New Server

سخنان دکتر علی امینی درباره لایحه قرارداد با کنسرسیوم بین‌المللی برای فروش نفت و گاز ایران ۳۰ شهریور ۱۳۳۳

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو


وزیر دارائی- آقایان نمایندگان محترم در اینموقع که شما نمایندگان مجلس بر سر دوراهی تاریخ قرار گرفته‌اید و انتخاب راه آینده مردم اینکشور را بعهده دارید و همه در مقابل مسئولیت عظیم تاریخی هستیم پیش از هر چیز استدعا می‌کنم با خلوص نیت و صدق عقیدت همه با هم از درگاه خداوند بزرگ که عالم بالسر والخفیات است استغاثه کنیم که ما را براه راست هدایت فرماید. اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والاالضالین. ارواح طیبه را در درگاه خداوند شفیع قرار دهیم که ما را از حقد وبغض جهالت مصون فرماید و برای حفظ مصالح عامه مردم آن قدرت و توانائی را بما ببخشد تا از قید اغراض شخصی واعمال نظریات خصوصی در امور کافه مردم خودداری کنیم و در هر حال و هر موقع خداوند را حاضر و ناظر بر افعال و اعمال خود بدانیم و برای اخذ تصمیم و انتخاب راه آینده با سربلندی و افتخار و وجدانی پاک و دلی پاکیزه از تیرگیهای اغراض قدم برداریم واز خداوند متعال مسئلت کنیم که بمردم ستمدیده و رنج کشیده و با ایمان، عنایت و یاری فرماید تا از مذلت فقر وعقب ماندگی نجات یابیم. آقایان محترم، اگر عزت و ذلت مردم بدست خودشان است عزت و ذلت اقوام بدست راهبران و راهنمایان جامعه‌ها و ملتهاست، در تمام ممالک رجال و بزرگان کشور مسئول سعادت یا بدبختی مردم هستند (صحیح است) اوراق تاریخ ثابت می‌کند ملتهائی که نتوانسته‌اند رجال با عزم و مصمم در دامان خود پرورش دهند در گردباد حوادث مقهور و منکوب شده‌اند. در جنگ جهانگیر و حوادثی که برای ملل مترقی دنیا در پی داشت نشان داد که حتی در ممالکی که سطح زندگی و فرهنگ بمراتب بالاتر از کشور ماست تعیین کننده راه زندگی و راقم سرنوشت آنها رجال آن کشورها بوده‌اند (صحیح است) فلاسفه عقیده دارند که تاریخ ملتها با نام رجال و بزرگان آنها متمایز می‌شود ما وقتی در صفحات تاریخ بشکست یا پیروزی، سعادت یا بدبختی یک ملت برمیخوریم رجالی را جشتجو می‌کنیم که موجد آن حوادث بوده‌اند و بر آنها رحمت یا لعنت می‌فرستیم (میراشرافی: ایران وثول الدوله را هم یک وقتی داشت) این حقیقت مسلم را که راهبران هر ملت مسئول مقدرات آن می‌باشند یا هیج سفسطه و هیچ فورمولی نمی‌توان مورد تردید قرار داد و قبول این حقیقت ابداً منافاتی با شناختن ارزش فداکاریها و جانبازیها و لیاقت مردم یک کشور ندارد بلکه مؤید و مکمل آن است زیرا تا وقتی یک ملت قوه تشخیص و تمیز و لیاقت نداشته باشد قادر نیست رهبران لایق وممیز و فداکار تربیت کند که مدار زندگی او را معلوم کند و چراغ راهنمای او در حوادث باشند. پس اشخاصی که در مقام رهبری و راهنمائی ملتی نشسته‌اند باید بحقیقت مسئولیت و وظیفه دشوار خود واقف باشند و با جرأت و شهامت باستقبال حوادث بروند و پرچم ثبات و افتخار ملت خود را در میان تمام اتفاقات بلند و در احتزاز نگاهدارند. وقوف بعظمت مسئولیت مقام راهبری باید حس فداکاری و گذشت بیشتری را در رهبران ملت (قنات آبادی: ملل).

رئیس- صحبت بین الاثنین نفرمائید.

وزیر دارائی- تحریک کند و آنها را از خودخواهی و حفظ منافع خصوصی و شهرت طلبی و عوامفریبی که بضرر ملت است باز دارد. تا اگر روزی مصلحت عمومی ایجاب کرد حتی بر ضرر شهرت و معروفیت خود بر آنچه بنفع مملکت تشخیص کرده‌اند اقدام کنند و از قبول مسئولیت و قضاوتهای آنی که غالباً مولود تحریک مغرضین است نهراسند. وظیفه یک راهبر در چنین مواقع همان وظیفه جراح یا پزشکی است که برای نجات بیمار از خطر مرگ بدون توجه بدشنامگوئیهای او که ناشی از شدت درد است دمل او را نشتر می‌زند یا عضو فاسدی را قطع می‌کند یا برای جلوگیری از خونریزی مغزی رگ او را می‌زند مسلماً بیمار بعد از تحمل عمل و حصول بهبودی بحذاقت و حسن تشخیص پزشک آفرین می‌گوید و حیات خود را مدیون و مرهون او میداند. یادآوری این بدیهیات که همگی وقوف کامل بموازین آن دارند برای آماده کردن آقایان محترم در مواجهه با یک مسئولیت بزرگ ملی و تاریخی است که تا امروز همگی در مقابل آن ایستاده‌ایم و باید راه آینده ملت را معین کنیم و مسئولیت سرنوشت مردمی را که اختیار خودشان را بما سپرده‌اند بعهده بگیریم و کاری کنیم که در مقابل تاریخ و آینده که قاضی بیطرف تمام اعمال و افعال ماست روسفید و سربلند باشیم (انشاءالله.) آقایان نمایندگان محترم من امروز اسناد مربوط بحل مشکل سه ساله نفت ملی شده کشور را برای مطالعه و قضاوت و اخذ تصمیم تقدیم مجلس شورای ملی می‌کنم این اسنادحاوی قرارداد فروش نفت بیک کنسرسیوم کم نظیربین- المللی متشکل از چندین کمپانی بزرگ امریکائی، انگلیسی، هلندی و فرانسوی است. ما شش ماه زحمت کشیده‌ایم و بعد از گذشتن مراحل دشوار و مجاهدات فوق العاده موفق شده‌ایم راه حل مشکل نفت و صدور این ماده ذیقیمت را بدنیای آزاد پیدا کنیم تا ملت ایران بتواند از درآمد حاصله از فروش آن جبران کسری تولید و درآمد خود را بکند. با تقدیم این اسناد دولت دیگر وظیفه‌ای جز انتظار تصمیم مجلس شورای ملی ندارد ولی وظیفه حساس وخطیر آقایان از این ساعت شروع می‌شود که بنابر مسئلیتی که در مقابل ملت ایران و تاریخ دارید این اسناد را مطالعه کنید و با در نظر گرفتن شرایط تنظیم آن تصمیم نهائی خود را که وجداناً