای تفضلی وقت شما تمام شد

تفضلی - استدعا می‌کنم یک ربع دیگر هم مرحمت بفرمائید

رئیس - آقایانی که با یک ربع تمدید وقت آقای تفضلی موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمائید

جهانگیر تفضلی - اگر در ایران صلح و آرامش دچار تزلزل شودیا خدای نکرده مملکت ما گرفتار وضعی مانند کره گردد خطر آن برای دنیا خیلی عظیم تر وحشتناک تر از خطر جنگ کره خواهد بود (صحیح است) و در همان وحله اول ترکیه و پاکستان خواهی نخواهی به آتش کشیده خواهد شد و به هیچ وجه و چه معلوم نیست در چنین آتشی با مزاج روسیه نیز فعلا سازگار باشد و اما الحاق مملکت ما پیمانهای دفاعی به طوری که قرائت سیاسی جهان نیز خوشبختانه نشان می‌دهد مایه افزایش کمکهای اقتصادی آمریکا گردد باید انصاف داد که الحاق ایران پیمانهای دفاعی مهمترین عامل صلح و آرام در ایران در نتیجه در خاورمیانه خواهد بود زیرا مهمترین چیزی که در این ما مایه بهم خوردن صلح و برو جنگ و زود و خورد خواهد بود رشد و پیشرفت کمونیست است و هیچ چیزی هم به قدر دست تنگی اقتصادی مردم نمی‌تواند زمینه پیشرفت کمونیست و عصیان را فراهم آورد (مهندس جفرودی – و تحریکات)

شمس قنات آبادی – حاشیه آقای مهندس جفرودی را هم اضافه کنید.

تفضلی – اکنون بیائیم ببینیم دیکتاتوری پرولتاریائی اتحاد جماهیر شوروی از آغاز جنگ گذشته که با کشور‌های دیگر جهان دوستانه و خصمانه ر و کار یافته‌است چه روشی را در پیش گرفته‌است: یکی از امتیازات بزرگی که در برابر معایب انکار نا پذیرش حکومت دیکتاتوری دارد این است که در سیاست خارجی هم در حکومتهای دیکتاتوری خیلی زود می‌تواند تصمیم گرفت و به سرعت جهات سیاسی را عوض کرد و در جهت مخالف برد. مثلا دولت شوری از آغاز حکومت نازی در آلمان آنها را فاشیست می‌خواند و اقلا مدت ده سال یعنی از آغاز تشکیل حزب نازی هیتلر و حزب او را در رادیو مسکو و تمام مطبوعات دولت شوری و تمام احزاب کمونیست دنیا بزرگترین دشمنان خلق روسیه و کمونیستها معرفی می‌کرد. اما هنگامی که دولت شوری می‌خواست لهستان را با هیتلر تقسیم کند و فون لیبن تروپ مرحوم به مسکو رفت در ظرف یکی دو ساعت تمام دور دیوار مسکو و استالین گراد و سایر شهرهای روسیه غرق پرچم ضد یهود هیتلری شد و زن و مرد یهودی روسیه هم در کوچه و بازر برای فون ریبن تروپ و صلیب شکسته هیتلر دست می‌زدند و هورا می‌کشیدند یکی دو ماه بعد از این ماجرا استالین سفیر کبیر ژاپن یعنی یکی از پایه‌های محور ضد کمونیست را نیز در راه آهن در آغوش گرفت و گفت: ما و ژاپن برای همیشه دو دوست جا نشدنی خواهیم ماند.

لیکن به محض اینکه بمب اتمی آمریکا بر هیروشیما فرود آمد حمله سپاهیان سرخ به کشور ژاپن آغاز گردید. هنگامی که لئون بلوم رهبر سوسیالیستهای فرانسه در پارلمان فرانسه گفت که: کارگران فرانسه بر ضد تجاوزات هیتلری قیام خواهند کرد موریس تورز رهبر کمونیستهای فرانسه فی المجلس قیام کرد و این جمله تاریخی را که تمام ناسیونالیستهای فرانسه عینا به یاد دارند و به خاطر سپرده‌اند گفت که: “کارگران فرانسه هرگز به خاطر دفاع از سرمایه داری اروپا با سربازان آلمان جنگ نخواهند کرد” و عموم نمایندگان کمونیست هم در آن رزو برای تورز و این بیان او در مجلس فرانسه کف زدند و تمام مردم فرانسه و انگلستان با آلمان نازی وارد جنگ شدند کمونیستهای فرانسه به خرابکاری در ارتش و راه آهن و سایر نقاط حساس فرانسه پرداختند که هیتلر زودتر بتواند کلک لهستان را بکند و ارتش و دولت و ملت فرانسه در برابر هیتلر به زانو درآید چنانکه آمدند و دیدیم منظور من این است که دولت شوری خیلی زود می‌تواند در سیاست خارجی جهات مختلفی را بپیماید چنانکه دولت شوری قدرت دارد در ظرف چند سال تمام شهرهای روسیه را با شمایل موسولینی و هیتلر و فرانکو و پرچمهای آنان بیاراید و در ظرف یکی دو ساعت این سه نفر را جزء رهبران راه آزادی به مردم روسیه معرفی کنند و مردم روسیه هم برای این پیشوایان راه آزادی صمیمانه دست بزنند و هورا بکشند و برای روح پرفتوح آن مرحومان موسولینی و هیتلر طلب مغفرت کنند و عکس این کار هم در روسیه خیلی آسنان است که مردی را از اول انقلاب اکتبر به عنوان بزرگترین رهبران انقلاب سالها به مردم با عکس و تفصیلات معرفی کرده‌اند و او را سالیان دراز به نام رهبر خردمند و پدر و مادر و برادر انقلاب و خدمتگذار خلقهای وسیع قشرهای فشرده و غیره در کودکستانهای و دبستانها دانشگاهها و کارخانه‌ها شناسانده‌اند در مدت چند دقیقه خائن و چاسوس و امپریالیسم و مزدور و فاشیسم بخوانند و حکومت کنند و تیرباران و تبعید نمایند نظایر این گونه اعمال قدرت دولت شوری یا (پولیت بورو) بر افکار عمومی خلق شوری از تروتستی گرفته تا بریا خیلی زیاد است. بنابراین تغییر ناگهانی و سریع و شدیدی که در چند ماه اخیر در سیاست خارجی دولت شوری پیش آمده‌است نه چیز تازه ایست و نه مایه تعجب زیرا دولت شوری در بیست سال اخیر بارها این گونه تغییر سیاست ناگهانی و خیلی شدیدتر از آن را به آنانی و راحتی داده‌است و می‌دهد پس از شروع جنگ با آلمان دولت شوری شروع به تبلیغات شدید ناسونالیستی با ارتش سرخ کرد و حتی جنگ با آلمان را جنگ مهینی خواند در صورتی که می دانید که کمونیست درست نقطه مقابل ناسیونالیسم هست و احساسات وطنی یا میهنی هم کاملا در جهت مخالف تبلیغات بلشویکی است و البته بعد از فتح برلین باز یک دفعه و بدون مقدمه دولت شوری شروع به مبازه شدید با ناسیونالیست کرد و بسیاری از افسران مهم ارتش را به گناه داشتن شاعبه أی است از احساسات ناسیونالیستی معدوم ساختند و عده‌ای را برکنار و بیکار کردند که یکی از آنها همین تمیسار ژوکوف می‌باشد که خیلی در ارتش سرخ نفوذ و محبوبیت داشت واحساسات و افکار او هم گویا از ناسیونالیست اسلاوبی چاشنی نبود در دسامبر 1943 که استالین به تهران آمد به ملآقات شاهنشاه ما رفت و خیلی پیش از چرچیل و روزولت اظهار علاقه به رئیس مملکت ما کرد اما در همان حال حزب کمونیست ایران خود را برای تجزیه آذربایجان و تغییر رژیم ایران آماده می‌کرد در دو سه سال بعد عصیان پیشه وری شروع شد دولت شوری بزرگترین مدالها را به پادشاه رومانی هم داده بود اما مهترین نمونه این نمونه سیاست سازی دولت شوروی را در کار و سرنوشت “ بنش ” می‌تواند پیدا کرد که: در 1936 عده‌ای از افسران عالی رتبه و مهترین پیشوایان انقلاب اکتبر یعنی بخارین – زنویووتوخاچوسکی به خیال افتاده بودند که دیکتاتوری استالین را تعدیل کنند و با عده‌ای از دیپلماتهای چکواسلواکی نیز هم عهد شده بودند و مرکز این نقشه هم سفارت روس در پراگ بود که از آنجا بتوانند موافقت آلمانی را جلب کنند مرحوم دکتر بنش از این ماجرا مطلع شد و چون خیلی با استالین دوست بود در پائیز همان سال جریان را کاملا به استالین رسانید و در این جریان نه تنها مهترین رهبر انقلاب اکتبر 1917 محکوم و اعدام شدند بلکه 5 هزار نفر از بهتریان افسران روسیه از سروان به بالا نیز اعدام گردیدند و بر این طریق از 1637 قدرت استالین به منتهی حد خود رسید گرچه این قدرت گرچه این قدرت به قیمت تضعیف ارتش سرخ تمام شد خلاصه با اینکه مرحوم دکتر بنش حکومت استالین و مذهب استالینیسم را از نابودی حتمی نجات داد استالین و کمونیستها برای او همان سرنوشتی را فراهم آورند که دیدیم و خوب به خاطر داریم با مطالعه و دقت بی طرفانه در روش دولت شوری به این نتیجه می‌رسیم که دولت شوری هر موقع هر کاری را به صلاح خود بداند و قدرت آن را هم داشته باشد می‌کند یعنی اگر ما در جنگ آینده کاملا بیطرف باشیم و هنگام جنک مصلحت نظامی شوری اقتضا کند مملکت ما را بدون هیچ ملاحظه و بهانه‌ای اشکال خواهد کرد و زمان صلح هم اگر به کمونیستها مجال داده شود کوچکترین تردیدی در کشاندن ایران به روزگار لهستان و رومانی نخواهد کرد این بود خلاصه‌ای از طرز قضاوت طبقات مترقی ایران که تا کنون از دور و نزدیک شاهد روش سیاسی دولت شوری بوده‌است با این همه مردم ایران که به هماهنگی کامل با رئیس مملکت خود صمیمانه خواهان دوستی متقابل و شرافتمندانه با دولت و ملت شوری می‌باشند آرزو مندند که تغییرات محسوسی که در روش سیاسی دولت شوری و یکی دو ماه گذشته رخ نموده‌است بر خلاف گذشته پایدار باشد (صحیح است) و از این رو مردمان وطن ما انتظار دارند که این بی مهریهائی که رادیو و مطبوعات شوری و با وطن ما در پیش گرفته‌اند پایان بپزیرند زیرا ما می‌توانیم با هر کشوری که بخواهیم پیمان دوستی و انفاق ببندیم و این حقی را که منشور ملل متفق برای ما و هر کشور دگیری شناخته اشت حثیت ملی و باستانی وطن ما نیز ما را ناگزیر می‌کند که از آن شرافتمندانه و تا پای جان دفاع کنیم و به یقین خواهیم کرد (احسنت) (عبد الصاحب صفائی – منصفانه حرف زد)

