New Server

سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر هنگام گشایش جاده هراز ۲۵ تیر ۱۳۴۲

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
درگاه انقلاب شاه و مردم درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

سخنرانی‌های محمدرضا شاه پهلوی

جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران


سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر هنگام گشایش جاده هراز ۲۵ تیر ۱۳۴۲


افتتاح این راه امروز برای من موجب مسرت است، برای اینکه پایتخت ایران و نقاط مرکزی ایران را به وسیله یک راه زیبا و کوتاهی به مناطق کرانه‌های خزر متصل می‌کند. هم جنبه اقتصادی دارد و هم جنبه سیاحت و استراحت و تفریح، و مردمان بیشماری خواهند توانست که فرآورده‌های خود را از شمال از این طریقه بالنسبه کوتاه به بازارها برسانند و همچنین احتیاجات خود را از مرکز و نقاط مرکزی تأمین بکنند و تعداد بیشماری نیز خواهند توانست که از فرصت کوتاه تعطیلاتی که دارند برای استراحت به کرانه‌های دلپذیر بحر خزر برسند و از طبیعت آنجا استفاده بکنند. ساختمان این راه تقریباً هفده سال متوقف بود. جنگ برای ما مصایب بیشماری ببار آورد. اضافه بر خرابی‌ها در داخله مملکت برای مدتی متأسفانه ستون‌های پنجم مختلفی راه افتادند. هر کدام برای یک منافعی، یک منابعی متأسفانه سنگ به سینه زدند و نفهمیده به خودشان و به مملکت شان صدمه رساندند و اضافه بر این ضربت مهلک روحی که جبرانش خیلی مشکل است و به هر صورت خیلی طول می‌کشد صدمات مادی خوردیم که منجمله متوقف شدن نهضت بزرگ آبادانی و اصلاحی مملکت بود.


خوب به خاطر دارم و غالب شما حضاری که این جا هستید نیز این را به خوبی حس می‌کنید، چون می دانم خیلی از شماها یا در اروپا تحصیل کرده یا به آن جا مسافرت کرده‌اید، قبل از جنگ یک نفر ایرانی مفتخر بود و موقعی که در خارج بود تظاهر می‌کرد که من ایرانی هستم. ما دعا می‌کنیم اصولاً در دنیا وضعی پیش بیاید که خطر جنگ بکلی برطرف شود و این بدبختی‌ها نه برای مملکت و نه برای هیچ مملکت دیگر پیش بیاید. از طرف دیگر گمان می‌کنم هیچکس تردید نکند که هیچ مملکتی به آتیه خود نمی‌تواند امیدوار باشد اگر مملکت خود را بدون مقاومت تسلیم هر متجاوز و هر دشمنی بکند. آن سیاست عدم مقاومت امروزه مفهومش غیر از بدبختی و نکبت و نیستی نیست. اضافه بر اینکه خیانت است ولی عملاً هم هیچگونه نتیجه‌ای نمی‌تواند داشته باشد. به هر صورت این بدبختی‌ها را ما کشیدیم تا اینکه حقیقتاً سه معجزه پشت سر هم این مملکت را از عاقبت وحشتناکی نجات داد. ما توانستیم خودمان را طوری حفظ بکنیم و بالاخره کم کم کارهایی هم بکنیم. برنامه هفت ساله اول یک کارهایی را شروع کرد و بخصوص برنامه دوم کارهای خیلی بزرگتری را آغاز کرد و به اتمام رساند. برنامه سوم امیدوارم که باز بهتر و بیشتر و با تجربه کامل تر کارهای ماه را دنبال بکند. تا دو سه سال پیش آهنگ پیشرفت ما بالنسبه یک آهنگ خیلی قوی بود. این دو سه سال اخیر روی سیاست‌های غلطی که پیش گرفته شد، مخصوصاً اعلام ورشکستگی مملکت و در عین حال بذل و بخشش‌های عجیب و غریبی در بودجه مملکت، وحشت مردم، فرار سرمایه، خودداری از سرمایه گذاری، رشد اقتصادی ما را به پنج و نیم درصد یا پنج درصد پایین آورده است و این پنج درصد اگر ازدیاد نفوس مملکت و توقعات مردم را هم به آن اضافه کنیم یک زنگ و باصطلاح اعلام خطری است که ما در آتیه باید بکوشیم و لااقل رشد اقتصادی و ملی خودمان را به هشت درصد در سال برسانیم.


