New Server

سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باشگاه رسانه‌های همگانی کانادا - اوتاوا ۳۰ اردیبهشت ۱۳۴۴

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
سخنرانی‌های محمدرضا شاه پهلوی بر پایه تاریخ درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

سفر محمدرضا شاه پهلوی به برزیل آرژانتین و کانادا ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۴ - ۶ خرداد ۱۳۴۴

برنامه عمرانی سوم/سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۵


از بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باشگاه رسانه‌های همگانی کانادا - اوتاوا ۳۰ اردیبهشت ۱۳۴۴


خانم ها و آقایان محترم


از اینکه امروز در این مجمع گرم و صمیمی به من فرصت صحبت داده شده است بسیار خوشوقتم. خیال می‌کنم وقتی که مسافری از راهی چنین دور به دیدار دوستان خود می‌آید برای هر دو این فرصت مطلوبی باشد که لحظه‌ای چند با یکدیگر گفتگوی صمیمانه و بی تکلفی داشته باشند تا یکدیگر را بهتر بشناسند و از نزدیکتر به احوال و روحیات همدیگر پی ببرند.


زمانی بود که یک مسافر مشرق زمین با خود رؤیاها و افسانه‌های زیادی برای مردم یک کشور غربی همراه می‌آورد، ولی امروز دیگر آن رؤیاها را بیشتر باید به دست صفحات تاریخ افسانه‌های گذشته سپرد.


البته برای ما همیشه شما همان بوده اید که اکنون هستید. کشور کانادا برای ما یک مظهر عالی ترقیات مادی و معنوی و نمونه برجسته ای از خط مشی و روش سیاسی و اجتماعی واقع بینانه‌ای است که به حق می‌باید سرمشق بسیاری از مللی قرار گیرد که تازه در راه توسعه و ترقی قدم بر می‌دارد.


در مملکت شما صنعت و علم و اقتصادی بسیار پیشرفته با اصول و موازین عالی بشری و با دموکراسی واقعی در آمیخته است. ملت شما نه سابقه تجاوز به خاک دیگران را دارد و نه تاکنون علیه مصالح جامعه ملل جهان قدمی برداشته است. درست بعکس، این کشور تا کنون در بسیار موارد صمیمانه دست دوستی و کمک بدون توقع به سوی ملل دیگر دراز کرده است.


ولی همانطور که هر نوع امتیازی تعهدی را نیز ایجاب می‌کند، کشور پیشرفته و سعادتمند شما نیز خودبخود مانند سایر ملل مترقی و مرفه جهان امروز یک وظیفه اخلاقی و بشری در مقابل مللی دارد که بر اثر شرایط نامساعد تاریخی یا جغرافیایی یا انسانی گذشته کمتر از شما از نعمت دانش و ترقی اقتصادی و پیشرفت‌های اجتماعی برخوردار شده اند. این وظیفه، کمک بدین ملل در پر کردن این فاصله و همکاری صمیمانه در رسانیدن آن ها به پایه سایر کشورهای پیشرفته جهان است.


سیر تکامل تاریخ و تمدن جامعه بشری امروز دیگر فواصل جغرافیایی را از میان برداشته است، و در چنین وضعی فواصل اجتماعی بین ملل نیز می‌باید دیر یا زود از میان برداشته شوند. وجود توده‌ای از جوامع محروم با سطح زندگی بسیار پایین و با سطح فرهنگی پایین تر در کنار جمع دیگری از ملل کاملاً مرفه و برخوردار از تمام مواهب علم و فرهنگ، نه تنها برای وجدان بشری قابل قبول نیست بلکه از نظر صلح جهانی و از لحاظ تأمین آینده قابل اطمینانی برای تمام جامعه انسانی نیز کاملاً خطرناک است.


راه حل واقعی و قطعی رفع قسمت اعظم از تشنجات و ناراحتی هایی که بر اثر وجود همین وضع در پیش می‌آید و طبعاً در آینده نیز در پیش خواهد آمد کوشش در از میان بردن علت اصلی این تشنجات از راه بالا بردن سطح زندگی مادی و معنوی مللی است که در حال توسعه هستند. تجربه نشان داده است که هیچ راه حل دیگری ولو موقّتاً رضایتبخش باشد راه حل قطعی و نهایی نمی‌تواند بود.