رئیس - آقای بهبهانی بفرمائید

بهبهانی - با آنکه از ابتدای تشکیل این دولت قریب 7 ماه می‌گذرد و خیلی هم از دوستان انتظار داشته‌اند در این مدت رویه خود را نسبت به اعمال این دولت بیان نمایند با این کار تاکنون سکوت را به تعریف و یا تکذیب بی جا و بی مورد ترجیح دادند (صحیح است) زیرا اعمال این دولت را نه شایسته تعریف و متسوجب انتقاد شدید می‌دانستم در این مدت دولت با تمام این تشکیلات وسیع و دعوی دور و دارز نه کار مثبت و فوق العاده‌ای انجام داده و نه بانی اعمال خلاف رویه گردیده‌است و با اینکه برای انجام اصلاحات اساسی و پائین آوردن هزینه زندگی و تأمین معیشت و رفاه عمومی وعده‌های صریحی داده متأسفانه قدم موثری در این را برنداشته‌است (صحیح است) و رویه بسیار ملایمی که بیشتر با طبع رئیس دولت سازگار می‌باشد اتخاذ نموده‌است و باز هم با آنکه شاهنشاه همواره اوامر موکدی در ترفیعه حاد و تأمین آسایش مردم صادر می‌نمایند معهذا اغلب فرمایشات و اوامر ایشان چنانکه باید و شاید صورت عمل به خود نمی کیرد و به عنوان دلسوزی و نصیحت و نبودن مصلحت و موقعیت در پیشگاه ایشان حقایق دگرگون جلوه داده و از انجام اوامر ایشان که صرفا در راه خیر و صلاح مملکت و مردم صادر می‌شود خودداری می‌کند والا اگر بنا بود نیات ایشان به مرحله عمل درآید مردم ایران غیر از این بود که هست و مردم از یک عدالت اجتماعی و زندگانی مرفع برخوردار بودند در دولت گذشته بنده رفقای بنده و شاید اغلب آقایان نسبت به گرانی هزینه زندگی مردم و ترقی آن امر اتوبوس رانی و روی هم مشکلات وضع مردم تذکرات عدیده و مکرر دادیم و پس از رفتن آن دولت انتظار داشتیم با وعده‌های صریحی که این دولت می‌دهد در وضع مردم تا اندازه‌ای تسهیلات فراهم شود این دولت هم مثل سلف خود حتی کار اتوبوس را نتوانست انجام دهد و با اینکه پول نفت و قرضه دست و پای این دولت را برای کارهای عمومی بازگذارده و آن معاذی که برای دولتهای سابق بود برای این دولت به هیچ وجه نیست هیچ اقدامی که مفید به حال مردم باشد انجام نداده هر وزیری که می‌آید برای اینکه صورتی به کار خود دهد نسنجیده چند نفر را تغییر و چند نفر را بی گناه منفصل می‌کند و به هیچ وجه به کارهای ماهوی و اصولی نمی‌پردازد صرفا کار وزراء تغییر و تدوین و خرید اتوموبیل و تشریفات است و اگر فی المثل از یک وزیر علیل بپرسند که علت نصب و عزل این آن چه بود نتواند علت صریحی ذکر نماید به طور خلاصه این دولت و اغلب دولتها از حسن نیت شاه سوء استفاده می‌کنند و در مقابل مردم خود را از هر مسؤولیتی مبرا می‌دارند زیرا بعضی از وزراء و گارگردانان دولتها از کسانی هستند که به خوی تمجمج و دوروئی الفت گرفته و در تمام هیأتهای حاکمه به لطائف الحیل خود را دخالت داده وکارها را از جنبه جدی به طرف شوخی می کشانند باید گفت که طبع و ذات این افراد هم غیر از این حکم نمی‌کند زیرا اغلب از طریق صلح و سازش و مجامله و دست روی دست گذاردن و تعظیم و تکریم بی جا این مقامات را اشغال کرده‌اند اکثر این آقایان با هر مزاجی می‌سازند و با هر محیط و طبعی خود را سازش می‌دهند و باید گفت که این گونه طبایع هزاران فرسنگ از خودگذشتگی و فداکاری که لازمه خدمت گذاری در این موقع حساس است به دور می‌باشد (تیمور تاش – صحیح است) به نظر اینجانب برای اجرای برنامه‌های اصلاحی کسانی حق دارند مصدر کارهای حساس باشند که خود را برای هر گونه فداکاری و جانبازی آماده کرده باشند بدون شک برای پیشرفت یک ملت و مملکت گروهی فداکار و از جان گذشته لازم است (پورسرتیپ – صحیح است) که لذت فداکاری در راه اعتلای وطن بر تمام آرزوها و تمنیات آنان غلبه داشته باشد و در عقیده و ایمان خویش راسخ و ثابت قدم باشند ولی افسوس اغلب این آایان که تا به حال مصدر مقامات حساس گردیده‌اند به جای درک این لذت از نعمت صلح و سازش برخوردارند و باید زد و بندهای سیاسی همیشه در کلیه دستگاهها رخنه کرده و حکومت می‌کند برای آنها به هیچ وجه الزام آور نیست که موقعیت خود را به مخاطره انداخته و به خاطر مسائل مملکت مدتی از عمر خویش را به ناکامی و گوشه نشینی و یا احیانا در کنج زندان بگذرانند (میراشرافی – صحیح است) بنابراین طبع این دولتها با وجود چنین عناصری اقتضای عمل مثبتی را نخواهد داشت (میرشرافی- صحیح است) و اگر چند قدم کوچکی هم در طی این مدت برداشته شده در نتیجه از خودگذشتگی و فداکاری شخص دیگری است که تاکنون که من اطلاع ردارم مصمم به ایجاد یک تحول عمیق و اساسی در کلیه شئون زندگی مردم این مملکت می‌باشند (میراشرافی- صحیح است) حق این بود که در این تنگ کلاغ پر و زوال عمر مجلسین بنده به پریوی از تجربه بعضی پیران کهنسال و رجال قدیمی و کسانی که امروز فی الواقع عقل این کابینه هستند و اوامر و نواهی آنها بیش از هر کس نزد رئیس دولت محترم و واجدالرعیا به نظر می‌رسد نان را به نرخ روز می‌خوردند و بی جهت خود را در مهله قرار نمی‌دادم و بنا به عادت همان رجال قدیمی و کسانی که همیشه مدر کار و مقام هستند فعلا از روش این دولت اعمال خیالی و ستایش می‌کردم و از این وقت مناسب و فرصت زودگذر استفاده نموده سری به لندن و هندوستان می‌زدم و اگر خدای نکرده پیشامد نامطلوبی هم می‌کرد مانند روزگار گذشته به عنوان معالجه و یا مطالعه فرار را بر قرار ترجیح می‌دادم و بعد از رفع خطر با سلام و صلوات به خاک وطن مراجعت نموده و دلسوزی و آزادی خواهی را از سر می‌گرفتم و ار پش کرسی خطابه رئیس مملکت را از افراط و تفریط برحذر می‌داشتم و یا مثل بعضی اقلیتهای عجول و شتاب زده به مجرد احساس کوچکترین خطری از پای در می‌آمدم ولی همان طوری که در گذشته نشان دادم به حکم سابقه و به اقتضای سنت خانوادگی برای هر فداکاری و ابراز عقیده ولو به قیمت جانم هم باشد و حاضرم و لازم پشت این تریبون و با ندای وجدان و با صدای رسا و بنا به وظیفه و مسؤولیت شدید که در مقابل مردم و مملکت خود دارم به شاه عرض می‌کنم با این قراردادی که در آستانه اختتام آن هستیم و مملکت ما را در موقعیتی حساس و کم نظیر قرار می‌دهد اگر بخواهیم از آن ثمرات نکو و مفید به مال مردم و مملکت بگیریم باید تصمیم راسخ شروع به کار نموده و با همکاری مردمان غیور و وطن خواه که تشنه اصلاحات و از خودگذشتگی باشند تشریک مساعی نمائیم (صحیح است) اینک سیاست خارجی این مملکت حالت سابت و وضعی روشن به خود می‌گیرد از این پس باید به مردمی که به سرنوشت کشور بی اعتناء نباشند و برای اعتلای وطن خویش از هر گونه فداکاری و جانبارزی سر با نزنند همکاری نمود باید زنگ حرکت و جنبش را به صدا درآورد باید کسانی را برای میل به هدف و آرزوهای دیرینه ملی انتخاب نمود که راه قرار و سازش را از عقب سر خود خراب کرده باشند و مانند یک سرباز فداکار برای وصول با مان ملی حاضر به تحمل همه گونه رنج و مرارت و محرومیت باشند تا کی باید بنشینیم و ناظر پیشرفت سریع دیگران باشیم ما باید روح سلحشوری را در خود زنده نگاه داریم و به نیاکان خود تأسی کرده سایدت و آقائی را برای خود در دنیا حفظ نمائیم مطالبی که به سمع همکاران محترم رسید مقدمه‌ای بود برای بیان مطلب دیگری آنچه مرا بر آن داشت سکوت را بر هم زنم و غیر از آنچه که گذشت حقایقی را به عرض ملت ایران و کلیه ملل آزاد جهان برسانم گفته‌ها و جملات ناروا و دور از انصاف دولت جماهیر شوری است که این روزها علیه ما آغاز نموده‌اند (صحیح است) خبری که این هفته در روزنامه‌ها خواندم این بود که دولت اتحاد جماهیر شوری تذکاریه أی به مناسبت الحاق ایران به پیمان دفاعی منطقه‌ای برای دولت فرستاده و طی آن ما را از الحاق به این گونه قرار دادها برحذر داشته‌است در ایجا لازم می دانم نکاتی چند را در این مورد به عرض برسانم اولا به طوری که همه می دانند و متن پیمان مزبور هم دلالت دارد تاین قرارداد صرفا برای دفاع و تقویت بنیه دفاعی کشور بوده نه تجاوز و هر مملکت مستقل می‌تواند برای حقظ استقلال و سیانت خود هر قراردادی را که مناسب با حال مملکت و حافظ حدود کشور باشد با هر دولت دیگر منعقد سازد خصوص که این قرارداد یک قرارداد ماهیه بوده که با اکثر دور همجوار ایران بسته شده و به هیچ وجه حنبه تعرضی در آن دیده نمی‌شود ثانیا معنی استقلال این است که هر دولتی بتواند در چهار دیواری کشور خویش حاکم بر مقدرات ملت و مملکت باشد و هر گونه تصمیم را که به نفع کشور تشخیص دهد آزرادانه اتخاذ نموده و به موقع اجرا گذارد ثالثا تصمیم را که دولت ایران دائر به الحاق پیمان منطقه خاورمیانه اتخاذ کرده طبق نس صریح مواد منشور ملل متحد است که مورد قبول کلیه دول عضو آن سازمان می‌باشد و کشورهای ایران و شوری هر دو عضو این سازمان می‌باشند و مخصوصا دولت شوری از این حق خود استفاده کامل نموده و با همسایگان دور نزدیک خود از جمله کشورهای اروپای شرقی پیمان منطقه حتی پیمان نظامی هم منعقد کرده‌است.

رئیس - آقای بهبهانی وقت شما تمام شد.

بهبهانی- اگر شما اجازه بفرمائید ده دقیقه دیگر تمدید بشود.

رئیس - آقایانی که با ده دقیقه تمدید وقت آقای بهبهانی موافقند قیام فرمایند(اکثر برخاستند) تصویب شد آقای بهبهانی بفرمائید.

بهبهانی –ماده 52 از فصل هفتم منشور ملل متحد می‌گوید“ هیچ یک از مواد منشور و جود قراردادهای منطقه یا نمایندگی هائی که با امور مربوطه به برقراری صلح ارتباط دارد و یا در تأمین صلح ناحیه مؤثر است منع نمی‌سازد بنابرا این اقدام دولت ایران به هیچ وجه با منشور ملل متحد که ضامن صلح و امنیت بین المللی است مقایرت ندارد (شوشتری – صحیح است) ولی اقدامت همسایه شمالی ما که اینکه از ری کمال بی انصافی هر روز و هر شب در رادیوها و روزنامه‌های خود به دولت یاران می‌تازد شایسته همه گونه گله مندی و اعتراض است (صحیح است) مثل اینکه اولیای دولت شوری فراموش کرده‌اند که ملت ایران ملتی مستقل و خود مختار بوده م هیچ کس و هیچ دولتی حق ندارد که نسبت به اعمال و تصمیمات او کوچکترین ایراد و اعتراض بنماید چنانکه دولت ایران هم به خود حق ندارد که از پیمانهائی که روسیه شوروی با دول همجوار خویش منعقد نمود گله‌ای نموده و اعتراض داشته باشد. به نطر من ملت ایران ملت با گذشتی است زیرا مصائبی که از طرف همسایه شمالی در طی چندین سال بخصوص به او وارد آورده همه را به دیده اغماض نگریسته‌است و اگر تا به حال این گذشته‌ها نمی‌کرد و دولت شوری دیگر حالا به خود اجازه نمی‌داد در مورد یک قرارداد داخلی اعتراض و یا اخطاری ارسال دارد.

با اینکه ما صدها قرارداد مودت و دوستی طی قرون و سالیان دراز با دولت وری بسته بودیم و با اینکه در زمان دولت مرحوم فروقی پس از واقعه شوم سوم شهریور قرارداد رسمی منعقد نموده بودیم و با اینکه خود جناب استالین در کنفرانس تهران رسما استقلال ما را تضمین نموده بود و با آنکه هنوز امضاء او خشک نشده بود در شمال قوشون سرخ برای تخلیه قسمتی از خاک عزیز کشور ما مقاومت به خرج می‌داد میل نداشت به خاک کشور را به آسانی ترک گوید و حتی برای اینکه دولت وقت را وادار به تصمیم نظریات خود کند نیروهای مصلح خویش را تا پشت دروازه‌های قزوین پیش راندند (صحیح است) ولی خدای بزرگ ایران و تصمیم شاهنشاه ما فداکاری و جانبازی ملت غیور و وطن پرست و ارتش دلیر ما از اقدام ما تجاوزکارانه آنان جلوگیری به عمل آورد.

