مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۲ امرداد ۱۲۸۶ نشست ۱۳۲

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری نخست تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری نخست

قانون اساسی مشروطه و متمم آن
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۲ امرداد ۱۲۸۶ نشست ۱۳۲

مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۲ امرداد ۱۲۸۶ نشست ۱۳۲

مذاکرات روز یکشنبه ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۳۲۵ دارالشورای ملی

خلاصه مذاکرات روز شنبه ۲۳ را آقا سید محمد تقی قرائت کردند.

آقا محمد وکیل التجار لایحه نوشته بودند شخصا قرائت کردند.

از قراری که این دو روزه تلگراف خبر می‌دهد بعضی از عشایر سرحدی عثمانی با عده از سرباز سرحد ساوجبلاغ از حدود خود تجاوز نموده و عشایر سرحدی ایران زدو خورد مختصری هم کرده‌اند اولا عرض می‌کنم که بنده یقین دارم ممکن نیست ازین حرکت دولت علیه عثمانی و سفیر کبیر این دولت مسبوق بوده باشند و گمان نمی‌رود که در عهد بیستم که تمام دول درصدد حفظ حقوق عمومی بوده و هر یک نیز در حفظ نوع خود هزار گونه مجاهدات نموده بذل جان ومال می‌کنند و اگر یک نفر خاج پرست در اقصی بلاد شرق بغلط کشته شود از تمام اروپا به ملاحظه اتحاد مذهبی و عیسویت صداها بلند شده تا احقاق حق نشود ساکت نمی‌شود دولت عثمانی که بملاحظه مذهب واسلامیت ما باید برادروار دست اتحاد داده در حفظ حقوق مسلمین تمام عالم بکوشیم بدون جهت و مقدمه اینگونه اقدامات نماید پس معلوم است که بدلیل عقل و نقل این مسئله برخلاف میل و اطلاع دولت واقع شده و یقین است بزودی رفع این غائله ناگوار را نموده ترضیه خاطر منهوبین واگر مقتولی هم باشد بعمل خواهد آمد ولی لازم است طرف دیگر مسئله را هم بطور صراحت عرض نماید که اگر بعضی قصور نمایند که بواسطه اتفاقات داخله و انقلابات وارده وقتی یافته می‌توانند تعدی بحدود ایران نمایند خیالی بس خام ست این حکایت بعین حکایت مختصر اقدامات طایفه الوارست که چندی قبل عرض نمودم که اختلاف بین اهالی ایران یا گفتگوی این دولت و ملت همان حکایت برادر با برادر و پدر با فرزند است واین اتفاقات حق نمی‌دهد بدیگران که مداخله درامورات داخله ایران نمایند وتعدی در حدود ایران کنند بلکه در اینصورت باید یقین بدانند که تا در ایران یکنفر ایرانی نژاد باقی است هرگز غیرت ایرانیت او قبول نخواهد کرد که کسی تعدی به یک وجب خاک پاک ایران نماید واگر سابق بعنوانات دیگر بعضی تصرفات شده باید گفت که این سبو بشکست آن پیمانه ریخت پس بنده از طرف عموم ملت ایران که گویا مخالف نداشته باشد بصدای بلند عرض می‌کنم تا یکقطره خون در بدن ایرانیان مطلقا باقی است کسی را نمی‌گذارند تخطی در حدود نماید این پنبه را از گوش بکشند و نگذارند این ملت نجیب که بعد ازسالهای دراز از خواب غفلت بیدار شده نمی‌خواهد بفکر زندگی افتد آسوده مشغول امورات داخله خود باشد والا بتاریخ رجوع نموده ملاحظه نمایند که:
همان منزل است این بیابان عور
که کم شد در او لشکر سلم و نور.

وزیر عدلیه – باید گفت زنده باد خون ایرانیان.

محقق الدوله – وکیل التجار می‌خواهند بعضی اظهارات نمایند در این موقع آوردن دوازده عرابه توپ و جهاز دسته عشایر و ایضاً از ارامنه کشته شدن نمی‌توانیم تحمل نماییم ما هم از تمام ملت ایران خواهش می‌نماییم که دیگر به عتبات عالیات مشرف نشوند باماکن مقدسه داخله مملکت مشرف کردند و همچنین حجج الاسلام منت بر ما گذارده مهاجرت فرمایند در ین خصوص هم عریضه خواهیم داد.

ثقة اسلام – جهت چیست وزیر داخله به دربار و مجلس تشریف نمی‌آورند.

