قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
قرارداد سن پترزبورگ ۱۹۰۷ تصمیم‌های مجلس

کودتای سوم اسفند

مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری چهارم
حسن وثوق‌الدوله نخست‌وزیر برادر احمد قوام السلطنه امضاکننده قرارداد ۱۹۱۹
نصرت‌الدوله فیروز وزیر خارجه پسر عبدالحسین فرمانفرما امضاکننده قرارداد ۱۹۱۹
اکبر صارم‌الدوله وزیر دارایی نوه ناصرالدین شاه امضاکننده قرارداد ۱۹۱۹

قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس‏ - قراردادی بود که در ۱۷ امرداد ۱۲۹۸ برابر با ۹ اوت ۱۹۱۹ میان دولت ایران و دولت انگلستان بسته شد و بر اساس این قرارداد استعماری ایران کشوری تحت‌الحمایه انگلستان درآمد. این قرارداد با امضای حسن وثوق وثوق‌الدوله نخست‌وزیر و برادر بزرگ احمد قوام قوام‌السلطنه، اکبر میرزا صارم‌الدوله وزیر دارایی و فیروز میرزا نصرت‌الدوله (فرزند فرمانفرما) وزیر خارجه بسته شد. این سه وزیر انگلوفیل در روز ۹ اوت ۱۹۱۹ روز امضای قرارداد هر یک نامه‌ای از سوی سفیر بریتانیا در تهران[۱] با نوشتار یکسان بدستشان رسید که:

عالیجناب
طبق اجازه‌ای که از طرف حکومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان به دوستدار داده شده است با کمال خوشوقتی به آگاهی شما می‌رسانم:
با توجه به قراردادی که امروز میان دولتین بریتانیای کبیر و ایران بسته شد، حکومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان آماده است در صورت نیاز به وسیله مقامات سفارت انگلیس در تهران از شما پشتیبانی کند و اگر لازم شد آن عالیجناب را در یکی از مستملکات بریتانیا به عنوان پناهنده سیاسی بپذیرد.

نگاهی به وضع ایران از ۱۲۸۷ تا ۱۲۹۸ خورشیدی

کشور ایران آشفته، ورشکسته، پایمال شده در زیر لگدهای بیگانگان و در خطر ازهم‌پاشیدگی پایانی بود. با نگاهی کوتاه به گذشته برمی‌گردیم که مجلس شورای ملی در روز ۱۲ مهر ماه ۱۲۸۵ آغاز به کار کرد. روز ۲ تیر ۱۲۸۷ به فرمان محمدعلی شاه کلنل لیاخوف روسی مجلس نخست را به توپ بست و مشروطه در سراسر ایران بجز تبریز برچیده شد. از این تاریخ استبداد صغیر آغاز شد و تا فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان گیلان و اسپهان در ۲۵ تیر ماه ۱۲۸۸ یا یک سال و چند هفته پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی، مجلس بسته بود. مجلس شورای ملی از این تاریخ بسته شد و محمدعلی شاه مجلس عالی را با عضویت بستگان درباری خود برپاکرد.

پس از آنکه سلطنت محمدعلی شاه بدست مشروطه‌خواهان سرنگون شد، در روز ۲۴ آبان ماه ۱۲۸۸ مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوم گشایش یافت. تا اینکه در روز ۹ آذر ماه ۱۲۹۰ ارتش روسیه استان گیلان را تصرف کرد. ۷ دی ماه ۱۲۹۰ قوای روسیه تهران را نیز اشغال نظامی کرد. از سال ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۳ خورشیدی، سه سال تهران و بخش شمالی کشور ایران در اشغال ارتش روس بود. مجلس شورای ملی در درازای این سه سال بسته ماند.

دوره قانونگذاری سوم مجلس شورای ملی، در روز ۱۴ آذر ماه ۱۲۹۳ آغاز به کارکرد. با آغاز جنگ جهانی اول در ۱۸ امرداد ماه ۱۲۹۳ دنیا در آتش جنگ فرورفت و در آبان ماه ۱۲۹۴ روسیه شمار یکان‌های ارتش روسیه در بخش شمالی ایران و همچنین در تهران را بالابرد. مجلس شورای ملی در ۱۱ آبان ماه ۱۲۹۴ بسته شد و تا سال ۱۳۰۰ خورشیدی برای شش سال بسته ماند.

آبان ماه ۱۲۹۵ ارتش انگلیس، جنوب ایران را به تصرف درآورد. سال پسین در اکتبر ۱۹۱۷ برابر با مهر ماه ۱۲۹۶ انقلاب اکتبر روسیه به انجام رسید و دستاورد آن دستینه شدن قرارداد صلح روسیه با دولت آلمان در ۱۲ اسفند ماه ۱۲۹۶ بود. با دستینه شدن این قرارداد صلح سرانجام جنگ جهانی اول میان این دو کشور به پایان رسید. ارتش روسیه که در ایران بود منحل گشت و از ایران بیرون رفت و تمامیت ایران به اشغال انگلیس درآمد. نیروهای انگلیسی تا باکو پیشروی کردند تا معادن نفت روسیه در باکو را بگیرند. ارتش سرخ شوروی منابع باکو را از چنگ قوای انگلیس درآورد و به شمال ایران، استان‌های گیلان و آذربایجان یورش برد و با همکاری میرزا کوچک خان جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را بر پا کردند.

گفتگوها میان دولت ایران و انگلیس

آرمیتاژ اسمیت مستشار انگلیسی برای مالیه ایران بر پایه قرارداد ۱۹۱۹
قرارداد آرمیتاژ اسمیت بسته شده ۱ دی ماه ۱۲۹۹
محمد مصدق‌السلطنه وزیر مالیه قوام‌السلطنه مهر ۱۳۰۰ اجرا کننده قرارداد ننگین آرمیتاژ اسمیت

با پایان یافتن جنگ جهانی اول [۲] شیرازه کارها در ایران از هم پاشید و دولت ایران ورشکسته شد. در این شرایط دشوار، دولت ایران کوشش کرد که از دولت انگلستان وام بگیرد. انگلستان اعلام داشت که آماده است وام ۲ میلیون پوندی با ۷٪ بهره به ایران بدهد. دولت انگلستان دادن وام به دولت ایران را وابسته به پذیرش شرایطی سیاسی در یک قرارداد نمود. آرمان دولت انگلیس با دادن وام این بود که کنترل کامل سیاسی و اقتصادی ایران را در دست‌گیرد. در هر وزارتخانه و اداره دولتی می‌باید که کارشناسان انگلیسی رییس باشند. ارتش ایران می‌بایستی که زیر فرماندهی افسران انگلیسی قرارگیرد. گمرکات و سیستم مالیاتی ایران می‌باید از سوی کارمندان انگلیسی اداره شوند. راه‌های کشوری و راه‌آهن می‌باید از سوی کارشناسان انگلیسی برنامه‌ریزی و ساخته شوند. دولت انگلیس برای اینکه پایداری‌های سیاسی درون مرزی را در هم بشکند، آغاز به رشوه‌دادن کرد.

دولت انگلستان با پرداخت رشوه، وثوق‌الدوله را به نخست‌وزیری رساند و وی را به استخدام خود درآورد. افزون بر پول‌هایی که انگلستان برای فراهم‌آوردن هزینه دولت وثوق‌الدوله می‌پرداخت به احمدشاه نیز پانزده هزار تومان که بیش از ۵۰۰۰ پوند انگلیسی بود می‌پرداخت، ولی شرط آن ماندن وثوق‌الدوله در پُست نخست‌وزیری بود. قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس در روز ۱۷ امرداد ماه ۱۲۹۸ برابر با ۹ اوت ۱۹۱۹ میان دولت ایران و دولت انگلستان بسته شد.

قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس

نظر به روابط محکمه دوستی و مودت که از سابق بین دولتین ایران و انگلیس موجود بوده است و نظر باعتقاد کامل باینکه مسلما منافع مشترکه و اساسی هر دو دولت در آتیه تحکیم و تثبیت این روابط را برای طرفین الزام می‌نماید و نظر بلزوم تهیه وسایل ترقی و سعادت ایران بحد اعلی بین دولت ایران از یک طرف و وزیر مختار اعلیحضرت پادشاه انگلستان بنمایندگی از دولت خود از طرف دیگر مواد ذیل مقرر می‌شود:

۱- دولت انگلستان با قاطعیت هر چه تمام‌تر تعهداتی را که مکررا در سابق برای احترام مطلق استقلال و تمامیت ایران کرده است، تکرار می‌کند.

۲- دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصص را که برای لزوم استخدام آنها در ادارات مختلفه بین دولتین توافق حاصل شود به خرج دولت ایران تهیه خواهد کرد.

۳- دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحب‌منصبان، ذخایر و مهمات جدید را برای تشکیل قوه متحدالشکل که دولت ایران ایجاد آن را برای حفظ نظم در دامنه سرحدات در نظر دارد، تهیه خواهد کرد.

۴- برای تهیه وسایل نقدی لازم به جهت اصلاحات مذکور در ماده دو و سه این قرارداد، دولت انگلیس حاضر است یک قرض کافی برای دولت ایران تهیه یا ترتیب آن را دهد.

۵- دولت انگلستان با تصدیق کامل احتیاجات فوری دولت ایران به ترقی وسایل حمل و نقل که موجب تامین و توسعه می‌باشد حاضر است با دولت ایران موافقت کرده و اقدامات مشترکه ایران و انگلیس راجع به تامین حفظ راه‌آهن یا اقسام دیگر وسایل نقلیه تشویق کند.

۶- دولتین توافق می‌کنند در باب تعیین متخصصان برای تشکیل کمیته که تعرفه گمرکی را مراجعه و تجدیدنظر کرده و با منافع حقه مملکت و تمهید و توسعه وسایل ترقی آن تطبیق نماید.

طبق این موارد در نظام آینده ایران وزرای ایرانی در هر وزارتخانه‌ای که بودند مستشاری بالای سر خود داشتند که از اوامر او نمی‌توانستند سرپیچی کنند و در صورت بروز اختلاف میان وزیر و مستشار به نحوی یکی از آنها باید کنار برود.

پیاده کردن قرارداد ۱۹۱۹

سخن‌پراکنی‌ها داغ شد و آشکار شد که وثوق‌الدوله رشوه گرفته است. تا اینکه وثوق‌الدوله در خرداد ماه ۱۲۹۹ از نخست‌وزیری کناره‌گرفت و سپهدار رشتی جانشین وی شد. سپهدار درباره رشوه‌خواری‌ها از دولت انگلستان پرسش کرد. بانک شاهنشاهی رسید ۱۳۱،۰۰۰ پوند انگلیسی که به وثوق‌الدوله، صارم‌الدوله و نصرت‌الدوله پرداخته شده بود را برای سپهدار رشتی فرستاد. افزون براین، آشکار شد که دولت انگلستان ۳۵۰،۰۰۰ تومان ماهانه به دولت ایران برای پشتیبانی دولت وثوق‌الدوله پرداخته است، ۱۰۰،۰۰۰ تومان برای به راه انداختن ارتش ایران، و ۴۰۰،۰۰۰ تومان برای رشوه به نمایندگان مجلس شورای ملی که قرارداد ۱۹۱۹ را تصویب کنند کنار گذاشته شده بود. سپهدار رشتی با آگاهی یافتن از قیمت‌ها، قول داد که انتخابات مجلس بزودی برگزار شود و مجلس چهارم برپا گردد.

قرارداد آرمیتاژ اسمیت برای درآمد شرکت نفت

با اینکه این قرارداد در زمانی بسته شد که مجلس شورای ملی بسته بود، دولت انگلستان بی‌درنگ پس از بسته شدن قرارداد، برای نظام ژنرال دیکسن و برای مالیه آرمیتاژ اسمیت را بی‌درنگ روانه ایران کرد. دو میلیون پوند به بانک شاهنشاهی واریز کرد و کارشناسان انگلیسی به ایران سرازیر شدند و پست‌های خود را در وزارتخانه‌ها و اداره‌های دولتی ایران اشغال کردند و آغاز به کار! کردند. بر پایه قانون اساسی مشروطه، همه قراردادها با خارجیان و امتیازها می‌بایستی که به تصویب مجلس شورای ملی برسد.[۳] دولت انگلستان، دولت ایران را زیر فشار گذاشت که انتخابات و مجلس شورای ملی برقرار شود. ماموریت ژنرال دیکسن این بود که از نیروهای قزاق، پلیس جنوب و ژاندارم‌ها یک ارتش بسازد. کمیسیونی از افسران و فرماندهان انگلیسی و ایرانی بنیاد شد تا آن را برنامه‌ریزی کنند. ماموریت آرمیتاژ اسمیت این بود که مالیه ایران را دگرگون سازد. نخستین کاری که آرمیتاژ اسمیت کرد این بود که پرداخت‌های شرکت نفت انگلو پرشن را به دولت ایران بررسی و کنترل کند.

از سال ۱۹۱۴ انگلو پرشن اویل کمپانی هیچ پرداختی به ایران نکرد، و ادعا کرد که دولت ایران باید ۲،۰۰۰،۰۰۰ دلار بابت آسیب‌هایی که به لوله‌های نفت در ایران از سوی جاسوسان آلمان وارد آمده است به کمپانی بپردازد. دعواها میان دولت ایران و انگلو پرشن اویل کمپانی با بستن قرارداد آرمیتاژ اسمیت به پایان رسید. محمد مصدق‌السلطنه وزیر مالیه احمد قوام‌السلطنه و بزرگ فئودال ایران که با آرمیتاژ اسمیت همکاری بسیار نزدیکی داشت، نخستین وزیر مالیه‌ای بود که قرارداد آرمیتاژ اسمیت را به اجرا درآورد و کوشش کرد که این قرارداد برای تصویب به مجلس شورای ملی داده نشود، با این بهانه که قرارداد آرمیتاژ اسمیت، قرارداد نوینی نیست بلکه تفسیری از قرارداد دارسی است.[۴]

به گفته محمد مصدق خائن به کشور و مردم ایران، قرارداد آرمیتاژ اسمیت یک قرارداد الحاقی به قرارداد دارسی می‌باشد که در آن روشن شده است که چگونه سود انگلو پرشن اویل کمپانی محاسبه شود. آنگاه بر پایه سود دریافتی شرکت انگلو پرشن اویل، سود پرداختی به دولت ایران محاسبه شود. تعریف شرکت‌های تابعه در قرارداد آرمیتاژ اسمیت تغییر یافت به اینکه، درآمد دولت ایران ۱۶٪ از سود شرکت نفت انگلیس و ایران، و همه شرکت‌هایی که شرکت نفت انگلیس و ایران بیش از ۵۰٪ سهام دارد خواهد بود و نه از همه شرکت‌های تابعه. از محاسبه سودها، سودی که از نفتکش‌ها بدست می‌آمد برداشته شد. برای محاسبه سود از پالایشگاه‌ها، پخش در دنیا و بازاریابی شرکت‌هایی که در بیرون از ایران بودند، شش شلینگ برای هر تن تخفیف داده شد. رویهم رفته قرارداد آرمیتاژ اسمیت درآمد ایران را از فروش نفت خود و سهامش در شرکت نفت انگلیس و ایران بسیار پایین آورد. برای نمونه شرکت نفت انگلیس و ایران ۵۶۵،۲۵۰ پوند انگلیسی را در سال ۱۹۲۳ به حساب دولت ایران ریخت، که برابر با ۲،۸۰۰،۰۰۰ دلار می‌بود. ولی در سال ۱۹۲۳ شرکت ۲۸،۰۰۰،۰۰۰ دلار سود به دست آورد، یعنی تنها ۱۰٪ سود به دولت ایران پرداخته شد. برای سالهای ۱۹۲۱ - ۱۹۱۴ با آرمیتاژ اسمیت قرار براین شد که ۹۳۳،۰۰۰ پوند انگلیس برای یک بار به دولت ایران پرداخته شود، در صورتی که اگر بر پایه قرارداد دارسی حساب می‌شد، می‌بایستی که ۸،۰۰۰،۰۰۰ پوند انگلیس به ایران پرداخته شود.

با این که انگلو پرشن اویل کمپانی سود سرشاری به دست آورده بود و مالیاتی که شرکت به دولت انگلیس پرداخته بود، از حق امتیاز پرداخت شده به ایران بالاتر بود، بودن سیاسی و نظامی انگلستان در ایران، برای دولت ایران هزینه گزافی دربرداشت. در سال ۱۹۱۸ دولت انگلستان ۳۰،۰۰۰،۰۰۰ پوند انگلیسی برای ارتش انگلیس ماندگار در ایران و برای نیروی قزاق‌ها، ژاندارم‌ها و پلیس جنوب خرج کرده بودند. دولت انگلیس ماهانه ۵،۰۰۰ پوند به احمد شاه می‌پرداخت و وثوق الدوله و دیگر وزیرانی که هواداران انگلیس بودند نیز رشوه دریافت می‌کردند.[۵]

قرارداد نظامی

کلنل فضل الله آق اولی

چهار ماه پس از دستینه کردن قرارداد ۱۹۱۹ در آذر ماه ۱۲۹۸ ژنرال ویلیام دیکسن[۶] رییس هیات نظامی انگلیس به همراهی هفت افسر انگلیسی وارد ایران شد. از سوی کشور ایران کلنل ژاندارمری فضل‌الله آق‌اولی برگزیده شد که گفتگوها درباره بنیاد ارتشی دربرگیرنده نیروهای قزاق، ژاندارمری و پلیس جنوب را با این هیات انجام دهد. ژنرال دیکسن اعلام داشت که افسران ایرانی در این ارتش می‌توانند تا درجه سرگردی پیشرفت کنند و بالاتر از این درجه میجر یا سرگرد می‌باید افسران انگلیسی باشند، همانگونه که پلیس جنوب سازمان یافته بود. افسران ایرانی که استخدام ژاندارمری بودند، برآشفتند و به اعتراض برخاستند. از سوی دیگر افسران روسی قزاق نیز خشمگین شدند و آنان نیز اعتراض کردند.

سرانجام پس از نشست‌های بسیار، با موافقت احمد شاه در آبان ماه ۱۲۹۸ ژنرال استاروزلسکی[۷] و دیگر افسران روسی قزاق اخراج شدند. سازماندهی نوین و جایگزین کردن ژنرال و افسران روسی با افسران انگلیسی انجام نیافت زیرا میهن‌پرستان این برنامه را نقش برآب کردند.

در روز ۲ اسفند ماه به سوم اسفند ۱۲۹۹ رضا خان میرپنج فرمانده قوای قزاق و سیدضیاالدین طباطبایی به تهران تاختند و سپهدار رشتی نخست‌وزیر را سرنگون کردند. سیدضیاالدین طباطبایی با دستخط احمد شاه نخست وزیر شد و رضا خان به مقام سردار سپهی رسید و مسعود کیهان وزیر جنگ شد. سیدضیا قرارداد ۱۹۱۹ میان دولت ایران و انگلیس را بدون اعتبار اعلام کرد و با دولت شوروی قرارداد دوستی[۸] دستینه کرد. وی همه کارشناسان انگلیسی را از اداره‌های دولتی بیرون کرد و با دولت امریکا وارد گفتگو شد و کارشناسان امریکایی را فراخواند.

رضا خان سردار سپه دیگر افسران قزاق روسی را اخراج کرد و زمانی که وزیر جنگ شد، جایگزینی پست‌های خالی شده افسران روسی با افسران انگلیسی را رد کرد و تنها افسران ایرانی را استخدام کرد و درجه بالاتر داد. برنامه‌های استعماری دولت انگلیس برای بنیاد ارتشی زیر کنترل ارتش انگلستان برای ایران بر باد رفت. رضا خان حکمی صادر کرد که دستورهای افسران انگلیسی انجام داده نشود. سربازان و افسران روسی که در ارتش قزاق بودند جایشان را به سربازان و افسران ایرانی دادند. در جنوب کشور، ارتش تفنگداران جنوب ایران[۹] که با پول دولت انگلیس و فرماندهان انگلیس اداره می‌شد، منحل گردید. همه ارتش انگلستان وادار به بیرون رفتن از ایران شدند.

منبع

  1. اسناد محرمانه وزارت خارجه بریتانیا درباره قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس - جلد اول - ص. ۳۱ - ۲۹
  2. انقلاب مشروطه - جنگ جهانی اول در ایران - مبارزه برای آزادی علیه اشغال نظامی ایران از سوی دو کشور استعمارگر روسیه و انگلستان
  3. مجلس شورای ملی
  4. شمشیری، مهدی: قرارداد بسیار ننگین آرمیتاژ اسمیت - از مقدمات تا اجرا، چاپ اول، امریکا ۲۰۰۴
  5. Wright, Denis: The English Amongst the Persians - During the Qajar Period 1787 - 1921, Heinemann London, 1977, p. 179
  6. General Willam E. R. Dickson
  7. General Vsevolod Starosselsky
  8. قانون اجازه مبادله عهدنامه دوستی منعقده بین دولتین ایران و جمهوری شوروی روسیه
  9. South Persian Rifles