در آن موقعی که پیشه وری و غلام یحیی و خائنین دیگر در آذربایجان و کردستان به کمک همسایه شمالی مشغول تاخت و تاز قتل و غارت و تاراج اموال و تجاوز به نوامیس مردم بودند اگر کمک ذی قیمت سازمان ملل متحد و به خوص ملت آمریکا حملات ارتش دلیر ایران نبود سرنوشت قسمتی از خاک ایران غیر از این بود که می‌باشد (کریمی – کردهای آذربایان بودند در کردستان خبری نبود) (قنات آبادی – ایشان اطلاع جغرافیشان کم است) بلی ما حق داریم و حق خواهیم داشت با کسانی اتحاد و پیمان دوستی ببندیم که در موقع سختی و سیاه روزی به کمک ملت ستم دیده ما شتافتند و ما را از شر متجاوزین واقعی نجات بخشیدند اگر استعمارگران حقیقی خیال کرده‌اند که ما مانند روزگار گذشته در خواب عمیق و خرگوشی فرو رفته‌ایم و می‌توانند ما را غافلگیر نموده و نقشه‌های تحریک آمیز خود را به موقع اجرا گزارند در اشتباه محض اند ما ادعا می‌کنیم و ثابت می نمائیم که ملتی بیدار و هوشیار بوده و دوستار حقیقی خود را چنانکه باید بشناسیم و از اخطار و تذکر هیچ دولتی بیم و هراسی نداریم. ما حتی حاضریم برای حفظ موجودیت خویش و شرافت ملی و نگهداری و دایه موروثی تا آخرین فرد ایرانی را قربانی بدهیم و از پای نایستیم اگر چند نفر از خدا بی خبر و منحرف در چند سال اخیر تحت تلقینات شوم و زننده بعضی تبلیغات گمراه کننده واع شدند بحمدلله آنها هم به اشتباه خود پی می‌برند و دائما ندامت خود را اعتراف می‌کنند جوانان با غیرت و متعب ایرانی و مقدمین پیامهای ملی اخیر که توانستند مشتی محکم به دهان اجانب بکوبند دیگر اجازه نخواهند داد برای همیشه صحنه‌های شرم آور گذشته در شهرهای ایران تکرار بشود این تصمیمات با ضمانت خون عده زیادی از جوانان مسلمان وطن ما در کتیبه معروف قیام ملی بیست و هشت مرداد منقوش شده آثار آن به این زودی‌های زود از دل جان و ایرانی محو و نابود نخواهد شد ما مصمم هستیم که به قیمت خود کلیه سرحدهای ایران را پاسبانی کنیم و دیگر مجال نخواهیم داد که دست نشاندگان اجانب تحت لوای آزادی خواهی مملکت را از شاهراه ترقی منحرف ساخته و به طرف نیستی و فنا سوق دهند ولی در عین حال متجاوز به حقوق دیگران نبوده و هر چه می‌کنیم برای دفاع از وطن و حفظ قوانین ملی خودمان است و این حق طبیعی برای تمام ملل شناخته شده و از بدیهی ترین حقوق هر ملت مستقل می‌باشد (احسنت) قنات آبادی - ماده 87 میراشرافی – ماده 87 رئیس - آقای بهبهانی یک جمله أی در نطق شما بود که اقلیت عجول با احساس خطری از پا در می‌آید. مقصودتان از اقلیت، اقلیت مجلس بود؟ چه اقلیتی بود؟ بهبهانی - اقلیت در مجلس است در جای دیگر نیست رئیس – پس اجازه آقایان برای استفاده از ماده 87 محفوظ است (قنات آبادی – اجازه بدهید توضیح بدهیم) حق شمل محفوظ است. آقای حائری زاده بفرمائید. حائری زاده – در مذهب واجب دو جور است یکی واجب کفائی است و واجب عینی. واجب کفائی این است که اگر یک پیشامدی شد یک مسلمانی انجام وظیفه کرد برای همه کفایت می‌کند یک واجب عینی است که هر کس باید وظیفه اش را انجام بدهد نماز واجب عینی است بر هر فردی واجب است و آن واجب کفائی هم اگر هیچ کس پیدا نشد برای آن کس که پیشامد کرده مثل واجب عینی می‌شود خدا شاهد است من این موضوعی را که مدتی است که می‌آیم پشت تریبون در مجلس می‌گویم یک واجب کفائی بوده که حالا عینی شده‌است من باید بیایم و در اطراف مسائلی که همه در این کار ذی علاقه هستیم صحبت کنم سابقا من گفتم دولتی که تحمیل به اکثریت می‌باشند در سایه هو و جنجال و قلدری نیل دارند خر خود را از پل بگذرانند اگر مبعوث از اکثریت باشد و الهام از اکثریت بگیرند با متانت با مشورت و با موقع شناسی کار را از پیش می‌برند این از مطالبی بود که قبلا به عرض آقایان رسانده‌ام فشار و سلب آزادی با استفاده از تمایل ملل منافی است باید مردم آزاد باشند در روزنامه‌ها حرف خودشان را بنویسنند و در مجامع نطق‌های خودشان را بکنند نه اینکه وکیل مجلس در اظهار عقیده آزاد نباشد فرماندار نظامیاو را بگیرد پس گردنش بزند بعد هم او را از آنجا بیرونش کند این جور آزادی فایده أی ندارد اگر حکومت می‌خواهد متکی به اکثریت می‌باشد باید مردم تن در اظهار عقدیه هیأت و منفی آزاد باشند نه اینکه مردم در فشار باشند مردم را در حکومت نظامی بگیرند و حبس کنند یک روز هم بدون حکومت نظامی نتوانیم زندگی کنیم با طبق قانون امنیت اجتماعی جناب دکتر مصدق بنشینید و چند نفر را تبعید کنند این طرف و آن طرف بفرستند این مسأله یک حدی با حکومتی که منبعوث از اکثریت باشد منافات دارد این حکومت است که تحمیل به اکثریت است و می‌خواهد با هو جنجال و صحنه سازی و حقه بازی یک جریانی را بیاید به اسم ملت ایران بگذارند برود در خارج قرارداد بکند اشخاص رسمی هم پاشوند توی روزنامه‌ها تلگرافات تقدیم و از این حرفها بنویسند در صورتی که یک جلسه مشورت در کمیسیون امور خارجه مجلس شورای ملی تشکیل نشود مگر اینکه یک روز اطلاع بدهند که ما اینکارها را کرده‌ایم این حکومتت، حکومت تحمیلی است به ملت ایران حکومت مبعوث از ملت ایران نیست به این عدله و شواهد و این موضوعی که حالا مطرح است من از ناطق اول خیلی تشکر می‌کنم ولی تعجب می‌کنیم که این مطالب را فراموش کرده‌اند که در موقع قرارداد گلستان و ترکمن چای چه بلاهائی به سر ایران آورندند ما درباره 9 این پیمانها خیلی حرفها داریم و امروز اگر بخواهیم با آنها عهدنامه‌ای ببندیم باید در اطرافش بحث کنیم ما باید با کسانی که می‌خواهیم عهدنامه ببندیم باید ببینیم قولشان قراررشان رفتارشان و دوستیشان چیست، به چه درد ما می‌خورند، چه فایده‌ای دارد این جناب انگلیس که اینجا وارد شده؟ همسایه ماست؟ کجا همسایه ماست؟ این بزرگواریست که عهدهائی با ما داشت و در بیست شهریور سرزده شبانه مثل دزد ریختند به مملکت ما اینها مگر انگلیسی‌ها نبودند؟ باید در اطراف این مسائل و اینهائی که می‌خواهند با آنها قرارداد ببندید باید بحث کنیم و ببینیم که چه کاره‌اند من جرب المجرب حلت به الندامه ما مگر هم عهد با انگلستان نبودیم؟ مگر ما قرارداد سعد آباد با ترکها و عراقی‌ها نداشتیم؟ اثر ارتش را دیدیم فایده این کاهایمان چیست؟

من آن روز هم عرض کردم هر وقت مطرح شد من قرارداد را می‌آورم و تمام اصول و موادش را به عرض آقایان می رسانم ما قرارداد نظامی هم با همسایهامان داشتیم ولی موقع عمل یک شاهی ارزش نداشت روی کاغذ بود و در مجموعه دوره یازدهم مجلس است که در تاریخ 25ر12/1316 آن عهد نامه موسوم به عهدنامه سعد آباد گذشته و نتیجه اش را هم ما دیده‌ایم؟ با انگلیسها از قدیم هم عهدنامه داشتیم عمل آنها را دیده‌ایم این یک کتابی است که در جلسه آتیه می‌آورم و این را خیلی متشکرم از رئیس محترم مجلس سنا که ایشان موقعی ای که در برلین تشریف داشتند یک اسنادی مال انگلیسها را گراور کردند آن کتاب به اسم کشف تییلس است که دوستی و رفاقت و ثابت قولی و همه چیز انگلیسیها درش خوب روشن شده‌است خوش قولی آنها اسنادش پر است توی دنیا اگر 150 سال تاریخ خودمان را ورق بزنیم می‌بینیم چه بلاها به سر ملت ایران آورده‌اند (یکی از نمایندگان – حالا پشیمان شده‌اند) قراردادها را باید دید برای هوس منعقد می‌کنیم یا برای نتیجه؟ ما 4 نفر که می‌نشینیم با هم یک قراردادی می‌کنیم، آن چند نفری که به عنوان اقلیت عهد میثاق داشتیم من از رفاقیم خیلی متشکرم و ممنونم و اراداتی که قبلا به آقایان داشتم حالا هم به جای خودش باقی است برای اینکه آن روز اتفاقمان روی مخالفت با دولت بود با آقایان هم عهد و میثاق داشتیم آقایان هم مخالف بودند در بعضی مسائل هم با هم مشورت نمی‌کردیم اختلاف سلیقه‌ای داشتیم بعد دیدیم که یک مسئله پیش آمد کرده‌است که خیلی مهمتر از دولت و این حرفها است و نسلهای آتیه به مالعن و نفرین خواهند کرد ایمان و عقیده هر کس محترم است نمی‌شود در اینجور مسائل اقلیت را تابع اکثریت کرد این بود که نشستیم و گفتیم و موضوع انحلالش رلا تصویب کردیم گفتیم هر کس روی عقیده و فکر خودش هر جور مصلحت می داند عمل بکند و رفاقتمان هم به جای خودش هست مخالفت با دولت هم به جای خودش هست در بعضی مسائل هم آزاد بودیم به سلیقه خودمان هر حرفی بزنیم ولی در این موضوع خواستیم منحل بشود دولت زورمند در دنیا هستند دولت ستمدیده هم هستند ما از ستمدیدها هستیم من این قرارداد را هر چه فکر کردم دیدیم نه همه از ستمدیها هستند که دور هم جمع می‌شویم و نه زورمندها معامله ما با انگلیس معامله فیل و فنجان است، در یک کمیسیونی که طبق آن قرارداد کردیم می‌نشینند پنج وزیری که از این پنج مملکت هستند البته یکی از وزرای محترم ایران هم در آنجا حضور خواهند داشت یکی هم وزیر عراق خواهد بود یکی هم وزیر ترک و یکی هم ویز پاکستان است و یکی هم وزیر جناب انگلیس که حضور خواهد داشت در این کمیسیون پنج نفری من می‌خواهم ببینم رأی کی اجرا می‌شود؟ ما افسار خودمان را به دست یکی داریم می سپاریم؟ در آتیه این منملکت را تحویل چه جریانی داریم می‌دهیم؟ اینها یک مسائلی است که باید رویش مطالعه بود و بحث شود روی هوس نمی‌شود کار کرد و یک دفعه قرارداد را ببندند و خبر بدهند به مجلس شورای ملی که ما رفتیم قرارداد بستیم بنده طرفدار این هستم که از این ضعف و ناتوانی باید ملل شرقی خاصه مسلیمن بیرون بیایند تا ما ضعیفی کتک خواهیم خورد یک شعری هست حالا ممکن است درست بلند نباشم می‌گویم: گر بیایئم دهمت جان و دنیائی کشدم غم من که بایست ببینم چه بیائی چه نیائی آقایان اگر خدای نکرده جنگی پیش آمد این مملکت پایدار و لگد کوب زورمند خواهد شد اشتباه نکنید، هیچ پیش خودتان وسوسه و احتیاج نکنید چه بیطرف باشید چه باطرف باشید چه با زورمندها بسازید چه با ضعیفان بسازید اگر خدای نکرده جنگی پیشامد کرد لگدکوب این ملت بدبخت است که در برابر سیل خانه خودش را مجبور است بسازد دکتر بینا - ولی جناب آقای حائری زاده خودتان جواب خودتان را فرمودید که چه ملحق بشویم چه نشویم لگدمال خواهیم شد بنده اتخاذ سند می‌کنم (زنگ رئیس) رئیس - آقای دکتر بین الاثنین صحبت نکنید حائری زاده - ما باید ببینیم با چه اشخاص و برای چه قرارداد می‌بندیم یک دوستی داریم آقای سرلشکر ارفع او یک تزی دارد یک باید آسیائی‌ها با همدیگر متحد شوند به اصطلاح ایشان آسیا گروه من مخالف با نظر ایشان نیستم ولی فکر کردم مسلمینی که در دنیا هستند و مثل یک سلسله زنجیری از وسط چین تا وسط آفریقا به هم اتصال دارند و همه هم صدمه دیده از دول زورمند هستند اگر ما سعی کنیم همه یا همدیگر متحد بشوند مثل ممالک متحده آمریکا حد و مرز گمرک و این حرفها و تسکره در داخله آنها نیست در داخله ما هم نباشد ما فقط حدود مرزمان با کمونیستها و دول سرمایه داری باشد این صلاح ما است که از این ضعف و زبونی که ملل شرقی دارند بیرون بیائیم همه مجهز بشویم دفاع از حق و حیات خودمان بکنیم من آن را موافقم ولی من می‌گویم دول زورمند را چرا واردشان می‌کنیم؟ اگر دول زورمند را وارد کردیم با این منشوری که داریم همه دول زورمند هم توی آن سازمان ملل متحد هستند آقایان هم هستند گرچه تکلیف معلوم کردن عمل می‌شود اگر بنا باشد با دول زورمند برویم سازش کنیم جناب انگلیس منحصرا نیست پنج دولت هستند که حق وتو دارند آنهای دیگر فراموش شده‌اند (میراشرافی – آنها هم توی شکم انگلیس هستند) چنین نیست انگلستان حیاتش به این هرج و مرج ئنیا بسته‌است اگر بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی حسن تفاهم پیدا شد انگلیسی دیگر وجود ندارد و اگر جنگ شد و یکی از آنها نابود شد باز انگلیسی وجود ندارد انگلستان طرفدار همین وضع بلبشوی ئنیاست که همین اوضاع باشد تا آقائی او محفوظ بماند ما نباید آلت آنها بشویم ما بایستی فکر خودمان را بکنیم فکزر آینده خودمان را بکنیم یک دفعه‌است که مصالح ایران مقتضی است که با دول زورمند که یک منافع اقتصادی در ایران پیدا کرده‌اند قراردادی داشته باشند آمده‌اند چندین دولت کمپانی هایشان نفت ما را دارند می‌برند ما برای اینکه حداکثر استفاده را از منابع ثروتی خودمان بکنیم و آنها با ما در این قسمت اشتراک منافع دارند که اگر ایران امن و آرام و راحت باشند آنها بیشتر می‌توانند انتقاع ببرند با آنها برویم سازش کنیم آن یک تزی است که من وارد آن بحث نیستم و اظهار عقیده هم نمی‌کنم و موافق آن هم نیستم یا یک تزی است که ضعفا باید با همدیگر دست یکی یبکنند تا قوی بشوند و زیر بار زور وظلم نروند آن تز هم در این قراردادی که آقایان بسته‌اند نیست غیر از این دو تز هم غلط است چرا ما برویم دنبالش که آلت اجرای مقاصد دیگران باشیم که اگر اتحاد جماهیر شوروی وسیله فراهم کرده که اسلحه به مصر بفروشد ایران را هم بگویند که این هم یک مهره شطرنج است که او را گذاشتیم جلوی آن من مخالف این هستم که ما مهره شطرنج و آلت دیگران باشیم ما باید مصلحت خودمان را فکر کنیم و ببینیم مصلحت ما چیست و دنبال آن برویم این یک تزی است که بحث دارد، مطالعه دارد یک چیزی نیست که بی مطالعه برویم یک کاری بکنیم ما باید در اطراف این قراردادی که مذاکره اش هست دقت کنیم باید ببینیم منافعش چیست؟ مضارش چیست؟ مضارش خیلی پیش من روشن است یکی از مضارش این است اگر یکی از دول زورمند وارد این جریان شد دولتهائی که با او اختلاف دارند زورشان به الاغ نمی‌رسد پالانش را می‌چسبند و اسباب زحمت ما را فراهم می‌کنند و این سلاح ما نیست یکی از مضار مهمی که برای ما ایجاد می‌کنند فشار اقتصادی است که به ما وارد می‌شود ما نمی‌خواهیم مثل ترکیه فشار اقتصادی ببینیم جراید آمریکائی می‌نویسند که ترکیه در آستانه ورشکست است و راست هم می گویند برای اینکه تمام حواسش رفته روی قشون و اسلحه کارهای اقتصادی خوابیده شما سربازی که می‌خواهید دعوت کنید این سرباز پشت گاوآهن دارد برای شما گندم تولید می‌کند وقتی او را به سربازی بردید دستگاه تولید شما روی هم می‌خوابید ما باید اطراف قضایا را نگاه کنیم فقط یک طرف قضیه را نگاه نکنیم مضار این قرارداد یکی دو تا ده صدتا نیست در موقع خودش ممکن است بیشتر صحبت کنیم در این موقع این قراردای که بستیم می‌خواهیم عمل کنیم یا عمل نکنیم‌؟ اگر مثل قرارداد سعدآباد است که نخواستند آقایان عمل بکنند و یک چیز دروغ به همدیگر گفتند که خوششان بیاید اینجا هم اگر نمی‌خواهیم عمل کنیم و یک چیزی می‌خواهیم بگوئیم که دیگران خوششان بیاید و ضمنا دول زورگو ما را مهره شطرنج قرار بدهند و ما را جلو و عقب ببرند من این را مفید نمی دانم مسلمان باید به عهد و میثاق خودش ثابت باشد و این یکی از اصول مسلمه اسلام است که مسلمان باید به عهد خودش وفا بکند. نمی‌شود ما عهد ببندیم و وفا نکنیم و عهد با کسانی ببندیم که امتحان کرده‌ایم آنها وفا به عهد نمی‌کنند و ما مستلزم باشیم وفای به عهد بکنیم در صورتی که می دانیم آنها وفا به عهدشان نمی‌کنند