رئیس - گویا نقاهتی داشته باشند فعلا تلگرافی نواب والا فرمانفرما داده‌اند قرائت می‌شود.

ثقةالاسلام – تلگراف شیراز خوانده می‌شود یا خیر اعراض مردم در موقع خطر است جمعی از اطفال صغار را جلو آب گذارده‌اند

رئیس - آنوقت خوانده شد و داده شد به دبیرالملک که اقدامات لازمه بشود و بوزیر داخله هم اخطار شد.

وکیل الرعایا- درین لایحه که جناب وکیل التجار خواندند در یک جا اظهار شده که عشایر عثمانی تجاوز کرده در جای دیگر اظهار شده که عسکر عثمانی تجاوز کرده در این دو مطلب جزئی اختلافی بنظر می‌رسد اگر تجاوز از طرف عشایر شده مطلب دیگری است و تکلیف دیگری بایست و اگر تجاوز از طرف عسکر عثمانی باشد باید چاره دیگر کرد خوبست تکلیف معین شود تا ما هم قوه خود را بمنصه ظهور درآورده تا این اندازه دست خوش تعدیات همسایگان واقع نگردیم در وقعه سابق در عتبات عالیات چهل و دو نفر از ایرانیان کشته شد و هیچ جلوگیری نشد خوبست تکلیف صراحة معلوم وشد.

وکیل التجار- اینکه بنده عرض کردم عشایر تجاوز کرده علت داشت و آن این است که بنده باور نمی‌کنم در صورتی که مسلمان با هم خاک و هم مذهب خود که دوست باشند چطور می‌شود که با اطلاع دولت چنین تجاوزاتی بشود.

آقا میرزا محمود خوانساری – گویا اینها نمیدانند این ایران همان ایرانی است که یکی از آحاد این ملت شاه اسمعیل بود که در تاریخ شرح حالات او معلوم است و یکی نادر بود باید بدانند که تا یکنفر از ایران باقیست نمی‌گذارند که کسی به تعدی پا بخاک ایران بگذارد.

حاجی معین التجار – امروز باید ملت ایران یک اتفاق و حرکتی نشان بدهد که بر تمام دول همجوار بیداری و تنبه این ملت آشکار و معلوم گردد و آن اتفاق بطور حقیقت صورت نخواهد بست مگر ببرداشتن نفاق در داخله مملکت و حاضر شدن در راه وطن از جان ومال تا بدانند مادامیکه یک فرد از افراد این مملکت باقی است امکان نخواهد پذیرفت که دست باین مملکت دراز کند.

آقا سید محمد تقی – یک قسمتی از عرایض بنده را آقای حاجی معین التجار اظهار داشتند یک قسمت راجع است باینکه در اینگونه مواقع حضور وزارت امور خارجه خیلی مهم است باید ایشانرا خواست و در این باب گفتگو شود تا اطلاعات صحیحه خود را بدهند و ترتیب مذاکرات معلوم باشد.

معین التجار – صبح حاضر بودند و مذاکرات بمیان آمد قرار شد که بروند در فاصله بیست و چهار ساعت یک حکم نظامی معین نمایند و آنچه لازمه مذاکره است در حضور اعلیحضرت همایونی بکنند و تلگرافاتی هم که شده ارائه داده‌اند.

آقا سید حسین – خیلی تعجب است با اینکه هیچ روزی کار مجلس باندازه امروز مهم نبود و با این حال امروزه وکلا ساکت نشسته‌اند و هیچ وقت چنین اتفاق نیفتاده حالکه دولت عثمانی اعلان جنگ نداده اسمش را گذاشته‌اند تخطی عشایری است پس تکلیف مجلس استکه بقوای ملت بهمه نشان بدهند که تا یک قطره خون از ملت باقی است نخواهد گذاشت کسی تخطی نماید و از مجلس باید بتمام انجمنها و سرحدات تلگراف بکنند که بتمام قوا حاضر باشنددولت تکلیفی دارد ملت هم تکلیفی داریم.

وزیر عدلیه – این ملت باید بداند و بسایرین بفهمانند که اگر کسی طمع داشته باشد بایران بداند که اگر چیزی بدست خواهد افتاد خاک و صحرای غیر مزروع خواهد بود جنبنده از اهالی این مملکت به تبعیت آنان تن درنخواهند داد و تا جان دارند نخواهند گذاشت.

