سخنان حائری‌زاده نماینده مجلس شورای ملی درباره گزارش هیات هشت نفری ۳۱ اردیبهشت ۱۳۳۲

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری هفدهم روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲

درگاه روز رستاخیز ملت ایران ۲۸ امرداد ۱۳۳۲

مذاکرات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم

سخنان حائری‌زاده نماینده مجلس شورای ملی درباره گزارش هیات هشت نفری ۳۱ اردیبهشت ۱۳۳۲

ماده واحده - نظرباینکه موافق اصل ۳۵ متمم قانون اساسی سلطنت ودیعه ایست که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص شاه تفویض شده و طبق اصل ۴۴ متمم شخص پادشاه از هرگونه مسئولیت مبری است و از طرفی طبق همین اصل و اصل ۴۵ متمم مسئولیت ادارات امور مملکتی بعهده وزار و هیئت دولت می‌باشد بدیهی است که اداره و مسئولیت امور مملکتی اعم از کشوری و لشگری از شئون مقام شامخ سلطنت نبوده و حقوق هیئت دولت و وزیران است که در اداره امور وزارت خانه‌های مربوطه بنام اعلیحضرت همایونی سعی و کوشش در اجرای مقررات قانونیه نموده منفردا و مشترکا از عهده مسئولیت در مقابل مجلس شورای ملی برآیند. اخگر. پارسا. محمدحسین قشقایی. حاج سیدجوادی. دکتر سنجابی. شاپوری. دکتر ملکی. شبستری. دکتر معظمی. زیرک‌زاده. موسوی. میلانی. مهندس حسیبی. خسروقشقایی. اقبال. دکتر فلسفی. احمدرضوی. نجفی. انگجی. سیدباقرجلالی. مجدزاده. ذکایی. شهیدی. مدرس. خلخالی. دادور. کهبد. شهاب خسروانی. نریمان