میراشرافی – شاید این دفعه وفا به عهد کردند.

رئیس - آقای حائریزاده وقت ما تمام شد.

حائریزاده – یک ربع دیگر اجازه بفرمائید صحبت کنم هنوز حرفهای بنده باقی است.

رئیس - آقایانی که با یک ربع ساعت ادامه صحبت آقای حائریزاده موافقند قیام فرمایند(اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمائید.

حائریزاده – ما در این قرار داد اگر شوخی باشد و عمل نکینم ضرر اخلاقی داریم اگر جدی باشد و عمل بکنیم ضرر مادی و اخلاقی هر دو داریم این است که با این صورتی که آمده و به گوش من می‌خورد و در مجلس سما هم تلگرافی و برقی گذرانده‌اند و آقایان هم تشریف آورده‌اند منتظر نخست وزیر هستند که لایحه اش را بیاورد اینجا این معامله فیل و فنچان است ما بیشتر ملعبه بعضی سیاستهای خارجی واقع می‌شدیم شما کتابهای آبی را که مرحوم سردارد اسد بختیاری ترجمه کرده‌است بنده ترجمه اش را دارم مطالعه بفرمائید این آقایان انگلیسی‌ها با روسها در تمام مسائل و مراحل همکاری و هم فکری می‌کردند و فشارشان را به ملت ایران وارد می‌آوردند من جلوتر هم عرض کردم که انگلستان رویه اش در ممالک شرقی رویه ایست که لولوئی درست می‌کند از آن لولو می ترساند اینها را بریا استعمار خودش.

روس تزاری هم مثل آنها بود حالا ممکن است روش اتحاد جماهیر شوری هم همین صورت را پیدا کرده باشد تاریخ 150 ساله که ما نگاه کنیم اساس ملیت و قومیت ما را اینها تغییر داده‌اند و نگذاشته‌اند ملت ایران همیشه در تاریخش که ورق بزنید بیرق دار تمدن و علم و فرهنگ جهان بوده‌است و این اواخر در اثر این دسایس سیاسی و دشمنی که با ما کردند ما به روز سیاه انداختند یک موضوعی را که باید در نظر گرفت و من در اطرافش کمتر توانسته‌ام صحبت کنم همان موضوع اتحاد اسلامی است با اطلاعاتی که در چندین سال اخیر به من رسیده یک چیز محالی نیست که آقایان فکر کنید که چگونه می‌شود. 500 میلیون ملت مسلمان متصل به هم شوند با اطلاعاتی مه من دارم می دانم می‌شود اگر بر سر یک چیزیهای کوچولو هم اختلاف دارند اینها را می ود به هم متصل کرد و متحد کرد زیرا که پایه فکر ملل اسلامی با پایه عمل دول سرمایه داری و کمونیست که بر سر زندگی مادی پایه گذاری شده تفاوت دارد زندگی دول اروپائی و همچنین کمونیستها که آنها متکی به ماده هستند روی حساب دو تا دو تا چهار تا است آنها روی منافع و مضار حساب می‌کنند نه دین سرشان می‌شود و نه میثاق ولی اسلام و ملل اسلامی متکی به میادی روحی و معنوی هستند در دین اسلام مسائل سیاسی و اقتصادی تابع منافع روحی و معنوی است که آنها معتقد نیستند اما متأسفانه آن شکلی که باید در دنیا اسلام را معرفی کنند عکسش عمل کرده‌اند یک دسته کشیشهائی که در جنگ صلیبی با اسلام طرف بودند یک فجایعه‌ای که مربوط به بعضی از مسلمین بوده این را در دینا به اسلام معرفی کرده‌اند و کردند آنچه کردند که نمی‌خواهم تاریخ گذشته را تکرار کنم یک صده اشخاص جاه طلبی که در دین مسلمین بودند برای جاه و مقام خودشان و حفظ موقعیت خودشان اسلام را سپر کرده‌اند و جنایاتی نبود که کردند سلطان عبدالحمید مردی بود که دعوی خلافت اسلامی داشت جنایاتی که این آدم کرده‌است احکامی را که او صادر کرده داستانهای عجیب و قریبی دارد این اسلام نیست این یک شخصی است آمده جزو مسلمین شده و برتای تثبیت مقام خودش مرتکب جنایاتی شده اسلام پایه اش روی این گذارده شده که بشر از دست و زبان او در سلامت و راحت باشند این شعار اسلام است و در زمان غیبت هم هجوم برای مسلمین جایز نیست و باید همیشه دفاع بکنند شعاری که مسلمین دنیا دارند از نظر میادی مذهبی که ما داریم هیچ وقت مهاجم واقع نمی‌شود مدافع هستند در اندونزی و چین مگر اسلام با شمشیر رفته آنجا یک فکر مقدسی رفته بوده آنجا طرفدار پیدا کرده 70 میلیون در اندونزی طرفدار پیدا کرده یک دانه گلوله و شمیشر هم صرف نشده‌است این است که اگر به جای این رویه‌ای که دولت اتخاذ کرده که هیچ شباهتی به رویه حکومت دموکراسی ندارد این رویه‌ای که روزنامه‌ها را این جور در فشار گذاشته و روزنامه نویس را همین طور یک اتهامی بهش چسبانده و گرفته‌اند پدرش را در آورده‌اند این رویه دولتهائی است که تحمیل به اکثریت شده‌اند این مرضی روح ملت ایران نیست و این رویه باید عوض شود هیچ کس مخالف نیست که ایران و سایر تجدید عظمتی که در قدیم داشته برایش فراهم شود در این تردیدی نیست کلیاتیک آقایان ناطقین بیان کرده‌اند از مظالم روز از مظالم چی همه اش درست است این ربطی به موضوع ما ندارد ما چه جوری می‌خواهیم جلو برویم با همانهائی که به ما غدر کردند، دورغ گفتند خیانت کردند و همانهائی که ما را چاپیدند بغارت کردند و ما را به این روز سیاه انداخته‌اند همانهائی که مثل دزد شبانه به مملکت ما هجوم کردند ما حالا باز با آنها برویم سازش بکنیم که چکار بکنیم آلت مقاصد نامشروع آنها بشویم؟آنها ما را آزاد می‌کنند؟دشمنهای آنها به ما حمله می‌کنند ولی آنها به ما کمک نمی‌کنند ما آلت دست نباید بشویم مسائل مهم مملکتی چیزی نیست که ما روی هوی وهوس برویم و فوری پهلوی میزی بنشینیم یک مهمانی بیاید و یک بازدیدش برود و یک ملتی را اسیرش بکند یک دفعه در ایران دید بازدیدها ببینید خیلی چیزهای ما رفته حالا من نمی‌خواهم بحث بکنم ما یک قدری باید فکر بکنیم که این مملکت مال ما نیست مال نسل آینده هم هست و این امانتی است که به دست ما سپرده شده‌است اگر خودمان را وکیل ملت ایران می دانیم بنده چند بار وکیل ملت ایران بوده‌ام حالا هم به نام یک ایرانی این مطلب را به عرض آقایان می رسانم که آقایان شما که این قرارداد را به نام ملت ایران می‌خواهید ببینید باید یک چیزی باشد که با ملت ایران تماس گرفته باشیم نه اینکه فردا جوانها و بچه‌های مردم را بگیریم تحت سلاح مالیاتها را هم زیاد کنیم به این عنوان که خرج قشون زیاد است و امور اقتصادی ما به کلی فلج شود من فراموش نمی‌کنم که شاه سابق سربازگیری را در همه جا اجباری کرده بود ولی در املاک مازندران که خودش علاقه داشت آنها را مجبور نکرد (وزیر کشور – نه خیر این طور نبود) این را تشخیص داده بود که اگر سربازگیری بکند رعیتی نیست که املاک او را زراعت بکند (وزیر کشور – نخیر) شما آن وقت هنوز خیلی جوان بودید و داشتید در اروپا درس می‌خواندید (وزیر کشور – ولی از سربازگیری اطلاع دارم) آن روز که من می‌گویم که شما نبودید این است که ما کارهایمان روز به روز بدتر می‌شود و دلیلش همین است که وضعیت مملکت ما روی هوا و هوس اداره می‌شود نه روی صلاح اجتماع وضع شود ببینیم مصلحت چیست آن روز هم عرض کردم موقعی که جناب وزیر خارجه ما که مرتب به اروپا می‌رود به ایشان گفتم که این بحثها به گوش ما می‌خورد ایشان را چند دفعه دعوت کردیم گفتیم که حرفهائی به گوش ما می‌خورد این حرفها چیست ایشان به کلی یک بیاناتی فرمودند مثل اینکه که این مسأله باید برای دنیا روشن باشد ولی ملت ایران مخصوصا اعضای کمیسیون امور خارجه نامحرم هستند و نباید بدانند که موضوع چیست در سوالی که من کردم آقایان همین طور نه در جلسه خصوصی حاضر شدند نه در جلسه خصوصی حاضر شدند مگر اینکه یک دفعه جناب آقای نخست وزیر اطلاع دادند ما یک کارهائی کردیم من باد جناب آقای دکتر مصدق افتادم که وزیر خارجه اش یک روز آمد گفت ما قطع رابطه کردیم من گفتم ما به انگلیسی‌ها علاقه‌ای نداریم ولی قطع رابطه فایده اش چه بود برای ما گفت مگر شما طرفدار کانون فساد هستید و شروع کرد به پوچ گرائی و گفت مگر شما بخواهید این لانه‌های جاسوسی را باز باشد من گفتم که آقا من نمی‌گویم که این لانه‌های جاسوسی باز باشد ولی الان انگلیسی هائی که شرافتمند بودند و به نفع مملکت خودشان بیرون کنید ولی انگلیسی‌ها که سه جلد ایرانی را دارند و به ضرر وطن خودشان و به نفع آنها کار می‌کنند سرجای خودشان هستند من سر این بحث دارم حالا دولت علیه را به فرد فردشان که نگاه می‌کنیم آدم‌های بدی نیستند ولی این کاره نیستند هیچ کدامشان این یک مسئله مهم دنیائی است این یک مسئله‌ای نیست که برویم طاق نصرت برای جلال با یار ببندیم یا برای این صعود ببندیم من الاحی پیدا کرده بودم یکی از رفقا یادداشتی برای من نوشته بود اصطلاح خودم را فراموش کرده بودم قلدر پفیوز که برای اذیت ارباب جراید و اهل قلم مردمانی که حق خودشان را مطالبه می‌کنند خیلی گردن کلفت و قلدر است می‌گیرد و می بنددو حبث می‌کند و شلاق می‌زند ولی در پشت دروازه مردم را لخت می‌کند چه طور ما انتظار داریم که در بهبهان و سیرجان نروم مردم را لخت کنند آقای سلطانی خیال می‌کنم می‌گفت یک قاتلی در بهبهان قتلی کرده تفنگ روی دوشش است و دارد راه می‌رود (سلطانی – بنده عرض نکردم) نمی دانم من که آنجا نبودم هر چیزی که آنجا اتفاق افتاده من که تنمی دانستم یکی از آقایان همچون بیانی کردند حالا ممکن است آقای سلطانی نبوده‌اند شاید قالب مثالی ایشان بوده‌است غرض من این بود که این دولت بی مطالعه رویه‌ای اتخاذ کرده که ما و نسلهای آتیه را به زحمت می‌اندازد من فعلا چون می‌بینم آقایان محیا هستند که از مجلس نتیجه آخرشان را بگیرذند من از دیشب تا حالا یک فکری به خاطرم رسیده‌است که چون تصمیم نگرفته‌ام عرضی نمی‌کنم ولی وقتی تصمیم گرفتم پشت تریبون عرض می‌کنم که با این طرز کار کردن بار به منزل نمی‌رسد

