New Server

محمد مصدق راه‌گشای جمهوری اسلامی

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
محاکمه محمد مصدق و سرتیپ ریاحی ۱۲ آبان تا ۱ دی ماه ۱۳۳۲ درگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲

اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی
از سال ۱۳۲۸ دروغ بزرگ توده‌ای و جبهه ملی زادروز محمد مصدق نخست وزیر غیرقانونی ایران
محمد مصدق قاجار مغول بنیانگذار جبهه ملی
MossadeghKGB1332.jpg
MossadeghTrial11c.jpg
MossadeghTrial12k1.jpg
MossadeghTrial2b.jpg
MossadeghTrial5b.jpg
MossadeghTrial28a.jpg
MossadeghTrial27a.jpg
MossadeghTrial37a.jpg
MossadeghTrial19b.jpg

محمد مصدق راهگشای جمهوری اسلامی - شصت و پنج سال پیش در روز ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ در تهران برپایی یک جمهوری برنامه ریزی شد. هنرپیشگان و آتش بیاران، هموندان جبهه ملی به رهبری و کارگرانی محمد مصدق بودند. همان کسانی که بیست و شش سال پس از امرداد ۱۳۳۲ با رهبری و کارگردانی روح الله خمینی برای برپایی جمهوری اسلامی به هر توطئه‌ای دست زدند. هدف جبهه ملی از زمان بنیاد نهادن آن از سوی محمد مصدق مغول قاجاری، سرنگونی شاهنشاهی مشروطه پارلمانی ایران بود و برپا ساختن یک جمهوری. امروز دوباره همان جبهه ملی برای استوار نگاه داشتن جمهوری اسلامی می‌جنگد با آنکه به خوبی می‌داند که مردم ایران همانند روز فرخنده ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ روزی که جمهوری مصدق را سرنگون ساختند، این بار نیز جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد و کشور ایران و ایرانیان را دوباره از یوغ بیگانگان و دشمنان ایران آزاد خواهند ساخت، دست بردار نیستند. شصت و پنج سال پیش مردم ایران به خیابان‌ها ریختند و فریاد " جاوید شاه – جاوید شاه" برآوردند. امروز نیز مردم ایران با مشت‌های گره کرده به خیابان‌ها ریخته‌اند و فریاد برمی‌آورند: "رضا شاه روحت شاد – رضا شاه روحت شاد"

ایده اینکه ایران جمهوری بشود از سوی رضا پهلوی نخست وزیر و سردار سپه بررسی شد ولی مجلس شورای ملی و مردم ایران آن را نپذیرفتند و گفتند: "کشور ایران به شاه نیاز دارد و این فرهنگ و تمدن ایران است." همه نیروهای سیاسی، زمانی که محمد مصدق علیه محمدرضا شاه پهلوی توطئه می‌چید پشت به وی کردند و رفتند، به جز حزب کمونیست توده هیچ حزب و گروهی از مصدق پشتیبانی نکرد و زمانی که محمد مصدق کوشش کرد که با زور شوروی، جمهوری را به ایرانیان بچپاند، این پایان محمد مصدق گردید.

اکنون یادآوری خیانتی که مصدق به ایران کرد: محمد مصدق برنامه بسیار دقیقی ریخته بود که چگونه مشروطه پارلمانی شاهنشاهی ایران را سرنگون سازد و جمهوری در ایران برپا سازد و خود مقام ریاست آن را به عهده بگیرد.

نخستین گام از میان برداشتن جدایی و استقلال سه قوه قانونگزاری، مجریه و دادگستری بود یعنی زیر پا گذاشتن قانون اساسی مشروطه. در روز ۱۲ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق اختیارات گرفت که خود قوه قضاییه و قوه مجریه بشود، به همین گونه که رهبر جمهوری اسلامی این قوه‌ها زیر نظر مستقیم اوست.

در روز ۱ آبان ماه ۱۳۳۱ محمد مصدق مجلس سنا را بست. با این کار مجلس سنا که در قانون اساسی مشروطه در بررسی و تصویب قوانین آمده است را از میان برداشت.

برای محمد مصدق مجلس شورای ملی بزرگترین سدی بود که بر سر راه وی قرارداشت تا به تنهایی بتواند حکومت کند. برای رسیدن به هدف پلیدش یعنی بستن مجلس شورای ملی، محمد مصدق نیرنگ دیگری برنامه ریزی کرد. در ۱۲ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق بر خلاف قانون اساسی مشروطه همه پرسی برای انحلال مجلس شورای ملی در تهران برپا کرد.