منطبق با حفظ مصالح و منافع ملت ایران اتخاذ فرمائید. ما مدعی نیستیم که راه حل ایده آل مشکل نفت را پیداکرده‌ایم و قرارداد فروشی که بسته‌ایم همان چیزی باشد که ملت ایران آرزو می‌کند. این حقیقت را من بسمت ریاست هیئت نمایندگی ایران در پیشگاه ملت صریحاً اظهار می‌کنم (چند نفر از نمایندگان: احسنت). زیرا راه حل ایده آل برای ملت ایران روزی بدست خواهد آمد که ما آن قدرت ثروت و وسائل فنی را پیدا کنیم که قادر برقابت با کشورهای بزرگ باشیم (صحیح است) روزی ما می‌توانیم نفت خودمان را وسائل فروش خودمان بمقادیر زیاد در اکناف عالم بفروش برسانیم که بازارهای فروش در انحصار شرکتهای بزرگی که از طرف قدرتهای بزرگ بین- المللی پشتیبانی می‌شوند در دنیا وجود نداشته باشد و بشردوستی آنها بآن درجه برسد که فقط بخاطر حقیقت و کمک ببازکردن راه کسب و کار یک ملت بدون در نظر داشتن منافع مادی و مجرد از مبارزات اقتصادی و تحصیل سود بازرگانی بکمک یکدیگر بشتابند ولی متأسفانه در شرایط موجود مبانی اخلاقی و بشردوستی تا ایندرجه ترقی نکرده‌است (پورسرتیپ: تنزل کرده) و اداره امور جهان در دست فرشتگان عالم بالا نیست بلکه کسانی مانند من و شما با تمام اغراض و منافع و نظریات خاصی که دارند جهان را اداره می‌کنند (میراشرافی: خود شما تنها نظر خاصی دارید) و بیشتر از آنچه در مذاکرات بمسائل اخلاقی فکر کنند بمنافع بازرگانی می‌اندیشند و در کمال صراحت گرچه مخالف میل ما و دیگران باشد مانع از هر تجارتی می‌شوند که بنحوی از انحاء بمنافع آنها لطمه بزند یا مبانی کارشان را در سایر نقاط متزلزل سازد. آقایان، برای غلبه بر این عوامل موجود دنیا و رسیدن به ایده آل ملی نه فریاد و ناله مؤثر است و نه التماس و استغاثه بکار می‌آید فقط و فقط چاره آن تحصیل زور و قدرت مادی و معنوی است که منتها وسیله رسیدن بمقصود همین است و بس، پس کسانی که واقعاً، دنبال تحقق ایده آلهای ملی هستند باید سعی کنند تا از شرایط موجود اقتصادی و سیاسی دنیا استفاده نمایند و مملکت را ماداً و معناً زورمند و مقتدر کنند تا روزی بتوانیم با قدرت معنوی و مادی خود بر مشکلات غلبه کنیم و آرزوهای ملی خودمانرا عملی سازیم. فعلا تا روزی که ما بآن درجه از قدرت و نیرومندی نرسیده‌ایم حدود فعالیت ما برای رسیدن بهدف ایده آلی یعنی فروش نفت ایران بدست خودمان و با وسایل خودمان بیش از آنچه ظرف سه سال گذشته رسیده‌است نخواهد رسید و با خیال باقی و خوابهای شیرین و بیتعبر نمی‌شود منکر این حقایق شد و نمی‌توان تا چندین سال دیگر بر این مشکلات غلبه کرد مگر آنکه مردم مثبت و با عزم باشیم و با اعتراف به حقایق موجود درصدد کسب قدرت مادی و معنوی برآئیم. وقوف باین حقایق ما را متقاعد کرد که بجای منفی بافی و ادامه قطع جریان نفت که نتیجه آن ضعف و زبونی روزافزون ما از جهت مالی و اقتصادی است باید سعی کنیم تا آنجا که مقدور باشد حداکثر منافع ملت ایران را در فروش نفت تأمین کنیم و قراردادی بر اساس فروش با کنسرسیوم تنظیم نمائیم که منافع حاصل از صدور نفت مایه‌ای برای تحصیل قدرتهای مادی و معنوی آینده ما بشود و ما را بهدف نزدیکتر سازد منطق ما در قبول مذاکره با کنسرسیوم و تنظیم قرارداد حاضر همین بوده‌است و بس. ما بهیچوجه قصد تحمیل این منطق را بکسی نداریم. قضاوت حقانیت یا بی حقی ما در منطقی که اختیار کرده‌ایم با شماست و قضاوت اعمال ما و شما با ملت و تاریخ است. ما قطع داریم که در انجام وظیفه ایکه بعهده داشتیم کوتاهی نکرده‌ایم و با پافشاری و مجاهدت فوق العاده توانستیم چنین قراردادی را تنظیم کنیم و توافق نمائیم اگر منطق ما را می‌پسندید و مفاد قرارداد را با شرایطی که عرض شد متقاعد کننده تشخیص می‌دهید با تصویب آنچه کرده‌ایم اجازه به جریان افتادن نفت ایران و تحصیل عایدات را صادر خواهید کرد و اگر آنرا نمی‌پسندید و منطق ما را قبول نمی‌کنید و تصور میفرمائید که راههای دیگری باید اتخاذ کرد خود دانید و مسئولیتی که ملت و تاریخ بعهده شما گذاشته‌است ما می‌رویم دیگری را دعوت کنید شاید بتواند خیال شما را بهتر از این جامه عمل بپوشاند. زیرا امتیاز حکومت دمکراسی همین است که اگر دولتی دید اقداماتش در اصول مسائل حیاتی کشور منطبق با تشخیصات مجلس نیست نباید سماجت کند و برای بقاء خود تمام اصول را زیر پا بگذارد (احسنت) (پیراسته: نه مثل دولت گذشته) این جواب دولت گذشته‌است از اجرای اصول دیکتاتوری نیز پروا نداشته باشد این کارها بضرر دمکراسی و بضرر ملت و مملکت است. من بآقایان اطمینان می‌دهیم که ابداً در صدد اینگونه تدابیر نیستیم ما تسلیم به رأی و عقیده اکثریت مجلس هستیم نظر خود را پیشنهاد می‌کنیم از اصول آن دفاع مینمائیم و مجلس باکثریت رأی می‌دهد و آن رأی قاطع اقدامات یا مؤید کارهای ما خواهد بود (صحیح است). آقایان محترم با صراحت هر چه تمامتر تمام حقایق را برای اطلاع ملت ایران فاش می‌کنم و از اظهار حقیقت گرچه بضرر شخص من باشد پروائی ندارم (صحیح است) و با سربلندی یادآور می‌شوم که ما آنچه در مقدرات داشتیم برای حفظ هرچه بیشتر منافع کشور انجام دادیم با غرور و افتخار اعلام می‌کنیم که برای تنظیم مواد این قرارداد نمایندگان ایران با نمایندگان ملیتهای مختلف جهان مانند دو طرف متساوی الحقوق مذاکره کرده‌اند وبجزشرایط عمومی تجارت بین المللی که بآن اشاره کرده- ام در تنظیم مواد این قرارداد چیزی بما تحمیل نشده‌است (احسنت).

