New Server

ماموریت برای وطنم: تفاوت بین نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
جز (added Category:سال ۱۳۴۰ using HotCat)
 
سطر ۸: سطر ۸:
 
}}
 
}}
  
[[پرونده:Shahanshah signs Missionfor My Country.jpg|thumb|left‎|شاهنشاه کتاب ماموریت برای وطنم را می‌نویسند]]
+
[[پرونده:Shahanshah signs Missionfor My Country.jpg|thumb|left|180px‎|شاهنشاه کتاب ماموریت برای وطنم را می‌نویسند]]
[[پرونده:Shah Mission for my country book.jpg|thumb|left‎|برگردان کتاب ماموریت برای وطنم به انگلیسی به قلم محمدرضا شاه پهلوی]]
+
[[پرونده:Shah Mission for my country book.jpg|thumb|left|180px‎|برگردان کتاب ماموریت برای وطنم به انگلیسی به قلم محمدرضا شاه پهلوی]]
[[پرونده:Mission for my CountryHIM Shahanshah.jpg|thumb|left‎|کتاب ماموریت برای وطنم به قلم محمدرضا شاه پهلوی]]
+
[[پرونده:Mission for my CountryHIM Shahanshah.jpg|thumb|left|180px‎|کتاب ماموریت برای وطنم به قلم محمدرضا شاه پهلوی]]
 
+
[[پرونده:ShahanshahAryamehrMissionForMyCountryBook2019.jpg|thumb|left|180px|کتاب ماموریت برای وطنم به چاپ رسیده از سوی مشروطه دات اورگ]]
 
== ماموریت برای وطنم - اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران ==
 
== ماموریت برای وطنم - اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران ==
 
ماموریت برای وطنم کتابی است به قلم اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی که در سال ۱۳۳۹ نوشته شد و نخستین بار در سال ۱۳۴۰ به انگلیسی به چاپ رسید.
 
ماموریت برای وطنم کتابی است به قلم اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی که در سال ۱۳۳۹ نوشته شد و نخستین بار در سال ۱۳۴۰ به انگلیسی به چاپ رسید.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۹:۱۰

درگاه رضا شاه پهلوی محمدرضا شاه پهلوی

نوشتارها و کتاب‌های محمدرضا شاه پهلوی'

درگاه محمدرضا شاه پهلوی
شاهنشاه کتاب ماموریت برای وطنم را می‌نویسند
برگردان کتاب ماموریت برای وطنم به انگلیسی به قلم محمدرضا شاه پهلوی
کتاب ماموریت برای وطنم به قلم محمدرضا شاه پهلوی
کتاب ماموریت برای وطنم به چاپ رسیده از سوی مشروطه دات اورگ

ماموریت برای وطنم - اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران

ماموریت برای وطنم کتابی است به قلم اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی که در سال ۱۳۳۹ نوشته شد و نخستین بار در سال ۱۳۴۰ به انگلیسی به چاپ رسید.

شاهنشاه ایران سیاستمداری بی همانند در دنیا است. فرزند یک امیر ارتش است که در سال ۱۳۰۷ تاجگذاری کرد و ایران نوین را بنیاد نهاد. اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر با دقت از سوی پدر تاجدار خود برای خویشکاری‌های آینده خود آماده شده بود.

در درازای جنگ جهانی دوم که دو کشور استعماری شوروی و انگلستان، کشور ایران را با وجود این که اعلام بی طرفی کرده بود را اشغال کردند. استالین خواستار برکناری رضا شاه بزرگ و برانداختن شاهنشاهی در ایران شد. سرانجام در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ رضا شاه بزرگ ناچار به کناره‌گیری از شاهنشاهی ایران شد. ولیعهد نو جوان ایران در بیست و یک سالگی در بحرانی‌ترین روزهای کشور ایران جانشین پدر شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، استقلال کشور ایران بر جای ماند، ولی گفتگوها درباره نفت که مصدق قاجار عامل انگلیس، با « موازنه منفی » به راه انداخت فضای سیاسی را پر کرد. ورشکستگی سیاسی و اقتصادی دستاورد نخست وزیری مصدق و کودتای مصدق در روز ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ با جزییات و خیانت‌های مصدق به کشور ایران در این کتاب آمده است.