در روز ۲۲ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق از سوی نورالدین کیانوری رهبر حزب توده آگاهی یافت که شاهنشاه فرمان عزل محمد مصدق از نخست وزیری را توشیح فرموده‌اند. محمد مصدق با همدستی سرتیپ تقی ریاحی برنامه‌ای با جزییات برای زمانی که فرمان عزل مصدق به وی داده می‌شود نوشتند که مصدق چه کارهایی را باید انجام دهد:

۱- به جای اینکه فرمان عزل خود را بپذیرد، محمد مصدق باید فریاد برآورد که از سوی ارتش شاه کودتا شده است.

۲- محمد مصدق دستور دستگیری افسران ارشد گارد شاهنشاهی را بدهد و دیگر افسران و سربازان را به پادگان‌های دیگر تقسیم کنند.

۳- گارد حفاظت و محافظ شخصی شاهنشاه دستگیر شوند و شاه حق بیرون آمدن از کاخ را نداشته باشد.

۴- در میدان بهارستان تظاهرات بزرگی برپا شود و سخنرانان جبهه ملی و پان ایرانیست‌ها و حزب توده پایان شاهنشاهی درایران و برپایی یک جمهوری را به آگاهی مردم برسانند.


سرهنگ نصیری در بامداد ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ فرمان عزل محمد مصدق را به وی داد و از مصدق رسید گرفت. مصدق، سرهنگ نصیری را نزد سرتیپ ریاحی رییس ستاد ارتش فرستاد و ریاحی سرهنگ نصیری و همرانش را دستگیر و به زندان افکند. شبانگاه محمد مصدق با همدستی سرتیپ ریاحی گارد شاهنشاهی را خلع سلاح و منحل ساختند و افسران گارد دستگیر و زندانی شدند و سربازان گارد به باغشاه و پادگان‌های دیگر برده شدند. مصدق و ریاحی کاخ‌های شاهنشاهی را مهر و موم کردند. تا اینجا کار بر پایه برنامه‌های ریخته شده پیش رفت.

ولی مصدق پیش‌بینی نکرده بود که شاهنشاه ایران که در رامسر بودند پس از آگاهی از وضعی که او و همدستانش در تهران محمد مصدق پیش آورده بودند، با همسر خود با هواپیمای یک موتوره به بغداد پرواز کنند.

در ساعت شش بامداد محمد مصدق نخستین کابینه خود در «حکومت مصدق» را برای نشستی در خانه‌اش فراخواند. در این نشست تصمیم گرفته شد که «حکومت مصدق» چگونه خواهد بود. افزون بر این، محمد مصدق و کابینه‌اش تصمیم گرفتند که از رادیو تهران در ساعت هفت بامداد اعلامیه‌ای پخش کنند. هم چنین، محمد مصدق همه وظایفی که برای شاهنشاه در قانون اساسی مشروطه پیش بینی شده بود را از ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه وظایف خود دانست. محمد مصدق اعلام داشت که قانون اساسی مشروطه دیگر معتبر نیست و دستور داد که هر کجا که نام « شاه » است به « ایران » دگرگون شود. محمد مصدق به ستاد ارتش نیز دستور داد که اعلامیه‌ای داده شود که دعای صبحگاه و شامگاه تغییر داده شود و در آن آیین هر جا نام شاهنشاه است برداشته شده، و واژه « ایران » جایگزین آن شود.

در نشست کابینه حکومت مصدق تصمیم گرفته شد که عصر همان روز ۲۵ امرداد ماه، در میدان بهارستان تظاهراتی از سوی حزب توده، جبهه ملی، حزب ایران، نیروی سوم و پان ایرانیست‌ها برگزار شود و سخنرانانی « حکومت نوین مصدق » را معرفی نمایند و مشروطه پارلمانی ایران را پایان یافته بخوانند. محمد مصدق شخصاً به سنجابی دستور داد که پیکره‌های اعلیحضرت رضا شاه پهلوی و اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را از میدان بهارستان و دیگر میدان‌ها و پارک‌ها پایین بیاورند و واژگون سازند.

نخستین اعلامیه « حکومت مصدق » یک دروغ بزرگ بود. ساعت هفت بامداد بشیر فرهمند سرپرست اداره کل تبلیغات خود پشت میکروفن رفت و دوبار اعلامیه دولت را خواند که در ساعت یک بامداد ۲۵ امرداد ماه کودتایی از سوی گارد شاهنشاهی رخ داده است ولی این کودتا در ساعت چهار بامداد خنثی شده است.