کارشناسان و حقوقدانان ما با کارشناسان و حقوقدانان شرکتهای تشکیل دهنده کنسرسیوم در جزئیات هر ماده مدتها بحث کرده‌اند و گاهی بر سر یک کلمه روزها مباحثه داشته‌اند. ما با پافشاری در مقابل پیشنهادات آنها و استفاده از شرایط مساعد سیاسی بین المللی که بنفع ما در دنیا وجود دارد موفق شدیم مواد قرارداد فروش را بنفع ملت ایران و در چهار دیوار قانون ملی شدن صنعت نفت که مظهر مبارزات قهرمانانه ملت است تنظیم کنیم.(احسنت) این قرارداد اگر با ایده آل ملت ایران صددرصد منطبق نیست ولی با مقایسه با سایر قراردادها صددرصد بهترین و عالیترین قراردادی است که تاکنون راجع بمعامله نفت در دنیا تنظیم شده و میان خریداران عمده و فروشنده مورد توافق قرار گرفته‌اند. ما در جریان مذاکرات از ملت رشید قهرمان ایران و نتایج مبارزات سه ساله‌ای که در شرایط دشوار برای تحصیل استقلال اقتصادی و پاره کردن زنجیرهای اسارت گرفته شده‌است الهام گرفته‌ایم و به عظمت روح و قدرت اراده مردمی که لیاقت چنین مبارزه‌ای را داشته‌اند تعظیم کرده‌ایم. کوشش ما این بوده‌است که عظمت مفهوم این مبارزات و قدرت اراده ملت ایران را بنمایندگان کمپانیهای بین المللی تفهیم کنیم. ما صریحاً بنمایندگان کمپانیها گوشزد کرده‌ایم که ملت ایران از مداخلات بی رویه عمال کمپانی سابق در امور سیاسی و ملی خود در رنج و عذاب بود (صحیح است) و برای رهائی از چنگال این تجاوزات قیام کرده و با خلع ید از کمپانی سابق نفت ریشه‌های اسارت سیاسی را از حکومت ایران قطع کرد (صحیح است). ما بنمایندگان کمپانیهای آمریکائی، انگلیسی، فرانسوی و هلندی صریحاً اعلام کرده‌ایم که اگر ورزی یکی از آنها بخیال کوچکترین مداخله‌ای در امور ملی ما بیفتد باید خود را آماده قبول خشم و غضب احساسات وطنپرستانه مردم با شرافت میهن ما بکند (صحیح است) (عبدالصاحب صفائی: خود را حاضر برای رفتن بکند خشم تنها کافی نیست) من مجدداً از پشت این تریبون بنمایندگان کمپانیهای عضو کنسرسیوم یادآور می‌شوم که ما بهیچ خارجی اجازه نخواهیم داد که نفوذ و مداخلات کمپانی سابق نفت را تجدید کنند (احسنت). من صریحاً اعلام می‌کنم که علت قبول تشکیل فورمول کنسرسیوم از طرف ما بیشتر از آن جهت بود که وقتی چند شرکت با ملیتهای مختلف در امر خرید نفت ایران شرکت داشتند برقابت هم قادر نخواهند شد بخیال ایجاد نفوذ سیاسی در داخل کشور ما بیفتند (صحیح است). (قنات آبادی: اگر با هم بسازند و کلاه سر ما بگذارند چه می‌شود؟) علت اینکه ما حاضر نشدیم با کمپانی امریکائی، انگلیسی، یا فرانسوی و غیره بصورت کمپانی واحد وارد مذاکره شویم ترس از سوابقی بود که کمپانی سابق نفت در امور داخلی کشور ما بجا گذاشته بود (دکتر جزایری: حرف باید با عمل تطبیق کند) ما خواستیم ماحصل مبارزان سه ساله ملت ایران را که در درجه اول قطع ریشه‌های نفوذ کمپانی سابق نفت در امور داخلی ماست در پیشانی مذاکرات نفت بگجانیم.

ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از کمپانی سابق در واقع جهشی بود که ملت ایران بطرف کمال و ارتقاء کرد این جهش از نظر مالی و اقتصادی ضربه‌های محکمی بما زد ولی تمام این خسارتها مانع از این نشد که ملت ایران رل پیشوائی خود را نسبت بکشورهای خاور میانه مسلم کند. ما درمقابل تمام خسارتها نتیجه ایرا که از مبارزات خود بدست آوردیم و آن مغرض کردن دولتی در داخل دولت ایران است باید حفظ کنیم ولی حفظ این نتایج مستلزم فرار از مسئلیت و منفی بافی نست. من با نهایت صراحت کسانیرا که می‌خواهند خوی زبونی و بیچارگی را همیشه در نهاد ایرانیان زنده نگاهدارند تقبیح می‌کنیم و بر آنها لعنت می‌فرستم (احسنت). (قنات آبادی: آرزوی مرگشان را می‌کنم) کسانی که میگویند از معالمه با چند شرکت خارجی باید صرفنظر کرد که مبادا روزی موفق شوند در امور سیاسی مملکت ما دخالت کنند بملت ایران توهین می‌کنند (صحیح است) شما اگر ملت ایرانرا اینقدر سست عنصر و زبون معرفی می‌کنید که هر تاجری بتواند با حیله بر مقدرات او مسلط شود هنوز ملت بزرگ ایرانرا نشناخته‌اید. ملت ایران باهوشتر و رشیدتر از آنستکه اجازه بدهد کمپانیهای خارجی در امور ملی او مداخله کنند (صحیح است.) قنات آبادی- ملت بزرگ است هیئت حاکمه ضعیف است و موجب مداخله می‌شود.