شمس قنات آبادی – ماده 87

رئیس - نوبتتان محفوظ است، آقای نخست وزیر


- تقاضای آقای نخست وزیر دائر به طرح لایحه اجازه الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل بین آمریکا و ترکیه به قید یک فوریت و تصویب فوریت آن

۳- تقاضای آقای نخست وزیر دائر به طرح لایحه اجازه الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل بین آمریکا و ترکیه به قید یک فوریت و تصویب فوریت آن

نخست وزیر – آقایان محترم لایحه الحاق ایران به پیمان همکاری متقابل بین ایران ترکیه و عراق دیروز در مجلس سنا تصویب شد و بلافاصله به مجلس شورای ملی ابلاغ گردید بنده اینکه افتخار دارم که تمنا بکنم از مجلس شورای که نظر به اهمیت موضوع طرح آن را در اول دستور بگذارید به فوریت آن رأی بدهید بعد از مطالعات دقیق و طولانی دولت این طور تشخیص داد که الحاق بهاین پیمان به مصلحت کشور است (صحیح است) هدفی جز تقویت بنیه دفاعی و حفظ استقلال و تمامیت مملکت نداریم (صحیح است) ضمنا به حفظ صلح و امنیت (صحیح است) صرفا این پیمان جنبه دفاعی دارد و ما قصد تعرض به هیچ مملکتی نداریم () صحیح نداریم) و همه آرزومندیم که این روابط دوستانه‌ای که بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی بقرار است خوشبختانه بقرار باشد و در تحکیم آن کوشا خواهیم بود (انشاءالله) امیدواریم این پیمان مورد تصویب مجلس شورای مللی واقع شود و انشاء الله همگی با سربلندی و افتخار در پیشگاه ملت خواهیم بود (صحیح است – احسنت)

رئیس - تقاضای آقای نخست وزیر منطبق بر ماده ۷۷ نظام نامه‌است نامه‌ای که از مجلس سنارسیده‌است در این موضوع قرائت می‌شود و بعد فوریت مطرح می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

  • ریاست محترم مجلس شورای ملی لایحه شماره- ۱۳۶۴۴-۱۳۳۴/۷/۱۸ دولت راجع به الحاق دولت ایران به پیمتان همکاری متقابل منعقد بین دولتین عراق و ترکیه که در جلسه روز چهار شنبه ۱۹ مهرماه ۱۳۳۴ با قید فوریت تقدیم گردید پس از تصویب فوریت در دو جلسه صبح و عصر روز چهار شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۳۴ مطرح گردید و به تصویب رسید. اینک برای تصویب آن مجلس محترم به ضمیمه ایفاد می‌گردد نایب رئیس مجلس سنا – دکتر سعید مالک

پیمان همکاری متقابل بین ترکیه و عراق نظر به اینکه روابط دوستانه و برادرانه موجود بین عراق و ترکیه پیوسته در حال توسعه‌است و به منظور تکمیل عهد نامه روسی و حسن جواب منعقد اعلیحضرت پادشاه عراق و حضرت رئیس جمهور ترکیه که در تاریخ ۲۹ مارس ۱۹۴۶ در آنکار به امضا رسیده‌است و به موجب آن طرفین تصدیق نموده‌اند که صلح و امنیت بین دو کشور تفکیک ناپذیر از صلح و امنیت جهانی و به خصوص ملل خاورمیانه بوده و این امر اساس سیاست خارجی آنها را تشکیل می‌دهد.

نظر به اینکه ماده ۱۱ عهدنامه دفاع مشترک و همکاری اقتصادی بین دولتهای جامعه عرب حاکی است که هیچ ماده از آن معاهده به هیچ نحو طوری طرح ریزی یا انتخاب نشده که تأثیری در حقوق و تعهدات طرفین به مناسبت امضای منشور ملل متحد داشته باشد. و با اعتراف به مسئولیتهای بزرگی که از لحاظ عضویت در سازمان ملل متحد به منظور استقرار صلح و امینت در ناحیه خاور میانه برای آنها ایجاد شده و انجام اقدامات مقرر در ماده ۵۱ منشور ملل متحد را بر عهده آنها گذاشته‌است لزوم انعقاد یک پیمانی که که و برای این منظور نمایندگان مختار خود را به ترتیب ذیل معین کرده‌اند:

اعلیحضرت فیصل دوم پادشاه عراق، جناب آقای الفریق نوری السعید نخست وزیر، جناب آقای برهان الدین باش اعیان کفیل وزارت امور خارجه، حضرت جلال بایر ریاست جمهوری ترکیه، جناب آقای عدنان مندرس نخست وزیر، جناب آقای پرفسور فؤاد کوپرلو وزیر امور خارجه، نمایندگان مزبور پس از مبادله اعتبارنامه‌های خود که آنها را صحیح و معتبر یافتند در مراتب ذیل موافقت حاصل کردند:

ماده ۱- طرفین معظمتین متعاهد تبن برای امنیت و دفاع خود مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد تشریک مساعی خواهند نمود اقداماتی که برای عملی ساختن این تشریک مساعی درباره آنها موافقت می‌کنند ممکن است موضوع موافقت نامه‌های خاصی قرار گیرد

ماده ۲- برای تحقیق و اجرای تشریک مساعی پیش بینی شده در ماده ۱ مقامات صلاحیت دار طرفین متعاهدتین معظمتین اقداماتی را که می بایست به محض اینکه پیمان فعلی به مرحله اجرا درآید تعیین خواهند نمود همین که این اقدامات به تصویب دولتهای طرفین متعاهدتین معظمتین رسید قابل اجراء خواهد بود

ماده ۳- طرفین متعاهدتین معظمتین متعهد می‌شوند که از هر گونه دخالت در امور داخلی یکدیگر خوداری کنند و هر گونه اختلاف فی مابین را به روش مسالمت آمیزی بر طبق مشنور ملل متحد حل نمایند

ماده ۴- طرفین متعاهدتین معظمتین اعلام می‌دارد که مقررات این پیمان با هیچ یک از تعهدات بین المللی ناشی از قرارداد هر یک از طرفین با دولت یا دول ثالثی مغایرت نداشته و نمی‌تواند از تعهدات بین المللی مذکور آنها بکاهد و یا ناقض آنها محسوب شود. طرفین متعاهدتین معظمتین متعهد می‌شوند که هیچ گونه تعهد بین المللی که منافی با پیمان فعلی باشند قبول نکنند

ماده ۵- این پیمان برای الحاق هر یک از دول اتحادیه عرب یا هر یک از کشورهای دیگر یک به امنیت و صلح این ناحیه علاقه مند هستند و طرفین متعاهدتین و معظمیتن آن کشور را به رسمیت کامل شناخته باشند باز خواهد بود. الحاق از تاریخی رسمیت دارد که سند الحاق به وزارت امور خارجه عراق تصویب شده باشد. هر دولت عضو که به پیمان فعلی محلق شود می‌تواند بر طبق ماده ۱ با یک یا چند دولت عضو پیمان قرار داد خاص منعقد سازد. مقامات صلاحیتدار دول مزبور بر طبق ماده دو اقدامات لازمه را تعیین خواهند کرد و به محض آنکه اقدامات مزبور به تصویب دول مربوطه رسید قابل اجرا خواهد شد

ماده ۶- همینکه حداقل چهار دولت به عضویت ان در آمدند شورائی مرکب از دول مزبور تشکیل خواهد شد که در حدود مقاصد این پیمان کار کنند شورا آئین کار خود را تنظیم خواهد کرد.

ماده ۷- این پیمان برای مدت ۵ سال قابل اجراست و برای ۵ سال دیگر قابل تجدید است هر یک از اعضا شش ماه پس از انقضا ادوار مذکور در بالا ممکن است کتبا تمایل خود را به خارج شدن از پیمان به اعضای دیگر اطلاع دهد در چین صورت پیمان برای اعضای دیگر معتبر مینماند

ماده ۸- این پیمان به وسیله طرفین متعاهدین به تصویب خواهد رسید اسناد تصویب هر چه زودتر در آنکارا مبادله خواهد شد و از تاریخ مبادله اسناد تصویب به مرحله اجرا در می آید برای گاهی مراتب بالا نمایندگان مختار مذکور این پیمان را به عربی ترکی و انگلیسی امضا نموده‌اند هر سه متن متساویا معتبر هستند و در صورت پیدایش اختلاف متن انگلیسی مرجع خواهد بود. تهیه شد در دو نسخه در بغداد

دومین روز رجب ۱۳۶۳ هجری مطابق بیست و چهارم روز فوریه ۱۹۵۵ (امضاء شده)

نوری السعید از طرف اعلیحضرت پادشاه عراق (امضاء شده)

عدنان مدرس از طرف ریاست جمهوری ترکیه (امضاء شده)

برهان الدین اعیان از طرف اعلیحضرت پادشاه عراق (امضاء شده)

فؤاد کویرلو از طرف ریاست جمهوری ترکیه

بغداد ۲۴ فوریه ۱۹۵۵

پیمان همکاری فوق که مشتمل بر هشت ماده‌است ضمیمه لایحه الحاق دول ایران به پیمان همکاری متقابل منعقد بین دولتین عراق و ترکیه می‌باشد و صحیح است نایب رئیس مجلس سنا – دکتر سعید مالک

رئیس – باید اول رأی گرفت که این موضوع در دستور قرار بگیرد آقایانی که با این تقاضای دولت که در دستور قرار بگیرد موافند قیام کنند (اکثر برخاستند) تویب شد حالا فوریت مطرح است یکی یکی اسامی آقایان را می‌خوانم اول باید مخالف صحبت کند آقای قنات آبادی (قنات آبادی – موافقم) آقای دولت آبادی (دولت آبادی- موافقم) آقای کریمی (کریمی – موافقم) آقای عمیدی نوری (عمیدی نوری- بنده مخالفم) بفرمائید.

رئیس - البته با فوریت

شوشتری - استدعا می‌کنم این نامه‌ای است

رئیس – حال وقتش نیست هر وقت وارد دستور می وید در اول وقت لطف کنید حالا هم لطف کنید بیاورند

شوشتری – استدعا می‌کنم توجه بفرمائید

عمیدی نوری - بنده امروز بسیار خوشوقت هستم که در مقابل موضوع بسیار بسیار مهم جهانی و مملکتی که افتخار شرکت در آن را دارم از موقع استفاده کردم چه از طرف خودم و چه از طرف فراکسیون اتفاق که دیشب جلسه داشتیم و بحث کردیم عرایض فراکسیون را از نظر اصولی به عرض برسانم

رئیس – فوریت مطرح است فقط در فوریت صحبت بفرمائید.

عمیدی نوری – بنده مخالفم با یک فوریت و به همین جهت می‌خواهم بحث کنم به عقیده بنده (میراشرافی – آقای عمید نوری تقاضای دو فوریت بفرمائید) آقایان توجه بفرمائید بنده می دانم کجا باید موافق بود کجا باید مخالف بود بنده مخالفم از نظر اینکه لایحه دولت باید یک فوریت تقدیم شده بنابراین حق دارم عرایض خودم را به عرض نمایندگان مجلس شورای ملی برسانم کشور ایران کشوری است که از چند صد سال قبل موقعیت جغرافیائی آن به تدریج بیشتر و بهتر در پیش ملل جهان روشن و هویدا گردیده‌است در دویست سال اخیر کشور ایران در جریانات سیاسی خاصی بود که بعد از مشروطیت وضع کشور ما به صورت جدید درآمد که در سیاست بین المللی روز به روز جلو تر رفت در دو جنگ گذشته ایران موقعیت مخصوصی نسبت به جبهه جنگ داشت اگر آقایان توجه داشته باشند جنگ جهان گیر اول و مخصوصا جنگ جهانگیر دوم با اینکه در پشت جبهه جنگ جهانی بود نوانست از حرارت جبهه جنگ مصون بماند اثر این حرارت پشت جبهه جنگ به اینجا رسید که ایران در جنگ جهانی دوم پل پیروزی لقب پیدا کرد و همه دیدیم که در چه حرارتهائی سوختیم جنگ دوم به فتح و پیروزی دول دموکراسی به پایان رسید معهذا ایران نتوانست از عنوانی که برای خود یعنی راجع به بی طرفی اتخاذ کرده بود استفاده کند و یا بی طرفی خودش را لحظه‌ای حفظ کرده باشد راست است که طالب بی طرفی بودیم در موقعی که در پشت جبهه جنگ بودیم معهذا در پشت جبهه جنگ حس کردیم که بی طرفی خود را نه قدرت حفظش را داشتیم و نه دولتهای بزرگ جهانی بی طرفی ما را حفظ کردند

رئیس – در اصل موضوع صحبت نکنید در فوریت صحبت کنید

عمیدی نوری – بنده عرض کردم از نظر فوریت فقط عرض خواهم کرد در جنگ آینده‌ای که خدا نکند به این زودی پیش آید اگر خدای نکرده چنین اتفاقی افتاد بایستی بدانیم که یکی از میدانهای جنگ در مرحله اول با کمال تأسف کشور بلا دیده و عزیز ماست (کاشانی – هیچ معلوم نیست) بنده اعتقاد دارم بنده وقتی که می‌بینم وضع جنگ شوم جهانی را استنباطم این است خواسته اینکه دو بلوک در دنیا پیدا شده و این دو بلوک هم روی عقیده‌ای جنگ می‌کنند که کی بلوک غرب است و یکی بلوک شرق و دو موقیعت مهم یکی استراتژیک و یکی موضوع منابع نفت ایران به قدری ایران را در سیاست جهان دارای اهمیت کرده‌است که این موضوع به وجود آمده‌است به هر صورت بنده معتقد بودم که اقتضاء داشت دولت ایران خیلی زودتر و بیشتر از این می‌توانست این قدم بلند را برداشته باشد برای اینکه اگر این قدم بلند زودتر از این برداشته می‌شد ما می‌توانستیم هم از نظر سیاست داخلی خودمان بهتر تقویت شده باشیم و هم در کرسی‌های بین المللی حقوق خودمان راه بهتر تأمین کرده باشیم از این جهت است که بنده خواستم از این موقع استفاده کرده و عرض نمایندگان محترم برسانم که من و فراکسیون مساوات با یک فوریت این لایحه مخالفی و معتقد هستیم هر چه زودتر بلکه با دو فوریت این لایحه از تصویب مجلس شورای ملی بگذرد.