در این میان، حسین فاطمی وزیر خارجه « حکومت مصدق » تلگرامی به سفیر ایران در بغداد فرستاد: "تماس سفارت با کسی که بدون اطلاع دولت صبح بعد از کودتایِ نظامیِ مواجه با شکست، فرار کرده‌است، به هیچ وجه مورد ندارد." هم چنین حسین فاطمی همه خبرنگاران داخلی و خارجی را خواست و به عنوان وزیر خارجه « حکومت مصدق » و سخنگوی دولت، اعلامیه دولت را به روزنامه‌نگاران داد و دستور داد به وسیله دستگاه تبلیغات به سراسر دنیا فرستاده شود.

از ساعتی پس از نیمروز حزب توده، جبهه ملی و پان ایرانیست‌ها با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به سوی میدان بهارستان به راه افتادند. مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است.

در میدان بهارستان همان کسان چون شایگان و سنجابی و شایگان و دیگران که در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مشروطه پارلمانی ایران را از جای کندند، اعلام جمهوری کردند.

در این میان جبهه ملی و حزب توده مجسمه رضا شاه بزرگ در میدان بهارستان را با جراثقالی که پیشتر به بهارستان آورده بودند واژگون ساختند و در روزهای ۲۶ و ۲۷ امرداد ماه به پایین کشیدن دیگر پیکره‌های دو پادشاه پهلوی از میدان‌های سپه، ۲۴ اسفند، میدان راه آهن، پارک شهر و .... دیگر جاهای تهران پرداختند.

در روز ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ از ساعت شش بامداد گروه گروه مردم به خیابان‌ها ریختند و قیام مردم شاه‌دوست و میهن‌پرست پایتخت علیه حکومت مصدق آغاز شد. در این رستاخیز همه طبقه‌های مردم، کارگران، پیشه‌وران، کشاورزان، دانشجویان و هم چنین سربازان و پاسبانان، گارد شاهنشاهی و زنان شرکت داشتند. مردم میهن‌پرست، مرکز فرستنده رادیو را اشغال کردند و سپس به مرکزهای حساس شهر و اداره‌های دولتی هجوم بردند و سازمان‌های دولتی را یکی پس از دیگری به دست گرفتندند. با زیر کنترل درآمدن اداره رادیو م، سرود شاهنشاهی نواخته شد ومردم پیروزی خود را به آگاهی رساندند. مصدق نیز از دیوار خانه‌اش به خانه همسایه پرید و فرار کرد.

مصدق پس از چندروزی که در نهان به سر برد دستگیر و زندانی شد. اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی آریامهر به ایران بازگشتند و دستور دادند که دادگاهی برای محاکمه مصدق به دلیل خیانت به کشور تشکیل شود.

محاکمه محمد مصدق و سرتیپ تقی ریاحی از ۱۲ آبان ماه ۱۳۳۲ تا ا دی ماه ۱۳۳۲ به درازا کشید.

دادستان برای محمد مصدق به دلیل خیانت به کشور و بر هم زدن اساس مشروطیت درخواست اعدام کرد.

اعمال ارتکابی متهم ردیف یک، محمد مصدق، که به منظور واژگون ساختن حکومت مشروطه سلطنتی مورد دعوی دادستان ارتش قرار گرفته، به شرح زیر می‌باشد:

۱ – دستور بازداشت سرهنگ نعمت‌الله نصیری (سرتیپ فعلی)، فرماندۀ گارد شاهنشاهی که حامل فرمان عزل بوده‌است.

۲ – توقیف غیرقانونی افرادی از مأمورین رسمی و غیر رسمی.

۳ – خلع سلاح گارد شاهنشاهی حافظ اعلیحضرت همایونی و کاخ‌های سلطنتی.

۴ – مهر و موم کاخ‌های سلطنتی و خلع ید نمودن متصدیان و مباشرین و مستحفظین دربار شاهنشاهی از اموال و کاخ‌های سلطنتی.

۵ – صدور تلگرافات به سفرای ایران در خارج، دایر به عدم ملاقات و نگرفتن تماس با اعلیحضرت همایون شاهنشاهی.

۶ – صدور دستور حذف نام شاهنشاه از دعای صبحگاه و شامگاه در سربازخانه‌ها.

۷ – دستور تشکیل میتینگ با وسایل تبلیغاتی دولتی، برای اهانت به مقام سلطنت و رژیم مشروطیت و پخش جریان میتینگ به وسیله رادیو.

۸ – دستور پایین آوردن و شکستن مجسمه‌های اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر و اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی به منظور بی‌وقر و بالنتیجه تشویق عناصر اخلال‌گر به قیام برعلیه سلطنت و رژیم سلطنتی مشروطه ایران.