رئیس- بگذارید ببینم چه میگویند. آقای وزیر دارائی شما حق مذاکره با کسی ندارید مطالب خود را بخوانید.

وزیر دارائی- آقایان شما را بخداوند قسم می‌دهم که با این تبلیغات کشنده و زبون کننده مبارزه کنید و نگذارید صبح تا شام عده‌ای با لباس دلسوزی بمردم ایران تلقین کنند که خارجی بر همه چیز او مسلط است (صحیح است). بخدا قسم ایرانی بوطنش خیانت نمی‌کند ممکن است کسانی از ایرانیان در تشخیص منافع مملکت دچار اشتباه شوند ولی من اطمینان دارم که هیچ وقت با قصد و رضا اقدامی نمی‌کند که از آن ضرری بمملکت برسد. اگر چند نفر خیانتکار در مملکت ما پیدا شوند که خودشانرا باجنبی فروخته باشند نباید تاوان خیانت آنها را تمام مردم ایران بدهند (صحیح است.) همه جای دنیا افراد معدود ی از خائنین وجود دارند بمحض آنکه شناخته شدند و خیانتشان مسلم شد باید آنهارا نابود کرد و کشور را از لوث وجودشان پاک نمود (صحیح است). یکصد و پنجاه سال است که خارجیها برای زبون کردن و ذلیل نگاهداشتن ما بدست بعضی ایرانی نماها سعی دارند بما تلقین کنند که سرنوشت و حرکات و افعال و طرز تفکر ما به اراده آنها است. مقصودشان از این تبلیغات گرفتن استقلال فکری و شعور و اراده ما بوده‌است. این تلقینات متأسفانه بمرور ایام بطوری در ذهن مردم جایگیر شد که کم کم یک حالت تسلیم نسبت بهمه چیز در آنها ظهور کرد و همه مردم قدری شدند و علاوه از قوه لایزال قادر متعال معتقد بقوای مرموز سیاسی دول اجنبی گردیدند و تصور کردند همانطور که هیچ فردی از افراد بشر قادر نیست از مشیت الهی و اراده مطاع او سرپیچیده همانطور هم هیچ ایرانی نمی‌تواند از اطاعت نفوذ یک یا چند دولت اجنبی سرباز زند (چند نفر از نمایندگان: استغفرالله) باید اعتراف کرد که عوامل اجنبی در پیشرفت مقاصدشان از راه تلقین و تبلیغ این افکار بخوبی موفق شدند یک ملت رشید و با اراده و با تاریخ را اسیر چنگال اوهام و خیالات ترس آور کنند و باین وسیله قدرت اراده را تا مدتها از همه سلب نمایند که اگر عوامل بین المللی بکمک ما نمی‌رسید و بربادرفتن قدرتهائی که خیلی پیش چشم مردم با عظمت جلوه کرده بود در جنگ نمیدیدیم معلوم نبود تا چه وتق زیر این کابوس وحشتناک دست و پا می‌زدیم. نتیجه اساسی این تبلیغات گمراه کننده که متأسفانه هنوز هم تا حدی ادامه دارد ایجاد حس بدبینی در مردم نسبت بزمامداران و یأس زمامداران از وجود قضاوت منصفانه پیش مردم است. از یکطرف مردم بتصور اینکه هر کس مصدر کار و خدمتی است اراده اجنبی را بر منفعت مملکت ترجیح می‌دهد پشت سر او را خالی می‌کند و هر کس هم که مصدر خدمتی شود چون می‌بیند که پیش مردم دوغ و دوشاب یکی است و خیانت وخدمت هر دو یکسان مورد قضاوت مردم قرا رمیگیرد مأیوس می‌شود و بخود جرأت فداکاری در راه حفظ منافع مملکت را نمی‌دهد. اینجاست که دشمن بدخواه در کمین نشسته و دام پهن می‌کند و افراد سست عنصر و زبون را با تلقین بیشتر بکلی از مردم مأیوس کرده خود را متکای آنها معرفی می‌کند و باین ترتیب بعضی از رجال مملکت را که قدرت مقاومت در مقابل حوادث ندارند اسیر اراده خود می‌نماید و همین اسرار را باز برای بدبین کردن بیشتر مردم بچشم آنها می‌کشد و این دوره تسلسل را ادامه می‌دهد تا از مردم یک مملکت سلب اراده و قدرت تعرض و اتحاد و اتفاق شود. (میراشرافی: به وثوق الدوله هم لعنت بفرستید) در طول این یکصد سال اخیر همیشه دست راست این قبیل سیاستهای تخریبی اجنبی عده استفاده طلب و بیمایه و هوچی بوده‌اند که در لباس منفی بافی و طرفداری از مردم کارشان لجن مال کردن تمام رجال و زمامداران مملکت بوده‌است هر کس هر چه می‌گفت انگ خیانت بر پیشانیش می‌زنند و هر کس هر چه می‌کرد نوکر و عامل اجنبی می‌خواندند و نسبت بهیچکس فروگذار نکردند تا مردم باورشان باشد که در ایران هیچ زمامداری نیست که مصلحت مملکت را بر منفعت اجنبی ترجیح دهد. تاریخ پنجا ه ساله مشروطیت ایران را بخوایند و از آن بلاها که عده‌ای هوچی و شیاد بر سر اینمملکت آورده‌اند عبرت بگیرید. علاوه از حسن تشخیص و شهامت و شعور افراد مردم هر مملکتی قائم بر رجال خود می‌باشد. عظمت و ترقی یک مملکت را در در و دیوار و سنگ و چوب تدارک نمی‌کند، از میان افراد کسانی که در مقام رهبری واقع می‌شوند اگر لایق و باحسن تشخیص و مورد اعتماد مردم باشند و آنها هم ازحمایت مردم اطمینان داشته باشندمی‌توانند مملکت را بطرف کمال و عظمت سوق دهند. وجود رجال با عزم و با اراده برای مردم یک مملکت ذخیره گرانبهائی است که اعتماد بنفس و اطمینان بعزت ملی و استقلال را در دلشان پرورش می‌دهد.