رئیس –به فوریت باید رأی گرفت، آقایانی که با یک فوریت موافقند قیام بفرمایند(اکثر برخاستند) تصویب شد به کمیسیون فرستاده می‌شود.

عبدالصاحب صفائی – ماده ۸۷.

- بیانات آقای قنات آبادی طبق ماده ۸۷ آئین نامه

۴- بیانات آقای قنات آبادی طبق ماده ۸۷ آئین نامه.

رئیس –در ماده ۸۷ دو نفر از آقایان اقلیت اجازه خواسته‌اند، آقای قنات آبادی و آقای میراشرافی (دکتر عدل- اقلیت منحل شد) به هر دو آقایان اجازه داده می‌شود صحبت کنند (نقابت- راجع به شخص که نبوده) به یک نفر اجازه داده می‌شود صحبت کند آقای شمس قنات آبادی،

نقابت-بنده اخطار نظام نامه‌ای دارم. رئیس –در چه ماده‌ای (نقابت – در مورد ماده ۸۷) بفرمائید. نقابت- طبق ماده ۸۷ که اجاه می‌دهد به طرفی که اهانت شده صحبت کند. مربوط به شخص است نه اقلیت و اکثریت اگر اسم کسی برده شده و اهانت به شخص شده حق دارد دفاع کند والا به اسم اقلیت ۵ نفر اجازه بخواهد که صحیح نیست.

رئیس –فرقی نمی‌کند آقای شمس قنات آبادی بفرمائید.

قنات آبادی – آقای ناطق قبل از دستور در خلال فرمایشاتشان فرمودند نه مثل اقلیت عجول که یا احساس خطری

رئیس –کلمه بعضی هم دارد.

قنات آبادی – توجه آقایان نمایندگان محترم را به این مطلبی که عرض می‌کنم جلب می‌نمایم، در یک شرایطی روی یک اعتقاد به یک مبانی یک عده شش نفری دور هم جمع شدند و شروع به کار سیاسی تحت عنوان اقلیت مجلس شورای ملی کردند و این عده در یک وارد و یک امور سیاسی داخلی و خارجی اختلاف پیدا کردند، چون این عده منافق نبودند، حقه باز و دورغگو نبودند آمدند و نشستند و صاف به همدیگر گفتند که ما چون اختلاف با هم پیدا کردیم و نمی‌خواهیم نفاق پیدا کنیم بنابراین از امرزو دیگر به صورت متشکل کار نمی‌کنیم (احسنت) این عمل و این ژستی بود که ما گرفتیم و به او افتخار می‌کنیم بدون اینکه تأثیری در مخالفت ما با دولت داشته باشد و روزی که بنده با دولت جناب آقای علاء مخالفت کردم اقلیتی وجود نداشت و تک و تنها بودم اما متأسفانه آن آقایانی که این معانی عالیه را نمی‌توانند درک کنند (عبدالصاحب صفائی – دکانشان بسته می‌شود) که یک عده‌ای توی این مملکت پیدا بشود که با کمال صراحت و شرافت به همدیگر راست بگویند خیال می‌کنند که ما احساس خطر کردیم و از پای درآمدی، ما از پای در نمی آئیم و احساس خطر که سهل است اگر خطری هم در مقابل ببنیم در مقابل آن می‌ایستیم نه مثل بعضی از آقایان و یا همین گوینده این سخن که از مجاهدات و مبارزاتی که دیگران کردند بهره برداری کردند خیلی متأسفم چون نطق را نوشته بودم و به آقا داده بودند اگر آدم نمی‌تواند بخواند مجبور نیست که بخواند و اگر آدم سواد داشته باشد.

رئیس –آقای قنات آبادی انجا جای مجادله و مشاعره نیست.

قنات آبادی – و بخواهد حرف بزند به دیگران حمله نمی‌کند.

صفائی – اصلا علتش این است که به علت وجود اقلیت امتیازاتی می‌گرفتند ولی ما توصیه می‌کنیم امتیازات را بهشان بدهند.

- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارائی راجع به فروش خالصجات

۵- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارائی راجع به فروش خالصجات.

رئیس –در جلسه پیش که لایحه فروش خالصجات مطرح بود پیشنهادات ماده ۲ قرائت شد و حالا دنباله آن ات پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود آقای دکتر شاهکار بفرمائید.

دکتر شاهکار – چندین فقره نامه‌است که از طرف کارمندان جزء دولت به وسیله بنده تقدیم داشته‌اند امر بفرمائید به وضعیت این کارمندان رسیدگی شود.


رئیس – پیشنهادات قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

  • ریاست محترم مجلس شورای ملی پیشنهاد می‌کنم عبارت زیر به آخر تبصره ۵ ماده ۲ قانون خالصجات علاوه شود (کارمندان دولت در خرید این اراضی حق تقدم خواهند داشت) حسن مکرم

رئیس – بفرمائید

مکرم- استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمائید جناب آقای وزیر کشاورزی هم توجه بفرمائید تبصره چهار ماده ۲ می‌گوید در صورتی که معلوم شود هر یک از کارمندان دولت، معلمین و کارکنان دانشگاه تهران به عناوین مختلف بیش از یک بار از زمین‌های دولتی استفاده کرده باید علاوه بر استرداد عین زمین ده درصد ارزش زمین را عناوین جریمه به دولت بپردازد صحیح است یک جمله مجازاتی معین شده که مبادا یکی از مستخدمین دولت یا کارکنان دانشگاه یا معلمین که یک قطعه زمین گرفته باشند دو مرتبه استفاده کنند و واضح است که در این اواخر زمینهائی تقسیم شده چه در یوسف آباد چه در نارمک چه سایر قسمتها ولی به عقیده بنده ده درصد از مستخدمین دولت بیشتر نتوانستند استفاده کننند بنابراین من پیشنهاد کرده که آخر تبصره پنج علاوه شود که مستخدمین دولت حق تقدم و اولویت داشته باشند با رعایت تبصره ۴ که می‌گوید هیچ کدام بیش از یک قطعه زمین حق نداشته باشند بگیرند (اردلان – و خانه هم نداشته باشند)

رئیس – آقای شوشتری بفرمائید

شوشتری - بسم الله الرحمن الرحیم البته با حسن نیت جناب آقای مکرم هیچ یک از آقایان شاید شکوه نداشته باشند و نظر شما روی حسن نیت بوده اما این کار عملی نیست چرا برای اینکه کارمندان دولت اگر بگوئیم بازنشستگان باز آنجا با عمل توأم می‌شود غرض از این پیشنهادها و عمل دولت و نظر نمایندگان مجلس شورای ملی آن است که این املاک خالصه از وضع فعلی که غیر از زیان و خسران برای دولت چیز دیگر در بر ندارد در دست رعایا و خرده مالکین قرار بگیرد که علاقه پیدا کنند به عمران و آبادی همان طور که شخص شاهنشاه روی هفت هکتار، هشت هکتار عمل کرد اما اگر دربست بگوئیم کارمندان دولت اولا یک دسته از کارکنان دولت متمکن هستند یک دسته دیگر هم نتوانند عمل کنند مگر اینکه بگوئیم آنها از خدمت دولت بیرون بروند و به کار ملک بپردازند و املاک را آباد کنند چون لایشغله شأن عن شأن و در غیر این صورت نمی‌شود که هم کار دولت را بکند و هم به آبادی مملکت بپردازد (مکرم – صحبت ملک نیست صحبت اراضی شهری است) اجازه بفرمائید راجع به اراضی و ملک الان من نمی‌خواهم یک عرایضی بکنم بدون تردید تمام نمایندگان معتقدند که کارمندان دولت آن اندازه‌ای که برای کادر دولت لازم است چون من عقیده دارم که باید فکری بکنیم برای آنها صد هزار کارمند زیادی است ولی کارمند را نمی‌شود بیرون کرد باید حقوق آنها بازخرید بشود و بروند بپردازند به مملکت داری من عقیده دارم و عموم نمایندگان هم عقیده دارند که باید اراضی شهرستانها باید برای تهیه منزل اختصاص داده شود به منزل کارمندان برای اینکه تمام جاها کارمندان دولت آنچه حقوق می‌گیرند باید کرایه خانه بدهند اما این پیشنهاد جایش اینجا نیست در اینجا عمل نمی ود ما قوانین دیگر داریم و باید قانون متناقض وضع نکنیم ما قانون بانک ساختمانی را تصویب کردیم وقتی این حرفها را می گوئیم عمل ان بانک لوس می‌شود متناقض می‌شود مثل عنواین دیگر قضائی ما که مستشار دیوان کشور وقتی می‌خواهد حکمی را ابرام کند یا نقض کند نگوید که از این ماده نقض کند یا از این ماده ابرام کند و از این جهت بنده مخالفم

رئیس – پیشنهاد آقای مکرم دو مرتبه قرائت می‌شود (به شرح فوق قرائت شد) رأی می‌گیریم پیشنهاد آقای مکرم آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (عده کمی بخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

  • پیشنهاد می‌کنم در تبصره اول ماده ۲ قانون فروش خالصجات به جای کلمه تقدیم این قانون تصویب قانون نوشته شود حسن مکرم

رئیس – آقای مکرم بفرمائید

مکرم- عرض کنم اولا راجع به پیشنهادی که بنده کردم و تصویب نشد بنده نه تأثری دارم و تأسفی که چرا تصویب نشد اما مخالفت جناب آقای شوشتری هم وارد نبود و پیشنهاد بنده هیچ ارتباطی به املاک خالصه نداشت مربوط به اراضی بود و به نظر من یک کمکی هم به مستخدمین دولت می‌شد که تصویب نشد حالا این پیشنهادی که کرده‌ام (دکتر بینا – مخالفی نیست این فرمایش صحیح است) اینجا گفته شده‌است. در تبصره یک عرصه و اعیانی آن در تاریخ تقدیم این قانون این کلمه “ تقدیم ” از نظر قانون گذاری درست نیست اشغالی هم پیدا می‌کند ممکن است که شما سه ماه دیگر چهار ماه دیگر این قانون را تصویب کنید و برگردند به مجلس سنا و دوباره از مجلس و دوباره از مجلس سنا بیاید اینجا پس از تاریخ تقدیم قانون درست معلوم نیست بنابراین پیشنهاد بنده این است که از تاریخ تصویب این قانون به جای تقدیم نوشته شود

رئیس – صحیح است برای اینکه وانین از تاریخ تصویب قابل اجرا است آقایانی که با این پیشنهاد اصلاحی موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد می‌نمایم که عبارت (آب آن فروخته شود) در ماده دو به طریق ذیل اصلاح گردد: و فقط حقابه گرفته می‌شود.

شوشتری مشایخی - آقای شوشتری دوباره بخوایند

رئیس – آقای شوشتری بفرمائید

شوشتری – استدعا دارم توجه بفرمائید بنده پیشنهاد را می‌خوانم و مختصر توضیح نمی دعهم، عرض کنم عبارت آن فروخته می‌شود به طرق ذیل اصلاح شود “ و فقط حقابه گرفته می‌شود ” این یک بحثی است که در تمام اسناد و نوشتجات برای ملاک قائلیم که در زمین موات نه در زمین بایر بیاید تحجیر که مقدمه حیازت است بکید و بعد حیازت بشود نه از تملک اشخاص بیرون بیاید و آن وقت مورد معامله قرار گیرد و تمام آقایان فضلاء و علما می دانند که تمام معاملات ما روی فقه اسلام است آب فروخته نمی‌شود مجری المیاح فروخته می‌شود و حتی به این مناسبت در تمام ولایات حتی در مازندارن و شمال و استرآباد خراسان و سایر جاها حق الحفری اسمش می‌گذارند این حقی که رفته می‌شود حقابه‌است آب مالکیت اطلاقی ماکل مطلق بشر است که باید استفاده کند آن وقت عمل مسلم حیازتش مرضی است احداث قناتش، کندن نهرش حفر چاه و تعمیرات آن است که می‌آیند حقابه می‌گیرند یعنی می گویند این حجرا من ساخته‌ام آب از آنجا عبور می‌کند نصفش مال تو و نصفش مال من از این جهت برای این که بعدها اشکالی پیش نیاید و تصور می‌رود به این معنی نشده همان مفهوم ملکی که حقابه‌است نوشته شود که حقابه گرفته می‌شود نه آب فروخته می‌شود از این جهت اسدعا دارم توجه بفرمائید که طبق موازین شرع اینطور اصلاح بشود رئیس – استدلالش را بفرمائید

شوشتری - استدلال شرعی این است که آب به مطلق عام در شرع اسلام مالکیت ندارد مگر اینکه مجری المیاه فروخته می‌شود عمل مردم است قیمت دارد به این جهت باید حقابه نوشته شود و گرفته شود نه فروش آب تمام متشرعین این معنی را قبول دارند آنهم بسته به نظر آقایان است

رئیس – ان وقت قنوات مال کی خواهد شد؟ قنوات فروش می‌رود؟

شوشتری - حقابه فروخته شود نه آب

رئیس – این پیشنهاد وارد نیست پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد می‌نمایم که در تبصره ۱ ماده ۲ بعد از کلمه احداث شده افزون شود به قیمت زمان ایجاد اعیانی ارزیابی الی آخر – نقابت