۹ – دستور انحلال مجلس شورای ملی.

۱۰ – دستور تحت نظر قرار دادن افراد خاندان سلطنتی به استان‌های آذربایجان.

۱۱ – دستور بازداشت غیرقانونی تیمسار سپهبد زاهدی، نخست وزیر منصوب، و تعیین جایزه برای دستگیری معظم‌له.

۱۲ – حذف سرود شاهنشاهی از برنامه رادیو تهران.

۱۳ – اقدام برای تشکیل شورای سلطنتی از راه رفراندوم.


در روز دوشنبه ۳۰ آذر ماه ۱۳۳۲ پیش از اینکه دادگاه وارد شور شود، نامه‌ای از دربار شاهنشاهی رسید که در داداه خوانده شد. اعلیحضرت همایون شاهنشاه در این نامه فرموده بودند: به پاس خدمات آقای محمد مصدق در سال اول نخست وزیری خود در امر ملی شدن صنعت نفت که خواستۀ عموم ملت ایران است و مورد تأیید و پشتیبانی ذات ملوکانه بوده و می‌باشد، از آنچه نسبت به معظم‌له گذشته، صرفنظر فرموده‌اند.

بر پایه نامه بخشش شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی با اینکه محمد مصدق در تمام ۱۳ مورد جرمش گناهکار شناخته شد تنها به سه سال حبس خانگی محکوم گردید. سرتیپ ریاحی به دو سال زندان محکوم شد و از ارتش شاهنشاهی بیرون انداخته شد.

برای این رای نرم و نازک دادگاه، مردم ایران و شاهنشاه ایران بهای سنگینی پرداختند.

مصدق چیان به اروپا و امریکا فرار کردند و با پول شوروی یک جنبش اپوزیسیون علیه شاه ایران و برای سرنگونی شاه ایران به راه انداختند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور جوانانی که با بورس تحصیلی دولت ایران به هزینه مردم ایران به خارج از کشور فرستاده بودند را به دام کشیدند و بیشتر آنها پس از پایان تحصیلاتشان دشمنان قسم خورده ایران به کشور بازگشتند. این دانشجویان کنفدراسیون به جای اینکه به کارخانه‌ها بروند و در آبادانی و مدرن ساختن کشور بکوشند ، بر پایه ایده مهدی بازرگان به قوه مجریه یعنی وزارتخانه‌ها رخنه کردند و آن را پیاده روی در نهادهای دولتی نامیدند تا زمینه را برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی ایران آماده سازند.

بخشی از این دانشجویان کنفدراسیون نزد یاسر عرفات بزرگ تروریست جهان رفتند، آموزش آدم کشی، آدم ربایی، ترور، وحشت افکنی، دزدی، بانک زنی و .... دیدند و کارشناس جنگ‌های چریکی شدند. هموندان کنفدراسیون دانشجویی به پابوس خمینی در نجف رفتند و وی را رهبر خود خواندند و از وی درخواست کردند که راهی را که علیه شاه و ملت ایران در پیش دارند، رهبری کند.

چهار روز پس از شکست رویداد روز ننگین ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ ، ننگی در تاریخ ایران که از سوی خمینی و جبهه ملی و نهضت آزادی برای اندازی مشروطه پارلمانی و جلوگیری از اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب رعیتی به راه افتاد، محمد مصدق نامه‌ای به کنفدراسیون دانشجویان فرستاد و و از آنان خواست که گام‌های بلند بردارند و راه وی را در سرنگونی محمدرضا شاه پهلوی و حکومت مشروطه دنبال کنند و با هواداران خمینی خود را هماهنگ سازند.

در روز ۴ تیر ماه ۱۳۴۵ دبیران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در عراق با خمینی دیدار کردند. خمینی گفت: دانشجویان باید متحدا به مبارزات خود ادامه دهند و مردم ستمدیده ایران و آنچه بر آنان می‌گذرد را فراموش نکنند. آینده مملکت بدست جوانان سپرده می‌شود و در حفظ و حراست آن نباید غفلت کنند و ما روحانیون با شما دانشجویان در این راه همراه هستیم و بر اساس احکام اسلام با شما همکاری می‌کنیم

شهریور ماه ۱۳۴۷ مصطفی خمینی در نامه‌ای به کنفدراسیون چگونگی همکاری‌های آینده روحانیون با کنفدراسیون را روشن کرد.