افراد عادی هر مملکتی از ذکر نام رجال با عزم و با اراده کشور خود که مصدر خدماتی شده‌اند غرور خاصی در خود احساس می‌کنند و احساس این غرور که توأم با وجد و سرور است آنها را همیشه حاضر برای مدالعه از نوامیس و افتخارات ملی خود نگاه می‌دارد ولی وقتی تمام رجال مملکت را لجنمال کردند و همه را نوکر و عامل اجنبی خواندند دیگر ملجاء و اتکائی برای مردم نمیاند حس غرور ملی در افراد مملکت می‌میرد و جای آنرا یأس و ناامیدی می‌گیرد و این همان نقطه‌ای است که اجانب برای تسخیر آن در هر کشوری هر نوع فداکاری را متحمل می‌شوند. آقایان محترم شرکت سابق بعنوان صاحب امتیاز نفت ایران مرد. دستگاهی که از راه امتیاز نفت بر سیاست مملکت چیره شده بود دیگر وجود خارجی ندارد. ما می‌خواهیم زندگی تازه‌ای شروع کنیم شرط این زندگی تازه که هدفش ترقی و عظمت مملکت و تحکیم ارکان استقلال وطن ما می‌باشد اینست که ما اول خودمان را آماده این زندگی سازیم. ترس از موهوم و منفی بافی و خوی زبونی و ذلت را با امتیاز کمپانی سابق نفت یکجا فراموش کنیم ما نباید خودمان را حلوا قرض کنیم که هر کس رسید از ما کامی شیرین کند. ما ملت زنده‌ای هستیم و. زندگی تازه را شروع می‌کنیم لازمه زندگی توأم با عزت و افتخار برای ما در درجه اول ایجاد فعالیت و کار و داشتن درآمد و استفاده از منابع سرشار مملکت است. لازمه استفاده از منابع این قبول معامله با دیگر است. قبول معامله و خرید و فروش مستلزم اظهار عجز و زبونی نیست. ما جنسی داریم می‌فروشیم آنها هم می‌خرند. شرایط بازار خرید و اوضاع سیاسی و آماده نیودن خود ما گذشتهائی را ایجاب کرده‌است. ما نفت داریم وسیله فروش نداریم کارشناس باندازه کافی نداریم، فاقد سرمایه لازم برای انجام عمل می‌باشیم، بازار فروش در اختیار ما نیست، کسانی که 50 سال پیش از ما درصدد اینکارها بوده‌اند یک نوع انحصاری بنفع خود در بازارهای فروش نفت جهان ایجاد کرده‌اند، خارج از حدود این انحصار نمی‌گذارند کسی معامله بکند. سه سال هم خودمان تجربه کردیم و دیدیم که نگذاشتند. تجربه مکرر اینکار هم جز زیان بیشتر برای ما نتیجه‌ای نخواهد داشت. چند شرکت که در شمار شرکتهای بزرگ نفت جهان هستند و بازار فروش در دست آنها است بما پیشنهاد کردند که نفت ما را با شرایطی بخرند، این شرایط هم از جهت قیمت و هم از نظر مدت و هم از نظر اطمینان بمقدار و مرغوبیت جنس بود، مسلماً در این پیشنهاد منافعی برای خود در نظر داشتند و سعی هم کرده- اند که کاری نکنند شیرازه امور تجارتشان در سایر نقاط ازهم گسیخته شود. ما پیشنهاداتشان را مطالعه کردیم، قسمتی از آنرا رد کردیم، راجع بقیمت و مدت چانه زدیم، سعی کردیم تحت تأثیر احتیاج شدید مملکت بدرآمد نفت قرار نگیریم، ازممکنات استفاده کردیم وضع سیاسی خاص ایران از نظر دول بزرگ به کمک ما آمد. علاقه دول غربی باستقرار اقتصادی ایران وسیله‌ای شد که ما باتکاء آن در قبال قسمت اعظم پیشنهادات کمپانیهای نفت مقاومت کنیم. کار چانه زدن ما بجائی کشید که راجع بیک پنی و یک سنت مدتها مباحثه می‌کردیم. در امور حقوقی بر سر هر کلمه میان ما و آنها مباحثه درمیگرفت. این مذاکرات و مباحثات که گاهی برای یک کلمه و یک جمله آن چندروزمیان تهران و لندن و واشنگتن تلگراف مبادله می‌شد شش ماه طول کشید. اشکال کار از نظر آنها این بود که ما نمی‌خواستیم بکسی امتیاز استخراج نفت بدهیم مالکیت ما بر صنایع نفت و احترام ما بقانون طرز اجرای ملی شدن صنعت نفت ما و آنها را در وضع کاملا تازه‌ای قرار می‌داد ما می‌خواستیم قرارداد فروش نفت ببندیم و اینکار در دنیا باینصورت سابقه نداشت. آنها می‌خواستند ما را در شرایطی قرار بدهند که ممالک امتیاز دهنده قرار دارند. ما زیر بار نرفتیم، ما می‌خواستم تمام تعهدات دو طرف صیح و روشن باشد آنها هم حسن نیت را در ایجاد صراحت بکار بردند ما سعی کردیم که با در نظر گرفتن انحصار بازارها و قیمت فروش و سایر شرائطی که خواه و ناخواه بیک فروشنده ایکه در شرایط ما است تحمیل می‌شود حداکثر منافع را برای خودمان تأمین کنیم آنها هم در حدود تفکر یک تاجر بما نهایت مساعدت را کردند ما نسبت بمسئله تخفیف و مالیات و عوارض پیشنهادات تازه‌ای کردیم وایستادگی نمودیم تا توانستیم قسمت زیادی از پیشنهادات خود را بقبولانیم. از نظر اداره امور و نظارت بر عملیات شرکتهای عامل ما حداکثر امکان کوشش کردیم موفق شدیم که بوسیله اعضای ایرانی هیئت مدیره شرکتهای عامل یک نظارت دقیق هم از جهت فنی و هم از جهت محاسباتی در تمام امور نفت برای خود تأمین کنیم و این اختیار ار همیشه برای خود محفوظ داریم که بوسیله بازرسان شرکت ملی نفت ایران در هر موقع مقتضی بدانیم تمام اعمال شرکتهای عامل یا خریدار را کنترل کنیم. بهر صورت نتیجه مباحثات 6 ماهه ما این شد که ما توانستیم از لحاظ قیمت نفت خودمان را ببالاترین نرخ موجود خلیج فارس بفروشیم از لحاظ تخفیف طریقه تازه‌ای که تاکنون سابقه نداشته‌است بوجود آوردیم. از لحاظ کنترل عملیات حق بازرسی کاملی بر تمام امور خریداران شرکتهای عامل داشته باشیم. از نظر عنوان علاوه از قرارداد خرید و فروش شرکتهای عامل بعنوان عامل شرکت ملی نفت ایران انجام وظیفه نمایند. بر خلاف قراردادهای امتیاز نفت که نمونه آن قرارداد 1933 است و مواد آن قابل فهم نیست سعی کردیم آنقدر مواد این قرارداد فروش را صریح و روشن و قابل فهم بنویسیم که تمام ایرانیان بتوانند بفهمند و تفسیر کنند. از اطناب کلام نترسیدیم و سعی کردیم تمام مواردی را که ممکنست روزی مورد اختلاف قرار گیرد با صراحت و وضوح و تفصیل روشن کنیم. باینجهت قرارداد فروش نفت از نظر وضوح و صراحت و جامعیت قابل مقایسه با هیچ قراردادی نیست. راجع بغرامت که حل آن ارتباط مستقیم با امکان فروش نفت ایران داشت ما مستقیماً با نمایندگان کمپانی سابق نفت وارد مذاکره شدیم. آنها ارقامی پیش ما گذاشتند که مشتمل بر تفاوت قیمت تعهدات خودشان نسبت بخریداران بعد از ملی شدن صنعت نفت ایران بود.