رئیس – آقای نقابت بفرمائید

نفابت - عرض کنم که در این تبصره مقرر شده‌است که اراضی که زیر اعیانی مردم است ارزیابی بشود و به صاحبان اعیانی فروخته شود، یعنی صاحب اعیانی حق دارند این حرف صحیح است و کاملا هم عملی است ولی مطلب در این است که با چه قیمتی ارزیابی کنند، آن تاریخی که صاحب اعیانی در زمین خالصه ایجاد اعیانی کرد تا این تاریخ که شما می‌خواهید که ارزیابی کنید غالبا ۵ سال، ۱۰ سال،۱۵ سال، ۲۰ سال گذشته‌است که امروز قیمت اراضی ترقی بسیار کرده، صاحب اعیان باعث شده‌است که قیمت این زمین ترقی کرده و لهذا شما نمی‌بایست که به قیمت امر آن را قیمت و ارزیابی کنید و بفروشید (یک نفر از نمایندگان – او هم از زمین استفاده کرده)(این خلاف عدالت است و اگر بگوئیم که در طول این مدت صاحب اعیان از این زمین استفاده کرده‌است استفاده او چه و چه قانونی داشت؟ مجاز بود استنفاده سوء نبود اجاره کرده بود و در مقابل اجرت المثل داده پس به هر صورت تصرف او در اعیان بر خلاف ترتیب نبود و لهذا حقی برای صاحب اعیان ایجاد شد که اگر عرصه را خواستید بفروشید صاحب اعیان بفروشید بنده پیشنهادم این بود که می فرمائید ارزیابی کنند و بدون رعایت مقررات مزایده به صاحب اعیان بدهند بگوئید که به قیمت روز احداث اعیانی ارزیابی کنند نه اعلا القیم امروز

شوشتری - اصلاح کنید اراضی که اجاره کرده بود اگر حیازت کرده که نباید بخرد

رئیس – آقای صارمی بفرمائید

صارمی - همانطور که باید منافع افرار را در نظر بگریم منافع دولت هم باید در نظر گرفته بشود شخص آمده‌است در ۴۰ سال قبل یک اعیانی ساخته‌است ما می‌بینم که امروز اراضی رو به ترقی است و از لحاظ قیمت اضافه پیدا می‌کند اگر بگوئیم در این موقعه‌ای که در نظر است به صاحب اعیانی ارفاغ و مساعدت بشود و زمینی که زیر اعیانی که اعیانی او است به او فروخته می‌شود که مالک عرصه و اعیان بشود این می آئید به قیمت روزی ارزیابی می‌کنی اعیانی ان ایجاد شده، در ۴۰ سال اراضی قیمت نداشته‌است زیرا ممکتن است که اعیانی در زمکینی ساخته شده باشد در ۲۰ سال ۱۵ ساب پیش آن زمین قیمت نداشته و اگر بگوئیم که ایجاد ساختمان موجب ترقی زمین شده‌است به عقیده من اگر زمین وجود نداشت نمی‌توانست ساختمانی بکند پس از اگر ساختمان آن همه ترقی کرده‌است و قیمت آن زیاد شده‌است در اثر این بوده‌است که زمین وجود داشته که سنگ و گچ و آجر در زمینی که از لحاظ قیمت نازل بوده ریخته شده و به صورت ساختمان در آمده و از این زمین استفاده کرده تا قیمت ساختمان اضافه شده (شوشتری -بی لطفی می‌کنید پس اراضی کویر را چه می فرمائید) اراضی کویر هم یک روزی جناب آقای شوشتری در چهل سال پیش ارزش نداشت و به یک جهاتی امروز قیمت پیدا کرده‌است است اشخاص ساختمان را در یک اراضی کرده‌اند که در اطراف شهر بوده‌است قابل استفاده بوده‌است قابل مقایسه با آن راضی کویر نیست قیاس مع الفارق است در این موضوعی که عرض می‌کنم بنابراین باید رعایت بفرمائید که آمده‌اند ساختمان کرده‌اند متمکنی بوده‌اند در تبصره دیگری می گوئید اراضی که اعیانی رعیتی در آن ساخته شده‌است مجانا به رعایا واگذار می‌شود این ارتباطی با آن قضیه ندارد که به مردمان متمکن تعلق بگیرد بنابراین چرا مجانا به آنها واگذار شود این اشخاص باید به بیت المال مسلمین بیت المال دولت قیمت عادلانه را بدهند.

رئیس –این پیشنهاد دو مرتبه قرائت می‌شود و رأی می‌گیرم (به شرح سابق قرائت شد)

رئیس –آقای مشایخی بفرمائید.

مشایخی (مخبر کمیسیون دارائی)- موضوعی که جناب آقای نقابت مرقوم داشته‌اند اتفاق در کمیسیون عین پیشنهاد نشد و مورد بحث واقع شد این بود که اعیانی هائی که واگذار می‌شود از خالصجات بر اساس قیمت روز ساختن اعیانی تقویم شود اما کمیسیون موافقت نکرد از نقطه نظر که اولا اعاین اعم است از ساختمان خانه و باغات و کلیه مستحدثات رعایا و در خالجصات باغات خیلی وسیع هست که دایر شده و رعایا و کشاورز است در آنجا غسر اشجار کرده‌اند امروز آنجا ارزش فوق العاده‌ای پیدا کرده‌است در این مدت هم صاحبان عیانی تمتع کافی از باغات و اشجاری که در آنجا قصب کرده‌اند اگر چنانچه ارزبابی بر اساس قیمت بود احداث اعیانی بود دو که اشکال پیش می‌آید یکی اینکه از نقطه نظر تاریخ احداث از نظر صاحب اعیانی خالصجات می‌شود دوم اینکه در آن وقتی که این ایجاد شده زمینهای آن دهات ارزش امروز ارزش پیدا کرده‌است این اگر ارزشها بردارند میان آن روز ارزشش بیش از ریال امروز شما ملاحظه بفرمائید ریالی که امروز پرداخت می‌کند مگر مساوی بارارزشی است که روز احداث اعیانی بوده چون ریال امروز دارای آن ارزش نیست باید به ریال آن روز بدهد اگر خرج هم کرده در مقابل متمتع ده‌است به این جهت که در کمیسیون معتقد شد باید به قیمت تاریخ فروش ارزبابی بشود و من هم نظر آقای صارمی تعیین کرده‌است.

رئیس –آقایانی که با این پیشنهاد آقای نقابت موافقند قیام بفرمایند(عده کمی برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود(به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد می‌نماید که لایحه خالصجات مسکوت بماند (میراشرافی)

رئیس – آقای میراشرافی بفرمائید.

میراشرافی – بنده پیشنهاد می‌کردم که این لایحه مسکوت بماند از جناب آقای رئیس استدعا می‌کنم به بنئده دو دقیقه اجازه بفرمایند مطالبی به عرض آقایان برسانم و آن راجع به مطالبی است که جناب آقای بهبهانی فرمودند که اقلیت احساس خطر کرد و خودش را منحل کرد می‌خواستم به اطلاع آقای بهبهانی برانم که اقلیت عجول نبود اقلیت با فکر این کار را کرد و اگر نظر آقایان باد روز اول بنده در پشت این تریبون اعلام کردم که اقیلت و اکثریت در مصالح عالیه مملکت همه یک جور فکر می‌کنند و اگر یک اختلافی بین اقلیت و اکثریت در مصالح عالیه مملکت این جور فکر می‌کنند یک اختلافی بین اقلیت و دولت هست مربوط به مصالح مملکت نیست بنابراین اقلیت تشخیص داد که بهتر است منحل بشود تا دولت در مجلس مخالفی نداشته باشد و در سیاست خارجی بتواند منویات اعلیحضرت همایونی و خواسته‌های ملت ایران را انجام بدهند بنابراین ما اهل ترس نیستیم و از هیچ کسی هم نمی تورسیم پیشنها سکوت را هم پس گرفتم.

رئیس –بعد از این من پیشنهاد سکوت شما را قبول نخواهم کرد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد) *پیشنهاد می نمائیم تبصره ذیل به ماده ۳ افزوده بشود تبصره تا موقعی که املاک خالصه به فروش نرفته‌است از رعایای ساکن همان محل حق المرتع نباید گرفته شود نقابت، موسوس، حمید بختیار، سلطانی، پورسرتیپ، ثقه الاسلامی. رئیس –آقای نقابت بفرمائید. نقابت- بنده نظرم این است اشخاص و زارعینی که در ملک خالصه مقیم هیتند تا زمانی که خالصه به فروش نرفته دولت از آنها حق المرتع نگیرد وقتی فرود چون باید به خودشان بفروشند دیگر مرتعی نیست بنابراین پیشنهاد آقایان این است تا فروش نرفته‌است حق المرتع از این زارعین مقیم این مملکت نگیرد.

رئیس – آقای ابراهیمی مخالفید؟ (ابراهیمی – بله) بفرمائید

بزرگ ابراهیمی - جناب آقای نقابت مثل اینکه فکر کرده‌اند که تمام ایران خوزستان است (نقابت – خوزستانی از همه عقبتر مانده) اجازه بفرمائید بنده عرضی که می‌کنم گوش بدهید اگر بد گفتم بگوئید غلط کردی بنده هم می‌گویم خداحافظ شما همه ایران خوزستان نیست جاهائی هست که رعیت خالصه ۵ هزار گوسفند دارد و هر گوسنفدی سالی ۱۰۰ تومان منفعت می‌دهد و به خالصه هم در سال یکی یک قران بیشتر هم نمی‌دهند آذربایجان سر تا پایش اینجور است (شوشتری – خوب آذربایجان مشمول این معافیت نباشد اجازه بفرمائید شما می فرمائید از همین امروز که ما این قانون را تصویب کردیم از فلان گردن کلفت که اسمش می‌گذارد رعیت اما پنج هزار گوسفند دارد نگیریم اینها مال مملکت است من کلیات را عرض می‌کنم جناب آقای پور سرتیپ من عرض می‌کنم در ایران در خالصجات اشخاص متمول دارای ثروت زیاد هستند که اضافه بر مقدار حیوانات مورد استفاده کشاورزی یک عده‌ای هستند که زیادی دارند خوب در آنجاهای که کمتر دارند شش تا گوسفند دارند چهارتا گاوش کار می‌کند نگیرید اما فلان حاجی آقا مغلان مغانی که ۱۵هزار گوسفند دارد از او چرا نگیرید؟ اگر بخواهید نگیرید فردا یک هواز اردبیل تلگراف خواهند کرد که چهار صد هزار تومان مالیات گوسفند از بین رفته (نقابت – خوب به استثنای آذربایجان باشد) منحصر به آذربایجان نیست خیلی جاها هست که اینجور هست.

رئیس – آقای ابراهیمی صحبت شما تمام شد؟(ابراهیمی – بلی) رأی گرفته می‌شود به پیشنهاد آقای نقابت آقایانی که موافقند قیام کنند (عده برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت شد (به شرح زیر قرائت شد)

  • پیشنهاد می نماینم در تبصره پنج ماده دو جمله وقاع در شهر تهران و بعد از کلمه خالصه اضافه شود – دکتر محمد هاشم وکیل

دکتر وکیل – این پیشنهاد دنباله پیشنهاد آن جلسه‌است که بنده عرض کردم که جناب آقای مشایخی فرمودند که در قمست تبصره در نظر گرفته می‌شود در تبصره دو از گزارش کمیسیون کشاورزی تهران و شهرستانها در یک حکم است بعد در کمیسیون دارائی نوشتند به استثنای تهران و جناب آقای مخبر کمیسیون فرمودند که تهران را هم در تبصره پنج در نظر گرفتیم بنده عرض کردم در این صورت نسبت به دیگر اراضی خالصه واقع در شهر و اطراف شهر تهران کلمه شهر تهران هم در آن باشد که اگر در شهر هم هست مثل ولایات بشود وآن تبعیض از بین می‌رود (محمود ذوالفقاری- اراضی شهر مال شهرداری است مربوط به خالصه نیست)

رئیس – بین الاسنین صحبت نفرمائید.

دکتر وکیل – مال دولت است منظور بنده این است که درآن قسمت که تهران را استثنا کرده بودند جناب آقای مشایخی فرمودند در تبرصه پنج منظور کردیم وقتی منظور می‌شود که بعد از کلمه خالصه واقع در شهر تهران و اطراف هم باشد (دکتر بینا – خالصجات شهر تهران کجا است؟) اگر نیست که مشمول نمی‌شود اگر نیست که مشمول نمی‌شود و اگر هست که می‌شود (دکتر بینا – بی خودی چرا؟) مخبر کمیسیون دارائی – اراضی تهران با اراضی شهرستانها خیلی فرق دارد اراضی داخل شهر تهران متری صد تومان کمتر نیست (پور سرتیپ- زیاد گرانش هم نکنید) بخواهید یا نخواهید قیمت همین است و حال اینکه در شهرستانها قیمت اساسا قابل مقایسه با تهران نیست به همین جهت است که در این لایحه تهران و ولایات را از هم تفکیک کردیم و گفتیم که اراضی تهران کلا به بانک ساختمانی واگذار شود و بر اساس مقررات بانک ساختمانی فروخته شود اما مطلب دیگر باید در نظر گرفته شود این است که در شهر تهران اگر اراضی موجود باشد که متعلق به مردم نباشد متعلق به شهرداری است کما اینکه ملاحظه فرموده‌اید در جراید همه روزه در سابق و حالا هم قطعاتی از اراضی به صورت مزایده در شهرداری فروخته می‌شود حالا با فرض اینکه در شهر تهران خالصه هم باشد که من سراغ ندارم و همچو چیزی وجود خارجی ندارد مصلحت این است که بانک ساختمانی عمل کند و منظور ایشان به طور کلی در این لایحه تأمین شده‌است.