آقا میرزا فضلعلی آقا – هر وقت اتفاقی افتاده ملت غیور ایران در کمال جلادت مردانگی خود را ظهور و بروز داده‌اند چنانچه بین خودشان هم اگر اتفاقی بوده بوفاق و یکجهتی مبدل نمودند چنانچه تاکنون در مواقع مهمه محسوس گردید اینک هم عشایر سرحدات باقتضای اسلامیت اعم از سنی و شیعه با کمال شجاعت مهبا و از بذل جان و مال و ترک اهل و عیال نکته فروگذار نیستند و با نهایت اتفاق کوشش خواهند کرد که تا یکقطره خون در عروض ایرانیان باقی است نگذارند احدی دست طمع بآب و خاک موروثی آنها دراز کند.

حسام الاسلام- حکم دفاع شرعی است در شرع ما از برای لزوم دفاع تعیین وقت نشد هر وقت کسی تجاوز کرد باید او را دفع کرد فعلا باید بتمام ایلات و عشایر و اهالی سرحدات تلگراف شود و در موقع که آنها از سمتی وارد شوند ما هم از سمت دیگر داخل بخاک آنها خواهیم شد.

آقا میرزا محمود خوانساری- مطالبی که جناب محقق الدوله اظهار داشتند بی نتیجه نماند امروز باید قرار داده شود که بموجب حکم حجج اسلامیه کسی بعتبات عالیات نرود وکلا هم جدا از حجج اسلامیه استدعا و درخواست نمایند که این ترتیب تصویب و امضا و آن حکم را صادر فرمایند.

محقق الدوله – باید از طرف حجج اسلام لایحه بحجج اسلام عتبات عرض و اظهار شود که تشریف آورده در داخله مملکت ملت را از فیض قدوم خود شاد فرمایند بجهة نرفتن زوار هم باید بصدای بلند بتمام افراد ملت اطلاع داده شود که بغیرت اسلامیت از امروز کسی بعتبات عالیات نرود تا سد این اجحافات شود.

آقا سید محمد جعفر- دول همجوار بواسطه اختلال و اغتشاش داخله بطمع افتاده‌اند حتی هم دین ما هم که هم قسم باید در حفظ و وقایه ما بر حسب اتحاد اسلامیت ساعی و جاهد باشد او هم بخیالات واهی افتاده ولی باید بدانند که این خیالی است بس خام و باین وسایل احدی نخواهد توانست دست طمع باین خاک دراز نماید.

حاج معین التجار – باید بمامورین سرحدی امر شود که بحکم حجج اسلامیه از عابرین و زوار ممانعت بنمایند.

حاج میرزا علی آقا – در قرآن مجید خلاق متعال در ضمن آیه وافی هدایه. فان طائفتان من المؤمنین اقتتلا فاصلحوا بینهما و ان بغت احدیهما علی الاخری فقاتلوا اللتی تبغی حتی تفشی الی امرالله. تکلیف ما مسلمانان را با یکدیگر معین فرموده ترجمه آیه شریفه چنان است که هر گاه بین دو طایقه از مسلمین نزاع و خصومتی آشکار شد در دفعه اول بایست در رفع ذات البین و اصلاح بینهما کوشش نمود پس بر وکلای عظام است که اول از در صلح برآیند و ببینند منشای فساد چیست هر گاه صلح پیشرفت حاصل نشود و از طرفی سرکشی و طغیان ظاهر گردید یعنی درخاک یادر مال دیگری تصرف نمود آنوقت بحکم خدا لازم است که عموم مسلمین ظلم او را بموجب این آیه رفع کنند.

حاجی معین التجار – در بیست روز قبل چهارده عراده توپ و عسکر در سرحد عربستان تجاوز کردند پسر حسینقلی خان آنها را رد کرد و چند نفر هم کشته شد بعد خواهش شد آن دستگیری کرده‌ها را مرخص کردند بعد از آن مدتی بود اهل آذربایجان از عشایر سرحدی آنجا شکایت داشتند یک اردوی مختصری فرستاده بودند بجهت ممانعت از تعدیات عسکر عثمانی و شرارت عشایر بعد از رفتن آنها از شش فرسنگی چهار فوج سرباز و چهار عراده توپ پیش آمدهد و بدون سؤال و جواب بر اینها حمله کرده اینها هم باقتضای وقت عقب نشسته جمعی دختر و زن از ارامنه و غیره بتصرف آنها رفته حتی مهلت خواسته‌اند که بطهران اطلاع بدهند قبول نشده از حاکم از انجمن متواتراً خبر رسیده قریب یکصد نفر هم مجروح و کشته شده.