شاهنشاه داستان بر تخت شاهنشاهی نشستن خود و آنچه را که گذشت که خود داستانی بسیار شگفت انگیز و جالب است به قلم می‌کشند. شاهنشاه از به همسری برگزیدن خواهر فاروق فوزیه، و سپس ثریا اسفندیاری می‌گویند، دو ازدواج که به جدایی انجامید و رنج بسیار به همراه داشت. شاهنشاه ایران از به همسری برگزیدن شهبانو فرح می‌نویسند که سرانجام شادی و خوشبختی خانوادگی خود را یافتند، خوشبختی که با زاده شدن ولیعهد سیروس رضا پهلوی به اوج خود رسید. این نوشتار پر از احساس و مهر به گیرایی این کتاب می‌افزاید.

در این کتاب شاهنشاه به ویژه به آینده ایران می‌پردازند و از دشواری‌های ایران، کشوری در حال توسعه با پتانسیل بسیار می‌گویند و فرتوری از دستاوردهای اقتصادی و رفرم اجتماعی در ایران را به نوشتار می‌کشند. اعلیحضرت همایونی دیدگاه‌های خود را بی پرده درباره دموکراسی در گستره خاورمیانه بیان می‌دارند و بدین باور هستند که سرزمین ایران در آینده به یک آمیخته‌ای از فرهنگ‌های بزرگ شرق و غرب دست خواهد یافت.

کتاب ماموریت برای وطنم چهارده فصل دارد و از سوی مشروطه. اورگ ویرایش و باز چاپ شده است که در کتابفروشی‌های آن لاین و آمازون در دسترس همگان قرار دارد.


فصل اول – سرزمین قدیم و جدید ایران

... از لحاظ هوش و سرعت انتقال، مردم ایران چنانکه ذکر خواهدشد شهرتی به سزا دارند و با توسعه و تعمیم تعلیمات اجباری در سراسر کشور به نظر من می‌توان امیدوار بود که در آینده نیز ایرانیان در علم و هنر و کشاورزی و صنعت و بازرگانی سهم مؤثر و ذیقیمتی خواهند داشت. از لحاظ معادن، ایران دارای منابع گرانبهاست. البته از حیث نفت ما یکی از تولیدکنندگان بزرگ جهان محسوب می‌شویم و از این لحاظ شهرت یافته‌ایم. در خاورمیانه صنعت نفت از ایران آغاز گردیده و طبق بررسی‌ها و تحقیقات علمی اخیر، کشور من مانند کشتی بزرگی است که روی دریای نفت قرار گرفته باشد. آنچه برای دیگران نسبتاً مجهول مانده، این است که ما دارای معادن گرانبها و ذیقیمت دیگر مخصوصاً ذغال سنگ، آهن، مس، منگنز، کروم، احجار کریمه و بسیاری از املاح شیمیایی مانند بورات و سولفات و نمک طبرزد هستیم که به مقادیر زیاد قابل صدور وجود دارد و هنوز استخراج و بهره‌برداری از آنها در مراحل مقدماتی است. خاک ایران تقریباً در تمام نقاط، جز در ناحیه کویرِ بزرگِ نمک که مانند کشور استرالیا قسمتی بزرگ از فلات مرکزی ایران را فراگرفته، حاصلخیز است. هر جا آب به زمین قابل زراعت برسد انواع مختلف محصول مانند گندم و جو و ذرت و برنج و پنبه و سیب‌زمینی و ماش و یونجه و چغندرقند و نیشکر و تنباکو و چای زراعت می‌شود و سبزی‌های خوردنی مانند کلم و شلغم و پیاز و بادنجان و خیار و غیره به عمل می‌آید. ...