رئیس – رأی گرفته مشود به این پیشنهاد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم در تبصره یک ماده دو فروش خالصجات کلمه تا تاریخ تصویب این قانون اصلاح شود – عمیدی نوری

رئیس – عین این پیشنهاد را آقای مکرم دادند که تصویب هم شد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) *پیشنهاد می‌کنم به جای تبصره ۳ماده ۲ این قسمت نوشته شود که اراضی خالصه دولتی جلالیه به طور تساوی به دانشگاه تهران و وزارت فرهنگ برای تأسیسات فرهنگی واگذار شود. و برای رژه اراضی دیگری از خالصه در اختیار وزارت جنگ گذاشته شود. مصطفی کاشانی.

کاشانی – قربان پس گرفتم.

رئیس - بسیار خوب پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود(به شرح زیر قرائت شد)

  • پیشنهاد می‌کنم این جمله به تبصره ۴ ماده ۲ اضافه شود بعد از کلمه استفاده کرده این جمله اضافه شود (و یا خانه ملکی داشته باشد)اردلان.

رئیس –آقای اردلان.

اردلان- توجه داشته باشید آقایان در آئین نامه تقسیم اراضی یوسف آباد و اراضی دیگری که تقسیم شد مصرح بود کسانی که خانه ندارند استفاده کنند و متأسفانه دیدیم کسانی که خانه‌ها داشتند از آن اراضی هم استفاده کردند (صحیح است) اینجا کلمه‌ای نوشته شده که فقط یک دفعه اراضی بگیرد ولی نگفته که اگر خانه داشت نگیرد، بنده هم اضافه کردند آن هم که خانه دارد نمی‌تواند بگیرد.(صحیح است)

رئیس –مخالفی ندارد (اظهاری نشد) مجددا قرائت می‌شود و رأی می‌گیریم (به شرح سابق مجددا قرائت شد).

رئیس –آقایانی که با این اصلاح موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهادی از آقای حمید بختیار رسیده که قرائت می‌شود.(به شرح زیر قرائت شد) اینجانب پیشنهاد می‌کنم که لایحه مورد بحث مسکوت بماند حمید بختیار.

بختیار – بنده تقاضا دارم که آقایان برای دو دقیقه به عرایض بنده توجه بفرمایند این لایحه فروش خالصجات یکی از مهمترین و مؤثرترین قدمی است که آقایان می‌خواهند بردارند مثل اینکه آقایان زیاد توجه نمی‌فرمایند اهمیتش پهلوی آقایان زیاد نیست اولا باید به عرض برسانم که توجه بفرمایند این تقسیم خالصجات در مملکت ما متفاوت است ملاحظه بفرمائید خالصجات خوزستان و خالصجات بلوچستان با خالصجات ورامین و کرج شبیه نیست اگر آقایان می‌خواهند آنها با یا یک شکل تقسیم کند که البته این به نظر بنده نظر اعلیحضرت شاه را تأمین نخواهد کرد البته به موقع بنده نظریات خودم را عرض خواهم کرد.

موضوعی که خواستم به عرض برسانم که آقایان توجه فرمایند اینجا داده‌اند که در خوزستان مردم علف چر وصول نشود و متأسفانه آقایان رأی نداند. رئیس –خوب وقتی آقایان رأی ندادند گذشته‌است. حمید بختیار – در خوزستان آبی نیست که علفی باشد، رعیتی نیست که چند تا گوسفند داشته باشد در تمام خوزستان فقط ۶۰ هزار تومان علف چر وصول می‌شود آیا دولت علیه ایران گرفتار این مبلغ است اینکه از وزارت کشاورزی دردی دوا نمی‌کنند در صورتی که آنچه از مردم گرفته می‌شود خیلی بیشتر از این است گوسفندی ۵ ریال گاوی ۱۰ ریال شتری ۵۰ ریال از مردم پول وصول می‌کنند. نقابت- نه رعیتی است نه زراعتی نه خرمنی از الاغ هم می‌گیرند. بدبخت خوزستانی.

رئیس –رأی بگیریم آقای بختیار؟

بختیار – آقا پس گرفتم رئیس –پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود.(به شرح زیر قرائت شد)

  • پیشنهاد می‌نمایم این تبصره در ماده ۲ اضافه شود. تبصره – ماده واحده مصوب ۲۸ فرودین ماه ۱۳۰۹ راجع به اینکه ابنیه دولتی قشونی مورد احتیاج ادارات ارتش به قوت خود باقی است. عمیدی نوری

رئیس –آقای عمیدی نوری

عمیدی نوری – عرض کنم در این قانون به نحوی که آقایان ملاحظه می‌فرمایند در ماده ۱ به طور کلی گفته‌است کلیه خالصجات اعم از مزروعی و غیر مزروعی طبق مقررات این قانون فروش می‌رود البته این قدم بلندی است و می‌بایستی خالصجاتی که باید تقسیم شود عمل بشود ولی باید این طوری این قانون اجرا بشود که با قوانین سابق که یک اوضاعی پیش آورده که یک حق مکتسبه‌ای پیش آورده معارض و متناقض نباشد یک قانون در ۲۸ فرودین ماه ۱۳۰۹ گذشته که بنده می‌خواهم “ ماده واحده – به وزارت دارائی اجازه داده می‌شود ابینه دولتی قشونی را که طرف احتیاج ادارات قشون نبوده و وزارت جنگ پیشنهاد فروش آن را می‌نماید به طریق مزایده به فروش رسانیده و وجوه حاصله از فروش را برای کمک به مخارج ساختمانها جدید قشونی اضافه بر بودجه مصوبه وزارت جنگ تخصیص و تعدیه نماید” بنابراین به موجب این قانون ابنیه قشونی که به طریق مزایده به فروش می‌رسد وجوهش بر می‌گردد به ارتش و اگر ما این قید را نکیم تلویحا این قانون را لغو کرده‌ایم و دست وزارت جنگ بسته می‌شود به این جهت بود که بنده پیشنهاد کردم که تبصره‌ای اضافه شود که این ماده فروردین ۱۳۰۹ به قوت قانونی خودش باقیست که هم دست وزارت جنگ بسته نشود و هم این به قوت خودش باقی باشد.

عبدالصاحب صفائی – احسنت به دقت شما

رئیس –مخالفی نیست بنابراین رأی می‌گیریم آقایانی که با این تبصره موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگری قرائت شود (به شرح زیر قرائت شد)

  • پیشنهاد می‌کنم تبره ذیل به ماده قانون فروش خالصجات اضافه شود مادامی که املاک مزروعی خالصه فروخته نشود از اشخاص و ساکنین دهات خالصه که در محل مشغول زراعت می‌باشند حق المرتع گرفته نشود. مکرم

رئیس – این را رأی گرفته‌ایم ورود شده‌است پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

  • پیشنهاد می‌نمایم که تبصره ۴ ماده ۲ به طریق زیر اصلاح شود تبصره ۴- در صورتی که معلوم شود هر یک از کارمندان دولت و معلمین و کارکنان دانشگاه تهران به عناوین مختلف بیش از یک بار از زمینهای دولتی استفاده کرده‌اند و یا خانه ملکی داشته باشند باید علاوه بر استرداد عین زمین که بر طبق این قانون واگذار شده ده درصد ارزش زمین را به عنوان جریمه بپردازند. کاشانی

رئیس – این نظر طبق پیشنهاد آقای اردلان تصویب شده دیگر موردی ندارد توضیح بدهند

کاشانی – اگر تأمین شده جلوگیری از تبعیض یشود بنده پس می‌گیرند

رئیس – این یک اصلاح اضافی هم دارد پیشنهاد آقای اردلان این بود که اگر کسی صاحب خانه باشد و پیشنهاد شما این است که عین زمین برگردد وزیر کشور – اجازه بفرمائید؟ بنده قبول می‌کنم توجه بفرمائید بنده به این دلیل به پیشنهاد آقای کاشانی موافقت کردم که اینجا اضافه کرده‌ام به پیشنهاد آقای اردلان که اگر چنانچه صاحب خانه بود و کشف شد به این سابقا زمین گرفته عین همان زمان که طبق این قانون داده‌ایم برگردد اسین وضع را روشن تر می‌کند

رئیس – این موضوع در خود تبصره تأمین شده و در خود لایحه‌است

کاشانی – این برای حسن اجرای قانون است

رئیس – محتاج نیست

کاشانی – این برای حسن اجرای لایحه‌است که اگر کسی سوء استفاده کرده ده درصد جریمه بدهد این مکمل آن است

رئیس – تبصره ۴ قرائت می‌شود دارد این را (تبصره ۴ لایحه به شرح زیر قرائت شد)

  • تبصره ۴- در صورتی که معلوم شود هر یک از کارمندان دولت و معلمین و کارکنان دانشگاه تهران به عناوین مختلف بیش از یک بار از زمین‌های دولتی استفاده کرده باید علاوه بر استرداد عین زمین ده درصد ارزش زمین را به عنوان جریمه به دولت بپردازند

رئیس – نداشتن خانه ملکی را هم که آقای اردلان اضافه کردند بنابراین تکمیل است پیشنهاد دیگری نیست؟

نقابت – چرا هست بنده تقدیم کردم

رئیس – قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده ۲ اضافه شود

  • تبصره – از رعایای املاک خالصه خوزستان به تعدا گوسفندان و احشام آنها از ۵۰ رأس تجاوز ننماید تا زمانی که خالصجات به فروش نرفته‌است حق المرتع اخذ نمی‌شود نقابت رئیس – آای نقابت چرا خوزستان تنها باشد اگر قرار است تا ۵۰ تا معاف باشد چرا مال همه جا نباشد؟

نقابت – آقایان موافقت نمی‌کنند می گویند آذربایجان نمی‌شود. عرض می‌کنم آقایان وکلای خوزستان از وکلای تمام کشور خواهش دارند که به عرضشان یک توجهی بفرمایند رعیت خوزستانی هیچ کدام تا اندازه ده رأس نه گاو دارند نه گوسفند دارند نه الاغ فقیرتر بدبخت ترپریشان تر از این مردم در تمام ایران نیست در یک منطقه شادکان و در یک منطقه بندر معشور که سر بزنید مردم گرفتار مالاریا، گرفتار امراض مختلف هستند و دسترسی ندارند به یک درمانگاه یک طبیب ندارند یک وسیله معاش ندارند فقط احوال پرسی که از آنها می‌کنند گاه گاهی مأمورین خالصه هستند که به راغ این مردم می‌روند و می گویند چون شما در منزل دارای یک الاغ هستید که یک بار می‌کشد و به وسیله او زمین را خیش می‌کنیم برای یک الاغ بایستی که حق المرتع بدهید، در صورتی که در خوزستان مرتعی نیست آنچه را که اطلاق مرتع به آن می‌شود در آن جا نیست در آنجا فقط در فصل زمستان تا فروردین که با آنهائی هست مختصر زراعت و سرسبزی دیده می‌شود از ۱۵ اردیبهشت به بعد تمام علف خوزستان می‌خشکد تا آخر تابستان دیگر وسیله‌ای نیست معهذا این مردم در زحمتند آقای بزرگ ابراهیمی از رعیت آذربایجان فرمودند که رعیت آذربایجان متمولند و می‌توانند حق‌المرتع بپردازند و مالیات بدهند می گویند امیدوارم تمام رعایای ایران به قدری متمول باشند که مالیات بسیار بپردازند بنده پیشنهادم این بود که هر کس پنجاه رأس کمتر دارد و در خالصه مقیم است تا وقتی که خالصه را نفروخته‌اند از او نگیرند چون ترسیدم و به جای اینکه بگویم تمام رعیت ایران، گفتم رعیت خوزستان، این است که اگر موافقید اصلاح می‌کنم رعیت تمام ایران تا ۵۰ رأس ندهند

عده‌ای از نمایندگان - اصلاحش کنید آقای نقابت

رئیس - آقای مهدوی

مهدوی – بنده تصور می‌کنم رعیت جاهای دیگر هستند که بسیار بدبخت هستند بنده خاطرم هست در کمیسیون کشاورزی وقتی این لایحه مطرح بود یک ماده‌ای اضافه کردند که جاهائی که دولت ملک ندارد حق ندارد چیزی به اسم حق المرتع ندارد جائی که ملک ندارد پولی بگیرد و لزومی ندارد که ما ضافه بکنیم دولت حق ندارد و در تمام مملکت حق ندارد از جاهائی که بی ربط حق آب چر و علف چر می‌گیرد نباید بگیرد اما این اسم خوزستان که اینجا قرا می‌گیرد معلوم می ود که فقط خوزستانیها بیچاره هستند خود آقای نقابت پری شب در جائی اظهار می‌کردند که من در بیرجند میهمان بودم گوس و مسلما در تمام خوزستان به بدبختی مردم سیستان نیست پس از استثنا را نگذارید؟ احسنت اگر قرار است تا ۵ رأس گرفته نشود در تمام مملکت گرفته نشود.

رئیس - پیشنهاد را اصلاح کردند قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

  • از رعایا املاک خالصه که تعداد گوسفندان و احشام آنها از ۵ رأس تجاوز ننماید تا زمانی که خالصجات به فروش نرفته‌است حق المرتع اخذ می‌شود تقابت.

رئیس - آقایانی که با این تبصره موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

رئیس - آقایان توجه کنید در تبصره گزارش کمیسیون کشاورزی ذکر شده بود تبصره ۳ آن گزارش بود بر مناطقی که دولت ملک و مرتع ندارد اخذ حق المرتع ممنوع است این را در هیمن جا می‌گذاریم.

مشایخی- معلوم است حق ندارد بگیرد.

رئیس - حالا رأی می‌گیریم به ماده دوم با تبصره آقایانی که موافقند قیام فرمایند(اکثر برخاستند).

- تعیین موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه

۶- تعیین موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه.

رئیس - فعلا جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه ماده سوم این گزار هم می‌ماند برای جلسه بعد و اگر گزارش کمیسیون خارجه آمد آن مطرح می‌شود. (مجلس نیم ساعت بعد الظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی – رضا حکمت