می‌گفتند تا موقعی که ما در ایران عمل می‌کردیم قیمت تمام شده نفت برای ما صرف می‌کرد وما با اعتبار این قیمت و امتیازی که در ایران داشتیم تعهداتی نسبت بخریداران کرده بودیم بعد از ملی شدن نفت ناچار شدیم برای حفظ اعتبار تجارتی خود بانجام تعهات موجود خود بهر نحو که ممکن باشد ادامه دهیم و برای اینکار نفت را بقیمت گرانتر از سایرین خریدیم و تحویل دادیم و باضافه کشتیهای ما قبلا مسیر معینی را برای رسیدن به بازارها طی می‌کرد ما وقتی از فروشندگان دیگر نفت خریدیم یانفت خود را در پالایشگاههای دوردست تصفیه نمودیم ناچار شدیم مسیر کشتیها را هم تغییر دهیم و مبالغی اضافه کرایه پرداختیم. در اینجا باید تذکر بدهم که در نتیجه مطالعات دقیق و مشاوره با حقوقدانهای معروف کشورهای مختلف این مسئله مسلم گردید که در تعیین میزان غرامت کمپانی نفت اینگونه خسارات وارده بر شرکت قطعاً در هر دادگاهی مورد قبول قرار می‌گرفت. گذشته از اینها عدم النفع تا خاتمه قرارداد را مطالبه می‌کردند (قنات آبادی: خدا رحم کرد تفاوت بدی آب و هوا را از ما نخواستند) راجع بمبلغ 49 میلیون لیره موجود در ترازنامه سال 1949 می‌گفتند که ما این مبلغ را در صورتی مدیون بایران بودیم که قرارداد الحاقی نفت تصویب می‌شد ولی وقتی آن قرارداد رد شد ما تعهدی نداریم و حاکم بر روابط ما و ایران قرارداد 1933 بوده‌است. ما گفتیم که کمپانی نفت طی مدت عملیات خود از ایران سود سرشاری بده‌است بشکرانه این سود هنگفت و برای ایجاد حسن تفاهم خوبست که ما و شما حساب گذشته را بآب بشوئیم و از دعاوی نسبت بهم صرفنظر کنیم. آنها گفتند ما تاجریم و در مقابل انتظارات صاحبان سهام شرکت مسئولیت داریم بالاخره اصرار ما بنتیجه نرسید و وقتی نتوانستیم آنها را بصرفنظر کردن ز دعاوی خود متقاعد کنیم سر حساب نشستیم (قنات آبادی: آنوقت هر چه آنها گفتند ما همان را کردیم.) راجع به 49 میلیون لیره که حق ایران می‌دانستیم پافشاری کردیم آنها گفتند باین شرط قبول می‌کنیم که ضررهای ما را بابت تفاوت قیمت نفت و کشتی در مقابل تعهداتی که داشته‌ایم و مورد تصدیق کارشناسان بین المللی است قبول کنید و همچنین عدم النفع ما را بپردازید. ما زیر بار عدم النفع نرفتیم ولی حاضر شدیم اگر ارقام صحیح و منطقی راجع به تفاوت قیمت خرید نفت بابت انجام تعهداتشان بعد از ملی شدن نفت ایران ارائه کردند مورد مطالعه قرار بدهیم. ما در ضمن دعاوی خودمان گفتیم که شما سه سال نگذاشتید ما نفت خود را بفروشیم و با جلوگیری از فروش نفت خساراتی بخزانه مملکت ما وارد شده‌است و شما ضامن پرداخت آن هستید و از این بابت سی میلیون لیره مطالبه کردیم، آنها زیر بار نرفتند، ما گفتیم همانطور که شما مدعی هستید تفاوت خریدهای شما بابت انجام تعهداتی که داشتید باید مورد مطالعه واقع شود وارقام صحیح آن مورد قبول قرار گیرد شما هم بایئ این ادعای منطقی و حقوقی ما را بپذیرید. تفصیل مطلب زیاد است بالاخره ما توانستیم مبلغ سی میلیون لیره را بجمع دعاوی خود اضافه کنیم. مجموع مبلغ ادعائی شرکت نفت غیر از تأسیسات آبادان 265 میلیون لیره بود ما مشغول تراشیدن این رقم شدیم وارقام خودمانرا جلوی آنها گذاشتیم. بالاخره بعد از آنکه چندین بار مذاکرات قطع شد و از نو آغاز گردید و مداخلاتی بنفع ما از مجرای سیاستهای دول دوست بعمل آمد رقم دعاوی آنها به 115 میلیون لیره محدود شد و متقابلا 90 میلوین لیره دعاوی ما را قبول کردند. با توجه باوضاع و احوال راه منصفانه‌ای بود.