فصل دوم – تحولاتی که پدرم در ایران ایجاد کرد

... راه‌آهن سرتاسری ایران که پدرم در سال ۱۳۰۵ آغاز و در سال ۱۳۱۷ به پایان رسانیده، شاید جالب‌ترین راه‌آهن طویلی باشد که به این سرعت ساخته شده‌است. از نظر هنر مهندسی، راه‌آهن سرتاسری ایران از راه‌آهن معروف سویس نیز مهمتر است، زیرا این راه از روی ۴۱۰۰ پل و از میان ۲۲۴ تونل که مجموعاً ۵۴ میل طول دارد، می‌گذرد. یکی از تونل‌های این خط دو میل طول دارد و بعضی از آنها که در بدنه کوهسار چند پیچ می‌خورد و پیچ و خم‌های آن بر فراز یکدیگر قرار گرفته، از درون صخره‌های سخت عبور می‌کنند.

هزینه خط اصلی که ۹۰۰ میل طول آن است (امروز خطوط دیگری بدان افزوده شده و به نقاط دیگر کشور امتداد یافته‌است) به وسیله عوائدی که از قند و شکر و چای دریافت می‌شد، تأمین گردید. این مالیات بیشتر بر طبقه دهقان و کشاورز که قسمت عمده درآمد نقدی خود را به مصرف قند و چای می‌رساندند تحمیل می‌شد، ولی پدرم نسبت به قرضه خارجی بدگمان بود و صدماتی که اسلاف او از وام خارجی کشیده‌بودند، از خاطرش نمی‌رفت. با این وصف هر چند از قرضه خارجی تحاشی داشت ولی از روی کمال بی‌طرفی مهندسین خارجی را از چندین کشور و ملیت مختلف برای تسریع در امر ساختمان راه‌آهن استخدام نمود. پدرم راه‌های شوسه مهمی نیز در کشور احداث و بنادر مهم بحر خزر و خلیج فارس را ایجادنمود و اولین خط هوایی بین ایران و سایر کشورها و خط هوایی داخلی را تأسیس کرد و در سال ۱۳۰۹ وسایلی را که شرکت انگلیسی هند و اروپ در ایران تحت اداره خود داشت، از حیطه اختیار آن شرکت خارج ساخت. برای تأمین استقلال مالی و پولی ایران حق انتشار اسکناس را ملی کرده و بانک ملی ایران را که به وسیله مأمورین لایق ایرانی اداره می‌شود، تأسیس نمود و دستور داد برای کارمندان این بانک باشگاه و سفره‌خانه و استخر شنا و وسایل ورزش و بیمارستان و چاپخانه بسیار مجهزی بسازند

فصل سوم – دوران کودکی من

... پدرم در احیای افتخارات باستانی و مجد و عظمت دیرین وطن ما کوشش بسیار داشت و همیشه از ملت خود می‌خواست که میهن خود را چنانکه شایسته افتخارات گذشته آن است، سربلند نگاه دارد و در راه تجدید عظمت دیرین ایران با وی گام بردارند. وی بدون آنکه یک برنامه جامع عمرانی مانند برنامه فعلی هفت ساله دوم و یا برنامه سوم که اینک در شرف تهیه است داشته‌باشد، پیوسته پس از اتمام یک طرح اصلاحی به طرح دیگر می‌پرداخت و لحظه‌ای از کوشش بازنمی‌ماند تا مجموع این کوششهای سریع به شکل یک نقشه معقول اصلاحات درآید. با تصدیق به اینکه در میان اقدامات او بعضی از طرحها دقیق‌تر و مفیدتر بود و با تصدیق به اینکه رویه او برای تحریض ملت به انجام آن نقشه‌های اصلاحی خالی از خشونت نبود، باید اذعان کرد که پدرم به نتایج شگرفی رسید و وقتی کارهای او و خدماتی را که به کشور کرده‌است جمعاً حساب می‌کنیم، مشکل است تصورکنیم که دوره سلطنت وی بیش از شانزده سال نبوده و در مدت به این کوتاهی به پیشرفتهایی که در فصل سابق به آنها اشاره کردم، نائل آمده‌است.