نایب رئیس - فوریت اول مطرح است آقای حائری‌زاده

حائری‌زاده - قانون اساسی و متمم قانون اساسی ۴۸ سال پیش تقریبا با ۱۵۰ ۶۰ اصل ایجاد شده‌است خیلی از اصول آن مطابق با اصول و زمان ما نیست مادرش تردیدی هیچ نداریم چند اصلی که مربوط به انتخابات بوده‌است در همان دوره بین اول و دوم طبق رفراندومی که آن روز معمول بوده‌است که انجمن‌های ایالتی و ولایتی نظرمی دادند و اختیاراتی به انجمن ولایتی آذربایجان دادند که آن اصولی که مربوط به قانون انتخابات میشده‌است در آن موقع اجازه متروک ماندنش را دادند و اختیار دادند به مجلس دوم که هر چه مصلحت می‌داندعمل کند مجلس دوم یک قانون انتخاباتی را نوشته بود که با آن اصول قانون اساسی تناقض دارد ولی تصریحی که چه اصلهای لغوشده و چه اصلهای لغونشده بود در آن قید نشد در آنروز من نظرم هست که یک گزارشی به مجلس تقدیم کرده‌اند که ادله‌اش مشروحا ذکرشده و دیگر لازم نیست اینجا عرض کنم یکی دیگر آنروزی که ناصرالملک نایب‌السلطنه بوده‌است و این شکلی که ما قانون اساسی را می‌فهمیم او هم می‌فهمیده و معتقد بوده‌است که مقام سلطنت که او نیابتش را عهده دار است دارای هیچ اختیاری نیست همینطوری که ما هم تشخیص می‌دهیم که مقام مقدسی است و هیچ اختیاری ندارد و از لحاظ احترامات این مقام را باید احترام بگذارند ولی اختیاری برای اونیست و هیچ مسئولیت ندارد او هم همین جور تشخیص می‌داد ولی متاسف بوده‌است و می‌گفتند که مصلحت ایران نیست که مقام سلطنت بی اختیار باشد اوعقیده اش این بود جلساتی هم تشکیل دادند بالاخره کار باینجا رسیده‌است که در ضمن فرمان انتخابات دوره سوم اجازه بدهند به مجلس سوم که تجدید نظری در قانون اساسی بکنند وکلای دوره سوم که وکیل عادی بودند و یک وکیلی که حق تجدید نظر در قانون اساسی که موسسان باشد بوده‌اند در مجلس سوم خوشبختانه ناصرالملکی از بین رفته بود و کسی که اصراری براینکار بکند وجود نداشته احمدشاه هم مردی بوده‌است که بهمان مقام خودش قانع بوده‌است و توقع اختیاراتی نداشته و مجلس سوم هم نظری ابرازنکرده و مقارن شده‌است با جنگ بین المللی اول و منحل شده‌است و مهاجرت کردند و بجایی نرسیده‌است یکی دو دوره بعد هم در زمان شاه سابق و این شاه یک مجلسهای موسسان قلابی درست کردند که من عقیده به تصمیمات آنها ندارم برای اینکه برای تشکیل مجلس موسسان و رفراندم باید کسی که قدرت سرنیزه اختیارات تحت نظر اوست او بگذارد برود کنار یک شخص عادی بشود و مردم خودشان بوسیله انجمن‌های ملی موسسات عمومی طرحی تهیه بکنند اقدام بکنند چند اصل قانون اساسی را که تغییرداده‌اند بعقیده من یک قسمتش را که ما در اینجا شاهد و ناظربوده‌ایم در دوره پانزدهم بود گویا همین جا داد و فریادها می‌کردیم که این مجلس قلابی است و همینطور که حالا طومار و تلگرافات از بچه‌ها برای گذراندن این گزارش هیئت هشت نفری می‌رسد آنروز هم این طومارها و تلگرافات می‌رسد فراوان بجای اینکه این را باز در اطرافش بحث بکنیم که بگوییم چهار اصل قانون اساسی را درش بحث کنیم باید فهمید که چه جوربحث کنیم اگر بگوییم این چهار اصل این است که علاه بر این چهار اصل پنجاه اصل دیگر هم هست که هست اگر ما می‌خواهیم تغییری در آن بدهیم استنباط ما غیر از آنچه مادران جلسه خصوصی گزارش داده‌ایم که حالا آقایان این را پیراهن عثمان کرده‌اند و آورده‌اند این چیز دیگری است اگر تغییری تفسیری عملی در این اصول باید انجام بدهیم من صلاحیت برای مجلس نیم بند اینجوری قائل نیستم در آن جلساتی که برای راه حل تشکیل می‌شد یک چیزی به نظرم رسید حالا هم بعرض مجلس شورای ملی میرسانم در اینکه قانون اساسی خیلی از اصولش متناسب با عصر حاضر ما نیست من تردیدی ندارم و لازم است در آن