بعد از تهاتر این دو رقم مجموع بدهی ما از بابت غرامت و بقیه استهلاک دستگاه تصفیه کرمانشاه وکل تأسیسات شرکت در ایران به بیست و پنج میلیون لیره قطع شد و این نازلترین مبلغی بود که به تصدیق کارشناسان حقوقی و اقتصادی بین المللی در مورد کلیه دعاوی شکرت سابق بکرسی نشاندیم. ما معتقد بودیم که از لحاظ اخلاق شرکت سابق نباید یک دینار از ما مطالبه کند ولی نمایندگان شرکت از نظر اقتصاد و بازرگانی طبق اسناد خود اینمبلغ را مطالبه می‌کردند و با آنکه حتی برای گرفتن یک «پنی» چانه می‌زدند و یکشاهی را هم یکشاهی می‌دانستند باز هم مذاکراتشان خالی از حسن نیت نبود. چه می‌شد کرد در دنیائی که تجارت و منافع بازرگانی مافوق تمام احساسات است همینقدر که طرفی توانست بیشتر بگیرد و کمتر گرفت بازهم رعایت کرده‌است. اگر رقم مورد توافق خودمان را با شرکت نفت از بابت غرامت با آنچه در حکومت آقای دکتر مصدق مطالبه می‌کردند مقایسه کنیم آنوقت معلوم می‌شود که چه پیشرفتی در موضوع پرداخت غرامت نصیب ما شده‌است و نسبت بارقامی که موجب وحشت آقای دکتر مصدق شده بود چه کدشتهائی صورت گرفته‌است. نوع پول و طرز پرداخت کنسرسیوم یکی از مسائل مهمی بود که ما به آن توجه داشتیم ما نمی‌خواستیم پول معینی را وسیله معامله قرار دهیم آنها استدلال می‌کردند که نفت ایران در نیمکره شرقی و در گروه استرلینگ بفروش می‌رسد و پول حاصل از فروش نفت ناچار باید بلیره باشد. ما گفتیم که قبول لیره بعنوان قیمت نفت بدون تضمینهای خاصی ما را در محاصره دائمی اقتصاد استرلینگ قرار خواهد داد و ما میل داریم آزادی خرید و معاملات خود را تأمین کنیم. آنها حاضر شدند برای آرامش خاط ما پیش بینیهای لازم را بپذیرند و بعد از مناجات زیاد بالاخره اینطور موضوع پول را حل کردیم که چون فروش نفت ایران درمنطقه استرلینگ است پول ما بلیره پرداخت شود ولی باید تمام لیره‌های ما قابل تبدیل به ارزهای دیگر باشد آنها قبول کردند که بر مبنای قرارداد پرداختی بین دولت ایران و دولت انگلستان و موافقتنامه بین بانک ملی ایران و بانک انگلستان کلیه لیره‌های حاصل از فروش نفت یا مربوط بآن با رعایت ترتیب خاصی در مورد تبدیل بدلار آزادانه قابل انتقال بکشورهای دیگر باشد و از اینجهت هیچگونه نگرانی برای ما باقی نمانده‌است که بتوانیم از درآمد حاصل از نفت احتیاجات کشور را از خارج رفع نمائیم. معذالک ما گفتیم اگر روزی دولت انگلستان میل نداشت که قرارداد پرداخت خود را با ما تجدید کند یا آنکه لیره آزادانه قابل تبدیل بدلار نبود و از این را محظوراتی برای ما ایجاد شد ما چگونه می‌توانیم نسبت بدریافت پول نفت به ارزی که لازم داریم اطمینان حاصل کنیم آنها حاضر شدند در ماده سی ام قرارداد تضمین کنند که در اینصورت با کمپانیهای تشکیل دهنده کنسرسیوم مذاکره خواهیم کرد و طریقه‌ای که منافع ما را تضمین کند در نظر خواهیم گرفت. موضوع قیمت محصولات نفتی برای مصرف داخلی کشور نیز مورد توجه ما بود شرکت سابق بهای محصولات نفتی را برای توزیع داخلی بمأخذ بهای خلیج مکزیک با تخفیفی با ما حساب می‌کرد و باین حساب اغلب از مشتریان دیگر گرانتر برای ما تمام می‌شد ما کنسرسیوم را حاضر کردیم که احتیاجات داخلی کشور را بمواد نفتی و مشتقات آن بهر میزان مورد لزوم باشد در مقابل دریافت هزینه تصفیه بما تحویل دهد در نتیجه این توافق در صورت اجرای این قرارداد بنزین، نفت و گازوئیل برای مصرف داخلی کشور برای شرکت ملی نفت بیک قیمت تمام می‌شود. ما در قرارداد با کنسرسیوم دوازده و نیم درصد از محصول نفت خام کشور را برای تجارت آزاد خودمان تأمین کردیم تا بهر کسی خواستیم بفروشیم و از راه فروش آن تجربه تجارت نفت را بدست بیاوریم. ما توانستیم در ضمن مذاکرات خود با نمایندگان کنسرسیوم یک مشکل دیگری رانیز حل کینم وآن موجودی نفت تصفیه شده در تصفیه- خانه آبادان در شروع عمل کنسرسیوم است آنها پیشنهاد کردند که این موجودی را از ما تحویل بگیرند و در آخر مدت قرارداد بهمان میزان بما تحویل بدهند، ما زیر بار نرفتیم و بعد از مذاکرات طولانی موافقت حاصل شد که معادل موجودی مواد تصفیه شده در روز شروع بکار شرکت ملی نفت ایران می‌تواند بر حسب احتیاج و بتدریج همان مواد را مجاناً برای مصرف داخلی بگیرد باین شکل مدت چندین ماه احتیاجات داخلی کشور از حیث مواد سوخت، بنزین، بنزین هواپیما و غیره مجاناً رفع خواهد شد. ما در خلال تمام مذاکرات به نفت یک موضوع بود که حواس ما را همیشه متوجه خود می‌کرد و آن حفظ و پرورش و رشد شرکت ملی نفت بود که در مبارزات شدید سه ساله بوجود آمده بود. شرکت ملی نفت ایران که در شرایط نامساعدی تأسیس شده و از روز اول با هزار مشکل مواجه گردید. ما خواستیم این مؤسسه ملی را بهر تدبیر است حفظ کنیم و در محیط مساعدی وسائل رشد او را فراهم نمائیم که انشاءالله بزودی بتواند منشاء خیر زیادی برای مملکت بشود بهمین علت بود که در مذاکرات مربوط بحل نفت یکی از طرفهای مذاکره اصلی شرکت ملی نفت قرار گرفت و کلیه عملیاتی که بعداً انجام بشود بنام و زیر نظارت آن شرکت خواهد بود. شرکت ملی نفت مجال آنرا خواهد داشت که در ضمن نظارت بر اعمال شرکتهای عامل و خریدار ذخیره کافی از تجربیات بیاندوزد. ارشناس ایرانی تربیت کند، امور زیادی را مباشرت