آقا میرزا محمود- معدن طلایی در ساوجبلاغ پیدا شده مخصوصا دولت عثمانی عسکری به عشایر فرستاده و معدن را متصرف شده ند.

صدیق حضرت – مقدمات و مؤخرات این اقدامات عثمانی طولانی است این اختلاف اختلاف سرحدی است که از دو سال است شروع شده و در پنجاه سال قبل که تحدید حدود شد باطلاع سفیر دولت انگلیس و روس خواستند بواسطه پاره ادعاهای عثمانی این معامله را قطع و فصل نمایند و نقشه کشیدند بعد از تعیین حدود یک قطعه در آن میانه متنازع فیه مانده و همینطور مانده تا دو سال قبل که بواسطه بعضی بهانه‌ها مستمسک بدست آورده بود و قتل جعفر آقا را بهانه گرفته بود تخطی کرده تا امروز که کار باینجا کشیده که دوازده عراده توپ و چهار هزار سرباز از شش فرسنگی حمله نموده و چند نفر را کشته واز آنجا هم بسرقطعه ارامنه ریخته و شصت نفر اسیر کرده قلعه را خراب کرده‌اند.

حسام الاسلام – آنها از دروازه آذربایجان آمده‌اند ما از دروازه عراق عرب می‌رویم حکمش این است.

حاجی معین التجار- دروازه آذربایجان را هم نباید گذاشت از همین جا باید جلوگیری کرد.

آقاسید عبدالله مجتهد – حاج معین صحیح می‌گوید ما امروز از ملت آذربایجان با حمیت تر و با غیرت‌تر نداریم تمام بحمدالله مردمان شجاع جنگی هستند عجالة خوب است تلگرافی کنیم واز علمای آنجا حقیقت مطلب را استفسار کنیم خودمان هم حضورا پیش شاه برویم و کسب تکلیفی نماییم هر موقعی که راسخ بیک امری شدیم البته همه قسم دستورالعمل داده خواهد شد. (در این موقع حاجی امام جمعه تشریف آوردند و تلگرافاتی که از انجمن ملی ارومیه رسیده بود بمجلس ابلاغ داشتند). و بر حسب امر رئیس تلگرافات قرائت شد مشعر بر ظهور و بروز اشرار و عشایر و عساکر سرحدی و قتل نهب وغارت اموال آن بیچارگان بحدی مضامین تلگرافات مهیج و حزن انگیز بود که از روی بی طاقتی اشک از چشم حضار جاری غیرت اسلامیت باسمیت ایرانیت تواماً بهیجان آمده وکلای غیور تاب جلوس و ترتیب از نطق خود نداشتند حالت غریب و وضع عجیبی دست داد جمعیت فوق العاده که همیشه اضافه از عده که بوسیله بلیط محض میمنت و مبارکی وادای ذمه خود در پاس این اساس مقدس همه روزه در مجلس رسمی حاضر می‌شوند در صحن اول عمارت بهارستان ازدحام داشتند امروز پس از استحضار اجمالی از وضع مجلس و استنباط حدوث و عروض وقعه تازه هجوم آورده با اینکه حراس و حجاب ابواب در هر دری با نهایت غلظت جلوگیری کردند فایده نبخشیده بالاخره از ریاست مجلس اجازه خواستند و بیکمرتبه متجاوز از پانزده هزار جمعیت بداخل مجلس ریخته هیجان و اضطراب غریبی نمودار شد یکدل و یکجهة در حفظ و وقایه اساس مملکت از جانب خود و عموم افراد ملت جاناً و مالاً عرضاً و شرفاً داد همراهی زدند.

حاجی امام جمعه – در دو سال قبل یکنفر رعیت امریکایی بدست همین ایل دشتی کشته شد اولا پنجاه هزار تومان گرفتند بعنوان اینکه دو سفیر دارد باید با این وجه معاش خود را بگذرانند پس از بلوغ آنها حق دارند که بیایند ادعای خون بهای پدر خود را نمایند دولت خواسته است همین دشتی را تنبیه نماید دولت عثمانی این حمایت را کرده است.

آقا سید عبدالله مجتهد- مختصر این است که بهر ترتیبی است درست بایست جلوگیری شود.