ما در این جا برای خودمان صحبت نمی‌کنیم، چون بحمدالله از نعمت ثروت بیکران بهره‌مند هستیم، ولی متأسفانه وضع کنونی روابط بین ملل پیشرفته و ملل در حال توسعه طوری است که منظماً ملل ثروتمند ثروتمندتر و ملل فقیر فقیرتر می‌شوند. این موضوع اخیراً در کنفرانس جهانی اکافه که تحت سرپرستی سازمان ملل متحد در تهران تشکیل شد و در کنفرانس دیگری که اندکی بعد از آن در ژنو تشکیل گردید به تفصیل مورد بحث قرار گرفت.


به نظر ما اکنون موقعی رسیده است که کشورهای مترقی در این باره با توجه بیشتری مطالعه کنند تا راهی در پیش گرفته شود که از تقسیم جهان به دو گروه ممالک ثروتمند و ممالک فقیر جلوگیری گردد، زیرا آزمایش این نوع تقسیم ها و طبقه‌بندی ها هیچوقت آزمایش مطلوبی نبوده است. در این راه و در بسیاری از جهات دیگر کشور خوشبخت شما می‌تواند سرمشق برجسته ای برای سایر ممالک مترقی باشد. این مأموریت معنوی مهمی است که به مقتضای شرایط ممتاز مادی و اجتماعی و اخلاقی به عهده شما محول شده است، و من یقین دارم که کانادا تا آن جا که بدان مربوط است این مأموریت پر ارزش را به خوبی انجام خواهد داد.


اجازه بدهید از این فرصت برای بیان توضیحاتی چند درباره کشور خودم که یقین دارم شما به آشنایی بیشتر با آن علاقمندید استفاده کنیم. مملکت من به طوری که می‌دانید یکی از کهنسال ترین کشورهای جهان است. رژیم کنونی ما که قدیمی‌ترین رژیم سلطنتی موجود دنیا است، اکنون بیست و پنج قرن عمر دارد. در این مدت دراز بارها حوادث سهمگین تاریخ و هجوم‌ها و جدال های پی در پی موجودیت ما را به خطر انداخته ولی روح ملیت و استقلال ملی ما هر بار از این کشمکش‌ها سالم بیرون آمده است، به طوری که استمرار تمدن و فرهنگ و ملیت ایرانی در طول این دوران ممتد امری است که در تاریخ جهان کمتر سابقه دارد.


متأسفانه کشوری که قرن ها یکی از مشعل داران تمدن و فرهنگ جهان بود، در قرون اخیر بر اثر عوامل مختلف و متعددی که در این جا مجال شرح و تفسیرشان نیست و یکی از مهمترین آن‌ها دخالت های غیر قانونی و نامشروع برخی از دُوَل بزرگ غربی بود، دچار دوران انحطاطی شد که ما را در کلیه شئون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از کاروان ملل مترقی جهان عقب انداخت.


وقتی که پدر من در کمتر از پنجاه سال پیش برای اصلاح این وضع قد علم کرد، فاصله ما با دنیای پیشرفته و مترقی غرب بقدری زیاد بود که شاید از میان بردن این فاصله غیر قابل قبول بنظر می‌رسید. ولی مردانی هستند که هر قدر مشکلات بیشتر باشد اراده آن ها در مبارزه با این مشکلات قوی تر و سرسخت تر می‌شود. پدرم یکی از همین افراد بود. البته او این سعادت را داشت که در راه تجدید حیات ملت ایران به نبوغ و استعداد ذاتی ملت خود که مانند آتشی در زیر خاکستر نهفته بود اتکاء داشت. این همان اتکایی است که خود مرا نیز در طول بیست و پنج سال سلطنت که قسمت اعظم آن با بحران‌های ناشی از جنگ دوم جهانی و از اعمال نفوذهای بیگانگان مواجه بوده به کوشش و تلاشی بی وقفه تشویق کرده است، زیرا من همواره اعتقاد راسخ داشته ام که ملت ایران در صورتی که به راه واقعی خود برود خیلی زود می‌تواند عقب ماندگی‌ها را جبران کند.