نماید، کار تهیه و تصفیه و توزیع نفت داخلی را بعهده بگیرد. پالایشگاه کرمانشاه آزمایشگاهی برای انواع عملیات او باشد و اگر لازم شد دستگاههای تصفیه تازه وارد کند و بکار اندازد. این بود خلاصه‌ای از آنچه توانستیم در راه حل مشکل نفت توفیق حاصل کنیم و قراردادی که برای فروش نفت تنظیم شده‌است چیزی جز انعکاس مطالبی که عرض کردم نمی‌باشد. آقایان این قرارداد محصول فکر و استقامت عده‌ای از هموطنان شماست که تخصصشان بارها مورد تحسین و تمجید همان کسانی قرار گرفته‌است که سالهای متمادی در امور فنی و حقوقی و اقتصادی نفت سابقه دارند و من از همکاری آن جوانهای ورزیده و تحصیل کرده (قنات آبادی: مثل آقای بیات) (خنده نمایندگان) بر خود می‌بالم و خوشحالم که امروز ما دارای کارشناسان و مهندسینی هستیم که اگر تعدادشان کم است ولی هم سنگ بهترین کارشناسان خارجی می‌باشند و در اداره امور استخراج و تصفیه نفت وجودشان موجب مفاخرت ایران و مظهر رشد علمی وفرهنگی ما خواهد بود من امیدوارم فعالیت مجدد دستگاههای نفت آبادان در شرایط جدید مجال کافی برای پرورش امثال این جوانها بدهد واین آرزوی همه ایران است. آقایان محترم خداوند را بشهادت می‌طلبم که در طول مذاکرات و در تنظیم مواد قرارداد درکمال صداقت و صمیمیت و با عشق سوزان خدمت بوطن ما مجاهدت کردیم و هرچه بفرکرمان می‌رسید و امکان پیشرفت داشت کرده و در کمال شهامت و شجاعت این مسئولیت بزرگ را پذیرفتیم. ما می‌توانستیم مثل کسانیکه همیشه کنار می‌نشینند و انتقاد می‌کنند تا میان مردم خوشنام باشند زیر بار مذاکره و تنظیم قرارداد نرویم ولی شرافت ایرانیت و وجدان ما بما حکم می‌کرد که برای نجات وطن حیثیت و همه چیز خود را بخطر بایندازیم.

مسلماً انتقاد از آنچه طی شش ماه خون دل خوردن و جان کندن تهیه شده‌است کار بسیار آسانی است بدون تردید تهمت و ناسزاگوئی بکسانی که شش ماه آرام و راحت نداشتند ساعتهای بحرانی سختی را گذراندند میسر است و ما که آنهمه سختی و مشقت را تحمل کردیم پیه این ناسیاسیها را نیز بتن خود مالیده‌ایم من میدانم که دستمزد ما در مقابل تمام این زحمات از طرف کسانی که راحت ترین و پرفایده ترین مشاغل یعنی هوچیگری را انتخاب کرده‌اند جز فحش و ناسزا نخواهد بود ولی بخاطر حقیقت، بخاطر انسانیت و بخاطر قومیت ایرانی این ناسزاها را تحمل می‌کنیم. قفا خوریم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری است رنجیدن. از ما می‌گذرد، بد یا خوب، زشت یا زیبا، تاریخ و آینده در باره همه ما قضاوت خواهد کرد (صحیح است) ولی من میل دارم با صداقت از همه شما آقایان محترم تقاضائی بکنم. تقاضای من این است که وقتی می‌خواهید نسبت بآنچه ما کردیم قضاوت کنید آنچه که ما گفتیم بخاطر بسپارید، مشکلات حاضر را در نظر بگیرید، اگر خواستید انتقاد کنید این وظیفه و حق آقایان نمایندگان است سعی کنید خودتان را بجای ما بگذارید و پیش خود فکر کنید اگر جای ما بودید چه می‌کردید، اگر صلاح خودتان را در تهمت زدن و فحش دادن بما میدانید یک دقیقه با وجدان خود مشورت کنید و بدانید در این دنیا خدائی و حقانیتی هم هست (صحیح است). من با کمال بردباری و در نهایت علاقمندی حاضرم هر گونه توضیحی آقایان بخواهند عرض کنم، هر انتقادی کنید بجان و دل بشنوم، ما چون قرارداد فروش را امضاء کرده‌ایم از آن دفاع خواهیم کرد، شما آقایان هم مطالعه کنید، شور کنید، وجدانتان را حکم قراردهید، بمصلحت مملکت بیندیشید، ببینید در حال حاضر و در شرایط کنونی دنیا اگر بهتر از این و کاملتر از این معامله میسر است این قرارداد را رد کنید. اگر حدس زدید که احتمال دارد بدرد این قرارداد یکدستگاهی پیدا شود که محض خاطر کشور شش هزار ساله ما مجاناً دستگاههای نفت ما را بکار اندازد و تمام منافع آنرا بما تقدیم کند درنگ نکنید و فوراً باو مراجعه فرمائید ما از شما تشکر خواهیم کرد. ولی اگر اعتراف کردید که در حال حاضر رسیدن بایده آلهای ملی میسر نیست، اگر اعترف کردید که تاجر حساب سود و منافعش را می‌کند و طرف حساب ما شرکتهای تجارتی هستند، اگر اعتراف کردید که فروش نفت جز با سازش با کمپانیهائی که انحصار فروش نفت را دارند، همانطور که سه سال تجربه کردیم غیر ممکن است و اگر توجه کردید که قرارداد فروش با کنسرسیوم بهترین قراردادی است در نوع خود که تاکنون برای معامله نفت بسته شده‌است آنوقت باین قرارداد رأی بدهید و بگذارید نفت ایران بجریان بیفتد و عایدات آن صرف بهبود زندگی مردم فقیر این مملکت شود. حال خود دانید و خدای خودتان، این شما و این مسئولیت وجدانی که در مقابل ملت ایران و تاریخ دارید (احسنت) ضمناَ یک نکته را خواستم خدمت آقایان عرض بکنم که ممکن است برای بعضی از آقایان سوء تفاهم شده باشد که متن انگلیسی قرارداد فقط معتبر است درصورتی که اینطور نیست و متن انگلیسی و فارسی هر دو معتبر است، منتهی در صورت بروز اختلاف در یک موارد معینی متن انگلیسی مقدم خواهد بود، بنابراین در کمیسیونی که آقایان مطالعه می‌فرمایند مطالعه متن فارسی کافی است اگر توضیحات دیگری در قسمت انگلسی اش لازم باشد چون ممکن است روشنتر باشد البته عرض خواهم کرد (مسعودی: قرارداد را هم بدهید) تقدیم می‌کنم فراموش نکرده‌ام واین نسخه قرارداد و لایحه ضمیمه اش است که تقدیم می‌کنم.