فصل چهارم – تعلیم و تربیت شاه

... با وصف این حال زندگی من در مدرسه از سایر محصلین مجزا و بیشتر از آنها مورد مراقبت بود، زیرا اولاً مواد درسی من سنگین‌تر از آنها بود و گذشته از برنامه معمولی مدرسه، آقای مستشار برای من برنامه مفصلی در ادبیات فارسی داشت و این برنامه به امر و دستور پدرم بود که به تحصیلات من در زبان و ادبیات فارسی اهمیت بسیار می‌داد. از طرف دیگر سرپرست من دکتر نفیسی در رفتار و کردار و فعالیتهای من نظارت شدید داشت. دکتر نفیسی امروزه در قید حیات نیست و من تا کنون ندانسته‌ام که این سختگیری و نظارت شدید او در رفتار من ناشی از اوامر مستقیم پدرم بود یا به علت علاقه شدیدی بود که آن مرحوم به مواظبت و تربیت من داشت. به هر حال وضع من مانند یک زندانی بود و جز در مواقع خاص آن هم به معیت سرپرست خود، اجازه نداشتم از محیط مدرسه خارج شوم.

فصل پنجم – ایام پرآشوب و تشنج

... مصدق دیوان عالی کشور را منحل و انتخابات مجلس شورای ملی را متوقف ساخت و چون بعضی از نمایندگان با شهامت به مخالفت وی برخاسته بودند، اعلام کرد که باید به آرای عمومی مراجعه و به وسیله رفراندوم مسئله انحلال مجلس شورای ملی حل گردد. نمایندگان به یاد داشتند که مصدق هنگام گشایش همین دوره مجلس شورای ملی در طی سخنرانی کوتاه خود گفته‌بود که هشتاد درصد از نمایندگان، منتخبینِ حقیقیِ ملت هستند. در این رفراندوم مصدق که خود را همیشه قهرمان و مدافع انتخابات آزاد قلمداد می‌کرد کار را طوری ترتیب داده‌بود که کسانی که با انحلال مجلس موافق بودند رأی خود را در یک صندوق که از حیث رنگ بسیار مشخص بود، بریزند و مخالفین رأی خود را در صندوق دیگر بیاندازند و همه می‌دانستند که با این ترتیب اگر کسی جرأت کرده می‌خواست رأی مخالف بدهد، بدون تردید مورد ضرب و شتم و اهانت اراذل و اوباش طرفدار مصدق و توده‌ایها که به آنها ملحق شده و تمیز بین این دو دسته دیگر غیر ممکن شده‌بود، قرار می‌گرفت. نتیجه انجام رفراندوم همان بود که مصدق می‌خواست، چنانکه هیتلر هم پیش از وی همین عمل را انجام داده‌بود و ۹۹٪ (نودونه درصد) مجموع آرای موافق انحلال مجلس شورای ملی بود و در یکی از شهرهایی که جمعیت آن ۳۰۰۰ نفر است، ۱۸۰۰۰ رأی موافق به انحلال مجلس رأی داده‌بودند. ظاهراً در آن شهر و بسیاری از شهرهای دیگر اموات نیز از گور بیرون آمده و رأی خود را در صندوق ریخته‌بودند! اما از یک نظر باید گفت که اموات هم در این انتخابات و سایر انتخابات ساختگی مصدق شرکت کرده‌بودند، زیرا صدها نفر از کسانی که خواسته‌بودند رأی واقعی بدهند، جان خود را از کف داده و به قتل رسیده‌بودند.

فصل ششم – ناسیونالیسم مثبت من

... ما به حکم همسایگی با روسها که سالها به کشور ما چشم طمع دوخته بودند، سرزمین مناسبی برای روسیه شوروی به شمار می‌آمدیم که روش و طرز عمل خود را در آن به مقام آزمایش درآوردند. به طوری که قبلاً اشاره شد، از سال ۱۹۲۰ مذاکره‌ای برای عقد پیمان دوستی و داد بین ایران و روسیه در جریان بود تا اینکه یک سال پس از کودتای پدرم این پیمان به امضاء رسید. در همان موقعی که گفتگو و مذاکره دوستانه ما درباره این قرارداد جریان داشت، عمل تجاوزکارانه عجیبی از طرف روسها سر زد بدین معنی که به منظور حمایت و پشتیبانی از میرزاکوچک‌خان جنگلی که یکی از متمردین و یاغیان ایران بود، نیروی نظامی خود را به بندر انزلی (که بعداً به دستور پدرم بندر پهلوی خوانده شد) پیاده کردند و یاغی مزبور با کمک آنها دولتی در داخل کشور ما علناً به نام جمهوری شوروی گیلان تشکیل داد.