دومین دیدار نمایندگان کنفدراسیون با آیت‌الله خمینی در شهریور ماه ۱۳۴۸ انجام گرفت. محمود رفیع، مجید زربخش که برای شرکت در پنجمین کنگره اتحادیه دانشجویان فلسطین به اردن رفته بودند، در راه بازگشت از آن سفر به نجف رفتند و با خمینی دیدار کردند و درباره همکاری کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور با روحانیون گفتگو کردند. خمینی گفت که کنفدراسیون می‌باید از روحانیون و مبارزه مردم فلسطین پشتیبانی کند.

دهشتناکترین کاری که مصدق چیان با پشتیبانان خمینی یعنی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور و آخوندهای درون کشور انجام دادند، آتش زدن بیست و هشت سینمای کشور در سالگرد روز فرخنده ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ رستاخیز ملت ایران بود. در روز ۲۸ امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به دستور خمینی و با فراهم ساختن بنزین هواپیما از سوی خامنه‌ای سینما رکس آبادان آتش زده شد و بیش از ۶۰۰ تن ایرانی زنده زنده در آتش سوختند و ذغال شدند.

در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی روزی که محمدعلی سلطان قاجار دستینه کرد که « کشور ایران مشروطه تام است » ، روح الله خمینی و همدستانش در جبهه ملی و نهضت آزادی همان مادر سازمان مجاهدین، توده‌ای‌ها، گروه‌های تروریستی چپ و راست قدرت را در ایران به دست گرفتند : مهدی بازرگان نخست وزیر، سرتیپ تقی ریاحی وزیر دفاع - ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر در امور انقلاب - ناصر میناچی وزیر ارشاد ملی – کریم سنجابی وزیر امور خارجه – اسدالله مبشری وزیر پست و تلگراف – داریوش فروهر وزیر کار – احمد صدر حاج سید جوادی وزیر دادگستری – عزت الله سحابی رییس سازمان برنامه و بودجه – صدق طباطبایی معاون امور روابط عمومی – حسن حبیبی وزیر فرهنگ و آموزش عالی – مصطفی چمران وزیر دفاع ملی – احمد مدنی وزیر دفاع ملی – علی اکبر معین فر وزیر نفت – هاشم صباغیان وزیر کشور و ....

برای سپاسگزاری از محمد مصدق و راه مصدق در ویرانی کشور ایران و سرنگونی مشروطه پارلمانی ایران نام خیابان پهلوی در تهران به خیابان مصدق دگرگون شد. در سال ۱۳۵۸ کوچی تازی، صدمین سال زادروز محمد مصدق را این خائنین جشن گرفتند و تمبر یادبودی به چاپ رساندند و در این هیاهو فراموش کردند که پنجاه سال به مردم ایران دروغ گفتند که زادروز محمد مصدق ۱۳۶۰ است تا غیرقانونی بودن نخست وزیری وی که بیش از هفتاد سال داشت و زاده ۱۲۸۵ تازی بود را پنهان سازند.

سرانجامِ آنچه را که محمد مصدق و هوادارانش کردند، امروز در کشور ایران می‌بینیم، کشوری سبز و خرم، غنی از منابع روی زمین و زیر زمین را با سیاست‌های خود ویران ساختند. دستاورد سیاست مصدق را امروز می‌توانیم در کشورهای ونزوئلا با هوگو چاوِز ، کوبا با فیدل کاسترو، آلبانی با انور خوجه، و یا اتحاد جماهیر شوروی با استالین ببینیم. همه این کشورها ویران شده‌اند. با اینکه ایدئولوژی سوسیالیستی شکست خورده است هنوز هم در تلویزیون‌های لس انجلسی ، خائنین به ایران و ملت ایران عربده می‌زنند " زنده باد مصدق" و هنوز هم از داستان فانتزی کودتای ۲۸ امرداد، با سرنگونی تنها نخست وزیر دموکراتیک انتخاب شده در تاریخ ایران می‌گویند.

امروز، مردم ایران دروغ‌های مصدق و مصدق چیان را دریافتند. هیچ کس دیگر دنباله روی شعارها و نیرنگ‌های اینان نیست. مردم ایران فریاد برآوردند " رضا شاه روحت شاد"، زیرا می‌دانند که رضا شاه سردودمان خاندان پهلوی، ایران کشوری فقیر و بیماری زده و گرسنه را از چنگ مغولان قاجار بیرون کشید و از آن ایران، ایران نوین مدرن و با آینده‌ای روشن ساخت. پهلوی‌ها نشان دادند که می‌توانند برای ایران آینده‌ای روشن و طلایی به ارمغان بیاورند، در جایی که نام ننگین محمد مصدق برابر با ورشکستگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، نام افتخارآور پهلوی همتا با پایداری و امنیت و رفاه و برابری و آسایش و آینده روشن است.