انقلاب اجتماعی عظیم ما که در سه سال پیش بدون خونریزی و بدون تجاوز به حقوق حقه افراد یعنی بدون قربانی کردن آزادی های فردی صورت گرفت و بنیان اجتماع ما را بکلی دگرگون کرد بر اساس همین رشد اجتماعی ملت ایران و با اتکاء بدان انجام گرفت.


ما این انقلاب را که به منظور تأمین عدالت اجتماعی و از میان بردن ظلم ها و تبعیض های طبقاتی و بنیان گذاری جامعه ای نوین و کاملاً مترقی همسنگ با پیشرفته ترین جوامع امروزی جهان صورت گرفت برخلاف بسیاری از انقلابات کشورهای دیگر با زور اسلحه و با توسل به اصول دیکتاتوری و از میان بردن آزادی های قانونی انجام ندادیم، بلکه به صورت یک مراجعه به آراء عمومی یعنی با عالی ترین نوع ممکن دموکراسی انجام دادیم. من به عنوان پادشاه کشور اصول این انقلاب را در سه سال پیش طی یک برنامه شش ماده ای به آراء عمومی گذاشتم. در این رفراندوم در مقابل دویست هزار رأی مخالف بیش از پنج میلیون نفر رأی موافق دادند، و بدین ترتیب بود که انقلاب سفیدی در کشور ما انجام گرفت. بعداً مواد دیگری نیز در تکمیل اصول اولیه این رفراندوم بدان اضافه شد و به صورت قانون در آمد.


این انقلاب در عین حال جنبه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی داشت: از یک طرف در نتیجه اجرای آن شانزده میلیون کشاورز ایرانی که سه چهارم جمعیت کشور ما را تشکیل می‌دهند بر اثر الغای مالکیت‌های بزرگ ارضی و واگذاری زمین‌های زراعتی به مقیاس محدود به کشاورزانی که خودشان در روی این زمین‌ها کار می‌کنند شخصاً صاحب زمین شدند. ما این زمین‌ها را از مالکین بزرگ به قیمت عادله خریدیم و آن‌ها را به اقساط طولانی و با شرایط بسیار مساعد به کشاورزان فروختیم. از طرف دیگر با اجرای ماده دیگری از این انقلاب، کارگران ایران در سود ویژه کارخانه‌هایی که در آن‌ها کار می‌کنند شریک شدند و این آزمایش تاکنون از حیث بالا بردن سطح تولید نتیجه بسیار خوب داده است. باز هم به موجب این انقلاب زنان ایران از حقوق قانونی کاملاً مساوی با حقوق مردان برخوردار شدند و بدین ترتیب نیمی از جمعیت کشور عملاً در اداره سرنوشت خود و مملکت خود سهیم گشتند.


یکی دیگر از مواد جالب این تحول اجتماعی ایجاد سازمان‌های متشکلی به نام سپاه دانش، سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی بود. فعالیت‌های دو سازمان اخیر هنوز در مراحل اولیه آن است، ولی سپاه دانش که وظیفه افراد آن مبارزه با بیسوادی و تعمیم امر آموزش در کلیه روستاها و نقاط دورافتاده کشور است از دو سال پیش وظیفه خود را به صورتی واقعاً قهرمانی انجام می‌دهند. این سپاه مرکب از افراد دیپلمه ای است که خدمت وظیفه خود را به جای سربازخانه‌ها در روستاهای کشور برای تعلیم بیسوادان انجام می‌دهند، و در این مدت سه سال افراد این سپاه به قدری پشتکار و کوشش و روح ایمان و فداکاری از خود نشان داده‌اند که امروز در سراسر مملکت ما آن‌ها را با نظر اعجاب می‌نگرند. نتایج کار این افراد به قدری رضایت بخش بود که ما فکر کردیم آن را به عنوان نمونه‌ای در معرض ملاحظه سایر کشورهایی که دچار همین مشکل ما یعنی مشکل بیسوادی بسیاری از افراد خود هستند قرار دهیم تا ایشان نیز در صورتی که مفید تشخیص دهند این آزمایش را تحت شرایطی که با محیط و مقتضیات ملی خودشان وفق داشته باشد در کشور خود مورد استفاده قرار دهند. بدین جهت من در اکتبر گذشته تشکیل یک کنگره جهانی از وزرای آموزش کلیه کشورهای عضو سازمان فرهنگی ملل متحد (یونسکو) را بدین سازمان پیشنهاد کردم و خوشوقتم که طبق قطعنامه‌ای که به اتفاق آراء در سیزدهمین مجمع عمومی یونسکو صادر شد این پیشنهاد مورد قبول قرار گرفت و مرکز تشکیل این کنگره نیز تهران پایتخت ما تعیین شد.