حاجی امام جمعه – در اینجا می‌خواهند عثمانیها باین ترتیب دعوی سرحدی کند این اردوی دولت که رفته است ‌آنجا آنها گفته‌اند شما باید در مدت شش ساعت از اینجا عقب بنشینید و مهلت نداده ریختند غارت کرده‌اند تلگرافات دیگر از ارومیه و انجمن تبریز مشعر بر مطالب تلگرافات سابقه رسیده بود قرائت شده هیجان و التهاب فوق العاده بر حضار دست داد.

تلگرافی از طرف وزیر داخله بنواب والا فرمانفرما شده بود بدین مضمون:

بندگان اقدس اعلیحضرت نواب والا را بایالت مستقله و سرداری آذربایجان مامور و مقرر فرموده‌اند دوروزه حرکت نمایید.

شاهزاده فرمانفرما با یک حالت رقت‌انگیزی اظهار داشتند والله باید با جان و مال حاضر شویم که خاک ما از دست نرود.

حسنعلی خان – تمام این ترقیاتی که در دنیا پدیدار شده و نتایجی که از تمدن گرفته شده محض این است که یک فرقه یا یک طایفه که ساکن یک خاکی هستند و در آنجا مسکن دارند این آب و خاک را ملک خود بدانند و به تمام دول استقلال خود را گوشزد نمایند. چنانچه دول اروپ کرده‌اند اینهمه اختراعات عجیبه و صنایع بدیع و ایجاد توپ و تفنگ و آلات حرب جدید تمام محض آنست که بیجهت ظالمی بر مظلومی استیلا نیابد و حقی را بناحق ضایع نسازد والا هیچ فایده بر این اختراعات مترتب نخواهد بود در هر کجا باشد تعدی و اجحافی ظاهر شده و مملکتی بناروا از دست جمعی خارج گردیده بناچار صورت ظاهری را بعنوان تربیت سکنه آن با تنظیم داخله آن دست‌آویز نموده‌اند. اما ما امروزه بهیچ حیث از سایر دول عقب نیستیم که وسیله دست‌آویزی از برای خود ترتیب دهند اخلاق ما بحمدالله صحیح است دین مقدس ما بالاترین تمام ادیان است که سایر دول از ترشحات و ثمرات دین مقدس ما باین مراتب نایل شده‌اند. با اینحال امروزه شایسته نیست که ما ساکت بنشینیم و احقاق حقوق حقه خودمان را ننماییم با این معدلتخانه‌ها و پارلمانها که امروز در هر مملکتی دایر است مجلس فوق العاده لاهه که در پای تخت هلاند است تشکیل یافته که از طرف کلیه دول نماینده در آنجا هست امروز تکلیف آنها این است که نگذراند کسی بر کسی ظلم کند در بیست روز قبل بنده رفتم و بمحتشم السلطنه معاون وزارت داخله گفتم که تکلیف ما اینست که دستوارالعمل امروزه از برای نماینده این دولت در انجمن صلح لاهه معین کنیم که از روی آن اقدام کند نمیدانم تاکنون اقدام شده است یا خیر گمان می‌کنم که اگر امروز از طرف عموم ملت اعلانی به آن مجلس بشود از هر حیثی منتج بوده باشد.

احسن الدوله – فعلا باید نتیجه گرفت و تلگرافاتی که لازم است بشود.

آقا میرزا سید محمد مجتهد – اولا باید دولت سؤال و جواب کند که علت تعدیات چیست اگر رفع نشد آنوقت همه ما با جان ومال حاضریم از قطره خون خود هرگز مضایقه نخواهیم کرد اول کسی که وظیفه اسلامیت خود میداند که از این تعدیات بهمه قسم جلوگیری کند ما هستیم و حاضر هستیم که پیشقدم تر از همه جاناً و مالاً کوشش کنیم و عموم ملت را هم در این راه وادار نماییم.

فرمانفرما- همان قسمی که حضرت حجةالاسلام فرمودند باید اول دولت سؤال و جواب نماید اگر رفع نشد و اقدام کردند باید همه قسم جلوگیری کرد واعلان نمود که اگر دولتی بخواهد بیک وجب خاک ایران طمع کند باید بداند که جان بنده تا جان در بدن دارد بچنگ آنها نخواهد افتاد فقط اگر بتوانند خاک خواهند گرفت و بس.

حاج امام جمعه – امروز شما حاکم ما هستید بدانید الساعه اطراف اردبیل قتل وغارت است واهالی آنجا گرفتار بچه ظلم هستند هر چاره می‌توانید فوری بکنید.