فصل هفتم – مسئله اقتباس تمدن جدید

... برای اینکه فنون و علوم غربی در کشوری مانند ایران به طرز صحیح به کار افتد، نهایت بصیرت و دقت نظر ضرور است. چنانکه گفته‌ام باید بسیاری از فنون و هنر جدید را اقتباس کنیم و این کار بیشتر بر عهده جوانان کشور ماست که پس از تمام کردن دوره تحصیلات دانشگاهی خود در ایران، برای تکمیل معلومات و آشنایی به علوم و فنون غرب به خارج اعزام شده‌اند. این جوانان در جریان تحصیل و ضمن تحقیقات علمی خود طبعاً باید به واقعی دریابند که چگونه معلومات و اطلاعاتی را که کسب می‌کنند با اوضاع و احوال و احتیاجات ایران کاملاً ملایم و سازگار نمایند.

بسیاری از رشته‌های علمی غرب باید بدون مطالعه و پیداکردن دلیل و موجب، به خودی خود مورد اقتباس قرار گیرد. ولی قسمتهایی هم وجود دارد که باید با نهایت حزم و مآل‌اندیشی در آن غور و بررسی نمود.

فصل هشتم – نظر من درباره دموکراسی

... از زمانی که پدرم در عرصه سیاست ایران به فعالیت پرداخت، اوضاع و تشکیلات اداری به طوری که در این کشور سابقه نداشت اصلاح گردید و سر و سامان یافت. وی تمام کشور را تحت یک نظارت و مراقبت متحدالشکل درآورد، رسم انتخاب حکام را لغو کرد، اختیارات قضایی استانداران را از میان برد، جمع‌آوری مالیات را تمرکز داد و رویه قدیمی وصول مالیات به صورت مقاطعه را برانداخت. سازمان وزارتخانه و مؤسسات دولتی را طبق اصول نوین و به موجب نوع کار آنها منظم ساخته و وزارتخانه‌های جدیدی تأسیس و کارها را به مأمورین صالح واگذار فرمود. مأمورین فاسد از خدمت اخراج و به شدیدترین وجه مورد مجازات قرار گرفتند و مأمورین شایسته و لایق به کار گماشته شدند و صدها دانشجو برای تحصیلات تخصصی به اروپا اعزام گردیدند. از همه کارهای او مهمتر آن بود که در دستگاه اداری کشور حس وظیفه‌شناسی و علاقه به احیای کشور و پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی را در دل کارمندان بیدار ساخت. ...

فصل نهم – آینده امید بخش کشاورزی

... چون کشور ما دارای منابع سرشار نفت و میزان تولیدات در این رشته بسیار قابل توجه است، مردم عموماً تصور می‌کنند که کشور ایران اصولاً یک کشور تولیدکننده نفت است. ولی این تصور اشتباه محض است، زیرا امروز میزان محصول سالیانه کشاورزی ما تقریباً چهار برابر تولیدات نفتی سالیانه ماست و حرفه فلاحت از هزاران سال پیش مهمترین حرفه مردم ایران بوده و هنوز هم در درجه اول اهمیت است، زیرا تقریباً سه ربع جمعیت ایران به زراعت مشغولند و جز در قسمت کویر و غیر مزروع کشور در قصبات و قراء ایران پراکنده‌اند و برای کشت و زرع زمینهای وسیع در اختیار دارند و گاهی مایه اعجاب خارجیان می‌شود که بشنوند در کشور ایران در حدود ۴۵۰۰۰ قریه و دهکده وجود دارد که هر یک معمولاً از بیست تا سیصد نفر سکنه دارد

فصل دهم – زن ایرانی در اجتماع

... اندکی پیش از حملۀ اعراب به ایران دو تن از بانوان ایرانی مدت کوتاهی به تخت سلطنت نشستند و پس از استیلای اعراب و رواج دین مبین اسلام نیز نفوذ زنان در جامعه ایرانی به هیچ وجه از میان نرفت و درجه نفوذ آنان منوط و متناسب با شخصیت خود زنها بود. در کشور باستانی ما از قرون پیشین تا عصر امروز، زن در خانواده تسلط بسیار داشته و من خود شاهد این سلطه و نفوذ بوده‌ام، زیرا کسی مردی قوی اراده‌تر از پدر من ندیده بود و با وجود آن در زندگانی خانوادگی ما نفوذ مادرم بر همه تفوق داشت.