بدین ترتیب ما در سپتامبر آینده ناظر اجتماعی نمایندگان عالی رتبه تربیتی کشورهای جهان منجمله کشور کانادا خواهیم بود که برای تبادل نظر درباره یکی از مهمترین و بشری ترین مسایل جامعه امروز جهان یعنی نجات بیش از میلیارد نفر از مردم دنیا از بلای بیسوادی در تهران گرد خواهند آمد.


بنابراین می‌بینید که ما اکنون در جریان تلاش وسیع و همه جانبه‌ای در کشور خود هستیم برای اینکه جامعه ایرانی را در کلیه شئون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره از پیشرفت‌هایی که لازمه زندگی جامعه مترقی امروز بشری است برخوردار سازیم. ما این رفُرم‌های عمیق اجتماعی را که به منظور تأمین و تعمیم هر چه بیشتر عدالت اجتماعی صورت می‌گیرد به موازات فعالیت بسیار وسیعی در زمینه پیشرفت‌های اقتصادی کشور انجام می‌دهیم. کشور ما اکنون در جریان یک تحول عظیم برای انتقال از صورت یک مملکت کشاورزی به یک کشور پیشرفته صنعتی است.
خوشبختانه این مملکت دارای وسعت جغرافیایی زیادی است که گر چه به پای وسعت کشور شما نمی‌رسد، ولی نسبت به جمعیت آن بسیار مناسب است. ما در این خاک از ثروت‌های فراوان معدنی برخورداریم که اکنون به استفاده از همه آن‌ها همت گماشته ایم و یکی از آن‌ها که قطعاً شما با آن آشنایی کامل دارید نفت است.


ما عواید حاصله از نفت خود را کُلاً در اختیار سازمانی به نام سازمان برنامه گذاشته‌ایم که وظیفه آن صنعتی کردن کشور ما است. در این راه تاکنون فعالیت وسیعی در ساختن سدها، جاده‌ها، بندرها، فرودگاه‌ها، کارخانه‌ها، و همچنین مراکز متعدد فرهنگی و بهداشتی و مواصلاتی و غیره انجام گرفته است و برنامه‌های خیلی زیادی نیز در دست اجرا است.


باید بگویم که همه این اقدامات در کشور ما با مراعات کامل اصول دموکراسی و حفظ حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی انجام می‌گیرد، و این امری است که مایه مباهات و اطمینان خاطر ماست. ما چه بر اثر سنن دیرینه فرهنگ و تمدن خود و چه با نظر واقع بینانه نسبت به مقتضیات دنیای کنونی، اعتقاد راسخ داریم که پیشرفت واقعی یک اجتماع ولو آنکه به ظاهر بطئی تر صورت گیرد جز با حفظ این حقوق و آزادی‌ها انجام پذیر نیست و هر نوع ترقی دیگری ناپایدار و غیر اصیل است.


بنابراین ما همان راهی را می رویم که همواره شما رفته‌اید، و اگر من می‌گویم که ما در قلب خود احترام عمیقی نسبت به ملت شما احساس می‌کنیم برای این است که هر دو آرمان‌های مشترک و فلسفه زندگی مشترک و اصول مقدس مشترکی داریم که مورد اعتقاد قلبی ما است. امیدوارم توسعه روزافزون تفاهم و همکاری دو کشور ما در همه زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی نمونه‌ای از همکاری تفاهم بین‌المللی ثمربخشی باشد که بی تردید نفع همه مردم جهان و تضمین آینده اطمینان بخش جامعه بشری را در بر خواهد داشت.