تجدید نظری بشود ولی مرجع صالحی باید باشد ما چرا این قانون اساسی را در بغل گرفتیم با تمام عیب و نقصی که دارد برای اینکه می‌ترسیم اگر یک ماده مضرش را ما موافقت کردیم برای اصلاح آن قدرتهایی هستند مافوق ما که این مواد و اصول عمده اش را بنام اصلاح افساد می‌کنند ما می‌گوییم این باتمام عیبهایش بهتر از این است که این دفترچه را امروز از دست ایرانی‌ها بگیرند در اینجاخیلی چیزها دارد مثلا امتیازات را بدون تصویب مجلس به خارجی‌ها نمی‌شود داد در حالیکه الان ۵۰ درصد قیمت نفت را بدون تصویب مجلس می‌بخشند اینها چه صورتی دارد بدون تصویب مجلس؟ اینهایک مباحثی است که بعدها همین جوری که حالا برای قوام آوردند یکی روزی هم مصدق اگر ما زنده ماندیم خواهیم آورد (مهندس حسیبی - تخفیف قیمت امتیازاست؟ قربان حس حقوقی شما) خیانت به مملکت است (مهندس حسیبی – در هر حال امتیازنیست) خیلی چیزها در قانون اساسی هست که حیف است آنها را ما بگذاریم متزلزل بشود و خیلی چیزها هم هست که لازم است اصلاح بشود فکری که به نظرمن رسید مبنایش تقریبا دنبال فکریست که مرحوم ناصرالملک داشته نه بصورتیکه او در نظرداشته او می‌گفت که موقع فرمان انتخابات ما از ملت تقاضا می‌کنیم که به نمایندگان دوره سوم اجازه بدهند در قانون اساسی بنظربدهید من عقیده دارم که همین مجلس یک ماده بگذراند و یک کمیسیونی برای مطالعه قانون اساسی انتخاب کند (شاپوری - اینکه مجلس نیم بنداست آقا) این کمیسیونی که برای قانون اساسی انتخاب می‌کند از قضات دیوان کشورباشد از دانشگاه باشند و از مجلس هم باشند و یک قانون اساسی متناسب با وضع امروزی و محیط امروزی ما تهیه کنند (صحیح است) این طرح قانون اساسی را مجلس هفده افتخار تهیه اش را عهده دارباشد و در موقع اعلان انتخابات دوره هیجده ملت به نمایندگانش اجازه بدهد که این مساله این طرحی را که در مجلس هفده تهیه شده‌است قبول کنند یا همانهایی که قدیم بوده بقوت خودش باقی باشد و حق هم بهشان ندهند که موادی از آنرا کم و زیادش بکنند من می‌ترسم که آنرا از دستمان بگیرند و بدها را هم بدترش بکنند این موضوع را من عرض کنم که برای اصلاح اصول قانون اساسی و رفع اجمال و ابهام و تناقض و اینجور چیزهایی که در این قانون هست باین ترتیب نمی‌شود من با این فکر موافقم که یک اصلاح اصولی بشود اما اگر آقایان با این نظرموافقت بکنند این نظری است که بگاو و گوسفند کسی ضررنمی‌زند و برای مملکت هم خیلی مفیداست اما این را چون خودم امضا کرده‌ام و طرفدارش هستم باید عرض کنم که یک تشنجی در مملکت بوده و هست یک کمیسیونی را جناب آقای مکی در جلسه خصوصی خواهش کردند که تشکیل بشود بنشینند و ببینند چه جور ممکن است این تشنجها را تخفیف بدهیم که موجبات بجریان افتادن کارها فراهم بشود بدبختانه جز آن هشت نفری که برای اینکارمعلوم شدند بنده را هم انتخاب کردند (خسروقشقایی - خوشبختانه) ما وارد این موضوع شدیم که این اختلافات سر چیست یک قسمتش مال اوضاع داخلی مجلس بود این را با حسن نیتی که جناب رئیس مجلس داشتند بعرض ایشان رساندیم و ایشان هم دستوراتی صادر و این موضوع حل شد و اشکال مرتفع شد یک موضوع این اختیارات جناب دکتر مصدق بود که اختیارات قانونگذاری خلاف قانون اساسی است این قسمت تشخیص داده شود که شخصی هم رئیس قوه مجریه باشد و هم حق قانونگذاری داشته باشد این ابدا صلاح نیست (مهندس حسیبی – همچو موضوعی به آن کمیسیون مراجعه نشد) کمیسیون برای اختلافات بود کمیسیون غیررسمی در یک جلسه خصوصی برای پیداکردن راه حل در رفع اختلافات بود یکی از مسائل مختلف فیه ما این بود اختلاف نبود می‌گفتیم که دکتر مصدق اختیار داشته باشد (مهندس حسیبی - به نظر شما بله) همچوچیزی نبود بائک تجروبائی لاتجرنیست