فصل یازدهم – فرهنگ و آینده ایران

... به عقیده پدرم وظیفه نخستین آموزش و پرورش خلق و ایجاد روح میهن‌پرستی در دل جوانان کشور بود و بدون وجود یک چنین روحیه نیرومندی آرمانهایی که برای تجدید حیات کشور داشت، صورت وقوع پیدا نمی‌کرد. به عقیده او اقتباس تمدن و فرهنگ نوین تنها به تغییرات ظاهری مانند احداث کارخانه و راه‌آهن و خیابانهای آسفالت‌شده نیست، بلکه باید در فرهنگ و معنویات ملت ایران نیز تغییرات کلی به عمل آید و توفیق در این عمل بسته به درجه عمق و بسط دامنه آن تغییرات اساسی است. از همین جهت در همان ایام که بناهای کهن و تاریخی را حفظ و مرمت می‌کرد و به ابهت و شکوه نخستین می‌رساند، طرز فکر و عمل مردم را نیز عوض می‌کرد تا عظمت گذشته ایران با آینده روشن و درخشانی که برای آن می‌خواست، هماهنگ گردد.

برای اجرای همین فکر پدرم برنامه‌هایی تعلیماتی را که تا آن روز در ایران سابقه نداشت به مقام اجرا گذاشت و دروس بهداشت و تعلیمات مدنی و خانه‌داری را در مدارس رواج داد. تشکیلات پیشاهنگی پسران و دختران را تشویق کرد، و به وسیله رادیو و سایر وسایل مخابراتی جوانان و کودکان را به وظیفه‌ای که در خدمت به میهن داشتند و مجاهدت در بهبود وضع زندگانی آشنا ساخت و برنامه وسیعی برای آموزش سالخوردگان تنظیم فرمود.

فصل دوازدهم – نفت ایران

... کارشناسان در انتظار آن روزی هستند که عده کثیری از مواد مورد احتیاج نوع انسانی، از نفت و مشتقات آن و گاز طبیعی فراهم گردد. چند سال پیش یکی از متصدیان بزرگ امور نفتی گفته بود که در صنعت شیمیِ نفت، هرگز بیش از مقدار بسیار کمی نفت که به مثابۀ قطره‌هایی از دریایی باشد مورد استفاده قرار نخواهد گرفت، اما این نظر بسیار خطا بود، زیرا این صنعت چنان به سرعت پیشرفت کرده‌است که پیش‌بینی می‌کند که در سال ۱۹۶۵ ارزش موادی که این صنعت سالیانه تولید خواهد کرد، تنها در آمریکا به ده‌میلیون دلار بالغ گردد.

فصل سیزدهم – ایران و صلح جهان

فصل چهاردهم – شاه و کشور

... باید به خاطر آورد که پدرم نه تنها در حفظ بی‌طرفی کوشش داشت، بلکه سعی وی آن بود که با تمام نیرویی که ایران می‌توانست در اختیار داشته باشد از آن پشتیبانی کند. کشور ایران هرگز مردی به میهن‌پرستی واقعی رضاشاه به یاد ندارد، ولی باید دید که سیاست او برای ما و برای خودش چه نتیجه‌ای بخشید؟

اینک ما ایرانیان سیاست ناسیونالیسم مثبت را که در فصل ششم بدان اشاره کرده‌ام، جایگزین سیاست بی‌طرفی نموده‌ایم. شاید تفاوت بین سیاست ما با سیاست عقیم و منفی مصدق در امور داخلی و خارجی آنقدر آشکار است که نیازمند مقایسه نباشد. آنقدر باید گفت که در سیاست جدید ما پاداش شهامت امیدواری است. از نظر صلح و ثبات بین‌المللی، سیاست ناسیونالیسم مثبت ما را به چهار اصل مهم اساسی راهبری می‌کند: