سخنان میراشرافی نماینده مجلس شورای ملی درباره ائتلاف محمد مصدق و دولتش با مسکو و توطئه ۹ اسفند ۱۳۳۱

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری هفدهم روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲

درگاه روز رستاخیز ملت ایران ۲۸ امرداد ۱۳۳۲

مذاکرات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم

بیانات قبل از دستور آقایان: زهری. جلالی. میراشرافی. زهری. ضمنا آقای زهری از ماده ۹۰ هم استفاده نمودند

۲- بیانات قبل از دستور آقایان: زهری. جلالی. میراشرافی. زهری. ضمنا آقای زهری از ماده ۹۰ هم استفاده نمودند

نایب رئیس - آقای میراشرافی بفرمایید.

میراشرافی - مطلبی که بنده امروز می‌خواهم بعرض آقایان نمایندگان محترم برسانم موضوعش مربوط به همان گزارش هیئت ۸ نفری است که بطور اختصارعرض می‌کنم. چون موضوع گزارش هیئت هشت نفری و لجاجت فطری اولیای امور دولت کار را بیک ائتلاف علنی میان حکومت حاضر و دست نشاندگان کرملین یعنی حزب کمونیست توده کشانیده بنده امروز که تصویب این گزارش علیرغم مبارزات ماباین مرحله رسیده ناچارم پرده را بالا بزنم و از پشت این تریبون قانون گذاری ملت ایران را به شهادت بگیرم و بگویم جناب آقای محمد مصدق‌السلطنه جناب آقای مهندس رضوی رئیس فراکسیون موسوم به نهضت ملی و جنابان آقای اعضای فراکسیون طرفدار دولت جناب آقای خسروخان قشقایی دائر مدار نهضت جنوب نهضتی که مدعی بودند برای جلوگیری از جدایی آذربایجان بوجودآمد(خسروقشقایی –شما آنوقت از مادفاع می‌کردید) جنابان آقایان وابسته به حزب ایران امضا کنندگان ائتلاف نامه باحکومت تجزیه طلب پیشه‌وری و تمام کسانی که بهراسم و عنوان دانسته یاندانسته فهمیده یا نفهمیده شانه‌های خود را چوب بست‌های حکومت کمونیستی دست نشانده آینده قرارداده اند باتمام کسانی که با اعمال و کردار خود بامیدی جاده صاف کنم سلطه جابرانه و ظالمانه کمونیسم برمملکت شده‌اند بایدباین حکم قطعی تاریخ گردن بگذارند که حکومت بلشویکی هرگز به جاده صاف کن‌ها و چوب بست‌های قدرت خودرحم نخواهدکرد.

آقایان اگر آنروزیکه (خدا کند ما نبینیم) کمونیسم براین مملکت مسلط شود و با این اعمال و اصرار شما درسقوط مملکت ایران لگدکوب چکمه خارجی گردد ما ضرر نخواهیم کرد زیرا ما برای حفظ استقلال خود تفنگ بدست می‌گیریم و باکمال سربلندی می‌جنگیم آن دقیقه که احساس نمودیم قدرت از ما سلب شده و باید سرنوشت ابدی را استقبال کنیم مثل تمام قهرمانان تاریخ مثل همه کسانی که در طی دو جنگ در برابر تجاوز در قبال نفوذ زور و استعمار در لهستان در چکوسلواکی در رومانی تا آخرین نفس جنگیدند پیکارمی‌کنیم و بعد باکمال افتخار در راه وطن خود در راه هدف خود کشته می‌شویم آن‌هایی که در اروپا در راه نجات وطن کشته شدند خونشان از مارنگین تر نبود اما شما آقایان شما جناب آقای مصدق‌السلطنه و شما آقایان فراکسیون طرفدار دولت بدانید که بشما رحم نخواهندکرد کمونیسم همیشه جاده صاف کن هارانابود خواهدکرد آگاه باشید اگر درادامه و سیراین راه غلط اصرار کردیداین شما و این ملت شاهداست آن روزبه شما رحم نخواهندکرد آنروز اگر عده شما زیاد باشد همه را کمونیستها و قشون اجنبی جلو مسلسل می‌گذارد وگرنه تیرهای چراغ برق میدان بهارستان یکایک در انتظار شما خواهدبود این سرنوشتی است که تمام چوب بستهای کمونیستی در تمام کشورهای پشت پرده آهنین بدان دچارشدند این سرنوشت گزیر ناپذیراست این گزارش هیئت هشت نفری همانطوری که در جلسه گذشته گفتم مطلب مهم نبود لیکن همان دست‌هایی که در اطراف اطاق دربسته جناب آقای مصدق‌السلطنه برای سقوط مملکت کارمی‌کندآنرا به مرحله مبارزه با رژیم مملکت کشانیده موضوع تصویب این گزارش را آن دستهایی که به مرحله سقوط مملکت کشانید که قبل از روز ۹ اسفند نقشه ایجاد حوادثی را کشیده بود همان دستهایی که روز بعد از سی ام تیر و تشکیل مجدد کابینه بپاس خدماتی که حزب کمونیست توده برای زمامداری مجددآقای مصدق‌السلطنه متحمل شد

دو وزیر از حزب توده به دولت تحمیل گردید چه کسی در این مجلس هست که بتواند بگوید جناب آقای دکتر آذر وزیر فرهنگ و بردار سرهنگ آذرا فسر تجزیه طلب پیشه‌وری وزیر منتسب به حزب توده نیست چه کسی می‌تواند منکر عضویت جناب آقای وزیر محترم دادگستری در کمیته صلح حزب توده و جمعیت مبارزه با استعمار حزب کمونیست توده‌ای باشد موضوع لجاجت بر سر تصویب این گزارش را همان دستهایی به مرحله سقوط مملکت کشانیده که از دیماه سال گذشته با سازش و بند و بست با مقامات شوروی بامید اینکه ایران جمهوری بشود و بعضی ها را به ریاست جمهوری بشود و بعضی ها را به ریاست جمهوری برسانند پرونده آزادساختن سران فراری و خائن حزب کمونیست توده را بجریان انداختند آنرا برای اظهار نظر بیک بازپرس سپردند که در قراری که صادرکرده بکلی از حدود بیطرفی یک قاضی عدالت گستر خارج و همکاری خود را با حزب توده به مرحله ثبوت رسانیده موضوع گزارش را همان دستهایی پیراهن عثمان کردند که در یک جلسه محرمانه دربار مقدمات خروج محرمانه شاه را از ایران فراهم نمودند و اگر قیام مردانه مردم این شهر نبود امروز چنگال سرخ براین سرزمین سایه انداخته بود موضوع گزارش راهمان دستی پیراهن عثمان نموده که روز بیست و هفتم فروردین بنام تقاضای تصویب آن بحزب کمونیست توده اجازه داد که زیر پرچم سرخ داس و چکش و عکس استالین باکمال آزادی به شاه مملک و استقلال ما فحش بدهند و تعجب آن است که قوای انتظامی مواظب بودند که کسی مانع وطن فروشی حزب کمونیست توده نشود از روز ۲۷ فروردین که ما تصمیم به مهاجرت گرفتیم بر ما مسلم شد که تصویب این گزارش را استعمار سرخ و بندگان کاخ کرملین و حکومت مسکو می‌خواهند نه ملت ایران مسکو تصویب این گزارش را می‌خواهد زیرا خوب می‌داند که بدست جناب آقای مصدق‌السلطنه در موقعیت فعلی نابودی رژیم و امحاء مشروطه سلطنتی ممکن است مسکو می‌داند که بعد از نابودی رژیم فقط یک تیرچراغ برق مقابل منزل جناب آقای مصدق‌السلطنه برای نابودی ایشان کافی است لیکن مبارزه با اساس سلطنت کار آسانی نیست.

اگر جناب آقای مصدق‌السلطنه و اطرافیان ایشان تصورمی‌کنند که می‌توانند حزب کمونیست توده را برای پیشرفت مقاصد خود اجیرکنند تا بما و مقدسات مملکت فحش بدهند و بعد از وصول به مقصود قادرخواهند بود که بر سران حزب لجام بگذارند سخت دچار اشتباهند اینها با آتش بازی می‌کنند زیرا حزب کمونیست توده هم همین فکر را می‌کند و تجربه و حکم تاریخ نشان داده‌است که سرنوشت دکتر بنش تجدید شدنی است اگر جناب آقای دکتر مصدق تصورمی‌کند که بتواند با ابزار فاسد و وطن فروشی کاخ سعادت ملت را بسازد باز هم اشتباه می‌کند آقایان اصل گزارش مطلب مهمی نیست لیکن طرز به تصویب رساندن این گزارش مهم است گزارشی که با کمک حزب کمونیست توده به تصویب برسدهمان چیزی است که مسکو می‌خواهد نه ملت ایران و ما زیربار نخواهیم رفت بنده بار دیگر تکرارمی‌کنم تمام کسانی که راه را برای سقوط مملکت بدست کمونیستها صاف می‌کنند خواه در این مجلس خواه در دستگاه دولت بدانند که سرنوشتی مهلکتر و خطرناکتر از تمام کسانیکه در پشت پرده آهنین آتش بیار سقوط مملکت خود بودند و بدست قشون اجنبی تیرباران شدند و قشون اجنبی در انتظار آنها است این گزارش که آقایان امروز می‌خواهند تصویب بفرمایند بقیمت سازش پنهانی با اجنبی نسبت به قانونی ساختن یک حزب دشمن استقلال و منکر دین مذهب و توحید می‌باشد بقیمت امحاء قانون اساسی به قیمت نابودی مملکت تمام شده‌است حالا این شما و این قضاوت تاریخ.

بطوریکه شنیدم وقتیکه آقای دکتر مصدق به آمریکا رفته بود آقای آچسن وزیر سابق وزارت خارجه آمریکا برای یکی از همراهان ایشان مثلی گفته بود که بنده الساعه عرض می‌کنم. گفته بود در ایام قدیم برای جمع چوبهای جنگل در آمریکا کارگران هندی استخدام می‌شدند و هندیها در ایام تعطیل در جنگل آتش زیادی روشن می‌کردند و مشغول تفریح بودند تا اینکه روزی در موقع تفریح جنگل آتش می‌گیرد صاحب جنگل به کارگران اصرار می‌کند که تفریح را کنار بگذارید و به کمک سایرین بروید جنگل را خاموش کنید ولی سایرین مشغول تفریح بودند تا اینکه آتش زیاد می‌شود و بخانه همه سرایت می‌کند وقتی که مردم مشاهده می‌کنند که آتش خانه و خانواده آنها را میسوزاند و بچه‌ها را کباب می‌کند متوجه خطر عظیمی می‌شوند ولی شدت آتش مانع جلوگیری می‌شود در نتیجه همه را می‌سوزاند آنوقت مردمی که در جنگل باقی بودند و تاکنون نسوخته بودند فکر کرده بودند که بعد از این اگر چنین وضعی اتفاق افتاد جلوگیری خواهیم کرد حالا بعضی از کشورها حق دارند زیرا هنوز نمی‌دانند که آتش کمونیست چگونه سرایت می‌کند و کشور را آتش می‌زنند وقتیکه دیگر چاره‌ای جز سوختن ندارند.

آقایان درست است که تصویب گزارش هیئت هشت نفری را حزب کمونیست توده می‌خواهد ولی آقایان نمایندگان هم در مقابل تاریخ مسئولیتی دارید و بهترین سند و دلیل بنده رفتار با کمونیستها در دولت جناب آقای مصدق‌السلطنه همان قرار بازپرس که اخیرا صادرشده که توضیحش دیگر لازم نیست همه آقایان بخوبی اطلاع دارند که این قرار را چگونه صادر کردند و چگونه حزب منحله توده را می‌خواهند قانونی بسازند این عرایض بنده راجع به این گزارش هیئت هشت نفری آقایان هم باین جراید کمونیستی توجه بفرمایید اگر مصلحت می‌دانید و باید تصویب بشود دیگر آن در اختیار اکثریت است.

یک مطلب دیگر را می‌خواستم بعرض آقایان برسانم و توضیح عرض کنم آن توضیح این بود که در جلسه گذشته ضمن اظهاراتم عرض کردم که در دوره شانزدهم ما با آقای جمال امامی همکاری می‌کردیم. برای یکی از روزنامه‌های طرفدار دولت این موضوع سوژه بسیار خوبی شده بود و حالا لازم است که بنده یک توضیحی عرض کنم اکثر آقایان نمایندگان محترم که با بنده آشناهستند می دانند که همیشه هر دولتی که روی کار آمده‌است بمحض اینکه یک مختصر انحرافی از آن مشاهده کردم با آن دولت مبارزه کردم مثل حکومت هژیر مثل حکومت مرحوم رزم‌آرا که مدتی با همین آقای حائری‌زاده و آقای مکی جناب آقای مهندس حسیبی آنوقت تشریف نداشتند در مجلس متحصن شدیم کفن پوشیدیم تا آن قانون مطبوعات را لغوکردیم که جریان آنرا خود آقایان دیده‌اید در مبارزه‌ای که با رزم‌آرا می‌کردیم البته جناب آقای مصدق‌السلطنه و حضرت آیت الله کاشانی با ما همراه بودند ما با آنها همکاری نزدیک می‌کردیم مکی بودند با ما همکاری می‌کردند آقای دکتر بقایی بودند ما همکاری خیلی نزدیک داشتیم روزنامه آتش هم مورد توجه شخص جناب آقای مصدق‌السلطنه بود و اغلب وقتی روزنامه آتش توقیف می‌شد آقای مصدق‌السلطنه تشریف می‌آوردند پشت این تریبون و از روزنامه حمایت می‌فرمودند در موقعی که انسان در یک جنگی هست در یک مبارزه‌ای هست هرکس در آن مسیر باشد خود بخود با او همکاری می‌کند آنروز آقای مصدق‌السلطنه مخالف با رزم‌آرا بودند بنده هم مخالف بودم با هم همکاری می‌کردیم و بعد اولین روزی که جناب آقای دکتر مصدق تشکیل حکومت دادند به شهادت روزنامه آتش نوشتم که جنابعالی یک رجل سیاسی هستید یک مرد فوق العاده هستید ولی برای اینکار خوب هستید که در صف اقلیت مجلس بمانید و ترمز کارهای خلاف دولتها باشید و شما برای حکومت در مملکت کاری نمی‌توانید بکنید در همان روز اول با حکومت جناب آقای مصدق‌السلطنه مخالفت کردم و تا حالا هم مخالفت خودم را تغییری ندادم البته ابتدای امر روزنامه‌های دولت به تدریج شروع کردند به تهمت و فحش و افترا ولی من راه خودم را رفتم و اهمیتی ندادم پس از مدتی جناب آقای جمال امامی در مجلس شروع کردند به مخالفت بنده هم با جناب آقای جمال امامی نزدیکی نداشتم چیزی که بنده را با ایشان نزدیک کردهمان خط سیری بود که با هم می‌رفتیم وقتیکه بنده دیدم ایشان هم در مسیر ما دارند می‌آیند با هم همکاری کردیم و هیچ عار و ننگی هم نداریم همین طور به رویه خودمان ادامه دادیم تا باینجا رسیدیم که عده کثیری از آقایان جبهه ملی یعنی آنهایی که اساس و بانی نهضت ملی بودند آنهایی که پایه‌های نهضت ملی را بوجودآوردند آنهاییکه در دوره ۱۵ اینجا مبارزه می‌کردند و جناب آقای دکتر مصدق‌السلطنه اینجا تشریف نداشتند و قضایای نفت را بوجودآوردند اینجا با من هم عقیده شدند و نظر مخالف با دولت دادند البته ما هم خود بخود با این دسته همکاری کردیم و می‌کنیم و این امر باعث این شد که بعضی از روزنامه‌ها طرفدار دولت می‌نویسند که میراشرافی همکار جمال امامی آقایان میراشرافی دو سال هم با جناب آقای دکتر مصدق همکاری کرده دو سال هم با حضرت آیت‌الله کاشانی همکاری کرده‌است فقط این را برای خودشان سوژه کرده‌اند مطلبی که می‌خواهم بعرض آقایان برسانم این موضوع است و استدعامی‌کنم که جناب آقای قائم مقام هم توجه بفرمایند روزنامه‌ها می‌نویسند که آقای جمال امامی جاسوس انگلیسها است اگر آقای جمال امامی جاسوس انگلیس است خود آقایان در مجلس تشریف داشتند کسی که در مجلس تعارف زمامداری به جناب آقای دکتر مصدق کرد کی بود؟ آقای جمال امامی بود پس باید بگویم که خدای نکرده آقای دکتر مصدق‌السلطنه هم بدستور انگلیسی‌ها آمدند بنده که هیچ همچو حرفی نمی‌توانم بزنم ولی می‌خواهم عرض کنم هر کسی که مخالف دولت است فورا متهمش می‌کنند بجاسوسی انگلیسها و خائن و خیانت پیشه در صورتیکه بنده هرگز افراد ایرانی را جاسوس نمی‌دانم همه خدمتگذار ایران هستند فقط اختلاف سلیقه دارند ولی فقط بنده از جناب آقای دکتر مصدق یک سوال دارم و استدعادارم که جواب این مطلب را لطف بفرمایند که روزنامه‌های وابسته بایشان نوشته‌اند آیت‌الله کاشانی که امروز مایه فخر چهار صد میلیون مردم مسلمان است و مایه افتخار ملت ایران است و پایه گذار اساس و بانی این نهضت است این شخص جاسوس انگلیسی‌ها است؟ بقایی جاسوس انگلیسی‌ها است؟ مکی کسی بود که در دوره پانزدهم آقایان شاهد هستند بنده که نبودم در پشت این تریبون روزها ایستاد و صحبت کرد و نگذاشت که آن قرارداد کذایی در دوره ۱۵ تصویب بشود امروز روزنامه شورش به مکی یک کلمات رکیک و بدی می‌نویسد که من نمی‌توانم اینجاعرض کنم خجالت می‌کشم جناب آقای دکتر مصدق باید این مسئله را برای ملت ایران روشن کند که اگر دکتر بقایی و حائری‌زاده و مکی و قنات‌آبادی جاسوس انگلیسی‌ها هستند همه با ایشان همکاری می‌کردند و اگر این روزنامه بیخود نوشته‌است باید رسما اعلامیه بدهند و جلو اینگونه روزنامه‌ها را بگیرند و چیزی که هست دولت نباید...

نایب رئیس – آقا وقت شما تمام شده‌است.

میراشرافی - بنده سه دقیقه دیگر وقت دارم آقایان نگذاشتند که صحبت کنم باین روزنامه‌ها اجازه بدهد که شخص برجسته مملکت را لجن مالی بکنند و اشخاص خدمتگذار مملکت را فحش بدهند.

مهندس حسیبی - جناب آقای میراشرافی این آواز دشتی بود؟

میراشرافی – نخیر دشتی نبود ماهوربود (خسروقشقایی - کوراوغلی بود) آقای صفایی می‌فرمایند می‌خواستی بگویی آواز پیشه‌وری بود

صفایی - نه آقادروغ می‌گوید

فرامرزی - یک چیزی بگوکه به حسیبی بخورد

منبع