اگر بیشتر بشود چه بهتر، برای این کار چند چیز لازم است، یکی اجرای برنامه‌های هر چه وسیعتری توسط دولت و از طریق سازمان برنامه و سایر دستگاه‌های دولتی و یکی شرکت مجدد مردم خودمان در سرمایه گذاری در درجه اول و جلب سرمایه‌های خارجی در مرحله دوم. برای این کارها در مرحله اول دستگاه‌های اداری صحیح و تمیزی لازم است که کارهای دولت را انجام بدهد، و در قسمت خصوصی این است که مردم بدانند که تا مدتی سروکارشان با چه سیاست اقتصادی است و به نسبت آن سیاست اقتصادی زندگی خودشان را، فکر خودشان را، امید و آرزوهای خودشان را، و نقشه‌های آینده خودشان را تطبیق بدهند. از لحاظ کلی تمام این چیزها تحت‌الشعاع این انقلاب بزرگی است که ما شروع کردیم و در شش ماده مصوبه ملت خلاصه شده است و راهنمای آینده اجتماعی و اقتصادی این مملکت است. از لحاظ اجتماعی، همان طوری که به کرات گفتم این مملکت دیگر مملکت آزادمردان و مملکت آزادزنان است و متعلق به هیچ طبقه خاصی نیست.


اکثریت مردم مملکت چه دهقانان، چه زن‌ها، چه همه، در حقیقت آزاد شده‌اند. هر کسی در سرنوشت خودش در حدود قوانین و مصالح ملی مطابق یک فرد زنده بشر صاحب حقوق بشری و صاحب اختیار است. دیگر هیچ طبقه‌ای امتیاز خاصی ندارد، بلکه مملکت بطور عادی و طبیعی مسلماً متعلق به اکثریت مردم است و قاعدتاً مقررات و قوانینی که وضع می‌شود باید منافع اکثریت مردم را همیشه در نظر بگیرد. این وضع آینده اجتماعی ایران است و این وضع اجتماعی مسلماً در صنعت اقتصادی تأثیر کرده است، برای اینکه آزادی دهقان ایرانی که هفتاد و پنج درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد و تأمین منافع حقه او، قدرت خرید مردم را به طریق فوق العاده‌ای زیاد می‌کند. این خودش باعث رونق صنایع مملکت خواهد شد، و وقتی که صنایع مملکت رونق پیدا بکند، صاحبان سرمایه هم تشویق خواهند شد که سرمایه خود را در کارخانجات و کارگاه‌های صنعتی بگذارند، ولو اینکه منافع کارگرها نسبت به سابق غیر قابل قیاس باشد. اضافه بر این عوامل دیگری هست که یک جامعه‌ای را محکم تر می‌کند، دوام به آن می‌دهد و احیاناً لایزال می‌کند و آن روحیه ملت است. از لحاظ رئیس مملکت، من هیچ چیز را بالاتر از این نمی دانم که یک جامعه‌ای بر اساس محکم دینی برقرار باشد. در مملکت ما خوشبختانه ما پیرو دین مقدس اسلام هستیم که عقیده داریم از هر دینی بالاتر و مترقی تر است. در سایه این احکام مقدس جامعه ما می‌تواند به اوج تعالی و ترقی برسد. کشور ما تنها مملکت رسمی شیعه دنیا است و ما یک خواص و خصایلی برای خودمان قایل هستیم که امیدوار هستیم آن‌ها را هم حفظ بکنیم. راه درست تبلیغ این دین به مردم بوسیله مبلغین مذهبی و علمای دین ایران است.


علمای اسلامی بخصوص علمای شیعه برای ما حقیقتاً مورد کمال احترام هستند، ولی عالم حقیقی آن کسی است که فکر و ذکرش غیر از خداوند و دین چیز دیگری نباشد. در هر اجتماعی، در هر لباسی طبیعتاً اشخاصی هستند که قدری از حقیقت دور می‌شوند و در هر صنفی کسانی هستند که باصطلاح دکان باز می‌کنند. این امروزه دیگر مورد قبول جامعه نیست. اینجاست که ایجاد عکس‌العمل می‌شود و یک عده‌ای سئوال می‌کنند که پس حقیقت کجاست، و متأسفانه به این وسیله باعث تشنجاتی می‌شوند. چیزی که لازم است این است که خود علمای حقیقی دین ما اگر لازم باشد افراد غیر صالح را از میان خودشان طرد نمایند و فقط حقایق اسلامی را ذکر و تبلیغ بکنند تا نه فقط مورد احترام و محبت قلبی ما و مردم ایران واقع بشوند، بلکه مسلماً مورد محبت خداوندی قرار گیرند، برای اینکه راه خدمت حقیقی به دین تنها از این طریق است.


به هر صورت امیدوارم جامعه ما از لحاظ اجتماعی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ روحی و دیانتی بر این مبانی عالی بشری قرار بگیرد و کارهای مملکت هر روز با سرعت بیشتری ادامه پیدا بکند و ملت ایران در آینده روز بروز مرفه تر و مفتخرتر و سربلندتر زندگی کند.