نایب رئیس - آقای حائری‌زاده راجع به فوریت شماره ۱۵ دقیقه وقت داشته‌اید ۱۰ دقیقه اش گذشت.

حائری‌زاده -خیلی خوب آنچه را که رسیدم عرض می‌کنم بقیه را در فوریت دوم عرض خواهم کرد این موضوع با دکتر مصدق صحبت شد خودش هم موافق بود. حتی آن جلسه من رفتم پهلوی ایشان رفقا که رفته بودند گفتند قانون اختیارات را آورده‌است و گفته در فلان قسمتهایی هیچ مانعی ندارد و من سلب اختیار از خودم می‌کنم و در یک قسمت‌هایی که مربوط به پیشرفت کار من است اینها را تعقیب نکنید که دولت تضعیف می‌شود و وعده دادند ایشان که خودشان اینکار را بکنند مجلس سلب اختیار از ایشان نکند که تضعیف شوند بلکه خودشان آن اختیاراتی راکه در مجلس آمدند و رختخواب انداختند و شب خوابیدند و گفتند که مجلس اختیار بدهد چون من و شاه آبمان توی یک جوی نمی‌رود شاه برای خودش اختیاراتی قائل است مامورین عالیرتبه گوش به حرف من نمی‌دهند و گوش به حرف شاه می‌دهند و این مسئله باعث فلج شدن کارهامی شود ما که با شاه صحبت کردیم او معتقد بود که اختیاراتی در قانون اساسی برای او هست ولی می‌گفت من هیچوقت از این اختیارات وقتی که دولت دکتر مصدق بوده‌است استفاده نکرده‌ام هر کسی را که مامور کرد بدون اینکه مشورتی با من کرده باشند من اعتماد داشته‌ام و گفته‌ام چون یک کار اساسی را دارد انجام می‌دهد موافقت کردم اختلافی نداشتیم فرمودند من یک قسمی خورده‌ام شماهم یک قسمی خورده‌اید ما دیدیم که عملا اختلافی نیست اختلاف سر ملا لغتی شدن است و این اصل مسلم حقوقی هم در دنیا هست که در دنیای امروز قبول شده اختیارات لازمه اش مسئولیت است اگر کسی را گفتند مسئول نیست نمی‌توانید اختیار بهش بدهید (صحیح است) یک صغیری مال هم خیلی دارد ولی بجهاتی باواجازه نمی‌دهند در مال خودش دخالت کند ولی قیم او دخالت می‌کندآن صغیر مسئول نیست اختیار هم ندارد ولیش هم مسئول است و هم اختیاردارد. دولت هم همین جوراست دولت در مقابل مجلس مسئول است البته دولتهایی که خود را مال مجلس بدانند نه اینکه بروند زیر پتوهیچ کاری به مجلس نداشته باشند این که می‌رود زیر پتو مخفی می‌شود نمی‌آید به مجلس این دوسیه اش علیحده‌است دولتهایی که خودشان را مسئول مجلس می‌دانند و تحت امرمجلس باشند باید به آنها اختیارداد اما نه اختیار قانونگذاری (مهندس حسیبی - اختیارقانونگذاری داده نشده) این بود که گفتیم یک عبارتی که طرفین راضی باشند و این گله گزاریها خاتمه پیدا کندعلی بهانه گیر نداشته باشیم در کار یک اصل مسلم حقوقی را برمی داریم می‌نویسم گمان می‌کنم در منزل ما بود آقای مجدزاده و دکتر سنجابی و سایر رفقا هم تشریف داشتند (دکتر معظمی - بفرمایید که یک قسمت را هم خود جنابعالی دیکته فرمودید) یک قسمت را هم بنده دیکته کردم و نوشتند در این حرفی نیست چون یک اصل مسلم حقوقی قانون اساسی است در این هیچ اختلافی نیست سر این حرفی نیست (صحیح است) این را پیراهن عثمان کردند و در تمام شهرستانها بوق و کرنا راه انداخته‌اند که بیایید رای بدهید خوب قانون اساسی هم همین است اگر آقایان دلشان برای قانون اساسی سوخته‌است آنجایی که قانون اساسی لغوشده‌است و اختیار قانونگذاری را از دست مجلس گرفته به مصدق‌السلطنه داده‌اید این را ضمیمه کنید ما دو طرح تهیه کرده‌ایم حالا ایشان گفتند وقت تمام شده این را شروع بکنم یکقدری طول می‌کشد.

منبع