فرمانفرما – امشب می‌روم خدمت اتابک و تکلیف را معلوم می‌کنم واطلاعات خود را در اینخصوص اظهار می‌نمایم.

آقا میرزا سید محمد مجتهد – باید تا فردا معلوم شود.

آقا سید عبدالله مجتهد – اگر سوال و جواب دولتی رفع این غائله نشد اول کسی که اقدام باینکار خواهد کرد ما خواهیم بود.

فرمانفرما – البته وظیفه و تکلیف شما که رئیس ملت هستید همین است.

آقا میرزا محمود – باید ازطرف حجج اسلام تلگراف شود که از امروز زوار نروند.

حاج امام جمعه – دو ماه است در اطراف آذربایجان و سایر جاها این انقلابات بوده ولی هیچ جا اینطور نبوده باید غرض را کنار گذاشت و بهمت و اتفاق باید جلوگیری کرد نه اینکه وزرا بگویند تقصیر با شماهاست و ما بگوییم تقصیر با آنهاست

در این موقع بجهت شدت هیجان واجتماع فوق‌العاده مردم مجلس رسمی بمجلس مخصوص مبدل گردید و مذاکرات زیاد در مسئله تجاوزات عشایر و عسکر سرحدی دولت عثمانی بمیان آمد و حجةالاسلام آقای سید عبدالله اینطور عقیده داشتند که تلگرافی از طرف آقایان حجج اسلام بشخص سلطان عثمانی بشود واز جهت این اقدامات که منافی با قواعد اسلامیت است و برخلاف وظیفه و معاهدات بین الدول والملل است سئوال کنند

این رای را بسیاری تصویب نکردند و عقیده بعضی این بود که شخص سلطنت عثمانی از این اقدامات وحشیانه اطلاع ندارد که عشایر و عساکر سرحدی اینگونه تجاوزات کرده‌اند بسیاری برخلاف این مسلک بودند که اقدامات عسکر بدون اطلاع و اجازه دولت غیرممکن است و بالاخره آراء بر این استقرار یافت که تلگرافی فعلا بعموم انجمنهای تبریز و ارومیه و ساوجبلاغ مخابره شود که خلاصه مضمون آن اینست:

از وصول اخبار موحشه که از سرحدات می‌رسد تجاوزات غیر مشروع عشایر و عساکر سرحدی عثمانی را اعلان می‌دهد تمام ملت متأثر و مهیای همه قسم جان بازی هستند و البته خاطر آقایان مستحضر است که ملت ایران در اینگونه مواقع همه وقت داد غیرت داده‌اند و از جان و مال وناموس خود در حفظ دین و وطن خود مضایقه نکرده‌اند دولت علیه هم با تمام قوت و قدرت برای جلوگیری از این حوادث حاضر است و اولین اقدام دولت این است که حضرت اشرف والا شاهزاده فرمانفرما را که از کفات رجال و سرداران محترم و شاهزادگان معظم است و سابقه اطلاعات ازاحوالات آن حدود دارد با تصویب مجلس شورای ملی و تصدیق آقایان حجج اسلام بحکومت و فرمانفرمایی آذربایجان و ریاست و فرماندهی کل قشون آن حدود منتخب فرموده‌اند و شاهزاده فرمانفرما حکومت آذربایجان را بمشروطگی قبول نمودند و فوق آنچه شماها انتظار دارید به مجلس مساعدت خواهد کرد والبته برعهده تمام انجمنها است که با خیالات عالیه او مساعدت نمایند.

و نیز قرار شد مجلس با حضور وزارت داخله و سایر وزرا عظام و آقایان حجج اسلام و منتخبین از وکلا عاجلا منعقد شود که با کمال دقت در این امر مشورت نمایند و بهر وسیله که اسرع است از این حوادث جلوگیری نمایند و رقعه احضاریه از طرف مجلس بوزارت داخله نوشتند شاهزاده فرمانفرما بتمام مجلسیان اطمینان داد که در این ماموریت از بذل جان ومال مضایقه ننمایند و مجلسیان اظهار نهایت تشکر از حسن نیت او نمودند و خدمات او را نسبت باداره کردن وزارت جلیله عدلیه ستودند واز این که بعضی از وکلا دو روز قبل بایشان توهین کرده‌اند در روزنامه مجلس هم نوشته شده بود از طرف مجلس امر شد که معذرت خواسته شده.